شما اینجا هستید

اولین سکس

اولین بارم بود

باره اولم بود میخواستم سکس کنم , قرار بود صبح بیاد دنبالم , شبه قبل از استرس خوابم نمیبرد وقتی به فردا فک میکردم از استرس همه ی تنم میلرزید , 17 سالم بود , پیشه خودم میگفتم زوده چرا همچین کاری میخوام بکنم.. ولی هم دوسش داشتم هم دوس داشتم تجربه کنم..
فردا شد و طبق قرار 9 صبح اومد دنبالم ک بریم خونشون , حتی الان ک یاد اون روز و استرسی ک داشتم میوفتم تنم میلرزه!
تو ماشین ک داشتیم میرفتیم سمت خونشون فقط نگاش میکردم و چون دوسش داشتم یکم اروم تر شدم , نزدیک خونه زنگ زد با داداشش هماهنگ کرد ک یه وقت کسی نیاد

داستان سکسی:

اولین کسی که بهش دست زدم

سلام.من رضا هستم.17 سالمه از اصفهان.راستش خیلی مسخرست ولی من الان توی مهمترین دوران عمرم ینی دادن کنکور هستم اما......!!!!امروز 18.10.92 هستش که دارم مینویسم.هفت ماه پیش دقیقا توی امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان،با یه دختر نسبتا خوشگل به نام شقایق دوست شدم.شقایق خوشگله،چهره ی قشنگی داره و چشمای قهوه ای داره.وای خدا وقتی خورشید تو چشمام میتابه،چشماش آدمو دیوونه میکنه.از قدش بگم که 168 و وزنش 59 هستش.وای که نمیدونین چه بدنی داره.چه کمر و باسنی داره.ادم قاطی میکنه.اما شقایق از من بزرگتره.اونم منو خیلی دوس ااره.خستتون نکنم.اواخر شهریور بود که از مشهد برگشتیم و بعد 7 روز شقایقو دیدمش و جلوش زدم

داستان سکسی:

اولین خاطره عشقبازی و سکس

بعد از ظهر بود که رفتم سرکار واسه کشیک تا ساعت نه سرکار بودم بعدش دوست دخترم زنگ زد که واسه شام گفت بیا خونه من تنها مامان اینا رفتن مسافرت منم مونده بودم برم یا نه دل زدم به دریا و رفتم نشستیم با هم شام خوردیم بعد اومد کنارم منم دستم رو انداختم رو شونه هاش اونم بلافاصله سرش رو گذاشت رو شونه هام یه دو ساعتی پیشش بودم تا اینکه ساعت یازده شد داشتم میرفتم سمت در که دستش رو انداخت دور کمرم منم دستم رو شونه هاش بود یهو منو کشید تو بغلش و نگذاشت که برم یه نیم ساعتی منو بغل کرده بود وفشارم می داد منم پشتش رو لمس می کردم تا اینکه ازش جدا شدم و رفتم خونه از اون موقع هر وقت میدیدم می رفتم سرکارش و به

داستان سکسی:

شروع زندگی سکسی من

سلام.ساعت 3:38 نصفه شبه شروع کردم.اولین داستانیه که مینویسم.عضوم نیستم ولی سه ماهه مرتب میامو میشه گفت نود درصد داستانارو خوندم.فقطم از سه چهارتاش خوشم اومده بقیش خیلی ضعیف بود واقعا.ینی بعضیاش انقد ابکی بود که فقط میگفتم:خدایا مارو با کیا کردی 75 میلیون? دیگه با خودم گفتم یه دونه بنویسم.تو راهنماییم یه انشا نوشتم درمورد کتاب کلی حال کردن فرستادن منطقه اول شد چاپ شد تو این آموزش پرورش واینا دیگه این شد اعتماد به نفس پیدا کردم بنویسم.اخه یا اعتماد به نفس میخواد و یه داستان توپ یا یه داستان مزخرف و یه غیرت مشت واسه خوردن کلی فحش.که هیچکودومو ندارم.

داستان سکسی:

اولین سکسم با دوست پسرم

سلام به همگی این سایتو وقتی 16 سالم بود یکی از دوستام بهم معرفی کرد یه چند باری اومدم داستان هارو خوندم اون وقتا چون بچه بودم با داستان ها کلی حال میکردم ولی دیگه نیومدم الان که 20 سالمه اومدم یه سری بزنم و یادی از قدیم بکنم الان که وارد شدم به این مسائل تازه میفهمم چه کس شعرایی بعضیا می نویسن کلی خندیدم امیدوارم خاطره ی من ضایع نباشه من 164 قدمه و وزنم 52 هیکلم قشنگه چون پایین تنم درشته (: خلاصه می خوام از اولین سکسم واستون بگم که با دوست پسرم که الان 1 ساله نامزدمه کلا 3 سال اینا دوست بودیم بگم البته اون اولا خیلی ناشی بودیم هر دومون سکس اولمون بود (اونجور که خودش میگه سکس اولش

داستان سکسی:

اولین سکس در دوران نامزدی

سلام من غزال هستم .من 17سالمه...میخوام اولین خاطره سکسیم رو براتون بگم.5ماه ازنامزدی من وعشقم علی میگذره .من وعلی خیلی حشیریم دوتامون عاشق سکسیم اما علی میگه تاشب عروسیمون پردت بایدسالم باشه منم همین نظرو دارم.ونامزدبازیمون درحدلب وارضای همدیگه بادست بود تا اینکه یه روز علی اومدخونمون وطبق معمول رفتیم تواتاق من درطبقه دوم بعدازیه لب اساسی نشستیم روتخت وعلی گوشیشودراورد وگفت یه فیلم سکسی اوردم درحد المپیک راستم میگفت فیلمه عالی بود!خلاصه باهم فیلمودیدیم وبین فیلم لب میگرفتیم وهموبوس میکردیم بعدتموم شدن فیلم یه کم توچشای هم نیگاه کردیم بعدعلی گفت دوست داری ماهم...زود گفتم مگه نگفتی تا شب ع

داستان سکسی:

اولین سکس محمد

سلام دوستان .اولین باره که تو این سایت میام و دفعه اولمه که داستان مینویسم اگه بد بود معذرت..اسمم محمد، 26 سالمه قدم 180 وزنم 63 تعریف نباشه هیکل ورزشی دارم .کارم هم تزیینات داخلی ساختمانه.بگذریم، مادر پدرم چندروزی رفته بودن بیرون شهر بخاطر بیماریه مادرم.منم تنها بودم .یه سال پیش با یکی دوست بودم ولی بهم خیانت کردو رفت، خلاصه بفکر دوست دختر جدید افتادم.از تنهایی خسته شده بودم.یه شب رفتم چت بایه دختر اشنا شدم به اسم سپیده دختر خوشگلو بانمکی بود، ابروهای پیوسته صورت کشیده و..کلا چهره قشنگی داشت و خوش اخلاق بود ، هیکل فوق العاده قشنگی داشت مخصوصا کون برجسته و سینه های درشت که هروقت میدیدمش دل

داستان سکسی:

اولین سکس افسانه

سلام
من افسانه هستم
الان که این اتفاق زندگیم را مینویسم بیست و هشت سالمه
من یک خانواده چهار نفره دارم
بابا که شغلش آزاده
مامانم که دبیر آموزش و پرورش هستش
داداشم که مهندس شده و در یک شرکت دولتی مشاور هستش
خودم هم که دانشجوی کارشناسی ارشدم
بگذریم
این نوشته من برمیگرده به هشت سال پیش
شب تولد من توی بیست سالگی ام
دوتا از دوستانم آمده بودن و عموها و خاله هام با خانواده هاشون
بابا و مامان و داداشم حسابی خرج کرده بودند و من را پیش دوستام سربلندم کرده بودند
حسابی خندیدیم و رقصیدیم و خوردیم و شادی کردیم

داستان سکسی:

اولین تجربه الناز

سلام،من النازم و 20سالمه .من همیشه این داستان های سکسی رو میخوندمو فکر میکردم دیگه از همه چیز سر درمیارم ولی هیچوقت تجربه ی چیزی رو نداشتم،با این حال عاشق سکس بودم...
ماجرای اولین تجربه من از روزی شروع شد که دختر خالم اومد خونه ما تا به من سر بزنه،اون روز واسه من کلی از دوست پسر جدیدش تعریف کرد اینکه اون ازش سکس خواسته و اینم قبول نکرده،منم اون موقع با یکی دوست بودم (هنوزم هستم) بهش گفتم که تا حالا چیزی ازم نخواسته و... اونم شروع کرد از مهدی ( دوست پسرم) بد گفتن که این روزا همه پسرا خودشونو یه جا خالی میکنن، داره خرت میکنه و ازین حرفا

داستان سکسی:

تــــــــاوان اعتماد

سلام به دوستای عزیز شهوانی من دنیا هستم 20 سالمه
ما هرکدوم به یه دلیلی تو این سایت دور هم جمع شدیم و باید بهم احترام بزاریم من 2ماهی هست با این سایت آشنا شدم و داستان های سکسی دوستان رو خوندم وهم انتقادهایی که شده, هیچ وقت تصمیم نداشتم که منم داستانی بنویسم چون سکس نکرده بودم اما امروز اتفاقی افتاد که گفتم بنویسم تا آروم بشم البته اینم بگم من فوق العاده حشری هستم و این سایت میتونست کمی آرومم کنه تا بتونم خودارضایی کنم... داستان از جایی شروع میشه که من توی ویچت یه پسری و ادد کردم خیلی زبون میریخت همش سعی میکرد خودشو لوس کنه و مخمو بزنه که موفقم شد.

داستان سکسی:

اولین سکس با اولین عشق

این داستان خلاصه ای از 16 سال عاشق بودن منه. من هم یک پسر معمولیم نه خوشتیپم نه کیر 20 سانتی دارم و نه هر کس شعری که تو این داستانها می نویسند.

داستان سکسی:

اولین سکس سارا و کاوه

سلام ٢ سال پيش ديدمش تو خيابون بهم شماره داد به دلم نشست خلاصه با هم ديگه دوست شديم و رابطمون هر روز بهتر و بهتر ميشد،باهام خيلي بيرون ميرفتيم اگه بگم نبوسيده بودم و بغلم نكرده بود دروغ گفتم كنار هم آرامش داشتيم و عاشق هم بوديم واقعا.

داستان سکسی:

اولین سکس اشکان

سلام. من اشکان هستم 24 سالمه، این داستان که میخوام واستون تعریف کنم کاملا واقعیه و برمیگرده به 6 سال پیش وقتی که من 18 سالم بود. من یه دختر خاله دارم به اسم شبنم که حدود 15 سال از خودم بزرگتره، یه شوهر بداخلاق و بددل هم داره که اونو از همه ی فامیل جدا کرده و تنها جایی که اجازه رفت و آمد بهش میده خونه ما و خونه ی مادرش بود
شبنم چهارتا بچه داره که 3 تا بچه ی اولش دختر و بچه ی آخریش که بعد از سکس با من بدنیا اومد پسره (اشتباه نکنید بچش از من نیست هااا)

داستان سکسی:

اولین سکس تانی با دوست پسر

3 ماه بود که باهم دوست بودیم
پسر خوبی شاید نبود اما عجیب بهش وابسته شده بودم
تا اینکه یه روز ازم خواست برم خونشون
اول کلی ترسیدم اما بعدش بیخیال همه چی پاشدم به آدرسی که داده بود رفتم
از تاکسی که پیاده شدم تا سر کوچه رفتم اما استرس همه وجودمو گرفته بود
دوباره برگشتم به همون جایی که از تاکسی پیاده شده بودم
اما نمیدونستم چطوری باید برگردم خونه
دوباره دلمو به دریا زدم و خودم رو به خدا سپردم و برگشتم نزدیک کوچشون که شدم بهش زنگ زدم و گفتم دارم میام
همین که رسیدم سر کوچه دیدم جلو یه خونه با یه در کوچولو و قدیمی وایساده

داستان سکسی:

اولین رابطه ی من با عشقم

اسامی مستعار است
سلام من نگار هستم18ساله از شهرستان
اول از خودم بگم قیافه نسبتا خوبی دارم ولی بیشتر از خوشگلی قیافم با نمکه
ولی انصافا استیل بدنیم فوق العادس 169قدمه و 63وزنم بدنم گوشیه پوستمم بوره و موهام قهوه ای خلاصه
شهر ما کوچیکه و همه هم دیگه رو میشناسن
من یه زنعمو دارم به اسم سیما.سیما یه خواهرزاده داره به اسم امیر که21 سالشه. قراره 2ماه دیگه باهم نامزد کنیم.یه روز سیما بهم گفت نگار امیر تورو دوست داره و این حرفا منم ازش خوشم میومد پسر خوش قیافه و خوشتیپی بود خلاصه من و امیر باهم دوس شدیم

داستان سکسی:

اولین سکسم در ۱۲ سالگی

سلام دوستان میخوام خاطره ای براتون تعریف کنم که بر میگرده به 15 سال پیش که اولین سکسمو با عباس یکی از دوستای خانوادگیمون گذروندم راستشو بخواید اون 15 سالش بود واز اون عوضیاش بود با مامانم و بابام و مامان و بابای اون رفته بودیم شمال اوون جا ویلا داشتن ویلاشون خیلی بزرگ بود جوری که کلا یه اتاقت کوچیک برای بچه ها درست کرده بودن و توش پر اسباب بازی بود منو برد اون جا تا اسباب بازی هارو بهم نشون بده و با هم بازی کنیم رفتیم تو اون اتاقکه بعد اون جای یه چیزی بود مثل فرمون کشتی بود من داشتم هی این فرمونرو اینورو اونور میکردمو داشتم دریارو نگاه میکردم که یهو دیدم عباس دستشو زد به کونم وای داشتم میمر

داستان سکسی:

اولين و بدترين خاطره سكسي من

من مسعود هستم وچهل و دو سالمه الان بيست و سه ساله كه ساكن آمريكا هستم . راستش رو بخواهيد اين سايت رو سه سال پيش پسر عموم وقتي اومدم تهران بهم معرفي كرد . برام خوندن داستان خيلي جالبه علي الخصوص كامنت هايي كه ميزارن واقعا جالبه و با مزه هست. بگذريم اين داستان من مثل مال شماها خيلي باحال نيست اما خواستم اونرو بنويسم شايد عذاب وجدانم كم بشه. در هر صورت ببخشيد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - اولین سکس