شما اینجا هستید

اولین سکس

اولین سکس صدف

سلام مرسی که برای داستانم وقت میذارید.
یه کم در مورد ظاهرم براتون می گم که درک شما از من و فضا بهتر باشه اسمم صدف 22 سالمه دانشجو هستم قدم 169 اندامم خوبه باسنم رو فرمه سایز سینم 75 پوستم گندمی روشن تک فرزند به گفته دیگران خیلی خوشگلم.
تو خانواده ازاد بزرگ شدم یعنی مذهبی نیستیم اما چون تو یه شهر کوچیک زندگی کردم خانوادم یه کم حساسن میدونید که تو شهر کوچیک همه تو کار هم دخالت میکنن و اگه دختر باشی که هر کاری انجام بدی برات حرف در میارن مخصوصا اگه یه خانواده سرشناس باشئ کلا باید حواست به کارات باشه.

داستان سکسی:

اولین سکس ناشیانه

سلام این خاطره مال زمانیه که تازه دبیرستانم تموم شده بود و آخر تابستون قبل از اینکه کلاس های دانشگاه شروع بشه رفیقم احسان که از بچگی رفاقتمون زبانزد بود بهم گفت فردا جنده هماهنگ کنیم بریم منم خندیدم و گفتم پایتم اساسی
فرداش با یه جنده هماهنگ کرد که اون موقع که جنده رنج 20...25 تومن بود این جنده 30 تومن میگرفت و اینطوری که میگفتن همه جاش عملیه و خیلی شاخه

داستان سکسی:

اولین سکس من با دخترخاله متاهل

سلام. من اشکان هستم 24 سالمه، این داستان که میخوام واستون تعریف کنم کاملا واقعیه و برمیگرده به 6 سال پیش وقتی که من 18 سالم بود. من یه دختر خاله دارم به اسم ناهید که حدود 15 سال از خودم بزرگتره، یه شوهر بداخلاق و بددل هم داره که اونو از همه ی فامیل جدا کرده و تنها جایی که اجازه رفت و آمد بهش میده خونه ما و خونه ی مادرش بود
ناهید چهارتا بچه داره که 3 تا بچه ی اولش دختر و بچه ی آخریش که بعد از سکس با من بدنیا اومد پسره (اشتباه نکنید بچش از من نیست هااا)

داستان سکسی:

زهرا منو بازیچه قرار داد

سلام به همه دوستان. من مراد هستم از شیراز. 27 سالمه و قدم 180 با یه هیکل معمولی. داستان من مربوط به آشنایی من با نامزدم زهراست . خانواده های ما با هم آشنایی چند ساله داشتند. کم و بیش با زهرا آشنا بودم و تو حریم خونواده و موقع مهمونیا با هم حرف میزدیم. اونم به حرف زدن مشتاق نشون میداد. لازمه بگم من اصلا اهل دوست دختر و رابطه تلفنی و ... نبودم. مدتی بود که تنهایی داشت اذیتم میکرد و دلم یه رابطه جدی و رمانتیک و گرم میخواست. در اولین گزینه به یاد زهرا افتادم و خواستم باهاش مطرح کنم.

داستان سکسی:

اولین کون دادن مارال

سلام ب همگی اسم من ماراله-مستعار- 17 سالمه این خاطره مربوط میشه ب 14 سالگیم من از 12 سالگیم رفیق داشتم همه بالای 23 سال چون اندامم درشته سنم وبیشترنشون میده میتونستم با پسرای بزرگتر ازخودم باشم ازخودم بگم قیافه ی عادی دارم زیاد خوشگل نیستم اما هیکل درشتی دارم سینه وباسنم بزرگن تا دوسال پیش هیکلم عالی بوداما الان یکم چاق شدم خب من تا قبل از 14 سالگیم لب بازی زیاد کرده بودم اما تابحال سکس از پایین نداشتم توسن 14 سالگی ی رفیق داشتم که 30 سالش بود اسمش وحید-مستعار- بود منو وحید خیلی تو پارک لب بازی کرده بودیم یا براش ساک زده بودم اما سکس نداشتیم خیلی اصرار میکرد سکس کنیم اما من قبول نمیکردیم

داستان سکسی:

خاطره اولین سکس ستاره

می دونید چیه،برای این که این خاطره روتوی شهوانی بذارم خیلی با خودم کلنجاررفتم. من نمیدونم شما به چه جورداستانی میگید داستان سکسی اما به هرحال این داستان بدترین خاطره ایه که از تنهاعشقم دارم
راستش رو بخواین من تازه هجده ساله شدم و تا پنج شیش سال پیش هیچی از سکس نمیدونستم...
من یه پسر عمه به نام پرهام دارم که خیلی خوش تیپ و خوشگله. خیلی دوسش دارم... یعنی در واقع عاشقشم و هرکاری بگه حاضرم براش انجام بدم... البته این آخری برای همون پنج شیش سال پیش بود که نمیدونستم سکس چیه!

داستان سکسی:

اولین سکس اولین لذت

سلام ب همه دوستان شهوانی من تازه ثبت نام کردم و اولین داستانیه ک مینویسم ولی واقعی ..زیاد میام اینجا و داستان هارو میخونم همیشه میخواستم یبار خودم داستان بنویسم ولی سکس نداشتم تا 6 ماه پیش اسم من سینا هست قیافه ک قربونش برم ندارم قد بلند 185 وزن کم 62 خوب لاغرم چ میشه کرد دیگه خوب بریم سر اصل مطلب من ادم کمرویی بودم و خجالتی زیاد رابطه خوبی با دخترا نداشتم خوب خجالت میکشیدم ولی خوب همیشه ی دوست دختر خوب میخواستم ولی ب کسی رو نمیکردم گذشت تا موقع کنکور من هنر میخونم واسه همین کنکور هنر باید مرحله عملیشو تو ی شهر دیگه میدادیم واسه همین معلم کلاس های تقویتی ما یک اتوبوس گرفتو بچه هایی ک ب کلاس

داستان سکسی:

چگونه امین مرد شد

امين پسر خوش تيپ و محجوب، دانش آموز دوره پيش دانشگاهي و ورزشکاربود. خودش دلش ميخواست که مهندسي الکترونيک قبول بشه. غير از کامپيوتر امين به يک چيز ديگه هم علاقه داشت… سکس! ولي تا حالا سکس واقعي نکرده بود. گاهي فيلم سوپر ميديد يا به چت روم هاي سکسي ميرفت. يکي دوبار هم موقعيت دختر بازي براش پيش اومد وبا دخترها لاسيده بود. ولي تاحالا سکس واقعي نداشت و بقول قديميها هنوز مرد نشده بود!شب جمعه بود و امين از تنهايي کلافهشده بود. بهمين خاطر وب گردي ميکرد تا يه جوري خودش رو مشغول کنه. به چندتا سايت سکسي سر زد. حسابي تحريک شده بود و کير شق کرده اش اذيتش ميکرد! يه دفعه موبايلش زنگ زد. دوستش بود.

داستان سکسی:

لذت گاییدن اولین کس

از اونجایی که بیش از 99% داستان ها یا ساخته تخیل و فانتزی دوستان هست یا مبالغه و چاخان شده، از اینرو مصمم شدم خاطره ای رو برای شما عزیزان مکتوب کنم که کلمه به کلمه اون 100% حقیقی و راسته!

داستان سکسی:

اولین سکسم با بهاره

سلام ، اسم من مسعود تک فرزندم بچه تهرانم يه قيافه معمولي هم دارم ، الان حدود 25 سالمه اين داستان ماله زمانيه که من 18 سالم بود و پيش دانشگاهي بودم
فقط از اول بگم يه کمي طولاني هاااا
خوب شروع ميکنيم : باباي ( اسم بابام امير ) من يه دوستي داره به اسم نادر ، اين اقا نادر از ابتدايي تا دبيرستان با باباي من رفيق صميمي بودن باباي من ميره دانشگاه حقوق ميخونه و نادر هم ميره پزشکي ميخونه ...

داستان سکسی:

اولين سكس بچه مثبت

: سلام اس من علي ه 23سال سن دارم وساكن تهرانيم ولي چون بابام شماله يه خونه ام تو شمال داريم داستان من برميگرده به دوسال پش من تا 2سه سال پيش بچه ي خجالتي وسربه زيري بودم و همش سرگرم مسجد از اين جور كارها بودم تا اين كه يه روز يكي از فاميل هاي دور بابام مرد و براي مجلس از این جور مخلفات راهي شمال شديم داستان از اينجا شروع ميشه كه من يه دختر عموي ناز وكمي لوس دارم كه پيش من خيلي راحته واسمش هلياست كه هميشه بامن شوخي ميكنه وهمش به من اس مس ميده خلاصه از مسجد به خونه ي ما نز ديك بود تا اين كه اون روز خوب فرا رسيد وما به مجلس رفتيم يه نيم ساعتي نشستيم كه ديدم مامانم اس مس داده بيا پايين كارت دا

داستان سکسی:

اولين سكس من تو تولد بيست سالگيم

اين ماجرا برميگرده به چندين سال پيش كه يه دختر اروم و ساده بودم.
اون وقت ها بيشتر حواسم به درسو كتاب و دانشگاه بود. توى بهترين دانشگاه سراسري تهران رشته مورد علاقه ام رو ميخوندم و همه چيزم عالي و رو اصول بود. نسبتا يه دختر موفق و ايده ال محسوب ميشدم ، شيطوني هم كم نميكردم و كلي با پسر ها سر و كله ميزدم. اما هيچ كدوم اينها در حد سكس نبودن.
سال اول از طريق يكي از دوستهام كه اسمش شهرزاد بود، با يه اكيپ جديد اشنا شدم. دخترهاشونو كه سه چهار نفر بودن از قبل ميشناختم. يكيشون هم مثل شهرزاد از دوستهاي دبيرستانم بود .

داستان سکسی:

اولین و اخرین سکسم با بی اف آشغالم

سلام .این داستان خیلی داستان شاخی نیس که نخواین باور کنین .هرکیم فحش بده به مامانش برگرده پس فحش ندین
اسم من مینا (اسم مستعار) و اسم بی افمم نیما(مستعار)
من 21سالمه و این داستان مربوط میشه به 2سال پیش نیما هم سنه خودمه
ما حدوده 4سال باهم بودیم و مالوندن و لب زیا داشتیم ولی سکس نکرده بودیم
اون واسه سکس تا حالا خیلی به من گفته بود ولی من همیشه مخالفت میکردم
یک روز سرد تو زمستون منو صمیمی ترین دوستم تو خونه ما باهم بودیم که یهو نیما زنگ زد گفت خونه تنهام میای پیشم؟!
منم از سکس کردن متنفر بودم چون میدونستم عاقبتش اینه که بی افت ولت میکنه

داستان سکسی:

اولین باری که دادم

براتون بگم من دوازده ساله بودم پسر عموم که اهل یکی ازشهرهای مذهبیه اومده بود تهران من تو اتاقم کنار میز کوچکم تکلیف مدرسه رو انجام میدادم که اون اومد تو اتاق و کنارم دراز کشید من یه شلوار ورزشی پوشیده بودم و بعد از چند دقیقه دیدم دستش داره کم کم میاد به کنار باسنم منم کمی شهوتی وکنجکاو شده بودم که میخاد چیکارم کنه تا اینکه نوک انگشتانش رسیده بود به زیر رانم دیگه از شهوت داشتم میمردم ولی دلمم میخاست کمی بتونه انگشتم کنه یواش خودمو بلند کردم کونمو گذاشتم رو دستش کمی انگشتم کرد ترسیدم و بلند شدم رفتم جلو پنجره اومد چسبوند بهم و بهم یواشکی گفت امشب کارت دارم ...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - اولین سکس