شما اینجا هستید

جنده

ماجرای من و داییم با عاطفه

سلام به همه دوستای خوبم من امیرارسلان17ساله از شهرکردم داستانی که مینویسم مربوط میشه به سه روز پیش امروز31شهریوره.من یه دایی دارم اسمش حسینه خیلی باحاله19سالشه سربازی میره بعضی شبا میاد خونمون.یه شب با هم بودیم بهم گفت امیر کاش یه دختر پیدا میشد میبردیم میکردیمش دلم حال میخواد بهش گفتم گیر نمیاد که.بهم گفت اینترنت داری گفتم آره گفت بیا بریم تو چتروم دختر پیدا کنیم داشتم گوگلو باز میکردم توش بنویسم آدرسه چتو سرچ کنه به ذهنم اومد بنویسم سایت دوستیابی ما یه سایت دوستیابی پیدا کردیم سایتش جوریه که میتونی شماره تلفنتو بذاری توش بعد اگه یه دختر خواست باهات دوست بشه شماره خودمو داییمو گذاشتم

داستان سکسی:

جنده کوچولو

جاي فشار دستهاي سنگينش درد ميكرد ، نمي تونستم بخوابم ، فكر اينكه ؛ چرا رفتم و چرا امروز من اين همه متفاوت بود ؟ خوابم را ربوده بود. گردنم و سينه هام ، باسنم و حتي ران پاي راستم درد ميكرد ، وحشيانه از من كام گرفت ، خيلي وحشيانه . در افكارم غوطه ور ميشوم و مرور ميكنم تا شايد اين حس حقارت فعلي را مهار كنم : امروز صبح حالم متفاوت بود ، ديگه كنترلي بر تمايلات جنسي نداشتم ، ديگه نميتونستم بي تفاوتي هاي همسرم را تحمل كنم.كاش امروز صبح هرگز بيدار نميشدم!!! حمام كردم و خودم رو مثل سالها قبل كه تازه عروس بودم و عاشق اراستم !

داستان سکسی:

اولین سکس احمد با یه جنده

سلام من احمدم19 سالمه و ميخوام داستاني براتون تعريف كنم. من يه رفيقي دارم كه كس باز زشتيه و يه روز همينجوري كه سر صحبت باز شد گفت كه يه جنده مخوام بيارم ميايي منم كه برا دفعه اولم بود بدم نميومد و قبول كردم خلاصه شب شد من يه دوش گرفتم و موهاي احمد كچلو رو اصلاح كردم و رفتم بيرون 30 دقيقه گذشت ديدم رفيقم زنگ زد و اومد دنبالم رفتيم همينجور كه ميرفتيم هي كسخل بازي درمياورديم تا رسيدم دم خونه رفيقم. رفتيم تو من به رفيقم گفتم كه كجاست گفتش كه تا 10 دقيقه ديگه مياد دقيقأ سر 10 دقيقه كسكش با يه پارس تر و تميز اومد.

داستان سکسی:

آخرین سکس من قبل از سربازی چه گند بود

سلام اینقدر داستان چرت و دروغین تو سایت خوندم که تصمیم گرفتم یک رویداد واقعی واستون به اشتراک بزارم
امروز 27 تیر 1393 هست

داستان سکسی:

ابتکار جالب یه جنده

سلام من پارسال تو یه شرکت تبلیغاتی کار می کردم اوتجا برااینکه همه کار مشتریان خدمون انجام بدیم با دفتر نیازمندی قرارداد داشتیم و با اینکه کار اصلیمون نبود ولی اگهی نیازمندی هم میگرفتیم.منم هم تبلیغات دوست دارم هم ادعا زیادی تو این زمینه دارم اخر وقت ها هم گزارش عملکرد روزانه را برای مدیریت تنظیم می کردم.یه پنج شنبه ساعت 1 داشتم گزارش تهیه می کردم و پنج شنبه ها سرما خلوت بود متن اگهی های روزنامه که به ما دادشده بود نگاه می کردم یکیش این بود« 206 البالویی ،093****»تو دلم گفتم 206 زیر پای آدمی یه هیچ چیز از فروش و تبلیغات نمی فهمه (حالا نمی خوام دلایل فنی شو توصیح بدم اما بدترین روز و ب

داستان سکسی:

پولم رو گرفت و ...

سلام به همه دوستان شهواني
تعطيلات نوروز 93 تموم شده بود و دوباره رفتن به سركار شروع شده بود اما هنوز كارمون تق و لق بود منم حوصله كار كردن نداشتم يه ساعتي مرخصي گرفتم و زدم بيرون. يه چند تا خيابون اونطرف تر از محل كارم با ماشين در حال عبور بودم كه چشمم به يه خانم نه چندان زيبا افتاد بدجوري آمار مي داد منم يه مدت بود سكس نداشتم و از خدام بود يه موقعيت جور بشه و بتونم حالي كنم.

داستان سکسی:

جنده خونه ی شاه عباس

سلام می کنم به همه ی اونایی که بعد از خوندن این داستان میان و من رو به فحش می کشن . من علی هستم دانشجو هستم توی بوشهر ... داستان از اون جا شروع می شه که من یه مدت اومده شیراز خونه ی یکی از خاله هام و می خواستم یه مدت اون جا بمونم و یک سری کار در شیراز داشتم رو انجام بدم ...

داستان سکسی:

خاطره ای از کلوب صیغه خاله مریم

سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان ملجوق شهوانی.بعدشم پیشاپیش کیرم تو کوس و کون ملجوقایی که میخوان بگن اولشو دیدیم نخوندیم ولی فحششو میدیم،یا میگن دروغ بود و این کس شعرا که آخرش میخوان فحش بدن...خوب بریم سر اصل مطلب:

داستان سکسی:

کابین 18 چرخ قلچماقم

سلام من تازه عضو شدم دلم میخواد یه داستان بنویسم این داستانی که میگم واسه 3 ماه پیشه ... اسم من طاهره 31 سالمه بچه ها بهم میگن میری چون سیدم راننده تریلی م یه ماک قلچماق نارنجی دارم که تو سرویس تهران بندر کار میکنم یه شاگرد داشتم به نام سجاد که از یه سال پیش با هام میاد سرویس .... خیلی کوسکش بود ... چند باری تو خواب جیبمو زده بود من به روش نیاوردم چون پدرش زندان بود خواهرشم جنده بود گفتم شاید درست بشه و دیگه دزدی نکنه دلم به حالش میسوخت ... ولی با خودم عهد بسته بودم که اگه یه بار دیگه دزدی کنه دنده رو بکنم تو کونش .........

داستان سکسی:

ماجرای من با جنده و سرباز نیروی انتظامی

سلام به بچه های شهوانی ,اسم من آزادبخش هستش و ۳۲سالمه خاطره من بر میگرده به زمانی که ۲۴سالم بود در اوج دوران بیکاری و ولگردی تو خیابونا و دختر بازی .من یه رفیق داشتم به اسم محمد و همه گنده کاریهامون با هم بود .یکی از روزهای تیرماه سال ۸۴بود که ساعت ۱۰با موتور زدم بیرون که دوستم محمد رو دیدم اونم از من بیکارتر سوار ترک موتور شد و رفتیم تا یه تیکه ای گیر بیاریم تو خیابو بودیم که محمد گفت وایسا مه خودشه یه زن ۳۰/۴۰ساله به بدنی ردیف گفت بچه ها اینو زدن زمین بهش گفتم مطمینی گفت اره رفتیم دنبالش به محمد گفتم تو با موتور بیا من پیاده پشت سر زنه هستم تا یه جای خلوت باهاش حرف بزنم یه نیم ساعتی دنبال

داستان سکسی:

جنده سن بالا

سنم 35 سالی میشد.نه قیافه قشنگی دارم.نه هیکل ناز.نه پول خوبی که کسی بیاد طرفم.خلاصه هیچ نداشتیم.یه حقوقی داشتم که اونم بدرد اب و برق خونه میخورد.سنم داشت میرفت بالا و زن ما شده بود ماهواره.تا کانال سوپرش قطع میشد ما هم میشدیم عین امشی زده ها.گریه میکردم تا صبح بشه دوستمون بیادو کاری واسه ما کنه.
بگذریم.با یک زنی اشنا شدیم که تو یکی از شهر های جنوبی شرکت خدماتی داشت.یه چندتایی اقا و خانم تو دفترش کار میرکردند.کارشون هم نظافت و انجام کارهای خونه بود.
یه روزی از ما پرسید چرا زن نمیگیری؟
ما هم مشکلاتی رو زدیم به همو دادیم تحویل ای زن بدبخت .

داستان سکسی:

سکس اول،حیف150تومن

سلام.من اون موقع15سالم بود وهیچ تجربه ای ازسکس نداشتم یه رفیق داشتم که خیلی با زنای فاحشه سرکارش خوب بود.من یادمه بیش از30بار بهش میگفتم داداش براماام یکی روجورکن ولی هردفعه بهانه ای می اوورد خلاصه باهزارمکافات یه شماره بهم داد که گفت زنگ زدی بگو از طرف نعیم زنگ میزنم منم سریع رفتم از تلفن عمومی زنگ زدم اسمش سوگل بود که معروف به سوگل123 شاید دوستای تهرانیم اهل پارک وی این ورابشناسنش که البته دراخرشمارشم براتون مینویسم خلاصه ازتلفن عمومی که زنگ زدم زیادم امیدی نداشتم که شماره واقعی باشه /جواب داد وبدون هیچ مقدمه ای گفتم سلام سوگل جون من ممدم از طرف اقانعیم زنگ میزنم گفت ازعمومی زنگ میزنی گفت

داستان سکسی:

چقدر راحت جنده شدم

سلام سحر هستم18ساله از16 سالگی با دوست پسرام عشق بازی میکردم اما سکسی درکار نبود من خیلی تنوع طلب بودم و با دوستام بیشتراز دو سه ماه نمیموندم تا اینکه 17سالگی برای خرید شارژر گوشی وارد ی مغازه موبایل فروشی شدم ی پسر خوشتیپ خوشکل تو مغازه بود خیلی ادم آرومی بود ازش خوشم اومد بدون هیچ عکسالعمل ضایعی شارژرخریدم اومدم بیرون چند روز بعد دوباره ب بهونه گوشی رفتم مغازش و کلی چرت گفتم و سوال پرسیدم اما خیلی مغرور بود ی جوری رفتار میکرد انگار منظورمو نمیفهمه من ک آمپر چسبونده بودم اومدم بیرون گذشت تا چند روز بعد ک از ی جایی میومدم (کنجکاو نشید نمیگم کجا)ب هر حال کلی وسایل پیشم بود و برای خونه ی سرس

داستان سکسی:

تلکیس

خوب یادمه کی وختی 11 سالم بود برای اولین بار ابم ریختم بعد از 2سال کیرم 17سانتی متری شد دنبال یه کس خوب تو نارمک میگشتم . مدتی گذشت تا یکیرو پیداکرم اسمش هاله بود بهش اس ام اس کردم که ساعتی چند ؟ گفت شما؟ گفتم مشتری گفت که 30 هزار ادرس خونشو گرفتم.

داستان سکسی:

جوراب شلواری (1)

قسمت اول
چون توضیح شاید یکم زیاد باشه از جایی که دو خط هست(====) داستان سکسی آغاز میشه
اما خوندن کل داستان خالی از لطف نیست
- دیالوگ من
* دیالوگ افسانه
26اسفند ماه بود و دومین سال دانشگاه ساسان دوستم که 7سال همسایه دیوار به دیوار بودیم.
دانشگاه ساسان شهرستان بود و اونسال باباش براش یه 60متری اجاره کرده بود که مثلا برا درس خوندن راحت باشه. قرار شد من و ساسان با هم بریم (به خاطر نصب ماهواره و ... اگه باباش اینا میفهمیدن همه چی بهم میریخت . برای همین قرار شد با هم بریم.....)

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - جنده