شما اینجا هستید

خاله

سکس با خاله مینا

با سلام این داستانای سکسی نمیتونن همش دروغ باشه یعنی من خودم تجربه ی سکس با خاله ام دارم و میدونم کی راست میگه کی دروغ . حالا شما هم میخواین باور کنید میخواین نه اما اینو مینویسم.

داستان سکسی:

خاله نرگس من (1)

سلام اين ماجرايي كه ميخوام تعريف كنم ، واقعيتش نميدونم به كي برميگرده ، يعني اينكه از كي من رفتم تو كف خالم . اين خاله نرگس من ، كوچيكترين خاله ي منه كه يه 10 سالي ازم كوچيكتره .اگه بگم يه زن فوق العاده سكسي دروغ نگفتم . بعضا دوستان ميان ميگن كه از ديد زدن يواشكي اطرافيان كلي جق زدن ، اما واقعا من نيازي به يواشكي ديد زدن نداشتم . مثال ميزنم : خالم وقتي پسرش كوچيك بود و ميخواست بهش شير بده ، لم ميداد و كامل لباسش رو ميداد بالا ، جفت ممه هاشو در مياورد و پسره يه سالش ميومد رو شكمش و شير ميخورد !

داستان سکسی:

کون خاله جونم رو خون آوردم

سلام، من علیم ۲۶ ساله و ۲ تا خاله دارم که یکیشون ۲سال ازم بزرگتره، بریم سر اصل مطلب. من از قدیم خالمو خیلی دوس داشتم، خیلی ازش خوشم میومد عاشق بدنش بودم، صورت مملو از شهوتش(من اینطوری حس میکردم) تو کل دخترایه فامیل و دوست و آشنا برام تک بود همیشه با خودم کلنجار میرفتم کاش میشد که زندگی یه جوری بود، که اون زنم میشد، اما... خلاصه دیوونش بودم.

داستان سکسی:

خاله ای که به گام داد

این خاطره بر میگرده به 2 سال پیش که تازه از دانشگاه بر گشته بودم خونه. اول یه کم از خودم بگم سامانم 24 سالمه 180 قدمه 75 وزن. یه خاله مطلقه دارم که 28 سالشه واسه من یه فرشتس چه از لحاظه تیپی چه قیافه. خلاصه اینکه اومدم خونه و خونواده میخواستن برن مشهد منم که اصلا اهل سفر با خونواده نیستم باهاشون نرفتم و خونه موندم . خونه و تنهایی هم میدونین چطوره هزارتا فکرو خیال زد به سرم تا اینکه تصمیم گرفتم به خالم زنگ بزنم، زنگ زدمو گوشی رو جواب دادو بعده کلی سلامو تعارف بهش گفتم تنهامو فلانو من نرفتمو....

داستان سکسی:

سکس با خاله مریم ۴۲ ساله

سلام به همه ی دوستان شهوانی طبق معمول اول از خودم میگم اسم من سعید هست 23 سالمه قد 182 و وزن من هم 90 کیلو و تقریبا بچه تپلی هستم با یک قیافه کاملا مردونه . میخوام داستان یا بهتر بگم رابطه خودم رو به خالم که اسمش مریم هست تعریف کن. خاله من خیلی ادم مذهبی ولی خوب مانتو میپوشه مکه و سوریه و کربلا هم رفته و در کل مثل خیلی از خونواده های ایرانی و از جمله خودمون مذهبی هست خالم هیکل مثل تموم زن های ایرانی هست با قد 170تقریبا و وزن 70 کیلو تقریبا سینه هاش هم سایزش 85 هست با سن 42. خالم از شوهرش طلاق گرفته به دلیل اعتیاد شوهرش ولی 2 3 سال بعد طلاق فوت کرد 2 تا بچه پسر داره به نام های علی و حسین .

داستان سکسی:

خاطره با خاله جونم (1)

سلام من اولین بار هست که اینجا میام و اولین بار هم هست که می خوام خاطرات خودم رو براتون بنویسم. بعضی هاش ماله ایران هست و بعضی هاش هم مال خارج چون سال ها هست که ایران زندگی نمی کنم. بریم سر اصل داستان. من یک خاله دارم که اون موقع توی بلژیک زندگی می کرد. از شوهرش جدا شده بود و من هم از آلمان رفته بودم دیدنش. اسم خالم رو میذاریم افسانه. اختلاف سنی ما حدود 20 ساله. من اون موقع 23 سال داشتم. خالم وقتی که من کوچیک بودم همیشه نوار میذاشت میرقصید و توی رقصیدن دامنشو میزد بالا یا می چرخید که شورتش معلوم بشه. من بچه که بودم خیلی به یادش جلق زدم. خیلی. قدش 163 ، وزنش 60 و سینه هاش 85 .

داستان سکسی:

من، خاله و غیره

سلام اسمم محمد نمیخوام ذهنیتتونو خراب کنم مث بقیه داستانا اما هرچی واقیعیته مینویسم فقط یکم جزیاتشو زیاد میکنم...این داستان ادامه داره تا چندین سال همینطور بوده و الانشم هس و ادامه خواهد داشت.. من 23سالمه تو فامیل کلا باکسی راحت نبودم فقط با خاله اخریم دردو دل میکردم که اونم بخاطر مشکلات زندگیش بیشتر با من حرف میزد کل فامیل مخالف ازدواج با مردمعتاد اما اون رفت و الان بگفته خودش فقط فقط پشیمونه ....

داستان سکسی:

ﺧﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺯ

ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ, اﺳﻤﻢ ﻧﺴﺮﻳﻨﻪ ﻗﺪ 1,72 ﻭﺯﻥ 65 و 22 ﺳﺎﻟﻤﻪ, ﭘﺪﺭﻡ ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﻣﺬﻫﺒﻴﻪ. ﺩاﺳﺘﺎﻥ اﺯ اﻳﻨﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻳﻪ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻬﻢ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩاﺩ ﻣﻨﻢ ﻛﻪ اﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻡ, ﻭﻟﻲ اﻭﻥ اﺻﺮاﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩ و اﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻮاﻫﺮﺵ ﻣﻬﺸﻴﺪ ﻫﻲ ﭘﻴﻐﺎﻡ ﻣﻴﺪاﺩ, ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻦ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻓﻌﻼ ﺗﻠﻔﻨﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎﺷﻴﻢ.ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺖ 3,4 ﺑﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ, ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻮﺩ و ﺑﻪ ﻗﺼﺪ اﺯﺩﻭاﺝ اﻭﻣﺪﺥ ﺑﻮﺩ ﺟﻠﻮ. ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﺎﻟﻢ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻛﺎﺭﺕ ﺩاﺭﻡ, ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻳﻜﻪ, ﺧﺎﻟﻢ ﻣﺘﺎﻫﻠﻪ و ﻳﻪ ﭘﺴﺮ 3 ﺳﺎﻟﻪ ﺩاﺭﻩ, ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﻜﻠﻪ, ﻫﻤﻪ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ اﻭﻥ ﺭﻓﺘﻢ,

داستان سکسی:

اولین سکس من و خاله جونم

سلام دوستان . این داستان مربوط میشه به پارسال . من اسمم مرتضی ست .دانشجوی عکاسی ام و بیست و دو سالمه و قدم 190 و وزنمم 70 و ب خاطر ورزش های رزمی ای که میکنم بدنم رو فرمه و سیکس پک. یه خاله دارم که الان 34 سالشه و ی کون خوش فرم داره که من همیشه تو کفش بودم . هفت ساله که طلاق گرفته و تک دش پیش باباش زندگی میکنه . خاله من از وقتی طلاق گرفت مجردی زندگی میکنه و تنها بود .تا دو سال پیش که با ی نفر دوست شده بود و با هم عقد کردن و چند ماهی تو خونه باهم زندگی گردن ولی رفته رفته اخلاق گند اون یارو مشخص شد تا اینکه خالم دیگه تو خونه راهش نداد و اون یارو چند بار اومده بود جلو در و اذیت میکرد خالمو .

داستان سکسی:

خاله جون دیگه چه خبر

سلام میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم شاید فرجی شد و راه شمام باز شد به این امر خیر...فحشم تادلتون میخواد بدین من حقیقتو مینویسم اصلانم حرف اون عده کمی که فحش میدن واسم مهم نی چاکر همه بچه های بهترین سایت وجامع ترین سایت سکسی بروبچه های شهوانی..!.

داستان سکسی:

من و خاله حزب اللهی

اسم من اشکان و الان28 سالمه ،نه تیپ آلن دلونی دارم ،نه هیکلی آنچنانی.تو یه خانواده ی سنتی در غرب تهران بزرگ شدم. از سن و سال 18-19 سال با چند نفری دوست بودم که البته اونا هم شاه داف نبودند،دخترایی بودند همه در قد و قواره خودم و با یکی دو سال اختلاف سن.

داستان سکسی:

یاد دادن جای قلب به خاله گلی

سلام من بنیامینم و 21 سالمه،میخوام داستان سکس من با خالمو بگم،اینم واسه اونایی که میگن جغی بگم که اره من جغ میزنم سکس هم میکنم.من قدم 178 و وزنمم 65 و تغریبا سبزه روشنم و دانشجو معماری.از خالمم بگم که 36 سالش و قدش متوسط و هیکلش گوشتی و پوست سفید و موهای طلایی،از بچگی بلوند بود. تیپشم اینطوره که بیرون که میره ارایش ملایم میکنه،مانتو کوتاه چسبون میپوشه اونم همه نوع و به مد روز. ثاپورتم میپوشه میشه کس به تمام عیار.

داستان سکسی:

سکس با خاله آرزوی سال هام بود

سلام اسم من رضا است ۲۱ ساله از تهران نمی خوام دو ساعت بشینم داستان دروغ بنویسم هرکی باور می کنه بخونه هر کی باورنمی کنه نخونه داستانی که می خوام تعریف کنم مال 6 ماه بپشه خونه ی خالم اینا از خونه ی ما بیاده 10 دقیقه راهه من زیاد می رم خونشون شوهر خالم تریلی داره و هفته ای دوشب خونه میاد یه دختر خاله دارم که شوهر کرده و از اونا جدا است مادر بزرگمم با اونا زندگی می کنه راستی خواهرم 39 سال سن داره با 175و اندام عالی و کون های خیلی خیلی بزرگ و سینه های سفت وبزرگ من هم تعریف از خود نباشه کیر بزرگی دارم با اندام ورزیده بریم سر داستان دو روز قبل ماجرای من و خاله مادر بزرگم به علت سنگ کلیه عمل شد و

داستان سکسی:

من و خاله جون، از افطار تا سحر

سلام. امید هستم 23 ساله و ساکن یکی از شهرهای شمالی. دانشجوی ارشد، قد 190 و وزن 84 . کیرم در حالت شق کامل 23 سانتی متره. خالم : نگار 29 ساله و متاهل .شوهرش اداری و هفته سه روز در ماموریت . با قد تقریبی 188 و سایز سینه 85 . تعریف نباشه as فامیله و خوش پوش و خوشگل ! داستان از اونجا شروع شد که چند شب پیش که شوهر خالم رفت ماموریت خالم اومد خونمون وتا از شب 14 تا 17 ماه رمضون پیشمون بمونه. وقتی فهمیدم داره میاد خونمون غروبی رفتم برا تمییز کاری .

داستان سکسی:

روزی که خالمو گاییدم

سلام من سامانم از شیرازم قدم 180 وزنم70 18 سالمه یه کیر کلفت دارم نه بلند نه کوچیک خالم لیسانس شیمی داره بدن سفیدو سکسی 25 سالشه دو ساله ازدواج کردو و بچه هم نداره تو امتحانات هرروز میومد خونمون بهم درس میداد وایییییییییییییییی من دیوونش شده بودم جوری ک تا اسمشو میشنیدم بلند میکردم یه روز اومد خونمون کسی خونه نبود کولرمون هم خراب شده بود یه لباس ازاد پوشید سینه های سفیدش معلوم بودبا یه شلوارک تا زیر روناش وایییییییییییییی چه پای سفیدو بی مویی داشت داشتم روانی میشدم حواسم اصلان به درس نبود

داستان سکسی:

سکس منو خالم و پسر خالم

سلام تابستون بود و ما رفته بودیم شهرستان که یه سری به خانواده مادرم زده باشیم. اونجا من دوتا خاله و یه مادربزرگ دارم. یکی از خاله هام دوتا دختر کوچولو و اون یکی خالم یه دختره کوچیک و یه پسر داره که یه سال از من کوچیکتره. من وقتی میرم اونجا میرم خونه اون خالم که پسر داره و دخترخالم هم میره خونه اون خالم که با خواهرم و اون یکی دختر خاله هام بازی کنه. خالم یه زنه 35 سالس با یه کونه خیلی بزرگ و سینه های خیلی گنده. قدش ولی کوتاه. پسر خالم هفته ای دو روز به مدت 3 ساعت کلاس داشت و من اون موقع با خالم تنها بودم. اون کونش که جلوی من بازی میکرد منو بد جوری حشری میکرد.

داستان سکسی:

خاله جون جونیم

سلام اسامی در این داستان تغییر داده شده من الان 21 سالمه در یکی از شهر های جنوبی زندگی میکنم از زمانی که یاد دارم خالم با شوهرش مشکل داشت و همش باهم دعوا میکردن او موقع من 10 یا 11 سالم بود که وقتیم قهر میکردن میومد خونه ما چون اون موقع من بچه بودم خیلی راحت لباس میپوشید خالم یه قد متوسط خیلی سفید از سفیدیش هرچقد بگم کم گفتم با یه سینه های حدود 90 من از همون بچگی تو کفش بودم خیلی هروفت میومد خونه مون سعی میکردم بهش نزدیک بشم چند بار این کارو کردم ولی نه در حدی که اون متوجه نیت من بشه اینم بگم الان طلاق گرفته و تا الان 2 بار ازدواج ناموفقم داشته والان که این داستان رو مینویسم خودش و مامان بز

داستان سکسی:

همه چی از دیدن شاشیدن خاله شروع شد

سلام من احمد 25 ساله از تهران من یه خاله دارم که اسمش گلی است که مادر زن من هم هست این خاله بدن سکسی داره همه جوره یک هست. جریان برای زمانی هست که من 7-8 سالم بود هست اون زمان خاله با شوهرش دختر خاله من که زن هم هست تازه به تهران امده بودن چون با ما یه خونه 2طبقه خریده بودن که ام زمان زن من 1 ساله بود. خاله خیلی جلو من راحت بود همه جوره .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خاله