شما اینجا هستید

خاله

من و خاله جون، از افطار تا سحر

سلام. امید هستم 23 ساله و ساکن یکی از شهرهای شمالی. دانشجوی ارشد، قد 190 و وزن 84 . کیرم در حالت شق کامل 23 سانتی متره. خالم : نگار 29 ساله و متاهل .شوهرش اداری و هفته سه روز در ماموریت . با قد تقریبی 188 و سایز سینه 85 . تعریف نباشه as فامیله و خوش پوش و خوشگل ! داستان از اونجا شروع شد که چند شب پیش که شوهر خالم رفت ماموریت خالم اومد خونمون وتا از شب 14 تا 17 ماه رمضون پیشمون بمونه. وقتی فهمیدم داره میاد خونمون غروبی رفتم برا تمییز کاری .

داستان سکسی:

روزی که خالمو گاییدم

سلام من سامانم از شیرازم قدم 180 وزنم70 18 سالمه یه کیر کلفت دارم نه بلند نه کوچیک خالم لیسانس شیمی داره بدن سفیدو سکسی 25 سالشه دو ساله ازدواج کردو و بچه هم نداره تو امتحانات هرروز میومد خونمون بهم درس میداد وایییییییییییییییی من دیوونش شده بودم جوری ک تا اسمشو میشنیدم بلند میکردم یه روز اومد خونمون کسی خونه نبود کولرمون هم خراب شده بود یه لباس ازاد پوشید سینه های سفیدش معلوم بودبا یه شلوارک تا زیر روناش وایییییییییییییی چه پای سفیدو بی مویی داشت داشتم روانی میشدم حواسم اصلان به درس نبود

داستان سکسی:

سکس منو خالم و پسر خالم

سلام تابستون بود و ما رفته بودیم شهرستان که یه سری به خانواده مادرم زده باشیم. اونجا من دوتا خاله و یه مادربزرگ دارم. یکی از خاله هام دوتا دختر کوچولو و اون یکی خالم یه دختره کوچیک و یه پسر داره که یه سال از من کوچیکتره. من وقتی میرم اونجا میرم خونه اون خالم که پسر داره و دخترخالم هم میره خونه اون خالم که با خواهرم و اون یکی دختر خاله هام بازی کنه. خالم یه زنه 35 سالس با یه کونه خیلی بزرگ و سینه های خیلی گنده. قدش ولی کوتاه. پسر خالم هفته ای دو روز به مدت 3 ساعت کلاس داشت و من اون موقع با خالم تنها بودم. اون کونش که جلوی من بازی میکرد منو بد جوری حشری میکرد.

داستان سکسی:

خاله جون جونیم

سلام اسامی در این داستان تغییر داده شده من الان 21 سالمه در یکی از شهر های جنوبی زندگی میکنم از زمانی که یاد دارم خالم با شوهرش مشکل داشت و همش باهم دعوا میکردن او موقع من 10 یا 11 سالم بود که وقتیم قهر میکردن میومد خونه ما چون اون موقع من بچه بودم خیلی راحت لباس میپوشید خالم یه قد متوسط خیلی سفید از سفیدیش هرچقد بگم کم گفتم با یه سینه های حدود 90 من از همون بچگی تو کفش بودم خیلی هروفت میومد خونه مون سعی میکردم بهش نزدیک بشم چند بار این کارو کردم ولی نه در حدی که اون متوجه نیت من بشه اینم بگم الان طلاق گرفته و تا الان 2 بار ازدواج ناموفقم داشته والان که این داستان رو مینویسم خودش و مامان بز

داستان سکسی:

همه چی از دیدن شاشیدن خاله شروع شد

سلام من احمد 25 ساله از تهران من یه خاله دارم که اسمش گلی است که مادر زن من هم هست این خاله بدن سکسی داره همه جوره یک هست. جریان برای زمانی هست که من 7-8 سالم بود هست اون زمان خاله با شوهرش دختر خاله من که زن هم هست تازه به تهران امده بودن چون با ما یه خونه 2طبقه خریده بودن که ام زمان زن من 1 ساله بود. خاله خیلی جلو من راحت بود همه جوره .

داستان سکسی:

شلوار چسبون خاله

داستانی که برایتون تعریف میکنم برای 2سال پیشه که یک سکسی با خاله ام و هفته بعدش با دختر خالم داشتم.جونم براتون بگه که خدا نکنه موقعیتی پیش بیاد که به راحتی کیر بتونه سوراخ خوب پیدا کنه در این صورت ول نمیکنه تا یک سر به این سوراخا بزنه. یک روز رفتم خونه خالم تا براشون نون ببرم گرما بود و حسابی خیس عرق ،خالم گفت بشین یک لیوان شربت برات بیارم که میچسبه ولی خودش یک شلوار چسبونی پا کرده بود که درز کس و قاش کونش رو میشد رو شلواره نقاشی کرد.

داستان سکسی:

کردن خاله سحر

با سلام خدمت دوستان عزیز،
من اولین باره که دارم واستون مینویسم پس اگه ضعفی هست ببخشید، اگه دوس داشتین از ماجراهای دیگمم براتون مینویسم،
داستانم واقعیه و دوست ندارم شاخو برگ الکی بدمو طولانیش کنم پس میرم سراغ اصل مطلب،
اول از خودم بگم که اسمم محسنه 20 سالمه و 170 قد دارم، کیر بزرگی دارم اما راستش تا حالا اندازه نگرفتم،
اما خالم اسمش سحره یه خانوم سفیییید با سینه های 85!

داستان سکسی:

به 2 دقیقه نرسید آبم آمد

سلام به همه دوستان عزیز تو سایت شهوانی من یه مدتی هست به این سایت میام قبلا هم در سایت‌های زنده یاد شهوتسرا آویزان و ... میرفتم و داستان دوستان رو می خوندم ولی اولین بار که می نویسم ولی خدایی هر چی که میگم حقیقت و خاطرات خودم هستش اگه غلط املایی داشتم به بزرگی خودتون ببخشید و خوب اما خاطره:

داستان سکسی:

عاقبت ماساژ خاله

یادمه تابستونا تا اواخرش میرفتیم شمال و تو این مدت هر چند وقتی فک و فامیل میومدن و لنگر مینداختن و مامانم همیشه به بابام غرغر میکرد من 17 سالم بود مادرم وسواس داشت و فامیل که میرفتن لب دریا موقع برگشت باید تو حیاط ویلا که یه حموم بود و کنارش انبار چوب و کس شعر بود میرفتن دوش بگیرن که اگه بدون دوش گرفتن میومدن مادرم کل ویلا رو میشست خلاصه کونمون رو پاره کرده بود . من وپسر داییم که خیلی تخس و شر بودیم رفته بودیم توی انباری از لای جرز این بلوک سیمانی ها یه شکاف کوچیک درست کرده بودیم و تو حموم رو نگاه یکردیم .

داستان سکسی:

خاله ی ترسوی من

سلام این اولین تجربه سکس منه و ازاینکه اسممو نگفتم عذر میخوام چون خیلی از دوستام تواین سایت میان.من 19 سالمه قدم175 و وزنمم حدود60 این ماجراهم برمیگرده به وقتی که 16 سال بیشتر نداشتم من پیش پدر بزرگ مادریم بزرگ شدم چون اولین نوه هستم منو خیلی عزیزم کردن.خونشون 2طبقه ویلایی بود پدربزرگم بخاطره پا دردش نمیتونست بالا بمونه همیشه طبقه پایین مال ایشون بود.حالا خالمو بگم یه دختر سفید تقریبا هم قد خودم هیکلشم مثل باربی فاصله سنیمونم 13 ساله باهم خیلی راحتیم ازاول رو پاش بزرگ شدم چندبارم بخاطر فیلم سوپر مچمو گرفته یه بارم داشتم تو اتاق جق میزدم اومد تو البته14 سالم بودا نگید جقیه.یه شب تنها بودیم ا

داستان سکسی:

آموزش بسکتبال به خاله ژاله

سلام به دوستان .من مهدی هستم و بیست و سه سال دارم کارمند بانکم و بسکتبال بازی میکنم به صورت اماتور .خاطره ام با ژاله اولین سکسم نیست ولی بهترین خاطره ام هست .ژاله ده سال از من بزرگتره و رفتار معمولی با هم داشتیم . وماهی یکبار یا بیشتر میومد خونمون.

داستان سکسی:

فانتزی سکس با خاله

با سلام من سیامک22 سالمه اهل شیراز هستم یه پسر تقریبا خوش تیپ و خوش قیافه که خودم از خودم راضی ام دانشجوی کارشناسی فیزیک.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به بهمن 91 یعنی 9 ماه پیش.من یه خاله دارم به اسم شیرین 36 سالشه 2تا دختر داره 14و12ساله.شوهر خالمم راننده تریلیه.این خالم که من بهش خاله جون میگم یه زن چادری با تقریبا 163سانت قد 72و73 کیلو وزن تقریبا خوشگل با پوست سفید و با سینه ها وکون متوسط شبیه خیلی از خانومای ایرانی ولی با این حال من خیلی دوسش داشتم یعنی یه جورایی فانتزی من بود که با هاش دوست باشم و سکس داشته باشیم.واسه کم کردن اضافه وزن و آب کردن شکم باشگاه میرفت.منم کم

داستان سکسی:

قرص يا كاندوم؟

من و خاله ام خیلی با هم صمیمی بودیم . اون از دوست پسراش واسم می گفت و منم از دوست دخترام براش می گفتم . طوری شده بود که خودم تعجب می کردم که چطور در مورد بعضی مسائل خارج از محدوده ای این قدر با هم صمیمی هستیم . هر چند من خیلی بی پر وا تر بودم و اون گاهی جلو دهنش زیپ می کشید . اتفاقا من و اون هم سن بودیم. من تازه از خدمت بر گشته بودم و اونم دانشجو بود . هر چند وقت در میون با یکی از دوستاش جور می شدم . یه روز دیدم کشتی هاش غرقه . -چی شده عسل . نبینم این قدر تلخ باشی . -هیچی بیژن! مهران بهم خیانت کرده اونم از نوع درجه یک . -مهران که خیلی دوستت داشت . -آره چند بار اونو با پروانه دیدم .

داستان سکسی:

خاله سیما

سلام من سینا هستم 27 سالمه می خواستم داستان اولین سکس زندگیم رو براتون تعریف کنم که در 6 سال پیش اتفاق افتاد و بسیار مسیر فکریم رو عوض کرد. من یه خاله دارم اسمش سیماست که خیلی با من مهربون بوده و هست الان یه 43 سالی رو داره و 2 فرزند یه دختر و یه پسر داره . خاله سیما یه زن میانه اندام با پوست سفید و سینه های متوسط و باسن رو فرمه.

داستان سکسی:

معلم من خاله من

سلام من حمیدم و تازه 19 سالم شده این خاطره هم مال چند ماه پیشه که هنوز 18 سالم بود. من تا اون موقع سکس نکرده بودم و در بهترین حالت فقط از دوست دخترم لب میگرفتم که همونم خودش کلی بود! آخه اصلن پایه نبود خلاصه کلاٌ 2 ماه و خورده ای باهم بودیم و بعدش باهام بهم زد. بعد از اون من که کلاٌ حال دوست شدن با کسه دیگه ای رو نداشتم همش کارم شده بود فیلم سوپر و پورن دانلود کنم و در واقع همین طوری هم با این سایت آشنا شدم.

داستان سکسی:

رسوایی جلوی خاله که به سکس کشید

خیلی دوسش داشتمو دارم.خیلی خوشگلو ناره.همیشه تو خاطرک باهاش حال میکردم.تا صبح به عشقش با خودم ور میرفتم.این معنیش این نیست بی غیرتم.نه.اما این شهوت....!30سالشه.چند سال پیش ازدواج کرد.اما بعد از اینکه فهمید شوهرش مریضیه جدی ای داره طلاق گرفت.کلا من با خاله هام صمیمی ام.این یکی خیلی بشتر.خودش تنها زندگی میکرد.هرکاری بهش کردیم حاظر نشد بیاد پیش ما.عوضش شبا یکی از نوه ها میرفت پیشش میخوابید.منم نوه ی بزرگ ام.اگه کسیم کاری واسش پیش میومد من میرفتم.یه شب حدودا7-8 بود که رفتم اونجا.کلید داشتم.رفتم داخل اما کسی نبود.زنگ زدم خالم.گفت شام دعوتم پیش یکی از دوستام.منم از خدا خواسته!!رفتم به فیلم دیدن پ

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خاله