شما اینجا هستید

خاله

ﺧﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺯ

ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ, اﺳﻤﻢ ﻧﺴﺮﻳﻨﻪ ﻗﺪ 1,72 ﻭﺯﻥ 65 و 22 ﺳﺎﻟﻤﻪ, ﭘﺪﺭﻡ ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﻣﺬﻫﺒﻴﻪ. ﺩاﺳﺘﺎﻥ اﺯ اﻳﻨﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻳﻪ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻬﻢ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩاﺩ ﻣﻨﻢ ﻛﻪ اﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻡ, ﻭﻟﻲ اﻭﻥ اﺻﺮاﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩ و اﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻮاﻫﺮﺵ ﻣﻬﺸﻴﺪ ﻫﻲ ﭘﻴﻐﺎﻡ ﻣﻴﺪاﺩ, ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻦ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻓﻌﻼ ﺗﻠﻔﻨﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎﺷﻴﻢ.ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺖ 3,4 ﺑﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ, ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻮﺩ و ﺑﻪ ﻗﺼﺪ اﺯﺩﻭاﺝ اﻭﻣﺪﺥ ﺑﻮﺩ ﺟﻠﻮ. ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﺎﻟﻢ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻛﺎﺭﺕ ﺩاﺭﻡ, ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻳﻜﻪ, ﺧﺎﻟﻢ ﻣﺘﺎﻫﻠﻪ و ﻳﻪ ﭘﺴﺮ 3 ﺳﺎﻟﻪ ﺩاﺭﻩ, ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﻜﻠﻪ, ﻫﻤﻪ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ اﻭﻥ ﺭﻓﺘﻢ,

داستان سکسی:

اولین سکس من و خاله جونم

سلام دوستان . این داستان مربوط میشه به پارسال . من اسمم مرتضی ست .دانشجوی عکاسی ام و بیست و دو سالمه و قدم 190 و وزنمم 70 و ب خاطر ورزش های رزمی ای که میکنم بدنم رو فرمه و سیکس پک. یه خاله دارم که الان 34 سالشه و ی کون خوش فرم داره که من همیشه تو کفش بودم . هفت ساله که طلاق گرفته و تک دش پیش باباش زندگی میکنه . خاله من از وقتی طلاق گرفت مجردی زندگی میکنه و تنها بود .تا دو سال پیش که با ی نفر دوست شده بود و با هم عقد کردن و چند ماهی تو خونه باهم زندگی گردن ولی رفته رفته اخلاق گند اون یارو مشخص شد تا اینکه خالم دیگه تو خونه راهش نداد و اون یارو چند بار اومده بود جلو در و اذیت میکرد خالمو .

داستان سکسی:

خاله جون دیگه چه خبر

سلام میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم شاید فرجی شد و راه شمام باز شد به این امر خیر...فحشم تادلتون میخواد بدین من حقیقتو مینویسم اصلانم حرف اون عده کمی که فحش میدن واسم مهم نی چاکر همه بچه های بهترین سایت وجامع ترین سایت سکسی بروبچه های شهوانی..!.

داستان سکسی:

من و خاله حزب اللهی

اسم من اشکان و الان28 سالمه ،نه تیپ آلن دلونی دارم ،نه هیکلی آنچنانی.تو یه خانواده ی سنتی در غرب تهران بزرگ شدم. از سن و سال 18-19 سال با چند نفری دوست بودم که البته اونا هم شاه داف نبودند،دخترایی بودند همه در قد و قواره خودم و با یکی دو سال اختلاف سن.

داستان سکسی:

یاد دادن جای قلب به خاله گلی

سلام من بنیامینم و 21 سالمه،میخوام داستان سکس من با خالمو بگم،اینم واسه اونایی که میگن جغی بگم که اره من جغ میزنم سکس هم میکنم.من قدم 178 و وزنمم 65 و تغریبا سبزه روشنم و دانشجو معماری.از خالمم بگم که 36 سالش و قدش متوسط و هیکلش گوشتی و پوست سفید و موهای طلایی،از بچگی بلوند بود. تیپشم اینطوره که بیرون که میره ارایش ملایم میکنه،مانتو کوتاه چسبون میپوشه اونم همه نوع و به مد روز. ثاپورتم میپوشه میشه کس به تمام عیار.

داستان سکسی:

سکس با خاله آرزوی سال هام بود

سلام اسم من رضا است ۲۱ ساله از تهران نمی خوام دو ساعت بشینم داستان دروغ بنویسم هرکی باور می کنه بخونه هر کی باورنمی کنه نخونه داستانی که می خوام تعریف کنم مال 6 ماه بپشه خونه ی خالم اینا از خونه ی ما بیاده 10 دقیقه راهه من زیاد می رم خونشون شوهر خالم تریلی داره و هفته ای دوشب خونه میاد یه دختر خاله دارم که شوهر کرده و از اونا جدا است مادر بزرگمم با اونا زندگی می کنه راستی خواهرم 39 سال سن داره با 175و اندام عالی و کون های خیلی خیلی بزرگ و سینه های سفت وبزرگ من هم تعریف از خود نباشه کیر بزرگی دارم با اندام ورزیده بریم سر داستان دو روز قبل ماجرای من و خاله مادر بزرگم به علت سنگ کلیه عمل شد و

داستان سکسی:

من و خاله جون، از افطار تا سحر

سلام. امید هستم 23 ساله و ساکن یکی از شهرهای شمالی. دانشجوی ارشد، قد 190 و وزن 84 . کیرم در حالت شق کامل 23 سانتی متره. خالم : نگار 29 ساله و متاهل .شوهرش اداری و هفته سه روز در ماموریت . با قد تقریبی 188 و سایز سینه 85 . تعریف نباشه as فامیله و خوش پوش و خوشگل ! داستان از اونجا شروع شد که چند شب پیش که شوهر خالم رفت ماموریت خالم اومد خونمون وتا از شب 14 تا 17 ماه رمضون پیشمون بمونه. وقتی فهمیدم داره میاد خونمون غروبی رفتم برا تمییز کاری .

داستان سکسی:

روزی که خالمو گاییدم

سلام من سامانم از شیرازم قدم 180 وزنم70 18 سالمه یه کیر کلفت دارم نه بلند نه کوچیک خالم لیسانس شیمی داره بدن سفیدو سکسی 25 سالشه دو ساله ازدواج کردو و بچه هم نداره تو امتحانات هرروز میومد خونمون بهم درس میداد وایییییییییییییییی من دیوونش شده بودم جوری ک تا اسمشو میشنیدم بلند میکردم یه روز اومد خونمون کسی خونه نبود کولرمون هم خراب شده بود یه لباس ازاد پوشید سینه های سفیدش معلوم بودبا یه شلوارک تا زیر روناش وایییییییییییییی چه پای سفیدو بی مویی داشت داشتم روانی میشدم حواسم اصلان به درس نبود

داستان سکسی:

سکس منو خالم و پسر خالم

سلام تابستون بود و ما رفته بودیم شهرستان که یه سری به خانواده مادرم زده باشیم. اونجا من دوتا خاله و یه مادربزرگ دارم. یکی از خاله هام دوتا دختر کوچولو و اون یکی خالم یه دختره کوچیک و یه پسر داره که یه سال از من کوچیکتره. من وقتی میرم اونجا میرم خونه اون خالم که پسر داره و دخترخالم هم میره خونه اون خالم که با خواهرم و اون یکی دختر خاله هام بازی کنه. خالم یه زنه 35 سالس با یه کونه خیلی بزرگ و سینه های خیلی گنده. قدش ولی کوتاه. پسر خالم هفته ای دو روز به مدت 3 ساعت کلاس داشت و من اون موقع با خالم تنها بودم. اون کونش که جلوی من بازی میکرد منو بد جوری حشری میکرد.

داستان سکسی:

خاله جون جونیم

سلام اسامی در این داستان تغییر داده شده من الان 21 سالمه در یکی از شهر های جنوبی زندگی میکنم از زمانی که یاد دارم خالم با شوهرش مشکل داشت و همش باهم دعوا میکردن او موقع من 10 یا 11 سالم بود که وقتیم قهر میکردن میومد خونه ما چون اون موقع من بچه بودم خیلی راحت لباس میپوشید خالم یه قد متوسط خیلی سفید از سفیدیش هرچقد بگم کم گفتم با یه سینه های حدود 90 من از همون بچگی تو کفش بودم خیلی هروفت میومد خونه مون سعی میکردم بهش نزدیک بشم چند بار این کارو کردم ولی نه در حدی که اون متوجه نیت من بشه اینم بگم الان طلاق گرفته و تا الان 2 بار ازدواج ناموفقم داشته والان که این داستان رو مینویسم خودش و مامان بز

داستان سکسی:

همه چی از دیدن شاشیدن خاله شروع شد

سلام من احمد 25 ساله از تهران من یه خاله دارم که اسمش گلی است که مادر زن من هم هست این خاله بدن سکسی داره همه جوره یک هست. جریان برای زمانی هست که من 7-8 سالم بود هست اون زمان خاله با شوهرش دختر خاله من که زن هم هست تازه به تهران امده بودن چون با ما یه خونه 2طبقه خریده بودن که ام زمان زن من 1 ساله بود. خاله خیلی جلو من راحت بود همه جوره .

داستان سکسی:

شلوار چسبون خاله

داستانی که برایتون تعریف میکنم برای 2سال پیشه که یک سکسی با خاله ام و هفته بعدش با دختر خالم داشتم.جونم براتون بگه که خدا نکنه موقعیتی پیش بیاد که به راحتی کیر بتونه سوراخ خوب پیدا کنه در این صورت ول نمیکنه تا یک سر به این سوراخا بزنه. یک روز رفتم خونه خالم تا براشون نون ببرم گرما بود و حسابی خیس عرق ،خالم گفت بشین یک لیوان شربت برات بیارم که میچسبه ولی خودش یک شلوار چسبونی پا کرده بود که درز کس و قاش کونش رو میشد رو شلواره نقاشی کرد.

داستان سکسی:

کردن خاله سحر

با سلام خدمت دوستان عزیز،
من اولین باره که دارم واستون مینویسم پس اگه ضعفی هست ببخشید، اگه دوس داشتین از ماجراهای دیگمم براتون مینویسم،
داستانم واقعیه و دوست ندارم شاخو برگ الکی بدمو طولانیش کنم پس میرم سراغ اصل مطلب،
اول از خودم بگم که اسمم محسنه 20 سالمه و 170 قد دارم، کیر بزرگی دارم اما راستش تا حالا اندازه نگرفتم،
اما خالم اسمش سحره یه خانوم سفیییید با سینه های 85!

داستان سکسی:

به 2 دقیقه نرسید آبم آمد

سلام به همه دوستان عزیز تو سایت شهوانی من یه مدتی هست به این سایت میام قبلا هم در سایت‌های زنده یاد شهوتسرا آویزان و ... میرفتم و داستان دوستان رو می خوندم ولی اولین بار که می نویسم ولی خدایی هر چی که میگم حقیقت و خاطرات خودم هستش اگه غلط املایی داشتم به بزرگی خودتون ببخشید و خوب اما خاطره:

داستان سکسی:

عاقبت ماساژ خاله

یادمه تابستونا تا اواخرش میرفتیم شمال و تو این مدت هر چند وقتی فک و فامیل میومدن و لنگر مینداختن و مامانم همیشه به بابام غرغر میکرد من 17 سالم بود مادرم وسواس داشت و فامیل که میرفتن لب دریا موقع برگشت باید تو حیاط ویلا که یه حموم بود و کنارش انبار چوب و کس شعر بود میرفتن دوش بگیرن که اگه بدون دوش گرفتن میومدن مادرم کل ویلا رو میشست خلاصه کونمون رو پاره کرده بود . من وپسر داییم که خیلی تخس و شر بودیم رفته بودیم توی انباری از لای جرز این بلوک سیمانی ها یه شکاف کوچیک درست کرده بودیم و تو حموم رو نگاه یکردیم .

داستان سکسی:

خاله ی ترسوی من

سلام این اولین تجربه سکس منه و ازاینکه اسممو نگفتم عذر میخوام چون خیلی از دوستام تواین سایت میان.من 19 سالمه قدم175 و وزنمم حدود60 این ماجراهم برمیگرده به وقتی که 16 سال بیشتر نداشتم من پیش پدر بزرگ مادریم بزرگ شدم چون اولین نوه هستم منو خیلی عزیزم کردن.خونشون 2طبقه ویلایی بود پدربزرگم بخاطره پا دردش نمیتونست بالا بمونه همیشه طبقه پایین مال ایشون بود.حالا خالمو بگم یه دختر سفید تقریبا هم قد خودم هیکلشم مثل باربی فاصله سنیمونم 13 ساله باهم خیلی راحتیم ازاول رو پاش بزرگ شدم چندبارم بخاطر فیلم سوپر مچمو گرفته یه بارم داشتم تو اتاق جق میزدم اومد تو البته14 سالم بودا نگید جقیه.یه شب تنها بودیم ا

داستان سکسی:

آموزش بسکتبال به خاله ژاله

سلام به دوستان .من مهدی هستم و بیست و سه سال دارم کارمند بانکم و بسکتبال بازی میکنم به صورت اماتور .خاطره ام با ژاله اولین سکسم نیست ولی بهترین خاطره ام هست .ژاله ده سال از من بزرگتره و رفتار معمولی با هم داشتیم . وماهی یکبار یا بیشتر میومد خونمون.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خاله