شما اینجا هستید

دخترخاله

کام گرفتن از دخترخاله

سلام.امیدوارم که حال همتون خوب باشه.من آریام.24 سالمه و می خوام خاطره سکس خودمو دختر خالمو که تابستمون پارسال اتفاق افتاد واستون بنویسم.خب اول از خودمو دختر خالم بگم.من قیافه نسبتا خوبی دارام ، قدم 185 و وزنمم 86 کیلو تک پسر خانواده ام هستم.دختر خالم که اسمش ندا ، 20 سالشه و حدود 160 قد و حدود 50 کیلو وزنش (البته دقیق نمی دونم ولی همین حدوده) موهای بلند مشکی با چهره ایی قشنگ و چشمایه عسلی.ندا خیلی از لحاظ ظاهر به خودش میرسه و کلا دختر خوشتیپیه.خانواده خالم 4 نفرن که غیر از ندا یه پسر 5 ساله ام دارن.خب بریم سر خاطره خودمون.داستان از اونجا شرو شد که ما تصمیم گرفتیم بریم شمال و چون تنها بودی

داستان سکسی:

دختری برای تمام فصول (1)

دوستان این خاطره صحنه های سکسی خیلی کم داره توصیه میکنم اگه دنباله داستان تحریک کننده هستین بهتره از این داستان استفاده نکنید
داستان:
اندازه تموم دنیا دوسش داشتم چشماش سیاه بود موهاش هم همینطور قشنگ ترین دختر فامیل نبود ولی واسه من قشنگ ترین دختر دنیا بود همیشه تو مهمونی ها یا هر جایی میدیدمش نگاهم قفل بود به اون
از ته قلبم عاشقش بودم جونم واسش در میرفت غریبه نبود دختر خالم بود دختر خاله زیاد داشتم ولی ساناز رو از همه بیشتر دوس داشتم حسم به اون هوس نبود یه عشق واقعی بود نمی دونم اونم منو دوس داشت یا نه؟

داستان سکسی:

شب اول و 3بار سکس با دخترخالم شهلا

سلام. من اسمم متین و 25 سالمه. بی مقدمه شرو میکنم. من خودم ترکیه زندگی میکنم و خونوادم تقریبا میشه گفت مزهبین اما نه از اون سخت گیراش. من 3تا خاله دارم که ایران زندگی میکنن. یه روز یکی از خاله هام با 3تا دختر خالم اومدن پیش ما.یه دخترخالم 1سال ازم بزرگتره که اسمش شهلا و واقعا هیکل توپی داره و قدش 175 . بعدش رفتیم خونه دایم که اونم (انکارا) زندگی میکنه. این و نگفتم که ما استانبل هستیم و ده سالی هست که اومدیم اینجا. خلاصه رفتیم اونجا و شب موندنی شدیم و منم 6.7سالی میشد که خاله اینا رو ندیده بودم. به خاطر همینم صحبت انچنانی باهاشون نداشتم و نمیشد اصلا از این چیزا حرف زد.

داستان سکسی:

دختر خاله ام یلدا

سلام به همگي من مهران هستم 20 سالمه قدم 178 وزنم 65 ....
داستانم برميگرده به بعد از کنکور ....
داستان از اونجا شروع شد که من عاشق یلدا شده بودم بهش پيشنهاد دوستي دادم قبول کرد يه مدت از دوستيمون گذشت که عاشقم شده بود اون ١ سال از خودم کوچک تر بود .....خونه ما 2 طبقه هست و طبقه اول توليدي لباس بابامه طبقه دوم هم خودمون بوديم بابام کلي خياط استخدام کرده بود خالم هم ميومد سر کار (خياط بود پيش بابام).....

داستان سکسی:

گوشی جدید مریم

سلام دوستان عزیز من اولین باره داستان مینویسم اگه بدی یا کاستی توش بود به بزرگی خودتون ببخشید . من اسمم محموده الان بیست و شش سالمه و قدم ی مترو هشت سانته ولی خاطره ی بدی که میخوام براتون بگم مال بیست و دوسالگیمه مال زمانی که تازه پایان خدمتم رو گرفته بودم . من یه دخترخاله دارم که الان بیست و دو سالشه راستی (خاطره ام سکسی نیست ) خب خاطره از اون جایی شروع میشه که من تازه خدمتم تموم شده بود . یه روز خونه ی خالم خونه ی مارو دعوت کردن برای شام .

داستان سکسی:

مالیدن دختر خاله

سلام ... اولین داستانی که مینویسم . واقعی هست . بخونید و حال کنید و اگه دوست نداشتین معذرت میخوام
خوب اول از همه بگم که من و دختر خالم تو سن 10 11 سالگی تازه همدیگرو دیدم . از من 3 سال بزرگتر بود . هر چی بزرگتر میشد بیشتر خوشم میومد ازش . بخاطرش چند باری با پسرای فامیل حرفم شده بود
با هم کم کم راحت میشدیم و تابستونا بیشتر همدیگرو میدیدم . بخاطر کوچیک بودن خونه مامان بزرگم و زیادی نوه ها و بچه ها شبا پیش میومد که گاها نزدیک هم میخوابیدیم . واسم شیرین بود کنار اون بودن . بعضی شبا دستشو با ترس میگرفتم . تو سنی بودم که تازه داشتم شهوت و سکس میومد تو فکرم .

داستان سکسی:

دختر خاله کون گنده من

سلام اسم من امیره و 34 سال سن دارم. این مطلبی رو که براتون مینویسم مربوط به پنج سال پیش میشه موقعی که هنوز مجرد بودم. من یک دختر خاله داشتم به اسم فرناز که تقریباً 10 سالی از من کوچکتر بود و این موضوع باعث شده بود که همیشه مثل یک دختر بچه بهش نگاه کنم ولی خوب بچه ها هم یه روزی بزرگ میشن و این موضوع طبیعتاً هم در رابطه با فرناز هم صدق میکنه.

داستان سکسی:

دخترخاله ماری

با سلام خدمت دوستان شهوانی داستانی رو که میخوام براتون بگم مربوط میشه به دختر خالم که من اینجا اسمشو گذاشتم ماری 22سالشه و از من 7 سال کوچیکتره از زمانی که سنش کمتر بود وقتی شبا خونه خالم میخوابیدم و همه خواب بودن نیمه شب میرفتم سر وقتش و یه مقدار دستکاریش میکردم که دفعه متوجه شد و ازم ناراحت شد و با نامه این مطلب رو بهم انتقال داد گذشت تا زمانی که سال 87 من ازدواج کردم و اون هم سال 89 با اون سن کم با دوست پسرش ازدواج کرد که از جمله ادمهای عوضی همه کاره ولی شکاک هست توی یه محل از جنوب تهرهن خونه هامون بهم نزدیکه داماد خالم به من اعتماد نسبی داره اونا پارسال بچه دار شدن ماجرای ما از اونجا ش

داستان سکسی:

ممدی و دخترخاله

گرفته و 23 سالم سنشه اون با من خیلی خودمونیه و هر وقت میرم خونشون پیش من خیلی راحته ( منظورم اینه که براش فرق نمیکنه پیشم چطوری باشه) و من باید بگم یه پسریم که خیلی هوسیه و اینم اولین خاطره سکسیه منه که براتون تعریف میکنم .

داستان سکسی:

دختر خاله جووونم به به

نمیدونم با خوندن داستانه من باورتون میشه یا نه ولی خوندنش براتون که ضرری نداره پس بریم
من یه دختر خاله دارم که 17 سالشه قدش و سانت نکردم ولی حدودایه 170و داره پوستش گندم گونه و استایلشم که سکسیه اتفاقا همین استایلشه که همیشه باعث میشه من با دیدنش یه جوراییم شه

داستان سکسی:

ماجرای من و دخترخاله

سلام
الان ٢٤ سالمه خاطره ام ٣سال پيش اتفاق افتاد برام
من ي دخترخاله دارم كه ٢ تا بچه داره
هرموقع كه عيدا يا تابستونا خونمون ميومد خودشو بمن ميمالوند داخل اتاق يا آشپز خونه
هروقت كه خونه خلوت ميشد خودشو يجورايى بمن ميمالوند
٣سال پيش كه كاردانيمو تموم كردم و تابستون خونه بودم و بدجورى توكف سكس بودم
ي روز كه بادوش دخترم بيرون بودم و از بس سعى كرده بودم دوسدخترمو راضى كنم كه بياد خونه دوستم و يه حالى باهاش بكنم ديگه خسته شده بودم
دختره نازونوزه زيادى ميكرد فقط دوسداشت تلفنى نازكنه
ميترسيد بياد بيرون باهام

داستان سکسی:

دخترخاله خجالتی

سلام دوستان اسم من امیررضا هستش و این داستان مربوط میشه به 3 سال پیش زمانی که من 16 سال داشتم و عاشق سکس بودم ولی غیر از چند بار هم جنس بازی با دوستام با هیچ دختری رابطه نداشتم .
اوایل تابستان بود که خالم با شوهر و دخترش به قصد زیارت از تهران به خونه ما در مشهد اومدن .دختر خالم 18 سال داشت و خیلی هم ناز و بدحجاب اسمش هم نازی.

داستان سکسی:

کس تپل شیلا

سلام دوستان . اول خاطرم بگم که من خیلی وقته تو شهوانیم و همه داستانارو خوندم . کم تجربه خیلی هست که میان چارتا دروغ و تخیل و آرزشونو مینویسن و بعدش میگن به خدا به جون ننم راسته!!! خواستم اینو بگم که مثه بقیه داستانا عجولانه فکر نکنیدو تو نظرات چارتا فحش ننویسید ....! من یه دختر خاله دارم اسمش شیلاست . از بچگی تو خونه ی مادربزرگم زیاد بازی میکردیم. شاید الآن دوباره فک کنید خب اینم که از بچگی همبازیش بوده و حالا به راحتی رفته کردتش!!! اما از موقعی که اومد تو جامعه و سنش رفت بالا همه چیزو فهمید و زیاد بهم رو نمیداد. من الان ترم 4 دانشگاهم و اون امسال کنکور داد.

داستان سکسی:

سکس با دخترخاله احمق

سلام امیدوارم همگی خوب باشید داستان من برمیگرده به 6 سال پیش پدربزرگم 4 سالی میشد سکته کرده بود و خانه نشین بود خونشون 2طبقه و خیلی ام بزرگ بود یکی خالم که پائین زندگی میکردن یه دختر داشت که از من 7 سال کوچیکتره چون شبا کسی نبود پیش پدربزرکم بخوابه تصمیم بر این شد که منو پسر خاله ام علی فقط شبا بریم پیشش بخوابیم که من تو این مدت با دخترخاله ام گرم گرفتم بودیم اون موقع 14 سالش بود الان 21 سالشه خذاییش خیلی ام خشگله.برم سر اصل داستان

داستان سکسی:

لاپایی گذاشتن دخترخاله

سلام به همه بچه های شهوانی من اسمم سامانه قدم178وزن و؛75و19سالمه خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به چهاریاپنج ماه پیش(البته لازم به ذکره که برام مهم نیست باور کنید یا نه چون شما تو این سایت دنبال حقیقت نیستیددنبال شهوت میگردیدپس کم راجب راست یادروغ بودن داستان ها باعرض معذرت کسشعرتلاوت کنید)خب از بحث دورنشیم

داستان سکسی:

گائیدن کون گنده ساناز دختر خالم

سلام اسم من شهرام و 35 سال سن دارم این خاطره ای که میخوام بنویسم مربوط به چندین سال قبل از ازدواجمه . موضوع مربوط به یکی از دختر خاله هام به اسم سانازه. ساناز تقریباً ده دوازده سال از من کوچکتر بود و اصلا فکر نمیکردم که یک روزی بخوام باش سکس داشته باشم ولی با گذشت زمان و بزرگتر شدنش احساسم نسبت بهش عوض شد و نهایتاً منجر به این شد که تا مدتها در کنارش باشم. موضوع از اینجا شروع شد که من یه مدت مونده بودم بدون دوست دختر و حقیقتش از کردن زنهای جنده هم بدم میاد و حسابی بهم فشار اومده بود. تا اینکه خالم و دخترش اومدن خونه ما راستی اینو بگم که اونا تو یک شهر دیگه زندگی می کنند.

داستان سکسی:

دختر خاله تنهای من

سلام دوستان من براي بار اول دارم داستان مينويسم و اميدوارم خوشتون بياد@
راستش داستانى كه ميخوام براتون بگم بر ميگرده به يك سال پيش من تو هنرستان درس ميخوندم و براي اين كه زياد به خونه نميرفتم خيلي كم از اتفاقهايى كه ميافتاد خبردار ميشدم مثل اينكه بعد از 5 ماه فهميدم پسر داييم بايكي از دختر خاله هام ازدواج كرده و . . .
خب از خودم بگم بعدهم بريم سراغ داستان من پوستم تيره است ولي صورتم كج كوله نيست قيافه قابل قبولي دارم چشام قهوه اي روشن قدم 175وزنم 70و چون از موقعى كه ميتونستم كار كنم ميرفتم سر كار بدن نسبتا خوش فرمي دارم.
حالا داستان من.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دخترخاله