شما اینجا هستید

دوجنسه

پدرام دوجنسه و فرانکی

سلام دوستان این داستان حدود هفت و هشت ماه قبل اتفاق افتاد می خوام تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد قبل ازهرچیزاسم من ادریسه و بچه ها دوستام فرانکی صدام لی کنند من به دلیل موقیت شغمیل برا خودم یه خونه مجردی داشتم اون روزها حوصله ام سر رفته بود و بالوتور گفتم یه دوری برم بیرون نزدیکای پن بعدظهربود به سی وسه پل رفتیم با موتور تو پارک پرسه می زدیم که چشم به دو تا هلو خوشگل دوجنسه افتادم با خودم گفتم یه کون درست حسابی افتادی ادی خلاصه اهارو تعقیب کردم هی نازافاده می کردند یکشون پدرام بود اواون یکی اشکان با هزاربدبختی شماره پدرام گرفتم و رفتم اون شب خلاصه پیام داد با هم قرار گذاشتیم بریم استخرخصوصی

داستان سکسی:

سکس ما با یک ترانسکشوال

من آریا 37 ساله و همسرم نازی 34 ساله 3 سال هستش که به کانادا اومدیم. ما زندگی جنسی خوبی داریم و در اینجا فرصتی پیش اومد که کمی ادویه اون رو بیشتر کنیم. البته به دوستان بگم که قبل از این که کس یا کسان دیگری رو وارد تخت خوابشون کنن باید خیلی زیاد با هم صحبت کنن و از خطراتش غافل نشن. به هر حال ما از طریق سایت craigslist که همه جور چیزی درش پیدا میشه، با چند تا ترانسکشوال که فانتزی همیشه مون بود، ایمیل رد و بدل کردیم؛ عکس فرستادیم و عکس گرفتیم... اولش به نطر آسون میومد ولی نتیجه افتضاح بود! بیشترشون مردهای زن پوش بودن و واقعا فاجعه بار. بعد از یک ماه گشتن بالاخره مورد دلخواهمون پیدا شد.

داستان سکسی:

کون دادن به یه شیمیل تو تایلند

سلام. من ماهانم و ۲۲ ساله و خوشکل. همین خوشکلیم باعث شد که حسابی کونی بشم و تو ۱۴ سالگی منو بکنن. خلاصه اینکه من با مردای مختلف سکس داشتم اما جنده نبودم. خیلی دوس داشتم با یه شیمیل( زن کیر دار) سکس کنم اما خوب کسی پیدا نمیشد. چند وقت پیش یه سفر رفتم تایلند البته از عمد رفتم اونجا چون سکس زیاد هست. وقتی رسیدم اونجا از روی اینترنت کلوپ گی ها رو پیدا کردم. زبانم خیلی خوب بود. رفتم اونجا و اون شب تونستم به یه مرد سیاه پوست افریقایی بدم که خیلی حال داد اما فکر سکس با شیمیل از ذهنم خارج نمیشد.

داستان سکسی:

دوسکسه

کنکور تموم شد و به هر زحمتی که بود رفتم دانشگاه.خوبیش این بود که توی یه شهر دیگه بود.من خوابگاه رو دوست نداشتم با اصرار از پدرم خواستم که یه خونه نزدیک دانشگاه برام بخره.آخه اگه کرایه یا رهن کنی ممکنه صاحب خونه بفهمه که دوست دخترتو با خودت میاری و خر بیار باقالی بار کن.خوب بالاخره هرجوری بود خونه رو خریدیم وسایلمو گذاشتم توش و آماده ی شروع سال تحصیلی جدید شد.۱مهر اومد و من با اشتیاق صبح زود بلند شدم و تیپ زدم و موهام رو فشن کردم و حسابی برای این که تو چشم باشم به خودم رسیدم. رفتم دانشگاه.خیلی حال می داد که با دختر ها هم کلاسی هستم.اصلا به خاطر همین درس خوندم که به دانشگاه بیام.

داستان سکسی:

تعطیلات عید در سربازی

متن خاطره: حمل روزهای پایانی سال در دوره خدمت سربازی خیلی سخته. عده زیادی از بچه ها مشغول جمع و جور کردن اسباب و لوازمشون بودن و خودشون رو برای رفتن به خونه در تعطیلات نوروز آماده می کردند. ولی متاسفانه من و عده کم دیگری از هم دوره ای ها مجبور بودیم چند روز اول عید رو سرخدمت بمونیم و نیمه دوم تعطیلات به خونه بریم. این اولین باری بود که هنگام تحویل سال در کنار خانواده ام نبودم و از این بابت خیلی غصه میخوردم.

داستان سکسی:

در کام ماده شیرها

با سلام
حال مقدمه ندارم پس میریم سره اصل مطلب
شونزده سالم بود و هنوز هیچ سکسی هم نداشتم. خیلی تو کف بودم. دو سه تا دوست دختر داشتم اما هیچ کدومشون راضی نمی شدن که با هم سکس کنیم. دیگه داشتم دیوونه می شدم. اینقدر هم جلق زده بودم که پوست دستم کنده شده بود. در به در دنبال یکی می گشتم که بتونم باهاش سکس داشته باشم. راستش چند بار دوستام گفته بودن که میتونن واسم جنده جور کنن اما واقعا می ترسیدم. دنبال یه سکس بی دردسر بودم.

داستان سکسی:

کون دادن به مریم دوجنسه

سلام.من سینا هستم.21سالمه.من خیلی به سکس با دو جنسه ها علاقه دارم.میخوام اولین کون دادنم به یه دوجنسرو واستون تعریف کنم.داستان از اونجا شروع شد که قرار شد من واسه کارآموزی برم اداره پست.روزی که رفتم اونجا مسئول بخش گفت که باید با یه خانمی که قبل از شما اومده و اونم کارآموز بود کار کنی.رفتم تو اتاق.وای چه شانسی.تا دختررو دیدم تو دلم گفتم خدا کنه کارآموزی حالا حالاها ادامه پیدا کنه.اسمش مریم بود.وااقعا ناز بود.یه مدت که گذشت زیاد بهم پانمیداد تا اینکه منم دیگه نا امید شده بودم.بهد از چند روز خودش تمایل داشت که باهام لاس بزنه.اونجا بود که فهمیدم میگن به دختر محل ندی خودش میاد سمتت درسته.هر روز

داستان سکسی:

کون دادن به ساناز دوجنسه

سلام.من سینا هستم.20سالمه.نمیخوام زیاد مقدمه جینی کنم.من واسه کار آموزی باید میرفتم اداره پست.این خاطره واسه پارساله.اعصابم خورم بود که افتاده بودم اونجا.گفتم از فردا باید با یه سری کسخل سروکله بزنیم.فرداش رفتم اون قسمتی که باید اونجا مشغول میشدمو خودمو به مسئولش معرفی کردم.گفت باید با یه خانومی که اونم کارآموزه کار کنی.رفتم پیش دختره.وای عجب دافی ببود.خیلی ناز بود.اولا زیاد با هم رابطه ای نداشتیم.یکم که گذشت دیدم داره ابراز تمایل میکنه که با من بلاسه.

داستان سکسی:

آیدین بانی خیر

سلام من اسمم صبا(مستعار) ازوقتی دوباره آیدین رو دیدم اتفاقائی برام افتاد که برام خیلی جالب بود.من یک بسرم وحدود 26 سالمه به خاطر اینکه از مردا متنفرم دوست دارم همه منو صبا صدا کنن.الان میخوام یکی از اون اتفاقای جالب رو تعریف کنم.

داستان سکسی:

دختری که کیر داشت

هوا تقریبا تاریک شده بود و همسایه ها چراغ ها شونو روشن کرده بودن . من هم تو اتاق بالا مشغول درس خوندن بودم (البته خیر سرم).سرم از کتاب داشت سوت می کشید اخه همش حواسم پیش کس هایی بود که تو خیابون دیده بودم.پیش خودم گفتم برم کنار پنجره یه سیگاری دود کنم . روبروی خونه ما یه خونه بود که یه خانواده ارمنی تازه اومده بودن اونجا .همین طور مشغول دود کردن بودم که یهو چراغ حمامشون روشن شد .چون تازه اسباب کشی کرده بودن هنوز پرده نداشت البته از داخل کوچه دید نداشت طوری بود که تنها از بالا دیده می شد .

داستان سکسی:

دوجنسه و فری

سلام بچه ها ببخشید که تاخیر داشتم در نوشتن خاطرم،خلاصه بعد از کردن سینا در سنّ ۱۳ سالگی گفتم که تحصیل از راه دور رو انتخاب کردم،بعضی‌ موقع من باید میرفتم سر کلاس تا رفع اشکال کنم.
توی کلاس با دختری به اسم فرشته آشنا شدم،که خیلی‌ دختر نازی بود قد بلند(بلندتر از من)لاغر ۴شونه سبز صورت خیلی‌ خوشگل ترکیب صورتش شبیه کتایون ریاحی بود،
من با فرشته(فری) بیشتر خو گرفتم اصلا فکر سکس با اون رو نداشتم،بعد مدتی‌ که با هم آشنا شدیم من برا مشکلات درسیم میرفتم خونه اونها،این رفت آمد شروعی بود برا رابطه من با اون،اون خونشون راحت میگشت

داستان سکسی:

کون بجای کس

با سلام مجدد من علیرضا هستم که چند روز پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما قضیه ای که می خوام تعریف کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.
عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن برن مهمونی منم با بی حالی از خونشون زدم بیرون یه ساعت کوس چرخ زدم زنگ زدم خونه دادش کوچیکم دیدم خانمش رفته خونه مادرش شهرستان اینم تنهاس رفتم خونشون برش داشتم زدیم بیرون که بیفتیم دنبال یه کوس بگردیم و روز جمعه ای یه حالی به خودمون بدیم!

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - دوجنسه