شما اینجا هستید

دوست دختر

از هیجان تا لذت سکس با فرشته

درست یادم نیست یک ربع به چهار بود یا چهار و بیست دقیقه یا هرچی ... هر چی که بود، اضطراب آشنای انتظار رسیدن کسی، بعد از ظهر یه روز گرم تابستونی، تمام ذهنم رو درگیر کرده بود. حس هیجان حضور صاحب ماتیز فضای سوت و کور شرکت رو به هم ریخته بود . شرکت ما شاید آخرین انتخاب عقلانی برای محل قرار ما بود ولی این رابطه از لحظه اول هم میونه خاصی با عقلانیت نداشت. صاحب ماتیز رو کمی قبل تر، از لابه لای مسیج های جنون آمیزی که تو چت روم های خدابیامرز یاهو به این و اون می دادم پیدا کرده بودم .

داستان سکسی:

شب داغ با نازنین

سلام به همگی، این ماجرایی که میخام براتون بگم خب واقعیه چون از اینایی که داستان دروغ مینویسن خیلی بدم میاد. اسم هایی هم که توی این داستان بکار میبرم همه مستعار هستند همینطور اسم خودم. من پویا هستم(مستعار) این ماجرا برمیگرده به حدود دوسال پیش که من پیش دانشگاهی بودم. من پوستم گندمی و سفیده،قدم 187،ورزشکار تقریبا معروفیم توی اصفهان هستم واسه همین ترجیح دادم اسم هارو مستعار بنویسم هرچند کسی متوجه نمیشه.

داستان سکسی:

کس تخاری

من یک بار به تخار رفتم به یک سفر رسمی در انجا با یک دختر روبرو شدم و من برایش نظر به کار های دفتری یک زنگ زدم بعد یک زنگ دیگه هم بریش زدم - بعد از ان اون فهمید که عاشقش شدییم - بعد از 10 روز از ولایت تخار برگشتم به کابل و 15 روزدیگه در کابل بودم و هر شب بایش زنگ زده و او مرا در جریان صحبت هایش سست میکرد تا بلاخره بار دیگر به ولایت تخار رفتم و در یه هوتل جای گرفتم و به او (عاطفه) تلفون کدم که بیاولی نمیامد باز گفتم بیا ولی نمیامد تا بالاخره اصرار زیاد کردم که به روز دوم ساعت 9:30 بامداد اومد به اتاقم و صاحب هوتل از دست که وارخطاشده بود کیرش دردستش گرد اتاق میگشت - بعد من یه اهنگ پلی کردم ول

داستان سکسی:

سکس سینا و دنیا

سلام.من سینام ۱۸سالمه از تبریز. داستان من از اونجا شروع میشه که ی روز من با دوستم برا گردش رفتیم کل تبریزو گردش تو خیابون یه دختر بود با مامانش خیلی سکسی و خوش اندامو خوشگل خلاصه من به دوستم گفتم من از دختره خوشم اومد تا مخشو نزنم نمیتونم برم خونه خلاصه هرجا میرفت میرفتیم دنبالش فهمید دنبالشیم هی هی نگاه میکرد منم بهش علامت میدادم ولی اثر نداشت اصلا پا نمیداد ولی یهو به مامانش به دخترش گفت من رفتم تو خودت بیا دیگه نفهمیدم دقیقا چیشد.

داستان سکسی:

ماشین بازی و کس بازی

سلام بچه ها این داستان من براتون می خوام بنویسم مربوط میشه به هفته پیش روز شنبه این اولین سکس من بود همه دوستام سکس می کردن و برای من تعریف میکردن منم میخواستم کم نیارم ولی نمی تونستم دختر جور کنم بکنم راستی اسمم امینه 19سالمه بچه بندر هستم،بگزریم مدرسه ها هنوز باز نشده بود من نشسته بودم مثل همیشه داشتم وارکرافت بازی میکردم روزها و ساعت ها کارم اینه یهو به سرم زد برم یه چرخی بزنم بابام هی میگفت افسرده میشی و از این هرفا به زور پاشدم و رفتم ماشین روشن کردم زنگ زدم دوستم که هم محله ایمه اومدش با هم رفتیم بیرون،گفتم امروز میخوام زید تور کنم یه نیش خندی زدو گفت بریم دهتا تور کن

داستان سکسی:

خیلی دوستش دارم چکار کنم؟

سلام میکنم خدمت همه ی بر و بچ شهوانی این یه داستان سکسی نیست پس اونایی که دوست ندارن نخونن از خودم میگم اسمم مهیار قدم 180 وزنم 70 از بچگی ورزش میکردم اما هیکلم معمولیه واسه سلامتی ورزش میکردم پوستم سبزه و چهره معمولی دارم الان 21 سالمه ترم سوم دانشگاه بودم 20 سالم بود شرایط بدی داشتم از همه لحاظ روحی و روانی, خانوادگی, مالی وضعیت خیلی بدی بود برام پدر یه کارگر سادست منم همیشه مجبور بودم خودم از پس خرج خودم بر بیام چند وقتی بود بیکار شده بودم یکی از همکلاسی های دختر که متاهل هم بود وضعیتمو دید متوجه شد حال روحی بدی دارم یه روز اومد بهم گفت مهیار چرا حالت بده؟

داستان سکسی:

سکس تو پارک با دختری که میخارید

باسلام خدمت تمام دوستان گل من خیلی خیلی وقت هست که اینجا میام و داستان میخونم زیادم بلد نیستم داستان بنویسم واین اولین بارمه که داستان مینویسم پس اگه خوب یا بد بود به بزرگی و کوچیکی خودتون ببخشین.من اسمم عطا هست 18سالمه بچه....هستم این ماجراکه میگم برمیگرده به دوسال پیش که مامانم یه دخترخاله داره که دوتا دوختره داره یه پسر داره.اسم دختر کوچیکش زینب بود که17سالش بودو میخارید.اسم دختر بزرگش مرجان بود 22سالش و اسم پسرش سهیل که 23سالش بود

داستان سکسی:

اولین تجربه سکس توی امتحانات

سلام 26سالمه خاطره ای که نوشتم برمیگرده به چند سال قبل که یه دخترهمسایه داشتیم بنام سمیه بدک نبود 18سالش بودبدن اندامی سینهاش نسبتا بزرگ ..همه ی بچهای محل رومخش بودن منم که بدم نمیومد ولی یه کم خجالتی و بی تجربه بودم خیلی خودی نشون نمیدادم خلاصه سمیه که چند ماهی بیشتر از اومدنش تومحله نمیگذشت بادختر دایی من دوست شده بود یه پسر دایی دارم 3سال از من بچه تره یه روز سر صحبت شد منم گفتم این دختره که میا خونتون اسمش چیه چجور ادمیه ازاین جور حرفا که اونم جواب داد اسمش سمیه ست قبل امدن تو این محل نامزد داشته که بهم زدن....از این جریان گذشت دلو زدم بدریا گفتم بپرس نظرش در مورد من چیه حالا من یه قدم

داستان سکسی:

سکس امیرحسین و مریم

سلام من امیرحسینم داستانی ک مینویسم واقعیه و مال۱۵شهریور ۹۳هسته اول خودمو معرفی کنم،من امیرحسین ۱۸ساله اهل کرمانم البته در اصل بچه بندرعباسم ،من از یکی از دوستام ی شماره گرفتم بعده ی مدت دختره از من خوشش اومد گفت بیا ببینمت رفتم تو محله شون(من بچه خیابون شفام ک بالا شهره مریم پایین شهر بود) رفتم ی لحظه درو باز کرد تا منو دید هول شد درو بست دگ هم باز نکرد... دو روز بعد گفت من پارک جنگلیم...

داستان سکسی:

زندگی سکسی من و محبوبه

سلام به همه شهوانی های عزیز من عضو نیستم ولی به سایت شهوانی زیاد سر میزنم بهترین روزای عمرم که همیشه سکسی بود رو میخوام یه گوشیه خیلی کوچیکی ازش رو براتون تعریف کنم شغل من مدیر فروشه و در حال حاضر تو کرج زندگی میکنم از محبوبه بگم:اهل اصفهان بود تو شهر ما دانشجو بود. یه دختر گندمی با موهای مشکی هیکل بسیار سکسی و خیلی حشری که من همین اخلاقشو خیلی دوست داشتم. سر فرصت از آشنا شدنم با محبوبه براتون میگم اصل مطلب: 4سال با هم بودیم اولش همش عشق بود و فقط عشق.

داستان سکسی:

کون سبزه ژله ای

به رسم ادب سخن رو با دُرنامه ای از ادیب والا مقام، فخرُ الزمان، شاعر جنت مکان،بزرگ مرد ورطه ی سیر و سلوک، محمدرضا آغاز میکنم.باشد که آلتش، آماج الطاف پری چهران عالم قرار گیرد، که اگر نبود مطالبه ی استاد، هرگز دست بر قلم نمی بردم.

این کیر ما، نَمونه ی دیگر نداشته است / اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور سرش، فکر می کنم / این خایه بی دلیل تَرک بر نداشته است
طوری زِ چاارچوب، درِ پرده کنده است / گویی که کُس از بیخ، سَردَر نداشته است

داستان سکسی:

تن سفید و چادر سیاه

سلام خدمت دوستان شهوانی حقیقتأ من کمتر از یک ماهه که با این سایت آشنا شدم و تصمیم گرفتم تنها اتفاق سکسی که برام افتاده رو براتون تعریف کنم.چون ترس از این دارم که من رو بشناسن اسم مکان ها و اسم افراد رو عوض کردم. من اسمم حسینِ تقریبآ لاغر با۲۴ ساله از اون پسرا نیستم که بتونم بیفتم دنبال دختر و بخوام یه حرکتی بکنم اما خب علاقه دارم به سکس.

داستان سکسی:

محمد و دختر حشری

سلام من محمد هستم 19 سالمه داستانم کاملا واقعیه کسخلم نیستم یه ربع بشینم داستان الکی بنویسم بعدش فش نصیب جدوآبادم بشه خب بگزریم از این حرفا برم سر داستانم همونجور ک گفتم 19 سالمه اهل دیار غریبی به اسم خورموج 70 کیلومتری بوشهر شهری بس کوچیک و غریب اگه یه اتفاقی توش بیوفته همه خبر دار میشن این معرفی خودم و شهرم . من یه پسر معمولی با قد 185 وزنن هم 78 هستم و مشخصات دختری رو ک باش سکس داشتم قدا حدود 174 یا 175 وزنشم والا وقت نکردم ازش بپرسم خب اینا رو بیخیال بریم سراغ اشنایمون،

داستان سکسی:

ادکلن کوکو شنل

سلام اسم من علی 25 سالمه بچه اراکم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به 2 سال پیش وقتی دانشجو بودم. من اهل خاطره نوشتن و داستان نوشت نیستم اما این داستانی که میخوام تعرف کنم داستان زندگیمه واسه همین دوست ندارم واسه کسی که میشناسم تعریف کنم چون ممکن طرز فکرش نسبت به من عوض بشه به همین خاطر دارم اینجا واسه شما مینویسم. ما مغازه آرایشی فروشی داریم یه روز که اونجا بودم یه دختر واقعا خوشکل قد بلند خیلی جذاب اومد داخل میخواست ادکلن بخره اومد جلو گفت آقا ادکلن کوکو شنل دارید؟؟این ادکلن خیلی گرون بود!!! ما هم کارای مارک نمیاوردیم از طرفی اگه هم میگفتم نداریم فرصت مخ زدنشو از دست میدادم.

داستان سکسی:

سکس با دوست دختر سابقم

سلام خاطره ای ک میخوام بگم ماله 2 سال پیشه الان 19 سالمه سال اول دبیرستان با یه دختری اشنا شدم تقریبا 3 سال و خورده ای باش بودم تا 2 سال اول نهایت کاری که کردم یه لب بود و دیگه هیچ حتی یک بارم نمالیدمش.یه بار بش گفتم بیا خونمون گفت نه 2 3 هفته فقط بش گفتیم بیا تا راضی شد بیاد گفت هر موقع موقعیتش جور شد بهت میگم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر