شما اینجا هستید

دوست دختر

دختر گرگانی

منو المیرا تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته . دقيقا يادمه اولين اسي كه بهش دادم اين بود ميگن توپ وقتي وارد دروازه ميشه بهش ميگن گل شده اما تو همينجوري گلي.

داستان سکسی:

کاش کاندوم داشتم

یادش بخیر 3 ساله پیش بود . هنوز تمام لحظاتش صحنه به صحنه جلو چشممه . مگه میشه فراموشش کرد ؟! بهترین سکسم نبود ولی جالبترینش بود . اون موقع 27 سالم بود و هنوز تهران زندگی نمیکردم ولی 6 ماهی می شد تهران سرباز بودم . چون فوق لیسانس بودم یه پست خیلی راحت بهم داده بودن طوریکه 24 ساعت تو کلانتری بودم و 24 ساعت بیکار بودم و می تونستم هر جا که بخوام برم .

داستان سکسی:

زندگی چاپ دوم نداره پس عاشقانه زندگی کن

سلام من محمدم 25 ساله اهل جنوب تهران خواستن داستان سکسی خودمو مریمو بنویسم . سه سال پیش بود که ساعت حدود 12 شب بود که از سر کار از نیاوران برمیگشتم که یه پیام واسم امد که نوشته بود زندگی چاپ دوم نداره پس عاشقانه زندگی کن. اما شماره غریبه بود و جواب دادم شما؟ گفت مریمم دختر داییت دیوونه اما اشتباه گرفته بود . منم که تنها بودم گفتم من دختر دایی ندارم اما دوست دارم دختر داییم باشی .

داستان سکسی:

اولین سکس آقا ممد با دوست دخترش

این داستان تقریبا بر میگرده به 4 سال پیش،اون موقع 17 سالم بود و بچه شیرازم،یه شب رفته بودم کافی نت پت و مت پای سیستم نشسته بودم که 2 تا دختر اومدن داخل،از همون اول یکیشون رو انقد نگاه کردم که به بهونه ی اینکه سیستمش به نت وصل نمیشه بلند شد اومد کنار من،اون موقع تازه البوم حباب محسن یگانه اومده بود و منم بلند داشتم باهاش میخوندم که دختره بلند شد تا بره پیش دوستش،منم از فرصت استفاده کردم و اسمشو از تو فیس بوک نگاه کردم و ادش کردم.وقتی نشست تا رکویست دادم اد کرد منم بش پی ام دادم یکم باهم سر و کله زدیم آخر فهمید منم و بالاخره شمارشو داد.خلاصه قرار گذاشتیم فردا بعد از مدرسه هم ببینیم،

داستان سکسی:

درسا جونم

سلام اسم من پارسا هستش داستانی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به دو ماه پیش نزدیکای عید من ۱۷ سالمه و دوم دبیرستان. من و آرش دوستم همیشه وقتی از مدرسه برمیگردیم به سمت دبیرستان دخترونه ی نزدیک دبیرستانمون میریم و اونجا بعضی وقتا به دختره تیکه میندازیم.

داستان سکسی:

انگشتان جادویی

سلام دوستان.اسمم آرمان نیست ولی شما بگید آرمان. اسم پارتنرم هم اسمش هستی نیست ولی اینجا مینویسم هستی. قبلش بگم از اون دسته پسرایی نبودم که دنبال دختربازی باشم و همش دنبال کسچرخ.بیشتر کار میکردم و یه ورزشی هم میکردم.حرفه ای.یه دلیلشم این بود که خجالتی بودم.

داستان سکسی:

یک خاطره دلنشین از پارک بنفشه

سلام داستانی ک میخوام براتون بگم خاطره خودمه ک یک هفته قبل از عید اتفاق افتاد. اسم من محمدامین و 19 سال سن دارم تو عمری ک از خدا گرفتم با خیلیا بودم و فقط عاشق یک نفر شدم و هنوز هم با همیم. صبح روز شنبه بود آخرین هفته سال 93 با خانومم قرار داشتم تو سجاد شبش کلی اس ام اس بازی کرده بودیم چون من عیدو میخواستم برم مسافرت آخرین باری بود ک تو ساله 93 خانوممو میدیدم خلاصه تو اس ام اس ها باهم فردا یعنی روزه قرارو توصیف میکردیم و اینکه وقتی دیدمش میخوام باهاش چیکار کنم یعنی در اصل سکس چت میکردیم.

داستان سکسی:

پدرام و مونا ... یه روز خوش

سلام به همگی اون موقع دانشجو بودم ، خیلی هم تو کف . یه دوست دختر داشتم ولی پایه سکس نبود یه روزی تو چت روم ول می گشتم که برخوردم به یه دختر همشهری ، کمی چتیدیم و ایمیلش رو داد بهم

داستان سکسی:

سکس با دختری که ادعای پاکی میکرد

سلام آریا هستم و شغلم هم مشاور املاک بود. داستانی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به سال 89 من و دوست دخترم و خواهرش در کیش. من و مریم سال 85 باهم آشنا شدیم مریم 3 تا خواهر داشت یکی از خواهراش به اسم فریبا خیییییییییلی خوش هیکل و جذاب بود و اینکه جوری رفتار کرده بود که همش فکر میکردم جلوش نباید حتی دست مریم بگیرم گاهی. بریم سر اصل ماجرا:

داستان سکسی:

پوریا و الهام

سلام دوستان این خاطره ک میخوام بگم بهتون سال 92 اتفاق افتاد
قبل خدمت بود با الهام رفیق شدم. الهام جذاب بود و خوش فرم 1سال از من کوچیکتر بود بi هر بهونه ای میشد حرف سکس کردن پیش میکشیدم ولی زیر بار نمی رفت. روز 13 بدر بود بهش زنگ زدم گفتم الهام بیا خونمون کسی نیست ب زور راضیش کردم گفتم 4 روز دیگه میرم خدمت 90 روز منو نمیبینی این داستانا ولى دیوث نیومد.

داستان سکسی:

سکس در دستشویی هتل

سلام من رضا 19 هستم.تابسون 92 به مشهد رفتم روز اول برای رفتن به بیرون به داخل آسانسور رفتم.ما طبقه 3 بودیم یه طبقه 2 ک رسید آسانسور ایستاد و دختری خوشگل وارد آسانسور شد.دختره سن بالا میزد حدودا 21,22 به خودم گفتم خو نمیشه کاری کرد.

داستان سکسی:

رابطه با میم در آستانه طلاق

اخرین روزهای زندگی مشترکمو پشت سر می گذاشتم. همسرم آدم خیلی خشک بود و رابطه ی خوبی نداشتیم از ظاهرش هم خوشم نمی اومد و کلا تا سن ۳۵ سالگی لذت زیادی از رابطه با یه زن نبرده بودم. تا این که در محل کارم شروع کردم به چت کردن اما فقط برای همصحبتی. بعد از چند وقت مخ خیلی ها رو توی چت زده بودم چون خوش صحبت بودم اما هیچکدومشونو ندیده بودم تا با میم اشنا شدم. میم می گفت از شوهرش جدا زندگی می کنه و فقط منتظره شناسنامش مهر طلاق بخوره. اولین بار رفتیم بیرون و یادمه دستاشو توی ماشین گرفتم. تا اینکه قرار تشد دفعه ی بعد با هم بریم خونه ی دوستم.

داستان سکسی:

از بیتاک تا سکس

سلام اسمها همه مستعاره خاطره اى ميخوام بنويسم از آخراى آبان 93 شروع ميشه نميخوام از خودم تعريف كنم چون نه هيكل دارم نه خيلى خوشگلم 24 سالمه قدم 186 و 60 كيلوأم خيلى لاغرم...

داستان سکسی:

حس خوب

یکی از اون غروبای دلگیر زمستونی بود،بازم تنهایی رفته بودم پارک نزدیک خونه کمی قدم بزنم،از داد و فریادای داخل خونه،درسای سنگین دوره ارشد خسته شده بودم.این حس تنهایی کلافم کرده بود انگار هیچ دختری نمیخواست باهام رابطه جدی داشته باشه همکلاسی هامم که فقط چون درسم خوب بود دور و برم بود. بالاخره از راه رفتن خسته شدم هوا هم تاریک شده بود رفتم داخل یه آلاچیق تاریک و دنج پارک نشستم، صورتم رو به ماه کردم، اونشب کامل بود، انگار فقط ماه منو میبینه،توی دنیای خودم و تنهاییام داشتم سیر می کردم که با یه صدای خیلی ناز و دل فریب به خودم اومدم،

داستان سکسی:

تابستون رویایی با سارینا

سلام ، آرمین هستم ۱۷ سالمه ، ۲ سال پیش با یه دختر توی ویچت دوست شدم ، اونموقع ویچت مد بود و هنوز فیلتر نشده بود ..:D اسمش سارینا بود و همسن خودم بود ، چند هفته ای باهم چت میکردیم تا اینکه ازش شمارش رو‌ گرفتم ، اونموقع من جی اف داشتم ، اونم میدونست.. مثل خواهر و برادر بود رابطمون ، خلاصه یه چند ماهی گذشت و من با جی افم کات کردم .. یه مدتی تنها بودم ، یهو یاد سارینا‌ افتادم ، یه دختر خوشقلب و مهربون .. بهش زنگ زدم و حالشو پرسیدم ، اینکه چیکار میکنه با درس و این چیزا ، مدرسه تیزهوشان میره درسش عالیه ، خلاصه صحبت ها و تلفن های من و‌ سارینا بیشتر شد ، تا اینکه بهش پیشنهاد دوستی دادم ..

داستان سکسی:

نرگس عشق اول و آخرم

سلام من اسمم علی ه 16 ساله از تبریز . تو یه خانواده نیمه مذهبی نیمه ازاد بزرگ شدم که پدرو مادرم زیاد بهم گیر میدن.یه روز تو اتاقم بودم که خواهرم از تولد اومد. تابستون بود سوم راهنمایو تموم کرده بودم شب عکسای تولدو باز کرد که یه دختر خوشگل برنزه و هات اندامی تو عکسا بود که خواهر دوست خواهرم بود دو سال ازم بزرگ بود اسمشم نرگس بود. من که هیچ دختری چشمو نمیگرفت روانیه این شدم .

داستان سکسی:

سکس با ثریا جون

سلام من رضا هستم از مشهد.... این خاطره که میخوام بگم براتون عینه واقعیته..مثل همیشه داشتم تو خیابون با ماشینم می رفتم که تو ایستگاه اتوبوس یه خانم تقریبا مسن دست بلند کرد..نگه داشتم جلو سوار شد ..و گفت تا چهارراه گفتم در خدمتم..داشتم می رفتم که یه هو گفت اوه باید برم تو خیابان ؟ یه جفت کفش ابری بخرم گفتم بشینید میبرمتون...تشکر کرد رفتیم خریدشو کرد..اومد سوار شد ...سر صحبت رو باهاش باز کردم ....خیلی زبون باز و البته خوش صحبت و خوش اندام بود ...گفت مسیرتون کجاست ؟ گفتم شما کجا تشریف میبرید...

داستان سکسی:

تجارب مخ زنی

سلام من همه جور تجربه ای داشتم و اونم مدیون همین داستانای شمام و علت اینکه پس از سالها اینجا اومدم یجور قدردانیه توجه کنید با بوس ساده شرو میشه پس صبور باشید درضمن این داستانو واسه جلق زدنتون ننوشتم

من سام یه پسر 23سالم با190cm قد و 80kg وزن که یخورده لاغر نشون میدم اما این باعث نشده ک زشت بشم حدود7سال باشگاه رفتم که بعلت عدم علاقه به دارو هیکلی نشدم فقط یخورده استیلم خوب شد طوری ک لباسای تن مانکنا اندازمه. بروح عموی شهیدم بازیگر سریال هم بودم خلاصه سرتونو با تعریفام دردنیارم id اینستاگراممو میدم خودتون ببینید نه خواهر دارم و نه برادر اطلاعات دیگم توی داستان متوجه میشید

داستان سکسی:

اولین سکس رسول با مریم

سلام دوستان. این داستانی که میخوام واستون بگم کاملا واقعیه. دفعه اولمم هست ک داستان مینویسم و البته با گوشی پس اگه غلط املایی داشت ببخشید اسم من رسول هست ۱۸ سالمه . قدم ۱۷۸ و وزنمم ۵۵. خوشتیپم هستم. خب بریم سر داستان.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر