شما اینجا هستید

دوست دختر

من و یه شانس نازنین

سلام
همین اول بگم ک این اولین داستان من هست وشاید نتواند شما رو راضی کند خب بریم سراغ داستان من ی پسر نوجوان و کنجکاوم ک عاشق سکس ولی هیچوقت موقعیت برام پیش نیومد پسر بدی نیستم احساسیم اسمم امیرعلی قد 176و وزن 75راستی یادم رفت من 16 سالمه همیشه خواستم ی سکس داشته باشم ولی نمیتونستم ب کسی اعتماد کنم خب هنوز بچم. از خیلی چیزا شاید خبر نداشته باشم من عاشق چت مردنم تقریبا همه نرم افزار های چت ای دی دارم لاین، نیمباز، واتس آپ، فیسبوک و...

داستان سکسی:

من و دوست دخترم 15 ساله

سلام من وقتی 17 سالم بود میرفتم خونه مادر بزرگم چون اون تنها بود وقتی که میرفتم با شعور حال میرفتم چون بچه های اون خیلی با مرام هستن همیشه تو خیابون فوتبال بازی میکردیم نگار اولین دختری بود که من دیدمش سه در بغل خونه مادر بزرگم بود این دختر یک داداش کوچلو داشت که اسمشو نمیگمم این نگار دختر خوشگلی بود این دختر علاقه زیادی به لواشک داشت نگار 15 سالش بود یک دختر ساده و زیبا منظورم ساده ینی بچه خانواده ای بود و... من باهاش اشنا شدم ون زمان هم یه گوشی ساده نوکیا داشتم شمارمو بهش دادم اون با گوشی خونشون بهم زنگ میزد من میگفتم دوست دارم اون میگفت دوست دارم

داستان سکسی:

ارباب حلقه ها

تهران پارک زیاد داره پارک های معروف,پارک های محلی ,کوچیک بزرگ.. بعضیاش بوی عرق و تیزی و خون میدن بعضیاش پول و رفاه زدگی و قرارا های کاری و دختر پسرای 17.18 ساله .. بعضیاشم بوی دراگ های مختلف ماشروم . گل . پنیر و ...

داستان سکسی:

روناک پیدام کردم

سلام به همه برو بچه های شهوانی...رفیقای گلم این داستانی ک براتون تعریف میکنم کاملا واقعیه و هر کی خوند و باور نکرد خوار مادرمو نشوره حال و حوصله فوش جواب دادن ندارم...بگذریم اسمم امیر حسینه 17 سالمه 75 کیلو وزنمون قدم 180 و نسبتا هیکلی ام قیافم هم نیمه دختر کشه...از اون پسرای دو تیپم که هم لش میپوشم هم شیک و رسمی

داستان سکسی:

آشنایی با نیلو دختر حشری

سلام.اول اینو بگم یه تعدادی هستن دست به فحش و اماده که یه داستان اپلود بشه و سریع فحشاشونو کامنت کنن.این دسته نخونن.این داستانه سکس با دوست دخترمه که نه عجیبه و نه چیز خاصی.من ایمان ۲۴ سالمه شیرازی هستم ۱۸۶ قد و ۶۵ وزن فیس خوبی هم دارم.

داستان سکسی:

عفیفه پاکدامن

سلام علی هستم 18 سالمه ساکن یکی از ابر شهر های ایران اولش بگم تمام اسامی مستعاره و... خاطره ای که می خوام براتون بگم مربوط به پارساله زمانی که سال سوم بودم خلاصه من یه دوستی دارم(حالا فرضا اسمش بهنام) که همکلاسیم بود و از اون زن دختر باز های قهار روزگار و خودتون دیگه بقیه اش رو می دونین بهنام یه پسریه قد بلند یکم لاغره و دیگه خدا از لحاط قیافه براش کم نزاشته و منم تقریبا قدم بلنده قیاقه معمولی دارم ولی به خاطر اینکه چندساله جودو کار می کنم هیکلم خیلی رو فرمه و برعکس تصورتون تا پارسال سکسی نداشتم بریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

سكس با مرجان زندگيمو عوض كرد

سلام اين خاطره اي كه مينويسم كاملا واقعيه و داستان نيس و برام مهم نيس باور كنيد يا نكنيد فحش بديد يا نديد چون من به فحش اعتقاد ندارم خب از خودم بگم من اميدم 27 سالمه ساكن تهران اين داستان بر ميگرده به 2 سال پيش

داستان سکسی:

شکار در فیسبوک

سلام به خوانندگان این خاطره و همه اعضای سایت شهوانی

ایلیا هستم 31 سالمه و مجردم ، شغل من عکاسی هست و عاشقانه مشغول این کارم هستم و کار فتوشاپم حرف نداره ، بهترین دوران زندگیم رو بخاطر یک اعتقاد حروم کردم و شاید باور نکنید که تا 29 سالگی من حتی به سینه های یک دختر هم از روی لباس دست نزده بودم ، اصلا خشکه مقدس نیستم و بهترین تفریح هاتم با 2 دوستی که از برادر هم بهم نزدیک تریم گذشته و اهل خوردن مشروب و رقصیدن هستم شدید !

داستان سکسی:

سکس با عشقم در حمام

سلام اسم من رضاست این خاطره که میخوام براتون بگم مربوط میشه به یک ماه پیش.من یک سال پیش عاشق دختری بنام حدیث شدم.بدون هم نمیتونستیم نفس بکشیم خیلی همدیگرو دوست داشتیم بعد از چن وقت رفتم خواستگاریش مادرش قبول نکرد هرچی ازش خواهش کردم ولی راضی نشد.داشتم دیوونه میشدم نمیتونستم بدون حدیث زندگی کنم اونم همینطور.بعد ازماجرای خواستگاری خواستیم رابطه مونو قطع کنیم ولی نتونستیم چون عاشق هم بودیم.اینم بگم حدیث دوست صمیمیه دختر عمومم بود.چن وقت یبار میرفتیم خونه دخترعموم همدیگرو میدیدیم ودلمون اروم میشد.

داستان سکسی:

سکس با دختره تو چمران شیراز

سلام اسم من محمده. من بچه شیرازم توشیراز که خودتون میدونین دنیای کس هاست من رفیقام جمعه ها میریم واسه دختر بازی تو چمران و بعضی وقت ها هم بارک ازادی ما بیشتر میریم دختر بازی برای اینکه از دخترا بول بکنیم ما هیچ وقت دنبال سکس نبودیم چون تو شیراز دخترایی که میان چمران همشون جندن ما میترسیم ایدز بگیریم

داستان سکسی:

اولین سکس با عشقم یاسمن

پنجشنبه شب بود ، دو سه روزی میشد مامانو بابام مسافرت بودن . منو یاسی هم که خیلی وقت بود آشنا شده بودیمو جفتمونم بدجور حشری بودیم . یاسمنو برای این که خیالم راحت بشه که بتونم از جلو باش سکس کنم پردشو خودم با انگشت قبلا زده بودم ولی فرصت سکس برامون جور نشده بود .

عصر بود که زنگ زدم به یاسی گفتم که امشب بلاخره میتونیم سکس کنیم . میتونیم به آرزومون برسیم . یاسی که دستپاچه شده بود نمیدونست با چه بهونه ای از خونه بیرون بزنه آخرش به دروغ به باباش گفت میخواد بره پیش دوستش درس بخونه و با یکی از دوستاش هماهنگ کرد و اومد پیشم .

داستان سکسی:

كردن مينا پس از چند سال

با سلام به همه دوستان شهوانى اسم من اميره و ٢٩ سالمه خاطره اى كه ميخام واستون تعريف كنم مال يك سال پيشه وقتى ١٧ ١٨ سالم بود يه دوست دختر داشتم كه از من دوسال كوچكتر بود به اسم مينا با پوست سبزه وتو دلبرو يه چند سال بود كه با هم دوست بوديم تا اينكه اونا از محل ما رفتن و ديگه ازش خبرى نداشتم ما هم يه سال بعد از اونا از اون محل رفتيم ولى من هر از گاهى ميرفتم به محل قديميمون وبه دوستام سر ميزدم اخه تو محل جديد با كسى دوست نبودم تا اينكه پارسال كه تو محل قديم پيش دوستام ايستاده بودم يه لحظه چشام به دخترى افتاد با همون مشخصات مينا ولى با يه كون خيلى گنده تر از اون موقعه مينا واى چى ميديدم اره

داستان سکسی:

هستی بالاخره اومد

سلام بچه ها من محمدرضام 18 سالمه من تازه وارد جمعتون شدم و میخوام این داستان سکسیو براتون دیالوگی بنویسم چون خوب یادم مونده همینجوری به ذهنم اومد که اینجوری بنویسم اگه خوشتون اومد که بازم اینجوری مینویسم اگرم نه که مطابق معمول... درضمن بگم که این اولین داستان نویسیه منه!

داستان سکسی:

سکس شاهین و شیوا

متن خاطره: سلام.اسم من شاهینه و 27 سال سنمه و وزنم74هست.این خاطره برمیگرده به 2سال پیش یعنی وقتی که من 25سالم بود.اون موقع بادختری دوست بودم که بغل خونه ی ما خونه داشت اما به دلایلی از اونجا کوچ کردن و رفتن تهران.اما من تلی باهاش صحبت میکردم.یه بار برای کار اومده بود شمال.ما اونجا همدیگه رو دیدیم و یه ساعتی هم توی کافی شاپ سر کوچمون باهم صحبت کردیم.اون موقع پدرو مادرم رفته بودن خونهی خالم تو اراک و خونه خالی خالی بود.باهم قرار گذاشتیم و قرار بود فرداش بیاد خونمون.ساعت 2/30بعد از ظهر بود که صدای زنگ شنیدم.در رو باز کردم و شیوا اومد بالا.همین که اومد تو گفت:کسی خونتون نیست؟؟؟

داستان سکسی:

گر صبر کنی ، کس ، با لذت کنی

سلام خدمت تمام شما عزیزان که دارید این متن رو می خونید. اسم من ... است و همه جا مرا با تخلص حیدر کرار می شناسند. وزنم 65 و قدم 185. طول آلت 15/5 سانتی متر و ... خلاصه بریم سر اصل مطلب ، ما در یک خانواده فوق مذهبی زندگی می کنیم به طوری که حتی برای دانلود کردن سخرانی های رهبر هم مادرم یا پدرم باید کنار بشینند و مانیتور رو نگاه کنند. خلاصه ماجرا برمیگرده به المپیاد فیزیک که من با دو نفره دیگه رفته بودیم و جالب این بود که از یک اتوبوس دانشجو فقط ما سه نفر پسر بودیم و حتی مربی هم که با ما اومده بود خانم بود. 3 تا پسر و تقریبا بیست سی تا دختر!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر