شما اینجا هستید

دوست دختر

اولین سکس من با دوست دختر پسر عموم

تمامی اسامی مستعاره
من اسمم امیر هستش 21 سالمه تا سال 90 هیچ دوست دختری نداشتم و هیچکسی رو نکرده بودم به جز چند پسر Biggrin اونم در دوران اوایل بلوغم ...
خلاصه سرتون رو درد نیارم
پسرعموم یه دوست دختر داشت به اسم شکوه که مطلقه بود بعد از مدتی ولش کرد و شماره ش رو داد به پسرخاله و از اونجا که پسرخاله م خایه اینکارا رو نداشت من دزدکی شماره دختره رو از گوشیش برداشتم

داستان سکسی:

خاطرات نم خورده

23 سالم بود و تو ورزش والیبال واسه خودم اسم و رسمی دست و پا کرده بودم ..کارم تمرین و تمرین بود صبحها و عصرا تو باشگاه و روزای تعطیلی و غیر تمرین هم تو هر زمینی که برو بچ تور میبستن..

داستان سکسی:

شکلات تلخ

سلام به همه برو بکس.علی هستم 28 سالمه شغلم هم نمایشگاه ماشین دارم درستش بابام داره اما 6سالی هست که واسه خاطر بیماریش دیگه کار نمیکنه خلاصه کشش نمیدم زیاد میریم سر وقت داستان فقط اینو بگم که با موبایل دارم مینویسم اگر اشتباه املای داشت به بزرگی خودتون ببخشید.

داستان سکسی:

پشیمانی از رابطه با جنس مخالف

داستانی رو که بهتون میگم سکس کامل نیست ولی کسایی که تا حالا با دختری رابطه نداشتن بخونن به امید اینکه همین طوری پاک بمونن.هرچند تعریف کردن گناه خودش گناهه ولی هدف من عبرت گرفتن شما از خاطره منه.

داستان سکسی:

شیما جون

آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعه های ساکت متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت
بازم جمعه بود و از فكر به غروب دلگير جمعه ها داشت روانيم می كرد ، چند وقتی ميشد كه به خواست خودم يه خونه جدا گرفته بودم و تنهايی توی خونه اونم روزهای جمعه خيلی اذيتم ميكرد ،
حالم خوب است
اما
دلم تنگ آن روزهايی شده که می توانستم از ته دل بخندم

داستان سکسی:

من و نگار

من توی یه آموزشگاه موسیقی درس میدم اما سن ام کم بود اون زمانو بوسیله اشنایی که با صاحب آموزشگاه داشتم قبول کرد اونجا مشغول به کار بشم با افراد خیلی زیادی توی روز رفت و امد داشتم.به خاطر اینکه سنم کم بود اوایل تدریس هنر جوهای کمی داشتم اما بعد از چند ماه تونستم یه کم معروف بشم و شاگردام بیشتر بشن.نگار یکی از شاگردام بود البته از معدود شاگردای دختر.چون من حوصله سرو کله زدن با تازه کارارو نداشتم افراد اماتورو قبول نمیکردم.

داستان سکسی:

ندا دوست دختر دوران کودکی ام

اول سلام .این اولین خاطره سکسی منه:
ساله دوم یا سوم راهنمایی بودم و سه ماه تعطیلات هم بود منم اون موقع صبحها تو کوچه و میلان های محلمون دوچرخه بازی میکردم و بعد از ظهر ها هم با بچه محل ها فوتبال.یادش بخیر دیگه اون زمان ها بر نمیگرده.
تو کوچه ای که زندگی میکردیم یه همسایه داشتیم که دخترش حدود دو سال از من بزرگتر بود خیلی هم خوشگل بود(به چشم خواهری هااااا) ولی خب بعضی وقتا با هم حرف میزدیم و بهش دوچرخمو میدادم و یه دوری هم اون میزد .در کل خیلی کیف میکردیم با هم... ولی اصلا من تو فازه سکس و این جور مسائل نبودم.خب خیلی مقدمه چینی کردم حالا بریم سراغ اصل مطلب....

داستان سکسی:

آخر به بدبختی کردمش

سلام. من محسن هستم 17 سال دارم . این خاطره ای که براتون میگم مربوط میشه به 1سال پیش.حالا هر کی دوس داره باور کنه هر کی هم دوس نداره باور نکنه.راستی اینم بگم که اسم دوس دخترم هم نگار هستش.یه روز گرم تابستونی بود که من حدود 6ماه با نگار دوس بودم .خیلی دوس داشتم بکنمش اخه نگار دختری باقد170 وزن60 سینه هاش 45 بود خیلی هم کون بود و من دوس داشتم تو ی فرصت مناسب بکنمش. خلاصه یه روز تو راهرو خونه باهاش قرار گذاشتم که ببینمش اونم قبول کرد اومدیم تو راهرو مشغول صحبت بودیم که بحث سکسرو پیش کشیدم . اولش قبول نکرد. ولی با التماس های من که خیلی تو کفش بودم رضایت داد که فقط خیلی کم بکنمش.

داستان سکسی:

سکس صبحگاهی در کیش

با سلام به برو بچ شهوانی
اسمم عماد 32 سالمه و مجردم و در جزیره کیش در یک هتل کار میکنم .بسیار شهوتی هستم و تو محل کار وقتی یک خانم از کنارم رد میشه امکان نداره برنگردم و اندازه کونشو نگاه نکنم ولی در عین حال بسیار احتیاط میکنم چون دوست ندارم کارمو از دست بدم .بنا بر این با هیچ کدوم از همکارای خانم وارد رابطه نمیشم . (از قدیم گفتن هر جا میری پول در بیاری دول در نیار)
خلاصه تمام کونده بازی و کسکلک بازی ما واسه بیرونه محل کاره.و خاطره ای که میخواک واستون بگم عین واقعیته و لزومی نمیبینم واسش قسم بخورم ولی اگه کسی فحش ناموسی بده برگرده به خودشو خانوادش .

داستان سکسی:

یکی از بهترین سکس هام با مهلا

من سامانم و 23 سال سنمه.قد 175 و وزنم 77 کیلوئه و بدنسازی کار میکنم.کیرم هم 16 سانت طول داره.سه ساله با مهلا دوستم و اگه مشکل خاصی با این دختر 168 سانتی با وزن 57 کیلو با سینه سایز 70 و کون توپی متوسط پیش نیاد احتمالا تا سال دیگه ازدواج کنم.من درسمو تموم کردم و اون هنوز دانشجوئه و یک سال ازم کوچیکتره.این داستان مربوط میشه به یکی از سکسامون.در ضمن جفتمون پوستمون گندمی و چشم و ابرو و مو مشکی هستیم.

داستان سکسی:

خوابیدن با پری و خواهرش

سلام من حمید هستم 30 سالمه
این داستان واقعی هستش من اهل شیرازم ودانشگاهم اردکان نزدیک شیراز هست اونجا که میرفتم ومیامدم با یه دختری اشنا شدم به نام پری هم خوش هیکل بود هم سفیدحدود 20 سالش بود خلاصه من با پری سکس زیاد داشتم وارد جزییات نمیشم برم سر اصل داستان
هر از گاهی خونمون که خالی میشد واون هم موقعیتش جور میشد میومد حال میکردیم اونا اشنا تو شیراز نداشتن واسه کارشون که میومدن میرفتن تو حسینیه ها میخوابیدن یا مسافرخونه در ضمن من شاغل هستم ومحل کارم جوری بود که هر از چند مدتی شب کار بودم

داستان سکسی:

گه کاری من و ساناز

ﺷمارﻩ ﺳﺎﻧﺎﺯﻭ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﻢ ﺩاﺩ,ﺩﻭﺳﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ,ﺧﻴﻠﻲ ﺭاﺣﺖ ﻣﺨﺸﻮ ﺯﺩﻣﻮ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺳﺮ ﻗﺮاﺭ,اﺯ ﻗﻴﺎﻓﺶ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻴﻮﻣﺪ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﺎﻝ ﻧﺒﻮﺩ,اﻣﺎ ﻫﻴﻜﻠﻲ ﺗﻮﭘﻲ ﺩاﺷﺖ,ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﭙﻴﭽﻮﻧﻤﺶ,ﻫﺮﭼﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻗﻴﺎﻓﺘﻪ ﻧﻤﻴﺨﺎﺳﺘﻢ ﺿﺎﻳﻊ ﺷﻪ,اﻣﺎ اﻭﻥ ﮔﻴﺮ ﺩاﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻣﺘﺎ ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻬﺖ ﺩاﺭﻡ,ﻣﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﻳﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﻛﻒ ﺑﻮﺩﻥ ﺷﻴﻂﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺟﻠﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﻜﺲ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ,ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﻫاﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻣﻮ ﺑﻲ ﻣﻌﻂﻠﻲ ﺑﺤﺚ ﺳﻜﺲ و اﻧﺪاﺧﺘﻢ ﻛﻪ اﻭﻥ اﺯ ﻣﻦ ﭘﺎﻳﻪ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ,اﺯﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻛﺎﺭﻣﻮﻥ اﻳﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻫﻔﺘﻪ اﻱ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﻭﺭﻣﺪاﺷﺘﻢ ﻣﻴﺮﻓﺘﻴﻢ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﺑﺎﻏﺎﻱ ﺧﻠﻮﺕ ﻛﺮﺩاﻥ ﻛﺮﺝ ﺻﻨﺪﻟﻲ ﺭﻭ ﻣﻴﺨﺎﺑﻮﻧﺪﻳﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ,اﻣﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ

داستان سکسی:

سکس در کوچه پس کوچه های تهران

باسلام به همه بچه های سکسی شهوانی من اولین داستانیه که مینویسم (بیشتر از اینم ندارم که بنویسم)
ببخشد اما به سبک خودتون با حذف کلمه ها سعی کردم داستانمو قشنگ جلوه بدم
من بعد از 15و16 سالم که تموم شدو تو خط کارای ناباب افتادیم همش تیپم خاص میشد بولیز، شلوار، کفش، کیف پول ،کمر بند، بند ساعت و وقتیم گل میکرد که تیپ آبی میزدم چون چشامم آبیه!!! به هر حال یه کیر 16((والا کوچیک نیس اینا همشون چاخان میگنیه کیر بیست سانت 23 والا چاخانه ))قد172وزن75 .اصلا فکر اینم نداشتم که تو این حول وحوش و سن کمم یه سکس کنم اما...

داستان سکسی:

سکس یک میلیونی

سلام؛من سینا هستم ؛دانشجوی ترم ۴دانشگاه مهاجر؛راستش جریان ازاون جا شروع شد که من با بچه ها رفتیم ۳۳پل اصفهان؛نشسته بودیم قلیون میکشیدیم که دیدم یه چندتادختر خوشکل دارن از رو پل ما رو نگاه میکنند؛راستی خبر دارید آبه زاینده رود بسته؟خب من به دخترا باچشم اشاره کردم بفرمایند؛اونا هم رفتن از پله ها پین اومدن؛بعد ماقلیونا جمع کردیم؛دخترا که رسیدن سلام علیک کردن ؛همشون چاق بودن ولی یکیشون لاغر؛سفید؛لبا شل شده ؛ بنفش مثل چغندر تو ماست(امتحان کن)به دوستش گفت چقد حال میده با یکی اینا کشتی گرفت؛منم گفتم بریم بگیریم گفت (باش)وقی اینا میگفت دلم حری میریخت؛یه چند قدمی که دور شدیم با اشاره از دوستاش جداش

داستان سکسی:

فردین بازی برا دوس دختر دوستم

سلام به دوستان عزیز چند سالی که داستانهای شمارو گهگاهی دنبال می کنم این دفعه تصمیم گرفتم منم یکی اَز داستانهای سکسی مو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بییاد من بچه دزفولم الان که این داستان دارم واستون مینویسم 29 سالمه قد 170 وزن 79 راستی همه اسما مستعارن ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پیش من گفت می خواد به دوست دختر قدیمیش خیانت کنه.من از این کارا خوشم نمی یاد تا حالا هیچ وقت به دوست دخترام خیانت نکردم ولی با اسرار حجت من تو رو دربایسی گیر کردم قبول کردم رفتم از پسر عموم موتورش قرض گرفتم رفتم در خونه خانمی قرار مدارا گذاشتیم.اومدیم که حجت گفت مکان (خونه خالی)از کجا پیدا کنیم!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر