شما اینجا هستید

دوست دختر

شروع بهار با کردن بهار

سلام من امیر هستم، قبلا یه داستان گذاشته بودم به اسم "اولین سکس دانشجوی پزشکی" (البته اسمی که خودم برا داستان و معشوقه م(بهار) گذاشته بودم این نبود و بعدا تغییر پیدا کرده)
از نظرات و انتقادای همه ی دوستان ممنون
این خاطره ای که میخوام بگم باز هم با بهار عزیزم هستش، من جز به جز شرح دادمش، قسمت های اولش زیاد سکسی نیس، اگه برا جق زدن میخونین، به خودتون زحمت خوندنش رو ندین.
****************************************

داستان سکسی:

رضا کیرتیز و دختر دانشجو

من رضا هستم 28سالمه ماجرای سکس من اینطور شروع شد که رفته بودم عابر بانک. پول بکشم که دو تا دختر دیگه اومدن تو یکیش یه شاخه گل دستش بود همین که همو نگاه کردیم گفت این گل برا شما من جا خوردم گفتم به چه منظور گفت همینطوری منم گفتم خوب خدا رسوند سر صحبت باهاش باز کردم فهمیدم دانشجوی و تازه اومده به شهر ما و خبر از بچه های کیر تیز اینجا نداره.

داستان سکسی:

مشاور حشری

با سلام خدمت دوستای گل شهوانی
اول از همه بگم که داستانم واقعیه و هیچ لزومی نمی بینم که بخوام دروغ بگم.
داستان برمیگرده به پارسال که من 18 سالم بود.
اول از خودم بگم که من امیر حسینم . هیکلم چهار شونس و قیافمم معمولیه.

داستان سکسی:

من و ریحانه

سلام بچه ها خوبین چطورین؟؟؟؟؟؟؟
شماام مثل من از بیکاری سر به این سایت میزنید میخونیدو میخندین؟؟؟؟؟؟؟
الان 14/1/1392 داستانی که بربتون تعریف میکنم برمبگرده پاییز سال 90
از خودم بگم براتون
ی جوون 20 ساله با قدی 178 وزنی 66 k قیافمونم خدارو شکر بد نیست خوبه ب قول دوست دخترام جذاب.
من قبل از ریحانه با نگین دوست بودم که ریحانه دلش بود با من دوست بشه.ابن چیزارو من از رفتاره نگین فهمیده بودم.
ناگفته نمونه منم از وقتی ریحانرو دیدم شیفته بدن خوش تراشش شده بودم.
نگین وشو میرفت و ریحانه کبدی کار بود که تازگیا ب اردو تیم ملی ام دعوت شد

داستان سکسی:

6 ماه خونه سمانه

سلام دوستان اسم من آرمان هست این اسم واقعیم هست من 26 سالمه و می خوام خاطره سکس با دوست دخترم رو براتون بگم که امیدوارم خوشتون بیاد.این جریان 2 سال پیش هست.
دوست دخترم اسمش سمانه هست که 1 سال از من کوچیک تره و یه خواهر داره که اسمش راحله هست اونم 4 سال از من کوچیک تره . مادرشون چندسال پیش تو تصادف رانندگی از دنیا میره و پدرشون هم بر اثر ضربه به سرش بعد از یه سال که تو کما بود فوت میکنه.اونا مجبور میشن با عمشون زندگی کنن که الان 8 ساله دارن باهاش زندگی میکنن. شوهر عمه هم که رو کشتی کار می کنه و 2 ماه رو آب هست دو هفته برمی گرده شیراز و بعد دو هفته دوباره میره سر کارش.

داستان سکسی:

پول کثافت...

امروز فهمیدم اگه دنیا روزی دست من بیفته چقدر میتونم بد باشم.
از اون شب به بعد اصلا خواب به چشمام حروم شده
فقط غصه میخورم و عذاب وجدانم که داره منو از بین میبره.
20 سال هست كه تو كرج زندگی ميكنيم

داستان سکسی:

سکسی که حتی فکرشم نمی کرد

سلام به همگی

بریم سر اصل مطلب من پسری معمولی ام یعنی نه خیلی زشت ام نه خیلی خوشتیپ قد و هیکل کاملا معمولی که 24 سالمه

ما تو یه آپارتمان زندگی می کنیم که تو هر طبقه 2 واحده واحد رو به روی ما یه خانواده 4 نفره ان که یه پسر 23 ساله یه دختر 18 ساله که قبلا فکر میکردم حداقل یه 22 سالی داره!!! و یه پدر که کارمند و مادر خونه دار

خانواده ام باهشون رابطه داشت اما من زیاد اهل رفت و آمد نبودم یعنی کلا با هیچ کس اهل رفت و آمد نیستم همش یا مغازه ام یا با دوستام بیرون ام وقتی هم خونه ام از 10 به بعد خلاصه زیاد کس شعر نگم

داستان سکسی:

الان همه چی آرومه

سلامی به گرمی آفتاب خدمت همه دوستان عزیز شهوانی ,
من آرش هستم 18 ساله از سیرجان / داستان زیر واقعی می باشد , از کسانی که فکر می کنند این داستان ( خاطره ) هم مانند داستان های خودشان تخیلی و ساخته کودک درون می باشد همین ابتدا خواهش می کنم که شروع به خواندن این داستان نکنند .
من از بچگی یعنی از پنجم دبستان که هیچ کس دست چپ و راست خود را تشخیص نمی داد , جق می زدم و تمام این مسایل تقصیر پسر عموهای نامردم می باشد .
شیاطینی که قصد نابودی مرا داشتند و دارند.

داستان سکسی:

لو رفتن سکس من

سلام من اسمم یزدانه در حاله حاضر 22 سالمه میخوام یه سوتی که دادم رو تعریف کنم برای زمانیه که 17 سالم بود خب شرو میکنیم من یه نوجوون 17 ساله ی تهرانی بودم که روزی یه بار جلق میزدم یه جلقی بودم که فکرشو هم نمیتونستید بکنید روز چهارشنبه سوری بود ما خونمون آزادی بود و دوستام سمت شهرارا میشستن سوار اتوبوس شدم و راهی اونجا شدم تو اتوبوسم همه مردا زل میزنن تو چش آدم منم خجالتی بودم سرم پایین بود خلاصه تا ساعت 9 شب رفتیم کونکش بازیو مردم و ازاری که الان پشیمونم Biggrin خلاصه یه دخمله اومده بود ما رفته بودیم پ

داستان سکسی:

خاطرات ویلا : اولین کون

چهارده سالم بود که دختر همسایه را از کون کردم ... دخترک فکر کنم آن روز شانزده سال داشت .سبزه بود و اندکی چاغ با موهای وزوزی ...تو خانه پشت سرش می گفتند کمی خل است که بعد فهمیدم خیلی هم دانا است ...یک روز با هم رفتیم تو توالت کسش را به من نشان داد ، زیر شکم چاقش قوس خورده بود و رو به پایین بود ، دستم را بردم که بکشم روش گفت :"حالا نه ". از من خواست کیرم را نشانش بدهم ، می دانستم کیر و کس چیست و میدانستم بچه جطوری به وجود می آید ، باقی قضایا را دختر به من گفت.

اولین سکس من و مریم جون

سلام من اولین داستانیه که مینویسم و همش واقعی هست هر که باور نمیکنه میتونه نخونه اگه خوشتون اومد بازم هست فقط جون مادرتون فوش ندین ممنون اسم من امید 25 سال دارم ساکن یزدم تیپمم اسپرت سنگینه این خاطره بر میگرده به وستای سال 91.

داستان سکسی:

دوست دختر جنده من و جنون کیر

سلام اسم من ایمان (البته مستعار) الان 29 سالمه نه خوش تیپم نه هیکل آرنولدی یه آدم کاملاً معمولی و احساساتی رنگ پوستم سبزه هست قدمم 179 آدم زیاد شادی نیستم و اولین دختری که بهم می خندید عاشقش می شدم این داستان واقعی که می خوام براتون بنویسم خیلی طولانی چون داستان 6 سال زندگی مخفی با یه آدم شیاده البته من سعی کردم تا جایی که می شد کوتاه بنویسم در هر صورت از دوستان عزیزم عذر خواهی می کنم ، تازه دانشگاه رشته مهندسی عمران قبول شده بودم اهل رفیق و دوست نبودم ، بابام نمایشگاه ماشین داشت بعد از کلاس عشق و تفریحم این بود که برم اونجا ، یک کافی نت کنار نمایشگاه بود منم زیاد اونجا می رفتم یه روز رفتم

داستان سکسی:

دنبال پول بودم به سکس رسیدم

‫من ساكن ایران نیستم، اما سالی یکبار میام ایران. راستش دوست دختر دارم و زیاد پی کس کردن هم نیستم،‬
‫اما خوب اگر باشه، چرا که نه. بر و قیافه زیادی ندارم، اما در سکس بدک نیستم و بخصوص کیرم اندازه‬
خوبی داره و معمولا" وقتی دختری یکدفعه با من سکس داره، بعدا" بیشتر طالب می شه. اینها رو گفتم که اگر‬
‫داستان یک کمی بنظرتون زیادی کلیشه ای اومد بدونید که خودم هم می دونم و راستش بعد از دوسال، برای‬
خودم هم باورش سخته. می گم که سرگرم شید‬!

داستان سکسی:

به اندازه موهای سرم کردمش

سلام دوستان اسم من حامد 22سالمه مهم نيست کجايي هستم.مي خوام بدون مقدمه برم سر اصل مطلب تا شما دوستان عزيز در خاطرات خود شريک کنم.ماجرا از جايي شروع شد که من و خواهرزن پسر عمه ام با هم به صورت خيلي اتفاقي و از طريق دخترعمه ام دوست شديم و براي هم کلي ابراز احساسات کرديم که البته دروغ نبود و واقعأ قصد و نيت من ازدواج و تشکيل خانواده بود بعد گذشت مدتي که حسابي با هم راحت و صميمي شده بوديم ازم خواست تا با خانواش صحبت کنم منم قبول کردم و يه روز عصر که اتفاقأ عصر اربعين بود وقتي باباش رفت بيرون من رفتم در خونشون در زدم و با مامانش صحبت کردم از اونجا که من خانواده نسبتأ محترمي دارم مامانش گفت اشکال

داستان سکسی:

دختر سمپلر

سلام دوستان.این داستان من مربوط به سال 87 هست و 3بار با دوست دخترم که 2سال از من بزرگتر بود سکس کردیم البته نه سکس کامل اما از این 3بار بار دوم رو واستون تعریف میکنم.

داستان سکسی:

کثافت کاری من و ساناز

ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺳﺎﻧﺎﺯ و ﻳﻜﻲ اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﻬﻢ ﺩاﺩ ﺩﻭﺳﺘﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ 24ﺳﺎﻟﻢ اﻭﻧﻢ 18 ﺧﻴﻠﻲ ﺭاﺣﺖ ﻣﺨﺸﻮ ﺯﺩﻡ و ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮ ﻗﺮاﺭ اﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻳﺪﻡ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻴﻮﻣﺪ اﺯ ﻗﻴﺎﻓﺶ ﻭﻟﻲ ﻫﻴﻜﻞ ﺧﻮﺑﻲ ﺩاﺷﺖ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﭙﻴﭽﻮﻧﻤﺶ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺟﻮاﺑﺸﻮ ﻧﺪاﺩﻡ اﻣﺎ ﺑﻌﺪﺵ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ﺑﺤﺚ ﺳﻜﺲ و ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻣﻴﺮﻓﺘﻢ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﺮﻓﺘﻴﻢ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﺑﺎﻍ ﻫﺎﻱ ﻛﺮﺩاﻥ ﻛﺮﺝ ﻛﺎﺭﻣﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻟﺐ ﺑﺎﺯﻱ ﺧﻮﺭﺩﻥ و ﻣﺎﻟﻮﻧﺪﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺵ اﻭﻧﻢ ﻭاﺳﻪ ﻣﻦ ﺳﺎﻙ ﻣﻴﺰﺩ ﻣﻨﻢ ﺩﺳﺘﻢ ﺗﻮ ﺷﺮﺗﺶ ﻛﺴﺸﻮ ﻣﻴﻤﺎﻟﻮﻧﺪﻡ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﻴﭙﻴﭽﻴﺪ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﻜﺮاﺭﻱ ﺷﺪﻩ ﺑﻮ ﺩﻳﺪﻡ اﻳﻨﻂﻮﺭي ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻬﺮاﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻤﻮﻡ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭاﺳﻪ اﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻴﺎﺭﻣﺶ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺧﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺑﻐﻠﻴﺎﻣﻮﻥ ﺧﺎﻟﻪ ﻫﺎﻣﻦ اﮔﻪ ﻣ

داستان سکسی:

ملاقات عاشقانه در طویله

قضيه از اين قراره كه من روز هاي تعطيل به روستامون ميرم كه براي پدر بزرگ و مادر بزرگ ام كمك كنم تو همسايه همين پدربزرگيم اينا يه خانواده زندگي ميكنن كه 4 نفرن مادرو پدر و يه برادر و خواهر ديگه نميخوام اسم ببرم فقط اسم خواهره مهسا بود اونا تو روبه روي خونه ما يه طويله دارن كه هر از گاهي پدر به گاو هاشون رسيدگي ميكنه گاهي برادر و اون روز از من روستا بودم در طويله باز بود گفتم شايد محمد تو طويله باشه آخه اسم برادرش محمده گفتم برم يه سلامي بدم رفتم تو طويله ديدم مهسا خانوم تو طويله داره شير گاو ميدوشه همين كه ديدم مهسا تو طويله هستش اين ور اون ورو نگاه كردم ديدم كسي نيست سر مهسا خانومم به گاوا م

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر