شما اینجا هستید

دوست دختر

عشق جدید

مثل همیشه ساعت 7از خواب بیدار شدم صورتمو شستم و صبحانه خوردم و حرکت کردم سمت مدرسه,طبق عادت هرروز تو تاکسی گوشیمو روشن کردم چندتا خیابون به مدرسم مونده بود که صدای زنگ مبایلم درومد خیلی تعجب کردم تاحالا سابقه نداشت اول صبح کسی بهم زنگ بزنه با کلی تلاش گوشیرو از جیبم دراوردم شمارش اشنا بود اما سیو نبود مطمئن بودم اشناست جواب دادم اما کسی حرف نزد با خودم گفتم شاید مریم باشه با خط همکلاسیاش زنگ زده.بیخیال شدم سر کلاس تمام فکرو ذکرم پیش حرفای مریم بود با خودم گفتم منکه 1درصد به خیانت به مریم فکر نکرده بودم چرا اون این فکرو درمورد من میکنه تو این فکر بودم که زنگ صداش درومد کتابارو گذاشت

داستان سکسی:

من و رها

تازه خونمون رو عوض کرده بودیم،تقریبا یه سال پیش بود:رفتیم به یه آپارتمان،اتفاقا واحد دوستم هم اونجا بود، بعده یه هفته که از اومدم به واحدمون تو راه پله ها یه دختر خیلی خوشگل و خوش اندام رو دیدم که ازکنارم رد شد،بهش نگا کردم و یه چشمک زدم و خندیدم اونم بهم نگاه کرد و رفت.فرداش دوباره جلو آپارتمان دیدمش بهش ذل زدم اونم به من نگا کرد.رفتم جلو سلام دادم ازش پرسیدم خونتون تو این آپارتمانه اونم گفت آره و ...تو طول هفته همدیگه رو میدیدیم و سلام الیکی داشتیم.آخر هفته بود که دیدمش رفتم پیشش بهش سلام دادم حالش زیاد خوب نبود بهش گفتم انگار حالت خوش نیس میای بریم بیرون قدم بزنیم؟گفت نه حوصله ندارم،منم

داستان سکسی:

دخترا تکلیفشون معلوم نیست

با ستاره بودم یه مدت با هم تلفنی حرف میزدیم که از طرف اون کارمون رسید به سکس تلفنی
اولش شاید یکی دوبار من لذت بردم اما بعدش فقط کارم لذت دادن بود
ستاره مادرش رو از دست داده بود، و همش تو تماسام به فکر اینکه مادرش اگه زنده بود اون اینجوری نمی شد ، یا اینکه چرا اون با من اینطوری حال میکنه؟ اصلن چی شده که کارش به اینجا رسیده
یه سال از من بزرگتر بود و اگه من از همون اول که تو این خط ها نبودم نمیذاشتم بدونه من چن سالمه ، میتونستم باهاش صمیمی تر شم، هرچند یه هوس باز هوس باز میمونه، یعنی ستاره میدونستم خودشو خراب میکنه

داستان سکسی:

سکس با دختر 8 سال بزرگتر از خودم

اول از همه بگم واسم مهم نیس کسی داستانه منو باور میکنه یا نه.چون واقعیه.من تویکی ازشهرهای آذربایجان غربی زندگی میکنم.اون موقع ارومیه دانشگاه بودم(سال89).یه روز که از شهرمون برمیگشتم دانشگاه تواتوبوس تونستم بابلوتوز شمارمو به یکی از دخترای اتوبوس بدم که از چهرش خوشم اومده بود.بعد شب که رسیدم خوابگاه اون اس داد.خلاصه باهم آشنا شدیم.اون مجرد بود32سالش بود و اهل ارومیه،دانشگاه پیام نور شهرستان ما درس میخوند و تازه ترم یک بود.تا آخرای فارغ التحصیلی کافی شاپ میرفتیم وباهم لب میگرفتیم.

داستان سکسی:

عشق با غزال...نفرت از سارا

من رضا 21 ساله هستم..قدم 190 و وزنم 100 هست.حدود 2سال پیش من با دختر زیبا با استایل سکسی به نام غزال اشنا شدم... دختری مانکن با قد 160 و وزن 56کیلو گرم.لب هاش غنچه با بینی کوچک و چشمانی زاغ.صورتی گرد با موهای مشکی. خونش چند خونه اونور تر از خونه ما بود. اولش فقط منو از لباش بهره مند میساخت اما کم کم با هم سکس کامل کردیم. تا اینکه گذشت و گذشت.. یه روز به من زنگ زد و بعد از احوال پرسی گفت تنهام.بیا پیشم. تا یادم نرفته پدر و مادرش به رحمت خدا رفته بودن و اون با خواهر بزرگترش زندگی میکرد.خواهرش 20 ساله و دانشجو بود.

داستان سکسی:

دختر مشهدی ناز

با خوندن خاطرات دوستان تصمیم گرقتم تنها و بهترین خاطره ی خودم رو براتون تعریف کنم
برای این که خاطره بیشتر براتون جذاب بشه با اجازه بعضی جاها رو کمی شرح و بست بیشتری میدم.
...
ابتدا بیوگرافی که میدونم واسه درک خاطرم خیلی مهمه!
حمید هستم 29 سالمه قد متوسط و تیپ معمولی دارم.بعد از دو سال خر زدن پشت کنکور بالا خره رتبه مناسبم رو آوردم

داستان سکسی:

ناز کردن زهرا

سلام من امیدم
19 سالمه و از خدمت سرباز ی معاف شدم.
تو محله مون یه دختر باربی اندام به اسم زهرا هستش و تقریبا 17 سالش میشد.دو سالی بود که تو کفم مونده بود.آخرش یه روز وقتی میرفتم والیبال دیدمش و گفتم میخوای دوست بشیم؟گفت آره.زود شمارم رو بهش خوندم و اونم زد تو گوشی و رفت.بعد از این که از باشگاه برگشتم دیدم اس زده.منم زود بهش اس دادم و کلی چرت و پرت سرش کردم.
شب بعدش از سکس حرف زدم اونم عین دخترای کیر ندیده روش باز شد و یواش یواش رفتیم رو خط تل سکس.یه ماه بعد از دوستی گفتم مایلی یه روز بیای خونمون و حال کنیم؟اونم باشه ولی الان خیلی زوده.منم گفتم کی؟گفت بعد یه ماه میام.

داستان سکسی:

دوست دخترم فاطی جون

سلام من رضا24سال سن دارم.قضيه سکس من بافاطي جون به سه سال پيش برميگرده.اون موقه هنوزمجردبودم.وحالامتأهلم.اون سال من يه سوپرمارکت داشم وفاطي هميشه ازم خريد ميکرد.فاطي دوست دختردوستم علي بود.علي هميشه جلوي ما از فاطي تعريف ميکرد.که ميگفت فاطي محاله به کسي پا بده.قضيه داشت به روکمکني تبديل ميشد. تودله خودم گفتم که بايد با فاطي دوست بشم و بعد به علي بگم. اون روز قرار گذاشتم که وقتي فاطي بياد خريد کنه بهش بگم.

داستان سکسی:

بعد از مدتها انتظار برای یه دختر خوب

من17 ساله هستم درکرج زندگی میکنم. کلاادمی هستم که دلم میخواد بایه دخترحال کنم باهم حرف بزنیم بریم بیرون کلا اگه اون دوسم داشت منم دوسش داشته باشم.اصلا به فکرسکس واین جورحرفا نبودم.میخواستم وقتی تنها میشم باش حرف بزنم چون من زیاد اهل چرت و پرت گفتن وشوخی کردن بی جا نیستم.ازشانس بد من هیچ دختری پیدا نمیشد مثل من فکر کنه منم دیدم که کسی تواین جهان پیدا نمیشه گفتم ولش کن.

داستان سکسی:

اولین سکس پسر 18ساله و دختر 17ساله

قتی با نگار اشنا شدم15 ساله بودم اولین دوشت دختر و دوست داشتنی ترن.الان 18 سالمه و از دوستی منو نگار 3 سال میگذره . امروز 13 دی ماجرایی که تعریف میکنم مربوط به دو روز پیش من الان دارم پیش دانشگاهی میخونم . اسمم سینا تنها فرزند خونواده.

داستان سکسی:

پدر مزاحم

سلام من آرمین هستم از اصفهان این داستان مربوط میشه به شهریور امسال امیدوارم مورد پسندتون باشه . از این پسرا هم بدم میاد که اول داستان میگن خوش هیکل قد بلند و خصوصیات زنها هم میگویند وزن ۶۰قد ۱۷۰نمیدونم خدایی همه ی خانوم ها یه قد و وزن دارن.خب بریم سر داستان.

داستان سکسی:

سکس با دوست دخترم بعد 1 سال

کردن دوست دخترم بعد 1 سال.
سلام بچه ها من تازه عضو شهوانی شدم و اینم اولین داستانیه که براتون مینویسم.
اول از خودم بگم اسمم امیر سامه و اهل شمالم قدم 1 مترو 73 و وزنم 67 کیلوه
من یه دوست دختر 16 ساله دارم که اسمش نیوشاست و قد و هیکل تپلی داره وزنش 75 و قدش 1.65 هستش سایز سینش 75. اونم شمالیه و شهرشون 40 الی 70 کیلومتر دقیقا نمیدونم با شهر ما فاصله داشت تو این 1 سال از طریق اس ام اس و زنگ باهم در ارتباط بودیم و همو از نزدیک ندیده بودیم
چند بار عکسشو با ام ام اس تونست برام بفرسته قیافش بدک نبود
حاا میریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

بالاخره کردمش

سلام بکس :دی خوبید ؟ منم خوبم چوکس :دی
اولا که بگم کیرم تو این سایت که نمیشه توش عضو شد Fool دوما من 18 سالمه پیش دانشگاهی هستم . پسر :|
حقیقتش که تا جایی که یادمه از اول دبیرستان که بودم پدر و مادرم به خاطر شغل پدرم همیشه سالی یه بار آبان ماه میرن مسافرت .
منم به بهانه درس و این کوس شرا نمیرم :دی سال اول که بودم سرم تو عشق و عاشقی بود و کلا شوت بودم .

داستان سکسی:

اینم یه راهشه برای سکس

سلام دوستان،دفعه قبل که داستان نوشتم هر کی اومد یه ایرادی گرفت اکثر دوستان گفتن زاییده ذهن نویسندست البته از نوع جقیش.انقدر بیکار نیستم که بشینم توهم بنویسم پس اول قشنگ بخونید بعد نظر بدید.

داستان سکسی:

کردن دوست دختر دوستم

سلام خدمت دوستان عزیز.این داستان همین امروز اتفاق افتاد وداغ داغ براتون مینویسم.
بزارین یه ذره از گذشته براتون بگم. من حدودا 3و4 سال پیش با یه دختری به اسم شرمینه (مستعار) دوست شدم که به این دلیل که خودشو چس کرد با هم بهم زدیم... تا اینکه 4و5 ماه پیش تو خیابون دیدمش و سلام علیک کردیم و و شماره هامونو از هم گرفتیم و ....

داستان سکسی:

انتخاب اشتباه/سکس غلط بود

سلام..
جون مادرت فک کن دروغه که آخرش به ما فوش ندی...
سلام آرشام هستم 21 ساله.
راستش داستانم یه جورایی غم ناکه...
داستان بر میگرده به 1 ساله پیش انتهای دوستی من وساناز که از اون موقع من خیلی سعی کردم با ساناز دوباره رابطه برقرار کنم ولی اون نخواسته و منم تازه می خوام ادای فیلمارو در بیارم و بگم اگه اون اذیت میشه من خودمو فدا میکنم...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر