شما اینجا هستید

دوست دختر

سکس با سپیده خانم چاقالوی من

سلام به همه خوبان سکس دنیاااااا
اول بگم هیچی بارم نیست از نوشتن خاطره و ادبیاتی کلن نیستما اول میگم هر چی خواستید فحش بدید اول کاری رونمایی کنید !
من اسمم سیامکه و 33 سالم هست و اهل سکس با هر توانی هم سازگارم ای میشه گفت خوش تیپم و چهره خوبی دارم وزنم 86 کیلو!...
میخوام ی از سکس با سپیده که دوست دخترم بود براتون بگم ....

داستان سکسی:

اولین سکس زندگی ام با ژاله

سلام. نیومدم چرند بگم. تو زندگیم یه اتفاق افتاد که دوست دارم بگم. اسمم فرشید 19 سالمه و یه پسر مثبت که اصلا اهل سکس و مشروب و اینا نیستم. درس میخونم و زندگیمو به آرامی انجام میدم. یه دختر رو دوست دارم که واقعا عاشقشم و باهاشم ازدواج خواهم کرد و اصلا به فکر سکس باهاش نیستم. اما از دختری بگم که باعث شد به معشوقه ام خیانت کنم یا بهتر بگم خودم باعث شدم و اون یه وسیله بود. یه دختر همسایه داریم به اسم ژاله 16 سالشه. دو خواهر از منم بزرگتر داره که ازدواج کردن. یه پدر معتاد و حشیشی. یه مادر نجیب ولی ساده و یه برادر 6 ساله. دو تا خواهرش که وضع خوبی نداشتن و ازدواج کردن و این خانم هم به تبع آنها.

داستان سکسی:

نکردن بهتر از کردن

من راجع به خودم توزیع نمی دم چون دلیلی نداره یکراست می رم سر اصل مطلب.یه روز با دوستم داشتیم جلوی دانشگاه کس چرخ مزدیم 2 تا دختر و سوار کردیم قیافشون خوب بود ولی نه عالی من سعی کردم پیش دستی کنم بهتر رو برداشتم شماره دادم بعد چون همه کلاس داشتیم از هم جدا شدیم.چند ساعت بعد شروع کرد اس دادن من هم گفتم من که زیاد باهاش حال نکردم بزار زود بحث سکسی باز کنم بهش گفتم پس فردا می یای خونم اونم خیلی راحت قبول کرد.خلاصه وقت موعود فرا رسید و من هم با کیر راست منتظر دختره بودم چون اول صبح بود بعضی ها چون صبحونه نمی خورن دهنشون بو می ده پا شدم یه صبونه ی توپ ردیف کردم که زنگ خورد و دختر از راه رسید.تا و

داستان سکسی:

کون گنده مهسا

سلام خدمت دوستان عزیز، من محسن هستم 18 سالمه از شیراز ولی بوشهری هستم، اسم های این داستان مستعار هست فقط اسم دختری که کردمش واقعی هست و چیزی دیگه ای واقعی نیست که آبرو طرف نره و این اولین تجربه سکس من هست و این داستان واقعی هست چون من داستان های زیادی اینجا خوندم و همشون کس شر بودن مثلا یکی تو کف مامانش یا کس دیگه ای هست الکی میاد میگه کردمش و من گفتم داستان اولین سکسمو اینجا بزارم تا حداقل یه داستان واقعی تو این سایت باشه،

داستان سکسی:

سکس به مدد شهوانی

سلام به دوستان اسم من مهران و داستانیو که می خوام براتون بگم اتفاقیه که بعد از آشنائیم با سایت شهوانی برام افتاد
بذارین اول یه بیوگرافی از خودم بگم ،من یه مرد 35 ساله متاهلم و خیلی داغ و شهوتی به خاطر یه سری مسائل دوستی وسکس خارج از منزل دارم

داستان سکسی:

اوج لذت دوست دخترم

سلام ب همه.خوب هستین؟من تیامم و 17 سالمه قد متوسط پوست روشن هیکل خوب.میخوام یکی از داستان های زندگیمو واستون تعریف کنم.داستان از اونجایی شروع شد ک اومدن خاستگاری خواهرم.منم خوشتیپ خوشگل کردم و حاضر شدم.وقتی اومدن ی دختری ک اندام فوق العاده ای داشت روانیم کرد ب محض دیدنش زوم کردم رو سینه های سفت و اناریش و اون رون و کون ملسش خلاصه اومدن و نشستن ک مامانم صدام زد و گفت بیا چای ببر.منم سینی چای رو گرفتم و بردم سمت مهمونا .

داستان سکسی:

سود گوشی

سلام و خسته نباشی خدمت همه ی بچه های شهوانی من یاسرساکن یکی از شهرهای جنوب کشورم یک مغازه ی موبایل فروشی کوچک همم دارم تقریبا 7ماهی میشد 3/1391 داخل مغازه نشسته بودم که یک دختر خانم سبزه و چادری اومد برای فروش گوشی نوکیا x3 که میگفت شهریه دانشگاه نداره .دانشجوی رشته ی حسابداری دانشگاه ازاد است در شهر ما در خوابگاه است اخه ساکن یکی از شهرهای اطراف است بگذریم..

داستان سکسی:

کردن شقایق

الان 19 سالمه و اين حرفام مربوط ميشه به 4 سال پيش تا الان . داستانم درواقع سكسي نيست فقط نوعي عذاب وجدان كه دارم خودمو خالي ميكنم . اولين بارمه كه مي خوام داستان بنويسم و زياد وارد نيستم . انشامم هميشه نمره خوبي نبود شايد به زور ميشدم 13 . حالا بگذريم

داستان سکسی:

به چه کسی دل بستم

سلام دوستان
اسم من موب بوی هستش خیلی وقته تو این سایت می چرخم فکنم شیش ماهی میشه .من داستانای زیادی خوندم و یکی از بزرگترین مشکل هاش اینه که کسایی که با گوشی وارد میشن وقتی نویسنده با عدد می نویسه مشکل دار میشه جمله بگذریم .

داستان سکسی:

شکست یا تجربه (1)

هنوز تعداد قدم های که از او دور شده بودم به انگشتان یک دست هم نمی رسید که دل دوباره عقل را محاکمه کرد بعد از آشنایمان ساعت های زیادی به دیدن نبرد بین دل و عقل نشسته بودم اما این بار عقل از همیشه مصمم تر وارد عمل شده بود و راه پیروزی را برای خودش هموار کرده بود هر چند دل به هیچ قاعده و قانونی پا بند نبود اما اینبار حتی این بی قانونی هم نمی توانست مقابل عقل پیروز شود

داستان سکسی:

ناتوان ارتباطی

از بچگی اینقدر تو سرم زدن که نیگاه نکن به خانوما. الان 21 سالمه و هیچ جوره نمیتونم با هیچ جنس مخالفی ارتباط برقرار کنم.

یه مدتی آخرای سوم راهنمایی و اول دبیرستان با دختر دوست مامانم دوست بودم.. چه جوری؟؟
سالی به سالی که می یومدن خونمون میدیدمش

البته اون موقع بود که اولین لب و اولین سینه زندگیم رو خوردم. دختره خیلی کیری بود الان بهش فکر میکنم حالم بد میشه.

بدش دیگه کم دیدمش و افتادم دنبال یه دختره که هر روز برگشتی از مدرسه میدیدمش

2 سال تول کشید که بهش شماره دادم.. پدرمو در آورد که باهاش دوست شدم

داستان سکسی:

سکس در روز دعای عرفه

سلام بر همه دوستان.. من اسمم پیمان هست خاطره ای که میخام براتون بگم بر میگرده به یک سال پیش،زیاد به حاشیه کار ندارم یراست میرام سر اصل موضوع. من یک زید از تو کلاس زبان مخ زدم دختره خیلی خوش اندام بود بعداز یک مدت که باهم دوست بودیم رومون به هم خیلی باز شده بود یعنی قشنگ در مورد همه چی باهم حرف میزدیم دختره خیلی بدجور دلش کیر میخاست ولی به خاطر محدودیت هاش نمیتونست از خونه بیرون بیاد ، گذشت و گذشت تا رسید به روز پر فیض دعا عرفه صبح زنگ زد بهم گفت پیمان من بابا مامان و خالم میخایم بریم حرم تو هم بیا تا ببینمت من گفتم باشه..

داستان سکسی:

دوست دختر چشم عسلی ام

سلام دوستان این داستان واقعیه اما ننوشتم که ابروی دوست دخترمو ببرم نه فقط برای سرگرمی شما نوشتم.چون من واقعا دوست دخترمو دوست دارم .اولا از چهرش بگم که از زیبایی و جذابیت بیش از حدش همه رو مدهوش خودش کرده.پوست سفید موهای خرمایی روشن ابروهای پرو وهشتی چشمای درشت و عسلی روشن و مژهای بلندو برگشته بینی قلمی و خوش فرم و لبای غنچه ای و ناز حتی بدون روژ لبم لباش نازه این دختر بخطر زیبایی زیادش هیچ وقت زیاد ارایش نمیکنه یا باتیپ فشن و ...نمیره بیرون تا حد المکان سادست البته اینم بگم اینا خانوادگی خوشگلن برادرو خواهراشم خوشگلن.اما از اندام سکسی این دختر بگم قدش160 باوزن50کمر ترکه ای باسن خوش فرم وای

داستان سکسی:

گاییدن کون تنها دوست دخترم

سلام اسم من رضا وبیست وهفت ساله و متاهل.داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 5 سال پیش و کاملا واقعی.اون زمان من یه پسر خیلی خیلی شهوتی بودم عاشق سکس کردن ولی اصلا موقعیتش برام پیش نیومده بود،خیلی دوست داشتم یه دوست دختر داشتم ولی خوب یه خرده خجالتی بودم وجرات نمیکردم که دنبال این کارا برم .من اون موقع دانشجوی یکی از دانشگاه های تهران بودم وهمزمان کارم میکردم ،پدر ومادرم شهرستان زندگی میکردن ومن معمولا میرفتم خونه خواهرم که تهران بود.

داستان سکسی:

کس کلک بازی

سلام به همه دوستهای عزیز شهوانی خاطره ای که میخوام بگم مربوط میشه به شب عید امسال منظورم خود عید نیست ماه اخر سال 90 .اخرای سال بود که طبق معمول با ماشین تو خیابونا بالا پایین میکردم تاازخجالت کیرم دربیام یادم رفت بگم اسمم رضاست قدم زیاد بلند نیست صورتم جذابه اینجوری که این جیگرایی که باهاشون بودم میگفتن راستو دروغ الله واعلم ولی هرچی نداشته باشم ولی زبونی دارم که همیشه کارسازبوده خوب برم سر اصل ماجرا همینجوری داشتم میچرخیدم دیدم دوتا دخمل جیگر که یکیشون موهاش بلوند بود دارن کنارخیابون مغازها رو نگاه میکنن تو این فکر بودم که یه دفعه سرمو بردم بیرون گفتم عسسسیسسسسم میدونی چیه یکیشون برگشت

داستان سکسی:

نیمه گمشده ام رو پیدا کردم

سلام من یه پسر 29 ساله هستم
تا بحال نویسندگی نکردم و قصدم از نوشتن این داستان نوشتن یه داستان زیبا نیست و صرفا میخام یه قسمت از داستان زندگیمو براتون تعریف کنم.
این داستان خزئیات سکسی ندارد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر