شما اینجا هستید

دوست دختر

کوه به کوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه

دوستان عزیز با سلام و احترام. میخوام یکی از تجربیات سکسم رو براتون بنویسم( از ابتدا)
من شاهین هستم 29 سالمه و این خاطره مال حوالی 5 یا 6 سال پیشه.
وقتی سرباز بودم رفتم فنی و حرفه ای دوره آموزشی تعمیر موبایل.

داستان سکسی:

کل کل

سلام به همه برو بچ شهوانی.
من سزار هستم میخواستم براتون از بهترین سکس عمرم بگم و زنی که از جونم بیشتر دوسش داشتم
اول بگم که من یه پسر ٢۵ ساله با قدی١٩٠ سانتی هستم و خیلی هم ادم شهوتی هستم.داستان از اونجا شروع شد که من با دوستام تو سر و زبون داشتن معروف بودم طوری که واسه زدن مخ دخترا همیشم از من نظر میخواستن تا این که یه روز یکی از دوستام یه شماره اورد و بهم گفت اگه بتونی مخ این دختر رو بزنی میدونم دیگه رو دست نداری من شماره رو ازش گرفتم و گفتم خبرش رو بهت میدم.

داستان سکسی:

امان از کاندوم چینی

سلام سلام.خوبید دوستان.اسم من شایانه و 18 سالمه و بچه ی شیرازم
میخوام داستان سکس خودمو براتون شرح بدم
داستان سکس من و پری*پرستو* برمیگرده ب شش ماه پیش.من با پری خانوم دوسالی میشد ک با هم فقط رابطه ی تلفنی داشتیم.و تو این مدت هر چی پری بهم میگفت بیا ببینمت من نمیرفتم چون وقتشو نداشتم و فقط وقتی ک با بچه ها تو خونه خالی پای دوسیب بودیم زنگش میزدم و برامون صدای زن جنده ها رو در میاورد و ما هم سیری با بچه ها ازش میخندیدیم.

داستان سکسی:

درست مثل یه جنده

سلام من اسمم علی البته مستعار
دوس ندارم با چرتو پرت سرتونو درد بیارم خاطرمو میگم اگه خوشتون بیاد بیشتر مینویسم
قدم خوبه لاغرم آرنولدم نیستم بر خلاف بقیه نویسنده ها
با ی دختر دوس شدم البته بیشتر ب میل خودش با شماره دادن حال نمیکنم با ۴ تام بیشتر ننداختم بابامم میلیاردر نیس وضعمون عادیه فقط صورتم واس دخترا جذابه
این داستان آخرین دوس دخترمه ماله ۶ ماه پیش ازون موقه واس کنکور درس میخونم
اسمش هانیه بود باباش وضعش خوب بود البته تازه به دوران رسیده و ادعا آخه چپ و راس بش پیش میدادن اینم فک کرده بود شاه کسه

داستان سکسی:

سکس عالی پرتغالی

با سلام دوستان گلم امیدوارم شاد و سرحال باشین اول از همتون واقعا ممنونم که وقت گذاشتین و این داستان رو میخواهید بخونید دوما هم لازمه بگم که این داستان واقعیه خودتون بخونید و نظزتون رو بگید

داستان سکسی:

سکس من و المیرا

سلام به همه ی شما شهوانی های من اسمم روزبه هستش نمی خوام مثل خیلی کوس خُل ها از خودم تعریف کنم فقط اینو بگم که 16 سالمه و کیرم حدود 12سانته اینم اتفاق حدود 1سال پیش برام اتفاق افتاد. یه روز مامان و بابام آرتین (داداش کوچیکم) رو برده بودن تهران چون مشکل قلبی داشت البته هنوزم داره منو هم به خاطر این که خونمون ویلاییه با خودشون نبردن تهران ومن شدم نگهبان خونه آقا ما یه همسایه داشتیم اسمش المیرا بود مانکن و خوشگل یه سال از خودم کوچیکتر بود همیشه شلوار جین و مانتو بالای زانو و....

داستان سکسی:

یه شب لذت بخش با ملکه زندگیم

سلام این داستان که میخوام بهتون بگم ماله چند روز پیشه که برف اومد کاملا واقعیه.اسمم سام دوم دبیرستان وقد 170 وزن 53 وپوست خیلی خوشرنگ و جذابم طوری که تو خیابون با دست نشونم میدن و اسم زیدم نازنین
چند روز پیش کرج برف اومد و قبل برف اومدن مامان من واسه فوت شوهر خالم مجبور شد بره شهرستان منم که تک فرزند بودم خونه خالی شد واسم چون من با مامانم زندگی میکنم تنها شدم
موضوع رو به نازنین گفتم خیلی ناراحت شد گفت باید بیایی دنبالم بریم بیرون حتما میگفت من تا حال تو رو خوب نکنم ول کن نیستم راستشو بخوایین واسه فوت شوهرخالم تو شوک بودم

داستان سکسی:

گاییده شدم تا بکنمش

با سلام خدمت همه ی دوستان شهوانیه گل!
من مرصاد 22 سالمه و 172 قدمه و 74 کیلو وزنم!(نوشتم ک راحت تصور کنید)
داستانی ک میخوام براتون بنویسم همه چیش واقعیته حتی اسما!

داستان سکسی:

سكس با دوست دختر رفیقم

سلام من اسمم داريوش بچه تهرانپارسم اين داستانم واقعيه چيز خاصيم نيست دروغ باشه همه اسما و ادرسام واقعيه ما قبلن ارياشهر ميشستيم بلوار فردوس طبق عادت يه دوست داشتيم بر بلوار سيستم ماشين ميفروخت مام اونجارو پاتوق كرده بوديم وايميستاديم از بيكاري اونجاو تيكه مينداختيم اهنگ ميزاشتيمو خلاصه با اذيت وازار روزمونو شب ميكرديم اقا يه روز وايستاده بوديم كه يهو اشكان دوستم با هاج بكش اومدو سيستمشو تنظيم كنه من كه رفتم سمتش سلام عليكي كنيم ديدم اشكانو ميلاد با دو تا داف عقب باهم بودن گفتم كجا ميريد گفت ميريم خونه ما خاليه داداشمو دوست دخترشم اونجان با دوستاشون منم يه نگاه عقب ماشين كردم ديدم اين دخت

داستان سکسی:

اشک های عشقم

سلام ب همه
من اسمم پارسا س...21 سال سنمه...رنگ پوستم سفیده 180 سانت قدو 68 کیلو وزن...من الان 2 ساله با عشقم هستم...خیلی دوسش دارم...اونم همینطور...واقعا عاشقه همیم...برا ازدواج میخوامش...چن وخت پیشا ب بابام گفتم اونم گف باس تحقیق کنم...امروزم گف میریم خواستگاری...دارم از خوشحالی بال در میارم..میخوام خاطره اولین سکسم با عشقمو بگم...
6 ماه بود باعشقم دوست بودم تو این 6 ماه از باهم بودن خیلی لذت میبردیم...من چون واسه ازدواج میخواستمش ب فکره سکس باهاش نبودم...جولو خودمو میگرفتم..اون خیلی دوس داره بغلش کنم...منم دوس دارم لباشو بخورم...واقعا از بغل کردنو لب گرفتنه هم لذت میبریم

داستان سکسی:

من خر عاشقش شدم

خدمت شما خواننده ی عزیز.داداش یا خواهر عزیز واقعیت نداره.ممنون.
.
.
.
.
همش در فکر بودم...امکان نداشت.نمیتونستم برام قابل درک نبود.
آرش : مرتضی ، مرتضی هوی با توام.عجب.با صدای تنها رفیقم از خیال باقی در اومدم.دیدم داره نگام میکنه.
آرش : هان باز که رفتی تو فکر از وقتی از خونه اومدی بیرون توفکری بسه دیگه.
پارک شلوغ بود.تنها فکری که تو سرم بود تنها اسمی که تو ذهنم میپیچید آیدا بود.دوستش داشتم.غیرقابل توصیف بود با یکی دیگه ببینمش.

داستان سکسی:

یک شب فراموش نشدنی تو کوههای گلابدره

سلام به همه بچه هاي شهواني اميد وارم خاطراي که تعريف ميگم واستون جالب باشه اين خاطره برميگرده به 5 سال پيش اون موقع من 25 سال داشتم الان

داستان سکسی:

سیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهدیر

اوه اوه بازم دیرم شد ساعت 7 بود در خوشبینانه ترین حالت تا دانشگاه یک ساعت ونیم راه بود ولی حداقل یک ساعت لازم بود تا این سردرد کوفتیم خوب بشه دکتر میگفت میگرنه ژنتیکی از مادرت بهت رسیده به خودت فشار نیار راست میگفت بیچاره مادرم هم اون موقع ها که شبا تا دیر وقت با اون چرخ خیاطی مارشالش کار میکرد صبحاش همین طوری میشد خیلی تلاش میکرد به روی خودش نیاره ولی خوب بازم نمیشد صبحایه زود با اینکه خودش خواب به چشماش نیومده بود به زور من وداداشم رو بیدار میکرد و با یه لقمه نون پنیر میفرستاد مدرسه البته الان نه از خداحافظ مادرم خبری بود نه از نون پنیر بلکه باید خودم هم این پالتوی بیقوارم رو هم که کادوی

داستان سکسی:

مسئله این است: جلق یا سکس؟

اسم من سعید هستش و 24 سالمه.داستانی که میخوام بگم ماله دو سال پیشه.من رتبه دو رقمی بودم و دانشگاه شریف قبول شدم.سال چهارم دانشگاه دیگه حس خرخونی از بین رفته بود.دوستام همه دوست دختر داشتن ولی من تنها بودم و جق می زدم
یکی از رفیقام که اسمش وحید بود و تقریبا مثل من بود و جقی تر از من یه روز که تو حیاط نشسته بودیم گفت:جق کار نمیشه باید یه کس جور کنیم.منم که تا اون روز با هیچ دختری سکس نکرده بودم یه حسی بهم دست داد باهاش موافقت کردم.

داستان سکسی:

سرنوشت تو رو ازم گرفت

سال 1387 بود روزای سختی رو داشتم پشت سر میذاشتم دیگه از سر تنهایی مونده بودم چکار کنم
به خیلی چیزای خودمو سرگرم میکردم اما فایده نداشت بازم ی چیزی جای خالیش حس میشد
3 روز مونده بود به تولدم
به ی بهونه ماشین رو برداشتم که برم دور بزنم هوا ابری بود
بارون داشت نم نم می اومد
خیس شدن زیر بارون رو خیلی دوس داشتم
بهم آرامش خاصی میداد
ماشین رو پارک کردم ی گوشه و رفتم به قدم زدن تو پارک
بارون موهامو خیس کرده بود به کل یکم خسته شدم
نشتستم رو نیمکت به اطرافم خیره شده بودن
ی دفعه همه نگاهم به یه جا جلب شد

داستان سکسی:

ارشاد و آیدا در یاسوج

خدمت دوستان داستان یکم طولانیه و یه جورایی سکسی_تفریحی هست که اگه منت بذارید و بخونید متوجه منظورم از سکسی_تفریحی می شوید.
من ارشاد هستم این داستان مربوط به سکس من و دخترداییم آیدا میشه که تو یاسوج اتفاق افتاد.
روز پنجشنبه 7 شهریور بود از باشگاه برگشتم خونه که دیدم خاله ام خونمونه و دارن با مادرم آماده میشن برن بیرون.
سلام کردم و داشتم میرفتم تو اتاقم که مامان گفت پسرم تا نرفتی دوش بگیری بیا مارو برسون خونه دایی ایمان، ماهم که نوکر مادر هستیم گفتیم چشم و رسوندمشون خونه دایی و رفتم خونه دوش بگیرم برگردم واسه شام.

داستان سکسی:

جنده ى بابلسر

سلام به همه ى داداشا و آبجيهاى من. كوچيك شما دانيالم 21 سال سنمه قد 180 تا 190 وزن 68. خاطره اى كه ميخوام تعريف كنم جاى دورى نميره قضيه ى همين پارساله. من و رفيقام يك اكيپ شاد و شنگوليم. فقط بدى رفقام اينه كه كس نديدن.يه روز ديدم جمع شدن هى شیرین شیرین ميكنن. پرسون پرسون كه اين شیرین كيه فهميدم اين كسخلا آمار يه دختر جنده رو گرفتن كه به قول خودشون مثل خر آمار ميده، پاميده خلاصه اينكه جندست و به صد نفر داده. مثلا ميخواستن بكننش كه دختره اونا رو پشم كسشم حساب نكرد. خلاصه اينكه چند وقت بود نياز جنسى داشتم اين اواخرم تنها شده بودم. اينكه شماره ى

داستان سکسی:

سکس با نرگس عزیزم

با سلام به همه دوستان شهوانی
من آرش 25 سالمه و این جریان به دو سال پیش برمیگرده یعنی 23 سالگیم که من دانشجوی کارشناسی ن پ بودم
یه روز با یکی از دوستان صمیمیم از دوره کاردانی با هم قرار گذاشتیم که بگردیم و قرار بود که اون ماشین بیاره رفتیم گشتیم و آخر سر رفتیم توی یه خیابونی که اونجا پارک بود و دوستم ماشینو نگه داشت تا یکم بشینیم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر