شما اینجا هستید

دوست دختر

جی اف پول دوست و خیانت کار من

سلام من علی هستم من یک پسر ساده لوح 19ساله ک ب راحتی گول مالی میشدم تعریف ازخود نباشدمن پسرخیلی خوش تیپی هستم تا الان با دو نفر دوس شدم ولی خیلی دختر دنبالم افتاده بود ولی من آدمی نیستم ک با دخترهای زیادی دوس شم و دیگری خیانت کنم حالا داستانم از اول آبان شروع شد با یه دختر ب نام مهدیه دوس بودم اون دختر بسیار زیبایی است اون خخخخخخخخخخیلی خوش اندامه من پدرم آدم پولداریه من ی خونه مجردیه بزرگ داشتم ب این دختره گفتم بیاد تا بیشتر باهم آشناشیم من نمی خواستم سکس کنیم آمد وقتی رسید نشست رو مبل (من قد 185دارم وزنم70 اون دختره 170تا175قدش بود)مانتوشو داد من گذاشتم اونور بعدش میگفت چقدر گرمه ولی ی رو

داستان سکسی:

مهسا عشقم دختر نبود

سلام به همه ي دوستان شهواني؛ اسمم شاهين و 21 سالمه، خاطره اي كه ميخوام براتون تعريف كنم بر ميگرده تقريبا به 1 سال پيش آخرای تابستون كه من مشغول درس خوندن در دانشگاه بودم.يكي از روزا كه داشتم به خونه بر ميگشتم سوار تاكسي شدم و از اون جايي كه بدم مياد وسط صندلی بشينم هميشه جاي وسط به پستم ميخوره،كه اين دفعه از شانس خوبم بود كه وسط نشستم چون يه دختر فوق العاده ناز كنارم نشسته بود (چون دانشگاهم كرج بود 45 دقيقه تا 1 ساعت طول ميكشيد تا به ميدان آزادي برسه) هر طور شده بود بايد باهاش ارتباط برقرار ميكردم،شروع كردم از راه بلوتوث،که تا بلوتوثمو روشن کردم و اسکن کرد دوتا اسم اومد، Ghalbe siah و Nokia

داستان سکسی:

بهترین عید سال

سلام
من پیمانم اهل اصفهان داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سه سال پیش که با دختری تو چهارشنبه‌سوری اشنا شدم اسمش سپیده بود
یکم از خودم بگم من قدم 175 وزنم56 و الان 21 سالمه هیکل ندارم لاغرم اما از قیافه ندارم
سپیده دختری سفید ناز کون گنده وبه شدت ملوس
خب دیگه بریم سراغ خاطره من
چهارشنبه‌سوری باحالی بود من خودم ترقه درست میکنم اون شب چهارشنبه‌سوری باحالی بود داشتیم اذیت میکردیم من چشمم به دختر تقریبا 17 یا 18 ساله افتاد خیلی ناز بود با یه ساپورت مشکی و یه مانتو قرمز خیلی لباسش بهش میومد اومد جلو من وایساد سلام کرد گفت
-پیمان شمایید

داستان سکسی:

روزهایی از دوران عشق

اولین روز ماه مهر من با یه قیافه خیلی مردانه سمت مدرسه راه افتادم و دم دبیرستانمون یه جوری راه میرفتم که مثلا من یه سکس داشتم و از بقیه مردترم
اونا نمیدونستن من سکس داشتم ولی من جوری رفتار میکردم که تیپ مردونگیم به چشم بزنه
خلاصه روز اول مدرسه گذشت و من شبش رفتم حموم و توی حموم ریش تراش بابام رو ورداشتم و یه خورده موی کمرنگ از رو صورتم زدم که مثلا دارم ریش و سیبیل میتراشم برای خودم
رفتم تو اتاقم دیدم به گوشیم پیام اومده
عاطفه اس داده بود که فردا بعد مدرسه بریم کافی شاپ همیشگیمون

داستان سکسی:

اولین رابطه سکس سپیده

سلام .اسمم محمد 26 سالمه .اولین باره که اومدم تو این سایت و اولین باره که دارم داستان مینویسم .اگه بده ببخشید .اگه میدونین خوشتون نمیاد تا اخرش نخونین که بخواین فحش بدین..!! بگذریم یه کم از خودم میگم .تو کار تزیینات ساختمانم.قدم 180 وزنم 60چهرم بد نیست هیکلم ورزشیه و سکسی .خلاصه نمیخوام حوصلتون سر بره. با یه دختر تو چت اشنا شدم به اسم سپیده 21 ساله دانشجوی رشته حقوق. چهره خوشگلو تو دل برو داشت.صورت کشیده ابروهای کشیده پیوسته هیکلش که هیچی ...سکسیه سکسی...سینه های درشت کمر باریکو کون قلمبه که هنوز تو کف کونشم که یبار بگامش... .

داستان سکسی:

سکس با گلاره و دیوونه بازی

شب بود حدود 3 شایدم شما میگید بامداد بوده که حالا هرچی بعد از 17 سال حالا به خاطر کنکوری بودن‌ ی هفته تنها بودم و‌من موندم خونه فکرم میچرخید و باز میخ میشد رو گلاره .گلاره گلاره

داستان سکسی:

کس روی بنگ

سلام بچه ها.من نویدم بچه ی بلوار پیروزی مشهدم. داستان سکس منو مونا بر میگرده به سال 90 اون موقع 19 سالم بود.دو سه ماهی بود ماشین خریده بودم و تازه دخترا یکم مارو آدم حساب میکردن.با یکی از دوستام به نام رضا میرفتیم زید بازی.رضا با یه دختر دبیرستانی به نام مهتاب دوست شد و مهتابم مونا رو که دوستش بود یه روز آورد تا با من دوست بشه.

داستان سکسی:

مریم چشم عسلی

سلام خدمت همه ی دوستان شهوانی؛یه داستان واقعی براتون تعریف میکنم که باورش باشماست؛فقط اسم خودم مستعاره؛من امید هستم ۲۶ساله؛قدم۱۷۷وزنمم حدودای۸۵کیلو؛امادختری که ازش مینویسم مریم جون یک کلام هیکلش بیست بیست ؛صورت گردوچشم های بزرگ عسلی باپستون هایی که سایزش از۷۰هم کمتره یه کمرباریک مانکنی ؛خلاصه هرچی ازاین مریم خشکله بگم خدایی کم گفتم؛بریم سراصل مطلب؛حدودای ۷سال پیش تویه عروسی بامریم آشناشدم حدودایه ۱۵سالی سن داشت ؛خشکل تودل برو اون موقع تلفن همراه نداشتیم نه من نه اون ؛مریم شماره خونشونو به من داد؛بعدازدوهفته چون خودش گفته بوداگه زنگ زدی ساعت۱۰یا۳ظهربه بعدزنگ بزن منم ساعت ۳۰؛۱۰بودکه زنگ زدم خ

داستان سکسی:

تقاضا ، التماس ، توسل به زور

سلام
اسم من امیر ارسلان هست.
درست 6 ماه پیش این ماجرا برای من اتفاق افتاد . اول بزارید از بگم چجوریم . قد 185 سایز کیر 17 ( واقعا چرا بعضی ها طول کیر براشون مهمه اصلا دختر نیست بکنیم ! حالا چه 50 باشه چه 10 ) و یکمم خوشتیپم.
ماجرا از اونجا شوع شد که تصمیم گرفتم دختر همسایه روبرویی مونو بکنم..دعا. رفته بودم مسجد شب احیا که اونجا دیدمش و باش اشنا شدم اولش سلام و احوال پرسی و اینا . بعد گفتم دختر فلانی هستی؟ گفت " میشناسی بابامو ؟ منم میشناختم گفتم " اره بابا رفیق خودمه. بعد دوسته جنده ی عفریطه ی کسوش اومد بش گفت : بیا بریم تو دیگه زشته!

داستان سکسی:

محسن بلا و مریم

با سلام ب دوستای شهوانی
من محسن بلام.میخام یکی ازسکسامو ک خیلی بهم چسبیدو براتون تعریف کنم
من 19 سالمه ی پسر با قد 185 توپر نود کیلووزن یکم خوشگل تکواندوکارم درحد تیم ملی.داستان ازاونجا شروع میشه ک یروز توخیابون ولیعصرشهریار داشتم ازکلاس کنکور میومدم ک ازی دختر داف خوشم اومد افتادم دنبالشو با هزارتا کوفت وزهرمار شمارمو بهش دادمو ازهم جداشدیم بعدش ب هم اس دادیمو که معلوم شد 24سالشه اما من 18 بودم
ناامید شده بودم بهش سنمو نگفتم اون اسمش مریم 176 قدش وزنشم68 کیلوبود

داستان سکسی:

قشنگی هیکل دختر به کونشه

سلام
داستانی ک براتون نوشتم داستان نیست واقعیه،،باوربکنید یا نکنید ولی بخدا واقعیه.
یه کم طولانیه ولی مطمئنم لذت میبرین.
من بهنام 25ساله لیسانس میکانیک هستم
قد185 وزن 80, ماجرا برمیگرده به دوسال پیش،من همیشه سکسی وشهوت پرست بودم وتو همه رابطه هام دنبال سکس بودم ولی حسابی مخ زن بودم وطوری پیش میرفتم ک کسی باورش نمیشه من اینکاره باشم[شرمنده تعریف میدم ازخودم]
هرهفته بابچه های فامیل دختراوپسرا کوه میرفتیم،اخه تو فامیل همه باهم صمیمی هستیم و رفت وامد ها زیاد و طبیعیه

داستان سکسی:

سکس با مریم برای فراموشی گذشته

دوستان ماجرایی رو ک براتون تعریف میکنم یه داستان و تخیل نیست بلکه یه تجربه ی واقعی هست و چون دلم میخواد بدون کم و زیاد تعریفش کنم ممکنه در نظر بعضی دوستان خیلی سکسی و جذب کننده نباشه در ضمن سعی میکنم کوتاه باشه تا راحت تر خونده بشه .

داستان سکسی:

اگر می دونستم انقدر داغی...

سلام به همه دوستان
مهراد هستم 35 ساله از تهران می خواستم یکی از خاطرات شیرین خودم رو براتون تعریف کنم امیدوارم که خوشتون بیاد .
تازه از خونه جدا شده بودم و برای خودم زندگی می کردم . جا افتادن تو شرایط جدید کمی برام سخت بود . مجبور بودم هم کار کنم هم درس بخونم و هم کارهای خونه رو انجام بدم . از ازادیم لذت می بردم ولی تازه داشتم ارزش زحمت هایی رو که خانوادم برام می کشیدن و من قدرنشناس بودم رو می فهمیدم. برای یه شرکت وارد کننده لوازم آرایشی بهداشتی بصورت پاره وقت بازاریابی می کردم . گاهی هم با ماشین مسافر کشی میکردم.

داستان سکسی:

از بندرماهشهر تا سربندر

با سلام خدمت دوستان شهوانی
من راستین 22ساله از بندر ماهشهر هستم
قد 185و وزنم 90
هیکلم معمولیه مثل بقیه مردم
یعنی مثل بعضی ها سوپرمن نیستم .
یه دختر همسای داریم مثل هلو البته هیکلش نه خوشگلیش حالا کاری به این نداریم ولی یه دوست داره خوشگلیش از هلو هم یه چیز بالاتره
کلا تو کفش بودم بدبختی نه شمارشو داشتم نه اسمشو میدونستم فقط هروز دفتر دستکش دستش بود میومد خونه این همسایمون
یه روز دلو زدم به دریا گفتم هرچه
باد آباد
از ماشین که پیاده شد میرم سراغش
و بهش پیشنهاد دوستی میدم
منتظر موندم تا اومد و از ماشین پیاده شد .

داستان سکسی:

گرفتار شدم (1)

دوستان گرامی در اینجا یکی از خاطرات شیرین خودمو که در زمان خودش بشدت زهرِترکم کرده بود ..برای تنوع هم که شده اینجا آپ کردم ...موضوع داستان مربوط اوایل دهه شصت، و ماجرا در همان فضای اختناق وگیر بازارهای شدید عوامل رژیم رخ میده ....باید به عرض دوستان بخصوص عزیزانی که با سبک نگارشم آشنایی دارند برسانم که در این قسمت ماجرای سکسی وجود نداره..وبیشتر راجب نحوه اشنایی من با دختره در محیطی که جزئیاتش را بناچار در اینجا مجبور به توضیحاتی شدم که بنظرم لازم اومد....امیدوارم موردتوجه دوستان قرار بگیره ......max

داستان سکسی:

سکس با دختر راهنمایی

سلام یه واقعه رو دارم براتون مکتوب میکنم و کاملا واقعیت داره اگه فکر میکنی از خود دراورده است پس ادامه اش رو نخون.
اسم ها عوض شدن.درضمن من برا بار اول هست که داستان مینویسم

داستان سکسی:

هییییییییس ، مامانم اینا

سلام به دوستای خودم، اول یه مقدمه ی کوتاه میگم و بعد میرم سراغ داستان ، صرف نظر از قضاوت راجع به اینکه داستان واقعی هست یا نه لطفا نظرتون رو بنویسید ، نقد شما نشون دهنده ی شخصیت شماست .. نظر تک تک دوستان برام مهمه..
برم سراغ داستان
در ضمن ، داستان بر خلاف ظاهر عنوان ، سکس با محارم نیست ، این عنوان فقط به این دلیل انتخاب شده که از این خاطره این تکه کلام برای نگارنده و ندا باقی مانده و هنوز لبخند آفرینه ...

داستان سکسی:

شستن مخ دختر محجبه

باسلام و خسته نباشيد خدمت دوستان شهوانى از اين که تو اين آدرس اومدم واقعا خوشحالم و از خاطراتى که دوستان نوشتن و بنده مطالع کردم چيزهاى جالبى بودن گفتم که منم يکى از خاطرات سکسم با دوست دخترم را واسه شما بگم.اسمم افشين 22 ساله از بوشهر.خلاصه 2 سال پيش يه روز داشتم تو يکى از خيابون محله هامون رد ميشدم ديدم يه دختر محجبه صورت پوشونده فقط چشماش پيدا بود از کنارم رد شد .

داستان سکسی:

کوه به کوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه

دوستان عزیز با سلام و احترام. میخوام یکی از تجربیات سکسم رو براتون بنویسم( از ابتدا)
من شاهین هستم 29 سالمه و این خاطره مال حوالی 5 یا 6 سال پیشه.
وقتی سرباز بودم رفتم فنی و حرفه ای دوره آموزشی تعمیر موبایل.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر