شما اینجا هستید

دوست پسر

شورت و سوتین کادو (1)

سلام دوستان اسمم پرستو 27 سالمه از تهران و می خوام داستان سکس عاشقانمو با اولین عشقم بنویسم.البته بیستر خشنه تا عاشفانه ولی چون با عشقم بود بسیار لذت بخش بود.قضیه ماله 3 ساله پیشه.....
با آرش حدود 8 ماهی بود رفیق بودم ولی بهم ثابت کرده بود که دنبال سکس نیست.اصلا عاشق همینش بودم .با هر کی رفیق شده بودم سر قضیه سکس باهاش بهم زده بودم چون نمی خواستم پایه دوستی مو بر مبنای سکس بزارم بعدشم بچه نبودم که بخام به راحتی گول بخورم.
البته یه بار تو ماشین فقط ازم لب گرفته بود که اونم ناخودآگاه پسش زدم.خوب خجالت می کشیدم.....

داستان سکسی:

در حسرت عشق

سلام به همه ....لیلاهستم.امیدوارم خوش باشین.من تازه اومدم به این سایت .البته تازه هم لب تاب خریدم هیچی هم بلد نیستم ببخشید اگه بد نوشتم......میخوام از اولش بگم تا ماجرا خوب تحویل داده بشه/من الان 23سالمه /3ساله ازوداج کردم/بچه ندارم/ خوشگل هم نیستم ولی تو دل برو هستم /شروع ..حدود10سال پیش که تازه داشتم خودمو میشناختم فهمیدم که من وقتی پسر داییمو میبینم دست وپامو گم میکنم در ضمن اونا تویه شهر دیگه زندگی میکنن وکم همدیگه رو میبینیم .اونم الان 27سالشه.وخداییش واقعا جذابه وتک فرزنده .خلاصه من از وقتی که فهمیدم دوستش دارم و عاشقش هستم خیلی عذاب میکشیدم چون با اینکه فامیل بودیم ولی فاصله ی طبقاتی

داستان سکسی:

عشوه خرکی

سلام.
همه چیز از یه شب سرد شروع شد حدودا 3 ماه پیش بود . داشتم با دوستم از رستوران می اومدیم که بریم خونه .نمیخوام از خودم تعریف کنم اما هیکل خوشگلی دارم جوری ک حتی نظر خودم رو جلب میکنه. لاغر نیستم اما چاق هم نیستم. اسمم مهسا قدم 170 وزنم 65 کیلو.

داستان سکسی:

عشق مهران

سلام من غزلم 15سالمه این داستان مال روزدوم عید91هست.من یه دخترساده بودم که نه سکس کرده بودم نه دوس پسرداشتم ولی همه مسایل سکسیروبه لطف دوستام یادگرفته بودم روزدوم عید خونه پدربزرگم بودم البته همراه خاله هام داییاموپدرمادرم که یه دفعه صدای زنگ اومد من رفتم دروبازکردم دیدم چندتاازفامیلامون که سالهابودباهاشون قهربودیم اومدن برای اشتیوعیددیدنی یکی ازاونا یه پسر داشت که من وقتی بچه بوددیدمش خیلی ازش بدم میومداماحالابعدچندسال حسابی عوض شده بودراستشوبخواییدخیلی خشگل شده بودمن باهمون نگاه اول عاشقش شدم اما به دلیل تغییرچهرش نمیشناختمش تواون روزمن تمام حواسم به اون بودوهمش میرفتم اونورو آرایشمو چک

داستان سکسی:

سکس خستگی ناپذیر

تو ماشینش از شدت استرس و هیجان تموم تنم یخ کرده بود تا زمانی که به خونه اش برسیم من هزار جور فکر و نقشه تو سرم بود که هر چی زودتر سکس و شروع کنم اما چاره ای جز این که مثل یک دختر خوب بشینم و اشتیاقمو به رو خودم نیارم نداشتم
واااااااااااای که این پسر همون چیزی بود که میخواستم بود قد بلند 4شونه و ته ریش که من عاشقش بودم
منم یک دختر 22ساله تو پر بودم که همیشه وهاب میگفت با وجود تپلیت اصلا شکم نداری و عاشق گودی کمرم و سینه های برجسته و سفتم بود پوست سفید و قد بلندو چشمای درشتو دماغو دهن کوچیکی دارم

داستان سکسی:

عشق.....شهوت

اولین باری بود که باهم میرفتیم بیرون.منم اولین بارم بود که با یه پسر میرفتم بیرون...خیلی هیجان زده بودم اخه خیلی دوستش داشتم و از عشق اون نسبت به خودم باخبربودم.تو یه پارک خلوت قرار گذاشتیم.دوست نداشتم کسی مزاحممون شه.وقتی به پارک رسیدم اون اونجا بود انگار که یه ساعتی بود که منتظر بود.بازم اون لبخندهمیشگیش که تا به حال ندیده بودم به کسی غیرازمن اون لبخندوهدیه بده.رفتم و کنارش نشستم رو یه نیمکت سرد هواخیلی سردبوداما گرمای تنش داغ داغم کرده بود.....اولش یه کم حرف زدیم بعدخودشو به من نزدیک تر کرد هرچقد که میگذشت بیشتر به من نزدیک میشد میتونستم نبض اون چیزی که درست زیر شرتم بودو حس کنم بدجوری م

داستان سکسی:

هیچ دردی حس نکردم

سلام...
اصلا نمیدونم برای چی مینویسم! شاید از اون شباست که برای نوشتن فجیعاحشر دارم! درک منطق الان من برای خودمم سخته چه رسد به شمایی که قراره بخونینم....

ساعت 3شبه و من دلم لک زده واسه نوشتن از چیزایی که محاله تو دنیای واقعیم برای کسی تعریفش کنم... نکنه معشوقه من الان توهمین سایت ، داره مخ میزنه! چه فکره گهی! ! ! وااااااااااااااای !

داستان سکسی:

سکس عاشقانه با شاهین

سلام دوستان شما فکرکنید اسمم شنایاست 21سالمه و این داستان که میخوام تعریف کنم برای هفته پیشه , از ویژگیهای ظاهری من اینو بدونید که قدمتوسطی دارم با پوستی سفید و اندامی برجسته و کمی تپل , میخوام داستان سکسم با شاهرخو براتون بگم , بین خودمون بمونه که من عاشقش نیستم وبنابه دلایلی چاره ای جزبودن باهاش ندارم , و باید نقش بازی کنم که دوسش دارم , بیخیال این داستانا به درد شما نمیخوره کمی غمگینه ,با شاهرخ سه سالی میشه که آشناشدم توی کلاسای رانندگی و بعدازچندمدت که داشت آبرومو میبردوهمه جا دنبالم بود شمارشوازش گرفتم درضمن یه آشنایی دورهم باهم داشتیم, اهل دوستی با پسرا نیستم چون اخلاقم باهاشون جور در

داستان سکسی:

آشنایی در سایت همسریابی

سلام دوستان
من لاله 22ساله از اهواز هستم
من زیاد نوشتن بلد نیستم اگه بد بود فحش ندین
خلاصه بریم سر اصل مطلب
من دانشحوم و یه روز داخل حیاط دانشگاه نشسته بودیم و تعریف میکردیم که حرف رفت رو سایت همسریابی و ازاین حرفا کلی حرف زدن و منم گفتم شاید هرکه بره داخل این سایت حتما برا ازدواج میره

داستان سکسی:

عشقم بهش شرطی بود

با آرمان تو فوق لیسانس همکلاسی بودیم.البته از دوران لیسانس دورادور میشناختمش. هردومون هم رشته ای بودیم. اونموقع ها باهاش سلام علیکی نداشتم.برام جذابیت خاصی نداشت. هیکلی بود و بدنسازی کار میکرد.قد بلند و صورت یکم توپول.در مجموع خوش تیپ بود. خلاصه با این همکلاسی شدیمو یکسالی به این منوال گذشت. تو دانشکده به هیشکی پا نمیداد.البته تا جایی که من میدونستم! فقط با من همکلام میشد. یکسال اول هیچی بینمون نبود تا اینکه یه روز اومد و پیشنهاد داد با یکی دیگه از همکلاسیامون که 45-46 ساله بود و من اونموقع ها فک میکردم زن داره بریم کوه. من قبول کردم. دو سه بار باهم کوه رفتیم چند بارم کافی شاپ و پارک.

داستان سکسی:

سکس با هنرمند سینما

سلام ، اسم من سارا ست ، 26 سال سن دارم از تهران با موهای بولند و قد 170 ، وزن 75 با رنگ پوست برنزه و سینه های خوش تراش و باسن بزرگ . به گفته دوستان و آشنایان بسیار خوشگل و سکسی هستم . من همیشه برای بیرون رفتن مانتو و لباسهای سکسی میپوشم که هر مردی منو میبینه شهوت رو توی چشمهاش میخونم و من بسیار شهوتی و عاشق سکسم . میخوام واستون یک داستان واقعی از بهترین سکس زندگیم رو تعریف کنم . روزهای فصل بهار بود ، 12 اردیبهشت ماه ، صبح زود گوشیم زنگ خورد ، دوستم کارن بود .

داستان سکسی:

اولین سکسم با دوست پسر تلفنیم

سلام عزیزان این خاطره ای که می نویسم مربوط میشه به چندین سال پیش که من دختری 22 ساله بودم وتا به حال با هیچ پسری دوست نبودم تومحل کارم دختری بود که مدام با دوست پسرش حرف میزد ومن گاه گداری حرفاشونو میشنیدم.

داستان سکسی:

عشق بازی در ساحل

سلام اسم من سایه ست و 20 سالمه.در حال حاضر با یکی از فامیلامون که اسمش سامانه رابطه دارم.ما همدیگه رو خیلی دوست داریم و می خوایم باهم ادواج کنیم.الانم می خوام داستان یکی از عشق بازیامونو واستون بگم.

داستان سکسی:

عشقبازی با محمد

سلام دوستان من خواستم بهترین اتفاق زندگیمو براتون تعریف کنم.یکراس میرم بطرف داستان.محمد زید من حدودا دوسالی هست ک میشناسمش از اونجا ک آدم سکسی بوود هیچوقت دلم نمیخواست تنها باهاش جایی باشم.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه با شاهرخ

سلام عزیزان شمافکرکنیداسمم شنایاست 21سالمه این قضیه واسه هفته پیشه ازمشخصات خودمم اینوبدونیدکه قدبلندی ندارم مثل بیشتردخترای ایرونی و بارنگ پوستی سفیدو اندامی کاملا برجسته به نحوی که خیلی جلب توجه میکنه و بعضی وقتا اذیتم میکنه چون دختری نیستم که بخوام کسی دنبالم بیاد,چند وقته تصمیم گرفتم باسن و سینه هامو کوچیک کنم امیدوارم موفق بشم ,بگذریم

داستان سکسی:

عشقمون بلاخره به سکس رسید

با سلام به خدمت همه ی دوستای گل و بچه های باحال شهوانی نمیخوام سرتونو درد بیارم و اول از همه یک سری مشخصات میدم خب من نگار..هستم 21 ساله دانشجوی پزشکی و دوست پسرم حمید هم 22
این داستانی که دارم براتون مینویسم جدید ترین داستان سکس من هستش
خب داستان از اوونجایی شروع میشه که ما به مدت 3 ماه هستش که باهم دوستیم یک روز که باهم رفته بودیم قهوه خونه رفتیم نشستیم اما کسی جز ما اونجا نیومده بود (مشتری) هیچی رفتم کنارش نشستم البته اینم بگم که تو بغلش نشسته بودم و خیلی هم ازش خوشم میاد یعنی واقعا عاشقشم

داستان سکسی:

حمام با حمید

من قبلا خیلی سکس داشتم اما 6 ماه هست به هیشکی نمیدم و عاشقه لز شدم خب تازه از مسافرت اومده بودم سه هفته بود کوسم هیچ کیری داخلش نرفته بود منم خیلی حشری بودم زنگ زدم حمید رفیقه باهاش صیغه کرده بودم خیلی هم دیگرو دوست داشتیم میخواست منو برسونه خونه ما قبلا عادت داشتیم تو ماشین برا هم دیگه لیس بزنیم بعد بریم خونه اون شب رفتیم تو یه بیابون که هیشکی نبود من زیپ شلوارشو باز کردمو از بسکه حشری بودم حمله کردم به لیسیدنه کیرش خوب لیسش زدم تخماشم لیسیدم که بی حال شده بود اونم همینطور داشت گردنمو سینمو میلیسیدوای نمیدونید هر لحظه ترس داشتیم که پلیس یا کسی نبینه ولی سکس اگه با ترس باشه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر