شما اینجا هستید

دوست پسر

عاقبت یه دختر خوب

با سلام.
اولین بارمه میخوام چیزی بنویسم واسه همینم نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بنویسم که نظر خواننده رو جلب کنم. در واقع این داستان بیشتر حرف دلِ نه داستان سکسی.
مهسا (مستعار) هستم 22 سالمه تهران زندگی میکنم, قدم 168 وزنم 70. تقریبا تپلم ولی بد هیکل نیستم, در کل یه دختر ساده ایم, اندامم هم معمولیه, به قول معروف اندام خاصی ندارم که نظر همه رو جلب کنه. سکسی نیستم!! لوند نیستم.. حتی نمیدونم برای به دست آوردن دل کسی که خیلی دوسش دارم باید چیکار کنم!!!!! :(((

داستان سکسی:

خاطره روز قشنگ

16 سالم بود.تازه فهمیدم دوست پسر چیه اما از سکس نمیدونستم...حس میکردم لذت بخش ترین زمان وقتیه که تو بغله عشقتی و میبوسیش..اونم میبوست و یه سکس لایت داری
اما سکس این نبود...عشق نداشت...
طبق معمول وقتایی که کلاس داشتم میومد دنبالم.خوشگل نبود اما دوسش داشتم..تو منطقه شاخ بود واسه خودش...2سال تفاوت سن داشتیم اما به خاطر پول باباش همه دنبالش بودن...تو کوچه و بازار که بودم پسرا و دخترا با انگشت نشونم میدادن میگفتن ترنم...دوس دختره رضا......این حرف واسم تموم قشنگیه دنیا بود

داستان سکسی:

اولین سکس ساناز

یه کم برام سخته اما میخوام بگم چون تاحالا راجع بهش با هیچکی صحبت نکردم.17 سالم بود ,اولین بارم بود که با یه پسر دوست شده بودم,از من 12 سال بزرگتر بود و کاملا منو مث موم تو دستاش گرفته بود چون با تجربه بود , اما من خیلی بی تجربه ولی خوشگل و خوش هیکل بودم ,قد بلند وپوست سفید با صورت خیلی زیبا,خیلی اروم و سربزیر بودم ,صادقانه بگم به خاطر موقعیت مالی و اینکه خیلی ساده بودم مخمو زده بود و من احمق هم فکر میکردم عاشقشم,خواهرام که ازم بزرگتر بودبا اینکه با دوست پسرش نامزد کرده بود اما بدجور منو می پاییدکه با کسی دوست نشم تا به قول خودش برم دانشگاهو چشمو گوشم وا شه و از این حرفا ,اما یکی مث من هم

داستان سکسی:

سکس ناکام

تا قبل این با پسرای زیادی دوست بودم اما اینقد ساده بودم که تا می گفتن سکس باهاشون قطع رابطه می کردم.
یادمه بار اول که با یه پسره دوست بودم بم گفت بیا در مورد نیازامون حرف بزنیم.گفتم تو بگو.گفت نیازای من عاطفی ان و جنسی.
گفتم جنسی؟یعنی چی؟
گفت یعنی نمی دونی؟
قسم خوردم که نه.اما باور نمی کردددد
یا بعد اون وقتی بم اس سکسی داد که کوستو بخورم.گفتم کوس دیگه کجاس؟
.
.
.
بگذریم.
بعد اون با 3 تا پسر دیگه دوست شدم.اما هیچ کدوم به بیشتر از دو هفته نکشید و تموم شد.
تا گفتن بیا بسکسیم و گفتم نه ترکم کردن.

داستان سکسی:

سکس در پارک جمشیدیه

سلام من ستاره 28 سالمه خاظره ای که میخوام بنویسم به هشت سال پیش برمیگرده من و مانی باهم تو چت روم آشنا شدیم یک سالی گذشت تا بهم اعتماد کردیم و رابطه تلی مون شروع شد خیلی بهم عادت کرده بودیم خلاصه بعد از سه سال قرار شد همو ببینیم اوت جنوبی بود و من تهران بالاخره بعد اینهمه حسرت همو دیدیم سه روز تهران بودو کلی بیرون رفتیم و خوش گذروندیم با گرفتن دستای هم ارضا میشدیم بعد کم کم دیگه نمیتونستیم تحمل کنیم و چندوقت یبار به هر بهانه ای بهم سر میزد همش دنبال جاهای دنج بودیم و به پارکای خلوت و سینما میرفتیم تو سینما هیچی از فیلم نمیفهمیدیم دستم تو شلوارش بود و کیر داغش تو دستم هی میمالیدم و دیوونش می

داستان سکسی:

قرار سکسی با هادی

سلام داستانمو تا امروز چند بار نوشتم ولی نمیدونم چرا ارسال نمیشد
به هر حال امیدوارم خوشتون بیاد...............
با هزار بهونه ی علکی از خونه بیرون اومدم یه نگاه به ساعتم کردم سهعت 3:30 ظهربود بارون قشتگی میاد سوار ماشین میشم و به سمت خونش میرم. تو راه به هادی فکر میکنم که چطور با هم آشنا شدیم و چرا من هنوز با این که نامزد کردم میبینمش....... وارد کوچشون میشم و یه نگاه به پنجره ی اتاقش میکنم گوشیمو از کیفم درمیارم وشمارشو میگیرم ......
الوووووو بیام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبر کن...............آره زود بیا کسی نیست.

داستان سکسی:

من و عشقم و بهترين سكس دنيا

سلام,مهسا هستم 21 سالمه!
منم ميخوام مث بقيه بهترين روز زندگيمو براتون تعريف كنم اما خالي بندي نيست,نميدونم چرا بعضيا تو اين سايت داستاناي الكي مينويسن مثلا براي تحريك مينويسن ولي فحش ميخورن!بگذريم.
من ي روز سرد زمستوني با بي إفم ب اسم امير قرار داشتم,ميخواستيم بريم خونه مادربزرگش,قبلش باهاش اتمام حجت كرده بودم ك امير فقط لبو سينه!اونم قبول كرده بود!

داستان سکسی:

دیدار

امروز بعد از حدود شش ماه که از آشناییمون میگذشت قرار بود ببینمش. توی شش ماه گذشته بیشتر از طریق تلفن و چت باهم درتماس بودیم. آشناییمون هم از طریق یک سایت پورنوی فارسی بود که من بیشتر اوقات برای خوندن داستان ها و دیدن بعضی عکسهای متحرک به اون سایت میرفتم. ولی کم کم به سرم زد که عضوش بشم. بیشتر انگیزه و دلیلم هم اون بود. اوایل که عضو نبودم پای داستانها کامنتهای جذاب و نقدهای خوب و منطقیش منو جذب خودش کرد. برعکس خیلی از کسانی که اون سایت رو به دلیل پورنو بودنش محلی برای فحاشی و خالی کردن عقده های خودشون محسوب میکردن، رفتارش خیلی متین و مؤدبانه بود.

داستان سکسی:

سکس با یک غریبه

یه روز سرد برفی داشتم کنار خیابون راه میرفتم ، یه پالتوی کمر باریک تنم بود . رژ لبم قرمز بود و از سرما یکم سر لپام قرمز شده بود ، قابل توصیف نیست که چه غم بزرگی تو دلم داشتم برای بار پنجم نامزدم ولم کرده بود آبروم جلوی خانواده و فامیل رفته بود همه چیزم رو باخته بودم مغزم خالی بود و هیچ راهی برای یک زندگی دوباره به ذهنم نمیرسید ، با خودم غرق در افکارم بودم که متوجه شدم ماشینهایی که از کنارم رد میشن یه نیش ترمز میزنن و یه فکری مثل جرقه از ذهنم رد شد و یه راه کار که درمان من شد برای خودم پیدا کردم . فقط یک جمله من رو نجات داد . این وفاداری به اون نامرد خیانت به خودم محسوب میشه .

داستان سکسی:

سکس مریم و مجید

سلام خدمت تمام دوستان عزیز من دفعه اولم که دارم خاطرمو براتون میذارم اگه بد بود ببخشید.این خاطره مربوط میشه به 2سال پیش.قبل از اینکه با مجید باشم سکس های زیادی داشتم البته بیشترش لزبود.خرداد ماه بود که باهم رفتیم بیرون منم خیلی گرمم بود بهش گفتم اگه خونتون کسی نیست بریم اونجا باهم حرف بزنیم منتظر بودم ضایم کنه بگه نه.ولی گفت باشه بریم.

داستان سکسی:

بطری بازی

این خاطره مربوط به وقتیه که تازه رفته بودم مالزی واسه درس خوندن.من اون وقتا 23 سالم بود و من اگه تعریف نباشه همه میگن خیلی ملوسه قیام و قد و هیکلمم خوبه.اون وقتا من هنوز دختر بودم ولی از وقتی که با یکی از همکلاسیام دوست شدم شیطنتم گل کرد.پریسا خیلی شیطون بود و هر شب تقریبا با یکی میخوابید و هر شب میرفت دور همی.تا اینکه منم پام به این دور همیا وا شد و بطری بازیا..

داستان سکسی:

عشقبازی و لذت

همین اول بگم طولانیه و جز به جز تعریف کردم. اگه فکر میکنی خسته میشی و فحش میدی نخون. چون من اینو فقط به عنوان یه خاطره خوب نوشتم.
دوس پسرم 30 علی سالشه و حسابی سکسو بلده.. فیلم زیاد دیده...
دیروز بعد ازاینکه تو شهر گشتیم رفتیم خونشون....مامان باباش خونه نبودن..تا یه صدایی میومد میترسیدم مامان باباش بیان.
من از دانشگا میومدم و سر و وضعم زیاد درست حسابی نبود. اخه از ضبح تا عصر کلاس داشتم.وسط راه بهم گفت بریم خونه گفتم نه زیاد مرتب نیستم. گفت میدونم اشکالی نداره.

داستان سکسی:

بهترین سکس شقایق

سلام من شقایق هستم 19سالمه این خاطره ماله دوسال پیشه که 17سالم بود اگه بخوام از خودم بگم هیکلم سکسیه لاغرم سینه نرم وگردی دارم با باسن برجسته قدم 165 و وزنم50داستان از جایی شروع شد که عاشق داداش دوستم شدم اسمش امیره خیلی پسر داغی بود ورزشکار و هیکلی خیلی سکسی بود هر وقت میدیدمش کسم خیس میشد.یک روز کهداشتم با دوستم از باشگاه بر میگشتم دیدم داداشش اومده دنبالش با اصرار زیاد سوار شدم خواهرش عقب نشست بهم گفت تو جلو بشین بعدش راه افتاد.

داستان سکسی:

سکس رویائی با دوست پسرم محمد

سلام دوستای عزیز ممنون که واسه خوندن داستانم وقت میذارین
من و محمد دوساله باهم دوستیم وهم دیگه رو خیلی دوسداریم تو این مدت یه جورائیم تو کف سکس باهم بودیم که خونه خالی جور نمیشد واسمون البته ناگفته نماند تو این دوسال ماچ و ماچ بازی زیاد داشتیم ولی همش ناکام بودیم
من یه مغازه ی لوازم آرایشی فروشی دارم یه سال نمیشه که اونجا رو افتتاح کردم قبل از عید سرم خیلی شلوغ بود اعصابم دیگه داشت خورد میشد زنگ زدم به محمد که بیاد توی فروش کمکم کنه اول گفت سرش شلوغه ولی بعد زنگید و گفت چند دقیقه دیگه اونجاس

داستان سکسی:

لب گرفتن من و استادم

من نازنین 19 ساله ترم اخر مقطع کاردانی ام قصه از اونجا شروع شد که یه روز تو واتس آپ من به استاد دانشگامون شب یلدا رو تبریک گفتم اونم گفت شما و بعده معرفی فهمیدم که ترم بهمن که ترم بعدو اخرمه قرار استادم بشه بعضی شبا باهم چت میکردیم تا ترم بهمن شروع شدو ما همو برا اولین بار سر کلاس درس دیدیم من کاراموزی هم باهاش داشتم روز بعد از کلاس برای اولین بار رفتم شرکتش نشستیم پشت سیستم بعد یاد دادن بعضی از اصول درسیم یهو دیدم دستشو گذاشت روی دستام گفت میشه بری اونور کشو رو باز کنم اخه من درست جلوی کشو بودم رفتم کنار خلاصه بعد یه ساعت یاد دادن به من بهم گفت کف دستتو بیار ببینم منم نشونش دادم دستامو گرف

داستان سکسی:

بهترین سکس سمیرا

سلام.این اولین داستان منه که دارم مینویسم براتون.من اسمم سمیرا 22 ساله هستم.راستش این داستان که دل چسب ترین سکس من هست با دوستم رضا.اما قبلش باید یه چیزیرو تعریف کنم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر