شما اینجا هستید

دوست پسر

حماقت گلاره

سلام دوستان . اسم من گلارست و الان 21 سالمه . این قضیه مربوط به زمانی میشه که من 17 سالم بود و یه دختر دبیرستانی شیطوون و شلوغ بودم . ازتون خواهش میکنم اگر داستان باب میلتون نبود بی احترامی نکنید . این خاطره بخشی از زندگیه منه و بی هیچ کم و زیادی عین حقیقته .

داستان سکسی:

مهتاب و آقای شوهر

سلام
اسم من مهتاب هستش 26 سالمه و 1.5 هست که با امیر ازدواج کردم .
من دختری هستم با قد 168 چهره معمولی ( مثل خیلیا اهل غلو نیستم که آه من اینچنینم و آنچنان ) پوستی سبزه و فوق العاده شیطون که همین شیطنتم کار دستم داد . خودم کار میکردم و خرج خودم و دانشگاهمو در میوردم وضع مون خوب بود ولی طعم استقلال یه چیز دیگست و من عاشق همین بودم با اینکه خانوادم با کار کردنم مخالف بودن مخصوصا پدرم که همش میگفت تو هیچ احتیاجی به کار نداری چون کم و کسری نداری ولی من عقاید خودمو داشتم .

داستان سکسی:

لیلی و علی

درود...
من لیلیم 19 سالمه با یه آقا پسر 21 ساله به اسم علی دوستم بعد از 1سال ونیم دیروز سکس کردیم
من قدم 170 و60 کیلوام هیکلم خیلی سکسیه و علیم خیلی تخت خواب خورش ملسه
پریشب زنگ زد گفت فردا میای؟چند وقتی بود حرفش بینمون بود آخه علی نظامیه و چند هفته دیگه قراره بره خیلی وابسته همیم خواستیم سکس کنیم که نمونه تو دلمون

داستان سکسی:

بیادتم مهدی

سلام به دوستای عزیزم
خاطره من برمیگرده به 3 سال پیش انموقع مجرد بودم و با یه پسر دوس شده بودم که بدجور بهش علاقه مند شده بودم.هرکاری واسش انجام میدادم کلی واسش کادو خریدم بهش پول دستی دادم،اما ............
خیلی دوس داشتم باهاش ازدواج کنم اما مهدی برعکس من هیچ علاقه ای به من نداشت و فقط بخاطر محبتهایی که بهش میکردم بامن مونده بود مهدی عاشق یکی از دوستای من بود که قبلا باهاش دوست بود اما دوستم سمیرا ازدواج کرد اما چون بعدا جدا شد بازم مهدی چشش دنبالش بود.هرروز با کلی اصرار میرفتم که ببینمش.حتی بعضی وقتا میرفتم جلو مغازه شو از دور تماشاش میکردم

داستان سکسی:

فکر می کردم اعتقاداتم قوی است (1)

سلام به همه دوستانی که می دونم خیلیاشون فقط برا سرگرمی به این سایت سر میزنن
من نیلوفرم حدود 1 سالی هست که با سایت آشنا شدم ولی اون زمان هیچ خاطره سکسی نداشتم الان که دارم تایپ می کنم خیلی دلم گرفته تمام جیزایی که میگم واقعیته دوستانی که حوصله حرف های غیر سکسی رو ندارن مختارن که نخونن ولی اگه کسی بخونه نظرش رو بده ممنون میشم
داستانم رو تو 2 قسمت می نویسم اگه دوست داشتید قسمت 2 رو هم آپ می کنم.

داستان سکسی:

شب دوست داشتنی

سلام.اسم من شیماس.خاطره ای که میخوام براتون بگم مال دو سال و نیم پیشه.من اونموقع 22 سالم بود.طبق معمول که هر 5شنبه میرفتم خونه ی ساناز دوستم اونروزم رفتم.همینجور داشتیم حرف میزدیم که گفت:شیما هفته ی دیگه میخوام یه مهمونی بگیرم.هستی که؟منم سریع گفتم:آره حتما.تا 5شنبه کلی به خودم رسیدم و حسابی خوشگل کردم.اینم بگم که من همیشه موهای کس و کونمو میزنم.اونروزم زدم.5 شنبه شد و من آماده برای رفتن به خونه ی ساناز.وقتی وارد خونه ی ساناز شدم دیدم اووه چه خبره.کلی پسر و دختر مست یا میرقصیدن یا تو هم میلولیدن.بوی الکل و سیگارم از همه جا میومد.راستش من از پارتی خوشم نمیاد برای همین زیاد با اون جمع حال نکر

داستان سکسی:

ماجراهای پریسا (1)

سلام من سارا هستم و این داستانی که میخوام بگم در مورد دوستمه به اسم پریسا (مستعار) که واسم از سکساش تعریف کرده. پری یکی از خوشگل ترین دخترای مدرسمونه. لاغر قد 160 چشمای سبز و موهای لخت روشن با پوست سفید و صورتش انصافا خیلی نازه. سینه هاش بزرگ نیست ولی خوش فرمه. داستان بر میگرده به زمانی که اون عاشق دوست پسرخاله اش نیما میشه. اون زمان پری خیلی دختر مثبتی بود و بیشتر حواسش به درس بود تا زمانی که عاشق نیما شد. چون من بهترین دوستش بودم اومد پیش من و ازم کمک خواست که بهش کمک کنم تا به پسره نزدیک شه و پسره رو عاشق خودش کنه.

داستان سکسی:

فارغ التحصیلی من و باغ آقای ناصری

جشن فارغ التحصیلیم رو تو خونه یا بهتره بگم باغ دوست بابام گرفتم اونم توخونه ای که من حتی اعضای خانوادشم نمیشناختم و به رسم ادب پدرم خانواده اقای ناصری رو هم دعوت کرد من که تا حالا حتی سیبیلمم نزده بودم و ابروهام رنگ و روی موچین رو هم به خودش ندیده بود،صورتمو اصلاح کرده بودم و ابروهامو تمیز کرده بودمو ومامان برای کادو یه ست کامل لوازم ارایش داده بودو بابا هم یه ایفون واسم خریده بودخلاصه که کلی نونوار شده بودم ناگفته نماند که تا حالا یه دوست پسرم نداشتم یعنی اصلا تو قید و بندش نبودم خالمم که خیاط بود یه لباس سفید و صوتی برام دوخته بود که شبیه پرنسس ها بود چونکه روی سینه اش کلی با سنگ های شیک

داستان سکسی:

من و استاد کنکورم

سلام اسم من نسیم.این داستان مربوط به 1سال پیشه.اون موقع من کنکوری بودم.تو شهر ما یه استاد زیست بود که پزشک بود(دانشجوی تخصص رادیولوژی و سونوگرافی داشت)و البته برادر یکی از دوستامم بود.رامین 29 سالش بود همه بچه ها تو کفش بودن که مخشو بزنن.البته اینم بگم که خیلی خودشو میگرفت.یه روز تو عید بود که من تو فیس بوک براش پیام فرستادم.رامین بعد کنکور جوابمو داد چون اینقدر سرش گرم خارج رفتن اش بود که به فیس بوکش اهمیت نمیداد.وقتی رفتم عکسای شخصیشو دیدم دهنم باز موند یه شکم 6تیکه با بدن برنز.تو دلم گفتم خوش به حال زنش

داستان سکسی:

ذوق مرگ شدن کیر

من پانی هستم. 25 سالمه. خاطره هایی که مینویسم حقیقی هست. حالا بگذریم. چند وقت پیش با یک پسری دوست شدم. خیلی اتفاقی شماره منو گرفته بود و از اونجایی که خیلی وقت بود دنبال دوست دختر میگشته تا دید شماره یه دخترو گرفته سریع مخ زنی هاشو شروع کرد. من خیلی بهش محل نمیدادم. گوشیمو قطع میکردم خاموش میکردم. جواب نمیدادم ولی ول کن نبود. چند هفته ای گذشتو منم که تازه با دوست پسر قبلیم به هم زده بودم و کلی اعصابم خورد بود بهش گفتم یه شماره بهت میدم مزاحم شو شمارشو پخش کن تا باهات دوست شم. اونم شماره رو گرفت اما زنگ نزد و به من گفت چرا این کارو میخوای بکنی خیلی کار زشتیه.

داستان سکسی:

یک شب تلخ

سلام من مهشیدم... داستان من واقعا حقیقت داره...نه مثل داستانهای کسی بوده ک بخواد از سکس لذت ببره نه چیزی.. دلم میخواد واسه اونایی که تا حالا سکس نکردن عبرت بشه... من 20 سالمه و این داستان واسه 7 - 8 ماه پیشه. من با هیچ پسرس تا چند ماه پیش رابطه نداشتم ینی اصلا به کسی نیاز نداشتم ماشینمو داشتمپولمو داشتم از رو گفتن اطرافیانم قیافمم داشتم... تا این ک عیرضا اومد تو زندگی. ما از طریق دوستای دیگمون با هم دوست شده بودیم.به علیرضا علاقه ای نداشتم.

داستان سکسی:

خیلی حشری شده بودم

سلام من سارای هستم 19 سالمه دانشجوی معماری ام.میخوام یکی از سکس های خودمو و دوس پسرم نوید رو براتون بنویسم.من170 قدم 55 وزنم.تقریبا لاغرم ولی سکسی.سینه های درشتی دارم بورم و بدنم سفید و بی مو.نوید قدش 185 میشه....هیکل باشگاهی...نسبتا درشت و سکسی.

داستان سکسی:

دوست پسرم پژمان

سلام دوستان عزیز من پریا هستم و الان 22 سالمه و دوساله که ازدواج کردم.این خاطره برمیگرده به زمانی که دوم دبیرستان بودم و هنوز ازدواج نکرده بودم ولی این خاطره هنوزم مث همون روز جلوی چشمامه و حتی بعضی وقتا خوابشو میبینم وکاملا واقعیه و هیچ چیزش ساختگی نیست.

داستان سکسی:

عشق رو احساس کردم

سلام . اسم من ترانه ست. 2ساله با دوست پسرم پیمان دوستم . پیمان ازونایی بود که اوایل رابطمون خیلی ازم خجالت میکشید تااینکه بعد از پنجمین قرارمون که به اصرار من و چون گریم گرفته بود بوسم کرد . بعد این قضیه یخش کم کم آب شد ! یه شب بهش زنگ زدم و گفتم مامانم اینا امشب رفتن مشهد و تا هفته دیگم نمیان ( موقع امتحانا بود و من تو خونه بودم ) ، میشه امشب بیای پیشم؟تنهام و میترسم . 45دقیقه بعد خونمون بود . اولش یکم خجالت میکشید . رفتم یکم تنقلات اوردم ، یه فیلم ترسناکم گذاشتم . کم کم وسطای فیلم دیدم دستش اومد رو شونم . منم سرم و بهش تکیه دادم .

داستان سکسی:

عشق یک طرفه

خیلی سخته اونی که جونتو براش میدی بهت حسی نداشته باشه. اون روز تو ایون خونه نشسته بودم و داشتم عشقمو تماشا میکردم همون پسریو میگم که هر روز بیشتر از دیروز عاشقش میشدم اما اون...
:ـ امروز قراره دو سه تا از همکلاسیام بیان خونه
من:باشه منم هستم شبم مامانم دعوتت کرده
سرشو به نشانه ی تاييد تکون داد و تو حیاط داشت به یه عقاب یه متری غذا میداد،رفتم پیشش:
ـ ببینم تو نمیترسی از این پرنده وحشی که رو دستته
ـ (امیر)اون:ترس نداره،اهلیه و خوشگل
بعد با دستش آزادش کرد اون رفت اوج آسمون

داستان سکسی:

ربودن پرنیان

سلام دوستان عزیز امیدوارم از خاطره ای که براتون مینویسم لذت ببرید من پرنیان هستم 22 سالمه و دو ساله که ازدواج کردم میخوام خاطره سکسی که که سه ماه پیش اتفاق افتادو براتون تعریف کنم صبح اون روز مث همیشه ساعت6/30 از خواب بیدار شدم سریع یه دوش گرفتمو از خونه زدم بیرون که به قرارم با دوستام برسم اخه صبحا میریم پارک نزدیک خونمون ورزش میکنیم حدود ساعت هشت صبح بود که خسته و کوفته داشتم برمیگشتم خونه غرق در افکار خودم بودم که یه ماشین بوق زد اولش توجهی نکردم دوباره ند تا بوق زد توجهم جلب شد یه بنز بود رفتم جلو مردی که رو صندلی کمک راننده نشسته بود گفت سلام خانوم ببخشید میتونید مارو راهنمایی کنید؟گفت

داستان سکسی:

گول خوردم ولی هنوز عاشقشم

سلام
الان که دارم به این خاطره فکر میکنم قلبم درد میگیره
من عاشق پسری بودم که از لحاظ مالی توپ بود منم درسته وضع مالیه متوسطی دارم ولی زیبایی من هر پسری رو سمتم جذب میکنه
اون تنها دوست پسر من بود و قبل از اون با هیچ پسره دیگه ای دوست نشده بودم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر