شما اینجا هستید

دوست پسر

ماجرای یک دختر حشری

من 27 سالمه و سکس واقعی رو از 23 سالگی شروع کردم ،از بچگی خیلی دوست داشتم که با کوسم بازی کنم و لذت می بردم حتی وقتی ابتدایی بودم داداشم 3 سال از من کوچکتر بود چند دفعه کوسمو برام خورد البته الان از گفتن این کار خجالت میکشم و اون موقع نمی دونستم تا یه روز که داداشمو بغل کرده بودم که کیرش به کوسم بچسبه داداش بزرگترم یه کشیده خوابوند دره گوشم و دیگه این کارو هیچ وقت با هم نکردیم ولی من همیشه مخصوصا وقتی همه خواب بودن میمالوندم یا وقتی که میرفتم حموم شیر آب باز میذاشتم و زیرش می خوابیدم تا به کوسم بخوره و این جوری حسابی ارضا می شدم در اون سن فکر می کردم دارم یه گناه بزرگ و مرتکب می شم و جالب

داستان سکسی:

سکسی ترین لحظات من با عشقم

سلام
الان که دارم به این خاطره فکر میکنم قلبم درد میگیره
من عاشق پسری بودم که از لحاظ مالی توپ بود منم درسته وضع مالیه متوسطی دارم ولی زیبایی من هر پسری رو سمتم جذب میکنه
اون تنها دوست پسر من بود و قبل از اون با هیچ پسره دیگه ای دوست نشده بودم

داستان سکسی:

مکافات از جلو دادنم

سلام دوستان
این اولین باری نبود که بایکی رابطه داشتم والبته سکس میکردم ولی تقریبا ماندنی ترین والبته بد ترین سکسم بود حالا میگم :حدود6سال پیش که تقریبا 18سالم میشد یه همسایه داشتیم اسمش رضا بود خیلی خوشکل خوش هیکل و واقعا مودب بود هر بار میدیدمش تو دلم میگفتم امکان نداره این به من فاز بده این وقتی منو میبینه سرشو میندازه پایین سلام میکنه چه برسه به این چیزا.... خلاصه ما هم بیخیال شدیم البته اینم اضافه کنم منم دختر بدی نبودم چه از نظر اخلاق و چه از نظر ظاهری . از لحاظ ظاهر دختری با قد حدود 185 سایز کمری متناسب وکونی واقعا دلربا....

داستان سکسی:

سکس ناقص منو دوس پسرم ته کوچه

سلام ملیسا هستم اولین باره ک میخوام واستون داستان بنویسم 18سالمه و این خاطره برمیگرده به چندماه پیش وقتی ک با دوس پسرم ب اسم رضا بعد از مدتها قرار داشتم.مثه همه داستانا نمیگم رضا قدش ی مترو بوقه هیکلشم آرنولدی با یه کیره25سانتی با قطر5چون درووغه.رضا پسری با هیکل و قد کاملا معمولی و ی کیری ک نا خیلی بلنده نه کلفت.

داستان سکسی:

ساغر و مهران

نـزدیک بـه دوسـال بـود کـه با مـهران دوست بودم در طول این مدت یک دوستی بدون رابطه ی جنسی داشتیم به قول هم اتاقی هام ما فقط دوست اجتماعی بودیم از نظر اونا دوست پسر و دوست دختر فقط مخصوص کسایی بود که باهم سکس داشته باشند (شیـراز دانشجو بودم)
نمیشه گفت عاشق هم بودیم ولی دوستای خوبی واسه هم بودیم که وابستگی شدیدی بینمون بود

داستان سکسی:

حماقت بچگانه

سلام...
حدود 1هفته اي ميشد که با پسري به اسم سامان به واسطه دوستم يلدا آشنا شده بودم،با خيليا قبل اون بودم اونم درحد اينکه بريم سفره خونه و اينجور جاها ولي خداييش بيشتر از اينکه دستمو بگيرن نميزاشتم پرو بشن.سامان وضعيتش افتضاح بود هنوز همو نديده بودي 32 سالش بود و وضعيت ماليش داغون بود راستش من وقتي فهميدم وضعش اينطوريه ازش بدم اومد فکر ميکردم مث بقيه پسراي دور و اطرافم دنبال پول و... منه.

داستان سکسی:

دوسش دارم

سلام
من هستی هستم.25 سالمه و اصفهانی هستم. قبلا تو سایت شما می اومدم و بیشتر از اینکه بخوام داستان بخونم نظرات بچه ها را می خوندم و می خندیدم. اما امروز نیاز دارم که حرفهامو به یه نفر بزنم. چون چیزیه که نمی تونم به کسی بگم. فقط از این نظر اینجا می نویسم که کسی منو نمی شناسه ....
و همین آرومم می کنه. خاطره من زیاد سکسی نیست. فقط و فقط حقیقته محضه . قسم می خورم که همش عین واقعیته پس لطفا اگر وقت گذاشتید و خوندید بهم کمک کنید

داستان سکسی:

کاش

سلام به همه دوستان.
آقا همه میان اینجا و مینویسن منم کرم نوشتن گرفتم گفتم بیام و خاطراتمو مکتوب کنم
خاطره سکسی زیاد دارم الان موندم کدومو براتون بنویسم.اهان یکیشون اومد تو ذهنم
داستان واسه 5 سال پیشه:

داستان سکسی:

رها در کیش تنهای تنها

تنها بودم تنهای تنها
به خاطر مسائلی از خونه زدم بیرون و رفتم کیش و خواستم چند روزی رو تنها باشم بدون هیچ مزاحمی
اما از بد روزگار اونتجا گیر افتادم
با چند تا دختر که به ظاهر خوب بودن آشنا شدم چند تا بازارو با هم رفتیم و بعد به بهانه در آوردن خستگیمون منو بردن خونشون
یکی که اسمش علی بود تو خونه بود
ظاهرش خیلی با محبت بود و از اول بجای اینکه از این شرایط هراس داشته باشم از اینکه اون توی خونه بود خوشحال شدم
رفتم ت یه اتاق که استراحت کنم
راستش یکم نگران بودمو خوابم نمیبرد
صدای درو شنیدم که باز شد
سعی کردم خودمو به خواب بزنم

داستان سکسی:

حدیث دوشاخه و پریز

سلام امیدوارم از داستان من خوشتون بیاد من24سالمه تو یکی از روزهای خوابگاه دانشجویی البته ما خونه داشتیم یه دوست داشتم که تجربه ی همه چی داشت دوست پسرهای مختلف من هم که عاشق چیزای غیرمجاز بودم البته هیچ وقت فکرنمیکردم کارمم به اینجابکشه تایک روز موبایل لمسیم باطریش خراب شد هم اتاقیم دوست خودش رو معرفی کرد ما رفتیم سراغش اسمش احسان بین سن 30تا35 منم یه دختر تپلو نمکی و بی نظیر تو محبت.

داستان سکسی:

سارا و پسر پالتو فروش (1)

سلام دوستان
من زیاد حرفه ای نیستم .یه چند تا داستان خوندم دیدم همه تقریبا مثل خودمن و زیاد حرفه ای نیستند .ولی من میخوام براتون داستان اولین پسری که باهاش اشنا شدم رو بنویسم اگه خوب نبود و اگه زیاد سکسی نبود ببخشین دیگه ولی نمیخوام دروغ باشه این همش واقعیه
من زیاد مذهبی نیستم ولی سعی میکنم تو درو همسایه تو دانشگاه تو فامیل خودمو خوب نشون بدم دوست ندارم همش نقل دهن این اون باشم برا همین تو دانشگاه و فامیل یا هر جا که منو میشناسن دختر خوبی هستم همه منو قبول دارن به هرکی که چراغ قرمز نشون بده توجهی نمیکنم اونم بعد یه مدت بیخیال میشه

داستان سکسی:

لذت سکس با عشقم امیر

سلام من نیلوفر هستمو 17 سالمه خاطره ای ک میخوام واستون تعریف کنم مربوط میشه به پارسال تابستون اون موقع 16 سالم بود و 2 سال بود ک با امیر دوست بودم اون 23 سالش بود و طبیعتا ب سکس و رابطه جنسی نیاز داشت اما تا اون موقع هیچ رابطه ای باهم نداشتیم من واقعا دوسش داشتمو فک میکردم اگه سکس کنیم از دستش میدم توی مدت رابطم باهاش با هیچ پسر دیگه ای نبودم اما میدونستم ک اون با چند نفر دوسته و حالو حول میکنه.بذارید از خودمون بگو امیر 195 قدش بود و 80 کیلو بود کیرش (تو اس ام اس بازیامون فهمیدم)22 سانت بود از نظر قیافه و هیکلم هیچی کم نداشت طوری ک شاید 98% دخترایی ک میدیدنش ازش خوششون میومد خودمم ک 168 قدم

داستان سکسی:

تقصیر کی بود؟ (1)

سلام اول از همه بگم که این داستان واقعیه زندگی خودمه .طولانیه.تایپ فارسی وارد نیستم اگه غلط داشتم ببخشید.دفعه اولمم هست که مینویسم.اولای داستانم سکس نداره.

داستان سکسی:

عاشق کیر شق شدش بودم

19سالمه قدم 170 وزنم 50 سایز کمرمم 34 سایز سینمم 60 پوستم گندمیه اما رون ها و سینه هام سفیدن این خاطره اولین و تنها سکس منه با کسی که واقعا عاشقشم می دونم آخرش بعضیا فحش میدن ولی خب مهم نیست
ببخشید اگه خیلی مفصل گفتم
چقدر لب هاشو دوست داشتم بزرگترین ضدحال وقتی بود که میرفتم سراغ لب هاش و دهنش بوی سیگار میداد... عاشق کیر شق شدش بودم که شلوار لیش حبسش کرده بود... شب بود سوار ماشین شدیم و رفتیم یه جای خلوت بیرون شهر
زل زده بود بهم...از اینهمه احتیاط و ترسش بدم میومد همیشه باید خودم شروع می کردم

داستان سکسی:

تولدی که کیری شد

خیلی اتفاقی من و آزاده با ماهان و امیر آشنا شدیم.ماهان از من خوشش اومده بود و میخواست هر جور شده مخم و بزنه...من اصلا حال و حوصله نداشتم ولی به خاطر آزاده که بدجور از امیر خوشش اومده بود پایه بودم و میگفتم و می خندیدم و جو و شاد میکردم تا اون دو تا هم با هم آشنا بشن. گرچه همه می دونستیم که ماهان از من خوشش میاد ولی امیر پیشنهاد کرد که یه گروه چهار نفری باشیم بریم بیایم و بگردیم با هم آشنا شیم تا ببینینم کیا اخلاقشون با هم سازگارتره

داستان سکسی:

اولین سکس با دوست پسرم امیر

سلام!من ی دخترم و داستانم واقعیه اگ دوس نداشتین باور نکنین
ی روز دوس پسر دوستم بهم اس داد ک بیا با هم رفیق شیم من دوست دارمو ازین حرفا
چون من ی بار آشتیشون داده بودم شماره منو داشت ولی ازم خواست ک دوستم چیزی نفهمه منم بهش علاقه داشتم واسه همین قبول کردم
دوستم 3بار خونه امیر رفته بود و من اینو میدونستم و امیرم میدونست ک من تاحالا ب کسی حتی دست ندادم آخه من 17سالم بود و امیر دومین دوس پسرم بود

داستان سکسی:

سکس داغ داغ

سلام راستش این داستان واقعا راسته من 24سالمه و این موضوع برای یک سالو نیم پیشه وقتی که تازه از کسی که قرار ازدواج باهاش داشتم جدا شده بودم وخیلی تنها بودم که با یه نفر اشنا شدم رابطه ما خیلی خوب پیش میرفت تا جایی که بعداز دو هفته وقتی ازم خاست برم خونشون قبول کردم توی اون دو هفته هر وقت حرفی از رابطه نزدیک شد بهش میگفتم من پایه نیستم باوجود اینکه با تمام وجود دلم میخاست بغلش کنم خلاصه اونروز رفتم خونشون خودمو خودش بودیم مامانش ارایشگر بود میدونستیم که تا عصر قرار نیست بیاد سعی کردم با حرفای مختلف جو رو عوض کنم تا فاز خاصی نگیریم.اومد نشست کنارم روی کاناپه با دوتا لیوان اب طالبی.انگار قرار ن

داستان سکسی:

لولیتا

این روزا حال خوبی ندارم گذشته مثل یه فیلم از جلوی چشمام میگذره فراموش کردنش اسون نیست ولی باید بگذرم از همه اون چیزهایی که یه روزی باور هام بود چاره ای جز این ندارم باید فکرشو از خودم دور کنم از تحتم پایین میام لب تابمو روشن میکنم شروع میکنم به چک کردن ایدی های که توی روم هستن ناخوداگاه یه ایدی باز میکنم سلام یه ادم مجازی کسی که نمیدونم کیه ولی انقدر دلم گرفته که باهاش حرف میزنم دردل میکنم از همه اون کسایی که با زندگیم بازی کردن منو بازیچه ی حیله های کثیف خودشون کردن اره همونایی که نخواستن خوشبختیمو با کسی که دوسش داشتم ببینن انقدر حرف زدم که زمان برام بی معنا شده بود نمیدونم چرا انقدر زود

داستان سکسی:

راننده سرویس حشری

سال سوم دبیرستان بودم ، راننده سرویسمون یک مرد 30 ساله خیلی هیز بود ، منم هیکلم نسبتا خوب بود سینه های گنده به همراه پاهای خوش تراشم از من یک اندام سکسی ساخته بود . آقای حسین پور (راننده سرویسم ) همیشه به من میگفت تو بیا جلو بشین از شانس من هم آخرین نفری که از سرویس پیاده میشد من بودم ،

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر