شما اینجا هستید

زن شوهردار

سکس با داماد شوهرم

فقط خاطرست... سه ساله ازدواج کردم و ی خواهرشوهر و ی برادر شوهر دارم. با خواهر شوهرم خیلی صمیمی هستیم و رفت و آمدمون زیاده. از عید 93 حواسم بدجور پیش شوهر خواهرشوهرم (رامین) بود. وقتی میدیدمش حشری میشدم و نمیتونستم کاری کنم و فقط وقت سکس با شوهرم به اون فکر میکردم. پیشش لباسهای تنگ و ساپورت میپوشم که کونم نسبت به اندامم بزرگتره خودنمایی کنه و حشریش کنه. همش حواسم بود که اونم زیر چشمی منو میپاد و منم خودمو میزدم به کوچه علی چپ.

داستان سکسی:

شب خاطره انگیز فرهاد

من فرهاد هستم ۳۸ ساله ..میخواستم براتون خاطره ای تعریف کنم که هنوز هم برام تازگی داره و هیچوقت فراموش نمیکنم...اما قبلش اینو بدونید لحظه لحظه این اتفاقات برام افتاده فقط اسامی رو تغيیر دادم و همینطور از گفتن شغلم که نمیخوام برای دوستان سوءتفاهمی پیش بیاد.این سایت رو به طور اتفاقی دیدم نمیدونم چرا اما گفتم که این خاطره رو براتون بنویسم هیچ دلیلی هم برای اینکه چرا دارم این کار رو انجام میدم ندارم ...

داستان سکسی:

سکس با زن یهودی در تهران

سلام به همه دوستان. من داریوش هستم 28 سالمه خاطره ای که میگم واستون واسه سال 92 هستش. من توی یک شرکت عمرانی کار میکنم توی تهران. ی روز یکشنبه داشتم از سرکار برمیگشتم. به خاطر طرح زوجو فرد ماشین نبرده بودم. تا ی مسیری با تاکسی اومدم بقیه رو داشتم پیاده میرفتم. توی یه کوچه بودم که ی دفه ی خانمی حدودا 40 ساله صدام زد.

داستان سکسی:

سارا زن تپل دوستم

حدوداً یکسال پیش بود که دوستم ازدواج کرد. زنش یه دختر لوند و خوش هیکل بود. یکی دو بار اول که خونشون رفتم سینه و کپلش خیلی چشمم رو گرفت. من با دوستم و خانمش ارتباط دوستانه و رفت‏وآمدی خوبی داشتیم و کلاً با هم راحت بودیم. دوستم به اقتضای کارش مجبور بود ماموریت خارج از شهر بره و زنش، سارا تنها می موند.

داستان سکسی:

مخ زدن زن شوهردار با برنامه سه ماهه

این داستان مال چند سال پیشه که من تازه کنکور داده بودم. موقعی که تازه چشم و گوشمم داشت واز میشد. اون زمان یه جورایی ما مدیر ساختمون بودیم و همه قبضهای مختلف رو ما پرداخت میکردیم و سهم هر همسایه رو تو یه کاغذ مینوشتیم بهش میدادیم. مثل الان نبود. قبضها خیلیهاش مشترک بود و در نتیجه این مسئله که بخوایم در یه همسایه رو بزنیم و یه کاغذ بهش بدیم در طول ماه زیاد پیش می اومد. و البته این کار کامل به عهده من بود. مسئله بعدی اینکه ما حیاط بزرگی داشتیم که توش کلی درخت میوه داشت و ماههای مختلف سال محصولات مختلفش در می اومد که اونم باز چیدنش و تقسیم کردنش بین همسایه ها کار من بود.

داستان سکسی:

خیلی هوس کرده بودم

سلام دوستان اسمم لیلاس .بیست و پنج سالم یه ساله که ازدواج کردم شوهرم راننده ترانزیته که بیشتر وقتا تو سفره.از وقتی که ازدواج کردیم توی این یکسال شاید نتونستیم بیشتر از سی چهل بار بیشتر باهم سکس کنیم .شوهرم ادم خوبیه و نمیدونم تو راهی که همش بیشتر خارج از ایرانه با کسی سکس داره یا نه خودش که میگه ندارم ولی مگه ممکنه مردی این همه وقت تو جاده و بیابون بدون سکس بمونه.

داستان سکسی:

سونیا

شاید این داستانی رو که سرم اومد حتی تو خواب هم نمیتونستم ببینم. سونیا زن عموی پسر خاله منه. زنی با هیکل و قیافه و البته اخلاق بیست.سنش حدودا 32 میشه.همیشه بش نظر داشتم اما چطور میتونستم بش پیشنهاد بدم‎!‎ چند باری که با من روبرو شده بود مثل یه دوست قدیمی حالمو پرسیده بود.پیش خودم میگفتم این میتونه واسم یه رفیق توپ باشه ولی نمیتونستم پیشنهاد بدم.

داستان سکسی:

سکس با زنی که چند سالی بود که میشناختم

سلام. من یاشارم اسم خودم نیست اسمی هست که دوستش دارم. بچه تبریزم. خیلی داستان سکسی تو این سایت خوندم تا اینکه تصمیم گرفتم که یکی هم من بنویسم. البته داستان نیست یه واقعیت هست. من زمان سربازی عصر ها بیکار بودم و جلو مغازه ای که با برادرم قبل از سربازی من باز کرده بودیم مینشستم و عصر هم مغازه رو اداره میکردم صنف کامپیوتر هست مغازمون. خلاصه عصر ها یه خانمی رو میدیم که از جلو مغازه رد میشه. خانمی با چادر مشکی که هیکلی نسبتا چاق داشت قدش کوتاه بود از من کوتاه تر البته.

داستان سکسی:

علی رضا و زن شوهردار مسافر

سلام خدمت همه دوستان شهوت پرست داستانی که میخوام براتون تعریف کنم زمانش حدودا 2 هفته پیش اول از خودم بگم من فردی هستم 30 ساله که کارم مرکز اجاره وخدمات آبی در پلاژ در دریای مازندران مشغول فعالیت هستم

داستان سکسی:

سکس خاطره انگیز در حاشیه خزر

من برای سر زدن به دوستم که دانشگاه آزاد چالوس رشته صنایع چوب قبول شده بود راهی شمال شدم اونم تو فصل بهار ویک روز بعداز سیزده بدر یعنی چهاردهم فروردین دوستم فرزاد که روز سیزده بدر با خانوادش درگیرشده بود و همون روز از خونه زده بود بیرون ورفته بود چالوس بهم زنگ زد وگفت برم پیشش چون هنوز دانشگاه درست وحسابی شروع نشده وتنهاس منم راهی چالوس شدم اون زمان نوزده سالم بود وبجز چندبار لب گرفتن وسینه دخترارو مالیدن تجربه سکس آنچنانی نداشتم و اصلا هم فکرشو نمیکردم من از غرب کشور یه روزی با یه زن از شمال کشور رابطه برقرارکنم

داستان سکسی:

سکس با دختر خاله شوهر دار

سلام دوستان
من کامی هستم 25 ساله از تهران سکس های زیادی داشتم به دلیل این که شغلم پوشاک زنانه هست خوب و زیاد پیش میاد که وارد سکس با کسایی که پا میدن بشم اما خوب این بار یه خاطره میگم برای شما از 3 سال پیش :

ماجرای زهره و رضا (1)

سلام خدمت دوستان عزیز اسم من زهره است و میخوام یه داستان و در واقع تنها داستان سکسیه قابل ذکر خودم رو براتون بگم در مورد حقیقت داشتن اصل داستان اصلا شک نکنید من 21 سالمه و 2 ساله ازدواج کردم قدم حدود 170 و حدود 66 کیلو وزن دارم سایز سینه هام 75 رنگ پوستم سفید سفید و چیزی که خودم بهش افتخار میکنم پوست صافمه شوهرم گزینه ی پیروز خواستگارایی شد که بابا طرف حسابشون بود و وضع مالیه بابک بزرگترین چیزی بود که به چشم میومد .

داستان سکسی:

دوست دختر بوشهری در مشهد

باعرض سلام وخسته نباشدخدمت همه شماعزیزای حشری خودم.اسمم علی است اهل خراسانم.34سالمه سبزم.لاغراندامم.خیلی حشری وهاتم..داستان ازونجاشروع شدکه من ماه رمضون پارسال تویکی ازچت رومها بایه خانوم اشناشدم که اول خودشو سمانه معرفی کرد..چندباربهش پیام دادم جواب نداد.همینکه میخواستم ازچت خارج شم یه دفعه ای جواب دادتازه جواب سلاممو داد..بگذریم کلی اونشب باهم حرف زدیم.تااینکه به اصرارمن بهش شماره دادم وگفتم حتمازنگ بزن.اونم قول دادمیزنه اما فکرنمیکردم زنگ بزنه.سحری خوردم وخوابیدم.عصرروزبعدساعت4ازخواب پاشدم اول ازهمه گوشیمو نیگاه کردم.چند تا ازدوستام زنگ واس زده بودن.توشون دیدم یه ایرانسل دوتا اس داده و ز

داستان سکسی:

دوست زنم رو کردم

سلام، فقط امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد و من فحش ندین چندسال پیش خانمم کلاس ایروبیک میرفت، تو باشگاه با یکی از خانمهای خوش اندام دوست شد که به قول خانمم میگفت بهترین ورزشکار باشگاه بود، خیلی ازش تعریف میکرد و میگفت دوست داره هیکلش مثل اون بشه، البته خانم من هم خوش استیل بود ولی خب خانوما مرغ همسایه رو غاز میبینن

داستان سکسی:

سکس با زن پسر خاله

این داستانی که میخوام براتون بگم در عید سال 92بود که من رفته بود روستامون خونه خالم که همه بچه هاش اون جا بودن ویکی از پسراش که تازه عقد کرده بود با زنش اون جابود که بادیدنش خیلی ازش خوشم اومد . خلاصه من اون جا هر کاری کردم که باهاش ی جورایی دوست شم نشد و برگشتم تهران

داستان سکسی:

سکس با مامان رفیقم

سلام من مهرزاد هستم و 22 سالمه این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برای تابستون 90
من اون موقع خیلی شیطون بودم با هرکسی رفاقت میکردم ولی تجربه سکس با زن شوهر دارو نداشتم. تا داستانو به طور کامل شروع نکردم بگم که کسایی که این داستانو میخونن زود قضاوت نکنن تا آخر بخونن بعد نظر بدن. فحشم ندید که دایورته رو تخمم اصلا هم واسم مهم نیست که فکر میکنید راسته یا دروغ. خب بگذریم..

داستان سکسی:

دختر خالم از بچگی عاشقم بود

سلام ...من مرتضی 29سالمه اطراف تهران زندگی میکنم داستانی که براتون تعریف میکنم برمیکرده به اسفند نودوسه ...داداشم تازه ازدواج کرده بود براش ی مراسم شیرینی خرون گرفتیم وهمه فکوفامیل ودوستا رو دعوت کرده بودیم هنوز تا شب وشروع مراسم چند ساعت مونده بود من خونه بابام اینا بودم کلی اونجا مهمون داشتن خالم برگشت بهم گفت کسی سمت خونشون نمیره تا دخترشو بیاره منم گفتم دایم رفته تو اون محل که عروس رو از ارایشگاه با داداشم بیارن گوشیشو داد به من تا به دخترش زنگ بزنم تا اماده بشه داییم تو مسیر برگشت بیارش اما گوشیش شارژ نداشت و من با گوشی خودم بهش زنگ زدم این اولین تماس تلفنی من با زهرا بود و همه چیز از

داستان سکسی:

سورپرایز در خانه زن حشری

سلام به همه ی دوستان/ من اهل کس و شعر گفتن شلوغش کردن نیستم. نمیگم کیرم 20 سانته یا کمرم فولادیه یا چهرم آلن دولنیه یا میلیاردرم. منم مثه خیلی از بچه ها قد و چهره متوسطی دارم. یه خونه مجردی دارم البته رهن/ 5 ساله یه 206 هم دارم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن شوهردار