شما اینجا هستید

شوهر خواهر

سکس با دامادم به دلم موند

سلام به دوستان شهوانی من فائزه هستم 19 سالمه مجردم این خاطره مربوط میشه به یک سال پیش که من 18 سالم بود من اصلأ اهل سکسو اینا نیستم ولی دوس داشتم با دامادم سکس کنم... من پوستم سفیده ..اندامم خیلی خوبه .. تعریف از خودم نباشه خوشگلم هستم.. من یه خواهر دارم به اسم فریبا که 22 سالشه و شوهرشم 22 سالشه هم سن هستن راستش من از روزی که شوهر آبجیمو دیدم عاشقش شدم خیلی خوشگله چشماش خرمایی .. موهاش بلند ..

داستان سکسی:

به خواهرم حسودیم می شد

اسمم سحره و 20 سالمه دانشجوی پزشکیم. هیکل ظریفی دارم و صورت بچه سال ولی باسنی بزرگ و به قول دوستام سکسی دارم. حبیب شوهر خواهرمه 30 سالشه قد بلند بور و چشم رنگی. یه خورده بینیش تو ذوق میزنه ولی قابل تحمله! واقعا بعضی وقتا به خواهرم حسودیم میشه. دبیرستانی که بودم دلم می خواست بغلش کنم اونم منو ببوسه ولی روم نمیشد. روزهای دوشنبه خواهرم کشیک بیمارستان بود و دیر میومد خونه منم برای اینکه یه خورده با حبیب تنها باشم یه خورده باهام بلاسه از دانشگاه میومدم خونشون. حبیب خیلی نجیب بازی درمیاره حتی وقتی روسریم عمدا می افته نگاشو برمیگردونه!!

داستان سکسی:

کس و کون دادن من به شوهر خواهرم

من ن هستم 26 سالمه یه سال هم هست مربی ایروبیک هم هستم عقد کردم ولی هنوز مراسم عروسی نگرفتیم شوهرم هم خیلی دوس دارم خیلی هم واسم مایه میزاره ولی...
اول داستان من بر می گرده حدود 7 سال قبل که خواهر بزرگم که از من 6سال بزرگتره ازدواج کرد با شوهرش باهم دوس بودن از قبل دیده بودمش و می شناختمش خیلی سکسی و معلوم هم بود که خیلی حشری هم هست در ضمن اینم بگم که خواهر من یه مزاج سردی داره از رفتار و حرکاتش معلومه و بعد ها هم شوهر خواهرم این نظر منو تائیدش کرد .
خلاصه خواهرم که از این به بعد (پ) خطابش می کنم و شوهر خواهرم که شهرام ه همون اسمشو میگم

داستان سکسی:

سکس با شوهر خواهر حشری ام

سلام.من پرستو هستم.26 سالمه و متاهل. عاشق شوهرم هستم و اون هم همین طور. اما سر مسائل جنسی با هم توافق نداریم.من همیشه تشنه سکسم ولی شوهرم رضا این طور نیست . اوایل خیلی باهاش صحبت می کردم که راضی به انجام سکس شه.گاهی وقتا حتی مجبورش می کردم.
رابطه ام با شوهر خواهرم خوب بود و مثل برادر نداشته ام دوستش داشتم.گاهی یواشکی بدون این که خواهرم بفهمه با هم می رفتیم شهریار البته فقط برای گردش.
تا یادم نرفته بگم که من کمر باریکی دارم و تقریبا لاغرم. اما کونم واقعا بزرگه و گاهی واقعا باعث دردسر. خجالتم میشه.پستونامم نسبت به باقی اندامم بزرگترن.

داستان سکسی:

اولین سکس با شوهر خواهرم

سلام. اسم من سحره 20 سالمه. دلم می خواست خاطرۀ اولین سکسم رو با شما در میون بذارم. خواهر من تازه نامزد کرده. هر روز شوهرش میاد خونمون. من طی امسال اتفاقات خیلی بدی برام افتاد که هر کدوم باعث شده روحیم رو از دست بدم. با وارد شدن شهرام یعنی همون شوهر خواهرم به خانوادمون زندگیم یه رنگ دیگه گرفت. همیشه حواسش بهم بود تا اتفاقی برام نبافته. این خیلی به من حس خوبی میاد. یکی از این روزایی که خیلی ناراحت بودم منو بغل کرد. گذاشت تو بغلش گریه کنم. ارومم کرد.

داستان سکسی:

من و شوهر خواهرم

سلام من اولین باره داستانمو مینویسم از خودم بگم 23سالمه و یه دختر توپر هستم و چون بدنسازی کار میکنم هیکلم بد نیس خوبه و شوهر خواهرم که پسر خالمه از بچگیم خیلی دوسش داشتم تا اینکه با خواهرم ازدواج کرد و من از فکرش اومدم بیرون یه مدت گذشت این داستان برمیگرده به 3سال پیش که خیلی اتفاقی بهش گفتم که از بچگیم دوسش داشتم اونم ازون به بعد حس بهم پیدا کرد و هی اس میداد و زنگ میزد خیلی میترسیدم کسی بفهمه از یه طرفم خوشحال بودم که میتونم باهاش صحبت کنم و اصلا تو فاز سکس نبودیم تا اینکه من واسه کار اومدم یه مدت خونشون بمونم چون به محل کارم نزدیک بود اون موقع ها خواهرم سرکار میرفت ساعت 7صبح میرفت بیرون

داستان سکسی:

المیرا و شوهرخواهر

سلام من المیرا 19 ساله هستم سال 85 بابام فوت کرد سال 87 هم برای خواهرم لیدا خواستگار اومد لیدا 22 سالش بود وقتی خواستگار خواهرم رو دیدم قلبم کنده شدخیلی خوشتیپ و خوش هیکل بود و مهمتر سکسی چون به یکی از بازیگرای فیلم سوپر خیلی شبیه بود اون شب بدجور حشری شدم فکر کردم اومده ترتیب منو بده بهرحال لیدا هم بقول بچه های سایت از این تیکه نگذشت و بله رو گفت عقد و دوره ی نامزدی و عروسی کمتر از سه هفته طول کشید آقا شهرام هم که توی یک شهر دیگه شاغل بود با لیدا رفت سال 88 هم لیدا استخدام صداوسیما شد و اردیبهشت امسال اومدن شهر خودمون ما تو یک ساختمون سه طبقه زندگی میکنیم که طبقه اول و دوم مستاجرامون بود

داستان سکسی:

شوهرخواهر کیرتیز

سلام من فاطی هستم 28 ساله الان 8 ساله ازدواج کردم .ما فقط 5 تا خواهریم با مادرمون و من بچه بزرگم ، پدرمم فوت شده 15 سال پیش. سال پیش برای خواهر دومم خواستگار اومد پسره اسمش مجیده خیلی خوشگل و با نمکه.از همون اول معلوم بود که سر و گوشش میجنبه.با من خیلی شوخی میکرد.ما کلا تو فامیل راحتیم با هم.

داستان سکسی:

ماجرای من وشوهر خواهرم

سلام اسم من شیماست 25 سالمه دو ساله ازدواج کردم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم یه داستان واقعی که برام اتفاق افتاده ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز خواهرم ازم خواست برای مراقبت از بچه هاش به منزلشون برم اخه وقت ارایشگاه داشت ساعت4 بود امین (شوهرم ) منو دم منزلشون پیاده کرد رفتم بالا پری در و باز کرد کلی عجله داشت سلام کرد بچه هارو به من سپرد ورفت خواهرم دو تا پسر 2 قلو 1 ساله داره رفتم اتاق لباسامو عوض کردم هوا خیلی گرم بود یه تاپ دکلته سفید پوشیدم با یه دامن روی باسنی صورتی 1 ساعتی گذ شت بچه ها خواب بودن منم تو حال داشتم ماهواره نگاه میکردم شبکه روس داشت فیلم سوپر میداد منم از انجور

داستان سکسی:

سکس با شوهر خواهرم

اسم من مهناز یه 1 سال بود که ما توی خونه کامپیوتر و اینترنت داشتیم اما من اصلا بلد نبودم با اون کار کنم .
تازه بود ماهواره جدید گرفته بودیم و تمام شبکه های سکسی داشتیم و من قدی 187 و سینه های 85 تا 90 کمری باریک. موی بلند و 47 سال داشتم خلاصه خیلی هم حشری هستم
شوهرم از صبح تا ساعت 2و عصر از 5 تا 12 سر کاره شب هم خسته به خونه میاد من یه دختر 16 ساله و یه پسر 11 ساله هم دارم شوهر خواهر من به کامپیوتر خیلی وارد من ازش خواستم که به من کامپیوتر و ایمنرمن یاد بده ....

داستان سکسی:

حمید شوهر خواهرم

سلام ... یه مدت میشه که عضو این سایت شدم و روم باز شده و میخوام اولین تجربه سکسی که داشتم رو براتون تعریف کنم...
اسمم مریمه و 22 سالمه .. دانشجوی سال دوم هستم.... موهای بلند مشکی بدن تقریبا سفید..قد حدود 165 و وزن 55 کیلو ...یعنی یه دختر دلبر به تمام معنا... با اینکه با هیچ کی رابطه ای نداشتم تا قبل از سکس با حمید... ولی دل هرکی رو تو همون نگاه اول میبردم....

داستان سکسی:

سکس با شوهرخواهرم

سلام ... یه مدت میشه که عضو این سایت شدم و روم باز شده و میخوام اولین تجربه سکسی که داشتم رو براتون تعریف کنم...
اسمم مریمه و 22 سالمه .. دانشجوی سال دوم هستم.... موهای بلند مشکی بدن تقریبا سفید..قد حدود 165 و وزن 55 کیلو ...یعنی یه دختر دلبر به تمام معنا... با اینکه با هیچ کی رابطه ای نداشتم تا قبل از سکس با حمید... ولی دل هرکی رو تو همون نگاه اول میبردم....

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - شوهر خواهر