شما اینجا هستید

لز

لب خاطره انگیز مربی

سلام به همه ی دوستان ممنون که داستان احساسی من رو کلیک کردید منتظرتون نمیزارم بریم برای مقدمه داستان : تابستان بی معنایی داشتم میخواستم برم کلاس شنا خلاصه ترم اول بود با مربی شنا که اسمش پریا است آشنا شدم در اولین نگاه یه جوری خاص به دلم افتاد یعنی معشوقش شدم یه عاشق واقعی اسم من نازنینه 16سالمه .

داستان سکسی:

من، ستاره و ریحانه

سال پيش در رشته پزشکي قبول شدم اونم تو يه شهر ديگه دور از پدر و مادرم اما باز خوب بود پدربزرگ و مادر بزرگم نزديكم بودن… به بابام گفتم که مي خوام يه طبقه آپارتمان داشته باشم تا خوب درس بخونم آخه ميدوني که تو پزشکي حسابي بايد درس خوند و تو خونه مادربزرگ هم نميشه و بابام هم قبول کرد اما تا اومديم يه طبقه آپارتمان بخريم من ترم اولم رو تو خوابگاه بودم. زندگي من تو خوابگاه يه تجربه جديد بود که اگه تا اون سال هنوز نمي دونستم کجام رو مي مالونم و اون حس چيه و اصلا چه شکليه؟! دنياي شناخت بدنم به رويم باز شد و چه قدر اون لحظات شيرين بود ، ديگه لازم نبود برا اون حس برم دوش بگيرم.

داستان سکسی:

لز با دخترعمه

سلام.داستان من برمیگرده به 2ماه قبل.اسم من نگین,20سالمه و تهران دانشجو هستم.پری دختر عمه ی منه,که 1سلا ازم بزرگتره,من و پری خیلی صمیمی هستیم.همیشه احساس میکردم که از من خوشش بیاد چون من سفید و خوش فرمم,پریم سبزه لاغر و قد بلند,همیشه یجوری خودشو بهم میچسبوند و حرفای سکسی میزد ولی من توجه نمیکردم,تا اینکه یه شب که اومده بودن خونمون,پری اصرار کرد که شبو میخواد بمونه منم ناچارا پیش مامانش گفتم که بمون امشبو,اونم از خدا خواسته قبول کرد,بعد اینکه اونا رفتن,من و پریم رفتیم تو اتاق من و قرار شد فیلم ببینیم,داشتیم نگاه میکردیم که صحنه سکسی اومد منم ریلکس نگاه میکردم ولی میدیدم که اون داره زیر چشمی

داستان سکسی:

لز مریم و سحر

سلام دوستان.ممنون كه داستان منو ميخونين.ميخوام داستان لز خودمو با دختر خالم بگم.اسم من هانيه اس.من از بچگي با دختر خالم كه اسمش سحره بزرگ شدم.البته اون 3سال ازم بزرگ تره.اين داستان مال زمانيه كه من 17 سالم بود.بذارين يكم برگردم به عقب.خانواده ي ما پر جمعيته و من غير از سحر كلي دختر خاله و دختر دايي دارم.سحر خيلي نازه.از بچگيم همينطوري بود.با اينكه از من بزرگتره اما خيلي باهم راحتيم.من اونو از بقيه بيشتر 2س داشتم.با اينكه خونمون خيلي دور نيس ولي اگه 1روز نبينمش يا صداشو نشنوم خوابم نميبره.ولي ميخوام از داستان لزمون بگم.من از وقتي كه 13_14 سالم شد 1نگاه ديگه اي به سحر پيدا كردم.آخه ما از بچگي

داستان سکسی:

دیدن لز به صورت زنده

همیشه دوست داشتم یه لز از نزدیک ببینم. برام شده بود یه فانتزی
خلاصه با این ارزو زندگی میکردم تا اینکه....
من حامدم.صد هشتاد و شش قدمه و عاشقه سکسم. ساله هشتاد وارده دنشگاه شدم(شهرستان) . داشتم دو سال خوار دانشگاهو میگاییدم تا اینکه یه هم خونه جدید پیدا کردم که مثل خودم بچه پایه ای بود.منو مهدی دیگه دختری نبود تو دانشگاه که نکرده باشیم.
با هم خیلی مچ بودیم.
گاهی اون مخ میزد و دختررو با دوستش میاورد خونه. گاهی هم من.
اوضاع داشت عالی پیش میرفت تا اینکه یروزداشتم از سلفه دانشگاه میومدم بیرون که دیدم دم سلفه دخترا یه موجوده زیبا وایساده

داستان سکسی:

اولین لز با عشقم

من اوا هستم و 19سالمه و تک فرزندم این خاطره مربوط به 1ماه پیشه .من لز نیستم اما دوس داشتم اولین تجرمو بنویسم که فوق العاده عاااالی بود. لطفا هرکی از این موضوعها خوشش نمیاد نخونه و در اخر هم فحش نده واسه اونایی که حسمو درک میکنن مینویسم ...

داستان سکسی:

اپیلاسیون

اين داستان از اونجا شروع ميشد كه من براي اپيلاسيون ميرفتم آرايشگاه... يه چند وقتي بود كه براي اپيلاسيون دست و پا ميرفتم آرايشگاه نزديك محل كارم.... اغلب هم دختري اونجا بود به اسم شيرين كه اين كارو انجام مي داد. البته سرپرستشون يه خانم حدود 45 سال بود به اسم فرشته.... اسفند ماه بود كه زنگ زدم آرايشگاه تا برم واسه اپيلاسيون دست و پا، بعد از ظهر كه رفتم ديدم شيرين نيست و فقط فرشته بود.... من هم كه صبحش وقت گرفته بودم هاج و واج مونده بودم كه چرا شيرين يا كس ديگه اي نيست كه كارمو انجام بده... بالاخره فرشته اومد و گفت برو حاضر شو خودم برات ميندازم....

داستان سکسی:

لز من و سوگند

سلام اسم من سحر . من 25 سالمه عاشق لزم ولی به این معنا نیست که مثل لزبیان از سکس با مرد بدم بیاد.تا حالا خیلی لز داشتم چه با دوستام چه با غریبه اما اولین لزم بر میگرده به دوران دبیرستان. فقط قبل داستانم بگم من یه آرشیو بزرگ از لز های خودم و کلیپ های لز دیگه دارم و دارم آرشیومو بزرگش میکنم اگه دختری خوشگل و با شخصیت هست برا لز پی ام بده یا آقاییونی که احیانا لز دوست دارن میتونم تو یاهو با من در ارتباط باشن و در عوض دادن کلیپ لز برای آرشیوم فیلم های لز منو بگیرن.

داستان سکسی:

لز من و یلدا حشری

سلام داستانی رو ک میخوام واستون تعریف کنم مربوط ب 2سال گذشته میشه.و واقعا عین واقعیته:من تو مدرسه ی دوستی داشتم ک اسمش یلدا بود منو یلدا خ باهم جور بودیم اما خب اون تو خط خلاف بود و ب خاطر همین خونواده ی من منو از گشتن با اون منع کرده بودن اما خب من واقعا اونو دوس داشتم و ب خاطر همین دزدکی باهاش دوس بودم.اون همیشه از رابطه های جنسی حرف میزد و خاطرات سکسی دوستاشو واسم تعریف میکرد و همیشه میگف دوس دارم تو رو با لباسای لختی ببینم.من واقعا حتی فکرشم نمیکردم ک از این حرفاش منظوری داشته باشه...ی روز سر کلاس بودیم و اخرای زنگمون بود ک گف میای بریم اب بخوریم منم گفتم باشه.از معلممون اجازه گرفتیمو ر

داستان سکسی:

لز با مربی بهداشت

معمولا تو مدارس دخترونه همیشه چند نفری هستن که اخلاق و رفتارای خاصی دارن که اصطلاحا میگن رفتارشون پسرونه‌س.منم همچین شخصیتی داشتم تو اون دوره.و خب بخاطر همین حرفابا بچه ها شوخی دستی زیاد داشتیم.چندبارم بهمون تذکر داده بودن
سال سوم دبیرستان یکی ازکادر مدرسه بود که علاوه بر کارای دفتری مسئول بهداشت و این چیزام بود.از نظر قد و هیکل مثل خودمون بود ولی سنش از ما بیشتر بود و دو تا بچه ی مدرسه ای داشت.

داستان سکسی:

خانم معلم مومنه

حدود 7 سال پيش من سال آخر دبيرستان بودم و تا اون موقع با هيچ جنس مخالف خودم تماس فيزيكي نداشتم و هميشه براي ارضا’ جنسي به عكس و فيلمهاي سكس پناه مي آوردم . و عمده آشنائي من با مسائل جنسي توسط معلم بينش بود .خانم مرادی با ظاهري اسلامي هر جلسه به بهانه اي شروع به نصيحت كردن بچه هاي كلاس میکرد و دست آخر به مسائل جنسي ختم مي شد و به قول بچه ها تا همه رو به اورگاسم نمي رسوند دست بردار نبود . انصافا هم خيلي جذاب بود با اينكه با اون پوشش كاملا اسلامي مغنه و چادر مشكي و بدون كوچكترين آرايش خيلي خوشكل بود و دل هر پسرجوني رو به لرزه مي انداخت .

داستان سکسی:

دوست همیشگی (1)

سلام اسمم طنینه، برای این که چیزی دور از عقل نیاد باید یه چیزیی‌ رو اول داستان بگم من از ساله سوم دبستان با یکی‌ از هم کلاسی هام به اسم سالومه دوست شدم تا اول راهنمایی‌ دوست معمولی‌ بودیم در حد همون مدرسه اما بده اون خونهٔ هم زیاد می‌رفتیم و میومدیم تقریبا رفت‌و آمدمون خانوادگی شده بود سالومه یه دوست داشت که اسمش لیدا بود پدراشون از وقتی‌ مجرد بودن باهم دوست بودن اینا هم باهم بزرگ شدن مث خواهر برادر بودن باهم لیدا همیشه خونهٔ سالومه بود کم کم منم روم بهشون و شد باهم دوستای‌ خوبی‌ بودیم هر سه تامونم هم سنّ بودیم گذشت تا ساله اول دبیرستان لیدا بخاطر مشکل‌های خانوادگیم خیلی‌ به من کمک میکرد با

داستان سکسی:

پاره شدن پردم توی لز

سلام اسم من ارغوانه و 21 سالمه این خاطره ای که براتون تعریف می کنم مال 3 سال پیشه یعنی وقتی که 18 سالم بود.اول از خودم بگم.قدم165 پایین تنم درشت تر از بالاست ولی سینه هام زیاد بزرگ نیست رنگ پوستم سفیده قیافمم خوشگل نیست زیاد میگن با نمکه.در کل یه دختر تقریبا معمولیم با هیکل نسبتا سکسی.اون موقع ها یه دوست صمیمی داشتم که اسمش ملیکا بود.ملیکا خیلی حشری بود و همیشه شوخی جدی منو دستمالی می کرد.

داستان سکسی:

اولین لز با دختر خاله سحر

سلام دوستان.ممنون كه داستان منو ميخونين.ميخوام داستان لز خودمو با دختر خالم بگم.اسم من هانيه اس.من از بچگي با دختر خالم كه اسمش سحره بزرگ شدم.البته اون 3سال ازم بزرگ تره.اين داستان مال زمانيه كه من 17 سالم بود.بذارين يكم برگردم به عقب.خانواده ي ما پر جمعيته و من غير از سحر كلي دختر خاله و دختر دايي دارم.سحر خيلي نازه.از بچگيم همينطوري بود.با اينكه از من بزرگتره اما خيلي باهم راحتيم.من اونو از بقيه بيشتر 2س داشتم.با اينكه خونمون خيلي دور نيس ولي اگه 1روز نبينمش يا صداشو نشنوم خوابم نميبره.ولي ميخوام از داستان لزمون بگم.من از وقتي كه 13_14 سالم شد 1نگاه ديگه اي به سحر پيدا كردم.آخه ما از بچگي

داستان سکسی:

حسی که تکرار نشد - لز من و لیلا (‍‍‍1)

من ساناز هستم 28 ساله یکم سرتق و لجباز
شخصیت عجیبی دارم که نمیتونم اجازه بدم هر کسی وارد دنیای تنهایی من بشه(به گفته دوستام)
میخوام داستان کسی رو بگم که تونست همه چیزمو با من شرک بشه و حسی که بهش دارم فراموش نشدنیست

داستان سکسی:

از لز تا 2 به 1

سلام من منا هستم ۲۳ ساله از تهران من و دوستم لیدا از ساله دوم دبیرستان با هم بودیم از زمانی‌ هم که از رابطه هامون واسه هم تعریف کردیم فهمیدیم جفتمون علاقه شدیدی به سکس داریم چون هر دو مون در مورد سکس کلی‌ هیجان داشتیم و دوست داشتیم هر دفعه یه کار جدید با دوست پسرامون بکنیم ساعت‌ها با هم در موردش حرف میزدیم به هم ایده میدادیم و از تجربه هم استفاده میکردیم خلاصه کل زنگ‌های تفریح به حرفای سکسی‌ و نحوه بهتر دادن و بهتر ساکیدن میگذشت تا اینکه من کم کم تو لیدا یه چیزیی‌ نسبت به خودم حس کردم مثلا تا دستش یخ میکرد میزشت لایه پام (آخه تو یه نیمکت میشستیم) عکسای سکسی‌ شو میاورد دیگه بیشتر راجع به کس

داستان سکسی:

نازی و مریم، شبی در خوابگاه

سلام من مريم ام 25ساله ميخام يكی از خاطراتم رو با يكي از دوستام براتون بگم ؛من دانشجو شيراز بودم و با دوستم نازي و 2 نفر ديگه هم اتاق بوديم منو نازي باهم راحت بوديم حتي باهم ميشستيم فيلماي سكسي ميديديم ؛ي شب ك 2نفر بچه هاي ديگه بخاطر تعطيلات رفته بودن خونه هاشون چون شهر نزديك بودن 5شبنه جمعه ها ميرفتن خونه ؛ ما 2تام حوصله امون سر رفته بود نازي گفتم مريم 2تا فيلم توپ از بچه ها گرفتم بيا نگاه كنيم ؛نشستيم نگاه كردن او و وف عجب فيلم حشريي بود ؛؛ مرده زنه رو خابونده بودو 2پاشو داده بود بالاو با سر رفته بود تو كس زنه و تمام كسش تو دهنش بودو ليس ميزد إنقد رفته بودم تو بحرش ك حسابي شرتم خيس شده بو

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - لز