شما اینجا هستید

گی

گی در آژانس

سلام من علی هستم خاطره ای میخوام براتون تعریف کنم ازگی خودم ورضا.منورضا دوتا دوست وهمکار بودیم.دوستی ما در آژانس مسافر بری شروع شد.رضا ازهمون اویل دوستی بامن شوخی های سکسی وانگشت کردن روشروع کرد من اولش بهش میگفتم که هر شوخی رو هستم الا این نوعش رو اما رفته رفته دیگه عادت کردم به شوخیاش.بعد از چند وقت من واون شیفته شب میموندیم.رضا بیشتر شبا خود ارضایی میکرد.منم که با دیدنه کیرش حال میکردم سعی میکردم هیچی به روی خودم نیارم.دوباره چند وقتی گذشت.دیدم من هر وقت خوابم رضا میومد وخودش رو میچسبوند به من.من ازش خواستم که این کارونکنه اما اواهمیتی نمیداد تا اینکه منو راضی کرد که فقط یکبار باهم سکس

داستان سکسی:

اولین گی سکس من تو جنگل

سلام دوستان من تا حالا داستان نذاشتم تو این سایت اگه اشکالی هست خدتون ببخشید البته این خاطرس تا داستان بریم سراغ ماجرا اما قبلش بگم که من کون کن نیستم من گی هستم یعنی احساس دارم به همجنس خودم از بچگی اینجوری بودم و دوستامو انگشت میکردمو میمالیدم اما از همون موقعه هم علاقه به سن بالا داشتم نمیدونم چرا!!! اما اونا واسم جذابتر بودن !!!! اما با کسی سکس نکرده بودم نمیدونم چرا شاید چون اعتقادات مذهبی قوی داشتم!!!

داستان سکسی:

اولین کون دادن من در ون

خاطره ای که قراره براتون بنویسم از اولین گی من با مازیار در خودرو ون. من سهیل 17 سالمه قراره از آخرین باری که دادم براتون بگم اینبار به مازیار دادم اونم چه دادنی . همه چی از لاین شروع شد من عضو یک گروه تو لاین بودم ساعت 11 شب بود که یک نفر منو اد کرد بعد از گپ و گفتی کوتاه و آشنا شدن با هم قرار شد چندتا عکس از کونم به مازیار بدم نمی دونستم که به این زودی قراره خود کونمو بهش بدم اونم قرار شد چندتا عکس از کیرش برام بفرسته که البته فرستاد بعد با هم قرار گذاشتیم (خوشبختانه تو یک شهر بودیم کم اتفاق میافته ولی ممکنه.) که فردا ظهر ساعت 3 یا 4 بعدازظهر بیاد دنبالم تا بریم و حال کنیم.

داستان سکسی:

ورق برگشت

سلام به همه دوستان !!!!! این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم چهارمین خاطره از سکسامه که تو این سایت باحال و جذاب میذارم. طبق خواسته های قبلیم از دوستان عزیز خواهش میکنم ضمن دادن نظراتتون از توهین و فحاشی خوددرای کنین. چون ما اینجا تو این انجمن همه با هم هم صحبتیم و در مورد علایق سکسیمون صحبت میکنیم و نظر هر کسی واسه خودش محترمه پس شما هم احترام بذارین. اینو هم بگم که شاید شما خودتونم این تجربه رو داشتین که تو سکس هر زمان یه کاری حال میده!!! من که اینجورم هم با کردن حال میکنم هم با دادن !هر کدوم حال خودشو داره. بگذریم:

داستان سکسی:

گی قشنگ با محسن

سلام به تمام دوستان این داستان گی هست سلام اسم من میلاد است و اسم دوستم محسن است من یک کون خیلی خوش فرم دارم که هر وقت می رم استخر همه نگاهم می کنن یک روز که با محسن اشنا شده بودم با هم رفتیم استخر و بدن من را دید از ان زمان به بعد عاشق کون من شد و همش می امد دنبالم که بریم بیرون لباس بخریم عکس بگیرم بریم ... بیرون

داستان سکسی:

برای کون کردن رفتم گاییده شدم

سلام داستان را از اونجا شروع می کنم حدود 17ساله بودم پشت بام بودم یکدفعه متوجه دوتا از هم سن و سالام توی محل شدم اسم یکی شون بهروز و دیگری حسن توی حیاط خونه بهروز اینا حسن را لخت دیدم که رفت توالت خلاصه یک ساعت بعد رفتم توی کوچه بهروز را دیدم ازش سوال کردم حسن خونه شما بود تفره رفت گفتم من از بالا دیدم که حسن لخت بوده خلاصه گفت که با حسن رابطه جنسی داره تعریف که میکرد کیرم بلند شد من با حسن رفیق نبودم برای همین از بهروز خواستم که یه کاری کنه که من هم با حسن سکس داشته باشم بهروز قول داد دفعه بعد من را هم شریک سکس کنه چند روز بعد بهروز به من خبر داد که خونشون خلوته میخواد حسن بکنه من هم قرار

داستان سکسی:

جشن تکلیف توی قطار

با سلام
اسم من یاشاره الان 22 سالمه.حدود9-8 سال پیش اتفاقی برام افتاد که میخوام بنویسمش.قسمتی از این داستان تخیلی.!!من با یه پسری به اسم محمد دوست بودم.دوستی ما خیلی طولانی و صمیمی بود به طوری که تو مدرسه به هیچ وجه از هم جدا نمیشدیم اما اون سال افتادیم تو دوتا کلاس متفاوت!! اما باز هم توی زنگ تفریح ها باهم بودیم که بعد یه مدت محمد با یه پسری که اینجا اسمشو میزاریم سعید اشنا شد.یک روز دیدم تو وایبر محمد پیام داد که:یاشار بابا این سعید خیلی کسخله

داستان سکسی:

کون دادن عرفان به پسرعمو

سلام اسمم عرفان هستش داستانم برمیگرده به سه سال پیش اون موقع سنم پایین بود و خیلی حشری بودم .یه شب مهمون عموی بزرگم بودیم بعد از شام خانوادمون برگشتن خونه من موندم خونه عموم.عموم چهارتا پسر داره که یکیشون واقعا خوش هیکل و خوش قیافس اسمش سعید هستش .موقع خوابیدن اومد کنارمن دراز کشید و گفت بیا دونفری از یه پتو استفاده کنیم منم گفتم باشه خلاصه یکم که گذشت و همه خوابیدن دیدم سر حرفای سکسی رو بازکرد منم ازخداخواسته باهاش حرف میزدم وکم کم بهش فهموندم که میخوام منو بکنی اونم واسه همین کار اومده بود پیشم بخوابه کم کم دیدم دستش رو شکممه از رو لباس میماله منم خوشم اومد و دیدم بهترین فرصته دستمو گذاشت

داستان سکسی:

کیر به موقع و کون دادنم تو ماشین

سلام. من سامانم. 30 سالمه. کون خیلی قشنگی دارم، سفید و بی مو. هر کس دیده خواسته یه سیخ بهش بزنه. اولین بار یکی تو مدرسه راهنمایی منو تو کلاس کرد. بگذریم، این قضیه که میخوام بهم واسه تابستونیه که گذشت. شب قرار بود برم پیش یکی که من و دوست دخترشو میخواست تو استخر خونشون بکنه. من حسابی شیو کرده بودم و آماده یه سکس جانانه و کون دادن حسابی. بدنم حتی یه دونه مو هم نداشت. سرتون رو درد نیارم، اون یارو اون شب نتونست بیاد و من که تا سر خیابونشون رفته بودم که شب رو بریم با هم باشیم، بدجور الاف شدم.

داستان سکسی:

سخی افغانی (1)

تازه به سن بلوغ رسیده بودم یه نوجوان شانزده ساله که همه چیز برایش تازه گی داشت . از یک دوست دبیرستانی که خیلی رفاقت داشتم جلق زدن رو یاد گرفته بودم و حداقل روزی دوبار اینکارو میکردم و لذت خاصی هم داشت با این سن هنوز کیرم به هشت سانت نرسیده بود ولی خیلی دوست داشتم کیر آدم بزرگ هارو ببینم. کون معمولی و بدن سفیدی داشتم .در این گیر و دار پدرم در هشتگرد شروع به ساخت کارگاه در یک باغ کرده بود که یک خانه کلنگی داشت با یک استخر کوچک که پر از برگ درختان بود تابستان بود و پدرم یک نگهبان افغانی به نام سخی آورده بود تا از اونجا مراقبت کنه.

داستان سکسی:

پسری که کل محل تو کف اش بودن

سلام ب همه من الان 22سالمه اینم یکی از عکسای کونمه بقیش تو تاپیکم هست از بچگی تو محل همه دوست داشتن منو بکنن خیلی دوست داشتن منو مال خودشون کنن از همون بچگی سفیدو بیمو بودم با صورت خوشگلو چشای سبز خب راستشو بخواین من خودمم بدم نمیومد بخوابم زیر یکیشون اما اعتماد نداشتم میترسیدم ابرومو ببرن اخه اونا همه سنشون از من خیلی بیشتر بود حتی مردای زن دارم بهم پیشنهاد میدادن من میترسیدم ولی همیشه فکر این ک یه مرد دست بکشه رو بدنم حس اینکه یه مرد لمسم کنه لیسم بزنه حس اینکه کیر یه مرد بخوره بهم حس اینکه زیر یه مرد باشم دیوونم میکرد این افکار همیشه با من بود تا اینکه تو مدرسه با یکی همسن خودم اشنا شدم

داستان سکسی:

یک کون دادن خوب

توی چت باهاش آشنا شدم ، چند وقتی بود از بی افم جدا شده بودم .فشاره روحی زیادی روم بود جدای خیلی برام سخت بود با این وجود واقعا به سکس احتیاج داشتم. دو سه باری خواستم برم خونش ولی جرات نکردم، عکسش و دیده بودم .بد نبود، خوشم اومده بود.گاهی سکس تل میکردیم و همدیگر و ارضاء میکردیم. اونم خیلی دلش میخواست سکس کنه با من. خیلی وقتا انقدر حشری می شدم حاضر میشدم به هرکسی بدم. دیونه میشدم ساعتها توی چت روم گی ها حرف میزدم. ولی بازم عطشم بیشتر می شد هر روز و هر روز و هر روز میخواستم. با تمام وجود. درکش برا خودمم سخته ولی هرچی که هست به من فشار میاورد که با کسی که نمیشناختم سکس کنم.

داستان سکسی:

بدن زنونه من و کیر کلفت رضا

اسم من الوینه. 20 سالمه و خاطره ای که مینویسم عین حقیقته بدون ذره ای تغییر. اول از خودم بگم. همونطور که گفتم من اسمم الوینه. 20 سالمه. پسری تپل با اندامی زنونه و سینه های خیلی بزرگ. به حدی که همیشه از بچگی مردهای غریبه تو تاکسی یا حتی تو محیط مدرسه سعی میکردن به نحوی با سینه هام بازی کنند. بدن کم مویی دارم و به معنای واقعی لعبتی هستم. اولین بار که فهمیدم میل به رابطه جنسی با همجنس خودم دارم 16 ساله بودم و از اون روز تا حالا به یک جنده ی واقعی تبدیل شدم. الوین کسی که به کیر هیچکس نه نمیگه! من سکس های زیادی داشتم اما زیباترین و به یاد موندنی ترین اونها با معلم ورزشی به نام لهراسب بود.

داستان سکسی:

داستان گی من و علیرضا

سلام اول بگم داستان من گیه کسایی که بدشون میاد یا دوست ندارن نخونن. من آرشم الان 20 سالمه و این داستان مال تابستون همین امساله. راستش برعکس همه که راحت کون هم میزارن برا من خیلی سخت بود چون هم از آبرو میترسیدم هم راستیتش خیلی ترسو بودم.

داستان سکسی:

اولین سکس با پسر خوشتیپ

سلام من 19 سالمه این خاطره ای که میگم مال دو سال پیشه تو خونه نشسته بودم زمستون بود بی حوصله بودم داشتم با گوشیم ور میرفتم که یه شماره عجیب غریب زنگ زد برش داشتم یه پسر خوش صدابود باهاش که حرف زدم فهمیدم اشتباه گرفته ولی این خودش شد باب اشناییمون خیلی پسر خوبی بود اسمش هوگر بود من تااون موقع کسی رو انقد دوست نداشتم, وقتی اومد گفت میخوام ببینمت منم گفتم باشه,وقتی دیدمش قلبم لرزید خیلی خوشتیپ بود خوش لباس, چند ماه همینجوری حرف میزدیم هم من عاشق اون شده بودم هم اون از رفتاراش معلوم بودعاشقمه,یه روز قرار گذاشتیم بریم بیرون من خیلی میترسیدم چون اولین بارم بود که بایه پسر میرفتم بیرون ولی خب رفتم

داستان سکسی:

یک گی عالی با هم محله ایم

سلام به شما که دارید این داستانو میخونید ! فقط اگه مشکل نگارشی داشت منو ببخشید . اسمم محمد است! من یه دوستی دارم توو محلمون اسمش هادی هستش که فقط یک سال ازمن کوچک تره ! من ۱۶ سالمه اون ۱۵ سالشه ! من بچه خوشگلم و توو مدرسه همش میخوان ازم کون بگیرن! اما اینم بگم هادی از من خوشگل تر بود و من عاشق کونش بودم که یه موقعی برسه اون کون خوشگلشو بخورم و بکنم !

داستان سکسی:

کون دادن من به دستفروش

سلام به همه ی برو بچه های گی.من ابوذر هستم و بیست و چهار سالمه و از بچگی عاشق مردای سن بالایی بودم که زیرشلواری راه راه و شلوار کردی یا زیر شلواری نخی دست دوز میپوشیدن بودم.عاشق این مدل زیرشلواری ها هم بودم همیشه جذب دست فروشایی میشدم که این کارشون بود همیشه میرفتم الکی به شلوارا دست میزدم و قیمت میکردم یه فروشنده بود که رو یه سه راهی بساط کرده بود همیشه یه شلوار کردی مشکی میپوشید یه جوری شده بود که دیگه منو میشناخت یه دفعه بهم گفت عزیزم تو که نمیخری حرف دلتو بگو دنبال چی هستی سرخ شدم و گفتم هیچی....گفت نه اولین بارت که نیست انقد اومدی اینارو قیمت زدی که قیافت تو ذهنم حک شده.مرده حدودا چهلو

داستان سکسی:

گی با جواد ملقب به گوریل

این داستان فقط جهت ازار یکی از دوستام نوشته شده دوست دارم ته داستان اون وحش خوشگلاتونو یه ضرب هر چی که بلدین نوشته باشین تا میتونید فحش بدید به نقش اول داستان و ثابت کنید که حاصل کاندوم چینی نیستید Diablo

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی