گی

سلام اسمم مهم نیست فقط بدونید رفتم خدمت سیگاری بودم مجبور شدم کونی بشم.
یادمه قبله اینکه بدونم کیر چیه کس چیه شبا انگشتمو کرم میزدم با هر بدبختی بود میکردم تو سوراخم لذت خاصی نداشت ولی انگار عادت کرده بودم. نشون به اون نشون که چند بارم بابام مچمو گرفت ولی چیزی نمیگف بیچاره!
اصل ماجرا از یه شب که تو پادگان مونده بودم شروع شد شبی که پست داشتم . اون شب هوا خیلی ملس بود ساعت نزدیکه 12 بود دلم گرفت حوصلمم سر رفته بود اونا که رفتن خدمت میدونن رو برجک همه جور فکری میاد تو مخت از قرار اون شبم فازم فازه دادن بود خلاصه هرچی چاک کونمو پر میکردو امتحان میکردم از نوکه اسلحه بگیر تا نرده های برجک. بازم میگم هیچ لذتی نداشت ولی کاچی به از هیچی دگه!!!!!!!!!
تو همین احوالات بودم که شانسی دیدم یکی داره میاد سریع رفتم پایین که ایست بکشم دیدم پاس بخشه که اونم هم دوره ایم بود با هم ok بودیم اونم بیخواب شده بود اومده بود بچرخه منم از خدا خواسته مخشو کار گرفتم وایسادیم به حرف زدن تا ته پاسم (همون زمانه پست دادنو میگن) پیشم موند با هم رفتیم اسلحه تحویل دادیم بعدم رفتیم آسایشگا ه خلاصه گذشت... تا بازم باید میرفتم رو برجک که احمد(همون پاسبخشه) گف نمیخاد بری خبری نیس فقط اسلحه بگیر برگرد منم که تو کونم عروسی شد دگه گفتم: حلللللله اونم نه گذاشت نه ورداشت گفت: توپی در قلعه !! منم که اوبم از سر شب به طاق چسبیده بود گفتم: جوووووووون خندیدیم رفتم و برگشتم پیشش(بی خبر که همین خنده خنده عشقم شد کیرش) دیگه دیر وقت بود همه خواب بودن ما هم رفتیم تو اتاق پاسبخشا بشینیم. من حالم خیلی خراب بود جدی جدی هوس کرده بودم بدم الکی گفتم خستم بخوابیم؟ اونم گفت بخوابیم! داشتم میرفتم سمته تختا قلبم داشت میترکید انگار میدونستم چی میخواد بشه اول رو دو تا تخته جدا خوابیدیم یکم حرف زدیم تابلو بود جفتمونم میخواریم ولی ترس نمیذاشت حسمونو رو کنیم تا من دلو زدم به دریا گفتم صدا میره بیرون بیا پیشم آروم حرف بزنیم اونم بی درنگو از خدا خواسته پاشد اومد منم که دگه تحمل نداشتم تا اون دراز بکشه چرخیدم پشتمو کردم بهش قسم میخورم که میخواست ولی گفت: چرا برگشتی؟ گفتم: اشکالی داره؟ گفت: نه خیلیم آقایی!!!!! من فقط دراز کشیده بودم هیچ کاری نمیکردم پتورو انداخت رومون خودشو جابجا کرد بهم گفت: برگرد طاق باز بغل هم خوابیدیم تنم یخ زده بود اولین بارم بود آخه. دستشو برد زیره پیراهنم نوکه سینمو آرو آروم میمالید داشتم دیوونه میشدم ولی باز کاری نمیکردم کم کم دستشو رویه بدنم سور میداد خیلی وارد بود کیرم سفته سفت شده بود بالاخره دست به کار شدم دستمو بردم رو کیرش از زو شلوار مالیدمش اینجوری نشون دادم میخوام بدم اونم خوب فهمید خیلی آروم برم گردوند پوشتم بهش بود اومد جلوتر چسبوند بهم منم مثل حرفه ای ها قمبل کردم انقدر حرفه ای که از رو شلوار کیرشو حس میکردم باورم نمیشد انقدر لذت داشته باشه عالی بود او بدنمو که خیلی کم مو هستو لمس میکرد منم کم کم دستمو بردم زیره شرتش کیرش همون بود که میخواستم دراز و نه خیلی کلفت انطوری اذیتم نمیشدم در گوشم گفت: میخوری؟ باورم نمیشد ولی بی مکث گفتم: میزاری بخورم؟ شلوارشو تا نصفه داد پایین منم سری رفتم سراغش به آرزوم رسیدم یک کیره تمیزه خوشگل تو دهنم بود عالی میخوردم داشت لذت میبرد خم شد انگشتشو تا ته کرد تو کونم کیرش تو دهنم بود که از درد یه آه ه ه ه ه ه بلند کشیدم گفت: ببخشید! کیرشو آوردم بیرون گفتم: به یک شرط گفت چی؟ گفتم دفه بدی محکمتر فشارم بده!!!! گفت: بخور که فشار بدم گفتم:جووووووووووون چشم تو فقط فشارم بده بعد با لذت خواصی کیرشو میخوردم اونم با همه زورش اول 1دونه بعد 2تا از انگشتاشو کرد تو سوراخم داشتم میمردم از درد ولی دوست داشتم درده قشنگی بود داشتم فکر میکردم ازش بخوام که بکنه منو که یک دفه یه آه کشید نگو آبش اومده یه کم هم ریخته تو دهنم سری دراوردم اونم سر کیرشو گرفت اون طرف ریخت رو زمین منم اولش بدم اومد توف کردم بیرون ولی بعدش زیادم بدم نیومد!!!! گفتم کیرم دهنت چیکار کردی؟ میخواستم بدم بهت!!!!!؟ گفت داداش ببخشید نمیدونم چرا اومد؟ خلاصه حصرتش موند به دلم چون طول میکشید راست بشه کیرش بعدم خیره سرمون پادگان بودیم خطری بود جمو جور کردیم خودمونو که تابلو نشه!
فردا که میخواستیم بریم خونه شماره همو گرفتیم شبش زنگ زد گفت خونشون کسی نیست برم اونجا که صبحم باهم بریم پادگان منم سری رفتم حمام هرچی مو تو بدن بود زدم شدم هوووووووولوووووو مامانم همیشه بادی لوشن داره اونم زدم بدنم شد بدن دختره 14ساله وقتی رسیدم خونشون 1کم که یخم باز شد گفتم: واست جاییزه اوردم گفت چی!!!!!!!!!؟ بردمش تو اتاقش شلوارکشو کشیدم پایین 1کم خوردم کیرشو بعد کفتم چشماتو ببند لباسامو کامل دراورم گفتم باز کن تا دید چیکار کردم گفت هنوزم میخای بکنمت؟گفتم میشه بکنی؟ گفت مگه میشه نکنمت؟ اولش کلی بدنمو لیس زد دگه صبرم تموم شده بود میخواستم مزه دادنو بفهمم رو شکم خوابیدم کیرشو گرفتم گذاشتم رو سوراخم فشار داد ولی تو نرفت خیلی درد داشت اشکم درومد رفت کرم آورد هم به کیرش زد هم به سوراخه من ایندفه آرومتر فشار داد ولی خیلی آروم و راحت فرو رفت خیلی خوب بود اون لحظه که کله کیرش رفت تو کونم حسش عالی بود خودش آروم عقب جلو میکرد ولی داشتم دیوونه میشدم گفتم محکمتر پارم کن اونم نارمدی نکرد یه ضربه زد که کیرش تا ته ته رفت تو کونم واااااااااااااااااااااااای عالی بود مثل حیوون تلمبه میزد میخواستم جیغ بزنم ولی هرچی بیشتر تحمل میکردم بیشتر لذت میبردم آبش که اومد کیرشو در نیاورد فقط خوابید روم محکم بغلم کرد آبشو کامل ریخت تو سوراخم یه کم همونجوری خوابیدیم بد گفت میخوای بکنی؟ گفتم نه فقط می خوام بدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته: ؟

سلام.
من اسمم رضاست و 18 سالمه.داستان مال 3 سال پیشه من خیلی لاغرهستم و قیافمم دندون گیر نیست ولی فقط سفیدم که همین سفیدیم کار دستم داد.وضع بابامم متوسط روبه ضعیفه.داستان از اونجا شروع میشه که من تازه رفتم اول دبیرستان و روز اول هیچکی رو نمیشناختم.یکی از بچه هارو دیدم که قیافش برام آشنا بود،خونشون چند تا کوچه پایین تر از خونمون بود رفتم جلو بهش سلام کردم اونم منو میشناخت بهم سلام کرد وباهم رفیق شدیم.اسمش حسین بود رفتارش یجوری بود خاص بود شبیه خانوما بود همین رفتاراش منو مجذوب خودش کرده بود.پوستش هم سفید بود. ماها کم کم با هم صمیمی شدیم.تا این که ی بار دعوتم کرد به خونشون و منم رقبول کردم وضع مالیشون یکم از ما بهتر بود.رفتیم نشستیم پای کامپیوتر یکم بازی کردیم.بعدش سوپر پسر با پسر گذاشت.اولش من نفهمیدم قصدش از این نوع فیلم چیه.حسین بهم گفت تا حالا باکسی حال کردی منم بهش گفتم ن.گفت دوست داری باهم حال کنیم منم چون خوشم ازش میومد گفتم باشه.کیرشو درآورد از کیر من کوچیک تر بود حدودا15 سانت،بعد به من گفت حالا تو درارش منم دراوردمش.کفش برید بود،کیرم بزرگ بود حدود 17 سانت بود.اول من خوابیدم به کیرش کرم زد گذاشت لای پام چه حس خوبی بود کیرش گرم بود گرم.بعد بهم گفت بکنم توش منم نمیدونستم که درد داره گفتم بکن سر کیرش که رفت تو،جام کردم پریدم هوا .پاشودم دست گذاشتم رو سولاخم ببینم خون میاد یا نه دیدم طوریش نشوده.حسین فقط بهم میخندید.دوباره خوابیدم گفتم دیگه توش نکن بهم گفت دردش فقط همون اولشه منم قبول کردم این دفعه که گذاشت دردش همون اندازه بود گفتم دیگه نکون توش اونم قبول کرد.لای پایی برام زد تا آبش اومد.بعدشم نوبت من شود بهم گفت کونم کثیفه منم خوشم نیومد بکنم توش چون کثیف بازی میشود لای پایی براش زدم تا مال منم اومد (نمیدونستم دروغ میگه.گفت دفعه ی دیگه تو فقط منو بکن).بعدش با درد کون رفتم خونه.فرداش حسین برام ی سی دی آورد گفت برو نگاش کن منم رفتم خونه خیال میکردم سوپره.نگاش کردم دیدم فیلم دیروزه باورم نمیشود گوشیشو جاساز کرده بود تو اتاقش.اون شب از استرس خوابم نبرد آرزو میکردم شب صبح نشه.فردا صبح رفتم سر کلاس ترسیده بودم که نکنه به بچه ها گفته.نشستم سر جام به بچه ها نگاه میکردم که ببینم کسی درباره ی من حرف میزنه که انگار کسی نمیدونست خیالم راحت شود.زنگ تفریح حسین بهم گفت فیلمو دیدی داشتم از ناراحتی میمردم گفتم آره گفت اگه هر وقت که خواستم بهم کون بدی بگی نه فیلمتو پخش میکنم.فهمیدم آدم بی عابرویه هر کاری ازش برمیاد بدبختی من این بود فقط اون منو کرده بود،این کارو برام سخت تر میکرد.بهش گفتم فردا بهت جواب میدم قبول کرد و رفتم خونه داشتم میمردم از استرس باخودم میگفتم اگه به بابام بگم که عابرو واسم نمیمونه از طرف دیگه گفتم اگه پخشش میکرد که بدتر میشود.فرداش رفتم بهش گفتم قبوله از خوشحال داشت بال در می آورد گفت تو همین روزا خونمون خالی میشه بهت زنگ میزنم منم قبول کردم.سه چهار روز بعد زنگ زد بیا خونمون خالیه من احمق هم رفتم وقتی رفتم تو اتاقش گفت باید لب بدی مونده بودم چیکار کنم به ناچار بهش لب دادم.منو گایید 5دقیقه فقط یه بند داشت لبمو میخورد.بعدش لخت شد رفت رو تخت گفت بیا کیرمو بخور.گفتم نمیخورم گفت فیلمتو برات بذارم ببینی ترسیدم گفتم نه،میخورمش.کیرشو گذاشتم تو دهنم حالم داشت به هم میخورد ولی مجبور بودم بخورم هی میگفت با دندونات کیرمو گاییدی درست ساک بزن منم هر کاری میکردم نمیتونستم درست ساک بزنم چون دفعه اولم بود،گفت اصلا بیخیال شدم پاشو شلوارتو در بیا میخوام بکنمت منم که از دردش ترسیدم گفتم فقط سرشو بکن تو گفت گوخوردی تادسته میکنمت.مجبور بودم بخوابم ی توف زد در کونم کیرشو گذاشت در کونم فشار داد سرش یک لحظه رفت تو دادم رفت هوا.هر کاریش کردم قبول نکرد بکنه لای پام به بدبختی قبول کرد فقط سرشو بکنه تو کونم.دوباره کیرشو کرد تو کونم .وای از درد. بعد از چند تا بالا پایین کردنش آبش اومد ریختش تو کونم ولی من اصلا داغی آبشو حس نکردم بر عکس اینا که میگن که داغی آب کیرشو تو کونم حس کردم.پاشودم رفتم خونه این دفعه خبری از سوزش کون نبود و ی حس داشتم،انگار کم کم داشت خوشم میومد از کون دادن و ساک زدن اون شب رفتم حموم ی آینه گذاشتم زیر کونم به سوراخم نگاه میکردم بعدش حوسی شودم انگشتمو کردم توش خیلی بهم حال میداد.چند روز بعد دوباره زنگ زد گفت پاشو بیا کسی نیست منم رفتم.تا رسیدم ازم لب گرفت رفتیم تو اتاق کیرشو گرفت جلوم من دیگه خودم کیرشو دوست داشتم بخوردم اونم انگار فهمیده بود که خوشم اومده گفت راه افتادی.بعدش گفت بخواب منم خوابیم کیرشو گذاشت در سولاخم حل داد رفت توش بازم دادم رفت هوا گفت بازم دردت اومد گفتم آره.دوباره کیرشو گذاشت در کونم آروم آروم کیرشو تا نصفه کرد تو کونم من دیگه داشتم به فاک میرفتم چند لحظه کیرشو تو کونم ثابت نگه داشت کونم جا باز کرده بود.بهش گفتم کیرت تا کجا تو کونمه گفت تا ته باورم نمیشود که کیرش تا ته تو کونمه خیلی آروم برام تلمبه میزد بعد آبشو ریخت تو کونم.من اینبار دیگه کلا کونی شده بودم.بعدش رفتم خونه چند باری هم با فکر کیر حسین جق زدم.چند روز گذشت کونم بد میخوارید از شانس خوب خونمون خالی شود زنگش زدم گفتم خونمون خالیه بیا خونمون.باورش نمیشود که خودم بهش گفتم بیا منو بکن اومد خونمون همون دم در گرفتم کیرشو خوردم(ولی یه بار هم نتونستم کیرشو تا ته بخورم هر کاری هم کردم نشود)ولی زیاد دوست نداشت براش ساک بزنم چون دندونام به کیرش میخورد.بعد لخت شدم خوابیدم رو تخت کیرشو کرد تو کونم درد شدیدی داشت بازم نتونستم تاب بیارم بلند شدم دستمو گذاشتم رو میز کونمو دادم عقب بعد کیرشوآروم آروم کرد توش،یه دفعه کیرشو تا ته کرد تو کونم.از درد افتادم رو زمین سوراخم تیر میکشید،سرم گیج میرفت دیگه نذاشتمش بکنه تو کونم اونم قبول نکرد.مخمو زد که فقط کلشو میکنه تو کونم منم خوب نفهم قبول کردم.کیرشو کرد تو کونم به خودم اومدم دیدم کیرش تا خایه هاش تو کونمه بعد از چند تا تلمبه زدن حسابی،آبش اومد.من دیگه ی اوبی شده بودم.کار دو سال ما شده بود اینکه یا اون به من زنگ میزد یا من به اون زنگ میزنم .فرقی تو خودم با زن نمیدیدم فقط تو نداشتن کس.
ی روز بهم گفت که 1ماه دیگه خونمون باید بره تهران (آخه باباش نظامی بود).بهش گفتم فیلممو چیکار کردی بهم گفت بعد از این که اوبی شده بودم پاکش کرده خیالم راحت شده بود.آخرین سکسی که ما داشتیم بهترین سکس زندگیم بود مثل جنده هایی که انگارده سال کیر ندیدن رفتار میکردم کیرشو میخوردمو میشنستم رو کیرش بالا و پایین میشودم وای چه حس خوبی بود.بعد از رفتنش 1ماه خوب بودم زیاد هوس کیر نمیکردم ولی بعدش شدید تشنه ی کیرحسین بودم.ی روز داشتم فیلم نگاه میکردم که دیدم زنه خیار ورداشته داره میکنه تو کس خودش منم شب ی خیار خوش فرم ور داشتم رفتم تو اتاقم دیدم خیاره سرده اصلا حال نمیده خیارو گذاشتمش رو بخاری گرم شد.خیار رو گیرش دادم بین میزم با تخت خوابم یک جوری بود که همسطح سوراخم بود.بهش کرم زدم بهد چهار دستو پا شدم بعد کردمش تو کونم مثل کیر نبود ولی حال میداد. ی چند ماهی این کارم بود تا این که تصمیم به ترک گرفتم حالا هم 3ماه که نه جق میزنم ن چیزی میکنم تو کونم.تمام اسامی مستعار بودن.
بچه ها شرمنده اگه بد بود آخه دفعه اول وآخرمه که داستان مینویسم. چون نمیخواستم طولانی شه از نوشتن بیشتر جزء یات صرف نظر کردم.همتونو دوست دارم.بای

نوشته: رضا

با سلام خدمت دوستان شهوانی خاطره ای که براتون میگم کاملا واقعیه وقتی 12سال داشتم یه روز تابستان که خانوادم خونه نبودن پسرعمم که 2سال ازمن بزرگتره اومدخونمون پیشم.نمیدونم چطور شد که شروع کرد ازگاییدن دوست خواهرش حرف زدن(البته بعدا دلیلشوفهمیدم) خلاصه ازاینکه چطورگاییده کجا برده ازکون کرده ووومن که تابحال نمیدونستم سکس چیه وندیده بودم برام خیلی جالب وجذاب بوداما ازاول هدف این شیطان معلوم بودبعداز اینکه قشنگ دوتامون حشری شدیم پیشنهاد گی دادمن که حشری شده بودم ودوست داشتم این حسو تجربه کنم قبول کردم پسر عمم گفت تو اول میکنی یا من بکنم من که هیچ تجربه ای نداشتم گفتم تو بکن بعد من میکنم .از تیپ خودم بگم به گفته تمامی اطرافیان یه پسر بسیار بسیارزیبافوق العاده سفید پوست یه بدن بی مو بایه باسن تپل وزیبا خلاصه من شلوارمو کشیدم پایین روی شکمم دراز کشیدم منتظر بودم که بیادوشرتم بکش پایین همینطور که منتظر بودم دیدم طول کشیدبرگشتم ببینم چی شده چشمم به یه کیر قهوه ای بزرگ افتادکه پسر عمم داشت خوب تف مالی میکرداصلا نترسیدم چون نمیدونستم چه اتفاقی قراره بیفته فقط خیلی تعجب کردم چون کیر به اون بزرگی ندیده بودم من الان که 31سالم کیرم از اون کیر کوچیکترخلاصه اومدوشرت منو کشید پایین فکر کنم وقتی اون کون مثل قرص ماه رو دیدازخوشحالی غش کرد با دوتادست دوطرف باسنای منو ازهم واکرد سرشو بردنزدیک سوراخ کونم یه تف کاملا لیز انداخت روی سوراخ کونم وبادودست هی باسنمو بازوبسته میکرد تا اماده بشه وتف به همه جای سوراخ برسه انگار از5دقیقه قبل تفشو تو دهنش جمع کرده بودخلاصه اومد روم سرکیرشو اروم میمالیدبه سوراخ کونم وهچنان بامن صحبت میکرددرواقع بطور استادانه ای هواس منو پرت میکردنمیدونم چطور وباچه ظرافتی سرکیرشو کرد داخل کونم که اصلادرد نداشت ومن متوجه نشدم پسرعمم که انگار استاد اینکاربودوبارهااینکاروکرده وقتی دیدمن دردی ندارم اروم همه کیرشو فرو کردوچندلحظه بی حرکت موندتابیشترجابازکنه همین موقع به من گفت خوبی حتی نپرسید دردداره یانه که من احساس دردکنم گفتم اره فقط دسشویی دارم کارت تموم شد باید برم دسشویی اما اونکه علت دستشویی منو میدونست گفت باشه درواقع کون من بااون کیر بزرگ بازشده بود این احساسرو داشتم بعدازتقریبا 1دقیقه دوباره کیرشو عقب کشیداروم دراورد دوباره فرو کرد اینبارکامل کیرشودراورددوباره تف زدبه کونم وسرکیرشوگذاشت روسوراخم اروم سرشو فروکردکون من یه ترررت کردگوزیدکه پسرعمم کیف کرد گفت جون بقیه کیرشو باسرعت بیشتری فرو کرد گوزمن هم بزرگترشدتتترررررتت فکر کنم پسر عمم به اوج لذت رسید من هم اصلا حس خوبی نداشتم دیگه اون داشت تلنبه میزد وکیف میکردهرازگاهی هم صدای گوزیدنای مختلف ازکون من شنیده میشدتاپسر عمه جون حال کرد پوزیشنو عوض کنه منو رو4دستو پابصورت داگی گذاشت دوباره تف مالی کرد بلندشددوباره کیرشو گذاشت دم سوراخم بهم گفت بایه دست باسنمو کشیدم تا کیرشو بتونه بیشتر فروکنه اینبارتمامکیرشو یهو فرو کرد یه صدای گوزخوشگل زرررراتتزرت ازکونم دراومد که پسرعمم تندو تند تلنبه رو شروع کردنمیدونم چراباهر تلنبه کونم صداهای مختلفی درمیاورد واون بیشتروبیشتر کیف میکردمن دیکه حلم داشت بد میشد گفتم من نمیکنمت فکر کنم ازخوشحالی سکته کرد حلاکه فقط اون باید میگاید حریصتر شده بودومحکمتر تلنبه میزد بایه دست خودم باسنمو بازکرده بودم طرف دیگرو اون باز کرده بودکه کیرگندش تاخایاش فرومیرفت گاهی بافشار انگارمیخاست خایهاشم فروکنه همچنان که اون میگاییدومن میگوزیدم که ارضاشد وابشوریخت توکونم ورفت هنوزم پسرعمم ازگایدن من بعنوان بهترین کون گاییده شده یاد میکنه دیگه کون ندادم لطفا نظر بدین

نوشته: دوستدار سکس

سال اخر دبیرستان بودم اخر های سال بود خوش تیپ وخوش هیکل بودم بچه های مدرسه خیلی پاپیچم میشدند ولی به هیچکدوم رو نمیدادم فقط مهران بود که باهاش صمیمی بودم وچند بار نیز از رو شلوار همدیگر را مالیده بودیم یه روز در توالت مدرسه یکی از بچه ها از پشت منو گرفته بود وداشت با زور از رو شلوار منو میمالید منهم با خنده میخواستم از دستش در برم که یه دفعه معلم ورزش از در اومد تو و ما رو دید سیلی محکمی به پسره زد و به من هم گفت گمشو برو اخه معلم ورزش همسایهمون بود دیگه له ولورده شده بودم خیلی ازش خجالت میکشیدم نمیدونستم چه جوری دیگه نگاش کنم به همین خاطر مدتی از چشمش دور بودم تا اینکه یه روز منو صدا زد با ترس ولرز پیشش رفتم بر خلاف تصورم با خوشرویی سلام کرد وگفت چند وقته نیستم اخه خیلی وقتها میرفتم وازش سولات زبان را میپرسیدم من ومن کردم وگفتم مشغول درس ام که یک کاغذی بمن دادو گفت عصر موقع رفتن اینها را نیز بگیر و بده به خانجون مادرش ودر ضمن اگر در درس زبان هم اشکال داشتی بیا بپرس و پول هم داد من که اشکالات زیادی داشتم ولی روم نمیشد بپرسم خوشحال شدم عصر وسایل وگرفتم وبردم دادم به مادرش اخه تو به کوچه بودیم مادرش هم گفت که حمید چرا پیدات نیست که گفتم خانجون وقت امتحاناته خلاصه فردا یش رفتم پیشش و چند تا سوال ازش کردم که گفت عصر بیا خونه تا همشو بگم عصر رفتم خونشون با خوشرویی که باورم نمیشد درو باز کردو گفت بیا تو که گفتم اقا همینجا میپرسم که دم درکه نمیشه بیا تو با خجالت رفتم تو ووسط هال روی صندلی نشستم رفت دو تا چایی اوردو گذاشت روی میز وبعد صندلی را کشیدو کنار من نشست مثل اینکه مادرش خونه نبود به هر حال شروع کردم به پرسیدن واوهم راهنمایی میکرد که یه دفعه دستش را گذاشت به شانه ام از این حرکتش که خیلی صمیمانه بود جا خوردم ولی به روی خودم نمیاوردم دیگه حواسم از درس پرت شده بود تا اینکه همینطور که داشت سوالات را جواب میداد دستش را کم کم پایینتر میبرد تا اینکه دستش کمی از کمرم بالاتر بود با خود فکر میکردم که چکار کنم برم که روم نمیشد از طرفی از لمسش هم خوشم میامد تا اینکه گفت حمید چاییتو بخور تا خواستم چایی را بردارم یک کمی هم دستش رفت پایین تر که ناخواسته گفتم اخ اقا معلم گفت چی شد گفتم اقا کمرم درد میکنه بخیال خودم گفتم اگه اینطوری بگم ول میکنه نگو که خودمو تو هچل انداختم گفت کمرت چی شده دروغکی گفتم اونروز تو ورزش زمین خوردم اقا دستش را کمی پایین بردو گفت اینجاست گفتم بله اقا که گفت میدونی که کمر جزو جاهای حساس بدنه و تاب خوردنش خیلی بده بزلر من نگاه کنم بدجوری هول شده بودم نمیدونستم جکار کنم بالاخره اقا دستمو گرفتو بلندم کرد وگفت من دست میکشم هر جا بیشتر درد کنه بگو وبعد شروع کرد از بالا به پشتم دست کشیدن نزدیکی های باسنم که نمیخواستم پایینتر بره گفتم اقا همونجاست گفت بد ترین جای کمره بزار کمی ماساژ بدم حتما رگ به رگ شده وبعد شروع کرد به ارومی ماساژ دادن از این کار هم خوشم میامد وهم میترسیدم ولی با خودم گفتم بیخیال بزلر ببینیم چی میشه اقا خودش هم بلند شدو با یه دست سینه امو گرفته بود وبا یه دست داشت اروم پشتم رو ماساژ میداد بعد از مدتی دستش زا برد زیر تی شرتم داغی دستش احساس عجیبی بهم میداد مدتی با این روش ماساژ داد تا اینکه گفت چطوره فکر کردم اگه بگم خوبه ول میکنه بهمبن خاطر گفتم اقا کمی بهتر شد که اقا گفت من دیگه روش اینکارو میدونم ببین سرپایی نمیشه بیا اینجا رو کاناپه دراز بکش تا خ.ب رگهاشو بگیرم با حرفش دیگه برام مسلم شد که خبرایی هست من که خودم خوشم میامدولی نمیتونستم بگم واز طرفی هم میترسیدم اخه منو چند بار دوستم که همسن خودم بود کرده بود اونم جزیی بالجبار منو رو کاناپه خوابوند وسپس شروع به ماساژ دادن کرد دستش را هم از زیر تی شرت به کمرم برده بود من هیچچی نمیگفتم وناخوداگاه راست کرده بودم بعد از کمی گفت حمید گودی کمرت درست افتاده به شلوارت کمی انو شلش کن تا راحتتر بشه گفتم اقا نمیخواد که گفت نه اینجوری نمیشه بعد خودش ذستش را بردو کمرمو باز کرد دیگه راست راست کرده بودم کمی شلوارمو پایین کشید وبعد دوباره شروع به ماساژ دادن شد وهر دفعه که دستش را پایین میبرد کمی شلوارمو پایین میداد تا اینکه شلوارم به وسط باسنم رسیده بود دیگه حالا بیشتر باسنمو میمالید تا کمرم تا اینکه یه دفعه شلوارمو کمی هم به پایین کشید من از اینکه کونم دیده بشه یه دفعه برگشتم خواستم شلوارمو بالا بکشم که اقا گفت که حمید ناراحت شدی که من گفتم نه اقا بده که گفت نه اصلا بد نیست میخواهم راحتتر ماساژ بدم باز هم نتونستم چیزی بگم با اینکار من جدی تر شد ولپ های کونم را محکم فشار میدادتا اینکه یواشکی پرسید حمید ناراحت که نیستی که گفتم نه اقا ولی .. گفت دیگه ولی نداره بزار کارم و بکنم مونده بودم چکار کنم در برم ویا بشینم تواین فکر بودم که یه دفعه دستش را بردو از کیرم گرفت تا دید راست کرده ام گفت حمید اینچه جورشه مثل اینکه بدت هم نیامده هیچچی نگفتم شلوارمو تا زانو کشید پایین وافتاد به رونهام اونارو محکم فشار میدادوباسنم را باز میکرد تا اینکه بالاخره رفت سراغ سوراخ کونم هر وقت به سوراخم دست میزد قلقلکم میامد البته میخواستم که منو بکنه ولی میترسیدم که پاره بشم تا اینکه دیدم یه شیی گرم و نرمی دم سوراخمه لذت عجیبی داشتم چه وقت کیرش را در اورده بود نمیدونستم به ارومی در گوشم گفت که حمید ناراحت که نیستی که گفتم نه اقا فقط میترسم گفت از چه میترسی اگه دردت اومد نمیکنم دیگه هیچچی نگفتم خوابید رویم مرتب کیرش را به وسط کونم میکشید گرمی کیرش داشت داغم میکرد از زیر کیر منهم داشت میترکید که اقا بلند شد وشروع به در اوردن شلوارم کرد وسپس تی شرتمو هم دراورد حالا لخت لخت خوابیده بودم خودش هم فقط شلوارشو در اورد با دستاش لپ های کونمو باز کرد وتفی انداختو با دستش سوراخمو خیس کرد سپس رویم خوابید گرمای تنش وداغی کیرش باهم قاطی شده بودند کونم داشت از ترس بازوبسته میشد اروم نوک کیرش را گذاشت دم سوراخ ویه فشار کمی داد مثل اینکه سوزن به کونم فرو کردند یه اخی گفتمو با دستم از شکمش گرفتمو گفتم اقا درد میکنه گفت خوب اینجوری درد مبکنه دیگه بلند شو قنبل کن وخودش هم کمک کرد حالا قنبل کرده بودم کونم باز شده بود از شدت شهوت کونم خود بخود باز شده بود کیرش را دم سوراخ گذاشت ودوباره فشار داد ایندفعه نوکش رفت تو اخساس لذت توام بادرد داشتم گفتم اقا کمی صبر کنید همونجوری نگه داشت ولی داشت با دستهاش رانهامو فشار میداد بعد از کمی یه دفعه دیگه فشار داد حس کردم تا نصفش رفته تو ولی همچنان درد میکرد گفتم اقا خیلی درد میکنه بسه دیگه گفت باشه همینجا میزارم بمونه نترس بعد شروع کرد با کیرم بازی کردن داشتم ارضا میشدم خیلی خوشم میامد دیگه دردی نداشت با خود میگفتم کاش اینجوری نگه داره خوبه اق داشت به کیرم جلق میزد که یه دفعه احساس کردم داره ابم میاد درست موقع اومدن ابم که چند تکونی خوردم کیرش تا ته رفت تو کونم و اقا هم خوابید رویم واونیز با چند تا تکون همشو تو کونم خالی کرد گرمای ابش را حس میکردم محکم بغلم کرده بودو فشار میداد وقربون صدقه ام میرفت درد کونمو حس نمیکردم تا اینکه خواست در بیاره احساس کردم دارن کونمو پاره میکنند که بهش گفتم اقا خیلی اروم کیرش را اروم کشید بیرون ودستمالی بمن داد تا خودمو تمیز کنم بعد از تمیز کردن متوحه شدم که دستمال خونی شده خودش هم ترسیده بود گفت حمید بزار نگاه کنم کونم داشت میسوخت بعد از نگاه کردن گفت چیز مهمی نیست درست میشه بعد بمن گفت تقصیر خودته موقع ارضا شدن خودت فشار دادی مدتی کونم درد میکرد ولی بعداز درست شدن دیگه کیر معلم ورزش را گارانتی کرده بودم

نوشته: حمید

سال61بود بدلیل فقر مالی و نبود کار مناسب تصمیم گرفتم قاچاقی برم کویت.....خانواده مخالف بودند چون پدرم زمانی که هنوز بدنیا نیومده بودم همین تصمیم گرفت و سالها خبری ازش نداشتیم...مامان می گفت شاید خوراک کوسه ها شده...
خلاصه رفتیم بندر از قبل ادرس گرفته بودم که چه کسی مسافر قاچاق می بره...رفتم سراغ جاسم بندری بهش می گفتن جاسم خر کیر...توی لنج همراه چند مسافر دیگه پنهان شدیم...نیمه های راه مسافران استفراغ میکردن یکی می گفت دریا زده شدن..
جاسم اومد تو..یک راست سمت من اومد بدنم بو کشید و گفت یا بده یا می کنمت...من هم چاره دیگه ای نداشتم زود تسلیم شدم
جاسم لخت شد و من هم لخت شدم...بدنم لیسید بعد کیرش کرد توی کونم با خشونت میکرد...یکی از مسافران دستمال گذاشت لای دتدونهام که از شدت فشار دندون هام نشکنه...محکم دستمال گاز زدم...همینکه ابش ریخت حالم بد شد...اسهال گرفتم..
یکی داد زد:گی زده شده بیایید کمک...جاسم فورا برگشت روی لنج دقایقی بعد با یک بطری اب دریا برگشت اب دریا رو به لبهام مالید یه کم هم به کیر خودش مالید بعد کیرش گذاشت دهنم...فورا خوابیدم...زمانی بیدار شدم که توی صخره هایی نزدیک کویت
پیاده شده بودیم...چند شب گرسنه موندیم همه اولین بار بود می اومدیم کویت...راه بلد نبودیم...از شدت گرسنگی لباس هامون آتیش زدیم تا یکی شعله آتیش ببینه و نجاتمون بده...شرطه های کویت با دیدن شعله ها اومدن دستگیرمون کردن...رفتیم حبس..
گنده لات زندان مردی بود به اسم گی کاووس همه ازش می ترسیدن ولی با من دوست شد...ماجرای زندگیم بهش گفتم..اینکه پدرم اصلا ندیدم...اینکه اومدم اینجا واسه کار...گی کاووس با شنیدن حرفهام دستی به ریش بلندش کشید و به فکر فرو رفت...فردای اون روز گی کاووس یه مسابقه کشتی گذاشت بین من و یه پیرمرد زندانی سابقه دار...قرار شد هر کی دیگری زمین زد اونکه مغلوب شده برای همیشه برده جنسی بشه...پیرمرد من زمین زد و کیرش مثل شلاق به صورتم زد...فورا دستم بردم خایه هاش گرفتم..
با مشت به کله ام زد...بی حس شدم...شلوارم پاره کرد و به کونم خلط بینی انداخت...با گریه بهش گفتم:من پسر سالار تهرانی ام بابام اصلا ندیدم ولی اگه بفهمه پسرش کردی دمارت درمیاره...پیرمرد با ناراحتی عقب رفت و گفت اسم مادرت کیه:گفتم:گل بانو
پیرمرد برسرش زد و گفت:منم بابات...
از شدت درد بیهوش شدم...فرستادن دمبال نوش دارو...آب کیر شیخ کویت همراه آب دریا...میشد معجون نوشدارو...
دردم ساکت شد...شیخ کویت با فهمیدن ماجرا من و پدرم آزاد کرد و مبلغی هم پول بهمون داد...گی کاووس هم برای همیشه برده جنسی زندان شد...برگشتیم ایران...با اون پولی که از شیخ گرفته بودیم خونه و مغازه تهیه کردیم و الان که سال92هست در رفاه کامل هستیم...
هیچوقت خاطره گی زدگی و نوشدارو فراموشم نمیشه...یه بار یادش افتادم گریه کردم همون لحظه یکی از دوستان که صدای زیبایی داره این اهنگ خوند:گریه نکن ای گی زده بی سرزمین گریه نکن...
یادش بخیر...
نتیجه اخلاقی اینکه:تنهایی مسافرت نرویم حتما همراه داشته باشیم...

نوشته: جک کون گشاد

سلام عزیزای دل برادر میخوام یه خاطره بنویسم که واسه شهریور ماه امسال .
اسم من رضا 18 سالمه قد 170 وزن 60 کیلو کلا ریز نقشم ولی در عوض خشگلم البته چیزیه که بروبچ میگن و گرن من خودم رفیقم سعید و بیشتر قبول دارم بگذریم دوم دبیرستان تو کلاس رفیقم سعید و دیدم چند بارم تو محل دیده بودمش میدونستم بچه محله . دوم و سوم باهم تو یه کلاس بودیم رو حساب بچه محلی خیلی صمیمی شدیم ، اینو بگم که من هم از دخترا خوشم میاد هم از پسرا ولی واسه پسر زود دستو پام شل میشه سعید خیلی خیلی خشگل مو بور ترکیبات صورت میزون وای قربون لباش بشم رنگ پوست سفید در کل خیلی نازه من تو این دو سال تو کفش بودم خودشم میدونه دوسش دارم تو این دوسال تو هر فرصتی واسه بوسیدنش استفاده کردم. اخرای شهریور بابام تصمیم گرفت بریم اردبیل به خالش سر بزنیم منم نه حوصله خودش و داشتم نه حوصله خالش و . خالش یه نوه دختر چیزیم نداشت اگه داشت میرفتم در هر صورت من باشگاه و بهونه کردم یه دعوای حسابی را انداختم قرار شد اونا برن من بمونم خونه به به منم نا مردی نکردم خونه رو کردم پاتوق من و سعید و علی با پسر عموش یه شبم عرق خوردیم چه تگری بازی شد سه شب شده بود خانواده رفته بودن ددر که زنگ زدم به علی گفتم برو در خونه اون بچه خشگلم ور دار بیایید اینجا مارو پیچوند سر چی نمی دونم خودم زنگ زدم به سعید گفتم پاشو بیا اینجا قلیونتم بیار اومد خلاصش کنم نشستیم یه چند دست تخته نرد زدیم و یه قلیونی کشیدیم غروب شد تنهایی با این شد شیتونم سر شوخی دستی رو باز کردم دیدم هیچی نمیگه انگشتش کردم گفت نکن پسر حشری میشما خطر ناکه گفتم جون یه بوس بده گفت نه مثل اینکه جدی شد گفتم مگه تا الان جدی نبود خلاصه یه چن دقه انگولش کردم اونم منو انگول کرد سیخ کردم رو لباش که ازش لب بگیرم میگفت نه کثافت گی و از این حرفا دیدم را ندار انداختم به زور چه کشتی گرفتیم انداختمش زمین مرده بودیم دو تا مون از خنده بزور لبم چسبوندم به لبش بوس کردم نشستم رو شیکمش گفتم حال گیری نکن دیگه ینی من انقد بدم هیچی نگفت اروم لبام به لباش نزدیک کردم گفتم گاز نگیریا میخندید لبام گذاشتم رو لباش شرو کردم لباشو خوردن آخ فدای اون لباش از رو شلوار کیرش و میمالیدم گفتم بعد دو سال نمیخوای این دیونت و سیراب کنی گفت ا سردید نکنه گفتم حال بده حال میدم گفت نه گفتم حال بده حال بدم دو دقیقه همین جوری رو مخی شدم گفت باشه ولی اول من گفتم ا بکنی بگی ابم اومد دیگه حالش نی گفت ن به رفاقتمون قسم جون تو پنج دیقه ام سر این بحث اخر گفتم اب نداره کس بیبیت اول تو در جا کشیدم پایین کلی خندید میگم بچی میخندی میگه آماده به خدمت هستی قبلن تو اینترنت خونده بودم چیجوری باید رودرو تمیز کرد رفتم خودمو تمیز کردم اومدم پیرنمم در اوردم گفتم بیا دیگه گفتم دردش هیچی پارمون نکنی فقط گفت یجوری میکونمت حال کنی رفتم ویتامین آ+د آوردم دادم بهش با اون چرب کنه اول با انگشت شرو کرد آروم آروم کرد بعد آروم سر کیرش و گذاشت دم سوراخ دوباره برداشت سورخمو چرب کرد اروم اروم فشار داد شل کردم سروش میکرد در میاورد تا قشنگ جا وا کرد یه زره عقب جلو کرد قشنگ دیگه داشت میکرد گفتم ابتو نریزی تو گفت چی میخوری گفتم خفشو در آورد گفت برو رو مبل رفتم قمبل کردم شکممو گذاشتم رو دسته های مبل اود کرد تو یه زره عقب جلوکرد یه زره درد گرفت خم شد رو گردنمو بوش میکرد تازه داشت حال میداد ابش اومد ریخت رو کمرم دسمال آورد خودش پاک کرد کمرمو کونمم بوس کرد یه لبم ازم گرفت وای میمرم واسه لباش کفت یه دیقه تاق باز بخب گفتم کونی نوبت منه دیگه چی تاق باز بخواب گفت بخواب نمیکنم خوابیدم یه خیار از میوه های رو میز برداشت تقریبا انازه کیر خودش بود دوزاریم افتاد کونی خودت کونم گذاشتی با خیار دیگه چه صیغه ای گفت این تن بمیره یه دیقه واسا اصلا تو دو بار بکن اقا این خیارو فرو کرد به ما خیارو اروم میکرد تو اروم میاورد بیرون گوشیش ورداشت گفت عکس بگریم کلی قسم ایه گفتم بگیر دو دیقه با خیار مارو کرد ولی چه حلی داد ابم اومد یه چایی خوردیم گفتم نوبت منه گفت باشه برم دست شویی باورم نمیشد انقد بخودم تلقین کرده بودم که الان میپیچونتم اومد گفت مثل من بکنا جرم ندی گفتم من بلد نیستم فرو میکنم گفت خیارو بده دادم بهش نشسم جلوش اروم خیار و میزاشت دم سوراخ فشار میداد تو ام نمیرفت چنبار اینکار تکرارکرد یه زره از سر خیار رفت تو در افرد دوبار کرد تو ارم اروم خیار میداد تو یه زره میکشید عقب خیارو در اورد سوراخ اندازه یه انگشت باز بود وای وای رفتم اتاقم یه زره سر کننده دندون داشتم یه کچولو زدم سر پنبه زدم زیره کیرو خایم خیلی کم رفتم سر وقتش گفتم همین جور تاق باز بخواب اروم کیرم و گذاشتم دم سوراخ اروم اروم کردم تو آخ حرارت سوراخش دیوانم کرد وای وای میکردم میگفتم سعید سعد چشماش خمار شده بود میخندید گفت اروم اروم بکن به منم حال بده گفتم چشم عشقم چشم معجزه خوابیدم روش اروم اروم میکردمش لبم وگذاشتم رولبش لب همدیگو میخوردیم چنتا زبونم کردم تو دهنش ابم داشت میومد کشیدم بیرون مالیدم به رون سفیدش با ون مو های بور رو پاهاش وای ابم رو ریختم رو رونش اونم چشاش خمار داشت حال میکرد کفت کمر نداری که خیار از بقل دستش بر داشت دوبار کرد توخودش ابم اومد یه لحظه انگار ازش بدم اومد رفتم نشستم رو اپن اشپزخونه اونم داشت با خیار حال میکرد حلم که سر جاش اومد رفتم کیر نازشو کردم تودهنم ساک زدم برای کیرم راست شد درد میکرد تازه ابم اومده بود یه زره کیرشو خوردم ابش اومد خیارو در اورد خودم با دست کیرشو میمالیدم ابش ریخت رو شکمش تو نافشم رفت . دسمال ورداشتم ابشو پاک کنم دیدم سوراخش زوق زوق میکرد وای دیوانشم خوبیدم کنارش بوسش کردم یه زره نازشو خریدم اخ چه شبی بود داشتم بدن سفیدشو میمالیدم گوشیش زنگ خورد گفتم اه بابای جاکشت کاش امشب بمونی اینجا گفت ببینم اجازه میده با باباش صحبت کرد یزه از من مایه گذاشت گفت خونه تنهاس میترسه از این حرفا راضیش کرد شام خوردیم دوباره شرو کردیم مال هم دیگرو خوردن .

نوشته: رضا

سلام دوستان من ساسان هستم 26 سالمه . من قدم 175 هستش و وزنم هم 72 كيلو هستش . پوست سفيدي دارمو قيافم هم خوبه . چون بدنسازي البته بصورت غير حرفه اي كار ميكنم بدن نسبتا خوب و رو فرمي دارم و بخصوص باسن و روناي خوش تراشي دارم . چون تو باشگاه خيلي رو اين قسمتا كار ميكنم . خاطره من حول همين باشگاه ميچرخه كه پارسال اتفاق افتاد .

من مدتي بود كه تو باشگاه كار ميكردم و نسبت به خيليا پيشرفت خوبي داشتم . اكثرا اينو بهم ميگفتن . هميشه موقع تعويض لباس يه چند نفري چشمشون دنبال رونا و كون من بود چون هميشه هم شورتاي كوتاه وچسبان با رنگاي جيغ ميپوشيدم و از طرفي بخاطر گودي كمرم كون برجسته و به اصطلاح طاقچه اي داشتم كه روز به روز برجسته تر وخوش فرم تر ميشد كه كونمو خيلي شبيه كون دخترا ميكرد. البته بايد بگم پوست سفيد و كم مويي هم دارم . اينم بگم كه زياد از اين هيزبازيهاي اونا خوشم نميومد وسعي ميكردم جلوي اونا لخت نشم ولاقل موقع شلوار عوض كردن قبلش بلوز بپوشم .

توي باشگاه با يه پسري آشنا شدم به اسم آرش كه سه سالي ازم بزرگتر بود و ظاهرا خيلي با شخصيت و ادم حسابي بود حدودا 28 سالش بود . قدش 190 بود و وزنش حدوداي 110 بود . هيكل خيلي توپي داشت چون حرفه اي بدنسازي كار ميكرد . بخاطر شخصيتش باهاش سلام عليك داشتم و اين ارتباط كم كم صميمي تر شد طوريكه مواقع كارمون تو باشگاه رو با هم هماهنگ كرده بوديم و بعد باشگاه هم اكثرا ميرفتيم فست فود و گردش . آرش مجرد بود و اصليتا تهراني بود كه بخاطر شغلش كه ناظر پروژه ساخت بود اصفهان زندگي ميكرد و خونه مجردي اجاره اي گرفته بود . وضع ماليشم تقريبا خوب بود .ارتباط ما طوري شده بود كه خيلي وقتا به خونش ميرفتم و بعضي شبا خونش ميموندم . تو اين مدت گاهي باهم شوخي هاي سكسي ميكرديم و اون گاهي منو انگولك ميكرد و در كونم ميزد .منم بخاطر نوع ارتباطمون اصلا بدم نميومد و بعضا منم مقابله به مثل ميكردم . شبا كه خونش ميومدنم با يه ركابي و شلوارك بودم ولي آرش اكثرا با شورت ميچرخيد .بدن عضلاني و پر موش ديدني بود و منو مجذوب خودش كرده بود . ما شش ماه بود كه با هم دوست شده بوديم و اين دوستي ما خيلي صميمانه شده بود . كم كم متوجه شدم كه آرش به من علاقه خاصي پيدا كرده و منو بيش از حد دوست داره . گاهي وقتا كه يكي دو روزي همو نميديديم وقتي منو ميديد بغل ميكرد و حسابي مي بوسيد. اين اواخر لبامم مي بوسيد. راستش بخاطر پيشنيه اي كه تو سكس داشتم حس ميكردم آرش بهم علاقه جنسي داره كه يه جورايي اذيتم ميكرد ولي حس شهوتش خيلي جذاب بود كه به اون حس بد غلبه ميكرد . يكي از شبا كه منو خونش دعوت كرد اول رفتيم بيرون شام مفصلي خورديم تو رستوارن البته مهمون آرش بودم . بعد از اون يه چرخي تو شهر زديم و طرفاي 11 بود كه برگشتيم خونه . بعد از پوشيدن لباساي خونه من جلوي تي وي نشستم وماهواره رو باز كردم . مشغول نگاه كردن بودم كه ديدم آرش با سيني با دوتا ليوان نوشيدني اومد تو حال ونشست بغلم و بهم تعارف زد . اول فكر كردم از اين نوشابه انرژي زا ها بود چون آرش از اينا خيلي تو يخچالش داره ولي وقتي خوردم مزه خاصي داشت كه اولين بار تجربش ميكردم . از آرش پرسيدم اين چيه كه با خنده گفت : چيز بدي نيست نترس بخور . با اصرار من گفت كه يه نوع مشروب با كيفيت خارجيه كه اسمشو يادم نيست چي بود . خلاصه من از رو كنجكاوي تا تهشو خوردم خيلي چسبيد. بعد يه كم كه مشغول ديدن تي وي بوديم وتخمه ميشكستيم حس كردم خيلي داغ شدم و يه سرخوشي خاصي بهم دست داد . آرشم رفت طرف تي وي و يه فيلم گذاشت. فيلمه بر خلاف فيلماي قبلي كه ميديديم كاملا سكسي بود واز همون اول بكن بكن بود . يه صحنش بدجوري شهوتيم كرد. دو تا مرد سياه كير كلفت هيكلي داشتن يه نوجوان هفده هجده ساله كاملا سفيد و خوشكلو ميكردن اونم خشن . يه نيگا به آرش كردم ديدم چشماش قرمز شده و داره كيرشو ميماله . راستش من خودمو همش جاي اون پسر سفيده ميديدم وحس خاصي داشتم انگار داشتم لذت ميبردم چون يه باري قبلا نصفه نيمه تجربه كرده بودم .

تو همين افكار بودم كه يهو دست آرش و رو گردنم حس كرد كه منو كشيد تو بغل خودش . تو اون لحظه من بخاطر اثر اون مشروب و اون صحنه هاي سكسي هيچ عكس العملي نشون ندادم وفقط چشمامو بستم . آرش منو كامل تو بغل خودش كشيد و دستاشو دور كمرم انداخت وبه طرف باسنم فشار ميداد .بعد لباشو رو لبام حس كردم كه داره اونارو ميك ميزنه اونم به شدت .نفساي گرمش رو به صورتم حس ميكرد . بعد يه لحظه دهنشو برد طرف گوشم وبه آرومي گفت : ساسان عزيزم امشب مال من باش زن من باش قربون اون كون نرم و گوشتيت بشم . من هيچ جوابي ندادم يه جوراي نميدونستم چي بگم. فقط ساكت بودم ولي اعلام مخالفتي هم نكردم . كم كم آرش شلواركمو از پام دراورد و همزمان زير پوش ركابيمو هم از تنم كشيد بيرون .حالا من بودم با يه شورت تنگ خيلي كوتاه كه اونم بندش لاي كونم جمع شده بود ومثل شورت لامبادا شده بود . آرش حسابي لمبراي كونمو ميماليد و فشار ميداد و گاهي چنگ ميزدو دهنشم گذاشته بود رو سينم و حسابي ميخورد . مرتب ميگفت : جون جوووووون. من خودمم از اين كاراش حشري و داغ شده بودم . آرش منو بغل كرد وبرد طرف اتاق خوابش و پرتم كرد رو تخت . وقتي بغلم كرد حس ميكردم بين بازواي كلفتش گم شدم . لباساشو سريع دراورد بجز شورتش و پريد وشورت منو از پام كشيد بيرون. با ديدن كون لخت و سفيد وگوشتيم يه اووووووووووووفي كرد و پريد يكي از لمبرامو بوسيد و چنگ زد ويه چك سفت بهش زد كه صداش تو اتاق پيچيد . بعد به من گفت ساسان شورتمو خودت برام درمياري؟ منم بدون اينكه حرف بزنم رفتم و دم تخت زانو زدم و شروع كردم كيرشو كه مثل ميله خيمه زده بود بيرون رو ميماليدم .بهش ميمومد خيلي گنده باشه .روم نميشد شورتشو درش بيارم تا اينكه آرش خودش شورتشو كند . چي ميديدم يه كير دراز و كلفت كه تو نگاه اول شبيه دسته بيل بود . فكر كنم بيست سانتي بود .سر منو گرفت و برد طرف كيرش و گفت بخورش ساسان . من اول سرشو گذاشتم تو دهنم و زبون ميزدم ولي با فشار دست آرش نصف بيشترش رفت تو دهنم كه يكمش رفت تو حلقم و من عق زدم . آرش شروع كرد تلمبه زدن تو دهنم هي اه اه ميكرد وقربون صدقه منو كونم ميكرفت . گاه گاهي هم به لمبراي كونم چك ميزد كه دردش و صداش منو هم حشري ميكرد . بعد خوردن كيرش منو بلند كرد و با شكم خوابوند رو تخت و لمبراي كونمو از هم باز كرد و دهنشو گذاشت دم سوراخ كونم شوروع كرد به ليس زدن سوراخ كونم . من از كارش هم تعجب كردم و هم احساس لذت شديدي ميكردم طوريكه بعد يكم كه گذشت من ناخوداگاه داغ شدم وشروع كردم به ناله كردم واه و اوه كردن . با اين كار آرش بيشتر زبونشو توي سوراخ قرمز كونم فشار ميمداد ومن هم داشتم از شدت لذت بيشتر ناله ميزدم . اينقد اين كار و كرد كه حس كردم از شدت داغي سوراختنگ كونم حسابي باز ونرم شده. بعد آرش ميز مطالعشو كه پر نقشه ساختماني بود رو خالي كرد و منو به پشت روش خوابوند طوريكه كونم لب ميز بود بعدپاهاي باز شدمو دوطرف ميز گذاشت. من بدون حركت و ساكت رو ميز خوابيده بود كه اون يه ژل رو از كشو ميزش بيرون اورد و ماليدش به سوراخم . ژل نسبت به سوراخ داغو خيس من خيلي يخ بود و من كاملا حسش كردم . بعد آرش شروع كرد با انگشتش ژل رو به داخل واطراف سوراخم بماله . بعد كلي انگشت كردن سوراخم آرش يكم از اون ژلا كه فكر كنم لوبيركانت بود به كير شق شدش كه مثل دسته بيل بود ماليد و سر كيرشو چسبوند به سوراخ كونم .اوه چقد داغ و كلفت بود آرش تو همين حال كمرمو گرفت و دولا شد و شروع كرد ازم دوباره لب گرفتن اه ميخاست لبامو بكنه . بعد همينطور كه لب ميگرفت تو چشام زل زد و گفت : ساسان جون من از اولي كه ديدمت عاشقت شده بودم و واقعا دوست داشتم مثل همسر و ميخاستم باهات ازدواج كنم و امشب جور شد تو ديگه از امشب مال من ميشي و تو همين حرفا يهو ديدم كمرمو سفت گرفت و كيرشو فشار داد تو سوراخ كونم .تو چشاش هم خشونت ميديدم هم شهوت و هم عشق .درد بدي تو كونم حس كردم ولي لب گرفتناي اون و زل زدنش تو چشمام مانع ميشد ناله كنم ويا توكني بخورم كاملا تسليمش بودم. اون همينطور داشت كيرشو آروم آروم فرو ميكرد و من هم دستمو دور باسن آرش حلقه زده بودم و فشار ميدادم از درد . تا اينكه حس كردم خايه هاي آرش به خايه هاي من خورد . فهميدم اون كير به اون كلفتيش تا ته توي كونم فرو رفته .حس عجيبي داشتم، كيرشو تو شكمم حس ميكردم . آرش آروم آروم شروع به تلمبه زدن كرد و هر سري به كيرش ژل ميزد وسرعتشو بيشتر ميكرد .منم دردم داشت كمتر و كمتر ميشد .تا اينكه آرش با تمام سرعت منو ميكرد و مرتب به لمبرام سيلي ميزد طوريكه مثل لپاي سرخ آب زده قرمز شده بود . منم حقيقتش داشتم لذت ميبردم و مثل قبل داشتم اه و اوه ميكرد و ناله ميزدم و آرشم هي جون جون ميكرد . صداي شالاپ شالاپ تلمبش تو اتاق پيچيده بود من تو اين حالت از شدت لذت ارضا شدم و آبم ريخت رو شكمم. آرشم آباي منو به كيرش ماليد و دوباره كرد تو كونم . بعد حدود ده دقيقه تلمبه زدن آرش منو دوباره به شكم رو تخت خوابوند و ازم خواست حالت داگي بگيرم . منم كاملا كونمو قمبل كردم براش. بعد آرش دستامو با يه دستمال از پشت بست .‌آرش دوباره شروع كرد قربون صدقه كونم ميگفت كون تو رو هيچ دختري نداره و از اين حرفا و هي چك ميزد به كونم بعد اومد پشتم و كيرشو دوباره فرو كرد تو كونم وبه شدت منو ميكرد . من واقعا نميتونستم تو اون لحظه تكون بخورم فقط بايد كون ميدادم .آرش بعد 15 دقيقه كه تلمبه زد پاشو گذاشت رو سرم و كيرشو تا ته محكم كوبيد تو سوراخم طوريكه نزديك بود تخماشم بره تو كونم كه حالا ديگه كاملا باز شده بود ، يه دادي زد و كمرمو سفت گرفت . حس كردم كه داخل سوراخم يه چيزي با فشار وارد شد . آرش ول شد رو من و منم كه كاملا بيحال بودم خوابيدم رو تخت . جفتمون خيلي عرق كرده بوديم . بعد يكم كه سرحال شديم رفتيم حموم . من بين مسير هال تا حموم همينطوري از كونم آب آرش ميرخت بيرون . بعد اون قضيه روي ما بهم باز شده بود وراستش منم به اون علاقه پيدا كرده بودم و سكسياي زيادي با هم داشتيم . رابطه ما 1 سالي طول كشيد . آرش بعد اتمام پروژه كاريش به تهران برگشت . چند باري بهم سر زد و با هم سكس كرديم كه بعدا ازش شنيدم كه ازدواج كرده و ارتباط ما تقريبا تموم شد . ممنون كه خاطره منو كامل خونديد .

نوشته: ساسان

با سلام لطفا کسانی که اهل گی نیستند نخوانند و اگر هم میخوانند فوش ندهند
لطفا بابت مشکل نوشتاری من را ببخشید
این قضیه برا 3 ساله پیشه یعنی وقتی 18 سالم بود من (امیر) و دوستم(سعید) که 16 سالش بود رفتیم دوتایی مشهد برا اینکه حال و هوایی عوض کنیم و با هزار بد بختی یه اتاق گیرمان امد و شب را انقدر با هم شوخی کردیم و قلیون کشیدیم که ساعت شد 4 صبح که سعید رفت و ساندویج گرفت آورد با یه نوشابه خانواده خوردیم این رو هم بگم من و سعید لباس و هیچ چیز دیگه ای با خودمون نبرده بودیم همون لباس تنمون و صبح خوابیدیم و تو روز باغ نادری و کوه سنگی و ... ساعت 10.5 شب برگشتیم و من لباسم رو در آوردم و با شلوارکی که همیشه پام بود نشستم قلیون کشیدن و سعید با شرت مامان دوزش نشست و ساعت 2 سوسیس درست کردیم خوردیم سعید خوابش میامد و من نمیزاشتم به خوابه دود میدادم تو سورتش .صدا تلویزیون رو زیاد میکردم خیلی کار دیگه که قاطی کرد گفت امیر بد میبینی من گفتم هیچ کاری نمیتونی بکنب و سعید هی میگفت من هم همش جوابش رو میدادم سعید یعد از 1 ساعت که نذاشتم بخوابه بلند شد نشست با من قلیون کشیدن و بعدش رفت بخوابه که من دوباره شورو کردم به اذیت کردن و سعید نوشابه مونده از شب اول رو برداشت و ریخت رو سینم و دستام که فوشش دادم و خندید و رفت بخوابه البته بگم منم خوابم گرفت ولی به خاطر ریختن نوشابه نمیخواستم بذارم بخوابه خوب دوباره شروع کردم که ایندفه ریخت روشلوارکم و به خاطر اینکه چغر شده بود مجبور شدم درش بیارم و با شرت هفتی نشستم و رفت بخوابه که شرو کردم وسعید بعد یروب اذیت ارازی که من کردمش این دفعه میرفتم بغل گوشش داد میزدم و از این کارا این دفعه یک چهارم نوشابه 2.5 لیتری که مونده بود رو کامل خالی کرد روم و کل بدنم و کل شرتم چغر شد و من تحمل شرتم رو نداشتم و مجبور شدم شرتم رو در بیارم که سعید چشماش 4 تا شد و من همش فوشش میدادم و شلوارک و شرت رو شستم و اومدم دراز کشیدم که دیگه بخوابیم که انگار آقا کون ما رو دیده بود خوابش پریده بود و حالا نوبت اذیت اون شده بود و شروع کرد اذیت کردن و هی دست زدن به کون سفید و بی موی بنده آخه 2 روز قبل مشهد همه پشمای بدنم رو زده بودم و من هی میگفتم بذار بخوابم اون میگفت نوبت منه منم خسته بودم بدجور انقدر اذیت کرد که من دیگه قاطی کردم و گفتم چی کار کنم میذاری بخوابم و اینم بگم حس بلند شدن از رو تخت و نشستن رو هم نداشتم گفت یه کار هست گفتم نگفته قبول که دیدم بلند شد بدون گفتن کارش شرطش رو در آورد و لخت مادر زاد رو من نشست من گفتم چی کار میکنی گفت مگه نگفتی قبوله گفت خوب کارم کردنت بود دیگه کونت رو دیدم خوابم پرید یه کله میگیرم میخوابیم منم دیدم روم نشسته و کیرش راست شده و چاره ای نداشتم گفتم خوب باشه ولی لاپایی ها که گفت باشه دو یه تا تف انداخت لا پام و سر کیرش و پاهام رو چسبوند به هم و شروع کرد و بعد چند دقیقه بلند شد وکیرش نازک بود یهو سریع لا چاک کونم رو باز کرد وکیرش رو مماس کونم قرار داد و با یه فشار کیرش رو کرد تو که جور سوختم تا اومدم داد بزنم جلو دهنم رو گرفت و یه فشار دیگه بعد 3 الی 4 دقیقه بعدش داد کل کیرش رو جا کرد و من حس کردم خون تو کل کونم داره فوران میکنه از درد و بعد 5 دقیقه شروع به تلمبه ردن کرد و بعد ی روب الی 20 دقیقه آبش اومد و خالی کرد تو کون من بدبخت ولی کلی بگم کلی حال داد و دیگه این تجربه رو نداشتم که بدم.
ببخشید اگه کم بود یا بد نوشتم آخه دفعه اولم بود .
نظر یادتون نره

نوشته: abed7ranga

سلام.من اولين باره داستان مينويسم و ايني هم ک ميگم در حال جلق زدن نيستم دي:
من موندم این فحش دادنا گاهی اوقات واسه چیه(البته بعضیا حقشونه زار میزنه ک واقعیت نیست!).خب همین فحشاست ک باعث میشه بعضی ها داستان ننویسن هرچند خوبم بنویسن والا!
خب داستان خودم :
يک روز من داشتم تي وي نگاه ميکردم ک يهو پسر داييم اومد خونمون معمولا خونه ما خلوته داداشمم دانشگاه بود .اين پسر داييمونم 13 سال داشت يا 14 و با اینکه لاغره ولی خوش چهرست
بعد اومد خودشو با من صميمي گرفت هي خودشو ميماليد بهم.راستی خودمم بدن ظریفی دارم یعنی نسبت به سنم کوچیکم.
هر چي ميگفتم بهش نکن باز ميديدم دوباره شروع کرد اینبار بدتر و خود ب خود کیرم حرکت کرد و ی کم قلمبه شد و معلوم میشد از روی شلوار ک راست شده ! پسر داییم گفت دیدی بلندش کردم . منم ک بد جور حشرم زده بود بالا ولي ميگفتم بچه اس نميفهمه ولش کن بابا خجالت بکش ولي ديدم اصلا ول نميکنه و کیرمم ک شق کرده بود بس یا خودشو میمالید بهش یا با شلوار میومد روش .(من به جنس موافق رغبتی نداشتم)
خونه هم هيچکسي نبود
يک دفعه ديدم دستشو برد توي شلوارم اخه کنارم نشسته بود و کیرمو دستش گرفت
گفت وای کيرت چقدر کلفته تا حالا اينطور کيري ندیدم . گفتم مگه کون ميدي؟ گفت اره! تا حالا ب پسر عمه خاله فلان .. دادم و وقتی تعریف کرد بدتر کیرمو بلندش کرد .منم ديدم قضيه از اين قراره گفتم منم بکنمش ک ديگه هوس بازي کردن با منو نکنه
گفتم ميخاي ببينش گفت اره منم درش اوردم و اونم سريع شروع کرد با دستش ب مالیدن کيرم.منم کیرم هی شقتر میشد .یهو دراز کشید و شلوارشو زد پايين وای چ کونی داشت با خودم گفتم الکی نیست همه تورو کردنت منم ديگه حشري تر شدم و نميتونستم خودمو کنترل کنم خدایی ب خودم حق دادم ک باید بکنمش .من وقتی حشری میشم نمیدونم شمام همینطوری هستین تفام حالت چسبی میگیرن یک ذره تف انداختم روی سر کیرم و باقیشم مالیدم به سوراخ کونش گفت کم زدي خودشم انگشت دستشو تفي کرد ماليد ب سوراخه کونش و کیرمم توی دستش گرفت و میگفت بکن تا کسی نرسیده من در عجب بودم پسر با اين سن چجوري اينکارارو بلده !!
اینم بگم کیر من خیلی کلفته با اینکه قدش کمه
اروم سوراخ کونشو با شصت دستام باز کردم قرمزی کونش فک میکردی یک انگشتم جا نمیشه و سر کيرمو گذاشتم سوراخ کونش
يک اخ بلندي ازش شنيدم ک سريع کيرمو بيرون کشيدم گفتم چي شد گفت اين خيلي کلفته نميره گفتم هنوز ک من سرشو هم تو نبردم گفت باشه دوباره ارومتر بزارش منم اينبار کيرمو اروم تر گذاشتم دم کونش واي اتيش بود منکه تا حالا کون نکرده بودم چه دختر چ پسر
يک حس عجيبي بهم دست داد يک کم رفت تو فریادش بلند شد منم کشيدم بيرون چون ميترسيدم طوريش بشه . خیلی سوراخش تنگ بود با اینکه میگفت گایده شده یا شایدم کیره من خیلی کلفت بود
گفت فقط سر کيرتو بکن توش بيار بيرون همشو نکن منم چون وقت نبود ترسيدم کسي برسه گفتم باشه و سر کيرمو ميکردم توي کونش و درش مياوردم ميماليدم ب سوراخ کونش چقدر صاف و سفيد بود دلت ميخاست فقط نگاش کني کوچيک بود ولي بدجور حشريم کرده بود و همش ميکردم توي کونش و ميمالدم ب قرمزي کونش (کاش میشد تا ته بکنی ولی اصلا نمیرفت هر چی میخاستم فشار بیارم میگفت درد داره منم میترسم همینطور با دو دستم کونشو گرفته بودم و اروم سر کیرم میرفت توی کونش و بیرون میومد .در همين حين ديدم داره ابم مياد گفتم کجا بريزمش توي کونت ؟گفت اره بريز منم ديدم سر کيرم توي کونش باشه ک ابم ميريزه روي فرش .کيرمم خيس شده بود کيرم بيشتر کردم توي کونش ک با يک اخ بلنده پسر داييم تمومه ابم توي کونش خالي شد
بعد کردنش بد راه ميرفت ولي ميگفت عالي بود . گفت ميشه بعدا هم بکنيم ؟منم گفتم نه .خدايي عذاب وجدان گرفته بودم از اون زمان 2 سال تقريبا ميگذره . چند روز پيش اومد ولي نشد بگم هواي کونشو کردم و از طرفي ام عذاب وجدان داغونت ميکنه اينم اولين کونه ناخواسته ک خودش اومد سراغم !
اگه عذاب وجدان ولم کنه الانکه 15-16سالشه بازم بکنمش داستانشو ميگم
دوستان نظر بدين اينبار چجوري بکنمش? اصلا بکنمش دوباره ؟ و براي اولين بار داستانم خوب بود؟
واقعا عينه حقيقتو گفتم و زرقو برقش ندادم!

نوشته: HIV

من اسمم امیر هست و این داستان رو که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به حدود 12 سال پیش که اون موقع 19 سالم بود. کاملا هم واقعیه. دوستان اگه تا ته بخونن خودشون می فهمن

من اهل تهرانم و تو یکی از شهرای شمالی دانشجو بودم. خوابگاهی که دانشگاه بهمون داد خیلی بی کیفیت بود و من و چند تا از دوستان بعد از یک ترم که خوابگاه بودیم بیرون خونه گرفتیم.
من با سروش( یکی از بچه های سال بالایی) که اهل تبریز بود و هم رشته بودیم خونه اجاره کردیم. ما طبقه دوم یه خونه مینشستیم که صاحب خونه هم طبقه پائین باهامون بود و راه ورودمون مشترک بود. اوایل من و سروش خیلی به هم احترام میزاشتیم اما بعد از گذشت یکی 2 ماه دیگه با هم صمیمی شدیم. اون همیشه باشلوارک یا شورت میگشت تو خونه. منم کم کم عادت کرده بودم. هوا که گرم میشد اون همیشه با یه مایو شنا تو خونه میگشت. داستان سکس ما از اونجا شروع شد که سروش با یه دختر اراکی آشنا شد و همیشه تو خونه بحثش رو میکرد که میخواد بکندش. چند بار هم تلاش کرد بیاردش خونه اما نشد.فقط بیرون همو میدیدن و لاس میزدن. خیلی تو کف سکس بود. اون میومد تعریف میکرد. منم کف میکردم. با سروش که یه سفر رفتیم آستارا اونجا یه سی دی پلیر کوچیک گرفتیم و با هم فیلم میدیدیم.
یه روز سروش رفت خونه ی یکی از دوستا و کلی فیلم آورد. من نمیدونستم فیلم سکس هست بیشترش. خلاصه شبا می نشست فیلم سکس میدید. من اوایل زیاد نگاه نمیکردم اما زمانی که اون نبود تنهایی نگاه میکردم. یه روز غروب که من از دانشگاه برگشتم خونه دیدم سروش جلوی تلویزیون خوابش برده تازه دستشم داخل شورتشه به کیرش و یه فیلم سکس هم گذاشته.اولش میخواستم فیلمو خاموش کنم اما دیدم صحنه ی جالبی هست و یه ریسه داره مخ منشی شرکتو میزنه تا بکنتش. ریسه وقتی میره جلو منشیه اولش کنار میره اما وقتی ریسه میچسبه بهش و دامنشو میزنه بالا و دست میزاره رو شرتش تعجب میکنه و میبینه که منشیه دوجنسه هست خلاصه فیلم تا جایی پیش میرن که منشیه رئیسه رو هم میکنه من وقتی که دختره کونه مرده رو میزاشت خیلی حشری شدم و بدجوری راست کرده بودم و با خودم ور میرفتم. اصلا حواسم نبود که سروش بیدار شده و داره منو میبینه. یه دفعه سروش گفت واقعا فیلمش باحاله. من چند بار دیدمش. دوس دارم تجربه کنم. منم خندیدم گفتم گیر آوردی نشون ما هم بده. به قدری حشری شده بودم که میخواستم جلق بزنم پیش خودم گفتم میرم حمام هم دوش میگیرم هم جلق میزنم.رفتم که برم حمام سروش برگشت گفت میری جلق بزنی؟ منم با خنده گفتم آره. سروش گفت کمک نمی خوای؟ منم گفتم لازم بود صدات میزنم. اینو گفتم و بعد رفتم حمام. دستگیره حمام خراب بود و درش بسته نمیشد از داخل و حالت نیمه باز داشت منم سطل زباله رو گذاشتم پشتش تا بسته بشه. لباسمو کندم. آب رو باز کردم رفتم زیره دوش. اون صحنه ای که دختره کیرشو میکرد تو کونه مرده کلا جلوی چشمم بود.پیش خودم گفتم باید جالب باشه که یه دختر یه مرد رو بکنه. یه کم که زیره دوش بودم نشستم رو زانوهام و شروع کردم به جلق زدن با یه دستم هم به سوراخه کونم ور میرفتم. تو حال خودم بودم و داشتم جلق میزدم که دیدم یه دفعه سروش اومد تو حمام سریع پا شدم جا خوردم گفتم اینجا چیکار میکنی گفت اومدم کمکت. من خشکم زده بود. نمیدونستم چی بگم. سروش که کیر راست منو دید با یه دستش کیر من رو میمالید یه دستش هم تو شرتش بود. به قدری شوکه شده بودم که نفهمیدم داره چی میشه. یه دفعه دیدم بدنم داره میلرزه. تا بجنبم آبم اومد و ریخته شد کف حمام. سروش برگشت گفت حال کردی به آرومی گفتم آره. دمت گرم. با خنده گفت حالا نوبت تو. منم بدونه اینکه چیزی بگم دستمو گذاشتم داخل شرتش. یه کم از داخل شرت براش ور رفتم گفت شرتمو در بیار. منم شرتشو کشیدم پائین. یه دلهره خاصی داشتم و پاهام می لرزید. من که خم شدم تا شرتشو در بیارم اون با دو دستش باسنم رو گرفت و لای کونم رو باز کرد. با عصبانیت گفتم چیکار میکنی اون چیزی نگفت و به کارش ادامه داد. دیدم داره خوشم میاد.ایستادم و دوباره کیرش رو گرفتم دستم. بعد از چند لحظه گفت امیر میشه لاپایی بزنم من گفتم نه لای پاهام مو داره زخم میشیم گفت اشکالی نداره. یه کم تف زد و شروع کرد به لاپایی زدن. اون قدش یه 10 سانتی از من بلندتر بود برای همین لاپایی زدن براش سخت بود. یه کم که لاپایی زد گفت کمرم درد گرفت دراز بکش من از پشت لاپایی میزنم منم گفتم باشه. کف حمام دراز کشیدم اون اول لاپایی میزد اما دیدم یواش یواش کیرشو میاره دم سوراخم و با سوراخم ور میره. بدجور داشتم حال میکردم. یه لحظه فرورفتنه کیره زنه دوجنسه تو کونه مرده اومد جلو چشمام نا خودآگاه گفتم سروش بکن تو هنوز جمله من تموم نشده دیدم نفسم بند اومد و کل بدنم سوخت سروش با یه تلمبه کله کیرش رو کرد تو کونم و خودش رو سفت چسبوند به من. برای چند ثانیه نفسم بالا نیومد تا اینکه آروم کیرشو کشید بیرون و دوباره کرد تو. من درد میکشیدم و اون تلمبه میزد. با چند تا تلمبه دیگه آبش اومد و اونم بی اختیار آبش رو ریخت تو کونم. این اولین باری بود که کون میدادم. من و سروش یک سال و نیم دیگه هم با هم هم خونه بودیم و بارها سکس میکردیم. البته بعد از حدود 2 ماه از سکس اولمون سکسمون دو طرفه شد. تو این یک سال و نیمی که با سروش بودم اتفاقات جالبی افتاد که تو داستانای بعدی براتون تعریف میکنم

نوشته: امیر

من اشکان 25 سالمه.تو دوران کودکی با پسرعموهام که همسن بودیم شیطنت میکردیم.البته نه بصورت دسته جمعی .هردفعه با یکیشون بودم.اما چون اون موقع بیشتر از 10سال نداشتیم چیز زیادی نمی فهمیدیم.
تو دوران نوجوونی که با پسرعموهام فیلم سکسی میدیدیم خیلی از بدن مردا خوشم میومد و لذت میبردم.
وقتی 12 سالم بود یکی از پسرعموهام که 3 سال از من بزرگتر بود بهم پیشنهاد داد که باهم حال کنیم.من اول راضی نشدم چون من هنوز به بلوغ نرسیده بودم .اما اون اصرار کرد و قرار شد من اول تو کونش بزارم کیرم هنوز بزرگ نبود و وقتی میذاشتم تو کونش دردی نداشت .چند دقیقه همینطور روش خوابیدم .بعد نوبت اون شد.کیرش بزرگ بود من دراز کشیدم به کونم توف زد کیرشم خیس کرد وقتی سر کیرشو کرد تو کونم دردم اومد زود بلندشدم.دیگه بهش ندادم اونم دیگه اصرار نکرد.
چندسال گذشت وقتی 17 سالم بود همین ماجرا برام دوباره پیش اومد البته ایندفعه من به جای پسرعمو بزرگه بودم.به پسرعموی دیگم که از من 5 سال کوچیکتر بود پیشنهاد دادم اونم قبول کرد.قرار شد اول اون بزاره اونم هنوز به بلوغ نرسیده بود و کیرش بزرگ نشده بود .چنددقیقه کیرشو گذاشت در کونمو فشار داد اما دردی نداشت مثل اینکه با انگشت دارم کونمو میخارونم.بعدش نوبت من شد کونشو خیس کردم سرکیرمو گذاشتم دم کونش یه فشار دادم آه کشید زود دراوردم رفت دستشویی اومد دیگه راضی نشد بده.
چنددفعه هم پسرهمسایمونو که کونی محله بود و از من یکی دو سال بزرگتر بودو راضی کردم بیاد خونمونو کونشو که ازبس داده بود گشادبودو کردم.
اما بعد چند سال تو سایت شهوانی با یکی اشنا شدم و قرار گذاشتیم برای سکس حضوری. 30 سالش بود رفتم پیشش قدش از من بلندتر بود. اول یه مقدار حرف زدیم شربت خوردیم میگفت تابحال کون نداده اما چندبار دختر و پسرکرده .لباساشو در آورد بدن خوبی داشت سبزه و کم مو موهای کونشم صاف کرده بود.کیرش بزرگ نبود اما کلفت بود.اومد لباس منم دراورد مشغول شدیم به لیسیدن هم.وای چ بدن داغی داشت سینه هاشو لیس زدم دستم بین روناش بود یواش انگشت میکردم تو سوراخش.حسابی حشری شده بودیم اونم بدن منو لیس میزد اومد پایینو شروع کرد به لیس زدن کیرم.مال من بزرگتربود اما باریکتر.وای تندتند داشت کیرمو میخورد میگفت عاشق کیرخوردنه.کیرم تا حلقش رفته بود. با تخمام بازی میکرد. بعد شروع کرد به لیس زدن کونم رونامو لیس زد بعددور سوراخم بعدشم زبونشو میکرد تو سوراخم.داشتم دیوونه میشدم .کیرشو خیس کرد مالید دور سوراخم .بهش گفتم یواش بزاره چون من تابحال نداده بودم .اونم گفت یواش میزاره سر کیرشو کرد تو سوراخم دردم اومد با دستم کشیدم بیرون دوباره تف زدو یواش یواش میکرد توش.چندلحظه همینطور سر کیرشو کرد تو و دراورد. بعد دوباره کیرمو گرفت دستش شروع کرد به ساک زدن.راستش بیشتر دوس داشت کون بده.اما روش نمیشد بگه. کیرم باز راست راست شد کونشو میمالید به سر کیرم بعد من دراز کشیدم نشست رو کیرمو هی بالا پایین میرفت. کونش گشاد بود اما میگفت قبلا نداده.کیرم تا ته رفته بود توش.همینطوربالا پایین میشد وزنش سنگین بود دیگه داشتم له میشدم گفتم بسه.برش گردوندم رو تخت کیرمو کردم توش خوابیدم روش. دردش میومد اما حسابی حشری شده بود میگفت تا ته بکن منم تا ته میکردم تخمام شاپ شاپ میخورد دم کونش. بعدش به کمر خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر کمرش پاهاشو گرفتم رو شونه هام دوباره شروع به تلمبه زدن کردم.تو همین حین آبش اود با دستمال پاک کرد. منم چنددقیقه تندتند کردمو دیگه داشت آبم میومد پرسیدم دوس داری کجا بریزم گفت بریز تو کونم آبمو با فشار پاشیدم تو سوراخش همینطور بافشار میپاشید.کیرمو چندلحظه تو کونش تاب دادمو خودم افتادم روش.
کیرم هنوز سیخ بود .بلندشد رفت دستشویی وقتی اومد دید باز کیرم سیخه باز شروع کرد به خوردن کیرم .خیلی تو ساک زدن ماهر بود.گفت که اونم میخواد آبشو بریزه تو کونم منم قبول کردم دراز کشیدم باز سوراخمو لیس زد.کیرش راست نمیشد باهاش وررفت تا راست شد سرشو کرد تو سوراخم عقب جلو کرد آبش زود اومد کم بود فشارم نداشت. اما پاشید رو کونم.کیرم هنوز مثل آهن سفت بود گفت باز میخوای بکنی ؟ ایندفعه دستاشو زد به دیوارو کونشو قلمبه کرد به طرفم منم چون قدم نمیرسید یه بالش گذاشتم زیر پام کیرمو کردم توش. بعد نشوندمش رو تخت گفتم یه پاشو داد بالا شروع کردم به تلمبه زدن .حسابی داغ شده بود اما آب من نمیومد مدل سگی نشست منم تا توان داشتم تلمبه میزدم اوخ اوخ میکرد کیرم تا ته توش بود میگفت دیگه دردش میاد درش آوردم گذاشتم دهنش چند دقیقه ساک زدو با دستش با کیرم ور رفت تا آبم اومد پاشیدم رو سینه هاشو صورتش .خیلی دوس داشت چند قطره شو گذاشت دهنشو مزه مزه کرد.بعد خودمونو پاک کردیم. میوه خوردیم و از هم جدا شدیم .چندباریم خواستم باز برم پیشش اما جور نشده یه بار اون کار داره یه بار من سرم شلوغه اما باهم در ارتباطیم و میگه عاشق کیرمه و دوس داره باز بشینه روش.
اگه باز رفتم پیشش و دوس داشتید خاطره شو براتون میزارم.

نوشته:‌ اشکان

من امیر هستم سی هفت ساله از تهران لاغر و قد بلند تیپ اسپرت اگه بار اولی باشه که منو ببینی باخودت سن منو بیشتر از بیست شش و هفت سال حساب نکنی همه اینطور هستن گی هستم و از هفده سالگی تاکنون هم دادم و هم کردم کیرم کلفته و هفده سانت هست عاشق کیرهای کلفت و دراز هستم چیزی که تا هنگام قبل از این داستان تنها دوبار طی این سال ها کیر هفده هجده سانته کلفت دیدم اکثر اون ها پونزده و چهارده سانت بیشتر نبودن که یکیشون هم بود که بزور پونزده سانت میشد اما خیلی کلفت بود با کیرهای کوچیک سکس نمیکنم خوشم نمیاد آدم های چاق هم تو لیست من جایی ندارن خوب حدود چند سالی هست که گاه و بیگاه آیس میکشم و از همون موقع میل به سکس و دادن هم بیشتر شده این اواخر زیاد میکشم و خوب زیاد هم میل به سکس دارم اما بیشتر خودمو با کیر مصنوعی ساخت خودم که با چسب آکواریوم درست کردم باهاش حال میکنم تا اینکه با ساقی آیس که بچه شمال هم هست و قد بلند و تو پر هم هست تیپ اسپرت هم میپوشه و شرق تهران کاسبی میکنه و گرم و صمیمی شدم قبل از اون من نسبت به اون علاقه ای داشتم اما هیچ موقع بروز نداده بودم تا اینکه تو مکان اون که اتاق سیمتری هست داخل یک خانه کلنگی که اطراف بازار تهران از این مدل خونه ها که اتاق های اونو اجاره میدن و بعضی دفتر کار بعضی واسه خواب و بعضی هم انبار میکنند تمام اطراف آن اتاق های که توهرکدوم دوسه نفر شب ها میخوابن و اونجا هم داخلش پراز کالای مالک انبار بود که چون اون هم آیس میکشید کلیدشو بهش داده بود شب ها اونجا بخوابه و قسمتی رو فرش انداخته بود و دو پتو بصورت دولا روی هم گوشه ای اتاق بود که روی آن میخوابید و دوتا بالش بزرگ که هم پشتی بود هم بالش تکیه به دیوار بود تلوزیون رنگی کوچیک و گاز سه شعله که هم برای گرم شدن هم غذا و چایی کاربرد داشت البته من بیشتر برای سیخ و سوزن و چایی دیده بودم کار کنه . وقتی داخل شدم درب رو از داخل بستم صدای مردانی که در اتاق های خودشون گاهی با صدای بلند یا خنده یا وزوز آرامی شنیده میشد داخل شدم پول کار رو دادم و جنس رو گرفتم و چون خودش نشسته بود میکشید یک آچار نو هم داد که من بزنم و منم مشغول شدم و هفت شب بود و زمان داشتم تا ده شب که معمولا میرم خونه اون ساعت جنسش خوب بود همیشه اما تا اون موقع همچین مدلی که نتونم زبونم رو کنترل کنم نشده بودم قیافه ای عجیب که عموم آدم هایی که دیده بودم ازش بار میگرفتن خشن و شر میگفتن اما من هر چی بود حس میکردم خیلی بهم نزدیک هستیم و تحت تاثیر فاز سکس باهاش بودم و نیم ساعت از کشیدن گذشته بود که حرف هایی که بینمون رد و بدل میشد سکسی و حال و لذت بود که من با دوسه سوال از اون پرسیدم و کم کم جواب ها و حرف زدن های من و اینکه لو دادم هرچی بوده و یک ساعت از آمدنم و کشیدنم گذشته بود که تو آسمون و ابرها بودم و حالا فقط سیگار بود پشت هم یکی اون یکی من میکشیدیم و هوای مه گرفته از دود سیگار بالای سرمون پر شده بود . اعتماد کردم و راز خودمو گفتم و اونم قبلش چیزایی گفته بود که من با خیال راحت تر از خودم گفتم و آخر سر اینکه پرسید از من که تو این هارو گفتی و منو پسندیدی درسته منم تورو خوشم آمده و بین خودمون هم میمونه و نه من حرفی میزنم نه تو و ببینم الان که منو حشری کردی خودت هم میخوای یا منو فقط حشری کردی که بعد بیایی ؟ من جواب دادم اگر آماده هستی من آماده ام و اینطور شد که درب رو که من از داخل فقط رودر چفت کرده بودم رو قفل رو به پشت درب بست و برق تو اتاق رو خاموش کرد که همه اتاق تاریک و چشم چشم رو نمیدید و لامپ گوشی همراهشو روشن کرد و از کمد دیواری با کلید باز کرد و کیفی دستی کوچکی رو آورد کنارم گذاشت و گفت برای خودمون و شما که دوست داری در تاریکی حال کنیم گوشی رو خاموش کرد لامپشو و لباس هامونو درآوردیم و من تو دلم همش به اینکه خداکنه کیرش کیر خوبی باشه و کاملا لخت شدیم رو کرد و گفت خوب یک بالش رو زیر سرش گذاشت رو پتو هم رو به من دراز کشید و من سمتش رفتم و دستی روی بدنش کشیدم که موهای شکم و سینه اش بود و پرسیدم راستی چند ساله هستی گفت ازتو بزرگ ترم و گفتم مگه میدونی چند ساله هستم گفت آخرش خونه پر بیست هفت هشت فکر نکنم بیشتر باشه منم گفتم خوب تو گفت سی هفت و تو دلم گفتم همسن هم هستیم . هیکلش و اندامش از بدن من قوی تر بودند و بدنش تو پر تر هم بود و منو روی خودش کشید و بدن لختمون بهم رسید و من روی اون بودم و لب تو لب باهم شدیم و اون با کف دستانش کمر و پشتم و باسنمو میمالوندند و لب تو لب بودیم که غلطید رومن و من زیر رفتم و اون رومن و شروع به خوردن گردنم و کمی پایینتر نوک سینه ام رو که با لب و میک زدن و زبونش خورد که خیلی حشریم کرد و سرم رو بالش بود و بالش هم بزرگ و یکطوری انگار نیمه دراز کش بودم و پرسید گفتی که همه جور حال میدی ساک هم میزنی گفتم آره خوب تو سکس هست و زانوی یک پاشو سمت راست بدنم و اون یکی رو سمت چپ روی پتو گذاشت و درواقع روسینه ام اگر میشست بود ولی کیرشو جلوی دهانم آورده بود دستمو بردم و گرفتمش بد نبود قدش که خوب ولی خیلی نمیامد کلفت باشه و کمی رو به جلو سرم رو بلند کردم و داخل دهنم بردم که موقع خوردن انگار خیلی حال کرده بود مرتب آه و اوی میکرد و خسته شدم از خوردن اون اول با کرم که به دوانگشتش مالیده بود سوراخمو چرب و بعد توشو هم برد و بعد کاندومی برداشت و باز کرد و کمی با کیرش بازی کرد که شق شد و کاندوم رو روی کیرش کشید و کمی روی کاندوم رو هم چرب کرد و من رو شکمم دراز شدم و یکی از بالش ها زیر گردنم و صورتم بود که آب دهنشو روی سوراخ کونم وقتی از دوطرف با دستاش باز کرد انداخت و با دستش سر کیرشو روی سوراخم بازی میداد و موقع تو رفتن کیرش مشکلی نداشتیم و تنها یکی دوبار تف زد که روان تر شد و مشغول کردن شد و کمی گذشت مدل عوض کرد و از مقابل هم و تنها من از زیر زانوهام دستامو برده بودم و پاهامو تو بغلم گرفته بودم و کیرشو کرد تو و تا جایی که بیشترش تو بود و چند بار این کارو تکرار کرد و بعد تند تتند شروع به تلمبه زدن کرد و رومن خیمه زده بود کم کم احساس کردم کیرش حس اولی رو نمیده و حال خیلی نمیکنم و این بار من مدل خواستم عوض کنه و مدل سگی شدم و اون موقع کردن بهتر شده بود و حال کمی با کیرش میکردم که کیرشو از کونم درآورد و گفت پسر کونت باز شد و حال نمیذه نمیدونم چرا و چرخیدم و کاندومشو برداشتم و گفت شاید خیلی روان تر شد و گفتم من لبامو دور کیرت میگیرم و خودت تو دهانم تلمبه بزن و فکر نکنی آبت داره میاد چون ممکنه عقب بیافته منم زیاد نمیتونم لبامو نگه دارم پس زود تر باید آبت بیاد یا تو کون گشادم کنی بیاد یا جلق بزنی چون ممکنه دردت بیاد شب و سردرد بگیری پس فقط به آبت فکر کن و سرمو رو بالش گذاشتم و اونم کرد تو دهنم و همینکه شروع کرد به عقب جلو بردن لب و دهنم و زبونم به بیحسی و سر شدن رفتند و حسی نداشتم موقع تو دهنم کرده بود و نزدیک هفت هشت دقیقه یک کله تند عقب جلو میکرد و لبام داشتند از درد میترکیدن که آبش با حجم زیادی که همراه با تکون دادن های دستش هم شده بود همشو خالی کرد و بعد خالی کردم و خیلی حال کرده بود و من همونجا ازش پرسیدم حیف که دوتا کیر نداری که باهم بکنی گفت الان اگر برق رو روشن کنم مشکلی نداری که رومون باز شد به همدیگه و بعد لامپ روشن کرد و گفت اوف موهای بدنت رو میزنی مثل کوس ها میشین که و گفت میدونم خسته شدی ولی کمی برام بخورش و ایستاده بود و من کیرشو که شل بود رو خوردم تا شق شد و گفت بی زحمت قونبول کن کار دارم و بعد کمی تف رو کیرش انداخت و با دستش سرشو کامل لیز کرد و روی سوراخم آروم فشار داد و تا نصف داخل شد و با دو انگشت داخل سوراخ از دور بر کیرش جا داشت و گفت بیشتر هم میتونه باشه و گفتم مگه غاره و گفت شرط میبندم و گفت که خوب و کیرشو درآورد و گفت تو گفتی تاحالا دونفری نداشتی و حالا اگر از من خوشت آمد و خواستی بعد حال کنیم بهتره کیر دومی باشه که حال کنیم بیشتر و من اگر خواستی آدمشو دارم و مطمئن و اهل و بچه این طرف ها هم نیست و خودش هم ببینی خوشت میاد البته تنها یکی نیست دو سه تا دارم که خوراکشون کون کردن هست و اگر خواستی یکی یکی امتحان میکنیم .

پایان قسمت اول

(( آیس همون شیشه یا کریستال هست که الان که من مدت هاست ترک کردم هنوز گاهی کرم آن می افته دوباره برم سراغش ولی سخته ولی باید بهش فکر نکرد این همون هست که میگفتن اعتیاد نداره و همه هم فکر میکنن چون خماری نداره اعتیاد نداره ولی اعتیاد آن خیلی از مواد دیگری بیشتر است من هم اوایل هر دوهفته یکبار خیلی جزیی با رفقا میکشیدیم که کم کم بدن مقدار بیشتری رو که ... میشه هر روز و هر آن ... تحقیقات زیادی راجب اثرات آن شده که حس سکسی رو افزایش میده ولی به همون مقدار مردان رو بدون شک از مردانگی ساقط میکنه وقتی فاز داری چند برابر بیشتر از حال معمولی هرکاری که بخوای میکنی سکس یا ....مثلا من یکبار ماشینمو چند بار کف زدم و شستم و آب گرفتم انرژی زیادی رو داره که بعداز آنکه اثرش از بین رفت خستگی و بی رمقی درپی داره که همین حس لعنتی برای شارژ شدن تبدیل به اعتیاد میشه . آچار - پایپ ) ) .

امیدوارم خوانندگان اون قدر عاقل باشن که سمت هیچ موادی نباشن و به سلامتی اهمیت بدن .

نوشته:‌ امیر

سلام این داستان واقعی هست من 39 سالم هست ودر دوران نوجوانی وجوانی به 11نفر بیش از 50بار کون دادم و در سن 22سالگی دیگه کون ندادم و درسن28سالگی ازدواج کردم تا این که در سال گذشته از همسرم جداشدم به همین خاطر کلا از زنها دل خوشی ندارم وزندگی مشترکم خیلی تلخ بود نزدیک 4سال بود که باهیچ کس رابطه سکسی نداشتم و فقط با فیلم های سوپر ارضا می شدم هرچه در سایت هم دنبال دوست و بکن گشتم کسی را پیدا نکردم تا اینکه دوهفته گذشته تعمیر کار شوفاژ برای تعمیر وکنترل شوفاژها به واحد ما آمد جوانی حدود 39ساله متاهل لاغر و سبزه بود با یک کیف آچار اسمش حسین آقا بود شروع به کار شد و تعدادی از شوفاژها را تعمیرکرد من از کار کردن و تیپش خوشم آمد هنوز کارش تمام نشده بود تلفنش زنگ خورد وگفت ببخشید آقا فرشاد کاری پیش آمده باید بروم فردا میآیم و بقیه کارم را انجام می دهم من هم ازفرصت استفاده کردم و گفتم اگر امکان دارد شماره مبایلتان را به من بدهید گفت باشد هنوز سوار آسانسور نشده بود اولین پیام رابرایش فرستادم (نمی کنی) در جواب گفت (می کنم شما) گفتم (کسی که از تو خوشش آمده ) طفلک فکر می کرد دختر یا خانمی هستم گفت ( کجایی بیام )گفتم (من پسرم ) فکر کرد شوخی میکنم گفت(من سگ نمی کنم )گفتم (من بره هستم ویک کون تپل دارم بدون مو و سفید )گفت (باشه )گفتم (کی می آیی بکنی گفت (کجا بیام کی هستی آبم آمد ) گفتم (به کی شماره دادی چرا آبو اصراف کردی می دادی من )گفت (آقافرشادی) گفتم (بله)گفت (فردا که آمدم ترتیبت را میدهم )من هم به این امید رفتم حمام وتمام موهای بدنم را زدم (البته بدن مو نداره )حسابی تمیز وسفید شده بودم
صبح ساعت 10بود که حسین اقاآمد اول مشغول به کارشد رفتم داخل اتاق بهش اس دادم (می کنی) گفت (بد هست آقا فرشاد )خیلی حشری شده بودم داشتم داخل اتاق سینه هام را می مالیدم که صدام کرد گفتم (بله )گفت کارمن تمام شد دارم میروم باعجله از اتاق بیرون آمدم خداحافظی کرد ورفت بیکار ننشستم یک اس دیگر دادم گفتم( بیامن بکن )گفت(نه ) گفتم( التماس می کنم خوبه یکبار امتحان کن ) گفت (نه ) گفتم (غلامت می شم)گفت ( غلامت با کیر نمی خوام)وگفت (از خدا بترس )گفتم (به خاطر همان خدا که اسمش رابردی بیا همین یک دفعه ، دلم را نشکن ، بد می بینی)گفت آماده شو آمدم . بعد از چند دقیقه دیدم زنگ در صدایش بلند شد از چشمی در نگاه کردم دیدم حسین آقا هست در راباز کردم گفت لوله ها آب میده گفتم بله وآمد داخل من حول کرده بودم اول میترسیدم در ورودی باز بود و آمد رفت سر سوفاژها وبلند گفت این لوله ها مشکل داره متوجه شدم در باز است ورفتم در را بستم دستش روشوفاژ بود برای چک کردن دستم را روی دستش گذاشتم آرام دستش را کشید گفت (اتاق خوابم شوفاژش سرد است) گفتم بله باهم رفتیم داخل اتاق خواب دستش رو شوفاژگذاشت من هم دستم راروی دستش گفتم( چه دستای گرمی )گفت (چه کار کنم ) گفتم (لخت شیم )ومن شروع به در آوردن لباسهایم کردم ودر حالی که ایستاده بود آرام دستم را روی کیرش بردم مات ومبهوت ایستاده بو د وقتی بدن سفید من رادید زیپ شلوارش را باز کرد وگفت (ترسیده بلند نمی شود )گفتم( بزا ساک بزنم )گفت (بده) گفتم( نه مگرتمیز نیستی) گفت (چرا )سر کیرش را کردم دهنم با تعجب نگاه می کرد خوب خوردمش خیلی حال میداد گفت (بسه کاندوم داری )گفتم (چرا )گفت (می ترسم مریض بشیم) گفتم (هست )بهش یک کاندم دادم گفت( بخواب وپتو راروی سرت بکش )گفتم (چرا )گفت (خجالت می کشم من دراز کشیدم به رو اول خجالت می کشی آرام آمد روی من کپلهاکونم را باز کرد ویواش یواش کیرش راکرد توکونم خیلی خوشم می امدمن هم آه آه میکرد گفت (دردت میاد )گفتم (نه خوشم میاد) یک دفعه ای تا آخر داخل کرد دردم آمد ولی درد خوبی بو د بعد گفت بیا لب تخت پاهات رابزار پایین وکیرش را می مالید در کونم ویک دفعه ای داخل کرد وشروع به تلمبه زدن نمود من ارضا نشدو چون اولش خیلی ترسیده بودم بعد شرو ع به تلمبه زدن تند کرد وآبش را ریخت گفتم کاش کاندوم نمی داشتی گفت باشه دفعه بعد،کارش که تمام شد شلوارش را پوشید ورفت بهش اس (دادم ممنون عزیزم) گفت (دیگه اس نده هروقت خودم خواستم خبرت میکنم )ولی من خیلی دوست دارم بازم منو بکنه از شما می خواهم راهنمایم کند ممنونم که داستان من را خواندید لطفا نظر بدهی
دوستدار شما فرشاد

سلام دوستان من عاشق سکسم اولین بار که شهوانی رو خوندم داستان های دوستان رو خوندم برام جالب بود تو همین سایت تو قسمت چتش با یکی اشنا شدم که اهل یکی از شهرهای اطراف شهر خودمون بود گفت 40 سالمه راستی بعد از یکم چت تو شهوانی از یاهو با هم بودیم بهش وب دادم از کیرم گفت کون بده منم تا اون موقع همیشه وب کیر میدادم ولی نمی دونم چرا بش وب کون دادم گفت تا حالا کون پسر کردی گفتم نه گفت کون دادی گفتم نه گفت دوس داری امتحان کنی گفت نمی دونم گفت با هم قرار بزاریم همدیگه رو از نزدیک ببینیم گفت باشه ولی کاری نمی کنیم فقط همدیگه رو ببینیم گفت باشه تو یکی از شهرهای اطراف قرار گذاشتیم من رفتم مسافرخونه اونم اومد همون مسافرخونه هر کدوم تو یه اتاق تلفنی با ترس و لرز گفتم که تو کدوم اتاقم در زد در و باز کردم گفت اقا کبریت دارین گفتم بله اومد تو قیافه نداشت موی سرش کمی رفته بود جلو سرش چاق هم بود نشستم رو تخت کنارم نشست یه خورده صحبت کردیم دستشو گذاشت رو کیرم کیرم بلند شد گفت کیرتو ببینم گفت با هم لخت بشیم گفت باشه با هم لخت شدیم کیرش کوچیک بود تو دلم گفتم اگه بهش کون هم بدم چون کیرش کوچیکه اذیت نمیشم منتظر بودم ببینم چکار میکنه گفت ساک میزنی خواستم بگم نه اون شروع به ساک زدنه کیرم مجبور شدم کیرشو ساک بزنم بد مزه بود تا حالا کیر نخورده بودم یه جوری بود حال نکردم زیاد گفت بشینم نشستم پا هامو بلند کرد شروع کرد به لیسیدن کونم اولش یه جوری بودم ولی خیلی حال کردم زیاد وقتی سوراخ کونمو می خورد کیرش تف کرد گذاش رو سوراخم ترسیدم ولی کیرش کوچیک بود راحت رفت تو کونم شروع کرد به تلمبه زدن حال میکردم زیاد نمیدونم چرا در اورد کیرش رو سر کیرشو دیدم گوهی شده بود حال به هم خورد دیگه نزاشتم کاری بکنه بلندشدم لباس پوشیدم برگشتم شهرمون تو راه به کاری که کرده بودم فکر میکردم پشیمون بودم خیلی ولی دیگه شده بود شماره ش رو پاک کردم .
مرتب زنگ میزد جواب نمی دادم
بعد از یک هفته راستش لذت لیسیدن کونم و کیرش که تو کونم بود به سراغ اومد از ذهنم بیرون نمی رفت شماره ش رو تو یاهو داشتم زنگ زدم گفتم فلانی هستم گفت تو چرا اینکارو کردی و کلی گلایه گفتم میخوام این بار خیلی خوب بهت حال بدم تو هم به من حال بده گفت باشه دوباره رفتیم همون مسافرخونه فرداش ولی این بار به جای اتاق جدا رفتیم و اتاق عمومی گرفتیم البته جدا طوری که همدیگه رو نمی شناسیم اتاق سه نفره بود احتمال داشت نفر سوم هم بیاد ولی کسی نیومد شب طرفای ساعت 11 شب لخت شدیم 69 شدیم و کیرهمو خوردیم من چون بلد نبودم خیلی ادامه نداشت اون اول یکم منو کرد بعد من کیرمو گذاشم دم کونش همین گذاشتم ابم اومد ولی نذاشتم بفهمه الکی گفتم نه پشیمون شدم رفتم رو تختم و خوابیدم اونم رفت رو تختش بعد از شاید 20 دقیقه که حالم جا اومد پتو رو زدم کنار کونمو طرف اون کردم اونم که نخوابیده بود تا این صحنه رو دید پرید و شروع کرد به خوردن کون و کیرم مخصوصا کونم منم داشتم حال میکردم بعد از مدتی گفت بچرخ به پشت خوابیدم پاهامو بلند کرد کیرشو کرد تو کونم و تلمبه میزد گاهی تند و گاهی اروم حدود 5 دقیقه همین طور میکرد بعد گفت به حالت سگی بشم شدم کردم تو کونم اصلا تو حال خودم نبودم تو اوج لذت بود اصلا فکر نمی کردم کون دادن این قدر خوب باشه و از کردن بیشتر به من حال بده تازه اون موقع فهمیدم که من کونی هستم تو حالت سگی وقتی میکرد نمی دونم چرا بیشتر حال میکردم بعد از 10 دقیقه که حسابی منو کرد ابش اومد ولی ریخت بیرون رو کمرم گفت حالا بیا تو بکن گفتم باشه من کردم تو کونش اسون نرفت خیلی اخه کیرمن بزرگتر از مال اون بود به هر حال مدلی سگی 6 یا 7 دقیقه کردمش بعد گفت دراز بکش اومد کونشو گذاشت رو کیرم و بالا پاین میکرد خودش رو تا ابم خواست بیاد گفت ابم داره میاد دراورد با دست کیرمو مالید تا ابم اومد
این بهترین سکسی بوده که تا حالل داشتم دوس دارم بازم تجربه ش کنم

نظر بدین اگر بکن خوبی هستین من دوس دارم به کیر کلفتا کون بدم البته پولی میدم خصوصی پیام بدین و میل بزارین برام فقط تو خصوصی تا با هم قرار بزاریم

نوشته: عاشق کون

باورم نمیشد که تو سکسی باشم و واقعا کسی که درحال کردنم باشه بتونه منو به گریه وابداره خیلی سخت هست که زیر مردی قوی تر از خودتون باشین و نتونین از زیرش تکون بخورین و خودش هم کیرش کلفت و سوراخ کونتون به هردلیلی درد گرفته باشه همیشه که اینطور مشکل ها رخ نمیده من دوستی دارم زمانی که نئشه آیس یا شیشه باشه هفت هشت ساعت مدام تلمبه میزنه بدون ارضاء شدن و تازه فقط میکنه حسی نداره و درواقع خودش رو با تلمبه زدن خالی میکنه بگذریم من بیش از نیم ساعت که یکی از کونم بکنه بیشتر نبوده و خودم هم خیلی بوده همین نیم ساعت میشد که یکبار خیلی دیگه کرده بودم و آبم دیر اومده بود اما این فرق میکرد منو احمد تو آرایشگاه باهم آشنا شدیم و هردو بنوعی از دیگری خوشش آمده و من برای همین منظور فقط ادامه دادم و خیلی بشکل جالبی متوجه شدم احمد هم گی و تاپ هم هست بیرون از آرایشگاه تو ماشینم که سوارش کردم بهش گفتم از بدنت و هیکلت خیلی خوشم اومده و اگر دختر بودم حتما بله رو داده بودم احمد هم گفت دیدن بدن تو لباس جذابیتی چندان نداره و حرف از خانه و مکان مجردیش و تلفن رد و بدل کردن و من دوروز بعد سه شنبه بود که تماس گرفتم و اون هم دعوت کرد به خونش و منم شک و تردید داشتم چون شانس خوبی تو سکس نداشتم تاحالا روهمین حساب تو خانه دوش گرفتم و تیپ همیشگیمو که اسپرت میپوشم رو زدم و قبل از رفتن به مکان احمد پیش یکی از دوستانم رفتم و اون همیشه تو دستش آیس هست و چاخانی هم کردم و حسابی منو داد کشیدم و تو فضا رفتم و بهش گفتم جبران میکنم و از آنجا یک سواری سوار شدم و سر کوچه ای که احمد خونه اش هست پیاده شدم و تا خونه اش یک سیگار با پک های عمیق و سنگین کشیدم و بعد زنگ به گوشیش زدم و آمد جلوی درب و سلام و روبوسی که باهم رفتیم پلکان رو بالا و طبقه دوم بود و یک آپارتمان نقلی اما مالکش بود و شیک و همه رقم امروزی وبا سلیقه بود و تو اتاق نشیمن خواست پذیرایی کنه که من ازش خواستم جز یک لیوان آب بیشتر چیزی نیاره برام و کمی با من فاصله داشت رو کاناپه نشست و کم کم گپ زدیم و حرفای هردومون به سوی سکس قرار داشت و اهل ورزش بود و گفت گاهی با رفقا شیشه میکشه که منم بهش گفتم میدونستم میاوردم باهم بزنیم که فهمید من زدم و مشکلی نبود که باعث ناراحتیش باشه و تنها بابت رازدار بودن اون تاکید داشت که من گفتم راز شخصی فقط شخصی هست و من مشکل دارم و اون گفت نه قانون کمی تو ایران قانون جنگلی هست و میدونی که آدم سر چند دقیقه سرش بخواد بره بالا دار و تازه مسایل آبرو و حیثیتی هم هست .

رفتیم تو اتاق خواب و نور آباژور زیاد نبود و درب هم بستیم و برای شروع لبی ایستاده گرفتیم و با مالوندن بدنامون ازروی شلوار و لباس لخت شدیم روی تختش یک حسی خوب داشتم نرم و لطیف و تمیز بود ملافه و تشک و بالش های اون قبل از هرکاری موزیک خارجی با صدای معمولی که بعد نبود و اتاقش پرده های ضخیم و کاملا پوشیده داشت و شل بود گرفتمش و ایستاده بود و من لب تخت بودم اومدم رو زمین و جلوی پاهاش و احساس میکردم شانس چشم نخوره انگار باید کیر خوبی داشته باشه کم کم راست شد و من نمرده بودم و کیر مورد علاقه ام رو پیدا کرده بودم و خیلی خوشم اومده بود از کیرش هم قدو هم کلفتیش حدود هجده شاید بیشتر و حدود شش هم قطرش بود که عاشقش شده بودم تاجایی که میتونستم تو دهانم ببرم میبردم و گاهی سرشو لیس میزدم و گاهی از زیر کیرش با زبونم تا سرش لیس میزدم و کمی جلو و عقب میکردم و باز باهاش حسابی حال میکردم و تخم هاشو هم خواست کمی براش خوردم اما کیرش سیر نمیشدم و آخرای خوردنم کمی جدی و سفت تر از قبل داشتم میخوردم که دهنم با آبش و بعد آه و اوه و تکون دادنش تو دستش و تا قطره ای آخرش ریخت تو دهنم و من با دستمال و تف کردن تو سطل خالی کردم همه ای اون رو و کمی قونبول شدم چرب کرد و دوباره کمی خوردم و کاندومی روی کیرش گذاشت و کمی هم چربش کرد و من قونبول بودم و با چند بار امتحان کردن کردش تو سوراخم و حدود بیست دقیقه شاید بیشتر زمان برد که آبش بیاد و بعد لبی گرفت و گفت بریم تو نشیمن کمی استراحت هم بعد نیست و همون طور لخت و برهنه رو کاناپه رفتیم و سیگاری روشن و باهم کشیدیم که اون چوس دود میکرد و مدت ها بود حال کاملی نداشتم و گفت سرمو رو دسته کاناپه بذارم و دراز بکشم و خودش هم اومد کیرشو تودهنم تلمبه میزد و من لبامو دورش سفت گرفته بودم که بار سوم رو من میل به آن با اون که میترسیدم طولانی بشه واون گفت تو حموم و آب و وان اگر سکس نکنیم درک از سکس نبردیم و گفت از زمانش نترس و خلاصه کمی داخل وان آب دوش گرم و کاندوم و روغن هم آورده بود کل حموم یک دوش و وان بود اما اونم شیک و تمیز بود کمی آب رو از دوش پایین گذاشت بیاد و من موقع ساک زدنم اون لب وان نشسته بود و کمی بیشتر از خوردن من اون سرپا شد و بعد از نو چرب کرد با چند قطره روغن و کاندوم روکیرش گذاشت و لم دادم از مقابل هم بودیم چیزی که تا بیشتر اون مرتبه آخر بودیم آب از دور برم جابجا میشد و گرمای آب و سکسمون و تلمبه های اون و دردی که تو سوراخم داشت همه چی رو خراب میکرد وقتی بهش گفتم واسه بار دوم که درد داره اذیت میکنه بهم گفت پس دودقیقه تحمل کنم تموم شده و همون طور رفتیم رو کاناپه و خواست رو شکم خوابیدم و اونم خوابید رومن و دبکن و تندتند ضربه زدن دودقیقه شد چند دقیقه نمیتونستم نه جلو رفتن نه عقب کشیدن کلا سوراخم آتیش گرفته بود و آه ناله هام و سوزشی که آخر آخر بود تو کردنش گفت آبمو میخوری گفتم آره آره بده بخورم گفت دردت میاد چیزی نگفتم چون خرنبود که ازروم پاشد و کاندوم رو برداشت اما هنوز رومن بود تنها نیم خیز بود و اینبار کیرشو روی سوراخ یا تو سوراخ یا تو دهنم نبود که آبش رو بریزه ازم خواست چرخی بزنم و منم نیم غلطیدم و روبه کیرش بودم آبش اون فشار های اول رو نداشت چون رو سینه و شکمم ریخت و آبش گرم بود منم بدنم گرم بود زیر دوش تو وان رفتنی گفت کی دوباره میرم پهلوش واسه حال منو میگی گفتم توکی هستی دیگه گفت احمد حشری معروفم دیگه ...

خاطره ای از سال ها قبل دبیرستان سال دوم که تازه به آن مدرسه رفته بودم برای تغیر رشته دبیرستان رو عوض کرده بودم از تجربی به اقتصاد آمده بودم دو سه ماه گذشته بود حرفی از ماشین پیکان کار طوسی و مرد بچه بازی که بچه خوشگل هارو میبره و ترتیبشون رو میده دوستام شوخی میکردن و میگفتن تنها موقع رفتن خونه گیرت بیاره ترتیب تو داده دوست داشتم ببینمش و مدت های که یک ماه بیشتر تو مسیر اون وامیسادم نه برای سوار شدن بلکه انگار منتظر کسی هستم یه بعدظهر ساعت چهار و نیم یک زنگ زودتر تعطیل شده بودیم دبیر نبود و زمستون هم بود هوا سرد و اون موقع فقط از سرما میخواستی زودبرسی خونه که سوار ماشین طرف شدم اون موقع یادم نبود که همین یارو هست موقع حرف زدن و مخ زدن ها یک مدلی بود خوشم نمیومد و شهوت گرفته بودتش ماشین گاز نمیخورد از بس آرووم میرفت اصلا تو این که بابا یک ماه کمتر چشمانم پیکان کار طوسی میگشت موقع تعطیلی تو سر خیابون ولی از حرف زدن و حالتی که داشت گفتم واسه که اهمیتی نداد نه اینکه نخواد بلکه کلا تو حال رفته بود حشری بود منم فرمون گرفتم سمت خودم کشیدم و با ترمز آنی و شاکی شدن از من از کارم که حالشو گرفته بودم اصطلاح نزدیک بود یک گشت پیکان کلانتری که پیاده شدم و داشت فش میداد با دستم تکون دادم و با همون دستم سوت بلندی زدم که تا گشت رو دید قبلش داشت پیاده میشد اما مثل فشنگ پرید تو و تازه کم بود یک موتوری رو هم زیر بگیره و زد به چاک و زمانی که کسی اگر شکایت داشت از ماشین معمولا نوع ماشین و رنگ و اگر تصادفی هم بود نشانی های بود که معمولا میگفتن من یادمه پلاک ج تهران دیده بودم و باقی شماره هاش خاطرم نبود و به گشت پلیس که گفتم انگار که رد بزرگترین قاچاق چی رو دارم میدم گفتم یک دقیقه هم نشده گفت بپر بالا و داخل ماشین تو مسیرحرکت با چراغ گردان و بعد ها دونستم شکایت های زیادی داشته از خانواده های چه دختران چه پسران و همه رو هم تو جای خلوتی یا دوسه تارو هم تو همون ماشین مالیده و مالونده شاید هم کرده بوده و خیلی پرونده داشت اما کسی این طرف بزرگراه شکایت نداشت که تا من گفتم یارو پیکان طوسی عوضی درجه داره گفت کجاست گفتم یک دقیقه نیست گازشو گرفت وقتی شمارو داشتم صدا میزدم گفت بپر بالا و بیسیم رو به مرکز و کمک برای ترافیک فوری تا از چهار راه جلوتر عبور نکنه و خلاصه نشد که اون موقع بگیرنش و تو جلوی خونمون منو رسوند و همون جا حرفامو تو برگه ثبت کرد و از من امضاء گرفت و تنها از روی پلاک تهران ج تو ایست بازرسی چند مدت بعد شب تو همون اطراف با مشخصات که از قیافه و حتی ریخت و شکل اون داشتن که خیلی هم بعداز دستگیری به یادم نیست اعتراف کرده بود خودش و از کار ساعت دو میزده بیرون دوسه ساعت کار هرروزی بوده خودش گفته بوده که بعضی پا بودند و بعضی نه ...

( فرق همجنسگراها با این افراد بسیار هست حتی با همجنس بازها . درواقع نوع سکسشون یکیه اما برخورد تا برخورد و رفتار و همجنسگراها بیشتر عشق و علاقه وجود دارد اما در همجنسباز ها سکس نوعی مثل آب یا غذا خوردن هست ) . این باعث شده که مردم تصور کنند که گی یعنی سکس یا گناه یا دید منفی اما گی تنها گروهی که عشق به همنوع خود دارند و شاید آخر آن به سکس هم نرسه ... بارها داشتم و بارها تجربه کردم اما این نمونه مثل احمد یکبار نهایت رخ میدهد و میفهمیم که تنها سکس رابطمون هست و آنجا کات ... هرکسی دیدگاه خودش را دارد بادرک و فهم گاهی درست و غلط گاهی از روی عادت . همیشه در پناه خالق شاد و موفق باشید سروران من .
پایان

امـــــــــــــــــــــــــــــیر از تهران

سلام برو بچ شهوانی این خاطره که براتون می نویسم آخرین رابطه منوو دوستم بود وبعد از اون تا الان رابطه ای نداشتیم
تازه از خدمت اومده بودم وخیلی وقت بود یه حال اساسی نکرده بودم توی لذت نوجوانی براتون گفتم که حدودا ۱۰سال با رفیقم رابطه داشتم این همون آخرین رابطه این ده سال بود از دادن به دوستم با اینکه دو سال از من کوچیکتر بود پشیمون نبودم وخودمو یه جورایی متعلق به اون می دونستم اون تازه رفته بود خدمت واین ۲سالی که من نبودم دوست دختر گرفته بود مدتی بودم که هی بهش چراغ سبز نشون می دادم زنگ می زدم ولی اون می گفت گذاشته کنار! تا اینکه روز موعد فرا رسید طبق معمول مادرم رفته بود بازار برای خرید ومن چون بیکار بودم تا لنگ ظهر می خوابیدم ولی از رفتن مادرم وسفارش کردن که خونه رو تنها نزاری دیر میامو از این حرفها تو خواب بیداری بودم،که ناگهان حس کردم شرتم داره پایین می یاد ترسیدم وبرگشتم دیدم دوستم !!گفتم چطوری اودی تو گفت می خواستم در بزنم ولی در باز بود منم قضیه رو سورپریز کردم حال کنی
انگار قند تو دلم آب شده بود پا هام از خوشحالی می لرزید سریع یه لب ناز ازش گرفتم خودم شلوار وشرتشو کشیدم پایین چه کیری حدود ۱۸سانت کیر ولی کلفت انداختم تو دهنم وبا ولع خوردم می گفت آرومتر چه خبره؟ گفتم می دونی چقدر دوست دارم چرا با من حال نمی کنی گفت دیگه بزرگ شدیم باید با دخترا حال کنیم،از این حرفها کوسشعر سرتون درد نیارم لباسمو در آوردم دمر خوابیدم انصافا دیگه گشاد بودم برای اون یه تف زدو سرشو گذاشت تو کله کیرش خیلی گنده شده بود سوزش کوچیکی گرفت ولی راحت تا ته جا کرد پاهام از شهوت زیاد می لرزید یه بار که تلمبه زد آبم اومد اونم فهمید گفت به این زودی گفتم می دونی چندماه به کونم حال ندادی شروع کرد به تلمبه زدن،یه ۲۰دقیقه زد گفتم بشین رو مبل رفت نشست رو مبل ومن از جلو نشستم رو کیرش اینطوری بهش نداده بودم درد داشت ولی به حالش می ارزید هی ازش لب می گرفتم وبالا پایین می کردم که بار دوما آبم اومد ریخت رو شکمش بلند شدم خودشو پاک کرد بعد دستامو گذاشتم رو دیوار وبراش قمبل کردم عقب از این حالت خوشش اومده بود وهی تند تند تلمبه میزد ولی من دیگه حال زیادی نمی کردم تا اینه آبش اومد توکونم خالی کرد وهمون جوری ۲و۳دقیقه منو بغل کرد رفتیم دستشویی خودمو شستیم یه آب میوه زدیمو گفت دیگه من می خوام برم هر لحظه امکان داره مامانامون بیان گفتم نمی یان دیر میان با هر بهنونه ای بود نگرش داشتم البته خودشم بی میل نبود خوابیدم دو پاهامو دادم بالا تا از جلو مثل دخترا منو بکنه درد داشت ولی خوب تحملکردم یه ۱۰ دقیقه ای که کرد به پشت خوابیدم ومنبل کردم به بالا طبق معمول یه بالش برداشت گذاشت زیر شکمم وقتی گذاشت نمی دونم چی شد که پاهام شل شد شروع به لرزیدن گرفته بود داشتم آب خالی می کردم که همزمان با من دیدم سوراخ کونم دوباره گرم شدو گفتم به این زودی مال تو که دیر میومد گفت با این کون نرم تو آدم نمی تونه خودشه نگه داره اون روز گذشت وبعد از اون روز سالهادیگه با هم حال نکردیم من به هیچ کی ندادم وبعد از اون چندتایی کون دختر هم کردم ولی کونمو همیشه متعلق به اون می دونستم دوست داشتم فقط اون منو بکنه ولی نشد که نشد نمی دونم ولی عاشق دادن به اون بودم نه عاشق دادن،بعضی‌ وقتا بیاد دادنهام به اون یه جلقی می زنم ببخشید که سرتون بدرد آوردم

نوشته: بهروز

بعد از چند سال کار دور از خونه، توی پاییز یه شهر نزدیکای شهر خودمون کار پیدا کردم.چون میخواستم عیدش زن بگیرم. همکارام هم مال همون منطقه بودند. یه روز برای یکیشون یه کارگر اومد که با بقیه فرق داشت. چون بچه مرفه شهر بود و بخاطر اختلاف با خانوادش اومده بود دور از خونه. من با مسئول اون شوخی داشتیم. یه بار بهش گفتم یا مامانتو بده بکنم یا 20 تومن میدم این یاشار (پسر جدیده) رو بده بکنم. نگو اونهم میره به یاشار میگه تا مسخرش که. روز بعدش دفتر بودم که دیدم یه ایرانسل زنگ زد به گوشیم. گفت من فلانیم. تو به مهندس گفتی که اینطوری. . . ؟ منم گفتم حتماً ناراحت شده گفتم نه.ولی گیرم هم گفته باشم من با اون شوخی دارم نا با کارگرش. گفت همینطوری.میخواستم مطمئن بشم. دو روز بعد یه جعبه شیرینی گرفت و اومد خوابگاه ما. شب بعد ورق بازی بچه ها رفتن بخوابن.منم نشستم فوتبال نگا کنم. اونم اومد و از کار و تجربم و چیکار کنه تا این کارو یاد بگیره ازم چند تا سوال پرسید و هر بارم بهم نزدیکتر میشد. ولی من غرق تو فوتبال بودم. یهو یه اس اومد به موبایلم. باز کردم دیدم پسره نوشته:میخوام کیرتو بخورم.الان. منو بگو یهو از خود بیخود شدم.واقعیتش من هر چی سکس داشتم یا مال بچگی بود با خرِ داییم، یا با پول با ترس و لرز رفته بودیم پیش جنده معتاد هر چی گیرمون میومد فوری زده بودیم. انگار رفته بودم آسمون. ولی تو محیط کار خیلی محتاطم. چون رقیب کاری زیاده. خودمو کنترل کردم. دیدم دوباره اس داد و چشاشو دوخت به چشام. گفتم نه این چه حرفیه که میزنی؟ بچه ها میشنون برا جفتمون بد میشه. از شرکت میندازنمون بیرون. خلاصه اون شب رفتم جلق زدم تا راحت بخوابم. از فرداش ذهنم کامل پیش اون بود. ولی جا نداشتم. یهو یادم اومد که آخر هفته بابام اینا میرن خونه خواهرم تا دو هفته اونجان. ما هم هر دو هفته از 5شنبه ظهر تعطیل بودیم تا شنبه صبح. به یاشار اس دادم میخوای این آخر هفته تعطیلی با هم باشیم؟ گفت من از خدامه ولی کجا؟ این بود که تا دو روز صبر کردم تا 5 شنبه بشه. 5شنبه ظهر یه ترامادول انداختم و اون به بهانه اینکه زن عموش تو شهر ما زایمان کرده با همشهریهاش نرفت. خلاصه با هم سوار اوتوبوس شدیم. تا شهر ما یک ساعت فاصله بود. باورش سخته ولی وقتی تو اوتوبوس پیشم نشسته بود و دستامو گرفته بود. هی بهم اس میداد برسم اونجا آبتو میخورم. من داشتم دیوونه میشدم. بهترین لحظه ها بود که حتی تو عروسیم هم تجربه نکردم. خلاصه رسیدیم شهر. رفتیم بیرون ناهار و زدیم. رفتیم کلید خونه رو از خونه یکی از آشناهامون که بابام اینا داده بودن گرفتیم و رفتیم خونه.تا وارد خونه شدیم من شلوارمو در آوردمو و چون زیرشلواری پام بود رفتم بخاری رو روشن کنم. یهو دیدم یاشار میخنده. گفتم چیه؟ گفت نگا کن پسرت شق شده داره خودشو میکشه. ولی من بگما الکی میگفتم هیچ کاری نمیکنیم. من خودمو نباختم و گفتم باشه. فردا میریم تو شهر میگردیم و پس فردا میریم کارگاه. کاریت ندارم. اومدم نشستم کنار بخاری اون هم اومد کنارم. بهم گفت چشاتو ببند و حق نداری باز کنی. گفتم باشه.شلوار و شورتمو کشید پائین و کیرموبوئید. و یواش یواش شروع کردن به خوردن. منم زیر چشمی خواستم نگا کنم که ناراحت شد. بعد چند دقیقه کامل برام ساک میزد.منم انگار تو بهشتم. کیف و حال. آخ و واخم بلند شده بود و یواش یواش چشامو باز کردمو سرشو با دستام گرفتم و انگشتشو کرده بودم دهنمو میلیسیدم. بعد یه ده دقیقه گفتم میخوام بریزیم تو کونت.قبول نکرد و گفت پررو نشو.تا بحال ندادم. خلاصه آبمو تا ته ریختم دهنش و اونهم با اشتیاق میخورد. خلاصه کارمون که تموم شد خوابیدیم تا غروب.شب شام درست کردم و تو خونه مشروب هم داشتم. هر کاری کردم نخورد.گفت اگه حشیش داری میکشم. منم دودی نبودم. خلاصه زنگ زدم و از یه نفر خریدم. چون بد جوری تو کف کونش بودم. لامصب نذاشته بود شلوارش هم بکشم پائین. بعد اینکه حشیشو کشید و یه ذره مشروب مزه کرد دیدم رفته تو حال، دستمو انداختم گردنش ولباشو مکیدم و اونهم دراز کشید. گوش و گردنشو خوردمو دستو بردم به شلوارش. اولش مقاومت کرد ولی گفت کیرمو نگا نکن و آروم آروم رو شکم خوابید و کونش از شلوار اومد بیرون. دیگه اختیارش دست من بود. کونشو قمبل کرد. فوری کرمو واردشتم و زدم به کیرم و یواش یواش کردم تو کونش. میخست بپره جلو که دستامو انداختم رو شونه هاش و نذاشتم تکون بخوره. تا ته کردم تو کونش و اونهم دیگه حال مقاومت هم نداشت. اونقد کردمش که دیدم خواهش میکنه بیارم بیرون. ولی منکه به خر داییم رحم نکردم به اون رحم میکردم؟کارم که تموم شد بیحال افتاد زمین .کونشو با دسمال تمیز کردم و براش یه دلستر ریختم. رفتم دسشوئی اومدم دیدم داره سیگار میکشه. خلاصه شدیم رفیق فابریک. تا وقتی که از شرکت رفت چند بار تو خوابگاه کردمش. ناصر

سلام یه روز تازه با خوندن داستانهای گی فهمیدم که دادن رو دوس دارم .بلند شدم رفتم حموم البته من کم مو هستم و خیلی بدن دنبه ای و نرم و زنونه ای دارم.اونقدر داغ شدم که مونده بودم به کی بدم .من که تا حالا کیر تو کون خوشگلم نرفته.شهوت داشت خفم میکرد ولی دیدم نمیتونم به کسی بگم.از ناچاری رفتم بازار چندتا بادمجون کلفت خریدمو برگشتم.از اینه نگا خودم کردم واقعا کردنی شده بودم .جای کیر کلفتا خالی.عاشق کیر کلفتم.فکر نمیکردم یکدفه اینجور کونی بشم.اینه بزرگ قدی رو اوردم دراز کشیدم با وازلین و کرم لای کون سفید و تپلمو حسابی چرب کردم.وای چقدر داغ بودم .کیر سیاه پوستو(بادمجون)گذاشتم لای کپلم اروم سوراخ قشنگمو با انگشتای سیاهش ماساژ داد.اوف داغون بودم و التماس کردم بکن توش انتظار کشتم.دوس داشتم زودتر ببینم گی ها راس میگن خیلی معرکس.اروم فشار داد که یه لحظه درد عجیبی کون نازمو پکوند یکم صبر کردم دردش کم شد بعد دوباره فشارو بیشتر کرد .اوف داشت میرفت .به اینه نگاه کردم کونم حسابی باز شده بود.فکر نمیکردم بتونم اینقدر کلفتو بخورم.از زور شهوت فشارو بیشترش کردم وای حالا دیگه کون نرمم باندازه یه لیوان باز شده بود.اب سر کیرمو میخوردم .تمام اون کیر سیاشو کرد توش .گفتم تورو خدا بغلم کن و فشارم بده پارم کن بکن تا گریم بگیره اونم نامردی نکرد و تا ته زد تو نازم .اخ قش کردم ولی شیرین بود.در تخیلم بجای اون میگفتم قمبل کن کونی تموم ابمو باید بخوری والا تخمامو میکنم توش.لاشو باز کن جنده ی هرزه من که میدونم تمو م محل کردنت کس کش برا من ناز میکنی .یالا لاشو باز کن میخوام تلمبه بزنم.منم لاشو حسابی براش باز کردم و گفتم بکنم عزیزم کیرتو بخورم رحم نکن بم تند تند بکن عاشق سر کلفتشم بدون توجه به دردش اونقدر تندتند میزدم توش که تا چندروز سوراخ صورتی رنگ نازم درد داشت.بلند شدم گذاشتمش رو زمین نشستم سرش و باشدت بالا پایین میکردم.تموم کلفتو کردم توش و بلند شدم باهاش راه میرفتم.هی محکم میزدم رو کونم که جا دستم رو همه ی کپلم قرمز شده بود.به کمر خوابیدمو پاهامو زدم به دیوار دوباره شروع به گاییدن خودم کردم.با حرفای سکسی ناجور هی داغتر میشدم.گذاشتم توش بمونه و کیرمو مالوندم تا ابم اومد وای چی میشه وقتی اب میاد کیر تو کون ادم باشه.من همچنان در حسرت کیرم اما نمیدونم چکار کنم تا بالاخره یکی منو بکنه .راستی تو سکس و شهوتی کردن استادم .تورو خدا راهنماییم کنید مردم از بی کیری.ضمنا من چهل سالمه ولی اگه ببینیم باور نمیکنی و بدنمم که دیگه نگو و نپرس .باید ببینی تا بفهمی من چه کون و رون و ساقی دارم.از مو هم تو بدن من خبری نیست.یه کاری برام بکنید تا منم به وصال برسم و یکی این کون تشنه رو حال بیاره. مرسی.

نوشته: سعید

سلام دوستان همین اول میگم که داستانی که میخوام واستون تعریف کنم گی هست و هرکی خوشش نمیاد مجبور نیست که بخونه. من سامان هستم 19ساله از تهران گی نیستم چون به سکس با جنس مخالف خیلی علاقه دارم و انجام میدم ولی خوب به یه چیز دیگه هم علاقه دارم اونم کون دادنه قبلا خیلی جلوی این علاقمو میگرفتم ولی الان یه ماهی میشه که دیگه جلوشو نگرفتمو تا حالا چند بار امتحان کردمو فوق العاده لذت بردم و اگه بشه دوست دارم هرشب زیر یه نفر بخوابم.
من یه دوست دختر تو شمال دارم که چند هفته یبار میرم یه شب پیششو ترتیبشو میدم هفته پیش راه افتادم و رفتم شمال و تو راه زنگ زدمو باهاش قرار گذاشتم واسه ساعت 10 شب که میرسم تو راه سوارش کنمو ببرمش خونه. نزیک شهرمون که شدم دیدم سه تا پسر جوون وایسادن کنار جاده منم سوارشون کردم تا ببرمشون. من بدنم سفیده و کلا مو در نمیاره هیچ جای بدنم مو نداره از لحاظ قیافه هم خوب یکم خوشکلمو چهرم کوچیکتر از سنم نشون میده و اون پسرا هم متوجه این شده بودن تو راه متوجه شدم که سه تاشو مستن و نمیفهمن چی میگن اون که جلو نشسته بود شروع کرد به قربون صدقه من رفتن و حرفای سکسی زدن منم یکم ترسیذم ولی به روم نیاوردم یواش یواش دستشو اورد لای پای من منم ذستشو کشیدم و بازم هیچیی نگفتم هوا تاریک بود و یه قسمت جاده هم چراغ نداشت و منم که اینو میدونستم شدیدا ترسیده بودم تو همین فکرا بودم که اونیکه عقبنشسته بود دستشو انداخت دور گردنمو گفت بپیچ تو ای جاده فرعی منم که داشتم خفه میشدم پیچیدم از شدت ترس داشتم خودمو خیس میکردم یه جاده خاکی تاریک بدون هیچ چیزی چند متر رفتیم جلوتر و کفتن وایسا منم وایسادم سه تاشون پیاده شدنو با هم اومدن منو پیاده کردن و انداختن رو زمین اول چندتا لگد زدن بهم و بعدش یکیشون شرو کرد به انگشت کردنو وررفتن با کون من از رو شلوار اونیکیم شلوارشو کشید پایینو کیرشو دراورد موهامو گرفت تو دستش گفت بخور من شروع کردم به التماس کردنو گفتم نه تورو خدا نکنین چندتا سیلی زد بهمو گفت بهت میگم بخور کیرش نازک و دراز بود کلشو کردم تو دهنم شروع کردم نوکشو خوردن یهو بادستاش سرمو فشار داد پایین و نصف کیرش رفت تو دهنم هی بشتر فشارمیدادو کیرش تا حلق من رفت به زور نفس میکشیدم کل کیرش تو دهنم بودو با دستاش کلمو بالا پایین میکرد تو همین حین حس کردم دکمه های شلوارم دارن باز میشن اون دوتا داشتن شلوارمو در میاوردن پاهامو سفت کردم که نتونن ولی بازم پندتا لگد بهم زدن که از درد بدنم شل شد و شلوارمو دراوردن کیری که تو دهنم بود راه نفسموبسته بود داشتم خفه میشدم که یهو کیرشو از دهنم کشید بیرون چند ثانیه بعد یه کیر دیکه گذاشتن رو لبام اینیکی کلفتتر بود و من از ترس کتک خوردن خودم شروع کردم به ساک زدن راستش یکمم برام لذت داشت ولی ترسسش خیلی بیشتر بود هینط.و که داشتم ساک میزدم شرتمو تا زانو کشیدن پایین و یه کیر خیس گذاشتن لای پام همون کیری بود که چند ثانیه قبل داشتم میخوردمش دیگه خودم بدنمو شل شل کرده بودمو با جون و دل داشتم ساک میزدم و یه کیر درازم میرفت لای پامو میومد بیرون لاپایی دادن برام خیلی لذت بخشه دیگه اصلا مقاومت نمیکردم و به شرایط عادت کرده بودم تا اینکه کیرشو گذاشت دم سو راخم و یه فشار داد من یکم دردم گرفتو ناخواسته کیری که تو دهنم بودو گاز گرفتم محکم زدن تو سرم که دیگه گاز نگیرم سوراخمو سفت کردم که بیشتر توش نکنه ولی اقدر زد در کونم که شل کردم و با یفشار نصف کیرشو کرد تو کونم دردش لذتبخش بود خوشم میومده همینطور که داشتم ساک میزدم سرمو رو کیرش بیشتر فشار دادو یهو کیرشو از دهنم دراورد و یه اب داغ ریخت رو صورتم چغدرم زیاد بود دیگه دهنم کامل گاییده شده بودو کل صورتم پر ابکیر بود و یه نفرم داشت سوراخمو میگایید اونم تلنبه زدنش تند و تندتر شد فهمیدم که اب اونم داره میاد تا ته کیرشو فشار داد توکونم و یهو درش اورد و حس کردم کمرم داغ شد ابشو ریخت رو کمرم و بیحال افتاد رو زمین دیگه کامل گاییده شده بودمو نا نداشتم فکر میکرده دیگه تموم شده که حس کردم یه کیر دگه داره میره تو کونم وااایییی یه کیر از اون دوتا کلفتتر لای پام بود از سه تا پسر دوتاشون ارضا شدن و یکیشون که کیرش از همه کلفتر بود تازه شروع کرد به کردن من یه تف گونده انداخت رو سوراخمو یسره سر کیرشر کرد تو اینیکی خیلی درد داشت من جیغ کشیدم و با دستش جلوی دهنمو گرفت کیرشو بیشتر کرد تو داشتم جر میخوردم ولی بی ناموس هی بیشتر میکرد تو انقدر دادو بیداد کردم که کیرشو دراورد و کرد تو دهنم حالم بهم خورد بوی ان میداد اخه قبلش تو سوراخ خودم بود با اکراه شرو کردم به ساک زدن دو سه تا لیس که زدم دهنم پر اب شد پدرسگ کل ابشو رخت تو دهنمو اونم کنار دوتا دیگه ولو شد من همه جام پر ابکیر بود شرو کردم به پاک کردن صورتمو کمرم وقتی تموم شد دیدم اثری از سه تا پسر نیست سوار ماشین شدمو اومدم خونه یه دوش گرفتم تازه حشری شده بودم و دوست داشتم اون سه تا پسر بیان و تا صبح بکننم ولی دیگه نمیشد رفتم دنبال دوست دخترمو اوردمش و تمام عقدمو سر اون خالی کردم بیچاررو تا صبح گاییدمو کردم دهنش 4بار ارضاع شدیم این دو روز بهترین روزای عمرم بود هم گاییده شدم هم گاییدم. کاش یه نفر بود که هر موقع میخواستم میومدوکونم میذاشت تا ارضا بشیم دوستون دارم اگه بد بود ببخشید.بای

نوشته: سامان

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی دارند. دوست داشت همیشه جذاب باشه و تو کانون توجه دیگران باشه برای همین معمولا شلوارایی که می پوشید کمی تنگ و چسبون بودند و این باعث می شد قسمت پشت شلوارش به باسناش بچسبه و گاهی هم میون باسناش گیر کنه و باعث نمایون شدن زیبایی و فرم سکسی تر پایین تنش بشه مخصوصا تو تابستون که فقط یه تی شرت می پوشید و تی شرت به زور تا نوک قمبلاشو می پوشوند . مشکل اصلی آبتین میل به خودنمایی بود برای همین با شلوارای تنگ، بدن سکسی شو سکسی تر می کرد .
خونه جدید آبتین یه ساختمون چند طبقه بود و اونا تو طبقه سوم ساکن شده بودند. خونه میلاد طبقه اول بود. آبتین یه دوچرخه داشت و اغلب با اون سر خودشو گرم می کرد. همیشه هم اونو به سختی به طبقه سوم می برد . یه روز وقتی آبتین وارد ساختون شد خیلی اتفاقی میلاد از در واحدشون اومد بیرون . میلاد یه نگاه خیره به آبتین کرد و یه نگاهی به سرتا پای بدنش انداخت و بهش سلام کرد. با همون نگاه اول مجذوب کمر باریک و رونای تپل مپل آبتین و شلوار سرمه ای تنگش شد. آبتین هم بعد از یه مکس کوتاه جواب سلامشو داد . آبتین به طرف راه پله رفت و شروع کرد به بالا بردن دو چرخش. میلاد هم همونطور نگاهش می کرد تا اینکه چشمش افتاد به پشت آبتین. آبتین چند تا پله بالا رفت و همون کافی بود تا میلاد عاشق آبتین بشه . میلاد مجذوب تن آبتین شد و دنبالش راه افتاد و بهش گفت شما جدید اومدین؟ آبتین هم گفت آره. میلاد که قوی تر از آبتین بود گفت بزار من بیارمش و آبتین هم قبول کرد و چند پله جلوتر شروع کرد به بالا رفتن از پله ها و میلاد هم کمی عقب تر پشت سر آبتین دوچرخه را بالا می آورد. راه رفتن آبتین داشت دیوونش می کرد. آخه هر پله که بالا می رفت باسنای نازنینش که تو اون شلوار حسابی جذاب شده بودند مدام چپ و راست می شدند و بال و پایین می رفتند. میلاد هم که از پایین داشت نگاه می کرد حسابی می تونست زیر باسناشو تا میون پاهاشو نگاه کنه و حالشو ببره. آبتین رسید به واحدشون و اول رو کمر خم شد تا بند کفشاشو باز کنه . صحنه کشنده ای برای میلاد ظاهر شد . میلاد موبایلشو در آورد و یه عکس از پشت آبتین موقعی که خم بود و قمبلاش گرد شده بودند گرفت . بعدش آبتین رو زانوهاش نشست آخه یکی از بندا باز نمی شد . بعد از مدتی وقتی پا شد تی شرتش که نیمی از باسناشو پوشونده بود بالای باسناش گیر کرد و پشت شلوارشم میون باسناش گیرافتاد و اون باسنای خوش فرم و برجسته تو اون شلوار تنگ یکی یکی ظاهر شدند و چاک کون آبتین میلادو برا همیشه دیونه ی آبتین کرد. میلاد از اون حالت هم یه عکس گرفت و سریع موبایلشو گذاشت تو جیبش . آبتینم با کلید درو باز کرد و برگشت طرف میلاد. میلاد حسابی شق کرده بود. آبتین اومد جلوی میلادو دوچرخشو ازش گرفت و تشکر کرد به طرف در خونه راه افتاد. میلاد دستشو یه لحظه دراز کرد تا تن آبتینو لمس کنه ولی جرات نکرد برا همین رفت جلوی آبتینو باهاش دست داد و آبتینم یه لبخند زد. میلاد تن آبتینو واسه اواین بار لمس کرد گرمی دستشو با نرمی اون به خاطر سپرد . آبتین کفشاشو گذاشت تو جاکفشی و دوچرخشو برد داخل واحد و همین که رفت تو دستشو برد طرف کمرشو تی شزتشو کشید پایین روی باسناشو بادستش شلوارشو از میون باسناش بیرون کشید و برگشت که درو ببنده که یه هو نگاش به آلت شق کرده میلاد افتاد و دید داره پشتشو دید میزنه. یه کوچولو تعجب کرد و بازم یه لبخند زد و درو بست. آبتین فهمیده بود که حسابی دل میلادو برده و چون از خودنمایی خوشش می اومد همون موقع تصمیم گرفت بیشتر جلوی میلاد جلوتوجه کنه و اصلا نمی دونست چه بلایی ممکنه سرش بیاد.

میلاد هوس کرده بود هر طور شده آبتینو بکنه. مدام نقشه می کشید که چطور میتونه اونو مجبور کنه بهش کون بده. اول تو این فکر بود که اونو با چند تا از دوستاش بدزدند ببرندش تو یه جای متروکه و حسابی کونش بزارند ولی هرچی فکر می کرد می فهمید که حسابی خطرناکه و ممکنه کار دست خودشو دوستاش بده. از طرفی می خواست یه رابطه ی سافت و همیشگی بین او دوتا ایجاد بشه تا بتونه برای مدت زیادی از آبتین کامجویی کنه. برا همین تصمیم گرفت آبتینو آروم آروم دستی کنه و وقتی خود آبتین مایل شد کارو تموم کنه. برا همین تصمیم گرفت طرح یه دوستی صمیمانه را شروع کنه تا بعد از مدتی بتونه کم کم با آبتین بازی کنه و اونو رام خودش بکنه. همین کار راهم کرد و بعد از چند روز به آبتین پیشنهاد داد که میتونه دو چرخشو تو انبار که درطبقه اول بود و فقط به واحد اول اختصاص داشت بزاره تا اونواین همه از پله ها بالا پایین نبره. آبتینم که از این کار خسته شده بود قبول کرد. میلاد شماره ی آبتینو گرفت تا هروقت خواست دو چرخشو برداره میلاد بیاد و در انبارو باز کنه. هرچی زمان می گذشت رابطه ی آبتین و میلاد گرم و گرمترمی شد. پدر و مادر آبتین هردوشون شاغل بودند . مادر آبتین بعدازظهر ها تو یه مطب دندان پزشکی کار می کرد و پدرشم راننده بود و اکثر وقتا تو خونه نبود. بعد از یک هفته حسابی با هم صمیمی شدند و وقتی مادر آبتین می رفت سرکار آبتین میلادو می آورد خونشون و با کامپیوتر بازی می کردند. پوشش آبتین تو خونه خیلی بد تر از بیرون خونه بود. آبتین یه شلوار ورزشی آدیداس تنگ می پوشید و اونم می چسبید به باسنا و رونای تپل مپلش. اغلب پشت شلوارش میون باسناش گیر می کرد و حتی خط شورتشم پیدا می شد. آبتین متوجه نگاه های شهوتی میلاد شده بود ولی چون میل به خودنمایی داشت از بدن سکسیش استفاده می کرد و میلادو به طرف خودش می کشید. میلاد هم اونقدر عاشق آبتین شده بود که هرکاری براش می کرد. پوشش سکسی آبتین و بدن خوش فرمش میلادو دیونه می کرد و گاهی می خواست که همونجا کارشو بسازه ولی صبر می کرد تا وقتش برسه. یه روز که با هم پشت کامپیوتر نشسته بودند و فیلم می دیدند، آبتین رفت تا از یخچال یه بطری آب سرد بیاره. میلاد هم سریع رفت زیر میزو و یواس بی اسپیکر را از جاش بیرون کشید. وقتی آبتین برگشت و فیلمو پلی کرد دید که صدا نداره. آبتین تعجب کرد و گفت یعنی چه؟ اینکه طوریش نبود؟ میلاد گفت حتما کابلش در اومده. آبتین دو زانو نشست و خم شد به طرف کیس و شروع کرد به ور رفتن با کابلا. میلاد صدای کاپیوترو بست. شلوار آبتین بین باسناش گیر کرده بود و خیلی جذاب شده بودند. آبتین هرچی یو اس بی رو تو و بیرون می کرد می دید صدا وصل نمی شه. تو اون چند لحظه که آبتین قمبل کرده بود و سرش پشت کیس بود ، میلاد با چهارتا انگشتش چند تا ضربه کوچولو به قمبل باسن آبتین زد و انگشتشو بین باسناش قرار داد و یه کوچولو اونو میون باسناش فرو کرد و کون آبتینو لمس کرد. آبتین هم نسبت به چند تا ضربه به باسناش یکم تعجب کرد ولی وقتی حس کرد میلاد انگشتشو میون باسناش کرده یه دفعه جا خورد و کونشو کشید جلو و از رو زانوهاش بلند شد. آبتین چشماش از تعجب گرد شده بود و به میلاد زل زده بود و میلاد هم که نرمی تن آبتینو حس کرده بود با لبخند بهش نگاه می کرد. کم کم غنچه لبای آبتینم شکفت و اونم یه خنده کوچولو کرد و با اینکه هنوز حس انگشت میلادو بین باسناش به خاطر داشت پرسید این دیگه چکاری بود؟ میلادم چیزی نمی گفت. از هینجا بود که روشون توروی همدیگه باز شد و رفتار آبتینم به میلاد چراغ سبز نشون داد آخه انگار از کار میلاد راضی هم بود. آبتین به میلاد گفت اگه میشه دیگه از این کارا با من نکن آخه خوشم نمیاد ولی با خنده و لحنی گفت که یعنی خیلی هم بد نیست که انگولکم کنی. اون روز تموم شد و شبش هر دوشون به ماجرای پیش اومده فکر می کردند. ولی چیزی که معلوم بود این بود که دو طرف دیگه نسبت به هم حیا نداشتند.

بعد از اون روز اداهای آبتین هم بیشتر شد. هر وقت میلاد می آمد خونشون، قبل از اینکه درو باز کنه خم می شد و بلند می شد تا شلوارش بره میون قمبلاش چون میدونست میلاد اینطوری بیشتر دوست داره. هروقت جلو میلاد راه می رفت بیش از حد کمرشو پیچ و تاب می داد. تموم کاراش باعث می شد میلاد جسورتر بشه. یک بار وقتی داشت جلو میلاد راه می رفت میلاد دستشو برد طرف کون آبتین و انگشت اشارشو میون باسناش فرو برد و شلوارشو از میون باسناش کشید بیرون. تنها عکس العمل آبتین یه جا خوردن کوچولو بود و اینکه یه قدم پرید جلو تر تا دست میلاد به کونش نرسه. پشت کامپیوترآبتین رو یه صندلی معمولی می نشست و میلاد هم رو یه چارپایه کوچولو. هر کدوم بعد از مدتی جاشون عوض می کردند. وقتی آبتین رو چارپایه می نشست کونش از هر چهار طرف می زد بیرون و باسناش میلادو دیونه می کرد. یه روز وقتی آبتین رو چارپایه نشسته بود به میلاد گفت پاشو جامونو عوض کنیم کمرم خسته شده. میلاد که از انگولک کردن ابتین ترسی نداشت دستشو به کمر آبتین گذاشت گفت می خوای برات بمالمش آبتینم گفت بمال ببینم. میلاد صندلی رو چرخوند به طرف آبتینو دست راستشو گذاشت به کمرش و دست چپشم گذاشت رو شکمش . شروع کرد به مالیدن کمرآبتین. کم کم دست چپشو آورد پایین و کشال رون آبتینو تا زانوش نوازش کرد. بعد همونو دور کمرش حلقه کرد و با دست راستش شروع کرد به مالیدن باسنای آبتین. آبتین خواست بلند بشه که میلاد بادست چپش مانع شد. آبتین دوباره خواست بلند بشه که میلاد بازم نگذاشت. میلاد انگشتشو میون باسنای آبتین جلو عقب می کشید و حشرش حسابی زده بود بالا که یه دفعه جیغ آبتین اونو سرعقل آورد و دستاشو از تن آبتین برداشت. آبتین گفت چیکار میکنی؟ دوتا انگولک میندازی بهت چیزی نمیگم پررو شدی؟ اگه بهت رو بدم همینجا کونمو لخت می کنی؟ میلاد واسه اولین بار بود که عبارتی مثل کون لخت کردنو ازآبتین می شنید.
معلوم بود که دیگه هیچ حریمی برای هم قائل نیستند. آبتین گفت اگه میخوای ازم بیش از حد سوء استفاده کنی دوستیمونو بهم می زنم. میلاد هم پاشد به بهانه ی دلجویی از آبتین دوبار بوسش کرد. یه بار گونه ی آبتینو بوسید و یه بارم لباشو ، بعد هم از آبتین عضر خواهی کرد. آبتین که یکم ترسیده بود ( چون هرچی خواست بلند بشه میلاد مانع می شد ) آروم شد. اون روز تموم شد و میلاد با کنترل شهوتش باز آبتینو برا خودش نگه داشت. میلاد به همون چند تا انگولک وقت سلام و خداحافظی قناعت کرد و زمان گذشت.

آبتین کم کم داشت به بلوغ می رسید. احساس می کرد دلش میخواد به برجستگی های بدن زنا تو فیلما و شوها نگاه کنه. وقتی رو شکمش میخوابید یه حس عجیبی رو میون پاهاش حسس می کرد و حتی یه شب هم تو خواب جنب شد. کم کم حس می کرد چرا میلاد اینقدر بهش نگاه می کنه و انگولکش می رسونه. کم کم دید انگار منتظره میلاد به پشتش دست بزنه آخه این کار تحریکش می کرد. حتی روبه روی آینه که می ایستاد بر می گشت و باسناشو نگاه می کرد. آبتین احساساتشو به میلاد بروز داد و میلاد هم با نشون دادن فیلم پورن به آبتین، شهوت آبتینو شعله ورتر کرد. کار به اونجا رسید که آبتین از میلاد می خواست فیلم سوپر براش تهیه کنه و میلاد هم اینکارو می کرد ولی نه مجانی. اولش می خواست به ازای هر سی دی سوپر بزاره که حسابی کونشو انگلک کنه و بماله. آبتین که حسابی دلش سوپر می خواست راضی می شد. کم کم نرخ رفت بالا و لب هم ازش می گرفت. آبتین شهوتشو نمی تونست کنترل کنه و میلاد هم از شهوت آبتین نهایت استفاده رو می کرد.
در آخر میلاد نامردی رو به حد اعلی رسوند و به آبتین خودارضایی یاد داد. آبتین از اول قبل از اینکه به بلوغ جنسی برسه به خود نمایی علاقه داشت، بعد هم انگولک های میلاد و مالیدنش، تماشای فیلم سوپر و ... باعث شد کم کم تو خیال پردازی های جنسیشم حین خود ارضایی خودشو جای مفعول قرار بده چون زود تر اونو به ارگاسم می رسوند. همه و همه آبتینو اونقدر دیونه و سکسی و آتشین کرد ( مخصوصا خیالات کون دادن حین خودارضایی ) که میل جنسیش کاملا منحرف شد و علی رغم اینکه یه پسر بود و طبیعتا فاعل ، کم کم به کون دادن، تمایل پیدا کرد و تصمیم گرفت که به خیال پردازی های جنسیش حین خودارضایی، جامه ی عمل بپوشونه.
آبتین اسیر شهوت شده بود. دلش می خواست کون بده تا به آخرین حد سکس برسه. دیگه فیلم و خودارضایی آرومش نمی کرد. کم کم به این فکر می کرد که به یکی بده و کی بهتر از میلاد. قبلا میلاد نگاه های خیره و جنسی به آبتین داشت، حالا خودشم یه جور دیگه به میلاد نگاه می کرد. برای همین کاری کرد که میلاد حسابی تعجب کرد .یه بار که میلاد به خونه آبتین رفته بود قبل از اینکه میلاد شروع کنه به ور رفتن با کونش آبتین، خود آبتین اومد نشست رو پای میلاد وشروع کرد به لب گرفتن از میلاد. میلاد می دونست آبتین از خودنمایی و جلب توجه و یه ذره انگولک کردن خوشش میاد ولی باورنمی کرد میل کون دادن هم پیدا کرده. آبتین در همون حال که داشت از میلاد لب می گرفت کونشو روی رون مبلاد می مالید و وگاهی هم باسنای نرمشو روی زانوی میلاد می گذاشت و فشار می داد. میلاد هم کمی گرم شد و از شوک بیرون اومد شروع کرد به لب گرفتن. بعد از چند دقیقه میلاد در گوش آبتین گفت یه کاری برام میکنی؟ آبتینم که از خداش بود گفت کون میخوای؟ میلادم گفت آره جووونم و باز شروع کردند به معاشقه.
بعد از اینکه حسابی با هم دیگه حال کردند، آب میلاد اومد و شروع کرد به لرزیدن و محکم آبتینو تو آغوش گرفت و گردنشو لیس زد. کمی بعد میلاد به آبتین گفت فردا جمعه کسی خونمون نیست . میتونی از صبحش بیای خونمون؟ آخه میخوام حسابی حال کنیم با هم. آبتین هم که نمی دونست قراره حسابی گائیده بشه قبول کرد.
آبتین شب جمعه به مامانش گفت که جمعه می خواد با دوستاش بره کوه. مادرشم قبول کرد. صبح جمعه آبتین با همون لباسای تنگ و خوشکلش که حسابی کونشو قشنگ می کرد از خنه زد بیرون و به جای کوه رفت خونه میلاد. میلاد از قبل یک دوربین به صورت مخفی میون سبد گل روی میزجلوی مبل سه نفره کار گذاشته بود و آبتین هم از این ماجرا چیزی نمی دونست. میلاد می خواست یه برگ برنده دستش باشه چون میدونست که احتمالا آبتین واسه دفعه های بعد شاید دیگه راضی به این کار نشه. آبتین وارد خونه میلاد شد و میلاد هم اونو برد طرف مبل. هردشون بین میز و مبل ایستادند. میلاد از قبل میزو کمی عقب کشیده بود تا کادر بزرگی تو فیلم بیفته و کل ماجرا ضبط بشه. میلاد آبتینو درآغوش گرفت و شروع کرد به بوسیدن گونه هاش. بعد از مدتی با دستاش کون و کمر آبتینو نوازش می کرد. آبتین همون لباسایی را پوشیده بود که میلادو دیونه کرده بود. شلوار تنگ سرمه و تی شرت کوتاهی که به زور قمبلاشو می پوشوند. میلاد دستشو روی کون آبتین می کشید و گردی باسناشو با گف دستش لمس می کرد. اما برخلاف همیشه شلوار آبتین میون باسناش گیر نکرده بود و هنوز نقش و نمای کونش یه اوج نرسیده بود واسه همین میلاد همونطوری که بغلش کرده بود، باهم نشستند و باهم بلند شدند و بلند شدن همانا و نمایان شدن چاک کون آبتین همان . میلاد انگشتاشو یکی یکی بین باسنای آبتین می کرد و با انگشتاش چاک کونشو از هم باز می کرد. بعدش با هر کدوم از دستاش یکی از باسنای آبتینو گرفت و اونارو از هم باز کرد. چند تا ضربه کوچولو به نوک قمبلاش زد. هردوشون نشستند رو مبل و حسابی عشق بازی کردند. میلاد آبتینو به پشت روی مبل خوابوند و خودشم خوابید روش. بازم ازش لب گرفت و گونه هاشو بوسید و زیر لاله ی گوششو لیس زد. حسابی باهم حال می کردند.
آبتین هیچوقت میلادو اینقدر شهوتی و داغ ندیده بود . طوری لباشو می خورد که انگار تا حالا لب نگرفته. حسابی بدنشو رو بدن آبتین می مالید طوریکه با تموم بدنش بتونه نرمی تن آبتینو حس کنه. آبتین هم حسابی حال می کرد چون تا قبل از این مورد هیچوقت همچین رابطه ای در این حد نداشته بود. اما آبتین کمی نگران بود آخه حس می کرد میلاد از کنترلش خارج شده و می ترسید در ادامه با توجه به شدت شهوت میلاد با مشکل روبرو بشه.
میلاددستاشو گذاشت پشت سر آبتین و بلندش کرد. تی شرت و زیرپوش آبتینو از تنش بیرون کشید و شروع کرد به لیسیدن سینه های آبتین. میلاد نوک سینه هاشو گاز گرفت و اولین ناله آروم آبتین شنیده شد. میلاد حسابی سینه های آبتینو مکید و لیس زد و اومد سراغ نافش. حسابی شکم آبتینو لیس زد و زبونشو به ناف آبتین گذاشت و اومد پایین تر. میلاد سرشو از رو شکم آبتین برداشت و از رو بدنش بلند شد. میلاد دستاشو برد زیر زانو های آبتینو پاهاشو تو سینش جمع کرد . میلاد سرشو نزدیک کون آبتین برد و از رو شلوارش کونشو بوسید. آبتین نفس عمیقی کشید و گفت زود باش کارمو بساز دیگه. میلاد از رو مبل بلند شد و خودشو لخت کرد. آبتین واسه بار اول میلادو لخت و عریان دید و همین که چشمش به کیر دراز و کلفت آبتین افتاد چشماش گرد شد. فهمید که دیگه کارش ساختست و قراره پاره بشه. پاهای آبتین تو هوا حسابی می لرزید، میلاد با دستاش مچ پاهاشو محکم گرفت. کیرشو گذاشت میون رونای آبتینو اونارو چسبوند به هم. شروع کرد به جلو عقب کردن کیرش و کیرشو با نرمی تن آبتین آشنا کرد. میلاد به آبتین گفت نمی خوای شروع کنی؟ آبتین گفت چیو؟ میلاد پاهای آبتینو رها کرد و اونارو خوابوند رو مبل و اومد نشست رو سینه آبتین طوری که نفس آبتین تنگ شد. میلاد گفت ساک بزن دیگه. آبتین گفت دوست ندارم. میلاد گفت کاری که نداره و باز اسرار کرد. آبتین باز این کارو نکرد. میلاد رفت جلوتر و نوک کیرشو گذاشت رو لبای آبتین و تو چشماش خیره شد. میلاد بلند شد و کیرشو رو دهن آبتین عمود کرد و گفت بازش کن. آبتین با اینکه دلش نمی خواست ولی دلش از نگاه خیره میلاد لرزید و دهنشو باز کرد. میلاد هم کیرشو تا اونجایی که جا داشت فرو کرد تو دهنش. نوک کیرشو چسبوند به حلق آبتین و اونجا نگهش داشت. هق هق آبتین دراومد و وقتی میلاد دید داره خفه میشه کیرشو بیرون کشید. ابتین سریع یه نفس عمیق کشید. خالت تهوع بهش دست داده بود ولی میلاد خیلی توجه نکرد و دوباره کیرشو چسبوند ته حلقش. حسابی به حلق آبتین فشار می داد و آبتین هم که حالش اصلا خوب نبود با دستش به رون های میلاد می زد. میلاد دوباره کیرشو بیرون کشید و آبتین با التماس گفت داری اذیتم می کنی که میلاد دوباره تو دهنش گذاشت و همون کارو تکرار کرد. وقتی از دهنش بیرون کشید به آبتین گفت ساک می زنی یا نه؛ آبتین با تکون دادن سرش گفت قبوله. میلاد نشست رو مبل و آبتین هم بلند شد و جلوی میلاد رو زانو نشست و کیر میلادو تو دستش گرفت و همونطوری که تو فیلما دیده بود شروع کرد به ساک زدن. آبتین با اینکه بار اولش بود ولی حسابی با حس حال ساک می زد و میلاد هم حال می کرد. میلاد با دستاش سر آبتینو محکم گرفته بود. بعد از چند دقیقه میلاد ارضا شد و دهن آبتینو با آبش پر کرد. میلاد سر آبتینو محکم گرفته بود. آبتین می خواست دهنشو خالی کنه ولی نمی تونست. آب میلاد از دور لباش بیرون می ریخت. بعدش میلاد سرشو رها کرد و آبتینم سرشو بالا آورد و بقیه ی آب میلادو تف کرد بیرون.
میلاد از رو مبل پاشد و آبتینو به پشت خوابوند. دکمه ی شلوارشو باز کرد و زیپشو کشید پایین . آبتین پاهاشو هوا کرد و میلاد شلوارشو تا زانو کشید پایین. بعدش اونو به شکم چرخوند و شورت هفتیشو از میون باسناش بیرون کشید و اون روهم کشید پایین. حالا همون کونی که تو راه پله دلشو برده بودو لخت می دید. دستاشو گذاشت رو پوست باسناش. این دفعه شورت و شلوار آبتین واسطه ی دستاشو کون آبتین نبودند. میلاد هم به شکم خوابید رو پاهای آبتین و صورتشو چسبوند به کونش. زبونشو میون باسناش فرو کرد و اونو بینشون جلو عقب کرد. اونقدر زبونشو عقب آورد تا اینکه نوکشو چسبوند به سوراخ کونش. آبتین حسابی به رعشه افتاد و حسابی هیجان زده شد. زبون میلاد کونشو قلقلک می داد و میلاد هم شروع کرده بود به لیسیدن سوراخ کون آبتین.

میلاد از خوردن کون آبتین سیر نمی شد. با زبونش حسابی میون باسنای آبتینو لیس زد. بعدش شروع کرد به مکیدن نوک قمبل های آبتین. این کارش آبتینو حسابی حشری کرد و آبتین مدام ازش می خواست که دیگه بکنتش. میلاد هم از خداش بود ولی یه مشکلی وجود داشت. آبتین دفعه اولش بود و حسابی تنگ بود. هرکسی نمی تونه کیرشو تو کون پسری بکنه که بار اولشه. میلاد هم اینو میدونست. از طرفی این روهم می دونست که آبتین هرقدر هم که دلش بخواد بده وقتی دید خیلی درد داره ممکنه امتناع کنه و بزنه زیرش.
میلاد با انگشت کوچیکش شروع کرد. نوکشو گذاشت رو سوراخ آبتین و یه فشار کوچیک داد. آبتین چشماش گرد شد و اولین دردشو حس کرد. میلاد با ملایمت به کارش ادامه داد و تو نفس نفس زدن های آبتین انگشتشو فرو کرد تو سوراخ کون آبتین. درد تموم وجود آبتینو گرفته بود و نفس های آروم می کشید. با هر حرکت کوچیک دست میلاد یه شک بهش وارد می شد و یه تکون می خورد. میلاد آروم آروم انگشتشو بیرون می کشید و آبتین هم با آه آه اوه می کرد. آبتین به میلاد گفت یکم یواش تر میلاد هم گفت باشه و یه دفعه انگشتشو فرو کرد تو سوراخ آبتین. آبتین یک دفعه دست و پاش سیخ شد و نفسشو با یه جیغ بلند بیرون داد و شروع کرد به لرزیدن و ناله کردن. آروم زیر لب می گفت یواش تر یواش تر آی آی کونم. میلاد شروع کرد به انگشت کردن آبتین. کون آبتین خیلی تنگ بود و واقعا داشت درد می کشید. بعد از چند دقیقه یکمی اوضاش بهتر شد و کونش جا باز کرد و طرز ناله کردنش عوض شد. آبتین نفس نفس می زد و میلاد هم از انگشت کردنش حال می کرد. میلاد شصتشو گذاشت رو سوراخ آبتین. یه کوچولو فشار داد و نوکشو فروکرد. آبتین می گفت یواش یواش تر. میلاد فشارو بیشتر کرد و یه خرده بیشتر فروکرد. آبتین مدام می گفت یواش یواش. میلاد باز هم بیشتر فشار داد تا اینکه نصف انگشتش رفت تو کون آبتین. آبتین دوباره دردش گرفته بود و مدام از میلاد می خواست یواش تر بکنه تو سوراخش ولی میلاد توجه نمی کرد و به کارش ادامه داد. کم کم تو یواش یواش آبتین بغض شنیده شد. میلاد توجه خاصی نکرد با زور شصتشو تا ته فرو کرد تو کون آبتین. آبتین گریه و التماس می کرد تا میلاد یه ذره یواش تر انگشتش کنه اما میلاد بی توجه بود و شصتشو سریع تو کونش تو و بیرون می کرد. معلوم بود که کون آبتین تا اندازه شصت میلاد میتونه تحمل کنه. میلاد حسابی آتشی شده بود و آبتینو خیلی سریع انگشت می کرد. آبتین حسابی درد می کشید و کونش می سوخت. مدام التماس می کرد که یواش تر یواش تر. آه و اوه آبتین میلادو بیشتر تحریک می کرد و اونم مدام به سرعت انگشت کردن اضافه می کرد. آبتین دیگه تحمل نداشت گفت بسه دیگه بسه نمیخوام بکنیم وخواست بلند بشه. میلاد دیونه ی شهوت شده بود و نمی فهمید داره چیکار میکنه. همین که آبتین سرشو بالا آورد و نیم خیز شد تا بلند بشه، میلاد محکم کوبید تو سر آبتین. آبتین با صورتش محکم خورد تو دسته مبل و زار زار زد زیر گریه. التماس می کرد ولش کنه تا بره. شصت میلاد حسابی کونشو صفا داده بود و فهمیده بود اگه ادامه بده حسابی حالش گرفته میشه و کونش پاره. اما میلاد اینو نمی خواست و تو این فکر بود که حسابی با کون آبتین حال کنه. میلاد دستشو انداخت دور گردن آبتین و محکم اونو فشار داد و یه مدت نگه داشت. آبتین نفسش تنگ شد و میلاد هم گردنشو یه خورده شل کرد تا نفس بکشه. آبتین یه نفس عمیق کشید و شروع کرد به التماس کردن. میلاد دستشو گذاشت رو دهن آبتین و بهش گفت بچه کونی آروم بگیر و هرکاری میگم بکن، اگه بخوای بری اونقدر میزنمت که از حال بری. آبتین هم که زورش به میلاد نمی رسید تسلیم شد و آروم آروم گریه کرد. میلاد شورت و شلوار آبتینو کامل از پاهاش بیرون کشید و آبتینو لخت مادرزاد کرد و اونو رو شکمش خوابوند و رو تنش دراز کشید. نوک کیرشو چسبوند به سوراخ باز شده ی آبتین. همین که آبتین کیر بزرگ آبتینو با کونش لمس کرد شروع کرد به گریه زاری و التماس. مدام میگفت خیلی دردم میاد ، پاره میشم. میلاد دست راستشو از زیر سینه ی آبتین رد کرد و اون یکی دستشو از روی شونش حرکت داد و اونارو نزدیک گردن آبتین تو هم دیگه قفل کرد تا بتونه با تموم قدرت کمر و بازوهاش زور بزنه و فشار بده. کم کم شروع کرد به فشار دادن. کون آبتین با اینکه تنگ بود ولی به اندازه شصت میلاد گشاد شده بود. همین باعث شد نوک کیر میلاد توکونش جا بشه و تنها کافی بود میلاد یه فشار درست و حسابی بده. میلاد بیشتر زور زد و آبتین هم که زیر دست و پاش بود اولین درد کونشو با یه ناله خسته به گوش میلاد رسوند. کم کم میلاد فشارو بیشتر کرد و آبتین هم حسابی دردش گرفت. نوک کیر میلاد یه تکون حسابی خورد و یکم فرو رفت. آبتین دیگه آروم قرار نداشت و یه نفس جیغ می کشید درد تموم وجودشو گرفته بود و نمی تونست کاری بکنه مدام دست پا می زد و یه نفس جیغ می کشید. میلاد هم قرص و محکم آبتینو گرفته بود و مدام فشارمی داد. نوک کیر میلاد فرو می رفت و کون آبتین ذره ذره جا باز می کرد. آبتین دیگه نا نداشت.
میلاد تموم قدرتشو جمع کرد و تا اونجایی که زور تو کمرو دستاش بود فشار داد. یک دفعه چشمای خمار و خسته ی آبتین گرد شد. دست و پای آبتین از حرکت ایستاد و پاهاش که تو هوا بود یه دفعه افتاد رو زمین. رنگ از صورت آبتین پرید و نیمه هوش شد. میلاد کیرشو تا ته تو کون آبتین کرده بود و آبتین از شدت درد بی حال شده بود و غش کرده بود. میلاد کیرشو کمی بیرون کشید و دوباره فرو کرد. چند بار این کارو کرد و بعدش شروع کرد به سیخ زدن آبتین. بعد از مدت کوتاهی کیر میلاد سرخ شد. خون آبتین کیر میلادو سرخ کرده بود. بعد از چند دقیقه یک دفعه آبتین با صدای واییییییییییییییی کوووووونم دل میلادو قرص کرد و اونم به کارش شدت داد آخه کم کم داشت از بی حالی آبتین می ترسید و می خواست ببینه حالش خوب میشه یا نه. صدای آبتین میلادو شیر کرد و شروع کرد به تلمبه زدن با حد اکثر سرعت و قدرت. آبتین ناله های کم جون می کشید. حسابی دور سوراخ کونش خونی شده بود. میلاد بیرحمانه به گوشت تن آبتین سیخ می کشید و لذت می برد. بعد از چند دقیقه که میلاد کون آبتین گذاشت ارضا شد و بی حال افتاد رو تن نیمه جون آبتین. آبتین تا یکم جون گرفت شروع کرد به دست پا زدن زیر تن سنگین میلاد. میلاد می خواست یه بار دیگه ارضا بشه واسه همین دوباره دست به کار شد. از رو تن آبتین بلند شد و اونو به پشت چرخوند . پاهاشو جمع کرد تو سینه هاش و اونا رو محکم گرفت. نوک کیرشو گذاشت رو سوراخ گشاد شده آبتین و با یه فشار کوچولو کیرشو تا ته فرو کرد تو کون آبتین. آبتین جیغ بلندی کشید وپاهاش شروع کردند به لرزیدن. میلاد کون آبتینو هوا کرده بود این دفعه میتونست کیرشو بیشتر فرو کنه چون وقتی از عقب می کردش باسنای برجسنه آبتین باعث می شد کیرش تا آخر فرو نره. هر بار که میلاد کیرشو فرو می کرد آبتین از ته حلقش جیغ می زد و التماس می کرد که دیگه بس کنه. میلاد هم که فقط می خواست یه بار دیگه ارضا بشه اصلا توجه نمی کرد. میلاد یه بار از پشت آبتینو گائید و حالا می خواست از جلو هم کارشو یکسره کنه. آبتین از شدت درد داشت دوباره غش می کرد ولی میلاد مدام تلمبه می زد. میلاد داشت خسته می شد. دیگه زانوهاش یاری نمی کرد و کمرشم جونی نداشت. اما ارضا شدن دوباره میلادو به ادامه کارش سوق می داد. التماس کردن های آبتین به همراه آه و اوهی که می کرد مدام تو گوش میلاد می خوند که ادامه بده و میلاد هم ادامه داد. نزدیک 10 دقیقه میلاد با تموم قدرت و سرعتش کون آبتینو سیخ زد و کم کم حس کرد داره ارضا میشه و یه دفعه به اوج رسید و کیرشو از کون آبتین بیرون کشید و چندقطره آبشو ریخت رو صورت آبتین و بعدشم کیرشو گذاشت دهنش.
میلاد حسابی حال کرد و آبتین هم حسابی گائیده شد. میلاد از رو تن آبتین بلند شد با چند تا دسمال خونای تازه دور سوراخ آبتینو پاک کرد. سوراخ نخودی آبتین به اندازه یک گردو شده بود و شکل زشتی پیدا کرده بود. میلاد اول لباسای خودشو پوشید و بعدشم لباسای آبتینو تنش کرد و شروع کرد به بوسیدنش. حسابی لیسش زد و بهش گفت میتونی بری. آبتین گفت کونم خیلی می سوزه نمی تونم راه برم. میلاد هم گفت باشه وقتی حالت جا اومد برو خونتون. آبتین به پهلو خوابید و پاهاشو جمع کرد تو سینشو با دستاش اونا رو گرفت. آبتین خیلی خسته شده بود واسه همین خوابش برد. بعد از دو ساعت میلاد با لیسیدن گردن آبتین اونو بیدارش کرد. آبتین هنوز میون پاهاش می سوخت و درد داشت. از رو مبل بلندش کرد و گفت بهتره بری خونتون. آبتین خیلی گشاد گشاد راه می رفت. میلاد قبل از اینکه آبتینو بیدار کنه جای دوربینو عوض کرده بود تا از بیرون رفتن آبتین وقتی کونش پاره شده و گشاد راه میره فیلم بگیره. همین که آبتین چند قدم جلو رفت، میلاد ازش پرسید بازم بهم کون میدی؟ آبتین گفت خیلی بدی میلاد، امروزو یادم نمیره خیلی اذیتم کردی. میلاد گفت پس با دوربین خداحافظی کن و برو. آبتین تعجب کرد و گفت چی؟ میلاد هم دوربینو نشونش داد و گفت : بعد از این باید هروقت خواستم به خودم یا به کسی که میگم کون بدی مگرنه سی دی خودتو میدم به بابا مامانت. آبتین حسابی نارو خورده بود، بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد. آبتین باز هم گشاد گشاد راه افتاد و از خونه میلاد بیرون اومد با هزار زحمت از پله ها بالا رفت در حالی که انگار آهن سرخ تو کونش کرده بودند. درو باز کرد رفت تو خونه. خوش شانس بود و مادرش اون موقع خواب بود. رفت تو اتاقش. شورتشو عوض کرد آخه شورتش حسابی خونی شده بود. شلوار آدیداسشو پوشید و رو تختش دراز کشید. برگشت رو شکمشو پاهاشو باز کرد. اینطوری کمتر کونش می سوخت. هنوز احساس می کرد یه چیزی تو کونشه. پتوشو کشید رو بدنشو سعی کرد بخوابه. آبتین هنوز نمی دونست قراره بعد از این چی سرش بیاد.

نوشته: abtin_obboy

همزمانسازی محتوا