شما اینجا هستید

گی

کونکونک محمد و احمد

با سلام خدمت برو بچ شهوانی.اسم من محمد و 16سالمه و این داستان مال چند وقت پیشه من یه دوستی داشتم به نام احمد یه سال از خودم کوچیکتره هر روز میومد خونمون بازی میکردیم و فیلم نگاه میکردیم و بعضی وقتا هم فیلمای سکسی یک روز بش گفتم بیا سکس کنیم اول گف نه و از این حرفا منم گفتم اگه نیای نه من نه تو. اون چون منو دوس داشت قبول کرد.احمد خیلی چاق بود با پستونای بزرگ کیر کوچک(اندازشو نمیدونم یعنی روش اندازه گیریو بلد نیستم اگه کسی بلده یادم بده) خوب بگذریم .

داستان سکسی:

گی با سبحان

سلام من اسمم امیره 16 ساله راستش از 10 ساله کون دادم ولی هیچ کدومشون به اندازه ی این داستان حال نداد 14 ساله بودم کلاس سوم راهنمایی یه روز توی مدرسه بودم که یکی از دوستام که اسمش سبحان هست گفت بیاد کنار من بشین منم بدون اجازه معلم رفتم پیشش بعد بهم گفت تا حالا کون دادی من تعجب کردم به عصبانیت گفتم نه بهم گفت کیرت چه قدره جوابشو ندادم دیدم یواشکی درش اورد گفت از من اینقدره خیلی بزرگ بود حشری شدم گفتم جمعه میای پارک ساعت 1.5 گفت باشه بعد گفت شیطون برای چی منم گفتم حالا بیاد اونم گفت برام جلق می زنی منم عصبانی شدم رفتم سر صندلی خودم

داستان سکسی:

حال کردن با مربی بدنسازی

درود هادی هستم 21 سالمه می خوام یک خاطره از دوران 17 سالگیم که اون موقع قدم هنوز کوتاه بود و قیافه بچه گانه ای داشتم برای اولین بار بازگو کنم : تو کوچه ما باشگاه بدنسازی بود که از پنجره اتاق من به خوبی توش دیده می شد چون طبقه دوم ساختمان روبروی ما اجاره کرده بودن و باشگاه شلوغی بود دفتر مربی هم به خوبی از پنجره من قابل رویت بود اما رابطه من چطوری با این مربی شروع میشه براتون می نویسم امیدوارم خوشتون بیاد.

داستان سکسی:

کیر ناخوانده در زاغه مهمات

نمیخوام خالی ببندم و خودما آنچنان معرفی زیادی بکنم.تو خدمت سربازی یه شب پست زاغه مهمات بودم لازم به توضیح است زاغه مهمات آخر پادگان بود و یه ساختمان نیمه کاره دوطبقه دشت که نگهبانا در طبقه ی دوم دیوارا سوراخ کرده بودن و از انجا کل رفت و امدها را زیر نظر داشتند.رفتم پستا تحویل بگیرم که متوجه شق شدن کیر نگهبان قبلی که اسمش قاسم بود شدم از آنجایی که من سابقه ی سیزده سال کون دادن به پسر خاله هاما داشتم کونم از خواب بیدار شد و التماس میکرد بگو منا بکن.در حین تحویل گرفتن فانسخه ی فشنگا عمدا دستما به کیر قاسم زدم بعد برای اینکه مثلا فکر نکنه عمدی بود گفتم نامرد شق کردی جریان چیه اون هم گفت نصف شب

داستان سکسی:

گی با مهرداد

سلام دوستان شهوانی بعد یک سال دوری از این سایت دوباره برگشتم. این داستان رو میذارم چون خاطره ای خوبی بود برام داستان قبلی من هتل آفرین بود که گذاشتم یه شب که رفته بودم پارک جای خونه قدم میزدم یه پسری بود اسمش محمد رضا باهاش اشنا شدم قدم زدم باهم صحبت کردیم اشنا شدیم اون میدونست که من گی هستم .داشتیم صحبت میکردیم که مهراد با دوستش مرتضی اومد چیش ما از دوستای محمد رضا بودن با اوناهم اشنا شدم منو بردن یه گوشه خلوت برای سه تاشون خوردم چه کیرایی داشتن یکی از یکی بزرگتر.

داستان سکسی:

گی من و همسایمون علی

سلام
من رامین هستم الان 28 سالمه و مشهد زندگی می کنم این خاطره بر میگرده به 5 سال پیش اون موقع ما توی یه اپارتمان 6 واحده زندگی می کردیم که همسایه طبقه پایینموم یه مرده 46 ساله بود که اسمش علی بود و با زن و 2 تا بچش زندگی می کرد یه شب وقتی داشتم اشغالارو می بردم پایین اتفاقی علی رو دیدم چون دیر وقت بود لباس نپوشیدم و با یه شلوارک و یه رکابی رفتم پایین توی پله ها علی رو دیدم و با هم سلام و احوالپرسی کردیم اون موقع نفهمیدم که ممکنه یه روز با علی سکس داشته باشم

داستان سکسی:

لذت کونی شدن

سلام من سامان 26 سالمه خاطره ای که میخام بگم کاملاً واقعیه و واسه 8 سال پیشه و این اولین داستانمه اون وقت ما تهران زندگی می کردیم و خونمون استخر داشت یه روز پسر عموم که هم سن منه اومد خونمون گفت بریم استخر منم قبول کردم تو استخر با هم شوخی می کردیم و همدیگرو ماساژ می دادیم، کیرامون سیخ شده بود و به روی خودمون نمیاوردیم. رفتیم تو جکوزی رامین کیرشو درآورد و نشونم می داد کیرش سفید و خوشگل بود از اون کیرایی که تهش کلفت تره، واییییییییییییی عاشقش شدم ولی باز به روی خودم نیاوردم. کم کم اومد نزدیکتر و منو دست مالی می کرد تا اینکه نا خود آگاه دستم به کیر کلفتش خورد.

داستان سکسی:

معلم ورزش

کلاس راهنمائی راداشتم تمام میکردم فصل امتحانات بود بدان دلیل اکثرا در مدرسه درس کم بود واوقات فراقت زیاد برای مرور درسها یه روز که در حیاط مدرسه داشتیم درس میخواندیم یکی از بچه ها که با من دوست بود ومیدونستم که دوستم داره شوخی میکردمواو مرتب از سکس وازکردن حرف میزد منهم بدم نمیامد اخه هر چی بود موقع سن بدی بودم واز سکس چندان بدم نمیامد ولی ازروی خجالت قدرت ابراز به هیچکس را نداشتم اخه اندام بسیار خوبی داشتم واکثر بجه ها مرتب پاپیچم میشدند ولی من بهشون رو نمیدادم

داستان سکسی:

روز بعد از تولدم

همون جور که میدونین من 3 هفته هست تو این سایت هستم و داستان هاو نقد میکنم. البته خودم زیاد از نقد حالیم نیست ولی اگه خدا بخواد بعد از چند ماه راه میوفتم. از بعضی دوستان که میان زیر داستانا فوش میدن درخواست میکنم فوش ندین . 31تیر تولد من بود.کلی برنامه چیدم که با دوستام برم جنگل گل بکشیم و عرق سگی بخوریم.

داستان سکسی:

کون گوشتی دانیال

دانیال خیلی رو مخش رفته بودم تا اون روز بیاد خونمون فقط گفته بودم با هم لخت چند دقیقه ای بخوابیم اونم از خدا خواسته قبول کرد وقتی وارد خونه شد تا از پله ها بیاد بالا دستم رو کونش بود اون شلوار سرمه ای پارچه ای تنش که برق اتو روش افتاده بود وقتی برق میزد حشری تر می شدم وقتی رسیدین دم تخت بهش گفتم لخت شو شلوارشو کشید پایین اما من به زورم که شده کاملا لختش کردم بدنه کوسه ای داشت کون گوشتی و برجستش داشت دیونم میکرد کیرشو شروع کردم به مالوندنو مکیدن تقریبا داشت دیوونه میشد روغن زیتونی که زیر تخت قایمش کرده بود مو کشیدم بیرون از پشت گردنش ریختم اومد تا پایین شروع کردم کونشو مالوندن براش جق زدن یو

داستان سکسی:

پیمان رو فقط تونستم بمالونمش

سلام... داستان از اونجایی شروع شد که داداشم سرباز بود و من تو بُنکداری یکی از دوستانم فروشندگی میکردم من اونموقع 25 سال داشتم و الان 28 سالمه .....

داستان سکسی:

انتقام در گاییدن پسرخاله

سلام. من امروز میخوام داستانی رو براتون تعریف کنم که شاید خیلیا آرزوشو داشته باشن که بتونن اینجوری انقام بگیرن. این ماجرا مربوط به دو سال پیشه ؛ از اونجایی که یادم میاد از بچگی بچه ی خیلی شیطونی بودم ، حاضر جواب بودم ، البته دست خودمم نبود طبیعتم اینجوری بود خلاصه بچه بده ی فامیلم بود. یه پسر خاله دارم اسمش عرفانه و شیش ماه از من بزرگتره ، همونطور که من بچه بده فامیل بودم و عرفان بچه خوبه فامیل بود.

داستان سکسی:

آخرین گی تو حموم عمومی

سلام من رضا هستم 18 سالمه نمیدونم از کجا شروع کنم تقریبا سه هفته پیش بود که برای مسافرت به شهرستانمون رفتم و وقتی میخواستم برگردم با اتوبوس های ترمینال برگشتم و تو اتوبوس یه پسر جوونی و دیدم که صندلی پشتی من بود که خیلی هیکل ردیف و سکسی داشت و عالی بود من از همون اول که تو اتوبوس دیدمش به فکر این بودم که چطوری بتونم یه ترفندی اجرا کنم و با هاش طرح دوستی ببندم و من همش بر میگشتم پشت سر و نگاش میکردم به طوری که نگاه های من باعث شد بهم جلب توجه کنه و مثل اینکه اونم از من و هیکلم خوشش اومده بود تا اینکه به ذهنم رسید شماره خودمو رو موبایل بنویسم و شاید اون ببینه و برداره و بعد

داستان سکسی:

اولین تجربه مفعول بونم

سلام به کاربرای عزیز و نکته سنج. اسمم امینه ۱۹ سالمه قد ۱۷۵ وزن ۶۸. با اینکه رابطم با دخترا خوبه و دوس دختر دارم ، اما همیشه دلم میخواست برای یه بارم که شده رابطه با یه پسرو تجربه کنم . تو سایت تو خیلی تاپیک ها مشخصاتمو گذاشتم ... خیلیا پیام زدن ، اما هیشکیو پیدا نمیکردم که همسن و هم تیپ خودم باشه . تا یه روز با علی آشنا شدم ۲۰ ساله ، مودب بود. (برخلاف خیلیا که بد دهن و عوضی بودن) گف من رابطه ۲ طرفه میخوام رفاقتم برام خیلی مهمه ، فک کردم یکم ، گفتم پس باید بیشتر آشنا شیم . قبول کرد. بلخره یه روز قرار گذاشتیم ، تیپ و قیافش خوب بود . خدا خدا میکردم یه وقت اوا نباشه که نبود .

داستان سکسی:

کون دادن به معلم ریاضی

سلام داستانیو که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سال 88 اون موقع من اول دبیرستان بودم و تازه وارد قضایای سکسی شدم ولی هیچوقت به جنس مخالف علاقه ای نداشتم من تودر س ریاضی خیلی ضعیف بودم برای همین از معلمم خواستم تا قبل از امتحانات ترم اول بیادو بهم درس بده اکثر روزا من تو خونه تنها بودم تا شب برای همین وقتی که معلمم میومد ما دو تا کاملا تنها بودیم یه روز که خونه ی ما بودش من دولا شدم که وسایلو از رو زمین بر دارم که یهو دیدم داره با دستش کونمو میگیره اینو بگم من اونموقع تپل و سفید بودم من یهو برگشتم که اونم جا خورد و ترسید بهم گفت برگردیم سر درسمون من چیزی نگفتم ولی ینی دلم میخواست دوباره اون

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی