شما اینجا هستید

گی

اولین و آخرین گی من

سلام من سامانم الان 19 سالمه این داستان واقعیه اما یه جاهایی واسه جالب شدن داستان مبالغه به کار رفته ... داستانه من مربوط میشه به دورانه مدرسه یه همکلاسی داشتم به اسمه عرفان یه روز بهم گیر داد که بزار کیرتو ببینم منم بچه چشمو گوش بسته ای بودمو تو این فازا نبودم خلاصه با اصراره اون زنگ تفریح که خورد تو کلاس موندیم با خجالت کیرمو نشونش دادم همین که در اوردم کرد تو دهنش و واسم ساک زد از شانس ما زنگ زود خوردو بجه ها اومدن کلاس کله اون زنگ همش فکره اون بودم خیلی حال کرده بودم اینجوری شد که بهش گفتم بازم میخوام حال کنیم با هم به پیشنهاده اون رفتیم پشته خطه راه اهن یه جای خلوت ...

داستان سکسی:

رضا جون کون طلا

سلام دوستان این جریان که میخوام براتون بگم مال دوسال پیشه که من هنوز شیراز دانشجو بودم با یکی از هم شهریام شیراز خونه دانشجویی داشتیم خونه که نبود یه سویت نقلی بود.

داستان سکسی:

قرار بود کمک مربی تیم بشم

سلام به همه دوستان اسم من مستعار على هستش تقريبا از سن کم با بچه محل هاتو زمين خاکى پشت خونمون فوتبال بازى ميکرديم تقريبا 15 ساله بودم که به حساب با بچه هاى ديگه يه تيم تشکيل داديم يه پسرى که چند سال از من بزرگتر بود گير داده بود که من مربى باشم و به من گفت که تو هم کمک مربى باش يه زوز بعد تمرين به من گير داد که بريم خونه ما تا يه سرى چيزا رو مثل ارنج تيم و پول هايى که جمع ميکرديم واسه تيم تو دفتر بنويسيم منم از همه جا بي خبر و چون ادعامم ميشد گفتم باشه بريم

داستان سکسی:

گی علی و مهرداد

سلام من علی ام .27 سالمه چند وقت پیش تو خیابون با یه پسر به اسمه مهرداد اشنا شدم .کلی خندوندمش .اونم بامزه بود و باهم رفیق شدیم تا اینکه یه روز جلوی خونمون بود و باهم نشسته بودیم که حرف از سکس اومد جلو .البته بگم من بدنم به دلیل شنا رفتم فوق العاده سکسیه و کیرمم 16 سانته .در رابطه با همه چی باهم حرف زدیم تا اینکه مهرداد گفت به نظر من همه ادما ازادن هر کاری دلشون میخواد بکنن و هرکسی رو که دوست دارن باهاشون باشن .من گفتم یعنی تو الان با من دوستی حاظری واسم همه کار بکنی .گفت اره گفتم بریم بالا پلی استیشن بازی کنیم اومد بالا خونمون .لب تابمو اوردم گفتم حس بازی نیس بیا فیلم ببینیم اونم قبول کرد.

داستان سکسی:

اولين کون دادنم بعداز سالها انتظار

سلام..من در دوران کودکى خيلى دنبه اى و خوشگل بودم.بعضىها تونستن لختم کنن و لاپايى باهام حال کنن.انقدر حال داد که وسوسه شدم بهشون کون بدم اما جرات نکردم.پسر صاحبخونمن و دوست تبريزى من حسابى چربش کردن و درمالى و لاپام گذاشتن.واى که چه لذتى ميبردم.هر چه التماس کردن ندادم اما دوس داشتم.سالها گذشت و من در تب کون دادن ميسوختم تا چند ماه پيش از طريق شهوانى با يکى در شمال کشور اشنا شدم و وقتى عکسهاى کون تپلمو براش فرستادم قرار شد هردو بيايم تهران و يکشب تو هتل حال کنيم.دل تو دلم نبود.خلاصه رسيديم و همديگرو ديديم.رفتيم و بسختى يک اطاق گير انداختيم.اون رفت داروخونه براى روغن چرب کننده و کاندوم و.....

داستان سکسی:

خاطرات مهران کون کن (1)

من حدود چهل سالمه توی زندگیم ده دوازده تا رابطه ی زناشویی مانند داشتم که هر کدومش به اندازه خودش انقدر عجیبه که با داستان سکسی نمیشه تعریفش کرد، باید رسما داستان تعریف کرد از قدیم به خوندن داستان سکسی علاقه داشتم و اخیرن سر یه ماجرایی دوباره علاقمند شدم تا حدی که تصمیم گرفتم یکی از داستانامو بنویسم، اگه خوب بود شاید یکی دو تا دیگه شم بگم (لازمه از مشوقم اسم ببرم نویسنده داستان “اولین باری که به علی دادم”) تمام اسما و

داستان سکسی:

گی با فرشته نجات

از هشت سالگی فهمیدم علاوه بر زیبایی و بانمکی بچگانه ام جاذبه ی جنسی برای اطرافیانم دارم؛روزی که وارد سوپرمارکت قدیمی محلمان٬ که بیشتر شبیه بقالی بود ٬شدم. پیرمرد بانگاه کثیفش مرا دید می زد و بعد مرا به آغوشش دعوت کرد و یک آبنبات دهانم گذاشت.و دستان زمخت و‌روستایی اش روی‌رانهای سفیدم که شلوارک کوتاهم مانع جلوه گری شان نمی شد٬می کشید و لحظه به لحظه آلتش‌سفت تر می شد.

داستان سکسی:

شب عروسی یک مقدمه بود

سلام. داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به مرداد1393. زمانی که دعوت شده بودیم به عروسی. ما کلا توی فامیل دو پسر داریم که همسن من هستن یکی پسر داییم و یکی پسر عموم که البته من با پسر داییم صمیمی تر هستم و بیشتر با اون در ارتباط هستم تا پسر عموم البته تاقبل از اون عروسی یک دوستی صمیمی با هم داشتیم ولی فکر سکس و اینجور چیزا نبودیم.عروسی توی یه خونه ی بزرگ برگزار میشد که ضبط گذاشته بودن و میزدن و میرقصیدن.

داستان سکسی:

اولین کون دادنم به سن بالا

سلام.سعیدم.23.تهران.خاطرم مربوط میشه به دوسال پیش.وقتی که زیاد چت میکردم تو روم گی ها.با یکی اشنا شدک که 46 سالش بود.بعد از اشنایی و چندروز حرف زدن.قرار گذاشتیم که برم خونش.اونروز صبحش حسابی شیو کردم.سفید شدم قشنگ.اینم بگم وزنم 85.قدم185.کونم بزرگه و گوشتی.ظهر رفتم خونش.خیلی خجالت میکشیدم.چون تا حالا تجربشونداشتم.اومد دستمو گرفت بردم رو تختش.لباسامو دراورد.دیگه لخت شده بودم.تو وب که بهش داده بودم میگفت دیوونه ی کونت شدم.رفت ژل اورد شروع کرد به انگشت کردنم.اول یکیشوبعد دوتاش بعد سه تاشو کرد.اولش درد داشت.ولی بعدش اروم شدم.بعد لباساشو دراورد.وای چی میدیدم.کیرش خیلی بزرگ بود.تو وب که داده بود

داستان سکسی:

کون علی تو پارکینگ

سلام مهدی هستم،19ساله از تهران این اولین داستانیه ک مینویسم اگه بدی تو تایپُ اینا دیدین ببخشین دیگه خب بریم سره اصل قضیه اول بگم اسم های این داستان واقعی هست خب قضیه ماله 8 یا 10 سال پیشه دوران کودکی و کون کونک بازیای خودش ما کلا 3تا رفیق بودیم خودمُ علی و پارسا ک پارسا یه سال از من بزرگ تر و علی 2سال از ما کوچیک تر بود هر روز تو حیاط ک بازیامونو میکردیم شبش میرفتیم تو پارکینگ و شروع میکردیم به حرفای سکسی ک دوس داریم زنمون چجوری باشه و ایم کسشرا بعد چند روز بعد این بحث ها شروع کردیم ک مثلا کیرامونو بهم نشون بدیم ببنیم واسه کی از همه بزرگ تره من فک میکردم علی کیرش خیلی بزرگه و ....راستی اینم

داستان سکسی:

گی با همشهری دور از چشم زنم

یه خاطره واقعی براتون دارم.راستش من متاهلم 40 سالمه ولی خوب خانمم سرد مزاجه و منم به رسم دوران بچگی گاهی شیطونی می کنم.تو یاهو با یه پس 18 ساله آشنا شدم همشهری بودیم ولی هر وقت قرار گذاشتیم نیومد همو بینیم.تا اینکه بعد 2 سال امسال ماه رمضون پی ام داد که بد جوری داغونه و بیا حال کنیم منم گفتم باشه شب، شب زنگ زد منم خریتم گل کرد ادرس دادم اومد سر کوچه خانمم رفته بود خونه مامانش منم بهونه آوردم حال ندارم ولی گفت یه ساعته میاد.پسر اومد منم رفتم با هم اومدیم خونه.2 بار گفت به کسی نمیگی گفتم نه بابا با نترس از پله ها اومد بالا.منم با باسنش ور رفتم .بدن ملسی داشت سبزه و کیرش مست شده بود حسابی ولی

داستان سکسی:

کاش وضع مالیمون بهتر بود

سلام . مهران هستم کلاس اول راهنمایی ک بودم وضع مالی خوبی نداشتیم اینو ب وضوح میشد تو رفتارای مادر پدرم دید . کاری ازم بر نمیومد وقتی مدرسه میرفتم هم کلاسیامو میدیدم ک هر زنگ تفریح ب سمت بوفه مدرسه میرنو خوراکی میخرن شاید در هفته یکی دو باری هم من میرفتم اگر پول گیرم میومد تو خونه. روزای جالبی نبود ولی ب ناچار میگذشت. کمکم از مدرسه بدم اومده بود . درس خوندن زیادم برام جذاب نبود .

داستان سکسی:

گاییده شدن در ماشین

از بچگی دوست داشتم گاییده بشم.از اینکه با کونم ور برم حشر میشدم.8-7 ساله که بودم یک مداد کردم تو کونم از ناشی گری نه مداد رو چرب کردم نه کونمو سوز داشت ولی خوب بود.الان با خیار چمبر و بادمجان و این چیزها حال میکنم ولی همیشه تو خماری کیر گرم بودم.خیلی حشر میشم وقتی تو استخر کیر پسرهای نو جوان که هنوز صورت زنونه دارن رو میبینم.ارزوم اینه که یک روز با یک shemale خوشکل کیر کلفت باشم که هم از کون بدم و هم بگایم.یک روز با هویج تقریبا 25 سانتی با کونم ور میرفتم و یک فیلم سوپر میدیدم که یک shemale با کیر 20 سانتیش داشت یک مرد هیکلی رو می گایید و جررش میداد خیلی حشرم زد بالا و هویج رو کامل میکردم ت

داستان سکسی:

عاشق پسر خاله شدم

اين ماجرايي كه مي خوام براتون تعريف كنم مربوط به 7 سال پيش مي شه. اون موقع من 18 سال داشتم. ايام عيد بود. عيد همه خونه ي مادربزرگم دعوت داشتيم. من شب قبلش رفتم اونجا كه بمونم تا فردا كه همه ميان. اتفاقاً پسرخالم هم اون شب اومد اونجا. نمي دونم چرا، اما به شدت نسبت به اين پسر خالم، فريد، احساس علاقه و عشق مي كردم، اما هيچوقت جرأت نداشتم كه بهش بروز بدم، آخه مي ترسيدم. ما اون شب توي يك اتاق خواب با هم خوابيديم. اون رو تخت و من روي زمين. همين جوري سرحرف رو باز كردم راجع به عشق. ازش پرسيدم اگه آدم كسي رو دوست داشته باشه ولي نتونه بهش بگه بايد چيكار كنه؟

داستان سکسی:

گی با مردی در پارک

من سیاوش هستم ۱۷ ساله قد۱۸۲ و وزن ۶۸ . من از پونزده سالگی فهمیدم که گی هستم و این رو از علاقه به مردای اطراف فهمیدم.طوری که سرکلاس واسه معلم ها شق میکردم. علاقه عجیبی به مردای بالای ۴۰ دارم وهمیشه دوست داشتم بایه مرد دوست باشم و منو بکنه.

داستان سکسی:

کونکونک پارسا و پویا

سلام اسم من پارسا و 18 سالمه و اهل شیرازم راستش فقط یه مقدمه کوتاه از آشنایی خودم با پویا میگم و میرم سر اصل مطلب.این قضیه مربوط میشه به 3 سال پیش. داستان من و پویا از جایی شروع شد که پویا تازه امده تو مدرسه ما و مقطع سوم راهنمایی. این پویا یه چیزی بود در اعلا و پوست سفیدی داشت و من یه جورایی از اون خوشم اومده بود ولی مشکلی که بود اون از بچه هایی بود که تا حالا یه جورایی چشم و گوش بسته بود. وقتی که اومد تو مدرسه ما پیش من نشسته بود ولی من تو یه ماه اول کاری باهاش نداشتم و بعد از یه ماه شروع کردم به صحبت کردن درباره سکس و این حرفا و فهمیدم که بدجوری حشریه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی