شما اینجا هستید

گی

معاون مدرسه منو گايــيد

سلام من دانش آموز سال اول دبيرستانم قبل از دوران دبيرستان خيلي سر به راه بودم دنبال درس و اين چيزا ولي وقتي وارد دبيرستان شدم رفيقهاي خلاف پيدا كردم همش رفتم سمت دختر بازي و اين چيز ها تو مدرسه دو تا بچه اوبي داشتيم حميد و مهدي. مهدي خيلي ميخاريد هميشه سر كلاس زبان كه خيلي كلا خسته كننده اي هست من از پشت ميماليدمش. بريم سر داستان امروز

داستان سکسی:

گی من و مرد اتوبوسی

شب بود وحس شهوت اومد سراغم و موهاي بدنم زياد بود همون موقع بلند شدم رفتم رو حموم و با دوتا اسپري همه ي موهاي بدنم و زدم و حسابي تميز شدم ، اومدم و شروع کردم به ديدن فيلم و خوندن داستان هاي سکسي گي ، انقدر بالا بودم همه جاهاي بدنم و محکم فشار ميدادم و با خودم حال ميکردم يه داستان خوندم راجب آدمايي که تواتوبوس مردم رو مي مالن وحال ميکنن ، نميدونم چرا ولي وقتي خوندمش خيلي دوست داشتم حسش کنم .توهمين لحظه داداشم از خواب پا شد و ديگه نتونستم با خودم حال کنم صبح که پاشدم هنوز حشري بودم و توکف شروع کردم با خودم ور رفتن و حسابي داشتم حال ميکردم که دلم سکس خواست به دونفري که باهاشون سکس داشتم زنگ ز

داستان سکسی:

گایش کونم در حمام

سلام به همه دوستان علاقه مند به کون سفید تپل داستان قبلی منو شاید خوانده باشید (بهترین گایش کونم توسط پسر عمم) پسر عمم خیلی منو کرده بود تا دیگه افتاد تو خط کس کردن منم خیلی حوس کیر کردم برای همین گفتم حالا نوبت یکی دیگه باید بگردم پیدا کنم تا یه حال مشتی به کونم بده که هم کیر کلفتی داشته باشه هم من با اون حال کنم تا به فکر پسر خالم رامتین افتادم موقع داستان من 24 سال داشتم و پسر خالم 25 سال سبزه اهل جنوب بایه کیر کلفت مشتی که همیشه از روی شلوار برجستگیش معلوم بود تو فکر بودم چیکار کنم که خودش بیاد منو بکنه به فکر استخر ویا حمام افتادم گفتم رامتین بریم حمام نمره بیرون بیاد قدیما گفت باشه

داستان سکسی:

یاداشتهای یک کونی

انباری تو حیاط نیمه تاریک بود.من گوشه انباری شلوارمو کشیده بودم پایین و داشتم کون تپل و قلمبه خودمو میمالیدم. برادرم کنار در انباری بود و در حالیکه داشت کیرشو میمالید از لای در بیرونو نگاه می کرد که ببینه کسی متوجه ما شده یا نه.ممکن بود کسی مارو ببینه و شک کنه و دنبالمون بیاد.بلاخره بزرگترا می فهمیدن که وقتی یه پسر حشری با کیر همیشه راست و یه پسر کون گنده میرن تو انباری و درو میبندن به احتمال زیاد برای گفتمان ادبی نرفتن اونجا! برای همین رعایت نکات ایمنی لازم بود.

داستان سکسی:

کون دادن اولین بار توی هوای بارونی

سلام دوستان اسم من سامان هست و این خاطره که براتون منویسم قسم میخورم واقعیت داره. من بچه گیهام واقعا خوشگل بودم العان 38 سالمه خیلی از دوستان و اشنا ها بچه که بوذم لاپای من رو میکردن ولی از سوراخ تا دو سال پیش نداده بودم تا ااینکه توی رومهای سکسی یاهو با یه دانشجو اصفهانی که تهران بود اشنا شدم شاید چند ماهی چت میکردیم تا اینکه یه روز بارونی بهم گقت بیا خونه خونشون سمت خیابون پیامبر بود

داستان سکسی:

بکن آواکسی

سلام دوستان اسم من فرهانه و25ساله هستم . من علاقه زیادی به هم جنس دارم یعنی گی هستم .یه روز تو خونه نشسته بودم و با گوشیم ور میرفتم که یه سری به آواکس زدم .یکی از آواکسیها نوشته بود که یه کون برا روز جمعه میخواد و مکان هم داره چند تا عکس هم از کیرش گذاشته بود که عالی بودنند. سریع جوابشو دادم و یه کم اطلاعات رد و بدل شدو شماره مبایلشو بهم داد . روز پنجشنبه بهش زنگ زدم و قرار مدارمون رو گذاشتیم برا صبح روز جمعه. رفتم حموم و به خودم رسیدم و منتظر موندم تا جمعه.

داستان سکسی:

گی تصادفی در هتل

من بخاطر موقعبت کاريم زياد ماموريت ميرم ماه گذشته رفتم اصفهان راستي من ارشم 30 سالمه قيافه خوبي دارم تو لابي داشتم چاي مي خوردم احساس کردم يه اقاي ميز روبروي من نشسته داره روزنامه ميخونه حدودا 35 سالش بود و خيلي خوش قيافه بود من کلا از آدماي خوش تيپ خوشم مياد يه لحضه نگاهمون به هم افتاد يه لبخندي زديم و من براي نوشيدن چاي دعوتش کردم اونم با روي باز قبول کرد ادم مودب و با شخصيتي بود اونم واسه کار اداري امده بود از هر دري صحبت کرديم تا اينکه من ازش خداحافظي کردم و واسه استراحت رفتم اتاقم ولي ته دلم با اينکه زياد اهل گي نيستم ازش خوشم امده بود .

داستان سکسی:

عاشقی و سوءتفاهم با هم خوابگاهی

با پسری هم خوابگاهی بودم هی سرشو میذاشت روی شونم وبعضی وقتها که دراز میکشیدم سرشو میذاشت رو دستام وازم میخواست که مثلاکه موی سرشو لمس کنم ببینم خوش حالته با شهوت میگفت دوسه بار پیشم خوابید پشتشو به من میکرد وخودشو بهم می چسپوند نمیدونستم منظورش از این کارا چیه الانم ندونستم به من وابسته بود ازم رو میکرد هر کاری بهش میگفتم کم نه میگفت برای بقیه اینجوری نبود دوسه تا از رفیقاش از خوابگاه رفته بودن تازه بامن زیاذ تر اشنا شده بود از لحاظ ظاهری خوب بودیم بد نبودیم، اولین باری که حس سکس با اون به من دست داد بایه شلوارک جلوی اینه بود منم پشتش بودم انجلینا جولیو میدیدم این حسو به من نمیداد،یه شب فیل

داستان سکسی:

تاحالا کسی اینجور نکرده بودم

سلام
میخوام داستان یکی از گی هامو براتون تعریف کنم که از بقیه جذاب تر بوده(راستی پیشاپیش معذرت میخوام که نمیتونم اسم خودمو دوستمو بگم) توی دوران سربازی من و یکی از دوستام سرباز یه قسمتی(انبار ماشین و وسایل فرسوده) بودیم که همزمان باهم پست (نگهبانی)میدادیم،البته اینم بگم محل پست ما دور ازشهر بود،ما اونجا زندگی میکردیم،اونجاحموم میرفتیم،شبا هم اونجا میخوابیدم، اونجا غذا میخوریم ، غذا هم یه سربازی با ماشین توضیع غذا برامون میآورد

داستان سکسی:

کردن بردیا جونم

بردیا پسر خیلی خوشگلیه که با هاش دوستم و باهم تو یک مدرسه درس میخونیم.چشمهی زیبا قشنگتراز دخترا با کون خیلی لرزشی و هوس برانگیز.منو بردیا خیلی همو دوست داشتیم.

داستان سکسی:

چطور دوستم منو کرد

ﺳﻼﻡ .ﺍﺳﻢ ﻣﻦ مهدی هستش ﻭ 18 ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻭﺍﺳﻢ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...ﺍﻣﯿﺪ ﻭﺍﺭﻡ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﺭﻭ ﺍﺯﺵ ﺑﺒﺮﯾﺪ اوایل شروع شدن مدرسه ها ﺑﻮﺩ ﻭ من سال سوم میرفتم،ﻣﺪﺭﺳﻪ مون خیلی شلوغ بود. ﻣﻦ ﺍﺯ 2 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮎ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺟﺪﯾﺪ ﺷﺪﻡ با هیشکی صمیمی نبودم.اولین روز تو سرویس ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻝ 1 ﺩﻝ ﻧﻪ 100 ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻡ ... ﺍﺳﻤﺶ ﺍﻣﯿﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻮﺩ،ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎﻭﺭﺗﻮﻥ ﻧﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻣﻦ 1 ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻤﺶ ﻭﻟﯽ ﺷﻖ ﻧﮑﻨﻢ .خیلی خوشگل بود ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮎ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺁﻗﺎ ﺍﻣﯿﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﮑﻨﻤﺶ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ. ﺣﺘﯽ ﺍﻻﻥ ﮎ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺷﻖ ﮐﺮﺩﻡ !!.

داستان سکسی:

کون کردن در نمازخونه مدرسه

روز اول مدرسه وارد مدرسه که شده بودم دنبال یه کون خوشگل میگشتم امار میگرفتم دانش اموزای جدید الورود و همرو از کمر به پایین نگاه می کردم از شهوت زیادی خسته شده بودم اما دست خودم نبود هرکسی رو نگاه میکردم خودم روش تجسم میکردم رفتم روی جدول باغچه ی کنار حیاط نشستم در حال چرخوندن سرم بودم که دانیال اومد جلو و کنارم یه خورده اون طرف تر نشست اره دانیال چاقال مدرسمون اخرین باری که دیده بودمش بر می گشت به روز قبل امتحان تاریخ و جغرافیا اخرین امتحان پارسال که یه سری از بچه ها توی خونه ی یه نفر جمع شده بودن تا درس بخونن دانیالم بود یادمه یکی از بچه ها افتاده بود رو ی دانیال بلندم نمی شد می گفت من بای

داستان سکسی:

گی من و علی

سلام اسم من امیر 17 ساله قدم 180 وزنم 65 و داستانی که براتون میگم مال زمانیه که من 15 سالم بود . من تو مدرسه زیاد با بچه خوشکل های مدرسمون میپریدم و انگشتشون میکردم اما هیچکدوم بهم حال نمیداد تا این که تابستون شد ... من هر هفته با پسر عمم علی میرفتیم کوه (معمولا درکه) اونم هم هم سن من بود هم از نظر هیکل عین من بود اما یه کون خیلییییییی خوش فرمی داشت . در حین کوهنوردی تا میدیدم جایی داره سر میخره یا می افته سری میپریدم به بهانه ی گرفتنش حسابی کونشو دستمالی میکردم اما فکر میکنم می فهمید اما چیزی نمیگفت بعضی وقت ها هم همونجا فیلم سوپر میدیدیم و با هم یه جقی میزدیم.

داستان سکسی:

کون دادن من از طریق شبکه یوروتیک تی وی

سلام دوستان این اولین داستانمه دلیلی نداره دروغ بگم من اسمم امید هستش عکس پیامهام توی ماهواره رو میزارم داستان بچگیام به کنار ولی هنوزم به گی بودن علاقه دارم حقیقتش من گی نیستم ولی چون خیلی سکسی هستم دوست دارم همجوره تجربه کنم من سکس رو برای لذتش میخوام پس زیاد به عرف و اصول کاری ندارم ماجرا از اونجا شروع شد که توی ماهواره شبکه ای به نام یوروتیک تی وی با زیر نویس فارسی هم راه اندازی شد پس منم تماس گرفتم و پیامهای مختلفی میزاشتم که در اخر تصمیم گرفتم پیام برای کونم بزارم که خیلی استقبال شد همه زنگ میزدن قربون صدقم میرفتن منم که به کسی اعتماد نمیکردم کون بدم ولی آخرسر یکی زنگ زد ازش خوشم اوم

داستان سکسی:

گی من با شهاب

سلام . من سینا هستم (البته اسم اصلیم نیست) . توی تهران زندگی میکنم .خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و یک کلمشم دوروغ نیست . اگه میخوای کس شر بگی همین اول کار میگم که خاطره رو نخون . نمیخوام زیاد داستانو کشش بدم پس سعی میکنم این خاطره رو خلاصش کنم که شما توی خوندنش اذیت نشین . تاحالا با کسی سکس نداشتم . اینم بگم که از دخترا بدم میاد از گی هم زیاد خوشم نمیاد چون زیاد حال نمیکنم . بیشتر توی خونه هفته ای 1 بار جلق میزنم (خود ارضایی) سنم 18 سالمه ... .

داستان سکسی:

اولین کون دادن هومن

اسمم هومن الان 28 سالمه 15 سالم بود هر وقت جق میزدم با خیار یا جا مسواکی میکردم تو کونم وقتی میخواست آبم بیاد کلی بهم حال میداد. اولین باری که کون دادم رو هیچ وقت یادم نمیره خالم اینا اومده بودن خونمون سر ظهر خالم اینا با مامانم رفتن خرید من هم داشتم درس میخوندم شوهر خالم هم که 38 سالش بود خواب بود حوصلم سر رفت خواستم برم حموم . هوس کردم جق بزنم یه خیار هم با خودم بردم تو هموم . شروع کردم به کردن تو کونم و جق زدن . یکهو صدای شوهر خالم از پشت در حموم اومد که صدا میکرد کسی خونه نیست چرا یکهو در حموم رو باز کرد بدنم یخ کرد چشاش 4 تا شد بعد سریع رفت بیرون.

داستان سکسی:

اولین ساک زندگی ام

باسلام خدمت همه من تازه عضو شدمو هنوز دوستی تو این سایت پیدا نکردم ولی دلم خیلی میخواد یه دوست با وفای سکسی پیدا کنم . الانم میخوام اولین خاطره سکسی مو براتون بنویسم . داستان برای یک سال پیشه زمانی که من ۱۶سالم بود . من برای یاد دادن کامپیوتر میرفتم خونه یکی از فامیلمون که یه زن و شوهر با یه پسر ۱۲ ساله بودن اسم پدر خانواده غفور بودو مادر نرگس .منم برای یاد دادن کامپیوتر به پسرشون هفته ای چند جلسه میرفتم خونشون . اسم پسرشون نادر بود منم زیاد با نادر جور نبودم یعنی زیاد گرم نبودیم فقط بهش درس میدادم خبری از شوخی و بگو بخند نبود باباشم ۳۵سالش بود و تو بازار کار میکرد ی

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی