شما اینجا هستید

گی

چگونه شد که مفعول شدم

بگذارید بدون مقدمه وارد اصل مسئله شوم
سوم راهنمائی را که تمام کردم منو توی شهر در اول دبیرستان ثبت نام کردند پسرعمم صمد سه سال قبل اینکار را کرده بود و الان سال سوم دبیرستان بود یه منزل اجاره کرده بودو قرار شد من هم برم پیش اون
مهر و آبان را باهم بودیم و شب بعد از مطالعه جانانه میگرفتیم و میخوابیدیم و صبح می رفتیم مدرسه اما دهم آذرماه من موقع برداشتن کپسول گاز کمرم چائید و بسختی درد گرفت و این کمردرد موجب مفعول شدنم شد میگین چطور پس گوش کنید

داستان سکسی:

گی با هم خوابگاهی ناز

سلام به همه شهوانی ها.من روزبه ام الان 19 سالمه.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به یک سال پیش یعنی من پیش دانشگاهی بودم.من تو یه مدرسه شبانه روزی درس می خونم.اون سال موقتا تقریبا 3-4 ماه بچه های سال سوم تو خوابگاه ما بودن چون خوابگاه کم اومده بود.یه پسری بود که همه خیلی ازش خوششون میومد ولی زیاد به قول معروف پا نمیداد.قد متوسط داشت تپل و سفید بود.اسمش فرشید بود.از بچه ها هم شنیدم خیلی نرم بود.من از اخلاقش خوشم نمیومد.تو خوابگاه تخت من و این کنار هم بود.منم واقعیتش جوری بودم که اینجور پسرا رو جذب میکردم چون منم اندام خوبی دارم و میشه گفت نرمم ولی لاغر و یه کمی هم مودار.دوستام میگ

داستان سکسی:

چطور پسرعمه جون رو گاییدم

سلام اسمه من حامد 18سالمه هیکله خوبی دارم زیاد خوشگل نیستم ولی خوب خوش استیلم رشتم الکترونیکه بچه اصفهانم
راستش داستان کرده شدنه سجاد(پسرعمم)توسط من ازاونجا شروع میشه که من برای کار پیش یکی ازاشناهامون که توکاره برقه به تهران رفتم وتا یه دوهفته ای مشغول کارکردن بودم وبعدبرگشتم اصفان که یه سری به خونوادم بزنم
بعد4روزکه قرارشدبرگردم سره کارعممو دیدم که گفت یه تماسی باحمید(اوستام)بگیروبهش بگوکه اگه امکانش هست تواین تابستونیه دسته سجادروهم اونجابندکنه .
خوب منم تماس گرفتم وحمیدگفت باشه اشکال نداره سجادرم بیارپیشه خودمون قریبه که نیست!

داستان سکسی:

سکس با لذت ولی دردناک

سلام به شما دوستای گل شهوانی،خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم دقیقا دو روز. پیش یعنی 6/6/92 رخ داده. قبل از هر چیزی خودم رو معرفی می کنم من ی پسر معمولی ولی با شهوت بالا هستم و بسکتبال کار می کنم و حدودا قدم187 سانتی متر هست،مشهد زندگی می کنیم و 17 سالمه،بریم برای خوندن داستان:

داستان سکسی:

بهترین سکس عمرم با همجنس

تو ال جی بی روم یاهو باهاش آشنا شدم و شمارمو دادم و گرفتم. چند ماهی گذشت و دیگه از یادم رفته بود.
(((چون از وقتی پامو گذاشتم به گیلان با 3 تا دختر دوست شدم ( البته یکی یکی ، نه همزمان ) تقریباً هم از سکس تامین بودم. من امیرم و 28 سال دارم با قد 185 و وزن 92 / ترک ارومیه ام و سَرِ کَل کَل با رفیقام، اومدم شمال (رشت و انزلی) دوسدخترامم بچه رشت و انزلی بودن. تا حالا سکس کامل (از کُس) نداشتم و همش لاپایی و بخور بخور بود و لذت زیادی نمیبردم، چون دختر عین جنازه می افتاد رو تخت و باید من همه جوره تامینش می کردم. همیشه به این فکر میکردم که چون سکس از کُس ندارم، واسه همون لذت نمیبرم. )))

داستان سکسی:

عشقی باورنکردنی از جنس همجنس

اولین داستانمه که مینویسم داستان نیس و تقریبا خاطرس خیلی دوست داشتم حرفای دلما بزنم آه آه کردن نباش زیاد سکسی نیس داستان وارد شدنم به سکسه پسریم 20 ساله خوشگل دوست داشتنی ورزشکارم بدن شیش تیکه انعطاف عالی عضو یکی از باشگاه های مطرح رزمی با چت و برنامه هاش مدت زیادی که آشنا هستم باهاش سرخودما گرم میکردم تا دوستی نیاز نداشته باشم و احساس تنهایی نکنم تا با یه پسر 34 ساله آشنا شدم مهندسه کارخونه دارن و خیلی آبرو دار و باشخصیت باهاش مدت زیادی چت میکردم تقریبا همه چیزا بهم میگفتیم شده بود بهترین دوست من روزا واسم زنگ میزد تلفنی حالما میپرسید ووو خیلی بهم علاقه مند شده بودیم و وجه مشترکمون این

داستان سکسی:

پیشنهاد اینترنتی پسر کونی

سلام میخوام خاطره پیشنهاد اینترنتی که بهم شد براتون تعریف کنم من سامان 21 سالمه
حدودا 3 یا 4 عید 1392بود که توچتروم سایت شهوانی داشتم گشت و گذار میکردم که به یه سوژه برخوردم که نوشته بود
((gay 25 sale az Tehran hastam makanam daram pm bedid))

داستان سکسی:

آرش و مسعود

سلام اسم من آرشه و الان25سالمه اين داستان بر ميگرده به اولين آشناييم با مسعود من هيکل بدنسازي داشتم ،مسعودم همينطور ،هر دوتامونم خوش تيپ و خوش قيافه بوديم ،من به اون علاقه داشتم ودوست داشتم با هم ارتباط داشته باشيم و براي هميشه مال خودم باشه از قضا امسعودم توي همين فکرا بوده و من خبر نداشتم تا اينکه ي من ي روز کف کردم ،همه رفته بودن مسافرت و منم تنها ،گفتم بذار ي زنگ بزنم ببينم چي ميگه ،زنگزدم بهش گفتم شب مياي اينور ،گفت چه خبره گفتم هيچي ،گفت باشه ،معمولا ميرفتيم خونه هم ديگه ي فيلم ميذاشتيم ميديديم ،بعدشم تا صبح با هم حرف ميزديم ،در مورد آرزو مون ،درسمون و....اما تا حالا من جرئت نکرده بود

داستان سکسی:

اولین گی سه نفره من

من اهل قزوینم و 24 سالمه و عاشق گی با پسرای خوشگل و خوش هیکل و خوشتیپم درست مثل خودم من یه دوست دارم به اسم رضا که خیلی باحاله م البته فقط بکنه حالا بماند که من چطور و چند بار با رضا گی داشتم. رضا یه دوست بکن داشت به اسم حسن که خیلی دوست داشت منو بکنه البته هر کی منو ببینه عاشق من میشه ...

داستان سکسی:

چرا کونم رو کرد؟

سلام دوستان من اسمم فریده الان 16سالمه و این خاطره مربوط میشه به 4سال پیش که من 12 ساله بودم تابستون بود ومامان بابام که میرفتن سر کار منو میبردن خونه مادر بزرگم من یه پسر دایی دارم به نام حامد که 4سال از من بزرگتره من و حامد تو خونه مادر بزرگم کامپیوتر بازی میکردیم و مادر بزرگم روزا میرفت خونه خالم چون اون موقع حامله بود و فقط من و حامد تو خونه بودیم یه روز حامد گفت یه فیلم بزارم ببینیم منم گفتم بزار تو اون فیلم امریکایی یارو شروع کرد به لب گرفتن وسکس با دوست دخترش بعد من از حامد پرسیدم چرا اونا این کارو میکنن?

داستان سکسی:

حماسه سازی در پادگان آموزشی

اسم من سینا هستش 25 سالمه و خاطره ای که میخوام بگم مربوط میشه به 4 سال پیش که من رفتم سربازی.تا یادم نرفته بگم که من پسر خیلی خوشگل و جذابی هستم که بدنم مادرزادی مو نداره و اندام خوبی دارم همین باعث شده بود که خیلی ها توجهشون به من جلب بشه بعد از گرفتن مدرک کاردانی رفتم سربازی و بعد دوره آموزشی و دوره کد یگان خدمتی من افتاد پادگان آموزشی 03 عجبشیر و من به عنوان گروهبان اموزشی مشغول شدم.هر دو یا سه ماه یکبار سربازای جدید آموزشی میامدن و آموزش میدیدن و میرفتن و من تو اون دو سالی که خدمت کردم با خیلی از این سربازا رابطه برقرار کردم و سکس داشتیم.یکبار یادمه چند تا از این سربازای آموزشی رو برده

داستان سکسی:

از کمر درد تا گاییده شدن

داستانی که براتون می نویسم بر میگرده به 4 سال پیش. زمانی که سوم دبیرستان بودم. من پسری هستم با قد بلند موهای قهوه ای و پوست سفید و بدن خیلی کم مو. طوری که رو سینه هام اصلان مو وجد نداره و فقط یکم مو دوره سوراخ کونم و کیرم هست که اونارو هم کاملا تمیز میکنم. 4 سال پیش بود که مامان و بابام و خواهرم رفته بودن پ شهرستان پیش مامان بزرگم اینا و من خونه تنها بودم. مثل همیشه دوستم رامین اومد خونمون تا با هم بساط عرق خوری راه بندازیم. عرقمونو خوردیم اما نه زیاد. یکم خوش بودیم. من 2 روز پیش تو باشگاه کمرم ضربه دیده بودو یکم دردمیکرد. به رامین گفتم که بیادو یکم ماساژم بده.

داستان سکسی:

همجنس بازی را دوست دارم

سلام.اسم من پوریاهستش. میخام یکی از خاطرات خودم رو درباره سکس با مهرداد براتون تعریف کنم،ی شب ک داشتم میرفتم ترمینال تا با اتوبوس برم شهرستان برا دانشگاه تو مسیر ک پیاده میرفتم ی پژو پارس رو دیدم ک کنار خیابون وایساده،قبلش بگم این خاطره مال دو سال پیشمه،توشم ی پسر فوق العاده خوشتیپ و ناز نشسته بود،کفم برید همینجوری الکی ک متوجه نشه یکی دوبار از کنار ماشینش رد شدم دیدم بــــــــله خودشه!!!
خودمو آماده کردم و همینجور ک تنم داشت از ترس و حس شهوت میلرزد رفتم پیشش و...
من: سلام خوبین؟
مهرداد:سلام مرسی!!
من: منتظر کسی هستین؟!!

داستان سکسی:

خاطرات گی حمید

سلام.من حمید هستم الان 35 سالمه.متاهلم ...... حدود 4 سال پیش یکی از بچه های فامیل زنم که خیلی ازم کوچیکتره خونمون بود و باهم تو تعمیر پمپ آب کمکم میکرد قضیه داستان سکس رو اونجا واز تو گوشیش خوندم . تازه فهمیدم هر وقت بیکارتو گوگل میچرخم میشه چی کارا کرد بگذریم ..

داستان سکسی:

کون آقا رضا

سلام دوستان عزیز. خاطره ی یکی از اولین سکسهام رو خواستم براتون بنویسم. اونموقع 14 سالم بود و زیاد سکس حالیم نبود. مثل خیلی از بچه های شهوانی توی خونه فیلم سکسی نگاه میکردم و جلقم رو میزدم. قضیه ازجایی شروع شد که بخاطر عروسی پسر عمه ام رفتیم به یکی از شهر های کوچیک استان گیلان. خب کلی کس و کون دیدیم و دخترای فامیل که حسابی جیگر شده بودن. من یه کم خسته شده بودم و رفتم بیرون از تالار. یهو دیدم پسر عموم (سالار) که همسن خودم بود هم اومده بیرون. یه کم در مورد سوژه ی همیشگی (سکس) حرف زدیم که من گفتم بیا یه دوری توی شهر بزنیم تا شاید یه چیزی گیرمون اومد.

داستان سکسی:

اولین تجربه گی در 13 سالگی

خوب یادمه 13سالم بود یه روز که دامادمون برای کاری باید میرفت یه شهر دیگه خواهرم تنها بود ، من و پسر عموم که 15 سالش بود رفتیم پیشش بخوابیم . اوایل تابستون بود تو شهر ما مردم تخت میذارن تو حیاط و پشه بند میذارن و رو تخت میخابن ، خواهر دامادمون هم بود اونا بیرون خوابیدن . وما هم داخل خوابیدیم . تو جامون بودیم که پسر عموم شروع کرد به صحبت کردن از خوشکلی خواهر دامادمون و اینکه باید بغلش کنم فلان کارو سرش بیارم .

داستان سکسی:

شرط بستن

سلام من میلاد هستم تو داستان قبلی خودما معرفی کرده بودم ولی بازم خومو معرفی میکم حدود 20 سالمه ایمو هستم قدم 180 و وزنم 70 قیافمم بدک نیست جوری که خیلیا تو کفم هستن و کون بزرگی دارم و قیافم شبیه 15-16 ساله ها میمونه یه دوست دارم به اسم پویا اونم 17 سالشه وخیلی خوشگله اونم مثل خودمه بشتر تو کف پسره تا دختر ماجرا از اونجا شروع شد که یه دختره بود به هیچ کس پا نمیداد و همه تو کفش بودن یه روز با این دوستم تو خیابون دیدمش و گفتم اگه تونستی مخ این دختره رو بزنی مردی اونم گفت شرط میبندی؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی