شما اینجا هستید

گی

آرش و مسعود

سلام اسم من آرشه و الان25سالمه اين داستان بر ميگرده به اولين آشناييم با مسعود من هيکل بدنسازي داشتم ،مسعودم همينطور ،هر دوتامونم خوش تيپ و خوش قيافه بوديم ،من به اون علاقه داشتم ودوست داشتم با هم ارتباط داشته باشيم و براي هميشه مال خودم باشه از قضا امسعودم توي همين فکرا بوده و من خبر نداشتم تا اينکه ي من ي روز کف کردم ،همه رفته بودن مسافرت و منم تنها ،گفتم بذار ي زنگ بزنم ببينم چي ميگه ،زنگزدم بهش گفتم شب مياي اينور ،گفت چه خبره گفتم هيچي ،گفت باشه ،معمولا ميرفتيم خونه هم ديگه ي فيلم ميذاشتيم ميديديم ،بعدشم تا صبح با هم حرف ميزديم ،در مورد آرزو مون ،درسمون و....اما تا حالا من جرئت نکرده بود

داستان سکسی:

اولین گی سه نفره من

من اهل قزوینم و 24 سالمه و عاشق گی با پسرای خوشگل و خوش هیکل و خوشتیپم درست مثل خودم من یه دوست دارم به اسم رضا که خیلی باحاله م البته فقط بکنه حالا بماند که من چطور و چند بار با رضا گی داشتم. رضا یه دوست بکن داشت به اسم حسن که خیلی دوست داشت منو بکنه البته هر کی منو ببینه عاشق من میشه ...

داستان سکسی:

چرا کونم رو کرد؟

سلام دوستان من اسمم فریده الان 16سالمه و این خاطره مربوط میشه به 4سال پیش که من 12 ساله بودم تابستون بود ومامان بابام که میرفتن سر کار منو میبردن خونه مادر بزرگم من یه پسر دایی دارم به نام حامد که 4سال از من بزرگتره من و حامد تو خونه مادر بزرگم کامپیوتر بازی میکردیم و مادر بزرگم روزا میرفت خونه خالم چون اون موقع حامله بود و فقط من و حامد تو خونه بودیم یه روز حامد گفت یه فیلم بزارم ببینیم منم گفتم بزار تو اون فیلم امریکایی یارو شروع کرد به لب گرفتن وسکس با دوست دخترش بعد من از حامد پرسیدم چرا اونا این کارو میکنن?

داستان سکسی:

حماسه سازی در پادگان آموزشی

اسم من سینا هستش 25 سالمه و خاطره ای که میخوام بگم مربوط میشه به 4 سال پیش که من رفتم سربازی.تا یادم نرفته بگم که من پسر خیلی خوشگل و جذابی هستم که بدنم مادرزادی مو نداره و اندام خوبی دارم همین باعث شده بود که خیلی ها توجهشون به من جلب بشه بعد از گرفتن مدرک کاردانی رفتم سربازی و بعد دوره آموزشی و دوره کد یگان خدمتی من افتاد پادگان آموزشی 03 عجبشیر و من به عنوان گروهبان اموزشی مشغول شدم.هر دو یا سه ماه یکبار سربازای جدید آموزشی میامدن و آموزش میدیدن و میرفتن و من تو اون دو سالی که خدمت کردم با خیلی از این سربازا رابطه برقرار کردم و سکس داشتیم.یکبار یادمه چند تا از این سربازای آموزشی رو برده

داستان سکسی:

از کمر درد تا گاییده شدن

داستانی که براتون می نویسم بر میگرده به 4 سال پیش. زمانی که سوم دبیرستان بودم. من پسری هستم با قد بلند موهای قهوه ای و پوست سفید و بدن خیلی کم مو. طوری که رو سینه هام اصلان مو وجد نداره و فقط یکم مو دوره سوراخ کونم و کیرم هست که اونارو هم کاملا تمیز میکنم. 4 سال پیش بود که مامان و بابام و خواهرم رفته بودن پ شهرستان پیش مامان بزرگم اینا و من خونه تنها بودم. مثل همیشه دوستم رامین اومد خونمون تا با هم بساط عرق خوری راه بندازیم. عرقمونو خوردیم اما نه زیاد. یکم خوش بودیم. من 2 روز پیش تو باشگاه کمرم ضربه دیده بودو یکم دردمیکرد. به رامین گفتم که بیادو یکم ماساژم بده.

داستان سکسی:

همجنس بازی را دوست دارم

سلام.اسم من پوریاهستش. میخام یکی از خاطرات خودم رو درباره سکس با مهرداد براتون تعریف کنم،ی شب ک داشتم میرفتم ترمینال تا با اتوبوس برم شهرستان برا دانشگاه تو مسیر ک پیاده میرفتم ی پژو پارس رو دیدم ک کنار خیابون وایساده،قبلش بگم این خاطره مال دو سال پیشمه،توشم ی پسر فوق العاده خوشتیپ و ناز نشسته بود،کفم برید همینجوری الکی ک متوجه نشه یکی دوبار از کنار ماشینش رد شدم دیدم بــــــــله خودشه!!!
خودمو آماده کردم و همینجور ک تنم داشت از ترس و حس شهوت میلرزد رفتم پیشش و...
من: سلام خوبین؟
مهرداد:سلام مرسی!!
من: منتظر کسی هستین؟!!

داستان سکسی:

خاطرات گی حمید

سلام.من حمید هستم الان 35 سالمه.متاهلم ...... حدود 4 سال پیش یکی از بچه های فامیل زنم که خیلی ازم کوچیکتره خونمون بود و باهم تو تعمیر پمپ آب کمکم میکرد قضیه داستان سکس رو اونجا واز تو گوشیش خوندم . تازه فهمیدم هر وقت بیکارتو گوگل میچرخم میشه چی کارا کرد بگذریم ..

داستان سکسی:

کون آقا رضا

سلام دوستان عزیز. خاطره ی یکی از اولین سکسهام رو خواستم براتون بنویسم. اونموقع 14 سالم بود و زیاد سکس حالیم نبود. مثل خیلی از بچه های شهوانی توی خونه فیلم سکسی نگاه میکردم و جلقم رو میزدم. قضیه ازجایی شروع شد که بخاطر عروسی پسر عمه ام رفتیم به یکی از شهر های کوچیک استان گیلان. خب کلی کس و کون دیدیم و دخترای فامیل که حسابی جیگر شده بودن. من یه کم خسته شده بودم و رفتم بیرون از تالار. یهو دیدم پسر عموم (سالار) که همسن خودم بود هم اومده بیرون. یه کم در مورد سوژه ی همیشگی (سکس) حرف زدیم که من گفتم بیا یه دوری توی شهر بزنیم تا شاید یه چیزی گیرمون اومد.

داستان سکسی:

اولین تجربه گی در 13 سالگی

خوب یادمه 13سالم بود یه روز که دامادمون برای کاری باید میرفت یه شهر دیگه خواهرم تنها بود ، من و پسر عموم که 15 سالش بود رفتیم پیشش بخوابیم . اوایل تابستون بود تو شهر ما مردم تخت میذارن تو حیاط و پشه بند میذارن و رو تخت میخابن ، خواهر دامادمون هم بود اونا بیرون خوابیدن . وما هم داخل خوابیدیم . تو جامون بودیم که پسر عموم شروع کرد به صحبت کردن از خوشکلی خواهر دامادمون و اینکه باید بغلش کنم فلان کارو سرش بیارم .

داستان سکسی:

شرط بستن

سلام من میلاد هستم تو داستان قبلی خودما معرفی کرده بودم ولی بازم خومو معرفی میکم حدود 20 سالمه ایمو هستم قدم 180 و وزنم 70 قیافمم بدک نیست جوری که خیلیا تو کفم هستن و کون بزرگی دارم و قیافم شبیه 15-16 ساله ها میمونه یه دوست دارم به اسم پویا اونم 17 سالشه وخیلی خوشگله اونم مثل خودمه بشتر تو کف پسره تا دختر ماجرا از اونجا شروع شد که یه دختره بود به هیچ کس پا نمیداد و همه تو کفش بودن یه روز با این دوستم تو خیابون دیدمش و گفتم اگه تونستی مخ این دختره رو بزنی مردی اونم گفت شرط میبندی؟

داستان سکسی:

سکس دوم با پسرخاله

میخوام دومین سکس خودم رو که اولین سکس اختیاریم بود براتون بطور خلاصه بنویسم
من اولین بار در سن 10 سالگی توسط پسر عموم مورد تجاوز قرارگرفته بودم و این رو بابا و مامانم هم فهمیده بودند و...
با اینکه اون سکس زورکی بود اما یه چیزائی از لذت رو برام یاد آوری مینمود وگاهی با خودم آرزو میکردم کاش میشد

داستان سکسی:

شب های رویایی در خونه خالی

این ماجرا مربوط به چند روز بعد عید هستش عموم رفته بودن یه سفر(برای تعطیلات نبود یه ماجرای دیگه بود برای همین پسر عموم نبردن اون مونده بود خونه )برای همین بابام گفت شب ها برم اونجا تا تنها نباشه اون سه روز ما بعد از شام که خونه ما بودیم با هم میرفتیم خونه عموم . پسر عموم (علی) شب اول یه چند تا فیلم سوپر داشت اورد گذاشت اقا این فیلمها خیلی با حال بود جفتمون راست کرده بودیم 17 سال بیشترنداریم دیگه..

داستان سکسی:

اوج لذت در 15 سالگی با همکلاسی

سلام... خاطره ای که میخوام براتون بنویسم کاملا واقعی فقط اسمامون تغییر دادم . من پدر مادرم هر دوتاشون دکترن و محل کارشون پیش همدیگس حدود 40 کیلو متر با خونمون فاصله داره من الان 18 سالمه ... 3 سال پیش که سوم راهنمایی بودم اوج بلوغ بود منم تشنه ی ارضا شدن... هر روز که پدر مادرم 7 صبح از خونه میزدن بیرون میپریدم پای ماهواره از این شبکه ها که زنا خودشونو میمالن میدیدمو جلق میزدم ...اونموقع اینترنت نداشتم که فیلم سوپر دانلود کنم و ....

داستان سکسی:

خاطرات یک عمر یک کونی (1)

سلام این داستان گی هستش اگه دوست نداری نخون
13ساله بودم که پدر ومادرم از هم تلاق گرفتن ومن پیش پدرم موندم اون صبح زود میرفت سرکار وتا شب نمی اومد.ومن همیشه خونه تنها بودم همین مساله باعث شدپسر عموم کریم
که 5سال از من بزرگتر بود هر روز صبح میومد خونمون وخودش رو میمالوند بهم.یه روز حشرش زده بود بالا دید تلویزیون نگاه میکنم گفت گرمت نیست؟
منتظر جوابم نشد شلوارش رو کشید پایین شرت تنگش کیر نیمه شقش رو قلمبه زده بود بیرون.اومد روبروم نشست جوری که من کیرش رو ببینم کیرش کاملا سیخ شده بود من بادیدن اون صحنه شل شدم.بعد گفت بیا بریم تو اون اتاق باهات کار دارم

داستان سکسی:

اولین باری که دادم

براتون بگم من دوازده ساله بودم پسر عموم که اهل یکی ازشهرهای مذهبیه اومده بود تهران من تو اتاقم کنار میز کوچکم تکلیف مدرسه رو انجام میدادم که اون اومد تو اتاق و کنارم دراز کشید من یه شلوار ورزشی پوشیده بودم و بعد از چند دقیقه دیدم دستش داره کم کم میاد به کنار باسنم منم کمی شهوتی وکنجکاو شده بودم که میخاد چیکارم کنه تا اینکه نوک انگشتانش رسیده بود به زیر رانم دیگه از شهوت داشتم میمردم ولی دلمم میخاست کمی بتونه انگشتم کنه یواش خودمو بلند کردم کونمو گذاشتم رو دستش کمی انگشتم کرد ترسیدم و بلند شدم رفتم جلو پنجره اومد چسبوند بهم و بهم یواشکی گفت امشب کارت دارم ...

داستان سکسی:

شب پر هيجان با جهان جون

سلام به بچه هاى گل شهوانى
اول ازهمه جاداره ازآدمين عزيزم تشكركنم.
راستىازهمين الان بگم كه اين يه داستان گى هستش پس هركدوم ازدوستان كه خوشتون نمياد نخونيدش كه بعدأ بگين اه اه ازگىبدمون ميادوفحش بديد،مرسى جيگرا.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی