شما اینجا هستید

گی

پسر صاف و ساده

این داستان واقعی است ولی اسامی اشخاص و اماکن مستعار میباشد . هدف از نوشتن این داستان این است که پسران نوجوان مواظب خود باشند تا کسی از سادگی آنان سو استفاده نکند . من پسری ساده و صادق بودم بنام سیاوش . سالها پیش زمانی که در شهرستان فولاد شهر زندگی میکردم و 14 سالم بود و منزل ما در یک آپارتمان 12 طبقه بود و من به مدرسه راهنمایی میرفتم در همسایگی ما پسری بود بنام سعید که با هم دوست و همکلاس بودیم . سعید چند بار از من خواسته بود که به او حالی بدهم ولی من قبول نمیکردم .

داستان سکسی:

بی اف شدن من و اشکان جونم

با سلام خدمت دوستان شهوانی
همین اولش بگم که این خاطره موضوعش گی اگه خوشتون نمیاد نخونین. و کاملا واقعیه حتی اسم ها هم واقعیه. میخواین باور کنین میخواین نکنین.
کمی از خودم بگم : اسمم سینا21 ساله . 170 قد 60 وزن . سفیدم. خوشگلم.
کمی از بی افم : اسمش اشکان 21 ساله . 168 قد 61 وزن . سفید. از من خوشگلتر نباشه کمتر نیست.
ساکن یکی از شهرهای خراسان.

داستان سکسی:

اولین کون دادن در ۲۸ سالگی

سلام اين داستان واقعيه ...يه مدت طولاني بود توي روم واسه چت كردن نرفته بودم ...همينطوري تو روم بودم ديدم كسي نوشته كون ميخام ..نميدونم چه حسي بهم دست داد بهش مسيج دادم يه كم با هم صحبت كرديم اون 36 سالش بود از شرق تهران منم كه 28 سالم ..كفت من دنبال يه بسر خوش اندام كه بخواد كون بده و كير منو تحمل كنه.. منم از رو كنجكاوى و هيجان ادامه دادم كفتم منم دوست دام بدم ...بهش وب دادم مث ديوونه ها اتماسم كرد كه بذار باهم اشنا بشيم از نزديك همو ببينيم كفت تا حالا بسر به ان خوش اندامي نديدم.. ًمن قدم 185 و وزنم 90 كيلو ..

داستان سکسی:

از یه بوس شروع شد

سلام من امیر از یکی از شهر های استان فارس هستم پسر خوب سر به راهی که هیچ وقت نمازش قضا نمی شد ومومن خوبی بود ودر اقوام زبانزد خاص وعام بود 25 سالمه وچند سال پیش براثر یه اتفاق که خیلی روی روحییه من تاثیر بدی گذاشت دچار افراط وتفریط اعتقادی شدم وکلا نماز وفرایض دینی رو کنار گذاشتم یه روز که با ماشین نا پدری ام داشتم توی شهر دید می زدم با پسری خشگل آشنا شدم ووقتی ان رو دیدم پیچیدم با ما شین جلوش و گفتم بیا تا با هم یه چرخی بزنیم اولش نیومد اما بعد از چند دیقیه سوار شد از اسمشو پرسیدم وبعد از چند مدت حسابی باهم گرم شده بودیم راشتش من تو بچگی کونی وساک زن نبودم اما از اونجای که نا پدری ونا ماد

داستان سکسی:

اولین سکس امیر

سلام میخام داستان اولین سکس واقعی خودمو واستون تعریف کنم
اون موقع 17سالم بود قیافیه ی خیلی خوبی هم دارم و داشتم در حدی که تا حالا پیشنهاد از معلم هامم گرفتم در کنار این قیافه ی خوب یه کون سفید هم داشتم
میریم سر اصل مطلب پسر داییم که تازه مادرش مرده بود یکم افسردگی گرفته بود به خاطر اینکه خونشون نزدیک خونمون بود اکثر وقتا میومد اونجا منم که از اوایل12سالگی تا حالا که یادم میاد به هر مرد و پسری نظر داشتم از رفیق بگیر تا فامیل وحتی1%هم به دخترا نظر نداشتم.

داستان سکسی:

احساس گی

اولین باری که احساس کردم به گی بودن علاقه دارم برمیگرده به اول راهنمایی. الان 23 سالمه. یعنی تقریبا 10 سال پیش.
یه دوستی داشتم به اسم حامد که سر کلاس پیش هم مینشستیم. من اون زمان اصلا چیزی از سکس و این حرفا نمیدونستم. اون برام از سکس میگفت. که مثلا یه فیلم دیدم اینطوری بود و اونطوری بود. منم چون واسه اولین بار بود میشنیدم خیلی جذاب بود برام.

داستان سکسی:

گی عاشقانه با احسان

من گی نیستم همین حالا بگم
سال دوم دبیرستان بود با احسان دوست شدم دو سال از خودم کوچکتر بود یکم قد کوتاه و صورت سبزه ای داشت که به نظر من خیلی خوشکل بود.دوستیمون در حد اسمس بود واصلا فکر سکس باهاش رو نداشتم.
اسمم محمده و تو شهرمون همه میخوان منو بکنن خودم از خودم خوشم نمیاد ولی خیلیا میگن خوشکلیو دختر کشو از این حرفا....
من احسان رو خیلی دوس داشتم و حاظر بودم همه کاری براش بکنم ولی اون خیلی مغرور بود،باباشم از دست داده بود تو بچگی پس حساسم بود،سرتونو درد نیارم سر یه بحث الکی باهام قهر کردو دیگه جواب منو نمیداد.تا شد من دانشگاه قبول شدم یزد

داستان سکسی:

ماجرای جرخوردن زیر کیر اصغر

سلام من اسمم سعیده الان 32سالمه این جریان مربوط شروعش مربوط به 20سال پیشه من ازسن 12تا15سالگی بچه کون بودم البته لاغر بودم وظاهرمم زیادخوشکل نبود ولی کون خوب ونرمی داشتم کونم نسبت به هیکلم بزرگ بود ونرم چندتاازبچه های روستامون که میدونستن زیر شلوارم چه کون نازی هست همیشه دنبال فرصت بودند تا کونم بذارند ازجمله آنهااصغرپسرهمسایه بود که چندین بار هم تا دم کردنم پیش رفت ولی هربار با رندی وزرنگی و شانس از شر کیرش خلاص شدم وخوشحال بودم و ادعام میشد که اصغر که دست رو هرکی گذاشته بودکارشوتموم کرده بود ولی نتونست منو کونم بذاره ومن آدم زرنگی هستم...

داستان سکسی:

اگر میخواهی مرد شوی

یکی از روزهای این هفته که گذشت داشتم شمشاد های جلوی خانه رو آب میدادم و حدود ساعت سه بعدظهر یا چهار بود که پسری که پانزده شانزده ساله بنظر میرسید و دوهفته قبل که با دوستانش جلوی خانه بازی میکردند فوتبال من آن موقع هم برای آبدادن شمشاد ها شلنگ رو انداخته بودم و تو شوت های همبازیانش خوب نمیتونست توپ گیری کنه و از اینکه سعی داشت میکرد بگیره راهشو بلد نبود و آن روز ساعت هشت بود که دیگه آب خوردنی پیش من از شلنگ همشون آب خوردن و من با اینکه دست و صورتشون مخصوصا گلر کثیف شده بود بهش گفتم هروقت دیدی کار ندارم و دارم اینجارو آب میدم و خودت هم خسته نبودی و حواست کاملا بود بیا پیش من تا نکاتی رو یادت

داستان سکسی:

ساک دوطرفه توی ماشین

سلام؛
اول این رو بگم که من گی نیستم، اما همیشه از دوره دبیرستان دست زدن و بازی کردن با کیر رو دوست داشتم. چندین بار اتفاق افتاده بود که به بهانه این که «اگه داری بذار بهش دست بزنم» به کیر دوستام دست زده بودم و این کار خیلی تحریکم می کرد.

داستان سکسی:

حس غریب

این داستان درباره احساس من (حسام) به یکی از فامیل های همسایه مون هست که بعد از مدتی منجر به این شد که زیرش بخوابم. اولش فقط دوست داشتم وقتی که کنار هم تو ماشین روی صندلی عقب نشستیم و داریم به اتفاق دو سه تای دیگه از دوستامون خیابون گردی می کنیم کار هایی کنم که حشری بشه و بعدش که حشری شد کم کم دست بزنه به پشتم و از رو شلوار از پشت بچسبونه بهم و کلفتی کیرش رو حس کنم.

داستان سکسی:

گی تو پارک در ظهر تابستان

سلام من تازه عضو شدم اينم اولين داستانه که مينويسم.2سال پيش بود رفتيم پارک بابچه ها توپ بازي کنيم بعد ازتوپ بازي کردن رفتيم کمي خسته گي در کنيم من يه دوست دارم به اسم سالار که خيلي تپله سينه هاش اويزون شده بود بهشون دست زدم ديدم هيچي نميگه بعد چند تا انگشت کردم ديدم هيچي نميگه بهش گفتم بريم....!گفت کجا گفتم خودت ميدوني ديگه بريم!

داستان سکسی:

گی با پسرعمو کامران

کامران پسر عموی من هستش خونه شون زیاد از خونه ما دور نبود یه شب تابستان با کامران بغل پارک خونه مون نشسته بودیم دقیقاً ساعت ۱۱:۳۰ بود زیاد مردم توپارک نبودند بغل پارک یه خونه ای بود که چند تا دختر زیبا داشتند در اون موقع اونها هم بیرون نشسته بودند من هم که تازه اولای گی شدنم بود و به هر دری میزدم که یه کیری پیدا کنم تا با هاش ور برم و حال کنم با کامران صحبت این رو باز کردم که اگه این خوشکلها لخت پیشت بودند چیکارشون میکردی ؟

داستان سکسی:

سفر زیارتی سیاحتی کون کثیف

دوستان این داستانی که براتون میزارم واقعیه زیاد صحنه سکسی نداره کل سکسش یکی دو دیقس هر چی مینویسید لطفا به هیچ وجه فحش ندین حتی اگر فکر میکنید داستان تخمیه نظر بدید ولی فحش ندید

داستان سکسی:

اولین کون دادن کامران

کامرانم 27 سالمه خاطره ای که میخوام بگم مربوطه به سال سوم دبیرستانمه . من بخاطر شرایط خاص کاری پدرم . تا پایان دوران دبیرستان در یکی از استان های ترک زبان زندگی می گردم . من زاستش هیج وقت تصور اینکه بخوام کون بدم رو نمی گردم . و این داستانی که الان براتون تعریف میکنم واقعیتی که تو رندگی من اتفاق افتاده ...

داستان سکسی:

کردن پسر روسی هم کلاسی

سلام راستش من هیچ وقت فکر نمیکردم خاطره ی سکس خودم رو جایی بنویسم اسمم امیره20 سالمه سبزه قدم 174 وزنم حدود 60 در کل هیکلم بد نبود. داستانم مربوط به پارساله وقتی پیش دانشگاهی بودم.اخلاقم طوریه که خیلی زود با هم کلاسیام صمیمی میشم . اون سال از شانس من بچه های شاهد هم تویه کلاسمون بودن چون درسشون خوب بود رقابت سخت میشد واسم شاهدیا بچه خوشکل زیاد داشتن ولی یکیشون از همشون خوشکل تر بود پوستش روشن موهاش زرد چشاش سبز قدش 180 اسمش میثمه من صداش میزدم روسی چون شبیه روسیا بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی