شما اینجا هستید

گی

چی شد که کونی شدم

سلام ب همه ی شما عزیزان.میخوام ماجرای کونی شدنم رو بگم من اسمم علیه یه پسر خوشگل کون طاقچه و خوش قیافه قدم180،وزن70و یه کون خیلی خوشگل دارم ک برای بچه محلا مونه من الان 18سالمه من از اون جایی ک یادمه همه منو میکردن من از بچگی کون میدادم من وقتی 17سالم بود چندتا پسر تو کوچمون بود ک هی منو انگشت میکردن و اولین کسی ک کیر ب کون من زد اسمش حسین افغان بود یه کیر خیلی بزرگ داشت اول لا پایی می کرد بعد منو برد خونه خالی و همه چیزمو در می اورد ب شروع میکرد اولین باری ک منو برد خونه با عصبانیت گفت زود بیا ساک بزن منم از اون به بعد خیلی از کیر خوشم بعد از اینکه کیرشو خوردم بهم گفت به حالت سگی ب خواب گف

داستان سکسی:

گی با مرد سن بالا

سلام شروین هستم 25 ساله گی هستم و به مردهای سن بالا تمایل دارم تاپ و سافت هستم. این حس همیشه از بچگی در من وجود داشت اما نمیتونستم در محیط بیرون بیان کنم ولی وقتی با محیط نت آشنا شدم تونستم این عقده درونی خودم رو خالی کنم و با مردهای سن بالای زیادی گی داشته باشم.داستان های من بدون اغراق همه واقعی هستن سعی میکنم یکی از بهترین سکس هام رو تعریف کنم امیدوارم که خوشتون بیاد.

داستان سکسی:

لاپايي با بهترين دوستم

سلام من مجيدهستم 20سالمه،خلاصه داستانو نميشه بگم پس كامل ميگم.يه پسري تومحل ما بود كه من دلم براش ميسوخت چون اكثر بچه هاي محل دنبال كردنش بودن اونم خدايي خوشگل بود چشاي سبز بدن سفيد سفيدزنونه مانند.قضيه براي 2.5پيش خلاصه من باهاش ترتيب دوستي ريختم نه براي كاري بلكه براي راهنمايي چون خيلي ها دنبالش بودن وپشت سرش حرف هم بود.خلاصه من باهاش رفيق شدم اين رفاقت روز به روز صميمي تر شد تا جايي كه حرف اون حرف من بود.خيلي بهم نزديك بوديم شايد نزديك تر ازهمه دنيا ازهمه چيه هم خبر داشتيم.ديگه من عوضش كرده بودم شده بود يه آدم ديگه،چند باري خونمون كسي نبود و رفته بوديم خونه ونشسته بوديم اما يه روز وقتي م

داستان سکسی:

سکس با پسرخاله سولاخ داغ

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﮑﺲ ﺑﺎﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﺭﻭﺑﺨﻮﻧﯿﺪ..... ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭﺧﻮﻧﺪﻧﯽ ﺭﻭﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍﻣﯿﺸﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﯼ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺍﺯﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻪ ﮔﯽ ﻫﺴﺘﺶ ﺍﻣﺎﺗﺎﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﻨﻮﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﻫﻠﻪ ﮔﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪﺧﺏ ﺑﺰﺍﺭﺍﺯﺧﻮﺩﻡ ﺑﮕﻢ ﻭﺍﯾﻨﻮﻫﻢ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪﻭﻟﯽ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺶ ﮐﺎﻣﻼﻭﺍﻗﻌﯿﻪ ﻣﻦ ﺍﺳﻤﻢ ﻋﻤﺎﺩﻗﺪﻣﻮﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻓﮑﺮﮐﻨﻢ رو1/36ﺑﺎﺷﻪ ﭼﻮﻥ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺍﻧﺪﺍﺯﻣﻮﮔﺮﻓﺘﻢ ﻣﻮﺧﺮﻣﺎﯾﯽ ﺧﺸﺘﯿﭗ ﻭﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﺎﻕ ﯾﺎﺗﭙﻞ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺧﺐ من15ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭼﺮﺍﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻢ14ﻣﻦ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﻨﻪ ﺧﻮﺩﻣﻪ ﻭﻟﯽ ﺗﭙﻠﻪ ﻣﺘﻮﺳﻂ.ﻣﻨﻮﺍﻭﻥ

داستان سکسی:

اردوی مدرسه با مدیر حشری

یاهو مسنجر رو باز کردم رفتم تو روم 44پی ام گذاشتم که یک مرد سن بالا نیست وسند کردم چندتا سند کردم که یهو چندتا پیام اومد یکیشون نوشته بود بفرما پسرم کاری داشتی بعدازسلام احوالپرسی باهاش از من وب خواست من هم دیدم که هرچی گفته راست بود حتی شماره هم بهم داد که بزنگم اما من بعداز بیرون اومدن از روم ورفتن تو شهر با تلفن عمومی باهاش حرف زدم واقعا اون ور خط یه صدای کاملا مردونه بود که من خیلی دوس داشتم من دفعه بعد با شماره خودم با هاش تماس گرفتم از اون روز به بعد هر روز ساعت یک ونیم که شیفت کاریشون تمام میشد وقت گذاشته بود انلاین میشد واز من وب میخواست منم وب میدادم تمام بدنمو نشونش میدادم یادم می

داستان سکسی:

پسر صاف و ساده

این داستان واقعی است ولی اسامی اشخاص و اماکن مستعار میباشد . هدف از نوشتن این داستان این است که پسران نوجوان مواظب خود باشند تا کسی از سادگی آنان سو استفاده نکند . من پسری ساده و صادق بودم بنام سیاوش . سالها پیش زمانی که در شهرستان فولاد شهر زندگی میکردم و 14 سالم بود و منزل ما در یک آپارتمان 12 طبقه بود و من به مدرسه راهنمایی میرفتم در همسایگی ما پسری بود بنام سعید که با هم دوست و همکلاس بودیم . سعید چند بار از من خواسته بود که به او حالی بدهم ولی من قبول نمیکردم .

داستان سکسی:

بی اف شدن من و اشکان جونم

با سلام خدمت دوستان شهوانی
همین اولش بگم که این خاطره موضوعش گی اگه خوشتون نمیاد نخونین. و کاملا واقعیه حتی اسم ها هم واقعیه. میخواین باور کنین میخواین نکنین.
کمی از خودم بگم : اسمم سینا21 ساله . 170 قد 60 وزن . سفیدم. خوشگلم.
کمی از بی افم : اسمش اشکان 21 ساله . 168 قد 61 وزن . سفید. از من خوشگلتر نباشه کمتر نیست.
ساکن یکی از شهرهای خراسان.

داستان سکسی:

اولین کون دادن در ۲۸ سالگی

سلام اين داستان واقعيه ...يه مدت طولاني بود توي روم واسه چت كردن نرفته بودم ...همينطوري تو روم بودم ديدم كسي نوشته كون ميخام ..نميدونم چه حسي بهم دست داد بهش مسيج دادم يه كم با هم صحبت كرديم اون 36 سالش بود از شرق تهران منم كه 28 سالم ..كفت من دنبال يه بسر خوش اندام كه بخواد كون بده و كير منو تحمل كنه.. منم از رو كنجكاوى و هيجان ادامه دادم كفتم منم دوست دام بدم ...بهش وب دادم مث ديوونه ها اتماسم كرد كه بذار باهم اشنا بشيم از نزديك همو ببينيم كفت تا حالا بسر به ان خوش اندامي نديدم.. ًمن قدم 185 و وزنم 90 كيلو ..

داستان سکسی:

از یه بوس شروع شد

سلام من امیر از یکی از شهر های استان فارس هستم پسر خوب سر به راهی که هیچ وقت نمازش قضا نمی شد ومومن خوبی بود ودر اقوام زبانزد خاص وعام بود 25 سالمه وچند سال پیش براثر یه اتفاق که خیلی روی روحییه من تاثیر بدی گذاشت دچار افراط وتفریط اعتقادی شدم وکلا نماز وفرایض دینی رو کنار گذاشتم یه روز که با ماشین نا پدری ام داشتم توی شهر دید می زدم با پسری خشگل آشنا شدم ووقتی ان رو دیدم پیچیدم با ما شین جلوش و گفتم بیا تا با هم یه چرخی بزنیم اولش نیومد اما بعد از چند دیقیه سوار شد از اسمشو پرسیدم وبعد از چند مدت حسابی باهم گرم شده بودیم راشتش من تو بچگی کونی وساک زن نبودم اما از اونجای که نا پدری ونا ماد

داستان سکسی:

اولین سکس امیر

سلام میخام داستان اولین سکس واقعی خودمو واستون تعریف کنم
اون موقع 17سالم بود قیافیه ی خیلی خوبی هم دارم و داشتم در حدی که تا حالا پیشنهاد از معلم هامم گرفتم در کنار این قیافه ی خوب یه کون سفید هم داشتم
میریم سر اصل مطلب پسر داییم که تازه مادرش مرده بود یکم افسردگی گرفته بود به خاطر اینکه خونشون نزدیک خونمون بود اکثر وقتا میومد اونجا منم که از اوایل12سالگی تا حالا که یادم میاد به هر مرد و پسری نظر داشتم از رفیق بگیر تا فامیل وحتی1%هم به دخترا نظر نداشتم.

داستان سکسی:

احساس گی

اولین باری که احساس کردم به گی بودن علاقه دارم برمیگرده به اول راهنمایی. الان 23 سالمه. یعنی تقریبا 10 سال پیش.
یه دوستی داشتم به اسم حامد که سر کلاس پیش هم مینشستیم. من اون زمان اصلا چیزی از سکس و این حرفا نمیدونستم. اون برام از سکس میگفت. که مثلا یه فیلم دیدم اینطوری بود و اونطوری بود. منم چون واسه اولین بار بود میشنیدم خیلی جذاب بود برام.

داستان سکسی:

گی عاشقانه با احسان

من گی نیستم همین حالا بگم
سال دوم دبیرستان بود با احسان دوست شدم دو سال از خودم کوچکتر بود یکم قد کوتاه و صورت سبزه ای داشت که به نظر من خیلی خوشکل بود.دوستیمون در حد اسمس بود واصلا فکر سکس باهاش رو نداشتم.
اسمم محمده و تو شهرمون همه میخوان منو بکنن خودم از خودم خوشم نمیاد ولی خیلیا میگن خوشکلیو دختر کشو از این حرفا....
من احسان رو خیلی دوس داشتم و حاظر بودم همه کاری براش بکنم ولی اون خیلی مغرور بود،باباشم از دست داده بود تو بچگی پس حساسم بود،سرتونو درد نیارم سر یه بحث الکی باهام قهر کردو دیگه جواب منو نمیداد.تا شد من دانشگاه قبول شدم یزد

داستان سکسی:

ماجرای جرخوردن زیر کیر اصغر

سلام من اسمم سعیده الان 32سالمه این جریان مربوط شروعش مربوط به 20سال پیشه من ازسن 12تا15سالگی بچه کون بودم البته لاغر بودم وظاهرمم زیادخوشکل نبود ولی کون خوب ونرمی داشتم کونم نسبت به هیکلم بزرگ بود ونرم چندتاازبچه های روستامون که میدونستن زیر شلوارم چه کون نازی هست همیشه دنبال فرصت بودند تا کونم بذارند ازجمله آنهااصغرپسرهمسایه بود که چندین بار هم تا دم کردنم پیش رفت ولی هربار با رندی وزرنگی و شانس از شر کیرش خلاص شدم وخوشحال بودم و ادعام میشد که اصغر که دست رو هرکی گذاشته بودکارشوتموم کرده بود ولی نتونست منو کونم بذاره ومن آدم زرنگی هستم...

داستان سکسی:

اگر میخواهی مرد شوی

یکی از روزهای این هفته که گذشت داشتم شمشاد های جلوی خانه رو آب میدادم و حدود ساعت سه بعدظهر یا چهار بود که پسری که پانزده شانزده ساله بنظر میرسید و دوهفته قبل که با دوستانش جلوی خانه بازی میکردند فوتبال من آن موقع هم برای آبدادن شمشاد ها شلنگ رو انداخته بودم و تو شوت های همبازیانش خوب نمیتونست توپ گیری کنه و از اینکه سعی داشت میکرد بگیره راهشو بلد نبود و آن روز ساعت هشت بود که دیگه آب خوردنی پیش من از شلنگ همشون آب خوردن و من با اینکه دست و صورتشون مخصوصا گلر کثیف شده بود بهش گفتم هروقت دیدی کار ندارم و دارم اینجارو آب میدم و خودت هم خسته نبودی و حواست کاملا بود بیا پیش من تا نکاتی رو یادت

داستان سکسی:

ساک دوطرفه توی ماشین

سلام؛
اول این رو بگم که من گی نیستم، اما همیشه از دوره دبیرستان دست زدن و بازی کردن با کیر رو دوست داشتم. چندین بار اتفاق افتاده بود که به بهانه این که «اگه داری بذار بهش دست بزنم» به کیر دوستام دست زده بودم و این کار خیلی تحریکم می کرد.

داستان سکسی:

حس غریب

این داستان درباره احساس من (حسام) به یکی از فامیل های همسایه مون هست که بعد از مدتی منجر به این شد که زیرش بخوابم. اولش فقط دوست داشتم وقتی که کنار هم تو ماشین روی صندلی عقب نشستیم و داریم به اتفاق دو سه تای دیگه از دوستامون خیابون گردی می کنیم کار هایی کنم که حشری بشه و بعدش که حشری شد کم کم دست بزنه به پشتم و از رو شلوار از پشت بچسبونه بهم و کلفتی کیرش رو حس کنم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی