شما اینجا هستید

گی

کردن کون پسر اقوام

حدود 20 سال پیش ما همیشه تابستونا میرفتیم خونه عموم اینا تابستونا
دختر عموم بزرگ بود و 2 تا پسر داشت به نام پدرام و بابک پدرام 2 سال از من کوپکتر بود و بابک 4 سال اون موقع من 15 سالم بود و اوج موقعی که فهمیده بودم این کیر لامذهب جز شاشیدن کار دیگه ای هم میتونه بکنه

داستان سکسی:

تیمور کان

سلام به همه ی بچه گی های خوشگل و خوشتیپ ایرانی
شاهین 18ساله هستم از شهر پسران خشگل <بروجرد> خوشگل ،سفید، خوشتیپ،با 180قد79 کیلو وزن علی رغم ظاهر خوشتیپم و قیافه ی خوشگلم هر کسی جرات نداره خراب نگام کنه در ادامه میفهمید چرا!
خوب از این جا شروع میکنم که من قهرمان ایران در رشته ی کاراته هستم

داستان سکسی:

گی من و پسرهای همسایه

این ماجرا ماله امساله بعد امتاحانات و قبل ماه رموضونه اسم من بهادره و 17سالمه با قد 185س و وزن65ک.یه روز داشتم تو خونه پای کامپیوتر کار میکردم که دیدم زنگ در خونمونو زدن مامانم درو باز کرد دید همسایمون علی پسر طبقه چهارمی مونه اومد منو صدا کرد گفت دم در کارت دارم من که رفتم دیدم علی با یه شلوار تنگ جلو درمونه که کاملا کونش معلوم بود بهش سلام دادم و اونم جواب داد گفتم چیکار داری گفت میشه بیای خونمون لپتابمو درست کنی گفتم چشه گفت میخوام ویندوز عوض کنم نمیتونم گفتم خاک بر سرت یه ویندوز نمیتونی عوض کنی؟!

داستان سکسی:

همجنسبازی اجباری

سلام من اولین باری که داستان می نویسم به همین دلیل برام سخته که مطالب را درست و اون طوری که اتفاق افتاده بیان کنم در ضمن اینو باید بگم که این داستان تماما از زبان من بیان میشه و یک طرفست.

داستان سکسی:

کون دادن آرش

سلام من ارش22 سالمه.من عادت دارم بی مقدمه حرف بزنم .این خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر میگرده به 10 سال پیش من یه دوستی داشتم اسمش شهاب بود شهاب کونی محل بود به همه میداد البته اوایل خودم میکردمش همیشه تو خونه این کارو میکردیم اما یه روزسره کوچه بودیم که شهاب گفت کیر میخاد بهش کفتم که خونمون مکان نیست بزار یه وقطه دیکه اما اسرار کرد منم دیگه دیدم میخاره راضی شدم بردمش تو پارک سره ظهر بود هوا هم گرم بود کسی تو پارک نبود رفتیم تو یکی از چمن های ته پارک که یه ردیف شمشاد بلند داشت پشت شمشادا رفتیم شهایو خابوندم رو زمین شلوارشو با شرتشو کشیدم پایین بد یه تف انداختم لای کونش اخه شهاب کونش واق

داستان سکسی:

تو کون دادن اضافه کاری کردم

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت نکن میام میکنمت منم تا اینو شنیدم به خارش افتادم بهش گفتم اگه عرضشو داری بیا بکن اون فکرمیکرد شوخی میکنم . باز اذیتش میکردم و اون هی حرفشو تکرار میکرد و منم میگفتم عرضه نداری. تا اینکه دیگه خسته شد و حرفشو نگفت منم دیدم دارم یه کیر رو از دست میدم یکم جدی تر بهش گفتم خب اگه عرضه داری بیا بکن دیگه .

داستان سکسی:

بهترین لذت: دادن

سلام به همه دوستان شهواني و شهوتي ، با اجازه عزيزان اسم ها مستعارن و اين اولين داستان من بعد از تقريبا ١٦ ماهي كه با اين سايتم ، هيچ چيزي جز خوندن داستان تو اين سايت به من لذت نميده ، سهيل هستم و يه ابنه ايي شهوتي و عاشق كير ، معمولا تو داستانها همه از خودشون تعريف ميكنن ولي من واقعا يه كون فوق عالي و بيست دارم قدم ١٨٢ وزنم ٦٩ ، ازديدن كون خودم تو آينه واقعا لذت ميبرم عين كون دختراي باربيه ، تقريبا ٣ سال پيش يعني تو ٢١ سالگي من تو آپارتماني كه ما بوديم يه دوست داشتم كه زياد ميرفتيم خونه همديگه البته رابطه خانوادگي با هم نداشتيم ولي ما دوتا خونه همديگه ميرفتيم ، اين دوستم از من ١سال كوچيكت

داستان سکسی:

کون دادن من به پسر مشتری

سلام بچه ها من 21 سالم و تو یک مغازه خدمات کامپیوتری کار میکنم . یک روز من تو مغازه داشتم کار میکردم یک دفعه یک پسر زیبا رو وارد مغازه شد منم که با این پسره خیلی حال کردم بعد از اتمام کار کامپیوترش بهش پیشنهاد دوستی دادم.
اونم نامردی نکرد پیشنهاد منو قبول کرد. خلاصه بعد از چند روز دوستی بهش گفتم بریم خونه باهم قلیون بکشیم. خونه ما هم کسی نبود.اونم قبول کرد .ساعت 2 قرار گذاشتیم و اونم امد.
همین که صدای زنگ در امد قلبم از تو سینه در شد. اخه از نیت خودم اگاه بودم. درو باز کردم امد داخل.

داستان سکسی:

مهدی و علیرضا

منوعلیرضا خیلی وقت بودباهم آشناشده بودیم.یه شب که اس میدادیم بهش گفتم خیلی دوس دارم یه بارتوبغلت بخوابم واونم قبول کرد.بعدیه هفته وقتی فهمیدم که کسی خونمون نیس به علیرضاگفتم که5شنبه بیاخونه ما واونم قبول کرد.وقتی اومدباهم رفتیم تواتاق منودوتایی توبغل هم بالباس خوابیدیم.کیرهردوتامون راس شده بودودوتایی شده بودیم زیرعرق یه لحظه لباشو بوسیدم وزبونموگذاشتم رولبش که یهودهنشوبازکردوزبونمومکیدخیلی حس خوبی بوددستامون روکون همیدیگه بودومیمالیدیم همدیگه رووفقط لب میگرفتیم که یهوعلیرضاگف داره ارضامیشه ودیگه ازهمدیگه دورشدیم تاعلیرضاآبش نیادکیرخیلی کلفت وبزرگی داشت وحس شهوتش بالابودمیترسیدم بگم بیالخت

داستان سکسی:

گی در روستا

من کامبیز 28 سالمه داستان مربوط به یکی از روستاهای اطراف نیشابور میباشد.کاملا واقعی و گی است.پس کسانی از گی بدشون میاد نخونن.ولی کاملا واقعی هستش.در بهار سال 80 اتفاق افتاد.خونه داداش دوستم خالی بود و ما اونجا میرفتیم و قلیون فیلم(ویدیو)میدیدم.چند روزی به همین منوال بود تا اینکه هوس کردیم یه فیلم سکسی پیدا کنیم،وچون تو روستا تنها کسی که فلم سکسی داشت یک جوان 30ساله و کونی بود که از ما ده دوازدسالی بزرگتر بود به سرافش رفتیم.و ازش فیلم و گرفتیم و اومدیم داخل فیلم و گذاشتیم و شروع به قلیون کشیدن کردیم،ناگهان زنگ بصدا در اومد،وقتی دوستم رفت دم در دیدیم خود ناکسه و اومد داخل،چون سنش زیاد بود م

داستان سکسی:

کون دادن حسین به میلاد

سلام من اسمم حسین هست و 18 سالمه من یه دوست داشتم اسمش میلاد بود خوشگل بود ویه کم از من قدش بلند تر بود داستان برمیگرده به وقتی که من 12 سالم بود یه روز میلاد بهم زنگ زد گفت بیا خونمون باهم کامپیوتر بازی کنیم منم گفتم باشه میام .من رفتم خونشون.

داستان سکسی:

کون دادنو دوست دارم

سلام.اسمم سروشه والان 28سالمه.مشهد زندگی میکنم.از زمانی که بچه بودم و فهمیدم کیرو کون و کس و در کل سکس چیه دوست داشتم کون بدم.نمیدونم چرا ولی خیلی موقعها با خودم حال میکردم.خیار،خودکار،ماژیک خلاصه حتی چیزای کلفت تر رو میکردم تو مونم.یه روز تو چت روم پیام گی دادم.چند نفری بهم پیام دادن اما یکیشون به نظرم اومد که بیشتر پایست.باهاش قرار گذاشتم.اسمش شهرام بود.توخیابون همو دیدیم و همون اول سر حرفو باز کرد.تا رسیدیم خونه ما.تنها بودم.رفتیم داخل و نشستیم.کمی از کارشو اینور و اونور صحبت کرد و گفت خب نمیخوایی کاری بکنی؟گفتم آره اما خودم نمیدونستم چطور شروع کنم.راستش هم دوست داشتم هم روم نمیشدلخت بشم

داستان سکسی:

گی با یکی از دوستام

سلام
من سینا هستم(مستعار)17سالمه تو شهر ...... زندگی میکنم
این داستان که میخوام براتون بگم واسهچند هفته قبله ، وقتی که شب هیچکس تو خونمون نبود و رفته بودن مسافرت
من اون روز تنها بوپدم تو خونه حشرم گرفته بود چون شب و تنها بودم به یکی از دوستام که هم سن خودمه اس فرستادم که اگه توی خونشون اجازه میدن شب بیاد خونه ما
دوستم دو میدانی کاره،یه اندامی خوشکل و بدون مو داره (حتی یه دونه مو)اونم گفت که باید اجازه بگیره
یه سا عت بعد اس داد که میاد
رفتم دم در باشگاهشون که باهم بیایم خونه ما

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی