شما اینجا هستید

گی

عاشقانه های من ...(گی)

سلام دوستان
داستان من سکسی نیست
اسم من پرهام هست و اهل شهر داراب هستم
نمیدونم خاطره نویسیم چطوره چون همین 1 ساعت پیش عضو شدم
این داستان گی هست پس اگه دوست ندارین نخونید
اسم داستانمو میزارم من و محمود
بزارید اول یه مقدار از خودم بگم / من 19 سالمه /پوستم سبزه هست / خوش تیپم چون خیلیا دنبال منن / قد 173 / وزن 62 / بدنمم عضلانی و بدنساز هست/
از وقتی یادم میاد از دیدن بدن مرد یه حسی بهم دست میداد. مخصوصا مردهای پشمالو
زمانی که وارد راهنمایی شدم فهمیدم که دوست دارم با مردهایی که بدنشون حسابی مو داره سکس کنم

داستان سکسی:

گی با مشتری گیم نت

من فرشاد هستم و 25 سالم باقد180 من اصفهان هستم ویه مغازه گیم نت دارم که بچه های ناز وخوشگل زیاد میاند آنجا این داستان که نه یه خاطر به یاد ماندنی از زمستان 92 برج 11 که دارم می‌نویسم خب شغل من جوری هست که اکثر با بچه ها در ارتباط هستم و یه پسر به اسم پیام بدجور منو به خودش جلب کرده بود یکم هم از پیام بگم و خاطره را آغاز کنم پیام جون یه پسر باقد 165 و15 سالشه موهاش لخت ومشکی تیره باچشمهای عسلی ومژه های بلند وفر خورده که زیبای چهرش را چند برابر میکنه پیام جون نه لاغر بود نه چاق اندام سکسی نرمالی هم داشت اون روزی دو ساعت نیومد با دوستاش یا پسر عموهاش بازی میکرد وخیلی ها هم عاشقش شده بودند خودش

داستان سکسی:

کردن همکلاسی ام

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 5 سال پیش. من رضا هستم قدم 172 سانتی متر و کیرم هم اوج شقش میشه 16.5 سانتی متر. خونه ما اصلا خالی نمیشه . هنوز که هنوزه به هیچ عنوان خالی نمیشه.

داستان سکسی:

گی من و امید

سلام من تیام هستم سن 17دارم و خیلی هم عاشق سکس پسرها بودم. من تازه به مدرسه دبیرستان رفته بودم که مدرسه شهوتی ها و یا پسر بازها بود منم یک پسر خوشگل با وزن 78و بدن سفید و بدون مو بودم وقتی وارد کلاس شدم یه نگاهی به کلاس کردم دیدم همه بدچهره و زشتن تو دلم گفتم خدا بخیرکنه من خوشگل از نظر دیگران میان این همه بچه باز. رفتم بشینم جلو که دیدم جاها پرشده و مجبور شدم برم بشینم ته کلاس پیش یه نفر که ازچهره اش معلوم بود ادم بد قلقی هست حالا بگذریم رفتم نشستم و سلام کردم اونم با یه صدای کلفت گفت الیک سلام.

داستان سکسی:

تنگ تنگ

يادم مياد اولين باري كه تو عمرم بي نهايت خجالت كشيدم زمان خدمت بود.با گروهان تو محوطه صبحگاه نشسته بوديم كه سروان داشت درباره بحث تمايل به جنس موافق و راه هاي تقوا پيشه كردن در زمان سربازي حرف مي زد .نمي دونم چي شد كه يه شير پاك خورده پاشد گفت سرگروهبان منظورت از بچه خوشگل يكي مثل ميثمه.يه دفعه 60 تا چشم زوم شد روم.از اون روز به بعد همه سربازا منتظر يه فرصت بودن تا تقمو بزارن.خدا خدا مي كردن تو پست دو نفره شب با من بيفتن.امنيت جاني و مالي و كونيم به خطر افتاده بود.خود منم راستش بدجوري تو كف بودم اما ترجيح ميدادم يه درست و حسابيش به پستم بخوره تا اين كه مهدي رو ديدم كه دو ماه از من قديمي

داستان سکسی:

کون دادن در باغ های شمال

سلام من سهرابم الان 28 سالمه این داستان برمیگرده به 17 سال پیش یعنی وقتی 15 سالم بود ویشه گفت اولین باری بود که کون دادم. داستان از اینجا شروع شد که داشتیم با پسر دائیم که اسمش امیر بود با دوچرخه توی یه جاده جنگلی میرفتیم که جلوتر دوتا پسر نشسته بودن که از ما بزرگتر بودن. اونا پسر دائیم رو میشناختن رفتن یه گوشه صحبت کردن وقتی امیر اومد پیشم گفت اینا میگن بیاید بکونیمتون که من سریع گفتم نه. سوار دوچرخه شدیم زهنم درگیر این جریانات شد. به امیر گفتم تو تاحالا به اینا دادی؟ اولش گفت نه ولی بعدش که فهمید من متوجه شدم گفت آره. خلاصه تعریف کرد که حال میده و از اینجور حرف ها.

داستان سکسی:

گی معین و بابک

سلام
اول اینکه این خاطره گی هستش اگه کسی دوست نداره نخونه
این خاطره ما سال 92 هستش و من 19 سالمه
ما توی اصفهان زندگی میکنیم و یه پراید خریده بودیم از عبدلل آباد تهران که من باید برمیگشتم و چون 1ملیون تومان از پولش مونده بود رو میدادم که طرف برامون سند بزنه
شب تو ترمینال اتوبوس بودم که چشمم به یه پسر همسن خودمون خورد منم یه احساسی دارم با اینکه تا اون موقع از فکر کردن با سکس کردن با پسر حتی بدم میومد ولی خیلی از رفاقت با پسرهای خوشتیپ و خوشگل خوشم میومد

داستان سکسی:

حموم عمومی

سلام دوستان، من امیر هستم 22 از تهران، این داستانی که می خوام براتوت بگم بر میگزده به دو سال پیش یعنی سال 90،که یکی از بهترین و رویاییترین سکس های عمرم شد، قبل از اینکه تعریف کنم اینو بگم که من از 10 سالگیم شروع کردم به دادن وتا الان حسابش ازدستم در رفته که چند بار دادم ولی مطمئنم که بیش از هزار بار شده تا حالا، علتشم این هستش که اکثر فامیل های اطرافم کون کن هستن و من تو این مدت 12 ساله به 13 نفر ار اون ها بارها کون دادم و همه هم فامیلن

داستان سکسی:

نگاه های مربی بدن سازی

سلام سجاد هستم 19 سالمه این خاطره زمانی اتفاق افتاد که من 16 سالم بود و همیشه هر روز ساعت 10 تا 12 با پسر عموم می رفتم باشگاه بدنسازی و تمرینات بدنسازی پسر عموم تماشا می کردم و چون صندلی کم بود همیشه پیشه مربی باشگاه می نشستم و مربی با من خیلی حرف می زد چون جفتمون بیکار می نشستیم البته هر از گاهی می رفت به تازه واردا اشکالات حرکاتشونو می گفت بهشون گیر می داد ولی اکثر اوقات کنار من بود ، آقا وحید(مربی باشگاه) که هر وقت منو می دید یک جوری نگام می کرد انگار داره چهره منو اسکن می کنه Sad آقا وحید متاهل بود

داستان سکسی:

کون دادن برای اولین بار در باشگاه بیلیارد

سلام به تمامی دوستان میخام اولین خاطره سکسم رو که قبل از سیزده بدر امسال برام اتفاق افتاد براتون تعریف کنم .این داستان گی هستش و اگر کسی خوشش نمیاد میتونه نخونه و کسانی هم که وقت میزارن و داستانمو میخونن خواهشا فحش ندن.من اسمم سپهره و19 سالمه.اهل تهرانم.قدم170و وزنم65.چشمای آبی و موهای مشکی بلند.بدنم خیلی کم مو هستش و چون مدتی بدنسازی کار میکنم اندامم خیلی خوبه.تعریف از خود نباشه به قول بچه ها خیلی ناز و سکسی هستم.

داستان سکسی:

عشق کون دادن و آب کیر خوردن

سلام به همه کون کنا میخوام یراتون داستان های کون دادن خودم رو بگم قول میدم هر هفته آبتونو بیارم اگه بچه خوبی باشید میام ابتونو هم نوش میکنم
یادمه 2 سال پیش که تو چت روم میگشتم راحت میتونستم کیر مورد نظر خودمو جور کنم
که عنوان پیامم بود
سلام 21 سالمه
لوندم یعنی پر گوشت بدنم
عاشق ساک زدن هستم
اب کیر تا قطره اخر میخورم
تخم همکه اینقد لیس میزنم میک میزنم تا ابت بیاد
دوس دارم یکی روم بخوابه شدید تلمبه بزنه/ صدا دار
دنباله یه پسر 30 به بالا با تجربه در کون کنی
بچه بالا شهر از سید خندان به بالا اگه کسی هست یباد

داستان سکسی:

هنوز عاشق کیرم

باسلام من نیما 36سالمه عاشق کیر بزرگ که بتونه جرم بده اولین باری که کون دادم 13سالم بود من ودایم که 5سال از من بزرگتر بود یادمه عروسی خواهرم بود وهمه تو خونه داشتن مقدمات عروسی رافراهم می کردند که دایم به من گفت بریم خونه ما فوتبال دستی بازی کنیم ومن چون مجلس زنونه بود برای سرگمی قبول کردم ورفتیم بدربزرگم بعداز کمی بازی دایم گفت بیا بشت منو مالش بده ومن شروع به مالش کردم که دایم گفت بتد نیستی تو دراز بکش یادت بدم ومن قبول کردم دایم اوت زیر بیراهنم در اورد ویواش یواش بشتم ماساز میداد که دیدم هی دستشو به باسنم میکشید من که خوشم میومد و وقتی دایی سکوت من را دید دستشو از زیر شورتم ب

داستان سکسی:

گی من و افشین

اسم من آرش است. من و افشین همسن بودیم و اون تابستون هر دو پازده ساله شده بودیم و تازه بالغ شده بودیم‬ . ‫در ضمن از اول ابتدایی همکلاس هم بودیم و چند سالی می شد که دوستی ما گرم تر از سابق شده بود یک‬ ‫روز با افشین از مدرسه که تعطیل شدیم رفتیم به باغ هایی که در چند کیلو متری خونه هامون بود من با افشین‬ ‫تنها در باغ پرسه می زدیم و از داستان های عشقی که قب ً شنیده بودیم برای هم می گفتیم بیشتر از پسر بچه‬ ‫هایی که توانسته بودن با یک پسر دیگر سکس بکنن حرف می زدیم و در مورد پسر هایی که احتما ً با هم‬ سکس دو نفره داشتن وتقریباً همه وقت با هم می گشتن و با هم دعوا نمی کردند.

داستان سکسی:

کونی شدن من تو مدرسه دوستم

سلام اسم من مهدیه و این خاطره مربوط به 4 ماه پیشه. من 29 سالمه و دانشجو ام دوستم که اونم اسمش مهدیه 27 سالشه و یه مدرسه هم داره. دو سال پیش من تو کلاس زبان با مهدی اشنا شدم بچه خوبی بود. بعد از اون ما با هم خیلیی صمیمی شدیم هر از چند گاهی با هم از سکسو رابطه جنسی حرف میزدیم اما با جنس مخالف.... یه مدت گذشت و یه روز قرار گذاشتیم بریم استخر... تو استخر گفت که ماساژ بلده و ماساژ حرفه ای... منم ازش خواستم ماساژم بده اونم قبول کرد. رفتیم توی سونا همش بخار بود چش چشو نمیدید.

داستان سکسی:

گی من و ایمان جونم

من فرشاد هستم و 25 سالم باقد180 من اصفهان هستم ویه مغازه گیم نت دارم که بچه های ناز وخوشگل زیاد میاند آنجا این داستان که نه یه خاطر به یاد ماندنی از زمستان 92 برج 11 که دارم می‌نویسم خب شغل من جوری هست که اکثر با بچه ها در ارتباط هستم و یه پسر به اسم ایمان بدجور منو به خودش جلب کرده بود یکم هم از ایمان بگم و خاطره را آغاز کنم ایمان جون یه پسر باقد 165 و15 سالشه موهاش لخت ومشکی تیره باچشمهای عسلی ومژه های بلند وفر خورده که زیبای چهرش را چند برابر میکنه ایمان جون نه لاغر بود نه چاق اندام سکسی نرمالی هم داشت اون روزی دو ساعت نیومد با دوستاش یا پسر عموهاش بازی میکرد وخیلی ها هم عاشقش شده بودند

داستان سکسی:

کون دادن من به معلم عربی

این خاطره ای که میخوام بنویسم بر میگرده به 5 سال قبل که اون زمان من 13 سالم بود برای اینکه گره داستان از دستتون در نره باید اول بهتون بگم که من از دوران بچگی نصبت به همجنس خودم علاقه داشتم و هیچوقت اهل کردن نبودم فقط میدادم
تو دوران دبستان و راهنمایی هم خیلی با دوستام حال میکردم موضع اصلی که میخوام بنویسم راجب سکس هام تو مدرسه نیست اما دوست دارم قبلش چند موردشو ذکر کنم

داستان سکسی:

سکس با شخص ثالث

دوران دبیرستان پسری بود به اسم داریوش که پسری زرنگ و درسخون بود و تو کلاس کناری ما که بهش میگفتیم دوم ریاضی ب درس میخوند. هم به لحاظ اخلاقی و هم درسی پسری جالب بود. اون موقع سال اخر جنگ بود و ما استرس داشتیم که یک وقت مثل خیلی دبیرستانها ما رو نبرن جنگ. قدیمی تر ها یادشونه که سال 65تا 67 خیلی ها رو به زور میبردن جنگ و لی خب این خطر ما رو تهدید نکرد چون شاید بچه شمال شهر بودیم. و نمی دونم ولی استرس اش بود باهامون .تو بین بچه ها حرف راه افتاده بود که داریوش چند تا از بچه ها رو کرده و چند نفری بهش کون دادن.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی