شما اینجا هستید

گی

تاحالا کسی اینجور نکرده بودم

سلام
میخوام داستان یکی از گی هامو براتون تعریف کنم که از بقیه جذاب تر بوده(راستی پیشاپیش معذرت میخوام که نمیتونم اسم خودمو دوستمو بگم) توی دوران سربازی من و یکی از دوستام سرباز یه قسمتی(انبار ماشین و وسایل فرسوده) بودیم که همزمان باهم پست (نگهبانی)میدادیم،البته اینم بگم محل پست ما دور ازشهر بود،ما اونجا زندگی میکردیم،اونجاحموم میرفتیم،شبا هم اونجا میخوابیدم، اونجا غذا میخوریم ، غذا هم یه سربازی با ماشین توضیع غذا برامون میآورد

داستان سکسی:

کردن بردیا جونم

بردیا پسر خیلی خوشگلیه که با هاش دوستم و باهم تو یک مدرسه درس میخونیم.چشمهی زیبا قشنگتراز دخترا با کون خیلی لرزشی و هوس برانگیز.منو بردیا خیلی همو دوست داشتیم.

داستان سکسی:

چطور دوستم منو کرد

ﺳﻼﻡ .ﺍﺳﻢ ﻣﻦ مهدی هستش ﻭ 18 ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻭﺍﺳﻢ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...ﺍﻣﯿﺪ ﻭﺍﺭﻡ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻟﺬﺕ ﺭﻭ ﺍﺯﺵ ﺑﺒﺮﯾﺪ اوایل شروع شدن مدرسه ها ﺑﻮﺩ ﻭ من سال سوم میرفتم،ﻣﺪﺭﺳﻪ مون خیلی شلوغ بود. ﻣﻦ ﺍﺯ 2 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮎ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺟﺪﯾﺪ ﺷﺪﻡ با هیشکی صمیمی نبودم.اولین روز تو سرویس ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻝ 1 ﺩﻝ ﻧﻪ 100 ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻡ ... ﺍﺳﻤﺶ ﺍﻣﯿﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻮﺩ،ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎﻭﺭﺗﻮﻥ ﻧﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻣﻦ 1 ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻤﺶ ﻭﻟﯽ ﺷﻖ ﻧﮑﻨﻢ .خیلی خوشگل بود ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮎ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺁﻗﺎ ﺍﻣﯿﺮ ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﮑﻨﻤﺶ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ. ﺣﺘﯽ ﺍﻻﻥ ﮎ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺷﻖ ﮐﺮﺩﻡ !!.

داستان سکسی:

کون کردن در نمازخونه مدرسه

روز اول مدرسه وارد مدرسه که شده بودم دنبال یه کون خوشگل میگشتم امار میگرفتم دانش اموزای جدید الورود و همرو از کمر به پایین نگاه می کردم از شهوت زیادی خسته شده بودم اما دست خودم نبود هرکسی رو نگاه میکردم خودم روش تجسم میکردم رفتم روی جدول باغچه ی کنار حیاط نشستم در حال چرخوندن سرم بودم که دانیال اومد جلو و کنارم یه خورده اون طرف تر نشست اره دانیال چاقال مدرسمون اخرین باری که دیده بودمش بر می گشت به روز قبل امتحان تاریخ و جغرافیا اخرین امتحان پارسال که یه سری از بچه ها توی خونه ی یه نفر جمع شده بودن تا درس بخونن دانیالم بود یادمه یکی از بچه ها افتاده بود رو ی دانیال بلندم نمی شد می گفت من بای

داستان سکسی:

گی من و علی

سلام اسم من امیر 17 ساله قدم 180 وزنم 65 و داستانی که براتون میگم مال زمانیه که من 15 سالم بود . من تو مدرسه زیاد با بچه خوشکل های مدرسمون میپریدم و انگشتشون میکردم اما هیچکدوم بهم حال نمیداد تا این که تابستون شد ... من هر هفته با پسر عمم علی میرفتیم کوه (معمولا درکه) اونم هم هم سن من بود هم از نظر هیکل عین من بود اما یه کون خیلییییییی خوش فرمی داشت . در حین کوهنوردی تا میدیدم جایی داره سر میخره یا می افته سری میپریدم به بهانه ی گرفتنش حسابی کونشو دستمالی میکردم اما فکر میکنم می فهمید اما چیزی نمیگفت بعضی وقت ها هم همونجا فیلم سوپر میدیدیم و با هم یه جقی میزدیم.

داستان سکسی:

کون دادن من از طریق شبکه یوروتیک تی وی

سلام دوستان این اولین داستانمه دلیلی نداره دروغ بگم من اسمم امید هستش عکس پیامهام توی ماهواره رو میزارم داستان بچگیام به کنار ولی هنوزم به گی بودن علاقه دارم حقیقتش من گی نیستم ولی چون خیلی سکسی هستم دوست دارم همجوره تجربه کنم من سکس رو برای لذتش میخوام پس زیاد به عرف و اصول کاری ندارم ماجرا از اونجا شروع شد که توی ماهواره شبکه ای به نام یوروتیک تی وی با زیر نویس فارسی هم راه اندازی شد پس منم تماس گرفتم و پیامهای مختلفی میزاشتم که در اخر تصمیم گرفتم پیام برای کونم بزارم که خیلی استقبال شد همه زنگ میزدن قربون صدقم میرفتن منم که به کسی اعتماد نمیکردم کون بدم ولی آخرسر یکی زنگ زد ازش خوشم اوم

داستان سکسی:

گی من با شهاب

سلام . من سینا هستم (البته اسم اصلیم نیست) . توی تهران زندگی میکنم .خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و یک کلمشم دوروغ نیست . اگه میخوای کس شر بگی همین اول کار میگم که خاطره رو نخون . نمیخوام زیاد داستانو کشش بدم پس سعی میکنم این خاطره رو خلاصش کنم که شما توی خوندنش اذیت نشین . تاحالا با کسی سکس نداشتم . اینم بگم که از دخترا بدم میاد از گی هم زیاد خوشم نمیاد چون زیاد حال نمیکنم . بیشتر توی خونه هفته ای 1 بار جلق میزنم (خود ارضایی) سنم 18 سالمه ... .

داستان سکسی:

اولین کون دادن هومن

اسمم هومن الان 28 سالمه 15 سالم بود هر وقت جق میزدم با خیار یا جا مسواکی میکردم تو کونم وقتی میخواست آبم بیاد کلی بهم حال میداد. اولین باری که کون دادم رو هیچ وقت یادم نمیره خالم اینا اومده بودن خونمون سر ظهر خالم اینا با مامانم رفتن خرید من هم داشتم درس میخوندم شوهر خالم هم که 38 سالش بود خواب بود حوصلم سر رفت خواستم برم حموم . هوس کردم جق بزنم یه خیار هم با خودم بردم تو هموم . شروع کردم به کردن تو کونم و جق زدن . یکهو صدای شوهر خالم از پشت در حموم اومد که صدا میکرد کسی خونه نیست چرا یکهو در حموم رو باز کرد بدنم یخ کرد چشاش 4 تا شد بعد سریع رفت بیرون.

داستان سکسی:

اولین ساک زندگی ام

باسلام خدمت همه من تازه عضو شدمو هنوز دوستی تو این سایت پیدا نکردم ولی دلم خیلی میخواد یه دوست با وفای سکسی پیدا کنم . الانم میخوام اولین خاطره سکسی مو براتون بنویسم . داستان برای یک سال پیشه زمانی که من ۱۶سالم بود . من برای یاد دادن کامپیوتر میرفتم خونه یکی از فامیلمون که یه زن و شوهر با یه پسر ۱۲ ساله بودن اسم پدر خانواده غفور بودو مادر نرگس .منم برای یاد دادن کامپیوتر به پسرشون هفته ای چند جلسه میرفتم خونشون . اسم پسرشون نادر بود منم زیاد با نادر جور نبودم یعنی زیاد گرم نبودیم فقط بهش درس میدادم خبری از شوخی و بگو بخند نبود باباشم ۳۵سالش بود و تو بازار کار میکرد ی

داستان سکسی:

کون کردن تصادفی

اسم من علیه و 18 سالمه و دانشجوی سال اول رشته الکترونیک و ترم دوم یکی از شهرای شمال هستم. ماجرایی ک واسم اتفاق افتاده رو میخاستم واستون تعریف کنم.خب وضع مالی خانوادم خوبه و بخاطر همین ی خونه ی مجردی واسم گرفتند ولی در عین حال بهم اعتماد هم داشتند.

داستان سکسی:

كون دادن با لباس فوتبال

سلام اسم من كامرانه و 17 سالمه قدم190 و كونم تپل و سفيده من عاشق سكس فوتبالی هسستم وقتی كفش و شورت توپ فوتبال ميبينم كيرم راست ميشه وقتی جلق ميزنم كيرمو به كفش يا توپ فوتبال ميمالونم تا آبم بياد .

داستان سکسی:

عجب کون پسری بود

سلام به همگی.من امیر علی هستم داستان من بر میگرده به سال پیش اون موقع من سر کار قبل یم میرفتم. که روزام تکراری بود مثل همیشه. تا روزی که یکی از همکارام برادر خانومشو اورده بود سر کار تا با ما یه مدتی کار کنه.اسم این اقا پسر امیر نام داره. به قول خودمون این بچه خیلی ادعا داشت(همین ادعا هست که بگات میده)) منم با دوستم پیله ای شازده میکردم البته اولا به شوخی . تا یه روزی منو این جوجه برای یه ساعت سر کاررتنها بودیم .من دوباره به شوخی بهش میگفتم امیر جون بهم یه کون نمیدی . اونم میخندید و میگفت مگه من چونیم که ازمن اینو میخوای منم با شوخی میگفتم مگه میخوام چیکار کنم یه لاپای بیشتر نمیزنم .

داستان سکسی:

کون دادن رسول

سلام، اسمم رسول، 25 سالمه، قد 186، وزن 70، رنگ چشم سبز، رنگ پوست گندمی، رنگ مو خرمایی، و… خلاصه نسبتا خوبم، من از بچگی از این موضوع خوشم میومد که به خودم انگوشت کنم، یعنی یه حسی بهم دست میداد که خیلی لذت بخش بود، کلا هم با بچه های محلمونم تو بچگیامون که دودول بازی میکردیم از قسمت دادن خیلی خوشم میومد، تا این که بزرگ شدیمو دیگه این کارو نکردیم ولی باز به خودم انگشت میکردمو با خودم حال میکردم، تا این که پارسال یعنی تو 24 سالگی، یه برنامه رو گوشیم نصب کردم به اسم سکس چت، که توش از هر کشوری میانو pm میزارن و دنباله کیس خودشونن، یه بار رفتم تو این برنامه دیدم یه پسره pm گذاشته که دمباله یه پسر م

داستان سکسی:

خاطرات همجنسبازی در سربازی

این اولین باریه که مینویسم چون اکثر خاطرات شهوانی با نگارش ضعیف و چاشنی دورغ همراهه.برای همین تصمیم گرفتم خاطرات خودمو برای اولین بار بنویسم.ضمنا خاطره من مربوط به همجنسبازی میشه.عزیزانی که دوست ندارن لطفا رفع زحمت کنن.
یادمه اولین باری که تجربه سکس داشتم مال زمانی بود که من و پسرعموم پسر همسایه مون رو تو باغ عموم میکردیم.اون موقع من 6 سالم بود و پسرعموم 8 سال.
بزرگتر که میشدیم درک بهتری از سکس پیدا میکردیم و روزی نبود که یه پسر رو به بهانه ایی بکشیم تو باغ و ترتیبشو ندیم.

داستان سکسی:

کون کردن در ایرانشهر

من فرشاد هستم 22سالمه با هیکلی درشت و توپر .
داستان از اونجا شروع شد ک ما برای تعطیلات رفته بودیم سیستان بلوچستان شب اول رفتیم ایرانشهر ک اونجا بخوابیم فردا صبح حرکت کنیم برا چابهار.

داستان سکسی:

اگر اتفاق نمی افتاد

(خاطره من برای جق زدن تو خوب نیست میتونی بری یه چیز دیگه بخونی)
.......
15 سالم بود و همه چی از عکسا و فیلم های تو سایت ها شروع شد
یه حس هایی داشتم که تو جامعه ایران بد بود حقارت بود....
سعی میکردم فراموش کنم بهش فکر نکنم اما مگه میشه؟میشه چیزی که هستی رو فراموش کنی؟ نه برای من نشد
همیشه خدا اون حس با من بود و من به خودم فحش میدادم که احمق چرا باید اینجوری باشی؟
نمیدونم کی ولی دیگه کم کم عادت کرده بودم به این حس

داستان سکسی:

گی با همکلاسی دوست داشتنی

سلام اسم من امیرحسین . داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به 3 سال پیش که من کلاس دوم راهنمایی بودم . از اونجایی که زود با خود ارضایی آشنا شده بودم در روز بار ها و بارها این کار رو انجام میدادم و میشه گفت فوق حشری بودم . توی سال دوم مثل تمام بچه های کلاس من هم عاشق سکس بودم . با اینکه خیلی حشری بودم ولی هیچ موقع حاضر به پریدن روی بچه ای تو کلاس یا انگشت کردنش نبودم . اولین روز سال هیچکی هیچکی رو نمیشناخت و همه با هم قریبه بودن . من هم تصمیم گرفته بودم این سال جدید رو با یک آدم خرخون بگذرونم تا شاید روم تاثیری داشته باشه .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی