شما اینجا هستید

گی

کیر ناخوانده در زاغه مهمات

نمیخوام خالی ببندم و خودما آنچنان معرفی زیادی بکنم.تو خدمت سربازی یه شب پست زاغه مهمات بودم لازم به توضیح است زاغه مهمات آخر پادگان بود و یه ساختمان نیمه کاره دوطبقه دشت که نگهبانا در طبقه ی دوم دیوارا سوراخ کرده بودن و از انجا کل رفت و امدها را زیر نظر داشتند.رفتم پستا تحویل بگیرم که متوجه شق شدن کیر نگهبان قبلی که اسمش قاسم بود شدم از آنجایی که من سابقه ی سیزده سال کون دادن به پسر خاله هاما داشتم کونم از خواب بیدار شد و التماس میکرد بگو منا بکن.در حین تحویل گرفتن فانسخه ی فشنگا عمدا دستما به کیر قاسم زدم بعد برای اینکه مثلا فکر نکنه عمدی بود گفتم نامرد شق کردی جریان چیه اون هم گفت نصف شب

داستان سکسی:

گی با مهرداد

سلام دوستان شهوانی بعد یک سال دوری از این سایت دوباره برگشتم. این داستان رو میذارم چون خاطره ای خوبی بود برام داستان قبلی من هتل آفرین بود که گذاشتم یه شب که رفته بودم پارک جای خونه قدم میزدم یه پسری بود اسمش محمد رضا باهاش اشنا شدم قدم زدم باهم صحبت کردیم اشنا شدیم اون میدونست که من گی هستم .داشتیم صحبت میکردیم که مهراد با دوستش مرتضی اومد چیش ما از دوستای محمد رضا بودن با اوناهم اشنا شدم منو بردن یه گوشه خلوت برای سه تاشون خوردم چه کیرایی داشتن یکی از یکی بزرگتر.

داستان سکسی:

گی من و همسایمون علی

سلام
من رامین هستم الان 28 سالمه و مشهد زندگی می کنم این خاطره بر میگرده به 5 سال پیش اون موقع ما توی یه اپارتمان 6 واحده زندگی می کردیم که همسایه طبقه پایینموم یه مرده 46 ساله بود که اسمش علی بود و با زن و 2 تا بچش زندگی می کرد یه شب وقتی داشتم اشغالارو می بردم پایین اتفاقی علی رو دیدم چون دیر وقت بود لباس نپوشیدم و با یه شلوارک و یه رکابی رفتم پایین توی پله ها علی رو دیدم و با هم سلام و احوالپرسی کردیم اون موقع نفهمیدم که ممکنه یه روز با علی سکس داشته باشم

داستان سکسی:

لذت کونی شدن

سلام من سامان 26 سالمه خاطره ای که میخام بگم کاملاً واقعیه و واسه 8 سال پیشه و این اولین داستانمه اون وقت ما تهران زندگی می کردیم و خونمون استخر داشت یه روز پسر عموم که هم سن منه اومد خونمون گفت بریم استخر منم قبول کردم تو استخر با هم شوخی می کردیم و همدیگرو ماساژ می دادیم، کیرامون سیخ شده بود و به روی خودمون نمیاوردیم. رفتیم تو جکوزی رامین کیرشو درآورد و نشونم می داد کیرش سفید و خوشگل بود از اون کیرایی که تهش کلفت تره، واییییییییییییی عاشقش شدم ولی باز به روی خودم نیاوردم. کم کم اومد نزدیکتر و منو دست مالی می کرد تا اینکه نا خود آگاه دستم به کیر کلفتش خورد.

داستان سکسی:

معلم ورزش

کلاس راهنمائی راداشتم تمام میکردم فصل امتحانات بود بدان دلیل اکثرا در مدرسه درس کم بود واوقات فراقت زیاد برای مرور درسها یه روز که در حیاط مدرسه داشتیم درس میخواندیم یکی از بچه ها که با من دوست بود ومیدونستم که دوستم داره شوخی میکردمواو مرتب از سکس وازکردن حرف میزد منهم بدم نمیامد اخه هر چی بود موقع سن بدی بودم واز سکس چندان بدم نمیامد ولی ازروی خجالت قدرت ابراز به هیچکس را نداشتم اخه اندام بسیار خوبی داشتم واکثر بجه ها مرتب پاپیچم میشدند ولی من بهشون رو نمیدادم

داستان سکسی:

روز بعد از تولدم

همون جور که میدونین من 3 هفته هست تو این سایت هستم و داستان هاو نقد میکنم. البته خودم زیاد از نقد حالیم نیست ولی اگه خدا بخواد بعد از چند ماه راه میوفتم. از بعضی دوستان که میان زیر داستانا فوش میدن درخواست میکنم فوش ندین . 31تیر تولد من بود.کلی برنامه چیدم که با دوستام برم جنگل گل بکشیم و عرق سگی بخوریم.

داستان سکسی:

کون گوشتی دانیال

دانیال خیلی رو مخش رفته بودم تا اون روز بیاد خونمون فقط گفته بودم با هم لخت چند دقیقه ای بخوابیم اونم از خدا خواسته قبول کرد وقتی وارد خونه شد تا از پله ها بیاد بالا دستم رو کونش بود اون شلوار سرمه ای پارچه ای تنش که برق اتو روش افتاده بود وقتی برق میزد حشری تر می شدم وقتی رسیدین دم تخت بهش گفتم لخت شو شلوارشو کشید پایین اما من به زورم که شده کاملا لختش کردم بدنه کوسه ای داشت کون گوشتی و برجستش داشت دیونم میکرد کیرشو شروع کردم به مالوندنو مکیدن تقریبا داشت دیوونه میشد روغن زیتونی که زیر تخت قایمش کرده بود مو کشیدم بیرون از پشت گردنش ریختم اومد تا پایین شروع کردم کونشو مالوندن براش جق زدن یو

داستان سکسی:

پیمان رو فقط تونستم بمالونمش

سلام... داستان از اونجایی شروع شد که داداشم سرباز بود و من تو بُنکداری یکی از دوستانم فروشندگی میکردم من اونموقع 25 سال داشتم و الان 28 سالمه .....

داستان سکسی:

انتقام در گاییدن پسرخاله

سلام. من امروز میخوام داستانی رو براتون تعریف کنم که شاید خیلیا آرزوشو داشته باشن که بتونن اینجوری انقام بگیرن. این ماجرا مربوط به دو سال پیشه ؛ از اونجایی که یادم میاد از بچگی بچه ی خیلی شیطونی بودم ، حاضر جواب بودم ، البته دست خودمم نبود طبیعتم اینجوری بود خلاصه بچه بده ی فامیلم بود. یه پسر خاله دارم اسمش عرفانه و شیش ماه از من بزرگتره ، همونطور که من بچه بده فامیل بودم و عرفان بچه خوبه فامیل بود.

داستان سکسی:

آخرین گی تو حموم عمومی

سلام من رضا هستم 18 سالمه نمیدونم از کجا شروع کنم تقریبا سه هفته پیش بود که برای مسافرت به شهرستانمون رفتم و وقتی میخواستم برگردم با اتوبوس های ترمینال برگشتم و تو اتوبوس یه پسر جوونی و دیدم که صندلی پشتی من بود که خیلی هیکل ردیف و سکسی داشت و عالی بود من از همون اول که تو اتوبوس دیدمش به فکر این بودم که چطوری بتونم یه ترفندی اجرا کنم و با هاش طرح دوستی ببندم و من همش بر میگشتم پشت سر و نگاش میکردم به طوری که نگاه های من باعث شد بهم جلب توجه کنه و مثل اینکه اونم از من و هیکلم خوشش اومده بود تا اینکه به ذهنم رسید شماره خودمو رو موبایل بنویسم و شاید اون ببینه و برداره و بعد

داستان سکسی:

اولین تجربه مفعول بونم

سلام به کاربرای عزیز و نکته سنج. اسمم امینه ۱۹ سالمه قد ۱۷۵ وزن ۶۸. با اینکه رابطم با دخترا خوبه و دوس دختر دارم ، اما همیشه دلم میخواست برای یه بارم که شده رابطه با یه پسرو تجربه کنم . تو سایت تو خیلی تاپیک ها مشخصاتمو گذاشتم ... خیلیا پیام زدن ، اما هیشکیو پیدا نمیکردم که همسن و هم تیپ خودم باشه . تا یه روز با علی آشنا شدم ۲۰ ساله ، مودب بود. (برخلاف خیلیا که بد دهن و عوضی بودن) گف من رابطه ۲ طرفه میخوام رفاقتم برام خیلی مهمه ، فک کردم یکم ، گفتم پس باید بیشتر آشنا شیم . قبول کرد. بلخره یه روز قرار گذاشتیم ، تیپ و قیافش خوب بود . خدا خدا میکردم یه وقت اوا نباشه که نبود .

داستان سکسی:

کون دادن به معلم ریاضی

سلام داستانیو که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سال 88 اون موقع من اول دبیرستان بودم و تازه وارد قضایای سکسی شدم ولی هیچوقت به جنس مخالف علاقه ای نداشتم من تودر س ریاضی خیلی ضعیف بودم برای همین از معلمم خواستم تا قبل از امتحانات ترم اول بیادو بهم درس بده اکثر روزا من تو خونه تنها بودم تا شب برای همین وقتی که معلمم میومد ما دو تا کاملا تنها بودیم یه روز که خونه ی ما بودش من دولا شدم که وسایلو از رو زمین بر دارم که یهو دیدم داره با دستش کونمو میگیره اینو بگم من اونموقع تپل و سفید بودم من یهو برگشتم که اونم جا خورد و ترسید بهم گفت برگردیم سر درسمون من چیزی نگفتم ولی ینی دلم میخواست دوباره اون

داستان سکسی:

داستان کونی شدن من بدبخت

سلام سینا هستم 21 سالمه راسیتش من زیاد بلد نیستم خواتره بنویسم به بزرگی خودتون ببخشید. من وقتی 14 سالم بود یه دوستی داشتم به اسم نریمان خیلی باش صمیمی بودم خیلیم پسر خوشکلی بود اما من اون زمان نمیدونستم که بیشتر بچه های محل کردنش . من اون موقه هیچی سرم نمیشد و خیلی ساده بودم . یه روز که کسی در خانه ما نبود بهش گفتم کسی نیست میخوای بریم خانه ما نریمان گفت باشه بریم . در راه حرف از سکس زد و گفت دوست داری با هم سکس داشته باشیم؟ منم آن موقه نمیدانستم که دادن یک پسر باعث بد بختی میشود چون خیلی دوسش داشتم بهش نه نگفتم .

داستان سکسی:

اولین کون دادنم تو دستشویی خوابگاه

سلام. من فرزاد هستم 26ساله ومیخوام داستان اولین و تنها شیطنت پسرونمو براتون تعریف کنم. قضیه منو پوریا برمیگرده به سال های قبل. اون زمانی که ما باهم تو یه هنرستان بودیم. و من تازه نسبت به کیرش حس پیداکرده بودم. پسرا میدونن دیگه... یه پسربچه 17-16 ساله دبیرستانی تو اوج شیطنت و برانگیختگی جنسی قرار داره و میخواد یه جوری این حسو تخلیه کنه. ماهم برعکس خیلیا چون اونقد رو نداشتیم که واسه خودمون دوست دختر پیداکنیم بیشتر شیطنتامون تو مدرسه و محل بود. (البته منظورم از پیداکردن دوست دختر فقط برای رفع نیازجنسی نیستا، ولی خب اینم یکی ازاون نیازاست که با داشتن دوست دختر حل میشه)

داستان سکسی:

قیم من و مامان

خاطره من مربوط به دو سه سال پیشه. پدر من حدود چهار سال هست که فوت کرده و شوهر خالم قیم من و مادرم شده. من اون موقع ها بچه بودم و خیلی دلتنگ پدر. شوهر خاله ام مرد مذهبی و خوش اخلاقیه. از همون اول جای پدر را در قلب من گرفت. اکبر اقا همیشه وقتی منو میدید بغلم میکرد و ماچ آبدار از لپهای بزرگم می گرفت. من چاقم و از بچگی بر خلاف پسرها سینه های تپلی دارم. اکبر آقا سینه هام را از پشت میگرفت و منو میچسبوند به خودش بعد لپمو ماچ بارون میکرد. گاهی هم ریشاشو میمالید زیر گردنم که من قلقلکم میشد و میخندیدم. از این حرکات اکبر اقا خوشم میومد. یه روز اکبر اقا اومد خونمون.

داستان سکسی:

اولین کون دادن پسر تپل

با سلام خدمت همه اعضای عزیز شهوانی من اولین باری که داستان مینویسم میخوام داستان کون دادنمو براتون بگم.اول از خودم شروع میکنم من یه پسر 16 ساله قدم 170 وزنمم 85 بله من تپل هستم و از بچگی کون قشنگی داشتم خیلی تو کفم بودن و هستن.تابستون 92 بود که سعید دوست صمیمییم بهم زنگ زد و گفت بیا خونمون کارت دارم منم از هیچی بی خبر گفتم باشه.البته سعید قبلا منو انگشت کرده بود تو مدرسه ولی من اصلا بکر سکس باهاش نبودم طبق قرار من رفتم خونشون نشستم رو مبل اومد کنارم نشست و گفت چیزی میخوری که گفتم نه مرسی و بعد شروع کرد در باره مسایل سکسی صحبت کردن و یواش یواش دست زد به کیرش و میمامولندش منم یه چیزایی فهمیده

داستان سکسی:

گی فراموش نشدنی آرمین

سلام به دوستاي گلم.من آرمينم 19سالمه ميخوام يكي ازخاطره هاي داغمو براتون تعريف كنم ازبچگي اينو حس ميكردم كه خيلي به زن بودن علاقه دارم و از10سالگي يادمه رژلب ميزدم و لباس سكسي آبجيمو ميپوشيدم و با سينه هام ور ميرفتم تا درشت بشن باوجوداينكه خيلي دوست داشتم بدم ولي نميخواستم با فاميل يا دوستام رابطه داشته باشم.تا اينكه بزرگ شدمو توي چت روم ها تونستم دنبال كسي كه ميخوام بگردم.يه مدت با دوتا پسر سن پايين آشنا شدم كه باهركدوم جدا جدا سكس كردم.ولي اينجوري زياد برام هيجاني نداشت چون اونا زياد حس نداشتن و دلم ميخواست يكيو پيدا كنم كه حس زن بودنو كامل بهم القا كنه توي چندتا پيج پست گذاشتم كه گروپ گي

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی