شما اینجا هستید

گی

گی با هم خونه ای

سلام. خاطره من مربوط میشه به دوران دانشجوییم. من تو یکی از شهرهای شمالی دانشجو بودم و مثل همه دانشجو ها با چند نفر یه خونه اجاره کرده بودیم. دوستای من که چند سالی با هم خونه میگرفتیم درساشون تموم شده بود اما من به خاطر افتادن چندتا واحد مجبور بودم سال جدید رو با چندتا دانشجوی تازه وارد خونه بگیرم. خلاصه بعد از کلی ماجرا من با سه نفر جور شدیمو یه خونه اجاره کردیم. کلاسای ما طوری بود که سه روز اول هفته رو دوتامون و سه روز آخرو دوتای دیگه خونه بودیم و چون بیشتر وقتا میرفتیم خونه هامون همیشه دو به دو بودیم.

داستان سکسی:

کارگر افغان و کون آقای مهندس

چند وقت قبل داستانی در ارتباط با سکس کارگر افغانی با زن مهندس خواندم. کار ندارم که درست بود یا نه اما به عنوان یک افغانی که در ایران به دنیا امده ام و اینجا بزرگ شده ام می گویم که مسیله سکس با افغانی ها خیلی رایج است. من هر وقت با دستانم می شینم این قضیه را که فلان مهندس را کردم یا زن فلان شخص را کردم .می شنوم. برای خود من دوبار پیش امد که با دو تا از کارفرماهام سکس کنم. که اولی دست بر قضا مهندس بود و تو شرکتی که من کارگر بدوم باهاش سکس کردم و دومی هم دوست ایرانی ام تو بازار بود که می اومد و از دفتری که من دو سال اونجا بودم لوازم موتوری می گرفت و می برد.

داستان سکسی:

اولین بار تجربه بود بعد گرفتار شدم

سلام.اولین بار ۱۸ سالم بود که تو مسنجر با همجنس بازی آشنا شدم . خیلی از خودم عکسای سکسی میگرفتمو میدادم به همه . اولش واسه اذیت کردن بود بعد کم کم خودمم خوشم اومد . خیلیا دوست داشتن کون نازمو از نزدیک لمس کنن.تا اینکه با یه مرد ۳۲ ساله به نام بهنام آشنا شدم . واسه اولین بار شماره دادم و بیشتر اس ام اس بازی میکردیم . یه روز بهم زنگ زد و گفت میخواد منو ببینه هر کاری کردم بپیچونمش نشد ( البته خودمم کنجکاو بودم ببینمش).با ماشین اومد دنبالم و رفتیم یه چرخی تو شهر زدیم و گفت بریم آبمیوه بخوریم . موقع خوردن آبمیوه اومد از جلوی من بلند بشه که آبمیوش ریخت رو لباس من و گند زد به هیکله ما .

داستان سکسی:

واسه پسر همسایه ساک زدم

سلام دوستان این خاطره گی میباشد. کسایی که تمایل ندارند. میتونن نخونن. این داستان واسه 7ساله پیشه. ما یه همسایه داشتیم. اسمش رامین بود. یه سال از من بزرگتر بود. ما با هم همبازی بودیم. بیشتر تو خونه بازی میکردیم که همیشه همه بازیا اخرش به کشتی ختم میشد. بعد تو کشتی هم همیشه من بازنده بودم ولی بجای اینکه پشتمو بخابونه رو زمین همیشه برعکس بود. منو خاک میکرد خودش میخوابید روم. از اول کشتی تا اخر کشتی کیرشم شق بود. بعد با کلی اصرار رو شلواری باهام حال میکرد. البته منم میکردم. واسه اینکه اگه جایی گفت منم بگم. کردم. خلاصه بعد یه مدت روشلواری شد لا پایی. لاپایی منو میکرد منم میکردمش.

داستان سکسی:

اولین باری که کیر دوستم رو خوردم

یادش بخیر فک کنم چندسال پیش بود. پیش دوستم بودم. از دوستای خیلی قدیمیم. از اول باهم بودیم. بهتره اینجا اسمش رو امید بگم. یادمه که امید خیلی سکسی بود یعنی کون خیلی نرم و بزرگی داشت. واقعا هم نرم بود کونش یعنی میتونستی با دست بگیری تو دستت هر بخشش رو. خب ما رومون به هم باز شده بود و خیلی هم حشری بودیم و لذت میبردیم که باهم ور بریم گاهی.

داستان سکسی:

کون بزرگ مهران

سلام به همه ی دوستای خوب ومحترم مخصوصا آقایان سن بالا که من عاشقشونم میمرم برای کیرشون . امروز میخوای داستان واقعی و صد درصد واقعی اولین کون دادنم به یک مرد و اولین تجربه ی من برای گی رو براتون تعریف کنم. داستان از این جایی شروع میشه که من برای اوقات فراغت خودم بیشتر اوقات به استخر میرفتم و این داستان هم در تاریخی که هیچ وقت یادم نمیره : 7/11/1390 که من در اون روز به قول معروف اولین سکسم رو داشتم که تا اون روز کون سفید من بسیار کوچک بود ولی خیلی نرم بود چون به کون مامان گلم رفته بود در اون روز کون بسیار کوچک من تبدیل شد به یک کون تپل و بسیار بزرگ که الان حملش برام مشکل است

داستان سکسی:

اولین کون دادن اشکان به پسردایی

سلام. اسم من اشکانه. الان 21 سالمه. اولین کون دادن من برمیگرده به زمانی که 17 سالم بود. یه پسر دایی دارم به اسم مهران. دو سال از من بزرگتره. یادمه به بار اومدن خونمون، با هم رفتیم توی اتاقم و در رو بستم. قبلا وقتی دبستان بودم با هم حال میکردیم و با کیرش بازی میکردم ولی خیلی وقت بود که با هم این کار رو نکرده بودیم. داشتیم با کامپیوتر ور میرفتیم که یکدفعه رفتم سراغ فیلم سکسی، از نوع پسر (گی) هم گذاشتم. فیلم رو که دید، دستم رو گزاشتم روی رون پاش بعد آروم بردم روی کیرش. { این رو بگم که من کون تپلی دارم و هیکلم راسته بود. اما خشگل نیستم. بد قیافه هم نیستم زیاد.

داستان سکسی:

گی با استرس دور از چشم زنم

یه مدتی بود یاهو مسنجر با یه پسر 18 ساله آشنا شده بودم.اهل دوستی بود ولی می ترسید.یه د و سالی گذشت یه دفعه نمی دونم چی شد گفت میخام ببینمت.قرار گذاشتیم یه وقت مناسب اومد ولی باز غیبش زد.دیدمش ولی در رفت.نا بالاخره یه شب ماه رمضون باز پی ام داد که داغونم بیا لاپائی!!منم که تنها بودم خانمم رفت خونه مادرش منم بهونه آوردم حال ندارم.زنگ زد آدرس دادم اومد آوردمش خونه سبزه با بدن قوی و قد بلند .استرس داشت 2 بار گفت به کسی نمیگی گفتم نه از پله ها اومد بالا بوسیدمش باسنشو مالیدم اونم باسن منو گرفت. روش باز شده بود .اومدیم بالا گفت چیکار کنیم؟

داستان سکسی:

اولین و آخرین گی من

سلام من سامانم الان 19 سالمه این داستان واقعیه اما یه جاهایی واسه جالب شدن داستان مبالغه به کار رفته ... داستانه من مربوط میشه به دورانه مدرسه یه همکلاسی داشتم به اسمه عرفان یه روز بهم گیر داد که بزار کیرتو ببینم منم بچه چشمو گوش بسته ای بودمو تو این فازا نبودم خلاصه با اصراره اون زنگ تفریح که خورد تو کلاس موندیم با خجالت کیرمو نشونش دادم همین که در اوردم کرد تو دهنش و واسم ساک زد از شانس ما زنگ زود خوردو بجه ها اومدن کلاس کله اون زنگ همش فکره اون بودم خیلی حال کرده بودم اینجوری شد که بهش گفتم بازم میخوام حال کنیم با هم به پیشنهاده اون رفتیم پشته خطه راه اهن یه جای خلوت ...

داستان سکسی:

رضا جون کون طلا

سلام دوستان این جریان که میخوام براتون بگم مال دوسال پیشه که من هنوز شیراز دانشجو بودم با یکی از هم شهریام شیراز خونه دانشجویی داشتیم خونه که نبود یه سویت نقلی بود.

داستان سکسی:

قرار بود کمک مربی تیم بشم

سلام به همه دوستان اسم من مستعار على هستش تقريبا از سن کم با بچه محل هاتو زمين خاکى پشت خونمون فوتبال بازى ميکرديم تقريبا 15 ساله بودم که به حساب با بچه هاى ديگه يه تيم تشکيل داديم يه پسرى که چند سال از من بزرگتر بود گير داده بود که من مربى باشم و به من گفت که تو هم کمک مربى باش يه زوز بعد تمرين به من گير داد که بريم خونه ما تا يه سرى چيزا رو مثل ارنج تيم و پول هايى که جمع ميکرديم واسه تيم تو دفتر بنويسيم منم از همه جا بي خبر و چون ادعامم ميشد گفتم باشه بريم

داستان سکسی:

گی علی و مهرداد

سلام من علی ام .27 سالمه چند وقت پیش تو خیابون با یه پسر به اسمه مهرداد اشنا شدم .کلی خندوندمش .اونم بامزه بود و باهم رفیق شدیم تا اینکه یه روز جلوی خونمون بود و باهم نشسته بودیم که حرف از سکس اومد جلو .البته بگم من بدنم به دلیل شنا رفتم فوق العاده سکسیه و کیرمم 16 سانته .در رابطه با همه چی باهم حرف زدیم تا اینکه مهرداد گفت به نظر من همه ادما ازادن هر کاری دلشون میخواد بکنن و هرکسی رو که دوست دارن باهاشون باشن .من گفتم یعنی تو الان با من دوستی حاظری واسم همه کار بکنی .گفت اره گفتم بریم بالا پلی استیشن بازی کنیم اومد بالا خونمون .لب تابمو اوردم گفتم حس بازی نیس بیا فیلم ببینیم اونم قبول کرد.

داستان سکسی:

اولين کون دادنم بعداز سالها انتظار

سلام..من در دوران کودکى خيلى دنبه اى و خوشگل بودم.بعضىها تونستن لختم کنن و لاپايى باهام حال کنن.انقدر حال داد که وسوسه شدم بهشون کون بدم اما جرات نکردم.پسر صاحبخونمن و دوست تبريزى من حسابى چربش کردن و درمالى و لاپام گذاشتن.واى که چه لذتى ميبردم.هر چه التماس کردن ندادم اما دوس داشتم.سالها گذشت و من در تب کون دادن ميسوختم تا چند ماه پيش از طريق شهوانى با يکى در شمال کشور اشنا شدم و وقتى عکسهاى کون تپلمو براش فرستادم قرار شد هردو بيايم تهران و يکشب تو هتل حال کنيم.دل تو دلم نبود.خلاصه رسيديم و همديگرو ديديم.رفتيم و بسختى يک اطاق گير انداختيم.اون رفت داروخونه براى روغن چرب کننده و کاندوم و.....

داستان سکسی:

خاطرات مهران کون کن (1)

من حدود چهل سالمه توی زندگیم ده دوازده تا رابطه ی زناشویی مانند داشتم که هر کدومش به اندازه خودش انقدر عجیبه که با داستان سکسی نمیشه تعریفش کرد، باید رسما داستان تعریف کرد از قدیم به خوندن داستان سکسی علاقه داشتم و اخیرن سر یه ماجرایی دوباره علاقمند شدم تا حدی که تصمیم گرفتم یکی از داستانامو بنویسم، اگه خوب بود شاید یکی دو تا دیگه شم بگم (لازمه از مشوقم اسم ببرم نویسنده داستان “اولین باری که به علی دادم”) تمام اسما و

داستان سکسی:

گی با فرشته نجات

از هشت سالگی فهمیدم علاوه بر زیبایی و بانمکی بچگانه ام جاذبه ی جنسی برای اطرافیانم دارم؛روزی که وارد سوپرمارکت قدیمی محلمان٬ که بیشتر شبیه بقالی بود ٬شدم. پیرمرد بانگاه کثیفش مرا دید می زد و بعد مرا به آغوشش دعوت کرد و یک آبنبات دهانم گذاشت.و دستان زمخت و‌روستایی اش روی‌رانهای سفیدم که شلوارک کوتاهم مانع جلوه گری شان نمی شد٬می کشید و لحظه به لحظه آلتش‌سفت تر می شد.

داستان سکسی:

شب عروسی یک مقدمه بود

سلام. داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به مرداد1393. زمانی که دعوت شده بودیم به عروسی. ما کلا توی فامیل دو پسر داریم که همسن من هستن یکی پسر داییم و یکی پسر عموم که البته من با پسر داییم صمیمی تر هستم و بیشتر با اون در ارتباط هستم تا پسر عموم البته تاقبل از اون عروسی یک دوستی صمیمی با هم داشتیم ولی فکر سکس و اینجور چیزا نبودیم.عروسی توی یه خونه ی بزرگ برگزار میشد که ضبط گذاشته بودن و میزدن و میرقصیدن.

داستان سکسی:

اولین کون دادنم به سن بالا

سلام.سعیدم.23.تهران.خاطرم مربوط میشه به دوسال پیش.وقتی که زیاد چت میکردم تو روم گی ها.با یکی اشنا شدک که 46 سالش بود.بعد از اشنایی و چندروز حرف زدن.قرار گذاشتیم که برم خونش.اونروز صبحش حسابی شیو کردم.سفید شدم قشنگ.اینم بگم وزنم 85.قدم185.کونم بزرگه و گوشتی.ظهر رفتم خونش.خیلی خجالت میکشیدم.چون تا حالا تجربشونداشتم.اومد دستمو گرفت بردم رو تختش.لباسامو دراورد.دیگه لخت شده بودم.تو وب که بهش داده بودم میگفت دیوونه ی کونت شدم.رفت ژل اورد شروع کرد به انگشت کردنم.اول یکیشوبعد دوتاش بعد سه تاشو کرد.اولش درد داشت.ولی بعدش اروم شدم.بعد لباساشو دراورد.وای چی میدیدم.کیرش خیلی بزرگ بود.تو وب که داده بود

داستان سکسی:

کون علی تو پارکینگ

سلام مهدی هستم،19ساله از تهران این اولین داستانیه ک مینویسم اگه بدی تو تایپُ اینا دیدین ببخشین دیگه خب بریم سره اصل قضیه اول بگم اسم های این داستان واقعی هست خب قضیه ماله 8 یا 10 سال پیشه دوران کودکی و کون کونک بازیای خودش ما کلا 3تا رفیق بودیم خودمُ علی و پارسا ک پارسا یه سال از من بزرگ تر و علی 2سال از ما کوچیک تر بود هر روز تو حیاط ک بازیامونو میکردیم شبش میرفتیم تو پارکینگ و شروع میکردیم به حرفای سکسی ک دوس داریم زنمون چجوری باشه و ایم کسشرا بعد چند روز بعد این بحث ها شروع کردیم ک مثلا کیرامونو بهم نشون بدیم ببنیم واسه کی از همه بزرگ تره من فک میکردم علی کیرش خیلی بزرگه و ....راستی اینم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی