گی

سلام
من سینا هستم(مستعار)17سالمه تو شهر ...... زندگی میکنم
این داستان که میخوام براتون بگم واسهچند هفته قبله ، وقتی که شب هیچکس تو خونمون نبود و رفته بودن مسافرت
من اون روز تنها بوپدم تو خونه حشرم گرفته بود چون شب و تنها بودم به یکی از دوستام که هم سن خودمه اس فرستادم که اگه توی خونشون اجازه میدن شب بیاد خونه ما
دوستم دو میدانی کاره،یه اندامی خوشکل و بدون مو داره (حتی یه دونه مو)اونم گفت که باید اجازه بگیره
یه سا عت بعد اس داد که میاد
رفتم دم در باشگاهشون که باهم بیایم خونه ما
باهم شوخی های سکسی زیادی داشتیم،برای اینکه اونم اون شب تحریکش کنم باهاش توی راه سکسی حرف میزدم
بعد حدود15دقیقه پیاده روی رسیدم به خونمون رفتیم تو
نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم که که دوستم گفت که کمرش دردمیکنه
منم از خدا خاسته گفتم که ماساژت بدم؟ اونم قبول کرد
شروع کردم به مالوندن کمرش(از روی زیرپیرهن)که بهش گفتم میخوای با روغن زیتون بمالو؟اونم قبول کرد
رفتم روغن آوردم زیر پیرهنش رو در آورد شروع کردو به ماساژ دادن بعد از اینکه کمخرش رو ماساژ دادم ازش خاستم تا پاهاشم ماساژ بدم اونم یکم من من کرد قبول کرد شلوارش رو درآورد و با شورت سفیدی که پاش بود خابید
منم شروع به ماشاژ دادن پاهاش کردم
از کفپاش شروع کردم تا اینکه به بالای زانوش رسیدم
آروم آروم اون رون های ورزشکاریش رو ماساژ میدادم که به قنبل های کونش رسیدم
معلوم بود حشری شده کیرش بلنده شدو بود نفس هاش تند تند شده بود
چشماش و بسته بود منم دلم رو زدم به دریا شورتش رو از پاش کشیدم بیرون
برش گردوندم شروع کردیم به لب بازی باهم کمی که از هم لب گرفتیم ازش خواستم که لبسای منو در بیاره اونم قبول کرد و لباس های منو در آورد
بغلش کردم آرومآروم بردمش سمت مبل
نشوندمش روی مبل
پاهاش رو بلند کردم ، وای که کون خوشکل و تمیزی داشت
کیر من کامل راست شده بود
ازش خواستم تا کمی برام ساک بزن امام قبول نکرد
به خاطر پاهاش رو بلندکردم
کیرم رو گذاشتم لب سوراخه کونش
یکم به کیرم توف زدم و آروم فشاردادم تو کونش خیل دردش اومد چون داشت به خودش میپیچید
آروم آروم شروع کردم به تلنبه زدن
ٌصدای اه و اوه مون بلند شده بود،قبل از اینکه آبم بیاد کیرم رو در اوردم ریختم رو شکمش
بلندش کردم و با هم رفتیم حموم

نوشته: سینا

با سلام خدمت دوستان شهوانی .مدتی هست عضو این سایتم وداستانهای متفاوتی می خونم بیشتر داستانهای لز وگی وبعد بقیه داستانها.همه ما در کودکی ونوجوانی وجوانی خاطرات سکسی برامون پیش اومده که جزئی از زندگی ما هستند وخواهند بود.
این داستان برمی گرده به سالهای خیلی دو رکه ارتباط داشتن با دختر برای پسر ها خیلی سختر از امروز بود.من اون موقع 15سال داشتم وقبل از اون شیطونی می کردم ولی نه یه این صورت.طبق معمول مامانهامون رفته بودن بازار ومن ودوستم روی هم خوابیده بودیم وچون بلد نبودیم فقط نوک کیر هامونو به سوراخ هم می مالوندیم.وقتی که در صدا می خورد سریع شلوار می کشیدیم بالا ودر حال صحبت در باره فوتبال یا هر چیزی دیگه....این داستان هی تکرار می شد و فقط خونه ها عوض می شد من چون 2سال بزرگتر بودم اکثر اوقات خونه من بود.تا یه روز دوستم زنگ زد گفت بیا ممانم رفت خونه خواهرش سریع بیا.منم یه بهانه جور کردم سریع رفتم.رفتم توی خونه همدیگرو بغل کردیمو بوسیدیم وبعد طبق معمول اون اول خوابید ومن روش همون کار تکراری وبعد از مدتی که خودم خسته شدم گفتم بیا نوبت توئه سریع تموش کن برم خونه.اما این بار اون برنامه ای داشت...کیر او از مال من بزرگتر وکلفتر بود نمی دونم چرا ولی هیچ کدوم مون نه جلق میزدیم نه هنوز آبمون میومد.بحر حال من خوابیدم واو برای اولین با یک بالش زیر شکم من گذاشت گفتم چیه گفت حرف نزن منم که برام مالوندنش عادی بود جدی نگرفتم.براش طبق همیشه لمپر های کونمو وا کردم که کیرش سر سوراخ میزون بشه.گفت می خوام تف بزنم گفتم برای چی.گفت بهتر حال میده گفتم مطمئنی مشکلی نداره گفت آره بحر حال هم به سوراخ من تف زد وهم به کیر خودش وقتی که کیرشو گذاشت نوک سوراخ با یه اشاره کوچیک کیرش تا ته رفت تو من سوزش شدیدی داشتم هیچی حس نمی کردم ولی اون هی کیرشو می آورد تا نصف بیرون وبعد دوباره می کرد تو وزیر لب می گفت بره تو بیاد بیرون من دیگه دستمو از لمپر های کونم ور داشتم وآزاد کردم وخودمو ریلکس کردم هنوز برام عادی بود چون هردو آبمون تا اون روز نیومده بود این زمانی که کیر اون تو کونم بود طولانی شد.بعد از 5دقیقه دیدم کونم داره یه حسی به من میده که تا اون روز تجربه نکرده بودم.گفتم یه کم تندتر دوستم که خسته شده بود کیرشو درآورد ودوباره تف زد وانداخت تو.این بار انگار دنیا به من داده بودن اون هی می زد ومن میگفتم توروخدا تندتر .یادمه او روز حدود 2ساعت حال کردیم و بیشتر اون 2 ساعت کیر دوستم توکون من بالا پایین می رفت بعد از اون برنامه هر فرصتی که می شد با هم بودیم هر 4یا 5 باری که اون می کرد 1 بارمن می کردم ومن فقط با اون بودم وبجز اون با هیچ کسی ندادم ونه کردم من اون نزیک به 10سال باهم بودیم وخاطرات خیلی خوشی با هم داشتیم والان هر دومون متاهلیم خیلی وقتها بهش فکر می کنم ومرور خاطرات در داستانهای بعدی 2و3تا از حال کردنامو می نویسم
موفق باشید

نوشته: بهروز

توجه: این داستان گی هست. لطفا کسانی که علاقه ندارند این داستان رو نخونن و پی علایق خودشون در سایت برن.
اسم من حسام هست ولی گی نیستم. خاطراه ام برمیگرده به دورانی که با جنس مخالفم سکس نداشتم و اون زمان شاید گی محسوب می شدم. داستان مربوط به زمانیه که سال دوم دبیرستان بودم. درسم اصلا خوب نبود مخصوصا ریاضیم. خانواده تصمیم گرفتن که برام معلم خصوصی بگیرن و برای همین با معلم ریاضی خودم در دبیرستان صحبت کردن و قرار شد من برم خونشون و بهم درس بده. اخلاق خوبی نداشت (منظورم اینه که بد اخلاق و سختگیر بود) بچه ها هم می گفتن که معتاده اما من که متوجه نمیشدم و از ظاهرشم معلوم نبود که معتاده و فکر کنم براش حرف در آورده بودن.
قرار شد که من بعد از ظهر فلان روز برم خونشون ، اون روز اومد و بابام منو رسوند خونه معلم ریاضی. زود رسیدیم. منو پیاده کرد و رفت. قرار شد 2 ساعت بعدشم بیاد دنبالم. 10 دقیقه ای تو کوچه بیکار گشتم تا موقع کلاس شد. در زدم و رفتم داخل و جلسه اول رو به طور کامل بدون هیچ مقدمه ای درس داد و خیلی هم خوب درس میداد جلسه اول تمام شد. جلسه دوم هم به خوبی پیش رفت تا اینکه جلسه سوم که رفتم خونشون پسر آقای معلم (پوریا) در رو باز کرد و گفت بیا تو اما بابام نیست. گفته که بیا تو بشین زود میاد. پوریا یک پسر خوشکل ، سفید ، لاغر و چشم آبی بود. وقتی دیدمش خیلی حال کردم. تنها عیبش این بود که دندوناش رو ارتودنسی کرده بود و کمی تو ظاهرش تاثیر بد گذاشته بود. 1 سال هم از من بزرگتر بود و سال سوم دبیرستان و در حال دیپلم گرفتن بود. رفتم داخل نشستم تا معلم بیاد اما خیلی طول کشید تا بیاد و پوریا داخل اتاق اومد و کلی برام حرف زد اما لحن حرف زدنش رئیس گونه بود (احساس رئیس بودن بهش دست داده بود ، چون بلاخره باباش معلم من بود و من شاگرد باباش!) حرفهای زیادی زد از جمله اینکه: با اینکه باباش معلم ریاضیه اما اصلا تو درساش به اون کمک نمیکنه و بهش درس نمیده. این رو هم گفت که باباش اغلب خونه نیست و خیلی از شاگرد خصوصی هاش از بی نظمی هاش عاجز شدن. این رو هم گفت که چند مدت پیش پدر یکی از شاگردهای بابام به خاطر همین بی نظمی ها بابام که بچه اش را می آورده و اون خونه نبوده ، نه چندان جدی بحثشون شده و قرار گذاشتن که بابام بره خونه اونا تا حداقل اگه یادش رفت بره شاگرد وقت کمتری ازش تلف بشه و...
تو همین اوضاع بود که معلم اومد و بدون اینکه لباساشو عوض کنه اومد تو اتاق و بعد از سلام و احوالپرسی و عذرخواهی شروع کرد به درس دادن و تمرینهای جلسه قبل رو بدون اینکه درستی اونا رو نگاه کنه خودش حل کرد و گفت کلاس بعدیش تا نیم ساعت دیگه شروع میشه و مجبوره که کلاس رو همینجا تموم کنه ، فکر کنم 45 دقیقه هم نشد. من فکر کردم هر موقع که بیاد از همون موقع تازه زمان کلاس شروع میشه اما اینطور نبود. من هم وسایلم رو جمع کردم و رفتم به سمت خانه. البته یه جورایی که من (یعنی یک دانش آموز 16 ساله) متوجه بشم بهم فهموند که از نظر نمره مشکلی نداری و نگران اون نباش.
جلسه بعدی هم که رفتم پوریا در را باز کرد و گفت بابام نیست. منم طبق معمول جلسه قبلی رفتم داخل و پوریا هم اومد تو اتاق و شروع کرد به حرف زدن و گفت تا اومدن باباش اون به من ریاضی یاد میده. منم چیزی نگفتم و دفتر تمرین و کتاب و جزوه های باباشو گذاشتم جلوش. اونم شروع کرد به درس دادن اما زیاد از حد ایراد می گرفت و کنایه میزد. منم ناراحت شدم و گفتم که نمی خواد تو به من درس بدی و درس دادنش همونجا تموم شد. به من گفت که تا باباش میاد بیا بریم تو اتاق من. منم حس فضولیم گل کرد که ببینم خونه معلمم چجوریه بلند شدم و همراهش رفتم تو اتاقش (خونشون به خونه یک معلم نمی خورد و نسبتا شیک و بزرگ بود). توی اتاق پوریا یکم احساس آرامش و پررویی می کردم. پوریا چیزی گفت که بدون اینکه هیچ کدوممون بدونیم سر آغاز کارها و اعمال بعدیمون شد. پوریا گفت بچه های مدرسه ای که اون توش درس میخونه خیلی اذیتش می کنن و جالب اینکه باباشم تو همون مدرسه ریاضی و هندسه درس میداده. روشهای اذیت کردن بر می گشت به ظاهر و زیبایی پوریا. ازش خواستم برام تعریف کنه که بچه ها چجوری اذیتش می کنن و اونم گفت که پشت سریش چندین بار انگلش داده. من یهو یه حس خوبی درونم شعله ور شد که آخ جوون اگه منم بتونم پوریا رو انگل بدم چی میشه! ولی اون از من بزرگتر بود و این کمی کار رو خراب می کرد.
بهش گفتم چون بابات معلم همون مدرسه هست که تو هم توش درس میخونی پس راحت نمره میاری؟! (البته خداییش درس خون بود و احتیاجی به سفارش پدرش نداشت) پوریا گفت نه ولی برای 20 گرفتن آره به بعضی هاشون میگه. ازش پرسیدم درس ورزش رو میری سر کلاس و امتحان میدی یا همینجوری نمره میدن بهت؟ پوریا هم نگاهی بهم کرد و گفت اتفاقا عاشق ورزش کردنم و تکواندو کار می کنم، بعد وسط اتاق شروع کرد انعطاف بدنیشو به من نشون دادن، مثل ژیمیناستیک کارا بدنش نرم بود و پاهاشو 180 درجه باز میکرد. هی این کارا رو جلوی من انجام میداد و من با دیدن کونش و بالا رفتن لباسش و دیدن شورتش حشری شدم و کیرم کم کم راست شد. بهش گفتم برای خم شدن و رسوندن سرت به طرف زانوهات کمکت می کنم. رفتم پشتش وایسادم و دستمو آروم گذاشتم رو کمرش و خیلی آروم فشارش میدادم به سمت پایین. پوریا گفت مثلا خواستی کمک کنی جون نداریا. منم فشار دستمو بیشتر کردم و یواش یواش کیرمو نزدیک کونش کردم ولی جرأت چسبوندن کیرمو به کونش نداشتم و داشتم با خودم کلنجار می رفتم که یهو دیدم پوریا میگه هووی این چیه پسر (با خنده) چرا اینجوریه؟ منم با خجالت گفتم چشه مگه؟ مال تو چجوریه مگه؟
گفت مال منم همینه ولی چرا اینجا راست کردی؟
گفتم تو رو که دیدم نتونستم جلوی خودمو بگیرم.
پوریا گفت: نامرد ما با هم رفیقیم. آدم برا رفیقش که راست نمی کنه (با خنده و تعجب) – (حالا یک هفته بیشتر از آشناییمون نگذشته بود که ادعای رفاقت میکرد، البته بعدها با هم رفیق شدیم و شکل و فرم رفاقتمون هم با رفاقتمون در این داستان متفاوته)
من گفتم: مگه مال تو کِی راست میشه؟ تو اگه جای من بودی راست نمی کردی؟
پوریا گفت: نه
گفتم مال تو رو ببینم چجوری راست میشه و چه اندازه ای هست؟
گفت: برگرد، منم برگشتم و پوریا خودشو از پشت چسبوند بهم. تا خودشو چسبود بهم کیرشو حس کردم و بهش گفتم تو هم که نامردی! خندید و گفت نامردیم به اندازه مال تو بزرگ نیست (منظورش کیرش بود ، کیرش از رو شلوار تو خونش اصلا معلوم نبود که راسته)
خیلی سکسی و حشری کیرشو به کون من میمالوند. منو خوابوند رو زمین و شروع کرد به فشار دادن به کون من. منم ازش خواستم که لخت بشیم. اما قبول نکرد. سکس ما اون روز به همونجا ختم شد آقای معلم هم نیومد و من که کمی دیر هم شده بود مجبور شدم برم خونه.
برای جلسه بعدی و بعدی و بعدی کلاسها برگزار می شد و آقای معلم خونه بود و کلاسها برگزار می شد (ببینید چه ضد حالی می خوردیم ما، مخصوصا من) من که درسهای آقای معلم رو اصلا نمی فهمیدم و فکرم مشغول بود و پوریا رو می خواستم گیر بیارم.
تا اینکه بعد از چند جلسه انتظار و بدبختی باز هم کلاس به روال بی نظمی رسید. یک روز دیگه که خبر نداشتم آقای معلم خونه نیست رفتم دم در خونشون و در زدم، پوریا درو باز کرد، همش خدا خدا می کردم بگه بابام خونه نیست که دقیقا همین جمله رو گفت. من داشتم بال در میاوردم اما روم نمی شد برم داخل که پوریا گفت بیا تو بریم تو اتاق من.
منم از خدا خواسته سریع و بدون معطلی وارد اتاق شدم و منتظر بودم که آمان هم بیاد.که یکدفعه دیدم پوریا با یک پارچ شربت اومد داخل (این رو هم بگم که تا قبل از این پذیرایی در کار نبود) با دیدن پارچ شربت فهمیدم که رابطه من با پوریا خودمونی شده و می تونیم با هم راحت باشیم. (البته این را هم خوب یادمه که فکر ترس از اینکه با پسر آقای معلمم دارم شیطنت می کنم همیشه تنمو می لرزوند و استرس داشتم)
پوریا شربت ریخت و خوردیم و بعد از خوردن شربت لپهای منو یه بوس آبدار کردو تیشرتمو زد بالا و شروع کرد به لیس زدن ممه!!! های من {:D} ، و اومد تا بالای کمربندم و شروع کرد به باز کردن کمربندم. شلوارمو کشید پایین و شورتمو در آورد و کیرمو کرد تو دهنش (داشتم شاخ در میاوردم که این چه کاریه! اصلا باورم نمی شد. پوریا به این خوشگلی داره برام ساک میزنه؟؟!!) چنان حرفه ای ساک میزد که نگو و نپرس.
کیرمو خیس خیس کرده بود که حتی شورتمم خیس شده بود. خایه هامو مثل توپ میکرد تو دهنش و با فشار فوتشون می کرد بیرون که لذت خاصی داشت.
بعد از این همه ساک زدن حرفه ای اومد ازم لب بگیره که من به دو دلیل مخالفت کردم. یکی به خاطر اینکه ساک زده بود و دیگه رقبت نمی کردم و دومی به خاطر ارتودنسی بودن دندانهای پوریا.
بعدش نوبت من شد و من هم تا تونستم براش خوب ساک زدم اما اون راضی نبود و میگفت که بلد نیستی اما من تمام سعیم رو کردم چون پوریا بدون درخواست من اینهمه حال داده بود و مرام به خرج داده بود و نامردی بود اگه من براش درست ساک نمی زدم.
کیرش خیلی سفید بود و رگهای روی اون بخوبی معلوم بود و وقتی مدت زمانی از ساک زدونهای من گذشت کیرش قرمز قرمز شده بود و این من وپوریا رو حشری تر و شهوانی تر می کرد.
بعد از ساک زدن از پوریا خواستم تا برگرده و اونم این کارو کرد و کیرمو خیس کردم و گذاشتم دم سوراخ کونش (واقعا کون سفید و بی مویی داشت، عالیه عالی بود، صورت و قیافه خیلی جذاب و سکسی هم داشت حیف که کمی لاغر بود.) (لوازم نرم کننده و چرب کننده و همینطور کاندوم نداشتیم و فکر کنم بیشتر لذتش به نداشتن همین چیزا بود)
با هزار زور و تقلا تونستم کیرمو بکنم تو کونش. چه داغ و گرم و نرم بود. با هر عقب و جلو کردن و تلمبه زدن بیشتر بهش علاقه مند می شدم و گردنشو با شدت هر چه تمامتر از پشت بوس می کردم.
یادم نیست چقدر طول کشید ولی مدت زمان سپری شده در اون حالت خیلی عالی بود و هیچوقت راموشش نمی کنم.
با تلبمه هایی که زدم دیگه موقع این بود که آبم بیاد و با فشار آبمو ریختم تو کون پوریا جونم.و بعد از چند ثانیه کیرمو از کونش درآوردم و سریع ناخداگاه شورت و شلوارمو کشیدم بالا. یکدفه پوریا گفت یعنی نمی خوای بذاری من بکنم؟
منم که کارم تموم شده بود و خیلی حال کرده بودم دیدم اِند نامردیه که بهش ندم. برای همین دوباره شلوار و شورتو از پام دراوردم و به سینه خوابیدم و پوریا هم از پشت کیرشو رسوند به کونم و با فشار هر چه تمامتر کیرشو هُل داد تو و وحشیانه عقب و جلو می کرد. دادم در اومد و بهش گفتم یواشتر خیلی تند میکنی دردم می گیره. خوب بود منم در حقت نامردی میکردم و کونتو جر می دادم؟ پوریا هم آرامتر کارشو انجام میداد ولی مشخص بود که حال نمیکنه و اصلا لذت نمیبره. بازم دیدم بعد از این همه حالی که به من داده ، قیافه اش هم که خیلی از من بهتره، بازم نامردیه. بهش گفتم هر جور راحتی کارتو بکن. اونم از خدا خواسته با شدت هر چه تمامتر تلمبه میزد و آه و اوه می کرد (برای اولین بار بود که در عمرم سکس می کردم، و برای اولین بار و آخرین باری بود که میدیدم کسی در سکس کردن اینقدر عجله داره و وحشیانه و با شدت سکس می کنه، بعد ها بهم گفت که با هارد سکس خیلی حال می کنه)
بعد از اینکه آبشو تو کون من ریخت تمام تنمو گاز می گرفت و آخر هم کار خودشو کرد و ازم لب گرفت . لب گرفتنشم خیلی هارد بود و با اون میله های تو دهنش!!! دهن منو سرویس کرد.
امیدوارم که از داستان خوشتون اومده باشه.

نوشته: حسام

من نیما هستم
دانشجوی پزشکی هستم و و از اونجایی که یادمه دوس داشتم یه روز داییم منو بکنه
آخه داییم خیلی خوش هیکل و خوشتیپه
عاشقشم بخدا
بابابزرگم مریض بود و اونا هر سه هفته برای شیمی درمانی میومدن تبریز
از اونجایی که پزشک معالجش استادم بود هروقت که حال بابابزرگ بدمیشد زودی میرفتیم پیش استاد(استاد خودش بهم گفته بود)
یه روز که واقعا تنها و حشری بودم به سرم زد که به دایی بزنگم و بگم دکتر گفته باید جواب آزمایش بابابزرگو ببینم
به دروغ گفتم دکتر گفته ساعت 2 شب از اتاق عمل میاد بیرون و باید جواب آزمایشو ببینه و تو جلسه هیئت پزشکان برای بهتر شدن هرچه زودتر مطرح کنه
داییمم بلند شد و اومد
شب بیکار بودیم که گفتم دایی موافقی یه فیلم وحشتناک نگا کنیم؟اونم قبولید و فیلمو گذاشتم و بعد از فیلم گفتم فیلم سکسی بذارم دایی؟لونم قبولید(در ضمن داییم 3 سال ازم بزرگتره) فیلمو که گذاشتم تابلو بود دایی حشری شده
منم از موقعیت سواستفاده کردمو گفتم دایی من بچه دار نمیشم و دکتر گفته باید یکی از فامیلای نزدیکت تورو بکنه تا آبش بره تو کونت و خوب بشی
خلاصه کلی براش در مورد این قضیه حرفیدم و گفتم اگه تو این کارو نکنی من بدبخت می شم و .... (داییم تا اول دبیرستان درس خونده)
خلاصه از بی سوادی دایی استفاده کردمو به هدفم رسیدم
بلاخره دایی قبولید و من داییو لخت کردم
کیرش خواب بود و گفتم دایی باید کیرتو بخورم تا کیرت با فضای کونم عادی بشه
اونم قبولید
شروع کردم به ساک زدن برای دایی
وای که چه حالی داد
بعد از سه چهار دقیقه گفت آبم داره میاد
منم بخاطر اینکه دایی نیم ساعت بیشتر منو بکنه گفتم دفه اول آبت باید بیاد و بعدش بذاری تو کونم
خلاصه آبش اومد و پاشید رو صورتم و بلافاصله شروع کردم به ساک زدن دوباره
چند دقیقه دیگه دوباره کیرش بلند شد
دیگه از ساک زدن سیر شدم
کونمو کردم به دایی و گفتم دایی بکن
داییم نامردی نکردو شروع کرد به گاییدن کونم
کیرش کلفت بود
واقعا درد داشتم
یه چند باری مجبور شدیم کیرشو در بیاریم ولی هرطوری شده کیرشو تو کونم جا داد
وای که چه حالی داشت
عالی بود
درد داشتم ولی دردی با عشق و حال
یه بیست دقیقه ای طول نکشید که یه چیز داغ تو کونم احساس کردم
بعدش داییم افتاد روم
فهمیدم که دایی آبشو ریخته تو کونم
واقع عالی بود
بخدا داستانم واقعی بود
ممنون میشم نظر بدین

نوشته: نیما

سال 87 بود که پرهام به من زنگ زد ..... سلام کامی ... چطوری !؟ ..می یای باهم بریم دبی ؟!
من: آره پایه هستم اما کی !؟
پرهام : برا اواخر شهریور ...خوبه
من : آره ....بزن بریم
اینو براتون تعریف کنم که ما هردو از دختر بازای توپ محل بودیم اون زمان .....خیلی هم راحت برخورد میکردیم.
خلاصه خیلی زود شهریور رسید و ما سر از دبی در آوردیم .... روز قبل از پرواز من تا دیر موقع توی انبار شرکت عرق می ریختم و هرچقدر سعی میکردم از زیر کار در برم بابا نمی زاشت....خلاصه وقتی رسیدیم دبی حسابی خستگی به تنم مونده بود...طبق عادت ما ایرانی ها توی فرودگاه دبی یه عالمه مشروب خریدیم و رفتیم هتل .... پرهام پیشنهاد داد یکم مشروب بخوریم و بریم استخر ... سه چهارتا پیک زدیم و رفتیم استخر ... از استخر که برگشتیم هم سه چهارتا پیک دیگه زدیم.... هر دو دوش گرفتیم و اومدیم که بخوابیم اینو بگم که هردو لخت بودیم و با هم رودر واسی نداشتیم... بعدش تازه متوجه شدیم که ... ای بابا تخت اتاق دبل هست !!! پرهام گفت من که حالشو ندارم برم داد و قال ... اگه حسشو داری تو برو بگو اتاق رو عوض کنن...!!! گفتم : بیخیال ...بیا بخوابیم .... مردا با هم محرمن.... رفتیم تو تخت و پنج دقیقه بعدهر دو خوابمون برد ... خوردن مشروب طبق معمل منو حشری کرده بود و نفس های گرم پرهام که بدنم میخورد حال عجیبی بهم داده بود...داشتم حسی رو تجربه می کردم که هرگز قبلا تجربه نکرده بودم... کیرم پاشده بود ...ولی نمی دونستم چه باید بکنم.... آروم چرخیدم رو دست و پشتم رو به پرهام کردم ........ وای خدای من ....!!!!!!!!!! بیدار بود!!!!!!!!!! یواش اومد و کیرشو گذاشت لای لمبر های من و با دستش کیرم رو گرفت............ یه حس عجیبی سراسر وجودم رو گرفت..........یه لذت ناب...... یه چیزی که فقط همون یه بار حسش کردم.........داغ شده بودم.......... یکم کیرش رو مالید به سوراخم و من در عرض یک دقیقه توی دستهای پرهام ارضا شدم........پرهام پاشد رفت دستشویی و من خودم رو زدم به خواب...........دلم میخواست زمین دهن باز کنه و منو ببلعه.... دلم میخواست می مردم...........پرهام از دستشویی برگشت و پشتش رو به من کرد و خوابید.....نمیدونم چقدر طول کشید.... اما بیدار شدم و دیدم که پرهام پشت به من خوابه...... با خودم گفتم... بزار یه کاری کنم که حداقل مساوی شده باشیم و بتونیم تو روی هم نگاه کنیم...یه کم بادست کیرم رو مالیدم ... خدا رو شکر در اثر مستی زود بلند شد........آروم رفتم پشت پرهام و کیرم رو گذاشم لای کونش و با دستم کیرشو رو گرفتم.... خواب بود .... بیدار شد اما مقاوتی نکرد .... لای لمبرهاش عرق کرده بود و حرکت کیر منو راحت میکرد.... یه 5 دقیقه همینطور کیرشو میمالیدم با دستم و کیرم رو لای کونش حرکت میدادم .... گردنشو بوسیدم که یه دفعه مثل برق گرفته ها لرزید و تو دستو ارضا شد....پاشدم خودم رو تمیز کردم و اومدم خوابیدم .... پرهام هم خوابیده بود ...فردا صبح بیدار شدیم ... یه کم هر دو پکر بودیم ... سعی کردیم به روی خودمون نیاریم.... رفتیم ولیلدوادی و ...گذشت....این حس گی بازی یکی دوبار دیگه هم سراغ ما اومد و ما با هم سکس کردیم اما آخرش به این نتیجه رسیدیم که ما این کاره نیستیم ... هیچ وقت اون هس بار اول که کیرش به کونم خورد یادم نمیره ...حسی که دیگه هیچ وقت نتونستم پیداش کنم ......

نوشته: kamiyab

سلام به همه دوستان این داستان که میخوام وبراتون تعریف کنم واقعی و مربوط میشه به دو سال پیش اگه جایی اشتباه تابپی بود یا نپسندید ببخشید خوبان
اسم من میلاد (مستعار) 23 سال سنمه و هیکلم بدن نیست کیرم حدود 18 سانت تقریبا متوسطه یه داییم دارم یکم چاقه یه دو سالی از من بزرگتره ولی کیرش 12 سانت بیشتر نیست ولی از اون بچه بازای خفنه یه مغازه کابینت سازی داره که بالاش خونه درست کرده یک روز ساعتای 10 صبح بود زنگ زد گفت کجایی گفتم مغازه ام گفتش پایه ای ظهر یه مرغ بزنیم خلاصه مثبتو گرفتو ظهر رفتم پیشش از هیچی بی خبر واقعیتش چند بار که خانه کنار هم بودیم نصف شب یه دستمالی میکشید مارو خلاصه رفتم پیشش در بستو رفتیم بالا غذارو گذاشتیم رو گازو گفت پاییه ای یه بازی خفن نصب کردم رو سیستم یه بازی بزنیم گفتم اره و رفتیم دراز کشیدیم و شروع به بازی اخه میز نداشت کامپیوترش رو زمین بود واسه بازی حتما باید دراز میکشیدی خلاصه اول اون یه دست بازی کرد ناگفته نمونه ای جی ای بازی میکردیم خلاصه اون باخت و نوبت من شد شروع کردم به بازی یه7ء 8 دقه که بازی کردم یهو دیدم اروم دستشو از رو کونم رد کردو گوشیشو از اینور برداشت موقع برگشت دستشو اروم کشید رو کونم منم به روی خودم نیاوردم و بازی میکردم بعد دوباره دیدم دستشو گذاشت رو کونمو اروم ماساژ میداد کمکم داشتم شهوتی میشدم که باختم گفتم نوبته تو گفت یه دست دیگه بازی کن گفتم باشه و شروع همانا مالشم همانا خلاصه دید چیزی نمیگم اروم دستشو برد تو شلوارمو البته یکم به زور شروع به مالش خیلی خوشم میومد کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد یهو یکم به سمت خودش تابم داد منم کمکش کردم و اروم کونمو بهش کردم تسمه شلوارمو باز کرد زیپو کشید پایین شورت نداشتم یعنی نمیپوشم دیدم کیرمو لپی پرید بیرون یه کم باهاش بازی کردو بعد کل شلوارمو کشید پایین و شورع به مالش کون خیلی شهوتی شده بودم کم بود برگردم کیرمو تو دهنش بزارم ولی بیخیال شدم و بازی میکردم اونم به کارش ادامه میدادکه احساس کردم داره شلوارشو در میاره فقط سکوت داشمو صدای بازی بود اروم صدای یکم تف اومد و بعد دیدم کونم خیس شد بله دایی تف رو انداخته بود دم سوراخ قبلا ندانده بودم واسه همین خیلی تنگ بودم اولین سکسم نبود ولی بهترین بود چون قبلا چند تا از بچه 12 ء13 سالرو میکردم خلاصه تف همانا کیرشم دم سوراخ همانا اروم سر کیرشو تو کونم کرد فاز شهوت از سرم پرید خیلی درد داشت کیرش بزرگ نبود من تنگ بودم یکم همون سرشو جلو عقب کرد با دستم درش اوردم دیگه بازی تعطیل بود داییمم فکر کرد درش اوردم به نشانه این که نوبت منه اونم سریع برگش و منو برگردوند من هیچکار نمیکردم فقط لذت میبردم خلاصه بعد یکم مالش به کون گندش کیره دوباره قد علم کرد اونم سریع یه تف بهش زدو کردش تو کونش یکم گشاد بود فکر کنم با هر کی سکس میکنه اونم میکندش بعد یکم جلو عقب دیگه خودم بالا پایین میکردم خیلی حال میداد در حال کردن دستمو بورد سمت کیرش براش جلق میزدم داشت ابم میومد تو ابرا بودم روم نشد بگم چکارش کنم همش ریخت تو کونش یه اهی کشیدو 3 دقیقه همونجور بیهال روش بودم تا اینک دیدم بله نوبت خان دایی بکلی فراموش کرده بودم منو زد کنار و اومد روم راستش نمیخواستم بهش بدم ارضا که شدم دیگه بدم میومد بهم دست بزنه به هر جور بود تحمل کردم یکم سر کیرشو تو کونم کرد درد داشت درش اوردم گذاشتم لا پام اونم فهمید درد داره بیخیال شدو شروع به لاپایی 5 مین بعد ابش اومد همشو ریخت لای پام و رو تخممام حالم بد شد با دستمال خودش پاکم کردو یه بوس از کونمو شلوارو انداخت روش فهمیدم کارمون تمومه شلوارو پوشیدمو رفتیم سراغ غذا این بود اولین داستان منو داییم امیدوارم خوشتون اومده باشه در ضمن از اون موقع به بعد ماهی یه بارو سکس داشتیم تا رفتم سربازی 10 ماه خدمت با کسری اومد بیرون الانم باز داییم داره چراغ میده بعد 10 ماه چی شده با اون کون گندش نمیدونم متظر داستان بعدی باشید فحشم ندید که به خودتون گفتید ممنون بای

نوشته: میلاد

سلام. من سامان هستم 19سالمه. این خاطره من با بقیه فرق داره معمولا کسایی که از این جور داستانا مینویسن میگن این داستان واسه 4 5 سال پیش بوده و از این حرفا ولی من میگم این داستان کون دادن من واسه 10روزه پیشه اتفاق عالی که واقعا ازش لذت بردمو دوست دارم هرروز واسم تکرار بشه من کون توپولو سفیدی دارم قیافمم خوبه جوریه که کسیکه اهل کون کردن باشه میشه گفت میره تو کفم هفته پیش واسه استخدام به یه شرکت کامپوتر رفته بودم ساعت 5بود کارمنداش داشتن میرفتن منشی بهم گفت آقای کریمی(مدیر شرکت) داره میره تشریف ببرین فردا بیاین همینو که گفت کریمی از اتاق اومد بیرون ازش پرسید این آقا کی هستن اونم توضیح داد یه نگاهی بهم کرد گفت تشریف بیارین تو اتاق منم رفتم تو نشستم رو صندلی اونم پشت میز نرفت اومد رو صندلی کنار من نشست یکم از کارم پرسید تا صدای در اومد متوجه شدم همه رفتن اونم ادامه داد به سوال کردن وقتی صحبتاشو گوش کردم یه جورایی فهمیدم ازم خوشش اومده منم هیچ حسی نداشتم آخه تا حالا اصلا به کون دادن فکر نمیکردم یواش یواش صحبتاش غیر کاری شد منم ترسیده بودم دستشو گذاشت رو پام گفت از چی میترسی من پیشتم دیگه داشتم تحریک میشدم پیش خودم گفتم کی از الان بهتر این که منو نمیشناسه آبرومم نمیره پس بذار کون دادنو امتحان کنم تو همین فکرا بودم که دستشو گذاشت پشتم و نزدیک کونم کرد من تصمیم خودمو گرفته بودم میخواستم کون دادنو امتحان کنم پاهامو شل کردم دستش از پشت رفت لای کونم میخواست لب بگیره گفتم بدم میاد دکمه شلوارمو باز کرد گفت میشه شلوارتو دربیاری بخوابی رو میز منم گفتم باشه شلوارمو دراوردم خوابیدم رو میز شرتم قرمز بود فهمیدم که بدجور حشری شده شرتمو تا زانو کشیدم پایین کونم قشنگ قمبل بود بهم گفت میخوریش؟ گفتم چیو؟ گفت کیرمو دیگه میخوری؟ هیچی نگفتم شلوارشو در اورد و کیرشو نزدیک لبام کرد منم شرو کردم به لیس زدن زیرش گفت کامل بکن تو دهنت اولش بدم اومد ولی بعد چند دقیقه تا ته کردم تو دهنم خیلی خوب بود لیز لیز شده بود گفت خوب دیگه وقتشه همونجوری افتاد روم گذاشت لای پام وااااااااایییی چه لذتی داشت اولش قلقلکم میومد بعدش دیوونه میشدم وقتی بالا پایین میکرد کیرش هی میرفت لای پام و درمیومد خیلی خوب بود پرسید میره تو سولاخت؟ گفتم عمرا همینجوری خوبه توش نکن چند دقیقه ادامه داد منم داشتم حسابی لذت میردم که بلند شد و گفت برگرد رو به من بخواب پاهاتو بده بالا منم برگشتم پاهامو با دستاش باز کرد کیرشو گذاشت رو سولاخمو یه فشار کوچولو داد منم یه آی ریز گفتم گفت میره توش؟ من که دیگه حشری حشری بودم گفتم نمیدونم دستشو گذاشت رو دهنمو یه فشار محکم داد از شدت درد دستشو گاز گرفتم ولی انقدر حشری بود حالیش نشد کله کیرش تو کونم بود تا اومدم بگم بسه یه فشار دیگه داد دیگه میخواستم زمینو گاز بگیرم نصف بیشتر کیرش تو کونم بود من داشتم ناله میکردم که اونم هی میگفت الان تموم میشه ساکت چند بار کیرشو کرد تو و دراورد هربار که میرفت میومد من میمردمو زنده میشدم تا دیدم حرکاتش تندتر شد تندترو تندتر من دیگه داشتم جیغ میزدمو التماسش میکردم که بسه دیگه پاره شدم که دیدم آروم شد کیرشو دراورد چند ثانیه نگذشت که حس کردم شکمم داغ شد آبشو ریخت رو شکمم وای چه آبی له لهشو میزدم چند دقیقه همونجوری افتاد روم بعد بلند شد با دستمال شکممو پاک کردو پرسید چور بود منم گفتم خوب بود گفت خوب نه عالی بود ازت ممنونم خداحافظی کردمو اومدم بیرون ولی از اون روز دوست دارم هرشب بیادو جرم بده خیلی واسم لذت داشت. از این به بعد بازم میدم چون واقعا خوشم اومد. اینم حقیقت شیرین زندگی من بود من گی نیستم ولی شهامتشو دارم بگم عاشق کون دادنم. اگه بد بود ببخشید. موفق باشید.

نوشته: سامان

...قسمت قبل

بازم سلام دوستان داستان اولم رو که ارسال کردم منتظر نظرات دوستان خوبم بودم خوشحالم که حرف زشتی زده نشد و تقریبا راضی بودین. دوستان، خلاصه توی این دنیا هر کسی یه سلیقه ای توی سکس کردن داره نمیشه ایرادی گرفت. من گی هستم و نمیتونم و نمیخوام که این رو سلیقه رو تغییر بدم مرسی از نظراتتون بوس.
اون موقع ها که روم یاهو باز بود عادت داشتم توی روم دنبال مرد سن بالا بگردم. یه مدتی بود که سکس نکرده بودم و عجیب حشری بودم همونطوری که میدونید من تاپ هستم و دوست دارم سن بالا بکنم ولی یه مدت بود که به پیسی خورده بودم . یکی پی ام داد که سید محمد از شهر اردبیله و تاپ هستش و پسر سن پایین میخواد منم باهاش چت کردم و وب دادیم و با هم آشنا شدیم مجبور بودم خیلی تو کف بودم با اون که سلیقه ما یکی نبود گفتم باشه من بی میشم.قرار گذاشتیم رفتم اردبیل سراغش .
خوشم اومد از فیسش یه مرد قد کوتاه سفید با سبیل های کلفت و موهای جو گندمی بود. شب شده بود رفتیم خونه اش چون از راه رسیده بودم گفتم میرم دوش بگیرم گفت باشه منم یه خورده استراحت می کنم تا برگردی. رفتم دوش گرفتم و با حوله پیچیده دور کمرم برگشتم در رو که باز کردم دیدم که فقط یه شورت تنشه و روی تخت دراز کشیده و خوابش برده باورتون نمیشه بدن سفید بدون حتی یه تار مو حوله رو از تنم در آوردم و رفتم کنارش خوابیدم و اروم لبهاش رو بوسیدم چشمهاش رو باز کرد و محکم کمرم رو گرفت و فشار داد. لب و سینه هاش رو خوردم استرس داشتم اخه اون می گفت که تاپ هستش منم دوست نداشتم کون بدم فقط میخواستم که سافت باشیم.
بدن نرم و سفیدی داشت.گفتم که لخت نمیشی گفت میشم ولی انگار از یه چیزی خجالت می کشید خلاصه با اصرار شورتش کشید پایین سریع از من پرسید کوچیکه نه؟ صحنه ای که دیدم باورم نمیشد کیرش فکر کنم زیر 10سانت بود به روی خودم نیاورم و گفتم نه خوبه که کیر زیاد بزرگ باشه خوب نیست. کیر خودم 18 سانت با عرض 5 هست. حالت 69 قرار گرفتیم و واسه هم دیگه ساک زدیم.
یه بیست دقیقه ای از شروع سکس کردن مون گذشت منتظر بودم ببینم که حرکت بعدیش چیه اگه از من خواست که برگردم که بکنه بهش چی جواب بدم تو این فکر بودم که دیدم اروم برگشت و گفت بیا بخواب روم باورم نمیشد فوری رفتم پشتش کیرم رو لای پاهاش گذاشتم و خوابیدم روش و گردن و گوشش رو با زبونم لیس میزدم. یه کیف دستی کنار تخت بود ژل رو از داخلش درآورد و داد بهم گفت بمال به سوراخم.ژل رو روی سوراخش ریختم و خوابیدم روش و در حالی که کیرم لای پاهاش بود جلو و عقب می کردم .
بهم گفت که میخوام بکنی تو سوراخم خوشحال شدم و کیرم رو کردم تو سوراخش که حسابی با ژل خیسش کرده بودم آروم جلو و عقب کردم احساس کردم خیلی درد می کشه گفتم میخوای استراحت کنی گفت نه بکن تا ته میخوام امشب پرده ام رو بزنی تعجب کردم و راستش خنده ام گرفت. گفتم باشه دوباره ژل مالیدم به سوراخش و کیرم رو فشار دادم کونش رو داد بالا گفت فشار بده این دفعه دیگه تا ته کیرم تو کونش بود . حشری شده بودم شروع کردم به عقب و جلو کردن بهش گفتم که برگرده و پاهاش رو بده بالا این کار رو کرد و در حالی که کیرم تو کونش بود از لب می گرفتم و سینه هاش رو می خوردم خیلی خوشش اومده بود و داشت حسابی حال می کرد یه دفعه گفت که دوست داری بچه ما چی باشه خنده ام گرفت احساس کردم که ناراحت شد گفتم دوست دارم پسر باشه خوشحال شد گفت بکن جون بکن منم تند تند تلمبه می زدم دیگه داشت ابم می اومد گفتم دو زانو بشین اونم نشست کیرم رو کردم دهانش و تلمبه زدم بعدش آبم رو ریختم روی صورتش و بعدش کیرم رو مالیدم به چشم و سبیل هاش خیلی این حالت رو دوست دارم بعد براش جق زدم و اونم ابش اومد و باهم رفتیم دوش گرفتم زیر دوش لب گرفتن خیلی حال میده پیشنهاد می کنم که امتحان کنید . اون شب تا صبح سه بار سکس کردیم . امیدوارم که از این داستان واقعی خوشتون اومده باشه بازم مینویسم براتون مرسی بوس.

نوشته: شروین

سلام من ارسامم و الان 28 سالمه. من تو بچگی با یکی از دوستام به اسم نوید دودول بازی می کردیم که وقتی 14 15 سالمون شد یواش یواش تو کون همم می کردیم ولی این کار زیاد ادامه پیدا نکرد و ما دیگه همدیگرو ندیدیم ولی من که به این کار عادت کرده بودم و خوشم میومد همیشه با این فکر که یکی داره منو می کنه جق می زدم. تا اینکه یه بار یکی از همکلاسیهام که باهاش صمیمی بودم و جریان کارایی که با نوید کرده بودم رو بهش گفته بودم بهم پیشنهاد داد تا با هم بریم خونه یکی از دوستاش که 18 سالش بود و از ما 2سال بزرگتر بود و اون قرار بود به ما فیلم سوپر نشون بده. منم که تاحالا فیلم سوپر ندیده بودم (چون اون موقعها من حتی کامپیوتر هم نداشتم) قبول کردم و بعد از مدرسه من کلاس زبانمو پیچوندم و رفتیم خونه دوستش احسان.
رفتیم تو اتاقش و سه تایی نشستیم لبه تخت و شروع به دیدن فیلم کردیم و من تقریبا بهت زده بودم و داشتم چهار چشمی به کیرهای گنده ای که تاحالا ندیده بودم و کس هایی هنوز داشتم کشفشون می کردم نگاه می کردم که دیدم احسان دکمه و زیپ شلوار منو باز کرد گفتم چیکار می کنی؟ با خونسردی گفت می خوام ببینم چقدریه. من که تو کف فیلم بودم جلوشو نگرفتم و زل زده بودم به فیلم احسان شلوارمو تا نصفه کشید پایین دستشو کرد تو شرتم و با کیرم ور می رفت و من واقعن داشتم حال می کردم. یه ذره گذشت که شلوار خودشم کشید پایین و دست منو گذاشت رو کیرش همون موقع جا خوردم چون کیرش خیلی بزرگ بود و من واقعن ترسیده بودم و به خاطر اینکه از دوستمم خجالت می کشیدم دستمو از رو کیرش ورداشتم و اومدم شلوارمو پام کنم که شلوارمو گرفت گفت کاری ندارم تو فیلمتو نگاه کن من تورو میمالم که خوشت بیاد من قبول نکردم که خلاصه 2تایی مخمو زدن منم که تازه فهمیده بودم که دوستم منو اورده اینجا که احسان منو بکنه. منم که یه جوری شده بودم ولی خجالت می کشیدم گفتم فقط میزارم بمالی اونم گفت باشه(راستی من اون موقع خیلی سفید بودم و مو های بدنم هنوز در نیومده بود و هنوز مثل کرک بود و پایین تنم خیلی دخترونه بود) واومد پشتم نشست پاهاشو انداخت دو طرفم منو از پشت بغل کرد شرطمم تا نصفه کشید پایین چون من نذاشتم کامل در بیاره و شروع کرد مالوندن من منم از خدا خواسته داشتم فیلم میدیدمو حال میکردم . با یه دست کیرمو می مالید و یه دست دیگشم پاهامو می مالیدو میرفت سراغ کونم که من هی دستشو می گرفتم بعضی وقتا با زور دستشو میورد تا دمه سوراخ کونم من مقاومت میکردم ولی چون زورم بهش نمی رسید انگشتم می کرد و من با اینکه داشتم حال می کردم روم نمیشد جلوی دوستم شل کنم و بذارم هرکاری خواست بکنه.
خلاصه بعد از یه پچ پچ طولانی دوستم گفت من میرم دستشویی و از اتاق رفت بیرون و درو بست.
احسان شروع کرد گرنمو خوردن و انگشت کردن که من گفتم هر کاری می خوای بکن ولی تو کونم نکن. چون واقعن بزرگ بود و من ترسیده بودم ولی از طرفی واقعن حس خوبی داشتم و دوست داشتم منو بکنه
ولی اون انقدر حشری بود که هیچ چیزی جلودارش نبود منو بلند کرد و خوابوند رو تخت لباسامو با زور از تنم درآورد و خودشم کامل لخت شد منو دمر خوابوند رو تخت و شروع کرد به لیس زدن کونم و انگشت کردن, یک انگشتی دو انگشتی هی تف میزد و هی انگشتاشو تو کونم میکرد و می چرخوند من واقعن درد داشتم ولی خیلی داشتم حال می کردم و حاضر بودم دردشو تحمل کنم اون کارشو خوب بلد بود و میدونست داره چیکار میکنه اولش هی مقاومت می کردم ولی وقتی دیدم هیچ فایده ای نداره و اون همینطور داره وحشی تر میشه شل کردم و گذاشتم کارشو بکنه خلاصه اون بالاخره تونست کیرشو تا نصفه بکنه تو, و شروع کرد به تلنبه زدن و من که هم درد داشتم و هم داشتم از حال می مردم صدای آه و اوهم بلند شد.
اون ارضا شد و آبشو ریخت رو کمرم ,کار که تموم شد رفیقم که تاحالا داشت از لای در همه چیزو می دید اومد تو و منو درحالی که لخت خوابیدم و آبکیرای احسان رو کمرمه و نمی تونم بلند شم دید. اومد نشست کنارم دستشو گذاشت رو کونم گفت: خوب کونی داریا!
راستشو بخواین این قضیه 7 8 بار دیگه ادامه پیدا کرد و این کار برای من واقعن لذت بخش بود
نتیجه اینکه اگر تو یه موقعیت سکس زوری قرار میگیرید شل کنید تا پس از اون اختیاری همون کارو بکنید و حالشو ببرید.

نوشته: ارسام

سلام دوستان من ماهانم این خاطره مربوط میشه به یک ماه پیش. راستشو بخواین بچه محلام یه حسی به من داشتن و سعی میکردن که منو بکنن اینو از اونجایی فهمیدم که یه بار که داشتیم قایم باشک بازی میکردیم من که میخواستم تو پشت یک نیسان قایم شم دوتا ازدوستام اومدنو بامن قایم شدن یه چندلحظه که گذشت و خواستم برم که سک سک کنم مهدی دوستم که بامن اومده بود پشت نیسان قایم بشه دستمو گرفت وبه اون یکی دوستم حسین که بااون اومده بو بامن قایم بشه گفت بگیرش که پایین نره من گفتم چی شده بیا بریم سک سک کنیم دیگه گفت حالا وایسا دیر نشده نترس این حرفو حسین زد بعدش مهدی دستشو گذاشت رو کونم و حسینم ازم یه لب گرفت که سریع اومدم عقبو بهشون گفتم چیکاردارین میکنین بعد مهدی گفت دوست داری کون بدی یانه چون ما درهرصورت تورو امشب میکنیم فقط میخوایم حالاکه تو باید کون بدی راضی باشی منم از اونجایی که دوست داشتم کون بدم گفتم باشه فقط یه کاری نکنین که دادم دربیاد اونام گفتن باشه منم بهشون گفتم خوب فردا بیاین درخونمون اونام تااین حرفو شنیدن گفتن خیلی زرنگی ما بیایم درخونتون بعدتوماروبپیچونی ولی من واقا راضی بودم که فردامنو بکنن همین که داشتم باخودم فکر میکردم حسین شلوار و شرت هفتیمو کشید پایین و منو خم کرد رو زمین وبه مهدی گفت دستاشو بگیر که فرار نکنه بعد کیر کلفتشو گذاشت تو دهنم من خودم بامزش حال کردم بعدباخودم فکر کردم که من آب ازسرم گذشته حداقل بذار لذت کون دادنمو بچشم بعد به مهدی گفتم بیا یکنم دیگه چرا وایسادی بیا کیرتوبذار تو کونم من دوست دارم کونمو جربدی اونم ازخداخواسته کیرشو آروم آروم تاته کردتوکونم و شروع به تلمبه زدن کرد از اون طرفم حسین کیرشو بعد حرف زدنم با مهدی کرد تودهنم منم داشتم کیرکلفت حسینو واسش میخوردم آخ که چه خوشم اومد از یه طرف کیرخوردنم و از طرف دیگه کون دادنم.مهدی به حسین گفت که پاهامو بده بالا تا راحت تر بکنه اونم این کاروکرد منم حال کردم اول آروم کریشوداشت میکردم توکونم بعدش یهویی تاته کردتوکونم بعد دیدم حسین خسته شده وکیرشودرآورده منم گفتم بیا جلوتر اونم اومد کیرشو گرفتم واسش لیس زدم اول زیرکیرشو لیسیدم بع اومدم بالاتر وسرکیرشولیس زدم داشت حال میکرد که گفت آبم داره میاد میخوام بریزمش بیرون گفتم نه میخوام بخورمش اونم تا آخر آبشو ریخت تودهنم وچه حالی کردم من.یه دیدم مهدی میخوادکیرشوازتوکونم دربیاره که بذاره تودهنمگفتم تاکون به این خوشگلی و آماده کردن وجودداره چرامیخوای بذاری تودهنی که الآن آبکیر خورده خوب بذار توکونی که هنوزآب کیر نخورده و دوست داره آبتو بخوره اونم شروع کردبه سریع کردن تلمبه زدن تقریباداشتم کون درد میگرفتم که داشتم آه آه میکردم اونم گفت داره آبم میاد میخوام بریزم توکونتد منم گفتم اینکه گفتن نداره خوب بریز بعدشم اگه دوباره خواستی بگیرجرم بده بعد دیدم حسین داره فیلم میگیره گفتم حسین فیلم نگیر آبروم میره گفت یه آدم کونی همون بهتر که آبروش بره گفتم حداقل پخشش نکنیا گفت باشه.حالا که یک ماه ازاون موقع میگذره هفته ای سه باربه اونا کون میدم وفکرکنم که کلیه هام مشکل پیدا کرده ولی انصافا کون دادن یه حال دیگه ای داره الآن من میتونم دستمو مشت کنمو بذارم توکونم بدون هیچ مشکلی کونم دراین حد گشادشده خلاصه الآن تومدرسه هرکی از کنارم ردمیشه یه انگشتی میکنه توکونم یا ازم لب میگیره حتی حسین و مهدی اون فیلمیوکه ازم گرفتن پخش کردن وتقریبا یا کاملا به همه ی بچه محلام کون دادم.الآن که داشتم این خاطره رو مینوشتم ساعت ده شبه وقراره ساعت یازده برم خونه یکی ازدوستام که البته چندنفرن تایه سکس خوب وعالی باهم داشته باشیم.خداحافظ همگی

نوشته: ماهان

من یک راننده ترانزیتم تو مسیر اروپا کار میکنم تو اروپا هم تا دلتون بخواد گی هست تو هر پمپ بنزینی اگه کسی برای سکس نباشه تو توالتاش پر شماره هست که تا به یکیشون زنگ بزنی میاد معمولا میان برات ساک میزنند و کون میدند بعضیاشونم کونم میدند و البته برعکس.من اولاش فقط میدادم برام ساک بزنند و چقدر هم واردند تو اینکار خلاصه هر جا هوس میکنم میرم یکی رو پیدا میکنم یه بار یه جا که پارک کرده بودم اومده بودم پایین که یکی اومد و نمیدونم چطوری فهمید که هوس کون کردم اومد کنارم وایساد و از رو شلوار کیر منو مالید و انقدر هوس داشت که نذاشت بریم تو ماشین همونجا کنار ماشین شلوارمو کشید پایین وکاندومو کشید رو کیر من و کرد تو کونش انقدر گشاد بود که اصلا نیاز به فشار نبود و یه کون حسابی داد .یه بار دیگه شب بود داشتم میرفتم که تو یه پارکینگ اضطراری دیدم یکی شلوارشو کشیده پایین داره میزنه در کونش منم یه راهنما براش زدمو و اونم منظورمو فهمید اومد دنبالم و خلاصه تو پارکینگ بعدی یه کون اساسی داد. شبها خیلی زیادند یه بار وایسادم که برم بشاشم رفتم توالت دراوردم داشتم میشاشیدم که یه نفر اومد کنارم وایساد به شاشیدن و نگاه کردن به کیر من یه زبونی دور لبش مالید و منم کیرمو گرفتم طرفش و بعد چند لحظه کیر من تو دهن اون توی توالت بود.اینجا تو توالتا یه دستگاه گذاشتند که کاندوم میفروشه ابزار کار همیشه در دسترسه. یواش یواش این همه حرص و ولعو که دیدم که اینا به کیر دارند منم وسوسه شدم که مزه کیرو بچشم و یه بار منم ساک زدم که دیدم وای چه حالی میده و دیگه منم شروع کردم . بعضی ها حتی حاضرند پول هم بدند بعضی ها همه آبتو قورت میدند. خلاصه داستانیه اینجا. یه بار یه نفر 3 بار آب منو کشید و خورد
اینجا بیشتر دوست دارند بدند و ساک بزنند و کمتر پیدا میشه که اهل کردن باشه. یه بار پشت فرمون نشسته بودم دیدم یه ماشین اومد کنارم یه خانم پشت فرمون بود و یه 50 یورویی نشونم داد منم از خدا خواسته گفتم دمش گرم یه کس که پولم میده رفتم تو ماشینش که دیدم مرده و میخواد کون بده
50تا رو گرفتمو کردمش.
ابنم بخشی از خاطرات من

نوشته:؟

سلام به همه ی دوستان این خاطره بره میگرده به حدود یه هفت پیش.و کاملا واقعی دوست داشین باور کنین دوست نداشین نکین.
اسم من شایان ه الان 16 ساله م از سن 10 سالگی با یکی آشنا شدم که الان بهترین دوستم اسمش هست سینا که تو مدرسه از همون بچگی تو یه مدرسه بودیم.از وقتی که با مسائل جنسی آشنا شدم چشم دنبال این یکی و اون یکی بود با تصورات جنسی زیاد حدود یه دو سالی بود که همش کون سینا رو دید میزدم و شب واسه خودم خودارضایی میکردم بعد از یه مدت تصمیم گرفتم که با سینا رفیق بشم که مخ بزنم واسه سکس آخه نمیدونین چه کونی داشت با اینکه تپل نبود ولی خیلی خوش استیل بود با اون چشم هاش شهلایی ش ادم میکشد.یه روز تو مدسه جام رو تو کلاس بایکی عوض کردم که نزدیک عشق بشینم اولش سخت بود ولی طرف با کلی موکافات قبول کرد آخه دل کند از سینا واسه هر کسی سخت بود خب دیگه بریم سر اصل داستان.تو روز اولی سعی میکردم خودم بیشتر بهش نزدیک کنم از لحظ تفکر و از این کس شعر ها خلاصه یه روز سر صحبت باز کردم ازش پرسیدم تو جلق میزنی اول یه نگاه معنا داری کرد و بعد شروع کرد به خندیدن قربون اون خنده هاش برم گفت آره مگه میشه کسی نزنه چند روز بعد براش یه فلش سوپر با کیفت بالا براش آوردم طرف خیلی ناکس بود اون واسم سی دی آورده بود خلاصه کار ما شده بود تعریف کردن فیلم سوپر... تو هر زنگی دستمون رو میذاشتیم روی ران هامون و میمالیدیم تا به کیرمون برسیم هر جا کسی نبود شروع میکردیم لب گرفتن و از روی شلوار مالوندن بهم گردن هم میخوردم همو انگشت میکردیم و خلاصه از این کس کش بازی ها کونی خودشم آخه پایه بود.تا اینکه یه روز خانواده من رفتی واسه مسافرت حدودا آخرای تابستون بود هر چی به من اصرار میکردم من باهشون نرفتم خب میدونین نقشه های خبیسانه واسه کردن کون سینا م داشتم بعد ظهر اون روز زنگ زدم به سینا احوالشو بپرسم ببینم وقت داره بیاد خونمون واسه بازی خلاصه اون بچه خوشگل اومد من رفتم سراغ کامپیوتر روی دیه فیلم گی اچ دی گذاشتم سنیا اولش تعجب کرد بعد راضی شد که فیلم ببینه موقعه نگاه کردن فیلم جفتمون راس کرده بودیم عجب فیلمی بود وجدانا.همین طور گه داشتم کیر سینا رو میمالیدم گفتم بس بیا خودمون از ایکار کنیم لامصب تا وقتی که اینو گفتم چشماش برق زد طرف خلی کونی بود مثل اینکه...خلاصه شروع کردیم لی گرفتن لب ی همو گاز میگرفتیم و بدن و کپل همو میمالیدیم بعد من مثل وحشی ها سینا رو حول دادم رو زمین افتاد میخواست بلندشه دعوا کنه ولی چون من عاشق سکس خشن بودم بهش فهموندم بعدش دو سه تا ضربه محکم زدم در اون کون تراشکاری شدش لامصب هنوز شروع نکرده بودم مثل جنده ها جیق میکشید دهنشو بستم بهد سر کیرم یه تف کردمو یه تف در کون اون بچه خوشگل اول هر کاری کردم نرفت تو دلشتم کم کم ناامید میشدم که گفت اول با انگشت بکه تا جا باز کنه حسای اول انگشتتش کردمو بعد رفتم وازلین بیارم وازین رو خالی کردم تو کونش بعد شروع کردم سیخ زدم آخخخخخ چه حالی میداد وقنی اخخخخخخخ و اوخخخخخخ میکرد من سرعت میبردم بالا چون اسپری تاخیری زده بودم یه 20 دقیقه حسابی باهاش حال کردم دستم مینداختم دور گردنشو و تلنبه کونشو میزدم تن تن ماچش میکردم تا اینکه داشت آبم میمود کیرمو در آوردمو سنیا رو برعکس کردم همشو ریختم رو نافش داشت آتیش میگرفت بعد مجبورش کردم از آخر هم یه ساک مشتی بزنه ولی چون ارضا شده بودم حسش نبود بعد سینا با شوق و اشتیاقی اومد منو که بکنه یه سیلی آبدرر خوابندم تو گوشش گفتم دادا من کونیییییییییی نیستم .ناراحت شد و رفت حموم که خودشو بشور منم واقعا دلم سوخت براشیه لحظه فکر کردم به خودم گفتم سری بعدی هم هست برم از دلش در بیارم.در حموم رو زدم بگفت چیکار داری گفتم اومدم جبران کنم خلاصه یه کردنی ازمون کرد تاریخی ...... از اون موقعه به بعد هر وقت نیاز جنسی داریم میفتیم به جون همو.....

نوشته: شایان

سال سوم هنرستان بودم.پژمان بچه خشکل کلاس بود.خیلیا تونخش بودن.ناگفته نماند خیلیم بچه ننه بود.با هم میونه بدی نداشتیم.درسش خوب بودمنم تودرسام ازش کمک می گرفتم.وقتی بدن سفیدشو میدیدی خواب ازسرت میپرید.یه روز قرارشدبا بچه های کلاس بریم باغمون که تویکی ازجاهای خوش آب وهوای شیرازه.پژمان اهل اینکه با کسی جایی بره نبود.میترسید.وقتی خونشون میرفتم واسه درس تونستم اعتمادمادرشوجلب کنم.بااصرارمن قبول کرد پژمان بامابیاد.البته به سختی.وقتی رفتیم توباغ ساعت 10صبح بود.بچه ها همه تو نخ پژمان بودن اماکسی جرات نداشت بهش نزدیک شه.ازترس اینکه به مامانش چیزی بگه.خلاصه تا ظهرکارمون شد ورق بازی و کس شعر گفتن.ظهر که گرما حسابی عرقمونودراورده بود رفتیم استخرواسه شنا.بیچره خجالت میکشید لخت شه.شایدم میترسید.با شوخی وهزارمکافات راضی شد بیادواسه شنا.لباسشوکه دراورد هممون به بدن سفبد و بدون موی پژمان خیره شدیم.خودشم فهمید چه خبره.یه نگاهی به من کرد یه جورایی ملتمسانه بود.فهمیدم ترسیده.به بچه ها گفتم چیه مگه آدم ندیدید.هرچی شماداریداونم داره.همه خندیدیم و رفتیم توآب.من که ازاون فاصله نمیگرفتم.نگام کردوگفت ممنون.بهش گفتم یه جوری نگات میکنن انگار دختری.عجب خرایی هستن نمیدونن که ازصدتادخترم سری.یه هو جاخوردم گفتم الان قهرمیکنه.نگاه کردو گفت تو که ازاونابدتربودی.گفتم توکه میدونی دوست دارم ولی بدون منظور.گفت اگه کسی نبود معلوم میشد نظر داری یا نه.دیدم نه باباخیلیم کم رونسیت.گفتم اگه دختربودیی ی ی ی ی چی می ی ی یشدخندید گفت مثلاچی میشد؟جوابی ندادم.گفتم پاهاتوبازکن میخام ازبین پاهات ردشم.این کاروکرد ومنم یه زیر آبی رفتم از بین پاهاش که ردشدم دستموکشیدم روی کونش.چقدرنرم بود.وقتی اومدم بالادیدم یه خنده ای کرد کلی خجالت کشیدم.سرموپایین انداختم.یه کم با بچه های دیگه بازی کرداومدپیشم گفت اگه دختربودم همی کارو میکردی؟خسته نباشی.فهمیدم که خوشش اومده.پرروترشدم بازم تکرارش کردم.دفعه سوم دست به کیرش زدم دیدم راست شده.فهمیدم حسابی تو حسه.حسابی دست مالیش کردم ولی جاش نبودکه بکنمش.عصرشدرفتیم خونه.ازاون روز به بعدخیلی راحت حرف میزد.از فیلم سوپرو...
یه روز گفت خوانوادگی میخوایم بریم شمال.با داییم که خیلیم ازش بدم میاد.چشام برق زد.یعنی یه پیشنهاده؟گفتم خوب نرو.گفت مگه مامان وبابام میذارن.مخشوزدم و گفتم داییتو بکن بهانه.اینجوری شد که پژمان شمال نرفت.عصر روز اول بهم زنگ زد بیا حوصلم سر رفته.منم ازخداخواسته رفتم خونشون.دیدم حمام کرده و آمادست.ولی هنوزم شرم داشتیم از این موضوع رک حرف بزنیم.گفت سردردداشتم 3-4تا قرص خوردم.گیج گیحم.معلوم شد که آمادست.گفتم یه کم بخواب آروم میشی.ناراحت نمیشی گفتم نه.تازه خوشحالم میشم.خندید کولر رو روشن کرد رفت زیر پتو.بعداز نیم ساعتی دیدم حسابی خوابش برده(مثلا)یه جوری که بشنوه گفتم سرد شد کاش منم برم زیر پتو یخ زدم.بالشت روگذاشتم کنار بالشتش رفتم زیر پتو.دل تو دلم نبود.چند لحظه گذشت یه تکونی خورد هی کم اومد عقب.منم دستمو گذاشتم رو شونش گفتم بیداری؟جواب نداد.یواش دستموگذاشتم روی کونش.به به.چه نرم بود.چند لحظه مکث کردم بازم با به کم جابه جایی اومد عقب تر.دیگه کیرم داشت میترکید.چون دیگه فاصله ای نمونده بود.ایندفعه من اومدم جلو وچسبیدم بهش.کیرمو کامل چسبوندم به کونش.بعد دستمو به کیرش زدم دیدم راست شده.خیالم راحت شد.یواش شلوارشوکشیدم پایین.البته خودشم همکاری میکرد.تامچ پا شلوارشو دراوردم.خودمم لخت لخت شدم.روغن مایع آوردم حسابی کونشوچرب کردم کیرمو گذاشتم بین پاهاش چنددقیقه تلمبه زدم خاستم بکنم توی کونش زودخودشو کشیدجلو.بیچاره حقم داشت آخه کیری به کلفتی رانی و19سانت همه کس طاقتشو نداره.گفتم توش نمی کنم نترس.میدونم بیداری.خندیدوگفت خیلی زرنگی.ما اینیم دیگه.یه بالشت گذاشتم زیر شکمش کیرمو گذاشتم لای پاش.انگشتمو کردم توکونش یه آخ جلبی گفت.دیدم آروم شدوچیزی نگفت.شصتمو کردم داخل.باورم نمیش این اندام پسر باشه.باسن پهن سفید آس آس.
بعد2تا ازانگشتامو کردم تو.یه جوری آخ و اوخ میکرد مثل دخترای14ساله.نیم ساعت روش کار کردم که آماده شد.کیر کلفتموحسابی چرب کردم.سرشو که کردم توش داد زد درش بیار پاره شدم.توجهی نکردم و محکم گرفتمش که تکون نخوره تلمبه میزدم و کم کم فشارو بیشتر میکردم نصف کیرم که رفت داخل کامل درش آوردم .مثل این بود که تونل حفر کرده بودم.دوباره شروع کردم.ایندفعه تا ته کردم توش.چه حالی میداد.نمیذاشتم زود آبم بیاد.حدود یه ساعتی کردمش آخر کارم پاهاشو بازکردم گذاشتمشون رو شونم و تند تند تلمبه میزدم آبمو ریختو توش وروده هاشو شست وشودادم.جالب اینجا بود که پژمانم ابش اومده بود.10روز فراموش نشدنی رو داشتیم.جاتون خالی.

نوشته: هومن

سلام من سعيد هستم.پسري كه از بچگي توي جاهاي شلوغ .استخر.مدرسه.باشگاه.همه به كونم دست ميزدن .هم سفيد بودم وهم تپل.بعدا فهميدم چرا.يه پسر كه اولين بارپسر عموم با ماليدن سوراخ كونم منو با شهوت ولذت سكس آشنا كرد.يه شب كه با پسر عموم تنها توي خونه بودم كنار هم دراز كشيده بوديم وتلوزيون نگاه ميكرديم.اون4سال از من بزرگتر ه.خانوادهامون رفته بودن عيادت بيمار منو اونم تنها شديم.بهم گفت ميدوني بچه چطور درست ميشه ؟گفتم نه.برام توضيح داد ومن يه كم برام عجيب بود.من گفتم مگه چه اتفاقي ميافته كه بچه درست ميشه. گفت با باهم امتحان كنيم نوبتي بشيم زن وشوهر.گفتم بايد چيكار كنم گفت بذار به كونت دست بزنم .نميدونم چرا مقاومت نكردم دستشو كرد توي شورتم وشروع به ماليدن كونم كرد گفت بايد لخت بشيم هردو لخت شديم ومنو روي شكم خوابوندو آب دهن زد لاي پاي.كيرشو كه ديدم يه جوري شدم خودم برگشتم واونم اول با انگشت سوراخمو باز كرد وگفت بايد كرم باشه تا درد نگيره.كرم آوردم زد توي سوراخ كونم.داشتم از لذت از حال ميرفتم.وقتي 2تا انگشتشو كرد تو دادم درومد.گفت جان خوشگله بذار كيرمو بكنم بعد داد بزن.وقتي دستشو گذاشت توي دهنم وسركيرشو فشار داد توي سوراخم يه سوزش خيلي دردناكي توي كونم پيچيد كه نالم درومد ديگه كاري نمي تونستم بكنم .حس كردم كونم پاره شده .اما اون يه مرتبه بي حس شد وكامل خوابيد روي تنم.اونموقع نميونستم چرا بي حس شد.بعد نوبت من شد وتازه فهميدم ارضا شدن چيه.تا چندروز دستشويي كه ميرفتم سوزش داشتم.من پنجم ابتدايي بودم واون اول دبيرستان.من كه خوشم آمده بود هر وقت تنها ميشدم زنگ ميزدم ميامد وسير منو ميگاييد.ديگه يه طرفه شده بود وفقط اون منو ميگايد.ياد گرفتم شبها توي رختخوابم با كرم دست وصورت سوراخمو چرب كنم وانگشت بكنم توي خودم.اشياي زيادي به خودم فرو كردم وميكنمومثل سرنگ پر آب گرم.قطره چكان با آب گرم كه خالي ميكردم توي كونم.
دسته بورس مو.هويج.سوسيس.خودكار.ماژيك.دسته كوشت كوب.ماليدن خمير دادن كه هر كي يه بار بزنه عاشق حس خمير دندون روي سوراخ كون ميشه.شكلات .اسخوان ران مرغ و.....دوست داشتيد براتون بازم ميگم.پسر عموم زن گرفت وزنش عاشق من شده ومنم از خجالت دردهاي كون دادن دوران بچگي درآمدم.فداي تمام پسرايي كه زير ميخوابن.

نوشته: سعید

سلام دوستان من متین هستم در حال حاضر که این داستانو مینویسم 30سالم قدم 180 وزنم 87 پوستم گندمی بدن ورزیده ای دارم کون برجسته وسفید وتنگی دارم الان 3سال متاهلم با دوست دخترم ازدواج کردم 5سال دوست بودیم والان 2ساله ازدواج کردم زن بسیار زیبا وسکسی دارم که هروز میکنمش ولی هنوزم یه موقعه هایی دوست دارم کون بدم دادنم یه حاله دیگه ای داره کیر کلفتو بلندی دارم 19 سانتی میشه من از بست خشکل بودم کون زیبا وسکسی داشتم از همه پسرای فامیل بگیر تا عموی مامانم طلبه کردن من بودن بخاطر همین مامانم همیشه مواظب بود منو خفت نکند بکنن 9سالم بود که با پسر عمم حسن5 سال از من بزرگتر بود حموم بودم که به هوای لیف زدن تمیز کردن سوراخ کونمو انگشت میکرد وچون با صابون منو انگشت کرد سوخت بخاطر همین بدم اومد ودیگه از این پسر عمم فراری شدم چون خیلی کیر کلفتو درازی داشت ومنم از کون دادن بدم میومد ولی داداش کوچکترش امیر زرنگتره بود از اون کون کونای قهار که حداقل روی یکون خوشکلو میگاد اساسی اون تونست تو سن 16 سالگی راه کون منو باز کنه وحسابی بگاد بعداز 3سال تلاش دیگه تلافی میکرد روزی 3 بار منو میکرد ولی حسن هیچ موقع نتونست کون منو فتح کنه حالا اصل داستان بطور کامل تعریف میکنم من وامیر از بچگی با کیر کون هم بازی میکردیم امیر تف میداخت توی سوراخ کونم وبا انگشت باهاش بازی میکرد ومن حال میکردم من هم همین کاررا میکردم وهمزمان سوراخ خمو حال میدادیم 10 سالگی جفتمون کیر قدری نداشتیم کو تو کونه هم بذاریم و منهم غیر از امیر با هیچکس اینکارو نمیکردم منو امیر خیلی صمیمی بودیم امیر میگفت یعنی میشه یروزی کیرم بکنم تو سوراخت ولی من جوابی نمیدادم تااینکه تو سن 14 سالگی خونه عموی مامانم بودم 3روز بابام اینا مسافت بودن عمویه مامانم من یه شلوار راحتی نازک پوشیده بودم که جنس لختی داشت وهمه کونم برجسته معلوم بود وقتی بلند میشدم لای کونم گیر میکرد وهمه رو حشری میکرد این حالو دوست داشتم ولی هیچ موقع دوست نداشتم کون بدم عموی مامانم 55ستلش میدیدم کیرش راست شده به هوای شوخی وکشتی کیرشو میزاشت از روی شلوار روی شکاف کونم وفشار میداد و وقتی میدید وشکایتی ندارم گفت بیا ماساژت بدم هنگام ماساژ بسمت کونم رفت وکمی ماساژ داد و تا نزدیکهای سوراخمو مالید ومن هم هیچ اعتراضی نکردم ترسیدم چیزی بگم بعداز ظهر همون روز به پهلو خوابیده بودم وکونم سمت عمو تقی بود به هوای اینکه من خوابم یواش دروبست و یه ملافه انداخت روی من و خودشم اومد زیر ملافه من خودم زدم به خواب یواش شلوارمو کشید پایین بعد شورتم تا ببین عکس العمل من چیه من تکون نخوردم دیدم دتشو اورد جلو با تف با کیر من بازی کرد تا راست شده بعد تف فراوان زد توسوراخ کونم من تکون نخوردم اونهم پیشروی میکرد بعداز چند دقیقه با انگشت با سوراخم بازی بازی کرد من داشتم حال میکردم بخاطر همین صدام در نیمد بعد یکرم مالید به سوراخم سوراخه کونم داغ شد بهداز چند دقیقه شروع کرد به فرو کردن انگشتش کرمه نمیدونم چی بود ولی خیلی لیز بود سوراخمو داغ کرده بود یه نمیم ساعتی منو انشت کرد عجله نداشت دردم داشت ولی حالم داشت تا اینکه وقتی اعتراض منو ندید فهمید من بیدارم دارم حال میکنم کیرشو گذاشت در سوراخم زیاد کلفت نبو د ومثل کیر امیر وحسن هم سفت سفت نبود شروکرد کیرشو مالیدن در سوراخم با یدستشم چاک کونمو باز میکرد که قشنگ سر کلاهک روی سوراخ بهشتم ذاشت وای که چه حالی داشت داغ بو ونرم انقد فشار داد ولی تو نمی رفت وچون خیلی کیر شقو رقی نداشت نیم سات بیشتر تو نرفت دوست داشتم تا خایه میکرد تو ولی روم نشد بگم از طرفی از دردش میترسیدم دو تا فشار دیگه داد وکونم سوراخش داغشد وچون سوراخ کیرش توی در ورودی سوراخم بود ابش یکم رفت تو ولی اب کیرش فشار انچنانی نداشت وهمزمان هین درمالی باکیر من بازی میکرد تامن ارضاشدم از اون روز شد که من دوست داشتم یه کیر مشتس سفت بره تو کونم وابشو بریزه توی سوراخم خلاصه از عموی مامانم خداحافظی کردم گفت بیا به ما سر بزن از اونجا بود که تصمیم گرفتم اجازه بدم امیر کیرشو بکنه توی سوراخ بهشتیم یروز با امیر رفتیم خونه بابابزرگ به امیر گفتم میخوام اجازه بدم کونم با کیرت بگائی امیر پرید بغلم گفت هرچی خواستی برات میخرم نوکرتیو میکنم گفتم رفاقتی میخوام بهت حال بدم منکه کونی نیستم پول بگیرم بشرطی که منم تور بکنم گفت باشه خلاصه رفتیم روی تخت امیر تف زد سوراخ کون من یکم انشت کردو کیرشو گذاشت در سوراخ من گفت امادهای گفتم اره ازشدت خوشحالی چنا فشارداد ترسیده بود دیگه این کون گیرش نیاد یا من پشیمون شم چنان کونم تیر کشید واشک توی چشمام جمع شد که تا یک ماه دیکه هوس کون دادن نکردم 5 سری دیگه ام تلاش کرد شاید نزدیک 18 ماهی طول کشید که کیرش تو نمیرفت ومنم تحمل دردشو نداشتم با هم در مالی میکردیم تا ابمون بیاد ولی از اونجائی که امیر عاشق کونهاب بکر وتنگی مثل من بود دست از تلا بر نداشت تا بلاخره شب بیاد ماندنی فرارسید حدودن 2سال امیر روی کون من کار کرد تا تونست کیرش تاخایه بکنه تو امیر دیگه حالا 17ساله بود ودر کون کردن با تجربه وقهار شده بود کلوپ گیمنت داشت روزی یه کون پسر میزد زمین امیر گفت فرداشب میخوام یجوری بکنمت که خودت بیای بگی منو بکن امیر کیر کلفتو راست خوبی داشت قدشم 19 بود یک کرم به من داد به نام لیدوکائین گفت امشب برو ازین بزن ویه خیار متوسطو یواش یواش بکن تو کونت ومنم شب تست کردم 1ساعتی طول کشید تا بلاخره نصفش رفت تو ولی چون حال نداد دیگه بیخال شدم خوابیدم تا روز کون دادن رسمی من شروع شد ساعت 10بود خونه عمم بودم با امیر تابستون بود توی تراس خوابیدیم امیر گفت هیچ عجلهای نداریم شاید دوساعت طول بکشه سوراخت کونت باز بشه وکیر 19 سانتی من بگادش گفتم باشه گفت اگه من نتونستم امشب کیرمو تاخایه تو کونت کنم میشم کونی محله یکون به عموی مامانت میدم امیر عزمشو جزم کرده بود کونمو بگاد گفت تریاکم کشیدم که ابم دیر بیاد بتونم برات یه ساعت تلمبه بزنم منم حشری شده بودم ودوست داشتم کونم بدست امیر برای اولین بار گائیده بشه به پهلو بخواب و پاتو جمه کن تو سینه تا سورخ کونت درسته بزنه بیرون چاک کونم ازهم باز کرد وتوی چندین مرحله تف زد وسط سوراخم وبا انگشت شروکرد بازی کردن دورانی میچرخوند 15 دقیقه اینکارو کرد من دیه مست شده بودم بعد 2انگشتی کردتا 3انگشت یک یکساعتی با سورخم ور رفت احساس کردن سوراخم یکم باز شده مدام تف میزد میگفت هیچ چیزی مثل تف کونو وا نمیکنه خلا صه بعداز 1ساعت گفت من به پشت میخوابم وکیرمو راست میکنم توبیا یواش یواش بشین روش خودت تست کن هر جا درد گرفت دیگه کونتو به کیرم فشار نده من کونم بسمت امیر بود وصورتو سینهام به سمت حیاط امیر مدام کپلامو میمالید واز پاین دوطرف چاک کونمو باز میکرد میفت فشار بده بره تو هر جا نرفت بکش بیرون دوباره سعی کن ومن نشسته بودم روی کیر امیر وکیر امیر تا کلاهک رفت تو درد نداشت فقط لذت داشت یواش یواش فشار دادام تا اینکه یک سوم کیر امیر رفت تو امیر که داشت حال میکرد گفت عجله نکن همش میره تو کم کم فشار دادام حالا نصف کیر امیر توبود برای اولین بار بود همچین لذتی را میبردم کیر امیر داغ بود میگفت 15 روزه سکس نکردم وجینسینگ ویوهنبین خوردم که ابم کونت بافشار جر بده خلاصه من که داشتم حال میکردن دوت داشته امیر تند منوبکنه درد ولذت قاطی شده بود با فشار کیر امیر کردن تو کونم تا خایه امیر گفت دیگه سختیش تا اینجا بود دیگه تمومه حالا خودت کونتو بالاپایین کن قشنگ سوراخت باز شه تا من گایش شروع کنم و راه را برای فامبیل باز کنم همه از کف کونه تو جقی شدن امیر کل کیرشو دراورد وارم کرد تو حالی میکردم منو چهار دستوپا کرد سگی کرد به پشت خوابوند وحسابی گائید کونمو ولی اطلادرد نداشت فقط لذت بود من کف کردم چه جوری این کیر 19 سانتی رفته تو کونم تا حالا همچین لذتی نبرده بودم یک ساعتی امیر منو کردن داشت ابم میومد امیر گفت منم داره ابم میاد چکارکنم گفت بریز توش منم ارضاشدم سوراخ کونم هنگام ارضا شدن دل میزد وتنگ وباز میشد واین باعث شد کیر امیر فشار بیشتر بهش بیاد وابش فوران کنه توی کنم همچین ابش بافشار ریخت توسوارخم که تاروده هام رفت خیلی حال داد جوری که تا صبح 4 دفه دیگه به امیر کون دادم یبارمن کردن توکون امیر دیگه با امیر روی یبار سکسو داشتیم تا اینکه پسر عمم رضا هم کیر کوتاه وخیلی کلفتی دشت با اونم یه دوبار کون دادم ولی کیر امیر یه چیز دیه بود دیگه این جریانات گذشت امیر رفت یه شهر دیگه من دیگه افتادم تو خط کس کردن دیگه بیخیال کون دادن شدم تا اینکه پسر خالم که حالا 21 سالش بود ومن 26ساله یروز رفتیم استخر دیدم کیر باحال وگنده داره در ضمن کونشم ردیف سر شوخی را باز کردم
با کیرش ور رفتن تا اینکه شب راضیش کردم اول من اونو بکنم نصف شب اون منو شب به سختی رازیش کردم یه راه سیر کرمش ساعت 3 نصف شب بود که دیدم شورتم پایینه و3تا انگشتشو کردنم تو کونم کیرش 23سانت وکلفتیش خیلی زیاد بو د انگار با خر پیوند زده بودن پسر خالم باباش جنوبی بود عرب بودن شروع کردن کونمو بگائیدن انقدر کلفت وگنده بود که باینکه یک 20بار تاحالا کیر تو کونم رفته بود تحملش برام سخت بود خلاصه تا خایه کردتو ابشو ریخت دو ماه بعدم 2بار دیگه کونم کرد ولی سوراخم که نگاه کردم بعد از اولین گایش پسرخالم سرخ شده بود خدایش انتقدر سرواخ کونم وکونم توپه که خودم تواینه میبینم راست میکنم میگم حیف کیرم 17سانته اگه 24سانت بود کییرمو از لای پام میکردم توی این سوراخ باحال ولی علان تا دن در سورخ میرسه خلاصه 8 سال دیگه افتادم توخط کس بازی کس کردن ازدواج تا دیروز هوس کردم یه کیر بره تو کونم پسر خالم تهران بود روم نشد بگم بیا کونم بگا رفتم قشنگ کونمو تمیز کردم کرم زدم خودم حال کردم کونمو دیدم به پسر خالم گفتم زنگ زدم یکی از دوست دخترای سابقم بیاد دو نفری بکنیمش اونم فشنگی اومد بعد گفتم جور نشد با یه شورت نازک تو خونه نشسته بودم وشرتم رفته بود لای کونم ولپاش بیرون بود اونم این صحنه رو دید حشری شد گفت حالاکه کس جور نکردی باید یک کون مشتی به من بدی کونت امرسانه هروز بهتر دیروز خلاصه بیاد بچگی تو سن 32سالگی یه کونی بهش دادم که گفت بابا کس چیه این کون گوشتیه تو از صدتا کس بهتر ابشم ریخت تو وبعد منم اونو کردمو یه راه هم اشانتیون برام ساک زده ابم خورو دوستان این داستان واقعی سکسم بود امید وارم تونسته باشم کیرتون راست کردن باشم بیاد من کونهای فراوانی بکنید در اینده عکس کون وسوراخ کونم را میذارم تا ببینید الکی ازش تعریف نکردم

نوشته:‌ متین

سلام اسم من سبحانه این داستان مربوط میشه به دو سال پیش از خودم خودم بگم ی پسر خوش قیافه و تمیز و بدن بیمو دارم با پا هایی دخترونه که دوست داشتم کون بدم ی پسر عمو داشتم که سه سال از خودم بزرگ تر بود. چند سالیم دنبال این بود که بکنتم ولی موقعیتش جور نشد منم که دوست داشتم ولی به روی خودم نمی اوردم.تا این اواخر که یکمی باهم صمیمی تر شده بودیم هرچی میخواستم انجام میداد بیشتر باهم بودیم ی روزکه رفتم‌خونشون چند تا فیلم سوپر نشونم داد ولی من زیاد روم نمیشد در موردش حرف بزنم بعد چند بار دیگه هم رفتم خونشون که کم کم روم باز شد باهاش گفت بیا نوبتی هم دیگرو ماساژ بدیم گفتم باش.اول من اونو ماساژ دادم بعد نوبت اون شد.یکم پا هامو ماساژ داد بعد شروالمو از ساق تا نزدیکای زانو زد بالا تا پا های بی موم رو دید کیرش بلند شد بعد ساق پاهامو یکم ماساژ داد بعد رون هامم ماساژ داد من که داشتم خیلی حال میکردم بعد رسید به کونم اروم اروم ما ساژش میداد کون منم سفید بی مو بود یکمش از شروالم زده بود بیرون بعد تی شرتمو داد بالا بدنمو ماساژ داد بعد تموم شد رفتیم شام خوردیم بعد شام مامان بابا ها تصمیم گرفتن برن خونهی مادر بزرگ مام که حوصله نداشتیم نرفتیم فقط من اون تنها تو خونه.یکم نشستیم گفت من میرم لبتابمو میارم رفت اورد اول یکم‌ اهنگ گوش دادیم بعد رفت رو فیلم سوپرا داشتیم نگاه میکردیم ی دفه کیرش که شق شده بودو گرفتو ماساژ داد بعد گفت:به نظرت کیرم بزرگه منم گفتم اره یهو درش اورد ی کیرش خیلی بزرگ بود یکم واسه خودش ج.ق زد بعد اروم دستشو اورد رو کیرم گفت توم که شق کردی اروم شروالمو کشید پایین یکم واسم ساک زد منم برای اون همین کارو کردم کیرش داغ داغ بود گفت دوست داری حالا ماساژت بدم منم که حال حرف زدن نداشتم با سر گفتم اره سرم داشت گیج میخورد از بس حشری بودم شروالمو در اورد.ی شرت سفید تنگ پام بود داشت دیونه میشد از همونجا شروع کرد به خوردن رونام از بس حشری بود داشت گاز میگرفتش بعد شرتمو در اورد گفت روبه پشت بخواب خوابیدم کونمو گاز میگرفتو سوراخمو لیس میزد‌ بعد رفت ی کرم اورد مالید روی تمام کونمو پاهام بعد ماساژش داد یکمم کرم زد به کیرشو بعد اروم انگشتشو کرد تو کونم خیلی حال میداد بعد کیرشو گذاشت دم سوراخمو کرد توش دردش خیلی زیاد بود من خودمو کشیدم جلو گفتم یواش بابا.گفتم تو بخواب خودم میام رو کیرت خوابید رفتم رو کیرش اروم اروم نشستم داشتم از درد میموردم منم داشتم جق میزدم که ی چیز خیلی داغ ریخت تو کونم با دستمال کاغی پاکش کرد منم جق خودمو زدم لباسامو پوشیدمو رفتیم تو حال همین بود چند بار دیگم منو کرد و تا الانم ادامه داره

نوشته: سبحان

سلام به همه ی دوستای شاد و شهوانی
این اولین سکس منه که میخوام براتون بگم
من اسمم امید وتقریبا میشه گفت خوشکلم کمر باریکی دارم و یه کون قلمبه با پوست سفید و قد 185این خاطره ای که می خوام واستون بگم مربوط به دوسال پیش میشه ما خونمون ته یه کوچه ی باریک بود و بغل خونه ی ما یه خونه ی دیگه بود که یه دختر ویه پسر خوشکل داشت دختره خوشکل بود ولی از من بزرگتر بود واسه همین ازش زیاد خوشم نمیومد اما پسره که یه سال از من کوچکتر بود خیلی خوشکل بود
پوست سفید کون قمبل گنده موهای فر با چشمای سبز خلاصه سرتونو درد نیارم چیز خیلی عالیی بود و من همیشه در فکر سکس با او بودم کلا ما با هم دوستای صمیمی بودیم(راستی اسمش امیر بود) ولی هیچ وقت روم نمیشد ازش درخواست سکس کنم و من به یادش هر چند روز یه بار یه جق حسابی میزدم یادم رفت بگم مامانش هم خیلی خوشکل بود هم اندام رو فرم و کون خوشکلی داشت یه روز که تو اتاقش داشتم واسش کامپیوترشو درست میکردم تو کامپیوترش فیلم های سکسی پیدا کردم که اونارو باز کردم و بهش گفتم اینا چیه؟
هیچ جوابی نداد و نشستیم با هم فیلم هارو دیدیم تو فیلم یه زن هلندی سفید بود که داشت کس میداد
منم که دیدم فرصت خوبه دستمو یواش یواش بردم پشتش وکردم تو شلوارش وقتی دیدم چیزی نگفت با اطمینان بیشتری دستمو فشار دادم و کمی با سوراخش ور رفتم و انگشت وسطمو کردم تو کونش اولش هیچی نگفت بعد از چند دقیقه گفت درد دارم من کشیدم بیرون و یه لب از اون لب های داغ و آتشیش گرفتم که خیلی حال داد بعد گفتم میشه با هم سکس کنیم اولش قبول نکرد ولی من چون هوسی شده بودم دست بردار نبودم و آخرش قبول کرد که فقط لاپاش بذارم من گفتم باشه
یکم که لاپاش گذاشتم دیدم زیاد حال نمیده در اوردم گفتی حالت سگی بخواب بیچاره که بلد نبود حالت سگی چیه بهش یاد دادم بعد ازم پرسید می خوای چیکار کنی گفتم یکم سرشو میزارم تو کونت بعدش درمیارم که گفت نه بازم من اسرارکردم آخرش گفت فقط یه دقیقه بعد کیرمو اوردم بیرون که تف بزنم گفت نه و منم بدون تف کیرمو یواش گذاشتم دم کونش و بعد از یه عالمه فشار دیدم رفت تو
چون بار اولی بود که میداد براش خیلی درد داشت منم که حالیم نبود شروع کردم به تلمبه زدن که دیدم یه دقیقه شده ده دقیقه توجه نکردم و داشتم تلمبه میزدم که امیر هی با آه و ناله میگفت بیار بیرون درد دارم من که تو اون لحظه فقط تالاپ تالاپ تلمبه ها به گوشم میرسید همینجور ادامه دادم
تا اینکه خودش خواست از زیرم بلند شه منم که میخواستم آبمو بریزم تو کونش محکم نگهش داشتم و تلمبه هامو سریعتر کردم تا اینکه آبمو ریختم تو کونشو یه هو شل شدم افتادم رو زمین اونم که دید آبمو توش ریختم لنگ لنگان رفت دستمال کاغذی اورد و آبمو از روی کونش پاک کرد منم که حالمو کرده بودم خودمو مرتب کردمو بدون هیچ توجه ای رفتم
پایان
چون با موبایل نوشتم ممکن غلط املایی داشته باشه خلاصه ببخشید که مزاحمتون شدم.

نوشته: omid 3xi

اول این رو بگم که این داستان کاملا واقعیه میخوام خاطره اولین سکسم رو براتون بنویسم من 25 ساله بودم تا آنموقع اصلا با جنس مخالف یا موافق سکس نداشتم اما خیلی حشری بودم اینو بگم که اندام سفید و توپول دارم یه روز که خیلی فیلم سوپر دیده بودم و تحت فشار جنسی بودم داغ شده بودم و میخواستم خودمو خالی کنم خیلی هوس کرده بودم یکی منو بکنه اکثرا انگشت و یا هویج یا خیار رو وقتی کسی خونه نبود یا تو حموم میکردم تو کونم و کیف میکردم موهای بدنم رو میگرفتم و از اندام سکسی و کون سفید و شلم جلوی آینه لذت میبردم خلاصه طرفای شب بود که از خونه زدم بیرون رفتم یه پارکی وسط شهر که دستشویی عمومی هم کنارش بود عجیب سوراخ کونم قلقلک شده بود و میخارید هوا خیلی ملس بود و یه حس شهوتی عجیبی داشتم روی نیمکت پارک نشسته بودم که یه آقایی حدودا 45 ساله که ظاهرا کارگر اهل شهرکرد بود اومد کنارم نشست سر حرف رو باز کرد نمیدونم چی شد که سر حرفمون رسید به اینکه آیا تا بحال با کس سکس داشتم یا خیر من بهش گفتم نه ولی اون گفت یه چند باری داشته معلوم بود که از اون کون کنای حرفه ایه بهش گفتم میخوام برم دستویی گفت من هم میام دستشوی جای دنجی بود چراغشم سوخته بود همینکه رسیدیم دم دستشویی از شهوت داشت بدنم میلرزید و قلبم به تپش افتاده بود بی اختیار بهش گفتم میکنی
گفت آره خوب دورو برو نگاه کردیم کسی نبود حدودا ساعت ده شب بود رفتیم تو دشتشویی من شلوارم رو در آوردم و قنبل کردم انگشتم رو تفی کردم و در سوراخ کونم مالیدم و داخلش کردم تا جا باز کنه با دستم با کیرش بازی کردم حدود 15 سانت بود سر کیرشو گذاشت در سوراخ کونم و فشار داد از اونجا که اولین بار بود که کون میدادم کیرش با فشار داخل رفت تا نصفه رفته بود که گفتم یکم صبر کن دردش بخوابه بعد دوباره فشار داد داخل بهش گفتم تا ته بکن گرمای سر کیرشو تو مغز کونم احساس کردم یه 5 6 باری تلمبه زد و تموم آبشو تو کونم خالی کرد. من که خیلی هم ترسیده بودم و هم کیف کرده بودم شلوارمو کشیدم بالا و با فرار کردم اما وقتی میرفتم گرما و لزجی شهوت انگیزی رو لای پاهام و دور سوراخ کونم احساس میکردم که تا آنموقع تجریه نکرده بودم بعد وقتی رسیدم خونه رفتم حموم و به یاد اولین کون دادنم جلق زدم.
اما فردا شبش هم دوباره پارک رفتم و دیدمش که جریانشو در قسمتهای بعدی براتون تعریف میکنم.

نوشته: حشری

ببخشید اگر مقدمه کمی طولانیه: من پسری 26 ساله هستم و دانشجوی ترم یک ارشدم از دوران نوجوونی که با پسر عمم که انصافاً کیر خوشتراش و کلفتی داشت و من عاشقش بودم، فهمیدم عاشق کیر پسرهای خوشگلم و عاشق جر خوردن با کیرهای بزرگم. اما هر چی بزرگتر میشدم و از سکس بیشتر میدیدم و میشنیدم تازه فهمیدم برای کون دادن به زنهای دوجنسه میمیرم.
و اما خاطره.
ظهر یک روز تابستونی بود توی سال 90. داشتم از سمت دانشگاه میومدم سمت خونمون نزدیکی ایستگاه مترو 15 خرداد. اونجا دیدم دو تا خانوم حدوداً 35 ساله، قدبلند، با سینه هایی که میشد حدس زد دارن سوتینشون رو جر میدن رو دیدم. از بازار میومدن و هر کدوم یه مشمای بزرگ سیاه بار داشتند. اونی که هیکلش سکسی تر بود، سنگینتر بود بارش. اتفاقاً برای اینکه بتونه بارو بیاره، بدنش یه وری شده بود و باسنش همه آقایون و حتی خانومهارو مبهوت خوددش کرده بود. داشتن از ایستگاه میومدن بیرون و من دقیقاً پشت سرشون بودم. از ایستگاه که در اومدیم و کمی دورتر شدیم فهمیدم مسیرشون با من نزدیکه. از سر شیطنت از پشت بدوبدو رفتم و گفتم اینجوری که نمیشه خواهش میکنم بذارید کمکتون کنم. بار سنگینتره رو از سکسی تره گرفتم و اونم با عشوه خاصی گفت وای مرسی! زحمت میشه! منم گفتم خواهش میکنم مسیرمون یکیه زحمتی نیست
توراه من پشت سرشون میومدم که یواش یواش حرفاشون سکسی شد. منم با دقت هر چه تمام گوش میکردم و دوزاریم افتاد که ببببببللللللللله! هر دو دوجنسه هستند و با هم همخونه. همونجا گفتم امروز باید تا شب با اینها باشم. رسیدیم به خونشون که یه آپارتمان 10-12 سال ساخت جنوبی تو یک کوچه 8متری بود. کوچکتره گفت مرسی دیگه پله ها رو خودمون میبریم. گفتم مگه طبقع چندمید؟ گفت سوم. گفتم پس اجازه بدید تا دم در آپارتمان بیارم براتون سرورم! خودم از گفتن کلمه سرورم قرمز کردم که دیدم ناگهان بزرگه به اونیکی یه چشمک معنی دار زد و گفت نازی این کوچولو رو اذیت نکن! توکه سرورشی اجازه بده بیاره!
داشتم به آرزوم که برده دوجنسه ها شدن بود میرسیدم. کوتاه سخن اینکه وقتی وارد شدیم به 5 دقیقه نرسید که به بهانه گرما و خراب بودن کولر، لباساشونو درآوردن و با یه شورت و کرست تو خونه گشت میزدن و همه چیز رو هم عادی جلوه میدادن و میخواستن تا یخ من هم آب بشه و خودم سر نخ رو بدم دستشون. که بزرگه که اسمش حمیده بود اومد طرفم و گفت نیما خان تو گرمت نیست. گفتم چرا گفت پس پاشو و برگرد. تا برگشتم در عرض 30 ثانیه لختم کرد و حتی شورتم که خیلی تنگه و تقریباً بچه گونه بود(بخاطر سایز کوچک کیرم و علاقم به زن بودنه) رو دراورد و هلم داد رو مبل. تا اومدم جم بخورم کیرش رو درآورد و تازه فهمیدم عجب غلطی کردم. باورتون نمیشه از مردهای فیلمهای سوپر هم کیرش بزرگتر و خوشتراش تر بود. به زور کرد تو دهنم و نازی هم لخت مادرزاد بهش اضافه شد. مال نازی کوچکتر بود اما انصافاً کلفتیش آزار دهنده بود اومد و شروع کرد به نوازش تخمهام و هی میگفت این عروسک عجب دودول ناز و نقلی ای داره و هی تخم هامو فشار میداد. چون تخمهام و کیرم کوچکند و اون دو تا درشت اندام بودن همش تو یک دستش جا میشد. منم عاشق فشار اومدن به تخم هامم. هیچی نمیگفتم و خودم رو 300 درصد به اوناه سپرده بودم. اول حمیده رفت سراغ کونم و با قربون صدقه اما با نامردی خشک خشک کرد توی کونم. بیشترین درد عمرم رو با لذت تحمل میکردم اما اصلاً بیتابی بروز نمیدادم و در عوض میگفتم جرم بده عزیزم. کیرتو تا ته بکن توم
10 دقیقه بعد دیدم با علامت نازی هر دو رفتن پشتم تا اومدم برگردم حمیده که حالا دیگه عاشقش شده بودم گردنم رو گرفت و مثل یه حیوون خونگی سرم رو برگردوند و گفت هیچی نیست گلم میخوایم یه حال تاریخی-اساسی بدیم بهت تا مشتری بشی. حمیده کیرش رو کشید بیرون تا اندازه ای که فقط سرش تو کونم بود. حس میکردم گشادگشاد شدم و احتمالاً خونم هم داره نم نم میاد. اما ناگهان حس کردم دردش داره منو از حال میبره اما همچنان میخواستم از فرصتم نهایت لذت رو ببرم. بله! دوتایی با هم کیرشو رو کردن تو کونم. اولش فقط سرشون به زور رفت تو. اما 3-4 دقیقه بعد تجربه استثنایی عمرم رو کردم. هر کدوم 10-15 سانت میرفت تو و با بیرون اومدن یکی، دیگری کونم رو با کیر نازنینش پر میکرد. من فقط قربون صدقه کیرشون میرفتم. بعد ده دقیقه با هم درآوردن و شروع کردن به جق زدن و جالب اینکه تقریباً همزمان آبشون اومد و هر دو آبشون رو خالی کردن توی دهنم و برخلاف ذهنیت قبلیم با لذت تمام همه رو خوردم و نیم ساعتی توی آغوش دوتاییشون بودم و از اون روز به بعد ماهی یکبار میرم پیششون و گاهی هم دوستای دیگشون رو هم خبر میکنن. خواهش میکنم اگر فحش میخواهید بدید به کونم بدید تا هم شما فحش بدید و هم نم از اونا لذت ببرم

نوشته: کونی666

من میلاد هستم 21سالمه خوش استیل خوشگل و خیلی سفیدم بدنم اصلا مونداره اولین بار که داستان می نویسم.
جریان برمیگرده به همین دو سه هفته پیش من دانشچویی دانشگاه چمران اهواز ولی خونمون تهران به خاطر اتنخابات امتحانات زودتر تمام شده بود دگیه اهواز کاری داشتم باید برمیگشتم تهران یه بیلط قطار چهار تخته گرفتم. روز حرکت رسید و رفتم سوار قطار شدم وقتی داخل کوپه شدم کسی نبود ولی بعداز چند دقیقه سه تا مرد داخل شدن سلام کردن منم جواب سلام رو دادم کم کم داشتیم با هم آشنا می شدیم که اون سه تا با هم هستن وهمکارن راننده ماشین سنگین یکی از کارخانونه های اطراف قم هستن واستگاه محمدیه پیاده میشن حالا چرا با قطار دارن میرن نمیدونم بگزریم ما تو قطار نهار خوردیم و بعداز نهار گفتن میخوایم دارزبکشیم منم موافق بودم تخت های قطار رو باز کردن دراز کشیدیم وقتی من پامو از مفشم در اوردم یکی از اون مردا برگشت به من گقتش مه چقدر پاهات سفیده منم باخنده جوابش دادم اینکه داری میبینی جورابم نه پام آخه من جوراب سفید پوشیده بودم بعد همشون خندیدن بعد یکیشون به بهونه اینکه آفتاب اذیتش میکنه پرده قطار رو کشید و داخل کوپه تاریک شد همین که میخواست بره سرجاش بخوابه یه دستی به رونم کشید و واسم چشمک زد منم بدم نیومد ولی به روی خودم نیاوردم پشتم رو دادم بهشون داشتم اس ام اس بازی می کردم بعد دوباره یکی به بهونه دستشویی رفت بیرون وقتی برگشت در کوپه رو قفل کرد دوباره یه انگی بهم دادن منم ساکت شدم حرفی نزدم ولی خیلی حشری شده بودم بعد وقتی دیدن من حرفی نمیزنم فهمیدن که چراغ سبزه یکیشون اومد کنارم شروع کرد به دست مالیم کردن منم خوشم اومده بود حرفی نمیزدم یواش یواش کمربندو دکمه های شلوارمو باز کرد روشکم خوابیده بودم روی تخت شلوارمو کشید پایین شروع کرد با کونم بازی کردن بعد اون دوتا هم اومدن پایین ب شروکردن به دست کشیدن کونم بعد من بلند شدم تخت های رو دوباره خوابوندن نشستم رو صندلی دیدم همین طور کیر کلفت میاد طرفم واسه ساک زدن بعداز اینکه واسشون ساکت زدم برم گردوندن حالت سگی شدم بعد حس کردم یه چیز گرمی در سوراخ کونمه آره یه کیر کلفت بود یه توف زدو کردش تو کونم نفسم بند اومد نمی تونستم داد بزنم خیلی خیلی خیلی درد داشت داشتم می مردم از درد ولی بعد کم کم عادت کردم همین طور سه تاشون منو کردن تا شب یعنی هرکدوم تا ایستگاه محمدیه سه چهار بار منو کردن سوراخم بی جس شده بود دیگه خودمم خیلی بی حال شده بودم.

نوشته: میلاد

همزمانسازی محتوا