شما اینجا هستید

جلق

اعترافات ذهن خیالپرداز من

داشتم برای کنکور میخوندم که موبایلم زنگ خورد، دوستم بود ماشین بابامو جور کردم میای بریم بیرون ؟ گفتم باشه ، خیلی وقت بود از خونه بیرون نرفته بودم . با هم قرار گذاشتیم و مکالمه تموم شد. تا ساعت یازده شب تو خیابون کس چرخ میزدیم حوالی ساعت نه بود که زنگ زدن های پدر و مادرم شروع شد کجایی ؟ کی میای خونه ؟ جوابی که میدادام فقط پیچوندنشون بود . رسیدم خونه اولش با مادر و پدرم دعوام شد و بعد سکوت خونه رو برداشت ، گشنه ام بود مادرم لم داده بود رو مبل و داشت جم میدید انگار نه انگار من گشنمه آخه کمی توجه .

داستان سکسی:

چگونه جلقی شدم

سلام . اول اینو بگم که هدفم از نوشتن این متن انتقال حس شهوت نیست و اگر ناخواسته پیش آمد تقصیری ندارم. باور نمیکنید : شش سال بیشتر نداشتم، با یکی از پسر های همسایه دوست بودم که حدودا دو سالی از من بزرگتر بود و با اینکه درک درستی از سکس نداشت حس جنسی بالایی داشت . بعد از ظهر ها میامد تو کوچه و از پستونای مامانش و خواهر بزرگترش برام میگفت و یک تحریک عجیبی در من ایجاد میکرد ...و فکر میکنم این مسئله باعث به جلو افتادن بلوغ جنسی در من شد. هشت سالم بود شایدم نه سال. بعد از ظهر روز جمعه کنار خانواده روی زمین دراز کشیده بودم و کارتن نگاه میکردم. خوب یادم میاد کارتون نیک و نیکو پخش میکرد .

داستان سکسی:

امان از جلق

سلام
من محمد 17 ساله هستم
میخاستم بگم ک اقا پسرا جق نزنید خاهشا
من پام شیکسته بود و خیلی کم میرفتم حموم(هر هفته ی بار)
هرباریم ک میرفتم جق میزدم.یبار ک رفتم حموم
صابونو برداشتم و شرو کردم ب مالوندم
کیرم.(سومین بارم بودمیزدم)خلاصه اینقد گرم زدن بودم ک خاستم با پای شیکسته ک دورش مشما
بود ، ایستاده بزنم.بعد دودیقه وایساده زدن پام لیز خورد و با کمر اومدم رو زمین
الان دو سه هفتس ک درس حسابی نمیتونم راه برم
ب خاطر درد کمر.اما دارم خوب میشم.از بدی های
جقم اینه ک مشکل ژنتیکی میاره و چن سال بعد
بچه دار نمیشین.

داستان سکسی:

رسوایی جقی

سلام بر همه ی دوستان جقی؛این خاطره نیست بلکه خاطرات جقی هستش؛جق زنی من از 9 سالگی شروع شد؛یه روز خونه ی قبلیمون بودیم که حموم طبقه بالا بود؛مامان گفت دارم میرم حمام که رفت بالا حموم و من که تنها شده بودم شلوارو کشیدم پایین تا یه دست کفی جق بزنم زدم به فیلم و یه بالش انداختم جلو کیرم و شروع کردم؛اون زمان 11 سالم بود؛بله دیگه آخراش بود که یهو دیدم در باز شد ووو حالا برگشتم و با یه کیر شق زده مادرمو جلوم میدیدم حالا تصور کنین تو چه موقعیتی بودم بلند شدم و لباسمو پوشیدمو حالا با چند تا التماس نزاشتم به بابا بگه(اگه یکی دیگه بود حالا میگفت مادرم حشری شد و اینا ولی ما اونقد بی غیرت نیستیم)؛

داستان سکسی:

سکس هه

ما از اوناشیم که 17 سال سنمون اما تابه حال سکس به اون معنا نکردیم شاید اخرش روی کامپیوترمون یه فیلم سکس می ذاشتیم با کف دستمون حال می کرذیم اگه فیلم سکس باحال می خوای بیا وبلاگم تا فیلتر نشده ادرسش هم هست music021.blogfa.com خوب از ظاهرش توش اهنگ این چیزا هستش اما نه حالا ولش کن می گفتم سکس نداشتیم گاهی وقتا هم که جق می زنیم بعدش انگار عذاب وجدان که دیگه نزنیم اما باز هه

داستان سکسی:

کفلمه، دشمن جوانان

سلام برو بچز شهوانی.
متنی که میگم نه خاطره است،نه داستان پس کیر هارو غلاف کنین تو شورتتون.من بچه استان آذربایجان شرقی ام.
اینجا ما به جلق میگیم:کفلمه.
اینی که میخوام بگم ماجرا و یکم هم نصیحت یه جلقی یا همون کفلمه کشه،
تقریبا از وقتی یادم میاد و دستم به کیرم رسید کفلمه میکشم.اون هم به صورت مخفیانه.یعنی کسی نمیدونه.کل خونواده وفک و فامیل ما مث اکثر آذری ها مذهبی و سخت گیرن.زیاد هم موقعیت زنده ندارم که بخام بخاطر اونا یا خدای نکرده واسه محارم شق کنم و...

داستان سکسی:

هر روز جلق،هر روز جلق

سلام
من سامان هستم.
14 سالمه
هر روز بعد مدرسه با خودم عهد می بندم که دیگه جلق نزنم اما امان از این شهوت
یک دوست دختر هم نداریم بگیریم بکنیمش!
من وقتی جلق میزنم بیشتر به ساپورت دخترا فکر میکنم تا کس و کونشون؟
واقعا ساپورت یک چیز دیگه هست.

داستان سکسی:

پیامد سایت شهوانی

سلام اسم من پیمان هست. 27سال سن دارم و از نظر مسایل جنسی انسان خیلی داغی به حساب میام. الآن حدود چهار ساله که سکس نداشتم. چیزی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به چند دقیقه پیش. قبل از اون بهتره یه بیوگرافی کوتاه از خودم بدم: قد178 وزن75 پوست سفید و اینطور که بقیه میگن پسر جذاب و به قولی بچه خشکل.

داستان سکسی:

خود کنی

سلام من حمید هستم 14 سالمه و بار ها خواستم بیام و داستان دوروغ بنویسم اما نشد این خاطره راسته!
وزنم 45 قدم 165 و کیرم کلفت و 13 سانته لاغرم ولی خوش اندام تا حالا سکس نداشتم ولی سعی به فراهم کردن کس برای خودم تو خلوت کردم

داستان سکسی:

داستان یک زندگی عادی

مثل همیشه ساعت یک-دو ظهر از خواب پا میشم و نیم ساعتی رو کاناپه چرت میزنم تا فرآیند بیداریم تکمیل بشه.البته الان که تابستونه و کلاس ندارم اینقدر راحت تا لنگ ظهر میخوابم وگرنه ایام دانشگاه یکم با عذاب وجدان تا لنگ ظهر میخوابم که چرا همش کلاسای صبح رو غیبت میکنم.

داستان سکسی:

تجارب جلقی من (1)

سلام، محمد هستم و چند روز آینده نوزده سالم میشه.
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به چهارده سالگی ام میشه که از هیچی سردر نمیاوردم و یه بچه کاملا خوبی! بودم، البته به نظر خودم ولی هر از گاهی چند بار که بابام نوار ویدیو میذاشت (ما تو خونمون سی دی نداشتیم اون موقع!) دخترا و پسرایی که باهم بودن منو خیلی کنجکاو میکرد طوری که به خودم میگفتم چرا اینارو اینطوری نشون میدن و بابام چرا به اینا اینطوری نگاه میکنه؟ باید اینم بگم که برای من خیلی درکش سخت بود تو اون موقع... .

داستان سکسی:

دوباره متولد شو

سلام؛اسم من خلیل؛داستان زندگیمومیخوام تعریف کنم؛
وضع مالی خوبی نداشتیم؛پدرم کارگرساختمون بودوزیردست بنا؛اون سنش بالارفته بودکسی دیگه بهش کارنمیداد؛من یه خواهر و یه برادر کوچیکتر از خودم داشتم؛مادرمم که بهترین مادر دنیا بود؛

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - جلق