شما اینجا هستید

خواهرزن

وقتی شوهر خواهرزنم قهر کرده بود

من ارمین 35 سالمه کارمندم یه زن خوش اندام و خوشکل و بند بالا دارم که فک کنم بیشتر کسایی که میبیننش آرزوی کردنشو دارن و البته شاید این آرزو رو به گور ببرن..از طرفی من حالا بعد از ده سال که از زندگی زناشوییم میگذره از لحاظ سکسی به بن بست رسیدم و دیگه حتی هفته ای یک بار هم هوس کردن زنمو نمکنم ...و درست ماجرا از همین جا شروع میشه که برعکس زنم خواهر زنم که از اون کوچیکتره ..کوتاهتر و ریزه میزه ست ولی خیلی خوشکلو تو دل بروست و تا دلت بخواد از لحاظ سکسی هات و خواستنیه ...و این وسط منم که از زن بلند بالا و خوش هیکلم خسته شدم عاشق کردن خواهر زنم شدم ..ماجرا از اونجا شروع شد که چند سال پیش که زنم واس

داستان سکسی:

هیچکی خواهرزن نمیشه

یه خواهرزن دارم عالی. اولاش احساس خاصی نداشتم. بعدها فهمیدم به خاطر قرار گذاشتن با دوست پسرش از مدرسه اخراج شده و بعد با وساطت برگشته. یه روز ازم خواست براش انشا بگم بحث رو کشیدم به طرفی که برام ماجرای دوست پسر و اخراجش رو بگه ولی طفره میرفت.

داستان سکسی:

رابطه خاص با خواهرزنم

باسلام وعرض تبریک عیدغدیر
امیدوارم که همه خوش باشیدواززندگی لذت ببرید
این داستان آخرین داستان من هست بخاطراینکه دیگه نمیخام خاطرات گذشته برام زنده بشه واین داستان روبرای رهایی ازفکروخیال وشایدنظرشمامینویسم
الان 34سالمه و3ساله ازهمسرم جداشدم و.....
درزمان زندگی مشترکم یک خواهرزن داشتم(سمیه) که خیلی خوشگل وخوش اندام بودو....

داستان سکسی:

دید زدن خواهر زنم آیدا

با سلام داستان من بر عکس تمام داستانا که زود مخ میزنن نیست من یه خواهر زن دارم که 2 سال از من کوچکتره و دو سال از زنم بزرگتره اسمش ایداست خوشگله اوایل اصلا هیچ احساسی بهش نداشتم تا این که به دلیل یه سری مشکلات مجبور شد مدتی رو خونه ما بگذرونه یه روز صبح که میخواستم برم سر کار ناخوداگاه به اتاق خواب رفتم که دیدم ایدا با یه تاپ ابی خوابیده که یقشم خیلی باز بود و من بالای سینه هاشو دیدم اون روز دو سه بار دید زدم و از اون به بعد هیچ وقت مث اون روز ندیدمش ولی هر روز کارم شده بود دید زدن ایدا.

داستان سکسی:

لیلای مجنونم

این یه داستان کاملا واقعیه دوستان ازمن و خواهرزن سکسی و لوندم لیلا جون..
تازه چند هفته ای از عقدم میگذشت که متوجه نگاهها و رفتار و حرکات معنی دار لیلا شدم.....همیشه به شوخی و خنده به همسرم میگفت که:خوش بحالت خوب شوهری گیرت اومده ها......حرومش نکنی.وحتی گاهی این شوخی ها رو به جاهای باریک میکشوند و تا خواهرش اعتراض نمیکرد ادامه میداد....

داستان سکسی:

خلوت من و خواهرزنم (1)

سلام دوست عزیز من محمد هستم سی وپنج ساله از اهواز
این خاطره ای که می خوام براتون بنویسم عبرت انگیزه هم برای آینده خودم هم برای شما که برمی گرده به ده ، یازده سال پیش، اتفاقی که تا الآن آثارش وتبعاتش توی زندگیمه ازتون می خوام همینجور که با داستان من حال می کنید من روهم راهنمایی کنید که چکار کنم که از این وضع خلاص شم .

داستان سکسی:

آرش جون و خواهر زن جنده

سلام خدمت همه دوستای گلم. ماجرایی که میخوام براتون بگم بین من و خواهر زنم اتفاق افتاد. البته بهتره برا اینکه باورتون بشه داستان تخیلی نیست یه پیش مقدمه از خواهر زنم براتون بگم. البته ببخشید یکم طولانی میشه.

داستان سکسی:

زهره خواهر زنم

حدود چند سالي از ازدواج من با زنم ميگذشت.ايشون تو خونه سه تا خواهر ديگه هم داشت.دومي كه ازدواج كرده بود و اولي كه زهره بود هنوز مجرد بود.خيلي راحت بودن تو خونشون راحت لباس ميپوشيدن و بدون روسري.البته هميشه با بلوز و شلوار بودن نه اونقدر راحت.اونا هم مثه خانواده خودم بودن و احترامشون هم واجب بود.خيلي هم با هم صميمي بوديم.باهام شوخي ميكرد.و با هم بعضي وقتها به بازار هم ميرفتيم براي خريد.تا روزي كه من خونشون بودم روي مبل دو نفره نشسته بوديم و اونم كنارم بود تلوزيون نگاه ميكرد.يه تي شرت و شلوار تنش بود.معولا شلواراشم پارچه اي بود و كون كوچيكش تو اون هميشه معلوم بود.داشت تلوزيون نگاه ميكرد.كه ي

داستان سکسی:

عشق دو خواهر

سلام به بچهای گل شهوانی. اسمم افشینه سی وسه سالمه خوشگل نیستم ولی بچها میگن قیافه و هیکلت زن پسنده. شش سال پیش ازدواج کردم زمان ازدواج من خواهر زنم که دو سال از زنم بزرگتر بود یک سال بود که طلاق گرفته و تو خونه بود زیاد از من رو نمیگرفت ولی خوب لخت هم نبود.یکی دو بار که با خامنم در مورد سکس حرف میزدیم گفت که من و سارا بعداز طلاقش با هم حال میکردیم.

داستان سکسی:

داریوش و خواهرزن ها

« قسمت اول »
با سلام اسم من داریوشه 4 سال ازدواج کردم همسرم رویا 1 سال از من کوچیکتره و زندگی بسیار خوبی داریم و از هر لحاظ با هم به خوبی کنار میایم . داستانی که براتون می خوام تعریف کنم مربوط می شه به خانواده ی خانوم که شامل دو خواهرش یکی تناز که دو سال از همسر من بزرگتره و 10 سالی می شه ازدواج کرده و هنوز بچه دار نشدن یا شاید هم نمی خوان و مریم که 3 سال از خانومم کوچیکتره و پارسال ازدواج کردن . اسم شوهر تناز امیر و اسم شوهر مریم هم علی .

داستان سکسی:

شقايق خواهر زنم

مدت زيادي نبود كه ازدواج كرده بودم.يعني شايد به دوسالي ميرسيد.من تو خونه خونه خانومم زياد رفت و آمد ميكنم البته با خود خانومم.يه خواهري داره اسمش شقايقه و خيلي هم باهام خوبه.اندامش بد نيست و از زنم بزرگتره.هيكل ريزه پيزه اي داره.تو خونه هم هميشه با بلوز و شلوار ميگرده و بدون روسري.شلواراش همه پارچه اي و نازكن كه وقتي راه ميره خط كونش معلومه .پيرناشم بيشتر يقه باز نه اونقدر باز كه همه چيش معلوم باشه.بعضي اوقات كه برام چاي مياره يكمي از خط سينش به چشم ميخوره.راستش من اوايل زياد تو نخشون نبودم و اصلا به اين چيزا فكر نميكردم.برام مثه خود زنم بودن و احترام واجب.يه روز كه خونشون بوديم و زنم تو اط

داستان سکسی:

خواهر زن چشم و گوش بسته

سلام من رضا 27سالمه قدم 175 وتا حدودی هیکل ورزشکاری دارم .با یک خونواده خشک ومقید ازدواج کردم.از خانمم خیلی راضیم .خیلی هم خوشگله.اما خونوادش خیلی خشک وگیرن.یه خواهر داره که نگو ونبین .هم خوشگله هم مغرور.ومن تصمیم داشتم یه روز این غرور رو بشکنم .
همیشه زیر چشی یه لبخند هایی بهش میزدم. اما اون تحویل نمیگرفت.دختر بود و ازدواج نکرده و تروتازه.یک روز که من سرکار بودم .زنگ زدن که خانمت وقت زایمانشه.من رهم جنگی خودمو رسوندم خونه پدرخانم که دیدم جای زن خواهر زنه.

داستان سکسی:

خواهرزن خنده رو

سه ماه بود که ازدواج کرده بودم و از زندگیم راضی بودم، اصلا فک نمی کردم یه مزاحم پیدا بشه و زندگی مو تغییر بده ولی یه خواهر زن پرحرف و خنده رو پیدا شده بود و زندگیمو تغییر داده بود. اون یه هفته ای میشد که از خارج اومده بود. بعد از اون سه ماه و هفت روز زندگی آروم و بی دغدغه تبدیل شد به یه زندگی بدون آرامش . هر روز که از کار می اومدم خونه پریسا اونجا بود یعنی همون خواهر زن پررو، دیگه از انداختن کت روی مبل و در آوردن شلوار و پرت کردنش به یه گوشه خبر نبود .

داستان سکسی:

کردن خواهر زن به روش عالمانه

سلام .میخوام قصه کردن خواهر زنم رو براتون بزارم .حدس زده بودم بیرون میره و اهل عشقه منتظر زمانش بودم تا اینکه یک روز عصر اومد خونه مون .زنم نبود انگار میدونست اونجا نیست دراز کشیده بودم تلویزیون میدیدم نشست کنارم و شروع کرد با موبایلش ور رفتن اهمیت ندادم سرشو اورد جلو و گفت ببین این عکس قشنگه نگاه کردم عکس کارتونی دختری در حال کیر خوردن بود فوری کیرم شروع کرد به حرکت کردن و بزرگ شدن .بلند شدم و نشستم و همچنان که موبایل نگاه میکردم یه کم بهش نزدیک شدم عقب نرفت نزدیکتر شدم و گفتم این که کارتونیه گفت مگه اصلش وجود داره موبایلمو اوردم و یه عکس خفن کیر سیاه وبزرگی که تا نیمه رفته بود تو یه کون س

داستان سکسی:

شورت خواهرزن

حدود 7 سالي از ازدواج ما مي گذشت و زندگي برام ديگه يواش يواش عادي و روزمره گي مي شد. (به لحاظ سكسي ).
2 تا خواهر زن دارم كه نسیم 25 سالشه و نرگس 20 ساله است و هر دو مجرد هستن.
نسیم به لحاظ هيكل نمره 20 داره و يه باسن بزرگ و اهل ورزش و مربي رقص.
چند سال اول زندگي مشترك من و خانمم نظري به اون نداشتم اما كم كم كه بزرگ تر شد و جا افتاده تر وسوسه شدم برم تو كارش بلكه يه راهي باز بشه.

داستان سکسی:

خواهرزن ورزشکار

کیوانم 28ساله7ساله ازدواج کردم از خانومم خیلی راضیم وزندگی خوبی داریم یه خواهر زن دارم 16 ساله بچه آخره بنام الناز که الی صداش میکنیم دختر خوشگل و خوش تیپ و ورزشکاریه همه ورزشا رو سرک کشیده ومدتیه بصورت حرفه ای کاراته رو دنبال میکنه قد 160 حدود 57 الی 60 کیلو وزنشه اندام درست وحسابی داره که همه لذتشو میبرن حدود یک سال قبل مسابقه کاراته داشتن و کسی نبود باهاش تمرین کنه و کیسه بکسش بشه و دیوار از دوماد کوتاه تر پیدا نکردن ومنوانداختن جلوی الی منم ورزشی که دنبال کرده بودم کشتی بود اما قبل از ازدواج یه بالش برداشتم تو سینم گرفتم و همه داشتن میخندیدن و اونم داشت تمرین میکرد ودر حین تمرین با رقص

داستان سکسی:

اون دنیا شرمنده کیرت نباشی

باعرض سلام خدمت دوستان شهوانی باعث شرمندگیه که گفتن داستان خیانت ننویسین ولی من حیفم اومد اینو تعریف نکنم بازم عذر میخوام من حدود4 سالی هستش که خر شدم ببخشید یعنی ازدواج کردم .نزدیک دوسال از ازدواجم میگذشت که متوجه توجه بیش از اندازه فرناز خواهر خانومم شدم فرناز دوسال از زنم کوچیکتره ولی هیکلش از خانومم زده بود جلو .

داستان سکسی:

سکس با خواهر زنم فهیمه

با سلام امروز می خوام براتون یه خاطره از سکس خودم با خواهر زنم براتون تعریف کنم البته این داستان ادامه داره و در اخر میشه سکس منو زنم و 2 تا از خواهر زن هام. پس داستان منو دنبال کنید.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خواهرزن