شما اینجا هستید

خواهرزن

من و مهشید خواهر خانومم

سلام
شاید داستانهای زیادی خونده باشید .توی نظراتتون رو که خوندم بیشتر از دروغ بودن اون نظر داده بودن ولی این داستان واقعی هست مطمئن باشید.

داستان سکسی:

خدمات متقابل من و خواهرزنم

خوب شاید این قصه هم مثل همه قصه های دیگه باشه با این فرق که من به آرزوم رسیدم تقریبا 10سال که ازدواج کردم ازسکس با زنم راضییم اما چون همسرم چاقه توی سکس زیاد حرکت نداره و من دهنم سرویس میشه تا هم اونو ارضا کنم هم خودمو باور کنید که یک ساله که جدی به مارال فکر میکنم راستی مارال خواهر زنمه برعکس زنم لاغر فوق العاده زیبا تا وقتی دختر بود به عشقش جق میزدم بعد که ازدواج کرد کم کم رفتم تو فکر سکس ضربدری به بهانهای مختلف هر وقت یه جا بودیم به مثلا هواسم نیست خودمو میمالیدم بهش اونم با لبخند رد میشدیا اس عشقی براش میفرستادم تا امدم جورش کنم شوهر مارال مرتیکه احمق طلاق گرفت ومنو راحت کرد ماجرا از ان

داستان سکسی:

کردن خواهر زن هلو

سلام دوستان من حمید هستم 26 ساله اهل استان مرکزی میخوام یه داستان واقعی و به دور از تخیل براتون بزارم همتون کف کنین.داستان از جایی شروع شد که ما هوس زن گرفتن کردیم.اقدامات خواستگاری انجام شدو ما شدیم داماد یه خانواده سپاهی رو زای اول خیلی سخت بود رفت و امد و اینجور صحبت ها تا کم کم عادت کردیمو اتاقی بهمون دادنو ما هم جوون تو کف.حسابی مشغول شیطونی های خودمون بودیم .

داستان سکسی:

خواهرزن خجالتی

سلام خدمت دوستان
این داستان مال شش ماه پیش هست
من یه خواهر زن دارم به اسم شروین
از همون لحظه اول که دیدمش عاشق اندامش شده بودم هرچی خودمو بهش نزدیک میکردم یه جورایی ازم فرار میکرد
مونده بودم چجوری بکنمش
وقتی میرفتم خونشون فقط به اون فکر میکردم بعضی وقتا دزدکی ازش فیلم میگرفتم و باهاش جلق میزدم
تا اینکه تابستون سال گذشته یه نقشه ای به ذهنم خطور کرد
با یه سیم کارت جدید باهاش تماس گرفتم وپیشنهاد دوستی بهش دادم بعداز چند روز مخشو زدمو باهاش دوست شدم کم کم رومون بهم باز شد
دیگه حرفامون سکسی بود کل اندامشو واسم توصیف میکرد

داستان سکسی:

کردن خواهرزنم درنا

باسلام خدمت دوستان میخوام یه داستان براتون بگم حقیقته واتفاق افتاده اخه خیلی ازداستانهای سکسی مثل هم اندباورشونم سخته اماشاید این داستان جزو معدود داستانهای واقعی باشه بگذریم..اسم من ماهانه چندساله ازدواج کردم زنم زن خوبیه امابه دلیل استرس زیاد تو رابطه بامن مشکل داره یه خواهرداره به اسم درنا خوشکل خوش اندام وسکسیه ولی اهل نمازو...من همیشه توکفش بودممابه دلیل مشکلات مالی رفتیم مدتی خونه پدرزن زندگی کنیم همیشه تافرصت میشد زاغ درنامیزدم حس میکردم متوجه شده اون هم سعی میکردباحجاب جلوم ظاهربش گذشت من یه گوشی خریدم گالکسی اس۲ و باهاش توفیس بوک میرفتم موقعی که میرفتم سرکار میزاشتمش تو کمدم و نمیب

داستان سکسی:

آخر شب با خواهر زن

٤سال از ازدواج من و پریا ميگذشت، همه چيز خوب و آروم بود. زویا خواهر پریا سال آخر دانشگاه بود و مشغول تكميل تز دانشگاهش. زویا يه دختر خيلي خوشگله. چند باري كه ساقاي خوشگلش ديدم فهميدم كه بدن خيلي سفيدي داره. ساقاي خوشگله پاهاش و بازوهاي نازش گوشتي و سفيده. كاملاً فكرمو مشغول كرده بود و دنباله راهي بودم كه بتونم يه جوري بهش نزديك بشم. با من خيلي خوب بود و منم هر كاري از دستم بر ميومد براش انجام ميدادم تا دلشو بدست بيارم. شبا تا ساعت ١و٢بيدار ميموند و رو تزش كار ميكرد، ما هم هفته اي ٢ تا ٣ شب خونشون ميمونديم شبا. همه زود ميخوابيدن ولي من بيدار ميموندم و فوتبال نگاه ميكردم.

داستان سکسی:

عاقبت گول زدن خواهرزن

سلام من یه روز تو خونه تنها بودم که خواهر زنم اومد دنبال خواهرش که زن من باشه. من خیلی داستان سازی نمیکنم همون که بوده میگم/ خواهر زنم اون موقع 15ساله بود. بهش گفتم که زنم رفته آرایشگاه و باید منتظر باشه اونم گفت باشه. همینطور که منتظر آمدن زنم بودم دیدم که چه قد این نازگله بزرگ شده تا حالا به چشم بد نگاش نکرده بودم ولی از اونجاییکه اون روز واقعاً شهوتی بودم (داشتم تنهایی فیلم سوپر میدیدم) خلاصه رفتم تو کارش و گفتم نازگل چه قده خوشگل شدی/ اینم بگم که نازگل هیچوقت جلو من حجاب نداشت. خلاصه خندید منم سریع چرب زبونی رو شروع کردم تا اونجایی پیش رفتم که خب این جوشها رو صورتت تا کجا رفته ؟

داستان سکسی:

خواهر زنم رو کردم

يه مدت تو كف خواهرزنم بودم اين بگم زنم يك خواهر داره 5سال كوچك تر از خودش البته علاقه من به خواهر زنم بعد از خواندن داستان هاي شما وسايت هاي مشابه در من بوجود آمد خلاصه ما بد جوري تو نخ خواهرزن رفتيم البته آن موقع خواهرزنم 17 سال داشت يه روز بطور اتفاقي ساق پاشو در حالي كه داشت با پسرم بازي مي كرد مالش دادم متوجه شد ولي به رو خودش نياورد بع از چند لحظه ديدم تند تند نفس مي زند متوجه شدم كه خيلي حال كرده ترسيدم زنم متوجه بشه ادامه ندادم لازمه اين بگم زنم اون موقع درس مي خوند وخواهرش بعضي وقتا كه منم مي رفتم سر كار وپسرمون نمي برديم خونه مادرزنم مي مود از او مراقبت ميكرد. پسرم 3سال داشت.

داستان سکسی:

سکس با خواهرزن 47 ساله ام

سلام
اسم من سینا ست بچه جنوب داستان من برمی گرده به 3 سال پیش سال 87 که من 2 سالی بود ازدواج کرده بودم و توی سکس با زنم مشکل برخورده بودم خانم بیمار شده بود وتوان سکس نداشت و دچار بیماری عجیبی بود و تا الان کمی بهتر شده و خواهر زنی داشتم 7 یا 8 ماه بعد از ازدواج ما طلاق گرفت، چون بچه دار نمی شد خلاصه مشکل من و زن بیخ پیدا کرده بود تا آخر به گوش مهین خواهر زنم رسید اون زنی بود با قد 178 یا180 وزنی 73یا 4 کمری 36 باسنی 44 یا 46 و سینه 95 گاهی هم به 100 یا بیشتر میرسید موقع عادش ، گاهی کرم بزرگ کننده سینه میزد.

داستان سکسی:

بالاخره خواهر زنم رو کردم

سلام دوستای عزیز انقدر اینجا داستان سکسی خوندم که زد به سرم منم امتحان کنم ببینم می تونم ترتیبه خواهر زنم و بدم .
از اینجا بگم که خیلی حشریم یه زنه خوشگل و سکسم دارم که از هیچی برام کم می زاره ولی من عاشق فیلم سوپر و جق زدنم حداقل هفته ای سه بار با زنم حال می کنم کل هفتم هر شب یه بار کف دستی میرم بینشم اگه دوست دختری داشته باشم یکی دوبارم با اونا حال می کنم .
بگزریم بد جوری این داستانا تو مخم بود رفته بودم تو کفه خواهر زنم که یه کم تپل با قد حدود 165 ولی خوش استیل مخصوصا سینه های باحال .

داستان سکسی:

شیطونی با خواهرزن در کف

سلام
قضیه منو خواهر زنم که 4 سال از من بزرگتره از اینجا شروع شد که یه روز زنم داشت از بدختی خواهرش میگفت بهم که شوهرش یعنی باجناقم یه ادم کون گشاده که سر کار نمیره و .....
میگفت به خواهرش گفته طلاق بگیر بعد از 8 سال که کار نمی کنه این مرد دیگه کاری نیست ولش کن ... خلاصه من گفتم مگه الکیه بهمین راحتی طلاق ؟
نمیده زنم گفت چرا میشه اخه پریسا (خواهرش ) گفته که الان 3 ساله بیشتر منو نمیکنه !!!
منو بگی یه مرتبه جا خوردم دیدم راست میگه هیکل پریسا روز به روز کوچیک تر شده ها؟

داستان سکسی:

کردن خواهرزنم المیرا

سلام من آرش هستم و 28 سالمه این داستان حدود 3ماه پیش اتفاق افتاد که در اون زمان ما حدود 4ماهی بود که ازدواج کرده بودیم و همسرم از اینکه از خانوادش جدا شده کمی ناراحت بود و به همین دلیل خواهرش هر چند روز یه بار یه سری به ما میزد. خواهر زن من اسمش المیراست و23 سالشه زیاد خشگل نیست ولی چهره جذاب وهیکل خوبی داره . راستشو بخواید زیاد ازش خوشم نمیاد یعنی از اول ازش بدم میومد ولی اون خیلی دوست داره با من راحت باشه ولی من هیچ وقت بهش اجازه ندادم.

داستان سکسی:

خواهر زن مرموز

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واقعیته وازاون داستانهای خیلای نیست .من حامدم و6ساله باهمسرم مهسا ازدواج کردم.با هم زندگی خوبی داریمو انواع سکس رو هم باهم داشتیم.یه خواهر زن دارم که عند تیپ وهیکله .کمر باریک .سینه های هفتی تو مشتی .لبای درشت وکون تپل که سفته وبالا وایساده .از اون تسبیح به آب کشا به نظر میومد .شوهرش راننده کامیون بود همش تو سفر واین تشنه کیر ولی به روی خودش نمی آورد.کارش این بود که بره قشم لباس بیاره وبفروشه به مغازه دارها .یه روز که رفته بود قشم .خانوم من با برادرش برای یه کار اداری رفتند شهرستان .نزدیکای شب بود که دیدم موبایلم زنگ میزنه .برداشتم دیدم خواهر زنمه .گفتم چی

داستان سکسی:

کردن خواهر زنم از کون

با سلام به شما دوستان گلم خاطره ای رو که می خوام براتون تعریف کنم واقعا برام اتفاق افتاده و هر وقت به یادش می افتم ......!؟ داستان از این قراره که من حدود 4 ساله که ازدواج کردم یه خواهر زن دارم که تازه پیش دانشگاهی شو تموم کرده وبه قول خودمون داره کم کم رسیده می شه.از لحاظ تیپ و هیکل واقعا عالی (بدنی سفید با کمر باریک ولی یه کون واقعا گنده ) و من از همون روزای اول تو کفش بودم و منتظره یه فرصت خوب بودم تا ....؟! البته اون با من خیلی راحته و هر وقت میاد پیشمون توی خونه بلوز شلوار می پوشه و اون رون ها و کون گنده شو می ندازه بیرون. راستی این رو هم بگم که روزا اصلا دختر غیر نرمالی نیست.

داستان سکسی:

خواهرزن های سکسی

سلام این داستانی رو که میخوام بنویسم داستان واقعی سکس من با خواهرزن هام هستش که خیلی سکسی و خوشگل هستن البته زن من هم که اسمش پریساست خیلی خوشگل و هیکل سکسی داره که همه آرزوی سکس با اون رو دارن این رو از نگاه های مردهای فامیل میشه فهمید البته من امان نمیدم یک شب درمیون با هم سکس داریم بریم سر اصل مطلب خانواده خانوم بنده شهرستان هستن و هر چندوقت یک بار میان پهلوی ما یا ما میریم اونجا.من دو تا خوارزن دارم که یکی از خانومم بزرگتره که اسمش مهسایه و ازدواج کرده مهسا که هیکل سکسی ،کون بزرگ و گوشتی که آدم رو دیوونه میکنه در ضمن یه شوهر کسخل و ریزه میزه هم داره به اسم جلیل که از صبح تا شب سرکاره تا

داستان سکسی:

خواهر زن حشری من

سلام من سروشم میخام از اولین سکس به جز زنم براتون بگم من دو تا خواهرزن دارم که کوچیکه خیلی حشریه داستان از اونجا شروع شد که شوهر زینب{اسمش زینب ست}واسه ماموریت یه ماهی رفت ماموریت از اونجا که با زن من خیلی جوره قرار شد برم شهرشون وبیارم خونمون اخه دویست کیلومتری با هم فاصله داریم صبح زود راه افتادم سمت شهرشون حدودای ده رسیدم خونشون دیدم هنوز اماده نیست گفت تا یه استراحتی کنی منم یه دوش بگیرم بریم منم دراز کشیدم تازه داشت چشام گرم میشدکه دیدم یه صدایی از حموم میاد اروم بلند شدم دیدم بلللللللللللللههههه خواهرزن محترم از غیبت شوهره استفاده کرده ودوست پسرشو اورده خونه ولی انتظار نداشته من به او

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خواهرزن