خودارضایی

دراز کشیدم رو تخت پتو رو کشیدم روم باز حالم خوب نبود صورتش اومد تو فکرم دستم رفت روی کمرم جایی که همیشه دستاشو میزاشت تنم داغ بود کمرم و بال بایین میدادم پاهامو به هم فشار دادم کسم داشت میترکید چرا پیشم نبود؟!قلبم تند تند میزد میخواستمش خیلی زیاد اومدم بهش اس ام اس بدم پشیمون شدم گفتم از خواب بیدارش نکنم دستم رفت تو شرتم شلوارم تنگ بود گشیدمش پایین خیس خیس بود و داغ انگشتمو کشیم روش همه تنم گر گرفت شرو کرم مالوندن کسم اول یواش یواش با حرکت اروم کمرمم تکون میدادم صدای نفسام بلند شد تندش کردم عضله های پامو سفت میکردم بعد دوباره شل رسیدم به مرضش داشت میومد ولش کردم دستم رفت رو سینم نوکش و فشار دادم شروع کردم به مالش دادن یه تجربه ی جدید میخواستم دوست نداشتم بدون اون باشه اما جلوی خودمو نتونستم بگیرم همینجوری که دنبال یه چیز جدید بودم رسیدم به اپیلیدیم یکی از سریاش صاف بود مثل ویبراتور زدمش به برق دراز کشیدم دوباره سینه هام دوباره گرما روشنش کردم گزاشتمش رو کسم میلرزید کمرمو تکون میدادم تند بود توی دستم تکونش میدادم اپیلیدی و داغ بودم وای ته دلم خالی میشد اون دستم که رو سینم بود ب داشتم بردم دم کونم دیدم نمیره تو انگشتمو خیس کردم کردم تو تند تند عقب جلو کرم اپیلیدی رو کسم میلرزید نفسام بریده بریده شده بود داشتم میمردم از لذت وای پاشدم دو تا بالشت گذاشتم بغل هم اپلیدی و گذاشتم وستش نشستم روش شروع کردم تکون خوردن جلو عقب سینه هامو فشار میدادم تندش کردم تند تر تند تر جلو عقب پاهامو سفت میکردم عضله های رونمو بعد شل میکرم بیشتر و بیشتر دستمو رو تنم میکشیدم داشت میومد قلبم تند تند میزد یه لحظه ریخت بیرون ممممم هنوز داغم ...

نوشته: باران

سلام،اسم من راضیه است،یه دختر معمولی ام یعنی یه دختر معمولی بودم که داشت زندگیشو میکرد تا اینکه یکی از شب های گرم تابستون یه اتفاقی برام افتاد،..
تازه 17 سالم شده بود و داشتم برای کنکور میخوندم،یه شب که خیلی خسته بودم و اینقد نشسته بودم روی صندلی که کونم داشت میترکید، تصمیم گرفتم برای رفع خستگیم لای ِ پام یه بالش بذارم و به پهلو بخوابم،..این توصیه ی دکتر بود به مامانم! ایشون دیسک کمر و کمر دردهای خیلی شدیدی داره،..منم هر وقت خیلی خستم شبا موقع خواب این کارو میکنم،..
خلاصه اون شبم طبق معمول لباس زیرهامو در آوردم و یه پیرهن نازک پوشیدمو یه بالش صورتی که همیشه رو تختم افتاده رو گذاشتم لای پام اما اینقد خسته بودم خوابم نمیبرد . هی این پهلو اون پهلو میکردم هی اینور هی اونور،بالشه هم آروم آروم به کسم میمالید،..من تا قبل اون هیچ خودارضایی ای نکرده بودم،اصن نمیدونستم چی هســـــت!!! ولی ناخود آگاه خوشم میومد
از این مالیده شدن!!

هنوزم که هنوزه نمیدونم چی شد،..نمیدونم باید از این اتفاق خوشحال باشم یا ناراحت،..ولی یه لحظه برای اولین بار یه لذت عجیبی تو ناحیه ی کسم احساس کردم یه لرزش خفیفی حس کردم،..از شدت تعجب پاشدم نشستم یه کم کسمو نگا کردمو مالیدمش دیدم نه چیزی نیست،دلم میخواست دوباره این احساس بهم دست بده ولی هر کاری کردم نشد،..
درباره ی ارگاسم و مسائل زناشویی اطلاعاتم زیاد نبود ولی خوب بی اطلاع هم نبودم!
یه کم فک کردم چی شد که این شد ولی عقلم به جایی نرسید،خلاصه دوباره بالشو گذاشتم لای پامو خوابیدم تا فردااا .

فردا به محض بیدار شدن پریدم رو لپ تاپمو کلی سرچ های مختلف کردم از ارگاسم گرفته تا انواع پورن و حالتهای مختلف سکس و اینا،..

هم خیلی عذاب وجدان داشتم هم خیلــی دلم میخواست یه بار دیگه اون احساس رو داشته باشم،تصمیم گرفتم عذاب وجدانه رو بی خیال شم و یه کم حال و هول کنم،..با خودم گفتم چرا همش پسرا باید خوش باششن! یه کم ما دخترا هم کیف کنیم!

خلاصه اینقد گشتم و با دهن باز و لب و لوچه ی آب افتاده سایت ها رو نگا کردم و هی حسرت میخوردم که من موقعیت سکس ندارم و برای اینکه دوباره اون احساس رو تجربه کنم باید حالا حالاها صب کنم تا عروسی کنم و از این حرفا!!!

تا اینکه تو یه سایت پورن با ناباوری تمااام دیدم یه خانومه داره یه خیار میمالونه تو کسش!!!
از تعجب داشتم شاخ در میاوردم، حالت صورتش یه جوری بود که انگار خیلی تو کیفه!

یه کم سایته رو بالا پایین کردمو با خودم گفتم اگه یه خانوم با کیر ارضا میشه با هرچیزی که شبیه اونه هم باید ارضا شه!

دیدم نه اینجوری نمیشه، اعصابم خورده ،.. دل به دریا زدمو رفتم از تو یخچال یواشکی یه خیار تپل مپل برداشتم سریع رفتم تو دستشویی کلی مایع دستشویی روش خالی کردم و کلی پوستشو شستم..

پریدم تو اتاقمو درو قفل کردم ،خیاره خیلی سرد بود گذاشتمش لای دستام هی مالیدم تا گرم شه یه چشمم هم به سایت ِ پورن بود..باورم نمیشد این من بودم که داره این کارو میکنه و همچین تصمیمی داره!

اولین بار بود که تا این حد پیش رفته بودم،..کوچیکتر که بودم نوک سینه هامو میمالوندم فقط! به ذهنمم نرسیده بود همچین کاری کنم،..

خلاصه هی با خودم کلنجار رفتم که این کارو کنم یا نه،..گفتم ولش بابا یه بار که هزار بار نمیشه،..این همه بنده ی خوبی بودم یه بار هم بد باشم!(عذاب وجدان شدید داشتم! Smile) )

لباسامو درآوردم و رو تخت طاق باز دراز کشیدم و سینه هامو مالیدم تا کم کم داغ شدم،داشتم حشری میشدم خیر سرم!!
فیلم خانومه رو play کردم میخواستم مطابق اون جلو برم :">
اول انگشتشو کرد تو کسش و آروم آروم بالا پایین کرد،منم همین کارو کردم فقط ترسیدم خیلی بکنم تو که یه وقت پردم پاره نشه بشم "آش نخورده و دهن سوخته"!!

اولین بار بود که کسم اینقدددر داغ میشه انگشتمو که آوردم بیرون دیدم یه مایع لزج سفیدی چسبیده بهش ! اولین بار بود میدیدم از نزدیک! احساس میکردم کل کسم خیس خیسه،..انگشتم با ترس و لرز لیسیدم،مزه ی خاصی نمیداد ،..

خانومه خیاره رو گرفت رو کسشو هی چرخوند بعد یواش یه کمشو هل داد تو،من یه ذره خیار خودمو نگا کردم( چندشم میشد آخه) بعد با خودم گفتم دیگه تا اینجا اومدم بقیشم میرم دیگه!

آروم خیارو گذاشتم رو کسم چند بار عقب جلو کردم دیدم کسم خیسه راحت سر میخوره تو،خیلی آروم هل دادم تووووو وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای اولین باری بود که همچین احساس خوبی داشتمممم خیلییییییییییییییییییی خوببببب بوددددد

خانومه رو نگا کردم شروع کرده بود تلمبه زدن!منم هی میدادم تو هی میاوردم بیرون ،ولی با ترس و لرز که خیلی تو نره!
همین قدر هم برام کافی بوووود،به نوک خیاره هم از اون مایع لزج چسبیده بود!
عین خانومه خیارو لیسیدم و دوباره گذاشتم رو کسم،واااای دیوونه کننده بوووووود ،با اون یکی دستم نوک سینه هامم میکشیدممم،یه 5 دقیقه ای این کارو کردم یهو دیدم دلم میخواد عین خانومه هی تندتر خیارو جلو عقب کنم
(یواش آه و اوه میکردم که کسی از بیرون صدامو نشنوه) ..تندش کردمممم

باورم نمیشد همچین گنجینه ای تو بدن من بودو تا حالا ازش محروم مونده بودم،..

حول و حوش 5 دقیقه این کارو تکرار کردممم تا اینکه یهویی عجیبترییییین احساس عمرم بهم دست داااد، یه چیزی از عمق وجودممم، احساس میکردم خیلی زنم! دلم میخواست خیارو تا آخر فشاررررررر بدم تو !!!

با این وسوسم مبارزه کردمو سریع برگشتم رو شکم و از شدت فشار برای اینکه داد نزنم ملافه رو گاز گرفتم و لرزیدمممم تمام تنم لرزییید، بعد یه حالت رخوت و بی حالی همراه آرامش شدید بهم دست داد،..
دلم نمیخواست از جام پاشم،خیاره رو دوباره لیسیدم و گذاشتم رو میز کنار تختم،تو اتاق بوی خیار پر شده بود پنجره رو وا کردم که بوش بره و کسی شک نکنه،..بعد دراز کشیدم و یه نیم ساعتی همونجوری بودم تا اینکه حالم حسابی جا اووومد.

از اون موقع تا الآن که 23 سالمه هر چند وقت یه بار این کارو میکنم و حالشو میبرم Day Dreaming دیگه عذاب وجدان هم نمیگیرم،احساس میکنم حقمه که از این لذت برخوردار باشم. Plain Face

نوشته:‌ دختر شبگرد

سلام به همه دوستان من عارف هستم 28 ساله
اولین بار هست که دارم براتون داستان می نویسم.لطفاً نظر بدین و راهنمایی کنین
اولاً بگم که من گی نیستم و خیلی از همجنس بازها بدم می آد(از لزها خیلی خوشم می آد)
عاشق دخترای تپلی هستم که باسن برجسته ای دارن.یه روز تو خونه بودم و خیلی شهوت زده بود بالا و نمی دونستم که چه کار باید بکنم.خلاصه رفتم با ماشین توی خیابان که یه چرخی بزنم شاید یه کسی رو تور کنم و بیارم خونه.هرچی گشتم انگار که تخمشو ملخ خورده باشه هیچی نصیب ما نشد.خلاصه اومدم خونه و از شدت شهوت لباسمو درآوردم و فقط یه شورت تنگ پام بود که وقتی خودم رو توآینه نگاه می کردم شهوتی تر می شدم.خلاصه این فکر به سرم زد که جلق بزنم با اینکه اصلاض این کار رو دوست ندارم.تو همین حین چشم افتادبه یه خیار که تو ظرف میوه بود.گفتم یه امتحانی کنم ببینم میره تو کونم یا نه؟خلاصه هرکار کردم نرفتو دست به دامن تف و کرم شدم که سرش یه کم رفت تو ولی بقیه اش درد داشت و احتیاط می کردم که یه وقت نره.خلاصه کونم حسابی چرب شده بوده ولی خیار نمی رفت تو.تا اینکه فکری به سرم زد و رفتم توی حموم و آب داغ رو بازکردم بخار همه حموم رو برداشته بود و من هم خیار به دست ایستاده بودم.چند باری با شامپو سعی کردم که خیار رو بیشتر بکنم ولی نمی رفت.ولی یه دفعه نمی دونم چی شد که نصف بیشتر خیار یعنی در حدود 10 سانتیمتذ رفت تو کونم و از ترس درش آوردم.بعد که خیار رو در آوردم موهای سوراخ کونم رو زدم و حسابی شهوتی شدم.سعی می کردم بخار شیشه رو پاک کنم و سوراخم رو نگاه کنم.چ.ن خیلی شهوتیم می کرد.من کونم خیلی برجسته و سفته.خلاصه ایندفعه نشستم رو خیار و تا نزدیکای تهش رفت تو کونم و منم سریع با تف افتادم با جونم کیرم که داشت می ترکید.خیلی لذت داشت و از درد خبری نبود.یه 5 دقیقه ای رو خیار بالا و پائین کردم و جلق می زدم که آبم اومد و وقتیکه آبم می خواست بیاد بیرون عضله های توی کونم یهو منقبض شدن و خیار پرید بیرون.
جاتون خیلی خیلی حال کردم.خیلی دوست دارم با یکی از این دوجنسه ها سکس داشته باشم.تجربه خوبی بود

نوشته:‌ عارف

الان که دارم اینو می نویسم چند ساعتی ازش گذشته و من آروم شدم
امشب شام قرار بود مامان و بابام که دارن از بیرون می یان سوسیس بگیرن و حاضری یه چیزی بخوریم
مامان و بابام هات داگ گرفتن و من تو اتاقم بودم رفتم تو آشپزخونه که آب بخورم ولی چشمم به چیزی افتاد که تا سر شب دیوونم
8تا هات داگ خوشگل داشتن تو ماهی تابه جلز و ولز می کردن
یهو یاد سکسی که 1ماه پیش داشتم افتادم
وای خیلی به کیر نیاز داشتم
کسم داشت دیوونم می کرد که تند رفتم تو اتاقم و کسمو مالوندم
ترجیع دادم بش فک نکنم و شروع کردم به چت کردن
وقتی بابام واسه شام صدام کرد رفتم بیرون ولی وقتی رو میزو دیم کنترلمو از دست دادم حالا هات داگا سرخ شده بودن و رو هم توی ظرف بودن
وای خدایا بعضی هاشون سیخ بودن و بعضی خمیده
نبض کسم داشت می زد دویدم رفتم تو دستشویی و کسمو اینقدر مالوندم که آروم شد
رفتم سر میز و یکی از اون هات داگ های مامانی رو ورداشتم همینطور که می خوردمش یاد یه ماه پیش و سکس معرکه ای که داشتم می یفتادم احتیاج عجیبی به کیر داشتم و حس می کردم معتاد شدم
وقتی که داشتم می خوردم احساس کردم شورتم خیسه
وقتی رفتم رو تختم که بخوابم اینقدر با کسم ور رفتم که دیوونه شدم
همه که خوابیدن رفتم تو آشپزخونه و یه هات داگه نپخته رو ورداشتم
وقتی رفتم تو اتاقم نفس عمیقی کشیدم و لباسامو سریع داراوردم
بعد از یه ذره بازی با کس خوشگلم
هات داگ و مالندم بهش و تا ته کردمش تو کسم احساس آرامش میکردم
چند بار تلمبه زدم و دراوردم و هات داگ و ساکیدم
بعدم کردمش تو کونم و دوباره کسم
تا الان که آروم ترم بچه ها تروخدا کمکم کنین
من الان باید چی کار کنم
کیر مصنوعی هم ندارم
توووووو رو خدااااااا
کمممممممک

نوشته:‌ I need u

همزمانسازی محتوا