شما اینجا هستید

دنباله دار

در پنج سالگی به دنیای سکس پرتاب شدم

سلام اولین باره دارم خاطرات تلخ و شیرین سکس هام رو مینویسم 20سال دارم قد و وزنم خوبه و کون گنده ای دارم ک خیلیا در حسرتشن. یادم نیس دقیقا کی بود ولی یادمه 5یا6 سالم بود که پسرخالم(شایان)ک اونموقع حدود 21سالش بود باهام رابطه داش منم ک بچه بودم و چیزی حالیم نمیشد فقط هر بار ک میدیدمش شلوارم و میکشید پایین و کسم رو میخورد و تنها حرفی ک هربار ازش میشنیدم این بود که خاله نباید چیزی بفهمه. چون خانواده تقریبا مذهبی ای هم داشتم چیزی در این مورد بهم نگفت بودن و پسرخاله ی دیووثم سر همه چیزرو با یه شکلات گاگالیلی هم میاورد و منم از اشتباه بودن کارم بی خبر.

داستان سکسی:

تنهایی تینا (3)

...قسمت قبل

سلام به دوستان عزیز. ممنون از همدردی هاتون.میخواستم اون قسمت ۲ پایان باشه اما نشد! ببخشید که ناراحتتون کردم واقعا شرمنده. آقای ramin_tehran واقعا بابت اون اتفاق واسه شما هم متاسفم وخیلی هم ناراحت شدم.خدا برای هیچ بنده ای روی زمین این روز رو نیاره!خیلی سخته... دوستان عزیز خواستم ادامه بدم این سرگذشت رو چون بالاخره روز خوب هم دارم. به قول بعضی دوستان بی انصافیه که فقط از دردهام بگم میخوام تو این روزهای خوبمم سهیم باشین.

داستان سکسی:

سرنوشت - خاطرات سکسی بهناز (1)

سلام اسم بهنازه 19 سالمه چند روز دیگه هم تولدمه میخوام خاطرات سکسی و اینکه چطور به اینجا رسیدم رو واستون بگم! در کل یه دختر بورم موهای طلای خوش رنگی دارم پوست سفید ی که با موهام و صورت گردم خیلی هم خونی داره و با چشم های آبیم خیلی ناز تر شده از خودم تعریف نمیکنم این چیزایه که دوستام بهم میگن قدم 174 وزنم 65 کیلو میشه سایز سینم 70 سینه هام نه کوچیکه نه بزرگ اما خوش فرم هستن! از لخاظ اخلاقی هم در کل دختر لوسی هستم اینا رو گفتم که خوب تجسمم کنید بریم سر اصل داستان
داستان که چه عرض کنم سرنوشتم و اتفاق های که واسم افتاد تا به اینجا رسیدم !!!

داستان سکسی:

سکس اتفاقی که به تلخی تمام شد (1)

سلام من اسمم سیما ست و ساکن تهرانم. 37سالمه و خیلی خیلی هات هستم. وقتی 23 سالم بود به اصرار پدرم با محسن ازدواج کردم و برعکس من محسن خیلی سرد بود و تمایل زیادی به من نداشت. شاید ماهی یکبار اونم با اصرار میومد سراغم. میخام از سکسی براتون بگم که بااینکه خیلی بهم حال داد و لذت بردم ولی..... بذارید از خودم شروع کنم حدود 170 قدمه و 83 وزنمه و بدن توپری دارم. خیلی هم جذاب نیستم ولی چهره ی معمولی دارم و پوستم سبزس و سینه های متوسط ولی عوضش باسن بزرگی دارم. قبل از ازدواجم به پسرعموم از عقب میدادم و بخاطر ماساژ های اون کونم فرم خوبی داره.

داستان سکسی:

عشق من (1)

این داستان واقعی نیست و تمامی شخصیت های داستان هم خیالی هستن. این اولی داستان من هستش من ادعایی تو زمینه داستان نویسی ندارم و این داستان هم بدون اشتباه نیست . بی صبرانه منتظر نظرات شما دوستان هستم

داستان سکسی:

تنهایی تینا (2)

...قسمت قبل

سلام به دوستان عزیز.تمام نظرات شما رو خوندم. ممنون از اینکه به حرفهام گوش دادین.اشتباه تایپی داستان مربوط به گوشی بنده می باشد که شرمنده شما شدم!

خلاصه داستان: من و سعید با هم ازدواج کردیم که سعید هفته ای یه شب با من سکس داشت و همیشه من بی نصیب بودم از لذت ارگاسم و زندگی من با کلی فراز و نشیب که رسید به ۱ سال...

داستان سکسی:

سکس با فرزانه، خانمی میانسال (1)

سلام خاطره ای که میخوام بگم واستون مربوط میشه به چند وقت پیش . شبی که برای مهمونی خونه ی یکی اقوام جمع شده بودیم . من آرش هستم و 21 سالمه قد و وزن و قیافه متعادلی هم دارم . مثل همیشه با چند تا از بچه ها یه گوشه از خونه نشسته بودیم و سرگرم حرف زدن و کل کل کردن بودیم و توجهی هم به بقیه نداشتم تا اینکه برای رفتن به wc از جمع جدا شدم و رفتم به سمت wc که اونطرف خونه بود و از یه راهرو تقریبا طولانی باید رد میشدی و واسه ی همین هم خب کسی سمت اونظرف خونه نمیرفت تا هم مزاحمتی ایجاد نشه هم اینکه خب جایی برای ایستادن و نشستن نبود . رسیدم پشت در و در زدم و متوجه شدم کسی داخل هست .

داستان سکسی:

بوی شرافت (1)

- ببخشید حاج اقا اگه دیر شد...دستم تنگ بود. گوشه یِه چادرش را با دندانش گرفت و دسته ی اسکناس را مقابل حاجی گذاشت. حاجی انگشت شصتش را به زبانش زد و شروع به شمردن اسکناس ها کرد 1,2,3,4,5,6
- حالا کجا میخوای بری؟
- برمیگردم روستامون پیشِ پدر ومادر پیرم!
- پس شوهرتو چرا اینجا خاک کردی؟میبردیش همونجا دیگه!
- ننه باباش نزاشتن!گفتن حق نداری پسرمون رو ببری به طویله ای که بهش میگی خونه!
- چطور تا وقتی زنده بود پسرشون نبود!از ثروت چند ملیاردی محرومش کردند!حالا پسرم پسرم میکنن؟!مگه پدر و مادر بدبختت میتونن خرج تورو بدن؟؟

داستان سکسی:

ساختمان پزشکان (‍‍1)

ﻓﯿﻠﻢ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﮐﻪ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﺳﻪ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﻫﺮﭼﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﻨﺪﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﻨﺘﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﯿﺎﺩ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ D; ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺨﯿﻼﺕ ﺫﻫﻨﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﭙﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﻣﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻫﺴﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ GAME OVER ﺷﺪﻥ ﻭ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺟﺪﻭﻝ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺴﻤﺖ ﻭ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻭﻟﺸﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ. ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﮔﺮﻭ ﮐﺸﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻧﻈﺮ ﻧﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﻘﯿﺸﻮ ﻧﻤﯽ ﺫﺍﺭﻡ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دنباله دار