زنانه پوش

نوشین هستم .
عشق زن شدن و عاشق لباسای زنونه مخصوصا لباسای سکسی.
هر و قت که تنها می شم لباسای زنونه می پوشم و آرایش و می کنمو حسابی یه زن سکس می شم.
اندامم خیلی زنونست. قدم 170 وزنم 70 و یه سینه سایز 75 دارم باسنم تپل و کمر باریک هستم.
می خوام خاطره ازدواجمو براتون بنویسم. خیلیوقت بود که دنبال یه پسر خوب بودم که بتونم باهاش حال کنم و لی هیچوقت نمی تونستم به کسی اعتماد کنم. تا اینکه یه روز حشرم خیلی زده بود بالا توی چت با یه پسر خوب و خوشگل و خوش تیپ و خوش هیکل آشنا شدم. با هم صحبت کردیم . وب داد و دیدم که همون مردیه که من می خوام یه کیر 18 سانتی کلفت و خوشکل داشت. خلاصه نتونستم خودومو نگه دارمو قرار گذاشتم بیاد دنبالم. منم وسایلمو تو یه ساک جم کردم و رفتم سوار ماشینش شدم رفتیم خونش.
اولش خیلی خجالت می کشیدم.
ازش خواستم منو یکم تنها بذاره تا آماده شم.
اونم رفت
من شروع کردم به آماده شدن.
لباسامو در آوردم. قبل اینه برم سر قرار رفتم حموم حسابی شیو کردمو داخل کونمو با آب حسابی شستم تا شوهرم حال کنه.
خلاصه یه شرت و سوتین توری مشکی پوشیدم و جوراب بلند ژله ای هم پوشیدم و کفش پاشنه 10 سانتی مشکی و از روش هم لباس شب پلنگی توریییییییی. بدشم حسابی آراییش کردمو کلاه گیس رنگ یخی گذاشتم خودمو تو آینه دیدم حسابی دیوونه شدم .
بدش شوهرمو صدا زدم اومد. منو دید فهمیدم که از تعجب داره شاخ در میاره .
حسابی حشری شد اومد بغلم کردو حسابی بوسو لب و...
سینه هامو مالید داشتم دیوونه می شدم آخه از سیته خیلی حساسم. افتادم تو بغلش.
همش می گفت تو محشریییییی
از هزار تا زن بهتری و ....
منم بلا فاصله رفتم سراغ کیرش
در آوردم گرفتم دستم ووووووووووووووووووووووووووووووووو
چه کیرییییییییییییی
خیلی بلحال بود فورا کردم تو دهنمو حسابی ساک زدم براش.
داشت دیوونه می شد منو همینتور
کیرشو می کردم تو حلقم
حسابی زن شده بودم
منو بر گردوندو رفت سراغ کونم
شورت مشکی لاکونیمو زد کنارو شروع کرد به لیسیدن داشتم از حشر می مردم.
مثل زنای سکسی در اختیار شوهرم بودم.
بعد با انگشتاش شروع کرد یه انگشتشو کرد تو خوب بود بعد دومین انگشت و سومین یکم سوختم ولی باید یه کاری می کرد که اون کیر کلفتش بره توم
خلاصه آروم نوک کیرشو گذاشت رو سوراخم خیلس خوشحال بودم
آروم کرد تو داشتم از درد می سوختم ولی از شدت حشر کیف می کردم همینتوری آروم در آورد و کر منم درد می کشیدمو ناله می کردم. تا اینکه یلحظه نفس نفس زدو احساس کردم چیزه داغی ریخت تو کونم. شوهرم آبشو خالی کرد تو من. خیلی احساس خوبی بود. دراز کشیدم اونم خوابید رو من و یکم بعد بلند شدیم و خودمونو تمیز کردیمو منو آورد خونمون. قراره بازم باهم باشیمو حال کنیم. داستاناشو براتون می نویسم. مرسسسسس بوس

نوشته: نوشین

...قسمت قبل

بعد از ماجرای اون شب با سعید با اون کیر کلفتش دیگه هر روز تو کف کیرش بودم و منتظر یه فرصت مناسب که بالاخره بتونم اون کیر کلفت رو تو سوراخ کونم احساس کنم ، اونم در حالی که لباس و جوراب زنونه پوشیده باشم و احساس کنم زن سعیدم.برای همین برای شب جمعه هماهنگ کردم که شب خونه ی عمه م بمونم و از قبل به مامانم هم گفتم که شب جمعه می رم اونجا.تا پنجشنبه هر روز برام مثل یه سال می گذشت و هر روز به یاد سکس با سعید و کیر خوش فرم و بزرگش شورت زنونه می پوشیدم و یه جلق حسابی می زدم.اینو هم بگم که یه شورت صورتی زنونه و یه جفت جوراب بلند مشکی هم برای خودم خریده بودم و همیشه این شورت رو زیر لباسام می پوشیدم.بالاخره پنجشنبه رسید و من دیگه واقعا تو کف کیر سعید بودم.بعد از ناهار رفتم حموم و تمام موهای پاهام و کیر و مخصوصا کونم و دور و بر سوراخ کونم رو شیو کردم و حسابی به کونم صفا دادم.وقتی توی آینه کون خودمو دیدم حسابی کیرم راست شد و به سعید حسودیم شد که امشب کون به این سفیدی و تمیزی زنشو می کنه.بعد منتظر فرصت شدم که برم سر کمد خواهرم.با اینکه خودم شورت زنونه برای خودم خریده بودم ولی فکر می کردم برای شب زفافمون باید یه شورت و سوتین سکسی بپوشم تا شوهرم از کردن من نهایت لذت رو ببره.خواهرم تازه با شوهرش نامزد کرده بود و هنوز تو عقد بودن و برای همین کلی لباس زیر سکسی خریده بود که من حتی با دیدنشون توی کمد حسابی تحریک می شدم چه برسه به اینکه بپوشمشون و تصور می کردم شوهر خواهرم چه حالی می کنه وقتی اینا رو تن خواهرم می بینه. یه چند باری هم وقتی خونه تنها بودم بعضی هاشو پوشیده بودم ولی چون هنوز خیلی نو بودن می ترسیدم خراب شه و تابلو بشه که من اونا رو برداشتم.ولی اون شب چون می خواستم عروس بشم دلو زدم به دریا و رفتم سر کشوی لباس زیرای خواهرم.یه شورت حریر سفید که از بس نازک بود تمام کونم به راحتی دیده می شد و دور تا دور کمرش تور دوزی شده بود و یه سوتین سفید پوشیدم و یه جفت جوراب زنونه ی شیشه ای سفید هم پام کردم و لباسامو روش پوشیدم.حسابی سکسی شده بودم و کیرم راست شده بود ،البته چون کیرم کوچولوئه خیلی تابلو نبود ولی بازم یه کم صبر کردم که کیرم بخوابه و از اتاق اومدم بیرون ، چون هیکل خواهرم یه کم از من کوچیک تر بود سوتینش حسابی به سینه هام فشار میاورد و منم که یه کم سینه داشتم قشنگ سینه هام از زیر لباسم دیده می شد برای همین بند سوتینمو باز کردم که یه کم سینه هام برجستگیش کم بشه .حدود ساعت 5 بود که از خونه اومدم بیرون و به مامان گفتم دارم می رم خونه ی عمه و چون من و سعید تقریبا هم سن و سال بودیم و زیاد اتفاق می افتاد که شب ها یا اون خونه ی ما بمونه یا من برم اونجا این موضوع طبیعی بود و مامانم مخالفتی نمی کرد. وقتی رسیدم خونه ی عمه م خجالت می کشیدم تو چشمای سعید نگاه کنم چون هم از ماجرای سکس اون شبمون خجالت می کشیدم و هم از اینکه عکس العملش با دیدن من توی اون لباسای سکسی و جوراب شیشه ای سفید چی هست یه کم دلهره داشتم.سعید اما خیلی ریلکس و راحت با من برخورد کرد انگار نه انگار که چند شب پیش منو حسابی (البته لاپایی) کرده بود.اینقدر رفتار سعید طبیعی و معمولی بود که با خودم گفتم شاید اون شب حشری بوده و شاید اصلا سکس با همجنس رو دوست نداشته باشه و همون یه بار هم اتفاقی ابین کارو کرده.اون چند ساعتی که تا شام خوردن طول کشید از همه ی طول هفته سخت تر بود منم که هر لحظه با دیدن هیکل عضلانی سعید و کیر خوشگلش که از زیر شلوار گرمکن برجستگیش کاملا مشخص بود حشری تر می شدم ، چون سعید باشگاه می رفت و حسابی هیکلش ورزشکاری بود و با اینکه قدش خیلی از من بلندتر نبود ولی اندامش از من که هیکلم ظریف و زنونه است خیلی درشت تر بود و من کاملا تو بغلش جا می گرفتم..بالاخره شام رو خوردیم و یه کم تلویزیون نگاه کردیم و من که دیدم سعید هیچی نمی گه بهش گفتم سعید من خوابم میاد نمی شه بریم بخوابیم؟ و این جمله ی آخر رو یه جوری گفتم که دختر عمه م حسابی با تعجب بهم نگاه کرد چون تو صدام عشوه و شهوت یه زن که می خواد شوهرش رو حشری کنه موج می زد و من با اینکه یواش گفتم ولی بازم دختر عمه م شنید. سعید خیلی طبیعی جوری که انگار متوجه لحن صدام نشده گفت چرا منم خیلی خسته م ، بریم بخوابیم. با کلی استرس با سعید رفتیم تو اتاق و اونم دو تا تشک کنار هم انداخت و رفت دستشویی ، منظره ی دو تا رختخواب کنار هم که دقیقا مثل یه زن و شوهر می خواستیم کنار هم بخوابیم حسابی منو حشری می کرد.دراز کشیدم و خودمو به خواب زدم که سعید بیاد و زود تر شروع کنه به لخت کردنم.سعید اومد و چراغا رو خاموش کرد و دراز کشید ، یه چند دقیقه ای صبر کردم و منتظر بودم که سعید بیاد سراغم ولی سعید هیچ عکس العملی نشون نمی داد و با اینکه به پهلو و رو به من خوابیده بود ولی چشاش بسته بود و به نظر میومد که خوابیده ، منم دلو به دریا زدم و لباسامو در آوردم و حالا فقط یه شورت توری سفید خوشگل و سوتین و جوراب بلند نازک سفید تنم بود و جورابم یه کم اومده بد پایین، خیلی دوست داشتم بند جوراب هم داشتم تا هم سکسی تر باشم و هم جورابم از روی رونای سفیدم پایین نیاد ولی اون وقتا بند جوراب رو فقط می شد توی فیلما و عکسای سکسی دید و مثل الآن نبود که همه جور جوراب و بند جوراب سکسی تو بازار هست.جورابمو بالاتر کشیدم و بند سوتینمو که توی خونه باز کرده بودم که سینه هام تابلو نشه بستم و پشتمو به سعید کردم.کم کم خودمو به سعید نزدیک کردم تا اینکه احساس کردم کونم با کیر سعید مماس شد.فکر می کردم ممکنه سعید نخواد منو بکنه و از این کارم ناراحت بشه ولی وقتی دیدم هیچ عکس العملی نشون نداد کونمو دادم عقب تر تا کاملا کیرشو احساس کردم که حسابی شق شده بود و از روی شورت نازکم رفت لای کونم، یهو دیدم که سعید دستشو آورد و از روی شورت شروع مرد به مالیدن کیرم نمی د.نم عکس العملش از اینکه می دید یه شورت توی با جوراب زنونه و سوتین تنمه چی بود چون من صورتشو نمی دیدم ولی اون انگار که با یه زن واقعی داره سکس می کنه و خیلی طبیعیه که من این لباسا تنم باشه رفتارمی کرد و این به منم این حس رو می داد که واقعا یه زن هستم، منم که از صبح حسابی حشری بودم و کیرم شق شده بود با این حرکت سعید داشت آبم میومد که دستشو گرفتم و گذاشتم روی سینه هام اونم شروع کرد به مالیدن و ور رفتن با سینه هام از روی سوتین و همزمان از پشت بهم چسبیده بود و کیرش رو از روی شلوار لای قاچ کونم می مالید.منم برای اینکه کیرشو بیشتر احساس کنم دستمو بردم عقب و کیرشو از توی شلوار و شورتش بیرون کشیدم و گذاشتم لای پام.سعیدم دستشو برد زیر سوتینم و شروع کرد به مالوندن نوک سینه هام که حسابی منو تحریک می کرد با اون یکی دستشم شورتمو یکم پایین کشید و شلوار و شورت خودشو هم کاملا در اورد.حالا حسابی داغی کیر سعید رو لای کونم و روی سوراخم احساس می کردم و منتظر بودم که اون کیر کلفت و خوش فرم رو توی خودم احساس کنم.همین جور که سعید در حال تلنبه زدن لای پام بود با اینکه هنوز یه کم احساس خجالت می کردم گفتم عزیزم بکن توش،سعید با شنیدن این حرف خیلی حشری شد و همون جور خشک جوری کیرشو فشار داد به سوراخم که از درد نزدیک بود داد بزنم. سریع خودمو کشیدم جلو و با دستم کیرشو گرفتم و با عشوه گفتم عزیزم یواش تر دردم میاد ، اونم گفت ببخشید و یه کم سوراخ کونمو ناز کرد. دستمو با آب دهنم خیس کردمو مالیدم به کیرش و یه کم برش جلق زدم و کیرشو گذاشتم دم سوراخم اونم آروم آروم شروع کرد به فشار دادن ولی اصلا تو نمی رفت ، بهش گفتم سعید کرم داری؟ رفت یه کرم مرطوب کننده آورد ، بهش گفتم اول با انگشت بکن تا یه کم سوراخم جا باز کنه اونم انگشتشو چرب کرد و کم کم فشار داد تو کونم وای نمی دونین چه لذتی داشت وقتی انگشتشو تو کونم احساس می کردم . یه کم انگشتشو عقب جلو کرد و توی سوراخم چرخوند و بعد انگشت دومش رو هم آروم کرد تو کونم ، خیلی حس خوبی داشتم و حسابی حال می کردم و با دستم سینه هامو می مالیدم . یه چند دقیقه ای که با انگشت منو کرد بهش گفتم عزیزم کیرتو می خوام اونم انگشتاشو در آورد و بهم گفت قمبل کن منم به حالت سگی قمبل کردم و با دو تا دستام کونمو براش باز کردم ، سعید کیرشو با کرم حسابی چرب کرد و یه کم با آب دهنش خیس کرد که اینطوری خیلی لیز و با خال شد و کیرشو گذاشت دم سوراخ کونم که حالا یه کم جا باز کرده بود.می دونستم که از همه سخت ترش کلاهک کیرشه و وقتی اون بره تو تقریبا نصف کار انجام شده برای همین خودمو شل گرفتم و تا جایی که امکان داشت با دستام کونمو باز کردم اونم خیلی یواش خم شد رومو با یه دستش یکی از سینه هامو گرفت و کیرشو هل داد تو کونم ، یه درد امیخته با لذت اول توی کونم و کمرم و بعدش توی تمام تنم پخش شد ،دیگه طاقت نیاوردم و کونمو دادم عقب که کیرش تا ته رفت تو کونم ، وااااااااااای خیلی حال می داد و حتی الآنم که دارم اینو می نویسم حسابی حشری شدم و دلم کیرشو می خواد ، بهش گفتم یه کم همونجوری نگه داره تا کونم جا باز کنه اونم شروع کرد به ور رفتن با سینه هام و بند سوتینمو از پشت باز کرد تا بتونه راحت تر سینه هامو بماله منم که دیگه تو فضا بودم در حالی که به حالت سگی بودم و شورت و سوتین و جوراب زنونه تنم بود و کیر کلفت شوهرم توی کونم بود ، بهش گفتم حالا حسابی منو بکن عزیزم سعیدم شروع کرد به تلمبه زدن و حسابی محکم منو میکرد ، با هر بار تلمبه زدن من یه تکون محکم میخوردم و چند سانت می رفتم جلو و خایه هاش به زیر سوراخم برخورد می کرد . شروع کردم با کیرم ور رفتن و جلق زدن ، چند دقیقه ای که سعید تو این حالت منو کرد کیرشو در اورد و گفت برگردم منم به پشت خوابیدم و شورتمو که هنوز کامل در نیاورده بودم سعید کاملا از پام درآورد و منم پاهامو دقیقا مثل حالتی که یه زن می خواد کس بده باز کردم سعید پاهامو گذاشت رو شونه هاش و یه کم ساق پامو از روی جوراب سفیدم مالید و کیرشو کرد تو سوراخم که حالا کاملا باز شده بود و کیرش به راحتی رفت تو کونم ، شروع کرد به تلمبه زدن دستشاشو گذاشتم روسینه هام و سوتینمو که قبلا بندشو باز کرده بود از تنم در آورد حالا دیگه سرعت تلمبه زدنش خیلی زیاد شده بود و حسابی محکم منو ومی کرد و سینه هامو توی مشتش فشار می داد منم چشمامو بسته بودم و حسابی حال می کردم از اینکه شوهرم داره منو جر می ده.سعید گفت آبم داره میاد چکار کنم که گفتم بریز تو کونم عزیزم اونم یه چند تا تلمبه زد و یهو احساس کردم توی سوراخم داغ شد و آبش تمام سوراخمو پر کرد.سعید پاهامو از روی شونه هاش پایین گذاشت و ولو شد روی من و لبشو گذاشت روی لبم و منم مثل دیوونه ها شروع کردم به خوردن لباش یه چند دقیقه ای از هم لب گرفتیم که سعید گفت حالا نوبت توئه و از روی من بلند شد و خوابید روی زمین منم کیرمو با کرم چرب کردم و گذاشتم دم سوراخش ، همونطور که گفتم چون کیرم خیلی کوچیکه با یه کم فشار رفت تو کونش و شروع به تلمبه زدن کردم ، خیلی زود آبم اومد و تمامش رو ریختم توی کونش و ولو شدم رو سعید. سعید م برگشت و بغلم کرد و کنارم دراز کشید.حسابی خسته بودم و خوابم میومد ، لبای سعید و بوسیدم و چشامو بستم .نمی دونم کی خوابم برد ولی وقتی چشامو باز کردم دیدم صبح شده و کنار سعید خوابیدم و فقط یه جفت جوراب بلند زنونه تنمه.لبای سعید رو بوسیدم که اونم بیدار شد و منو بوسید منم شورت و سوتینمو پوشیدم و لباسامو تنم کردم و سعیدم لباساشو پوشید و با هم از اتاق رفتیم بیرون. یه حس خوبی داشتم و فکر می کردم همه می دونن ما دیشب مثل عروس داماد با هم بودیم.صبحانه رو که خوردیم خداحافظی کردم و از خونه زدم بیرون و به سعید قول دادم که خیلی زود برنامه رو ردیف کنم و یه شب دیگه تو بغلش بخوابم.

نوشته: مریم (امیر)

اسم من اميره و 30 سالمه ، البته اسم دخترونه م مريمه.مي خوام خاطرات سكسي كه از بچگي تا الان داشتم براتون بگم.من يه پسر زنونه پوش هستم ،يعني علاقه ي بسيار زيادي به پوشيدن لباس زنونه مخصوصا لباس زير مثل شورت توري و جوراب بلند و بند جوراب و سوتين و اينا دارم و خيلي دوست دارم وقتي اين لباسا رو مي پوشم كسي منو بكنه.اين علاقه به پوشيدن لباس زنونه از بچگي در من به وجود اومد:وقتي حدود 8-9 سالم بود يه شب خونه ي داييم كه يه شهر ديگه نزديك شهر خودمون زندگي مي كردن مونده بودم و شب توي شلوارم جيش كرده بودم .صبح كه بيدار شديم و زن داييم اينو ديد بهم گفت كه برم حمام و چون لباس ديگه اي نداشتم بپوشم بهم يك شلوار و شورت دختر داييمو كه هم سن من بود داد كه بپوشم.(چون داييم پسر نداشت و فقد 4 تا دختر دارن).وقتي از حمام اومدم بيرون دختر داييام خيلي بهم خنديدن ولي من يه حس خوبي داشتم و هي مي رفتم يه جاي خلوت و شورتمو نگاه مي كردم و خوشم ميومد.ديگه بعد از اين قضيه هميشه دوست داشتم لباس زنونه بپوشم كه خوب موقعيتش خيلي فراهم نمي شد.هر وقت خونه تنها مي شدم مي رفتم سر كمد مامان و خواهرم و شورتاشون رو كه البته برام بزرگ بود مي پوشيدم.توي همون سن و سال ها چون اندامم ظريف و خودمم تميز و كوچولو بودم جلب توجه پسراي محل رو مي كردم و كم كم با يكي از پسراي محل دوست شدم و تا حدود 16-17 سالگي البته خيلي كم منو مي كرد.البته هيچ وقت نشد كه لباس زنونه موقع دادن بپوشم.تا اينكه يك شب كه خونه عمه م مونده بودم حدود نصف شب احساس كردم يك چيزي از روي شلوار به كونم ماليده مي شه.فهميدم كه پسر عمه م سعيد كه 2 ماه از من بزرگتره داره باهام ور ميره خودم رو به خواب زدم و گذاشتم كارشو بكنه البته چون كيرم كاملا شق شده بود فكر كنم سعيد فهميده بود بيدارم.كم كم دستشو كرد توي شورتم و شروع كرد مالوندن سوراخ كونم ،منم حسابي كونمو دادم عقب كل لاش باز بشه و راحت تر بتونه با كونم بازي كنه.بعد دستشو آورد جلو و كيرم رو كه البته خيلي كوچيكه مالوند.من داشتم حسابي حال مي كردم.خوب كه با كون و كيرم بازي كرد شلوار و شورتم رو با هم از پام كشيد پايين .منم كونمو يكم بلند كردم كه راحت تر شلوارم در بياد(البته همچنان خودمو به خواب زده بودم چون يك كمي از پسر عمهم خجالت مي كشيدم) اونم كه فهميده بود من بيدارم آروم دستمو گرفت و گذاشت روي كير خودش... واي چه كير كلفتي بود از كير دوست پسر قبليم خيلي كلفت تر بود.منم آروم آروم شروع كردم به مالوندن كيرش.اونم دستشو آورد روي سينه هام كه يه كم از حد طبيعي سينه هاي پسرا بزرگتره و نوك سينه هامو مالوند.ديگه كاملا حشري شده بودم و كيرشو گذاشتم دم سوراخ كونم.سعيد هم كه فكر كنم بار اولش بود يهو كيرشو فشار داد به سوراخ كونم كه نزديك بود جر بخورم.منم سريع خودمو كشيدم جلو و كيرشو با دستم گرفتم .ديدم اون كه كاملا مي دونه من بيدارم و چشامو باز كردم و برگشتم بهش گفتم يواش تر بكن.بعد يه كم تف به دستم زدم و ماليدم به كيرش و كونمو با دو دست براش باز كردم و گفتم آروم بكن ولي هر كار كرديم كيرش توي كونم نرفت كه نرفت آخه چند ماهي بود كه به دوست پسرم كون نداده بودم و كير سعيد هم واقعا كلفت بود براي همين بهش گفتم لاپايي منو بكنه اونم كير كلفتشو گذاشت لاي پاو و شروع كرد به تلمبه زدن.نمي دونين كه چه حالي مي داد( البته اگه مثل من از كون دادن خوشتون بياد.) با دو تا دستاشم سينه هامو گرفته بود و فشار ميداد و حسابي منو ميكرد.يه چند دقيقه كه تلمبه زد كيرشو از لاي پام كشيد بيرون و پشتشو به من كرد و منو برگردوند و كيرمو گرفت گذاشت دم سوراخ كونش.منم يه كم با سوراخش بازي كردم و به كيرم تف زدم و يه كم فشار دادم و كيرم چون كوچيكه راحت رفت توي سوراخ كونش ولي به محض اينكه چند تا تلمبه زدم آبم اومد و همه شو ريختم توي كونش.بعد با اينكه يه كم بي حال شده بودم و حال كون دادن نداشتم برگشتم و كونمو كردم طرفش و اونم شروع كرد دوباره لاپايي منو كردن.خيلي كمرش سفت بودو بازم چند دقيقه اي منو كرد تا آبش اومد و ريخت لاي پام.اونم با دستش آبشو ماليد لاي چاك كونم و سوراخ كونمو حسابي با آبش خيس كرد.بعد صورتمو برگردوند طرف خودش و لبمو بوسيد كه با اينكه نيم ساعت داشتم بهش كون مي دادم ولي بازم از اين كارش حسابي خجالت كشيدم و در عين حال خيلي هم حال كردم.البته اون موقع هنوز لب گرفتن واقعي بلد نبوديم و فقط لباشو گذاشت روي لبام و بوسيدشون.با اين كارش حسابي حال كردم و احساس مي كردم زنش هستم و اين خيلي حس خوبي بهم مي داد كه شوهر داشته باشم.فقط افسوس مي خوردم كه چرا لباس زنونه تنم نيست تا اين حس زنوگيم بسشتر بشه.بعد از اون بارها و بارها با سعيد و البته با افراد ديگه سكس داشتم و اكثرشم با لباس زنونه بود كه در داستان هاي بعد ماجراهاي اي سكس ها و زنونه پوشي هامو براتون مي نويسم.

ادامه...

نوشته: مریم (امیر)

‎ این ماجر ۳ سال پیش برام اتفاق افتاد ‫.‬ من آخر هفترو در خونه دوستم اسکات بودم ، چون خانوادش برای آخر هفته رفته بودن مسافرت ‫.‬ قرار بود ما تمام شب آبجو بخوریم و فوتبال تماشا کنیم ‫.‬ یکی از دوستایه قدیمیه اسکات به نام مایکل هم با ما بود ‫.‬ ما همه حدود ۱۸ سال بودیم ‫.‬ اولش ما فقط آبجو خوردیم و تلویزیون نگاه می کردیم ولی کمکم دیگه خسته شدیم تصمیم گرفتیم که ورق بازی کنیم ‫.‬ بازنده باید کاری که برنده میگفتو انجام میداد اولش فقط مسخره بازی بود و برای خنده بود ولی کم کم من داشتم مست میشدم و پیشنهاد دادم که پوکر بازی کنیم و شرطارو جدی ترکنیم ، اونهاهم تاحدی قبول کردن که, پولی نباشه ولی شرطا جدی تر و سخت تر باشه ، منم از خدا خواسته قبول کردم ‫.‬ اول شرطها سر کارایه احمقانه وخنده دار بود ، ‫ولی‬ دیگه حشرم زده بود بالا و دلم رو به دریا زدم وگفتم که این دسترو جدی ترش کنیم ‫، بازنده این دوره(‬ ‫کسی که همه ژتونهاش تموم بشه ) باید لباس عروسی جین ( خواهر اسکات ) رو بپوشه ، آرایش بکنه و باید لاشی بازی در بیاره . اونا هم قبول کردن .‬

‎من همیشه علاقه عجیبی به پوشیدن لباس زنونه داشتم به خصوص لباسهای زیر زنانه ‫(‬ شرت و پستون بند و جورابای زنونه ‫)‬ حتی وقتی فرق بین دختر و پسر رو نمی دونستم دوست داشتم دختر بودم و تو بازیا و دوستام بیشتر با دخترا بودم و بازیهای دخترونه میکردم ، تا اینکه بعد از چند سال فهمیدم که فرق بین دختر و پسر فقط لباسشون نیست ‫.‬ ولی باز هم هر وقت که تنها بودم و مامانم اینا خونه نبودن میرفتم اتاق خاهرم و لباساش رو می پوشیدم و وانمود می کردم که منم دخترم و از این کارا ‫.‬ کلا ظاهرم ‫(‬ اندامم ‫)‬ خیلی برای یه پسر ظریف و قوس دار دخترونه ‫(‬ کمر باریک و ‫…‬ ‫)‬ بود ‫.‬ خودم میدونستم که نباید اینجوری باشم ولی تنها وقتی که لباس زنونه تنم بود احساس لذت ، آرامش و کامل بودن میکردم ‫.‬ دیگه من لباس زنونه پوشیدنو دوست داشتم و بهش اعتیاد پیدا کرده بودم ‫.‬ بارها خاهرم اینا زود برگشتن خونه و من مجبور شدم لباسای خودمو روی شرت و جوراب نایلونیهایه ‫(‬ جوراب بالا زانو نایلونی که بعضی از اونا بالا گیپور دار بود ‫)‬ خاهرم بپوشیدم تا اونا نفهمند و تا به امروز هم هیچ جوره سوتی ندادم ‫،‬ فقط خاهرم یکی دو بار مچم را سراینکه به کشویه لباسایه زیرش خیره شده بودم گرفته بود و کلی مسخرم می کرد و سر به سرم میزاشت ‫.‬

‎ یکی از زیبا ترین و سکسی ترین لباسهای عروسی که تا به حال دیدم ، لباس عروسی جین بود ، یه لباس سفید با کلی تور که دامن اون بسیار کوتاه بود و به زور تا دم کش جوراباش که سفید بود تا بالایه زانوش بود و بالاش تور داشت میرسید و کمرش هم از سر شونه هاش باز بود تا دم قوس کمرش (اگه ۱ سانتیمتر بازتر بود چاک کونش دیده میشد) از این باز تر نمیشد و اون شرته زیباش تقریبا پیدابود. با یه تاج بسیار زیبا که به اون هم کلی تور بود که وقتی تور پائین بود به سختی میشد صورت زیبایه جین را دید ، فقط یه حاله ای از صورتش با لبای سرخ زیبا و چشمهایه آبی وبسیار زیبایه او پیدا بود. از اولین باری که اون لباس زیبا رو تن جین دیدم به این فکر میکردم که چجوری میتونم اون رو بپوشم و الان در چند قدمیه این آرزویه دیرینه بودم و از خوشهالی در پوست خودم نمیگنجیدم . ولی نمیخاستم که اونها از این ماجرا بويی ببرن . چون میدونستم اگه بفهمند ، حداقل آبرومو میبرند و به خانواده ام میگن ‫.‬

‎بازی شروع شد و ما به دلیل جدی بودن بازی شروع به خوردن ویسکی کردیم ، یکی دو دست اول من خوب بردم و تقریبا نصف ژتونهای اونارو بردم ولی دستهای بعد را بعداز افزایش شرط ، به بهونه اینکه منتظر رنگ یا استریت بودم و دست نداده بود جا میرفتم،تا اینکه یه دست ۴ تا پیک رو کارت ۵ ام (ریور) رو شد. آس ، بیبی ، سرباز پیک ،۶ خشت و آخری ۲ پیک رو زمین بود و اول مایکل نصف ژتوناش را که یکم از ژتونایه من کمتر بودو شرط کرد اسکات بدون مکس جا رفت من موندم و مایکل دیگه نهوه بازی اون دستم بود میدونستم احل بلوف نیست و اینکه حتما دستش خیلی خوبه که سر نصف ژتوناش شرط بسته و اونا میدونستن که من اگه پا بده بلوف میزنم و چون دیگه میخاستم اون لباسرو بپوشم و میخاستم بی گناه به نظر بیام و اونا نفهمند که از قصد باختم ، من شرط رو بالا بردم در حد همه ژتونام ‫.‬ من هم دستم بدی نبود ۸ پیک داشتم با۶ دل (رنگ بودم ولی خیلی هم قوی نبود ) ولی می دونستم که می بازم و میخاستم هر چه زود تر اون لباس زیبا رو بپوشم و تن خودم حس کنم و ببینم . شروع به کر کری خوندن کردم که دستت میخوره من رنگم و از این حرفا اون هم با اطمینان شرطمو خوند و اومد . که من گفتم : اگر ببازی با اینکه ژتونات از من بیشتر همه ژتوناتو من میبرم . اون یکم فکر کرد و بعد گفت: امااگربردم تو باید تا صبح با همون لباس زنونه باشی و تازه باید کلی به خورده ریزایه اینکه زنونه تر باشی اهمیت بدی … منم قبول کردم( از خدا خواسته ‫) .‬

‎دستارو روکردیم و با شک دیدم که رویال فلاش(شاه و ۱۰ پیک داشت) خیالم خیلی راحت شد تا کم کم با وجود خوشحالیه زیاد از باختنم ( به خاطر لباسهایه زیبايي که قرار بود بپوشم ) خیلی بهم بر خورد چون اونا با حقارت و تمسخر حرفهای من و تکرار میکردن و این خیلی خوب بود چون اونا از عصبانیت من اتمینان پیدا کرده بودن که من از این کار( لباس زنونه پوشیدن ) بدم میاد . منم شروع به انکار کردم و بهشون گفتم که لباسرو نمیپوشم و اینکه شما ها جر زدین و از این حرفا… اونا هم با خیال راحت به من نگاه کردن و گفتن که شرط شرط و بازنده بازندس ، به هر حال من اون لباسرو باید بپوشم و می پوشم ، تنها سوأل این که به زور و بعد از کلی کتک این کارو میکنم ، یا اینکه سر شرط و حرف خودم میمونم و شرط رو با زبون خوش اجرا میکنم . منم وانمود کردم که چاره ای ندارم و قبول کردم‫ .‬

‎بچه ها دستمو گرفتن و به طبقه بالا بردن انتهای راهرو اتاق جین بود که چون مادر اسکات خیلی عجیب بود اتاق جین رو درست مثل قدیما که جین در اون بود نگه داشته بود و جین هم که بعد از ازدواج به یه شهر دیگه رفته بود ، جین تو کار مد و طراحیه لباس بودو از راحت طلبی و از وسواس روی تیپش که لباسش باید لباس فصل باشه و این حرفا ، تغریبا هیچ یک از وسایلشو با خودش نبرده بود و همه لباساش که اکثرا خیلی سکسی بودند همونجا تو کمداش بودند . مایکل دست منو گرفت و منو راهی حمام کرد ، بعد از اینکه لباسهامو در آورد با پوزخنداشاره ای به کیر کوچولوم کرد و گفت : شاید تو لباس زنونه چوچولت خوشگلتر و مناسب تر به نظر بیاد. من خیلی بهم بر خورد و احساس حقارت کردم ولی حرفش درست بود کیر من ‫(‬ بهتره بگیم چوچول من ‫)‬ خیلی کوچولو بود و به همین دلیل تو سن ۱۸ سالگی تا به حال با کسی سکس نداشتم . بعد با دقت زیاد همه جایه من را کف مالی کرد و بعد با تیغ همه موهایه بدن منو ( که خیلی هم زیاد نبود) زد. بعد شروع کرد به کرم زدن بدنم ، من میخاستم جلوشو بگیرم چون دیگه زیادی داشت دستمالیم میکرد که منو به دیوار کوبید و گفت که شرط سر ریزکاریا هم بود به علاوه اینکه اگر الان کرم نزنم بعدا پوستم جوش میزنه. نمیدونستم راست میگفت یا نه ولی چون خیلی حال میداد قبول کردم و دیگه غرغر نکردم . بعد منو خشک کرد و تو بقلش بیرون برد و انداخت رویه تخت جین . اسکات هم تو این مدت که ما حمام بودیم لباسهایی که قرار بود بپوشمو آماده کرده بود. تغریبا با دیدن اون لباسهای سکسی راست کرده بودم ، خوشبختانه همگی مست بودیم و فکر نمی کنم بچه ها متوجه چوچول ‫(‬ کیر کوچولویه ‫)‬ من شده بودند ‫.‬

‎اول یه شرت سفید توریو بعد از اینکه من چوچولم رو به لایه پام به سمت عقب ( به سمت کونم ) هل دادم پام کردند ، شرت دقیقا سایز من بود و اگرکسی از روبرو نگاه میکرد به سختی میتونست بگه لای پایه من چیزی هست و به کل چوچولم زیر فشار شرت به تنم و لایه پام غیب شده بود ، درست مثل یه دختر . بعد یه بند جوراب سفید تنم کردن و بعد نوبت به جورابام رسید که اسکات با پوزخند فریاد زد و گفت : پس لاکش چی ؟ من تو بهشت بودم ولی نمیخاستم اونا بفهمند باسه همین گفتم : دیگه خودتونو لوس نکنید… اونا هم اصلا به حرفایه من توجهی نکردند و اسکات یه لاک سفید رنگ به مایکل داد اون هم با دقت شرو به لاک زدن به ناخونای پام کرد و گاهی یه فوت به ناخونایه پام میکرد ، دیگه داشتم از لذت میمردم . لاک ناخونای پام که تموم شد . مایکل سرشو بالا آورد و در حالی که تو چشام نگاه میکرد با یه خنده شیطانی ، بهم گفت : امشب تو عروس ما دوتایی ‫.‬ بعد رفت سراغ ناخونای دستام . تا به اون لحظه به جدی بودن این موقعیت فکر نکرده بودم ، ولی دیگه اونقدر حشری بودم که هیچی برام مهم نبود و فقط می خاستم خودمو تو اون لباس عروس سکسی و زیبا ببینم . بعد که لاک زدن به ناخونای دستم تموم شد مایکل گفت : فکر کنم دیگه ناخونهای پایه زنم خشک شده باشه . همون موقع اسکات به شوخی زد تو سر مایکل و گفت : زنمون ، لاک ناخونای پایه زنمون خشک شده … . بعد مایکل رفت سر جورابام و یکی از اونا رو لوله کرد ( مثل دونات حلقه و جمش کرد ) و بعد از اینکه انگشتهایه لاک زده پای راستم وارد حلقه جوراب شد اونو از پایه صاف و نرمم بالا کشید و بعد بالایه جورابها را به گیره هایه بند جوراب که تنم کرده بود وصل کرد، گیره ها پشت روبانهای سفید که به شکل پاپیون گره خورده بود پنهان شده بودند ، یکی جلوی پایه راستم یکی پشت و بعد پای چپم به همین صورت وقتی مایکل جورابها را پام میکرد متوجه شدم که اسکات به پای من خیره شده و از من سایز پام را پرسید ، منم گفتم ۴۰ - ۳۹ . لب پایینش را گاز گرفت وبا خوشحالی گفت : کفشم برات داریم . من دیگه داشتم از خوشحالی میمردم . کفشهام را آوردند یه جفت کفش بسیار زیبای سفید با حداقل ۶اینچ پاشنه ، خیلی زیبا بود . جلوی کفشها یه سوراخ کوچولو بود که باعث می شد ۲-۳ تا از انگشتهای لاک خورده پام پیدا باشه . اون کفشهای زیبا یک تاب و قوس خیلی زیبا و زنانه به پاهام داده بود ، باور نکردنی بود . وقتی ناخونایه لاک زده پای خودمو که از جلوی کفش و از زیر جورابام دیدم ، از هیجان زیاد داشتم دیونه می شدم . نوبت به سینه بندام رسید، یک سینه بند سفید توری بسیار زیبا و رویایی . همون موقع اسکات با سرعت از اتاق بیرون رفت و بعد از کلی سر و صدا که از تو انبار میومد در حالی که دستهایشو پشتش پنهان کرده بود به اتاق جین برگشت . دیگه تحمل سورپرایز نداشتم و با بی تفاوتی شرتهای جین رو تو فضایه جلوی سینه بند می چپوندم که قلمبه بشن ، اسکات نزدیک تر آمد و سینه بندو باز کرد . من که نگران این بودم که شاید اسکات نظرشو عوض کرده باشه با عصبانیت گفتم ‫:‬ بالاخره بگو چی میخای ؟ این لباسرو بپوشم یا نه ؟؟

‎که دهنمو گرفت که چیز نگم ، بعد سریع شروع به مالدن یک مایع کرم مانند ولی بی رنگ به سینه هام کرد ، نه فقط به سره سینهام بلکه تا ۲-۳ سانت پایین تر و ۴-۵ سانت بالا تر از سینهامو خوب با اون مایع مالید و خیس کرد بعد چیزی که آورده بود را بهم نشون داد ، باورم نمیشد … سینه زنانه واقعی نما از جنس سیلیکن حدودا به سایز ۳۵سی بود شایدم بزرگتر ‫.‬ بعد در حالی که اونارو به جلوی سینه هایه من فشار می داد تا بچسبد توضیح داد که این سینه ها رو از بعد از مرگ عمه/خاله اش نگه داشتن ‫،‬ چون سرطان سینه داشته سینه هاشو برداشته بوده و برای همین از این سینه مصنويي ها استفاده میکرده ، اون این سینه هارا به دلیل اینکه بسیار واقعی به نظر میامدن خیلی گرون خریده بوده و به همین دلیل پدر و مادرش بعداز مرگ عمه/خاله اش اونو نگهش داشته بودن . بعد که اسکات دستاشو از روی سینهام برداشت ، خیلی باور کردن چیزی که تو آیینه قدی در کمد جین می دیدم برام سخت بود . یه دختر با موهای بلوند لخت تا دم گردنش با سینه هایی خیلی خوش فرم و بزرگ ، با اون لباسهای زیر سکسی و اون کفش زیبا بدون سینه بند بهم خیره شده بود ، بی اختیار دستام بالا آوردم تا روی سینه هامو بپوشونم تا کسی نبینه . که با خنده بچه ها به دنیای واقعی برگشتم و یادم اومد کجام و در چه موقعیتی هستم و ‫…‬ ‫.‬

‎بعد سینه بندمو بستم باور نکردنی بود ، انگار واقعا سینه های خودم بودن ، میتونستم وزنشون و تکون خوردنشونو حس کنم . مایکل که ، از بعد از وصل شدن سینه هام سکوت کرده بود و ملوم بود که اونم از دختری که جلوش می دید خوشش اومده . بعد بچه ها کمک ام کردن تا لباسمو بپوشم . بعد از پوشیدن اون لباس سکسی یه کلاهگیس بلوند که طولش حدودا تا اواسط کمرم بودسرم کردن و همون تور پشت به آیینه منو آرایش کردند . اول از رژ لب و خط لب ، بعد ریمل و خط چشم و سایه چشم و بعد یکم رژ گونه به صورتم زدن ‫.‬ وقتی که تمام شد هر دو تا شون با هم گفتن: ووااووووووووو ‫.‬

‎ برگشتم که خودم را تو آیینه ببینم که از تعجب از چیزی که تو آیینه میدیدم دهنم باز مونده بود . یک عروس زیبا با اندام فوقالعاده ، پاهایه کشیده که با یه جوراب سفیده خیلی سکسی پوشیده شده بود ، با سینه هایی بسیار بزرگ ، زیبا و خوش فرم ، با سکسی ترین لباس عروسی ممکن و با اون کفشها با پاشنهایه خیلی بلند ، زیبا و سکسی ، از تو آیینه به من خیره شده بود . یه چند ثانیه ای طول کشید تا دوزاریم بیافته که دارم به خودم نگاه میکنم ‫.‬ ولی بازم تو شک بودم ، ۲-۳ دقیقه ای گذشت ، هر ۳ تامون به آیینه خیره شده بودیم و سکوت اتاق جین رو فرا گرفته بود. من شیطنت و حشرم زده بود بالا که گفتم: بسه دیگه ، بازی تموم شد ‫.‬ شرط این بود که این لباسرو بپوشم که پوشیدم ، حالا کمک کنید این لباسرو در بیارم … . مخصوصا دلا شدم ( قنبل کردم ) تا کفشامو در بیارم که اونا انگار تازه یادشون افتاده بود که من کیم دستهامو گرفتند و گفتند : نه نه خانم کوچولو ، شرط این بود که تا صبح تو همین وضع با ما باشی و تازه باید لاشی بازی هم در بیاری ‫…‬ ‫.‬

‎ نقشه ای تو سرم بود ‫،‬ خیلی بیشتر حشری بودم و از ظاهر جدیدم بی نهایت لذت می بردم ، برای همین گفتم : باشه ، حداقل بریم پایین و یکم مشروب بخوریم یا تلویزیون ببینیم . مایکل دستشو گذاشت رو کمرم و گفت :هم مشروب میخوریم ، هم تلویزیون میبینیم عزیزم … . حرفه خاصی نزد ولی حالتی که زد ، حشرمو ۱۰۰ برابر کرد . اولش برام سخت بود که با اون پاشنه ها راه برم ، ولی بعد از چند قدم عادی شد برام و شاید بهتر از خیلی از دخترها راه میرفتم و بین اسکات و مایکل از پله ها پایین رفتم . جلوی تلویزیون روی کاناپه نشستیم ، اسکات رفت مشروب بیاره در حالی که مایکل مثل دیونه ها کانل هایه تلویزیونو عوض میکرد ، وقتی دید من متوجه حالتش شدم بهم با حالت خیلی سکسی گفت : عزیزم ، چرا نمیری به اونیکی شوهرت کمک کنی که مشروبا رو زودتر بیاره ، این شوهرت هم یک کانال خوب میاره تا تو برگردی نگران نباش ‫…‬ ‫.‬

‎من رفتم تو آشپزخونه ، اسکات تا منوا دید سینی گیلاسایه مشروبو با یک بطری داد دستم و گفت : ۱ دقیقه دیگه با این ها بیا تو اتاق تلویزیون . بعد گونه منو بوسید و دستش هنوز روی گونه من بود ، یک چشمک بهم زد و رفت پیش مایکل . عجیب بود ، از بوسه اسکات خوشم اومد . بهم حس خوبی داد ، حس عجیب بودن ( بخاطر لباس زنونه هایی که تنم بود ) نمیداد ، حس کردم که واقعا یه دخترم . من هم دقیقا ۱ دقیقه اونجا موندم بعد با سینی رفتم پیش شوهرام ‫.‬

‎اصلا به تلویزیون دقت نکردم ، ولی وقتی مشروبا رو بهشون میدادم دیدم جلوی شلوارشون ( جلویه کیرشون ) باد کرده و معلوم بود که راست کردن و برام نقشه هایی کشیدن ، برگشتم به سمت تلویزیون که دیدم ویدیو گذاشتند و دارن فیلم یک عروسی رو تماشا میکنند ، جالب بود برام . عروسی مجللی نبود در حد عروسی ۴ نفره تو وگاس بود ، من هم گیلاس خودمو برداشتم و سینی و بطریرو بعد از اینکه یه قنبل حرفه ای کردم گذاشتم رو میز ، بچه ها به سرعت شات اولو خوردن و به زور به من هم خوروندن . دکمه پازو زدند و گفتند که یه شات دیگه بزنیم بد فیلمو ببینیم ، من میدونستم که اونا توکارمن هستن و وسوسه کردن اونا خیلی بربام لذت بخش بود و دیگه میخاستم که بکارتم و از دست بدم و برای اولین بار تو عمرم با کسی ‫(‬ کسانی ‫)‬ سکس بکنم و درست مثل یک دختر بچه ای که میخواهد برای اولین بار کس بده دلم شور میزد و می دونستم که میخام که ثانیه به ثانیشو به خاطر بسپارم . برای همین گفتم : من که دیگه نمیتونم و مست مستم و اگه یه شات دیگه بخورم از حال میرم. اونها هم باور کردن که من خیلی مستم ، خودشون هم شاتشون رو گذاشتن رو میز ‫.‬

‎من بین اون ۲ تا نشسته بودم ، بد حشری بودم و سرمو گذاشتم رو شونه هایه مایکل ، مایکل هم کم کم دستشو انداخت دور گردنم وسرمو ناز میکرد ، سر من دیگه رو شونه مایکل نبود و رسیده بود به سینهاش و حس میکردم که قلبش داره تند تند میزنه ‫.‬ کم کم سرمو به سمت کیرش فشار میداد ، منم که دیگه خودم تحملم تموم شده بود بدون هیچ مقاومتی اجازه دادم که سرمو رو کیرش که دیگه الان مثل سنگ سفت بود بزاره . گرما و بزرگیه کیرشو از روی شلوارش ( شلوار ورزشی تنشون بود) حس می کردم . بعد بی اختیار از رو شلوار اون کیر گندشو بوسیدم و انگار نه انگار کاری کردم دوباره سرم و گذاشتم رو کیرش و همون تور دراز کشیدم و فیلمو تماشا کردم . کم کم پا هامو هم آوردم بالا و گذاشتم رو کیر اسکات ، اونم کیرش مثل سنگ شده بود و با پاهای پوشیده شده با اون جورابهایه سکسی و نرم ، گرما و بزرگی کیر اینیکی شوهرم رو هم حس کردم . اونها هم شروع کردن به مالیدن صورت و پاهام به کیرهای بزرگشون ‫.‬

‎تو فیلم دیگه عروسی تموم شده بود و ساقدوش زنه رفته بود و فقط ساقدوش مرد مونده بود و اون زن و شوهر . مایکل گفت : ببین اینا هم مثل ما سه تا هستن ، پس هر کاری عروس میکنه تو هم باید بکنی . من فهمیده بودم داستان چیه به همین دلیل وانمود کردم که نمیدونم و قبول کردم و گفتم پس شما هم باید کارایه مردا رو انجام بدید . اونها هم از خدا خواسته قبول کردند . بعد یهو مردایه تو فیلم لباساشونو‌ در آوردن و شروع کردن به مالیدن و لب گرفتن از عروس . من از خوشحالی که داره شروع میشه داشتم پرواز میکردم ولی همون جور دراز کشیده بودم و وانمود کردم هنوز نمیدونم قضیه چیه ، که اونا منو بلند کردن و شروع کردن به مالیدن و لب گرفتن از من ، من هم که خودمو زده بودم به مستی و آه و اوهم بلند شده بود . تو فیلم اونا هنوز داشتن لب و لب بازی می کردن و با کس و کون دختره ور می رفتن ، که مایکل دستشو گذاشت رو سرم و منو هل داد به پایین ، به طوری که دیگه رو زانو هام بودم و بعد کیرش را دراورد و شروع کرد به مالیدن به سر و صورتم . من رفتم عقب ، میدونستم که کار به اینجا میرسه ولی جا خورده بودم . گفتم: بچه ها دیگه بسه . که مایکل پشت گردنمو گرفت و فشار داد من از درد آه کشیدم ، تا دهنم باز شد مایکل اون کیر حیولاشو چپوند تو دهنم و شروع کرد به عقب و جلو بردن سرم و گاییدن دهن من ، همین تور از چشم اشک میومد و گریه میکردم بعد اسکات اومد جلو و قبل از اینکه بفهمم چی شده داشتم نوبتی بینشون عقب جلو مرفتم و براشون ساک میزدم . اسکات هم که این و دید دیگه نتونست جلوی خودشو بگیره و رفت پشتم شروع کرد به مالیدن کون باکره من ، اول از رو شرت میمالید و انگوشت میکرد ولی بعد شرتمو از لای کونم کشید به سمت راست و بعد از ۲-۳ تا تف که به روی سوراخ کون من کرد ، یکی از انگشتاشو راهی کون من کرد ، از درد گریم درومد واقعا انگشتهایه کلفت و بزرگی داشت‫ . دیگه فهمیدم که امشب بکارتم و از دست میدم ولی نه مثل رویاهام با عشق و لطافت بلکه مثل یه حیوون ، با تجاوز و به زور .‬

‎مایکل هنوز داشت دهن منو مثل حیوون میگایید ، اسکات هم دیگه داشت سومین انگشتشو هم وارد کونم میکرد منم همچنان مثل جنده مکزیکیا که ۱۰ نفر بهشون تجاوز می کنن عر میزدم و زاری میکردم . دیگه یکم داشتم آرومتر می شدم چون اسکات انگشتاشو از کونم در اورده بود و فکر کردم دیگه دیده خیلی تنگم و داره دردم میاد، دلش به حالم سوخته و بی خیال شده ، که یهو کیرشو که فکر کنم به قطر کن ردبول بود تا نصفه هاش قارت چپوند تو کونه باکره و تنگ من دوباره فریادام شروع شدن و دوباره گریه و اه و اوه ‫(‬ نه اه و اوه سکسی بلکه از درد عرعر می کردم ‫)‬ … . در همین مدت مایکل همچنان دهن من را می گایید و صدای عرعر من رو کیر گنده مایکل خفه میشد ‫(‬ کیرش تغریبا نقش صدا خفه کن داشت ‫)‬ . اونا منو طوری میکردن که انگار فردایی وجود نداره ‫.‬ دهن و کون منو دو تایی میگاییدن و اصلا براشون مهم نبود که من درد دارم یا دارم لذت میبرم ، درست مثل اینکه من یک عروسک گاییدن برای این دو کیر گنده بودم . کم کم درد کونم از بین رفت و یواش یواش موجهایی از لذت از تمام تنم عبور میکرد ، مثل اینکه کیر اسکات به اون نقطه مورد نظر خورده بود و هم زمان با هر فشار اسکات منم خودمو هل میدادم عقب تا بیشتر و بیشتر کیرشو توی خودم احساس کنم ‫.‬

‎ مایکل همچنان داشت همون بلایی رو سر دهنم میاورد که اسکات سر کونم آورده بود . دیگه خایه های مایکل رو چونم بودن و از اینکه همه کیرش ‫(‬ تا خایه ‫)‬ تو حلقم بود لذت میبردم . قسم میخورم یهو اونا خندیدن و زدن قدش و صدای برخورد دستاشونو با هم شنیدم . اولین سکس زندگیم بود ولی من در نقش یه جنده بودم که دو تا کیر گنده ، داشتن کون و دهنشو در حالت ۴ دست و پا به وحشیانه ترین مدل می گاییدن ‫…‬ و عجیب بود چون من داشتم لذت میبردم . نه فقط از برخورد کیر اسکات به پروستاتم ، بلکه بیشتر از اینکه من داشتم نقش یک زنو بازی میکردم و اینا داشتن منو مثل یک زن جنده جر میدادن و دهن و کونمو همزمان میگاییدن لذت میبردم ‫.‬

‎سرعت تلمبه زدناشون بیشتر و بیشتر شده بود و من هم لذتم ، تا اینکه حس کردم کیر مایکل داره همینتور سفت تر میشه و دیگه تمام رگهای رو کیرشو تو دهنم حس میکردم و فشار رو سر و گردنمو بیشتر کرده بود ، که یهو نعرش رفت هوا و گفت ‫:‬ داارررممممممم میییاااااامممممممممممممم ‫…‬ ‫.‬ و ته گلوم گرم شد همینطور یکی پس از دیگری آب کیرشو تو اعماق حلقم خالی کرد بعد یواش کیرش رو از دهنم در آورد و اخرین پمپاژ آبش ، سراسر صورتمو پوشوند ‫.‬ از چشم چپم ، دماقم و تا روی لبم ، بعد من خودم دوباره کیرشو کردم تو دهنم تا براش ساک بزنم و تا آخرین قطره آبکیرشو از وجودش بکشم بیرون تا کیرش تو دهنم به خاب فرو بره . اسکات با دیدن این صحنه که من خودم کیر مایکلو برگردوندم تو دهنم و براش ساک زدم خیلی سفت شده بود و می دونستم که داره آبش میاد و تا اومد کیرشو از کونم در بیاره ‫(‬ فکر کنم اونم میخاست آبشو تو دهنم خالی کنه ‫)‬ من خودم رو به عقب هل دادم و اونم آبشو در اعماق کون من خالی کرد حتی حس کردم که کمی از آبش در حالی که اون همچنان داشت کون من مزاشت از لای سوراخ کونم اومد بیرون و از رونم سرازیر شد و منم دیگه از خوشی همون موقع آبم تو شرتم اومد ، بدون اینکه حتی دستی به چوچولم زده باشم ، بعد ازشون خاستم‫ که ‬یکم تو همون حالت بمونیم و ‫کیرشون‬و در نیارن تا اینکه کیر اسکات تو کون من به قدری کوچک و نرم شد که خودش از کونم درومد ‫.‬ ولی من هنوز داشتم کیر نرم مایکل ساک میزدم ‫. و این بهترین حس رو به من میداد .‬

‎اونها تا صبح ۳-۲ بار دیگه من رو به همین خشونت ‫(‬ حتی خشنتر و وحشیانه تر ‫)‬ گاییدن و منم از لحظه لحظش لذت بردم و از همون شب یه فصل جدید در زندگی من شروع شد، فصلی که زندگی من را لطیفتر و رنگینتر کرد ‫.‬ الان ۲ سال میشه که از خانوادم جدا شدم تا راحت تر به بخش سکس زندگیم بپردازم و موفقیت و تجربه های بسیاری بدست آوردم که براتون خاهم گفت ، البته اگر خاستید …‬ ‫.‬

‎ترجمه ‫:‬ ش‫.‬ر‫.‬

سلام خدمت هم زبانهاي خوبم
اول بگم من اصلا خوب بلد نيستم بنويسم خواهشن ببخشيد
چند روز پيش سفري به كشور تايلند داشتم تا چند روز ديگه هم جاتون خالي هستيم
دو روز اول در بانكوك والان هم پاتايا
در بانكوك تصميم داشتم يك ليدي بوي بكنم ولي نمي دونستم هتلم لي دي بوي راه نمي ده به اين خاطر فقط كس كرديم راه هم از عقب نمي دادن
ولي به پاتايا رفتم هتل پيدا كردم كه او كي باشه
بعد از پيدا كردن هتل سريع رفتم براي ليدي بوي خوشكل
لي دي بوي ٢ مدل داريم ١مدل صورت مثل پسر كه اگه لباس مردانه بپوشن نمي فهمي لي دي بوي هستن
فقط يه كمي سينه ويه كمي كير دارند
نوع دوم خوشكل قد بلند ناز كردني خوردني و....
نوع اول ميتوني فري (مفت) پيدا كوني ولي نوع دوم بستگي به شانس داره خلاصه سر تون درد نيارم
يه اسپري از ايران برده بودم كيرم با اسپري شستم رفتم بيرون گشتم و يكي پيدا كردم
با هم رفتيم هتل گفتم برو حمام رفت منم پشت سرش پريدم تو حمام رفت زير دوش منم كيرم از شرتم
در اوردم گفتم بيا بخور أمد شروع كرد به خوردن خيلي با حال ميخورد
يه چند دقيقه خورد بعد گفتم بس رفتم زير دوش امديم بيرون
رفت رو تخت دراز كشيدخيلي با مزه بود آخه سري هاي قبل اصلا با لي دي بوي حال نمي كردم ولي تو ايران يه دوستام اين قدر تعريف كرده بود كه عاشق لي دي بوي شده بودم
رفتم پيش دراز كشيدم.دستش گذاشت روي كيرم شروع كرد به ماليدن منم كيرش گرفتم وماليدم ديدم سيخ شد گفتم تا من نكرده بكنمش
گفتم بخور اونم از خدا خواسته شروع كرد به خوردن در حين خوردن هم با پشمام بازي ميكرد بعد كاندم دادم بهش كشيد رو كيرم يك كرم از تو كيفش در اورد ماليد در كونش منم خوابوندمش از پشت كردم توش سوراخش اول تنگ بود ولي بعد از چند ثانيه انداز كوس ٨٠ ساله باز شد شروع كردم تلمبه زدن
اوردمش لب تخت خمش كردم دو باره شروع كردم به تلمبه زدن جاتون خالي اگه ١٠ نفرم بوديم بازم جواب ميداد ديدم بعد چند دقيقه شروع كرد به جق زدن برا خودش خيلي تند جق ميزد هر ثانيه٢٠ بار بالا پايين ميكرد دستش
يه مرتبه ديدم اتشفشان فوران كرد
وابش امد خيلي فشار ابش زياد بود تا ته تخت رفت منم مي خنديدم
ديدم نگاهم مي كنه ميخنده
منم داشتم تلمبه ميزدم ولي ابم قطع شده بود نمي امد ميدونين چرا چون ديروز يه جنده كرده بودم پولش ندادم پادشاه تايلند ابم قطع كرده بود خلاصه اب ما نيامد نيم ساعت كردم
ولي خيلي حال داد
راستي بچه ها اگه كسي ديسكو با حال تو بانكوك بلد بگه با تشكر s666

همزمانسازی محتوا