شما اینجا هستید

زن متاهل

شیشه بر و زهرا خانم

سلام خدمت تمام بچه هاي شهواني عزيز. من رضاهستم 25سالمه وتوي يك شهركوچيك زندگي ميكنم ومغازه شيشه بري دارم وداستانم برميگرده به 4سال پيش كه موقع عيدفطربود و چون دم عيد بود سرم خيلي شلوغ بود و من دست تنها بودم و 3 روز مانده بود به عيد كه من چند تا خانه واسه شيشه كردن قبول كرده بودم .

داستان سکسی:

دختر خاله متاهل و سکسی دوس دخترم

سمم امید هست .الان 29 سالمه. خاطره بر میگرده به سه سال پیش ، یه دوست دختر به اسم مریم داشتم ، اهل حال بود ولی زیاد خوشکل و خوش هیکل نبود . چندباری تو ماشین واسم ساک زده بود ساک زدنش عالی بود یه جوری کیرمو میخورد که آدم احساس میکرد وقتی آبش میاد داره جونشم از کیرش در میاد. همیشه اصرار می کرد که بریم خونه و بهم از پشت حال بده ولی من با اینکه موقعیت داشتم رغبت آنچنانی برا کردن کونش نداشتم . یه روز بهش گفتم یکی رو واسم جور کن که اوپن باشه و اهل حال تا دوتاتون رو باهم بکنم . اولش قبول نمیکرد ولی چون تشنه سکس بود قبول کرد .

داستان سکسی:

عاقبت غیرتی بازی

سلام من سعیدم داستان اواونجایی شروع میشه که یه سه شنبه طرفای ساعت 12 واسه خرید رفته بودم گلستان، که خانم دوستم الهامودیدم ولی برروی خودم نیاوردم چون ازشما چه پنهون همچین ازش خوشمم میومد شیطون گولم زدکه یواشکی ببینم چیکارمیکنه هیچی دنبالش با فاصله چند متری میرفتم که رفت تو یه مغازه طبقه بالا یکم بعدبا چندتا خریداومد بیرون منم به تعقیبم ادامه دادم که دیدم یکی ازفروشنده های اون مغازه اومدبیرون وافتاد دنبالشو رسید بهشو هی یه چیزی میگه بهش،دیدم الهام هم سرعتشو بیشتر کرد فهمیدم اهل پا دادن نیست پسره هم ول کن نبود تا بیرون رفتم دنبالشون شانسی ماشینش هم سمت محل پارک من بود خودمو زدم به اون راه که م

داستان سکسی:

عذاب وجدان زن متاهل

سلام
من یه زن متاهل هستم که یه دختر کوچیک دارم.از یه خانواده متوسط هستم و قبل از همسرم با کسی رابطه نداشتم.تو سن 20 سالگی یه ازدواج سنتی کردم.همسرم مرد خوبیه ولی با هم رابطه ی عاشقانه و حتی دوستانه ای نداریم.همیشه کمبود عشقو حس کردم و دنبال کسی بودم که بتونم دوسش داشته باشم.خاطره ی من برمیگرده به یک سال پیش که مشکلاتم با همسرم خیلی زیاد شده بود.یه روز صبح که داشتم میرفتم دکتر برای دخترم،منتظر تاکسی بودم که یه آقای جوون جلوی پام نگه داشت.

داستان سکسی:

یک شب پرکار

سلام من ستاره ام 26 سالمه 2 سال ازدواج کرده بودم نمیخام از خودم زیاد تعریف کنم ولی خوب قیافم بد نیست بینیمو عمل کردم لبامم پروتز و همینطور سینه هام(به لطف شوهرم) قدمم 186 وزنمم 78 کیلو شوهرم خیلی پولداره از اون خوانواده هاست که پولشون از پارو بالا میره ولی متاسفانه خواموادش مذهبین و زیاد از من خوششون نمیاد من قبل از ازدواج شیطونی زیاد کرده بودم ولی بعد از ازدواج اکبر گفته بود که همه گذشتت به کنار و اگر ازت یک اشتباه سر بزنه طلاق. من خدایی با اینکه برام چندتا موقعیت پیش امده بود کاری نکرده بودم.

داستان سکسی:

من و عشق جدیدم

سلام دوستان
اسمم پرستو و 32 سالمه دوست نداشتم این داستان رو بگم اما دیدم شاید اینجوری هواس (حواس)آقایون ساده لوح جمع بشه و بدونن زناشونم نیازهای جنسیشون باید ارضا بشه
من متاهلم و 7 سال از ازدواجم میگذره تو این مدت فقط از سر اجبارها و حرفهای مردم ادامه دادم زندگیمو .

داستان سکسی:

علی و خاله نسرین

سلام.علی هستم 31ساله .متاهل هستم و زندگیه خوبی با همسرم دارم و از زندگیم راضیم . من تو یه خونواده پر رفت و آمد بزرگ شدم و با دوست و آشنا زیادی رفت و آمد داشتیم و داریم . و همچنین من با دختر و زنهای زیادی از این دوست و فامیلها رابطه داشتم (چه تو دوران مجردی و چه تو دوران متاهلی).یکی از این دوستامون که من باهاشون رابطه داشتم که خیلی هم از این رابطه لذت بردم نسرین خانم بود که ما به اون خاله نسرین میگفتیم که من با دخترش شیرین هم تو دوران مجردی چند بار سکس داشتم که بعدا براتون میگم . ولی این رابطه من با خاله نسرین مربوط میشه به دوران متاهلیم.

داستان سکسی:

مجتمع نوشین (2)

متن خاطره:
قسمت قبل
...
بعد از اولین سکسم با نوشین رفتم پیش پزشک و با انجام آزمایشهای مختلف مطمئن شدم که تو جریان سکس با سیمین و ثریا ، به ایدز مبتلا نشدم . بعد از دو سال کلنجار رفتن با خودم بالاخره جرات کردم برم دکتر و آزمایش بدم .

داستان سکسی:

مجتمع نوشین (1)

اون روز طبق روال همیشگی به شهرداری منطقه رفته بودم . روز شنبه بود و ازدحام جمعیت بیداد میکرد . به واسطه چند سال رفت و آمد ، با اکثر کارمندای واحد شهرسازی و درآمد و طرح تفصیلی و بیشتر آدمای کار راه انداز شهرداری منطقه رفاقت نسبی پیدا کرده بودم . مردم اون ور پیشخون با گفتن : آقا ، آقا سعی در جلب توجه کارمند مورد نظر به سمت خودشون داشتن . منم اینور پیشخون و به دور از ازدحام در مورد یکی از املاک شرکتی که براش کار میکردم( لباس فرم شرکت تنم بود) در حال صحبت با یکی از کارکنان طرح تفصیلی بودم .

داستان سکسی:

بهترین سکس عمرم با مهشید

سلام من اسمم آرشه و 21 سالمه ساکن اهوازم . این خاطره ای که براتون تعریف میکنم مربوط به 4ماه پیشه.یه روز طرفای فاز 1 با ماشین در حال حرکت بودم حوالی ساعت 7 شب بود هوا نیمه تاریک بود که یه خانوم حدودآ 25 ساله با بچش کنار خیابون در حال رفتن بودن.من تا چشمم به هیکل زنه افتاد خود به خود کیرم سیخ شد.آخه نمیدونید چه اندامی داشت.حدودآ168 قدش بود و 60 کیلو وزنش.یه کون گرد و خوشگل و برجسته که با مانتو کوتاه لی آبی کشی و تنگی هم که پوشیده بود زیباییش دو برابر میشدوقتی راه میرفت لپای کونش به طرز زیبایی بالا و پایین میرفت.حشریش شده بودم.

داستان سکسی:

کامپیوتر سیما خانوم

سلام
اولین داستانی هست ک مینویسم و نمیخوام تعریف بدم و با کنایه صحبت کنم ! داستانهای سایت رو دنبال میکردم و تصمیم گرفتم امروز عضو بشم و داستامو بزارم .
علی اسم مستعارمه و در یکی از شهرهای بوشهر زندگی میکنم ، من دانشجوی کامپیوتر و یک مغازه کامپیوتر دارم ک تمام وقتم اونجاست و یه جورای سعی میکنم دستم ب دهنم برسه و محتاج پدرم نباشم! تقریباً قشر فقیر جامعه ایم دیگه :دی
مشتری های زیاد دارم سیستم برای خیلی ها بسم ! ولی قطعاً تعمیرات سیستم با خودمه و گاهی خونه اونا میرم و اونجا تعمیر میکنم،

داستان سکسی:

کس دادن زنم در جنگل

من اشکانم و 28 سال سن دارم زنم 26 سالشه ،ماجرا بر میگرده به ماه پیش و عروسی یکی از فامیل و در یکی از شهرای استان گیلان که اتفاق سکسی برای همسرم اتفاق افتاد و پسر عمه ام ترتیبشو داد ، عروسی یکی از اقوام بودش و پسرعمم که اسمش اصغره و 26 سالشه ، متاهلم هستش به عروسی اومده بود و زنشو با خودش نیاورده بود آخر شب بعد از تالار دوماد خونشون مراسم رقص و پایکوبی برگزار کرده بود همسرم هم اون شب جو گیر شده بود و تو حیاط حسابی می رقصید یه تیکم با اصغر رقصید و توی این رقص اصغر یه نمه زنمو مالید به حدی که من تو جمع خجالت کشیدم ولی اصغر چون مست بود حالیش نبود.

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - زن متاهل