شما اینجا هستید

زن همسایه

لیلا زن همسایه

با سلام خدمت دوستان شهوانی
این خاطره مال همین چند وقت پیشه . اولش عذر خواهی میکنم که طولانیه.( لیـــلا زن همسایه )
دو سال پیش در همسایگی ما یک زن و شوهری خونه ساختند و آمدند نشستند.
شوهره کارگر شهرداری بود و زنه خانه دار اسمش هم لیلاست. خانمه خیلی خوش هیکل بود و کون و سینه ی خوش فرمی داشت . سینه ی 75 یا 80 بود.صورت گرد و سفید و جذابی داشت.بعضی وقتا با مانتو میره بیرون که کونش و سینه هاش خیلی دیدنی میشن. خلاصه من رفتم تو کفش ولی فکرشم نمیکردم که اهل حال باشه.مدتی گذشت و من متوجه اوضاعش نبودم.اونم هی ردمیشد و با من سلام میکرد.

داستان سکسی:

اولین و آخرین سکس با خانم واحد روبرویی

با سلام خدمت دوستان این خاطره ای که براتون می نویسم واقعاٌ برام اتفاق افتاد. این اتفاق از روزی شروع شد که یک همسایه جدید اومد واحد روبروییمون و خانم من با هاش خیلی صمیمی شد و ما با هم رابطه خانوادگی پیدا کردیم و خیلی با هم صمیمی شدیم و خاطره جون واقعا خانم خوشگل و مانکنی بود خوش استیل با سینه های رو فرم و قد 170 و خیلی عالی ما همیشه پنج شنبه ها دور هم جمع می شدیم و ورق بازی می کردیم و مشروب می خوردیم البته شوهرش نمی خورد .

داستان سکسی:

مینا زن همسایه

من یک مرد چهل ساله هسستم. کلاس چهارم دبستان بودم که یک زن و شوهر جوان آپارتمان کنار خونمون را خریدن و همسایه ما شدن. خانمه تپلو دوست داشتنی بود با لبهای برجسته . همیشه از نظر من اون خانم مظهر زیبایی بود. بعد از یکسال از هم جدا شدن و خانمه همونجا موند چون بنام اون بود. چند روز بعد خانمه اومد خونه ما(با مامانم دوست شده بود) و از مامانم خواهش کرد که شبها یا من یا برادرم(که 2 سال از من بزرگتره) شبها بریم خونه اون بخابیم که نترسه. مامانم قبول کرد و قرار شد یک شب من و یکشب برادرم بریم اونجا.

داستان سکسی:

سکس من و مارال، زن مستاجر

با سلام. اولین باره که دارم همچین کاری میکنم (داستان سکسی مینویسم)، هیچ وقتم فکرشو نمیکردم چنین کاری بخام بکنم، اما خب دیگه، یه حسی نمیذاره ساکت بشینم. ((فقط خواهشی که از تمامی دوستان عزیز شهوانی دارم اینه که شخصیت خودشونو نشون بدن و از گفتن ناسزا و فحش خودداری کنن. دوستای عزیزم میتونن هر نظری رو تو یه قالب مودبانه عرض کنن.))

داستان سکسی:

زن 24 ساله همسایه مون

سلام به برو بچه های شهوانی
من فرزادم و 1سالی میشه که داستانای شهوانی رو میخونم
بعضی از خاطرات به نظرم واقعی می یاد ولی اکثرا داستان هستن ، ولی به هر حال اون هم یه داستانه دیگه .
من میخوام یکی از خاطرات خودمو بنویسم، امیدوارم خوشتون بیاد

داستان سکسی:

کردن افسانه در حموم

سلام به همگی
محمدم الان 27سالمه داستان که میخوام براتون بگم مال 4سال پیشه من به دلیل شرایط خانوادگی که داشتم مجبور به ترک تحصیل شدم وکار کردم ودر عرض 6ماه از پسر خالم کاشی کاریرو یاد گرفتم واولین صاحب کارم مرد پیری بود که بهش میگفتن دکتر چون کمی علم طبی سنتی بلد بود وپسر25ساله ای داشت که پیشتر اون پیشمون بودمنم یه تیپ خوبی ویکم هم خوش قیافه ام ولی از همه بدتر حرفمو زبونمه که اگه به گوش دختری برسه کارش تمومه نکنمش راحت نمیشه

داستان سکسی:

زن کس تنگ همسایه

یه راست میرم سر اصل مطلب این قضیه برا 2سال پیشه یه روز داشتم از پارکینگ خونه میامدم بالا که درب حیاط باز شد یه زن وشوهر امدن داخل با یه بنگاهی برای دیدن ط اول . دیدم زنه عجب مالیه بد هم داره امار میده خلاصه اونروز گذشت اونا هم خونه رو اجاره کردن یه چند وقتی دنباله زنه بودم تا یه روز دم پنجره رویتش کردم الکی زیر پنجرشون با تلفنم حرف میزدم در همون حال تلفنمو بلند بلند میگفتم .اون هم داشت گوش میداد من رفتم سره کارم 3ساعت بعد یکی زنگ زد و قطع کرد شک نداشتم که این پایینیه هستش {شماره تلفن از تلف ن همگانی بود } هرچی زنگ زدم فاییده نداشت .

داستان سکسی:

تنها سکس رامین با زن همسایه

سلام به همه شما دوستان محترم.راستش من تازه با اين سايت آشنا شدم.چون داستان هاي خوبي داره منم جذب اين سايت شدم.من 19 سال دارم و در كل عمرم فقط يه بار سكس داشتم كه اونم برميگرده به اسفند ماه سال 91.اول از خودم و شرايطم ميگم.اسم من رامين هست.زياد هم خوشتيپ و خوشقيافه نيستم.خونه اصلي ما در شهر تبريزه. اطراف تبريز يه شهر جديد ساختند به اسم سهند. ما اونجا يه آپارتمان داريم.ماجراي رفتن ما به سهند از اونجا شروع شد كه خونه ي ما در تبريز قديميه.

داستان سکسی:

زن باسن درشت همسایه

سلام یاران.من رضا هستم17سالمه.این داستان کاملاواقعیه.راستش من تو یه کوچه زندگی میکنم که خونه هاش چسبیدن به هم طوری که راحت از پشت بوم میشه رفت خونه کناری!مایه همسایه داریم به اسم مرضیه.خونه اونا چند خونه بالاتره ماست البته اون طرف.من 12سال تواین کوچه بودم وزیاد به زناش توجه نمی کردم تا اینکه یه روز برادرم که 8سالشه باپسری همبازی شد.مادرشم همون مرضیه بود.یه روزاز حیاط داشتم کوچخ رو نیگاه میکردم که دیدم مرضیه خانوم داره میاد منم وایسادم تا بیاد بالا. وقتی صورتشو دیدم خشکم زد. یه صورت صاف چشمای سبز درشت باموهای طلایی قدشم کوتاه بود.وقتی رد شد قلنبگی چیزی توی مانتوش توجه مو جلب کرد.

داستان سکسی:

زن خراب همسایه

حدودا سال پيش بود كه يه همسايه جديد به محله ما اضافه شد اما از همون روز اول تو محله پيچيده بود كه زن همسايه جديدمون يه جورايي خرابه و شوهرش هم يه بيخيال عياشه و ميدونه كه زنش چي كارس اما اصلا بهش فكر نميكنه.
از روزي كه اين همسايه اومد تو كوچه بين من بچه محلا فقط و فقط حرف اون بود. دوست داشتيم هي از زنه و بدنش حرف بزنيم و مطابق معمول هر زني كه دنبال سكس بود و مشتري هم زياد داشت اين خانوم هم از اون تيكه هاي نادر طبيعت بود و تركيب بدنش بد جوري حشري كننده بود!

داستان سکسی:

سکس بازن کون خوش فرم

سلام به همه بچه های خوب ایران من یه کرد هستم باظاهری معمولی ولی بایه کیرگنده و گوشتی و دراز .داستان من از اونجایی شروع شد که بعلت اینکه درچند معامله کلی ضرر کردم و بدهکارشدم مجبورشدم از دیارم راهی تهران شوم و در یک کارگاه ساختمانی مشغول کارشوم.

داستان سکسی:

عشق زینب

سلام به همه ی دوستان شهوانی خودم. امیدوارم ابن داستان واقعی رابخونین ولذت ببرین
اسم من مهرداداست الان36سالمه واین داستان برمیگرده به حدود4سال پیش
زینب جون هم32 ساله است وچشمانی سبزوقدی بلندوخیلی زیباکه رقص خوبی هم داره.
خوب بریم سر اصل داستان

داستان سکسی:

همسایه داغ

سلام خدمت همه عزیزانی که داستان رو میخونن.این داستان از حقایقه زندگیم هست.
اسم من رضا هست و 23 دارم،میمیته جزابی ندارم ولی بامزه هستم قد174 و تیپ خوبی دارم.
داستان از اونجایی شروع شد که ما نقل مکان کردیم و محلمون رم عوض کردیم ما تو یه کوچه بنبست شلوغ رفتیم اونجا همه همسایه ها،با هم سر کوچه مینشستن.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن همسایه