شما اینجا هستید

زن همسایه

تنها سکس رامین با زن همسایه

سلام به همه شما دوستان محترم.راستش من تازه با اين سايت آشنا شدم.چون داستان هاي خوبي داره منم جذب اين سايت شدم.من 19 سال دارم و در كل عمرم فقط يه بار سكس داشتم كه اونم برميگرده به اسفند ماه سال 91.اول از خودم و شرايطم ميگم.اسم من رامين هست.زياد هم خوشتيپ و خوشقيافه نيستم.خونه اصلي ما در شهر تبريزه. اطراف تبريز يه شهر جديد ساختند به اسم سهند. ما اونجا يه آپارتمان داريم.ماجراي رفتن ما به سهند از اونجا شروع شد كه خونه ي ما در تبريز قديميه.

داستان سکسی:

زن باسن درشت همسایه

سلام یاران.من رضا هستم17سالمه.این داستان کاملاواقعیه.راستش من تو یه کوچه زندگی میکنم که خونه هاش چسبیدن به هم طوری که راحت از پشت بوم میشه رفت خونه کناری!مایه همسایه داریم به اسم مرضیه.خونه اونا چند خونه بالاتره ماست البته اون طرف.من 12سال تواین کوچه بودم وزیاد به زناش توجه نمی کردم تا اینکه یه روز برادرم که 8سالشه باپسری همبازی شد.مادرشم همون مرضیه بود.یه روزاز حیاط داشتم کوچخ رو نیگاه میکردم که دیدم مرضیه خانوم داره میاد منم وایسادم تا بیاد بالا. وقتی صورتشو دیدم خشکم زد. یه صورت صاف چشمای سبز درشت باموهای طلایی قدشم کوتاه بود.وقتی رد شد قلنبگی چیزی توی مانتوش توجه مو جلب کرد.

داستان سکسی:

زن خراب همسایه

حدودا سال پيش بود كه يه همسايه جديد به محله ما اضافه شد اما از همون روز اول تو محله پيچيده بود كه زن همسايه جديدمون يه جورايي خرابه و شوهرش هم يه بيخيال عياشه و ميدونه كه زنش چي كارس اما اصلا بهش فكر نميكنه.
از روزي كه اين همسايه اومد تو كوچه بين من بچه محلا فقط و فقط حرف اون بود. دوست داشتيم هي از زنه و بدنش حرف بزنيم و مطابق معمول هر زني كه دنبال سكس بود و مشتري هم زياد داشت اين خانوم هم از اون تيكه هاي نادر طبيعت بود و تركيب بدنش بد جوري حشري كننده بود!

داستان سکسی:

سکس بازن کون خوش فرم

سلام به همه بچه های خوب ایران من یه کرد هستم باظاهری معمولی ولی بایه کیرگنده و گوشتی و دراز .داستان من از اونجایی شروع شد که بعلت اینکه درچند معامله کلی ضرر کردم و بدهکارشدم مجبورشدم از دیارم راهی تهران شوم و در یک کارگاه ساختمانی مشغول کارشوم.

داستان سکسی:

عشق زینب

سلام به همه ی دوستان شهوانی خودم. امیدوارم ابن داستان واقعی رابخونین ولذت ببرین
اسم من مهرداداست الان36سالمه واین داستان برمیگرده به حدود4سال پیش
زینب جون هم32 ساله است وچشمانی سبزوقدی بلندوخیلی زیباکه رقص خوبی هم داره.
خوب بریم سر اصل داستان

داستان سکسی:

همسایه داغ

سلام خدمت همه عزیزانی که داستان رو میخونن.این داستان از حقایقه زندگیم هست.
اسم من رضا هست و 23 دارم،میمیته جزابی ندارم ولی بامزه هستم قد174 و تیپ خوبی دارم.
داستان از اونجایی شروع شد که ما نقل مکان کردیم و محلمون رم عوض کردیم ما تو یه کوچه بنبست شلوغ رفتیم اونجا همه همسایه ها،با هم سر کوچه مینشستن.

داستان سکسی:

حمید و زن هات همسایه

با سلام
چند سالی هست که ازدواج کردام به خاطر اینکه پدرم یه ساختمون چهار واحدی نقلی داره یکی از این واحداشو داده به من تا اونجا زندگی کنم و سه واحد دیگه هم داده به مستجر. تابستون پارسال طبقه ی بالای ما خونه رو خالی کرد و برای اینکه یه دستی به سروگوشش بکشیم و بعد به مستجر بدیم نقاش آوردیم .

داستان سکسی:

مهسا جیگر همسایه خونگرم

سلام دوستان اسم من آرمین من 20 سال دارم تازگیها با این سایت ها آشنا شدم این داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم برای یک سال پیشه یعنی سال 90.

داستان سکسی:

فرشته زن خوشگل همسایه

سلام
اسم من عرفان هست و الان 21 سالمه خاطره ای رو که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال قبل
اولش قصد نداشتم خاطرم رو تعریف کنم چون هر داستانی رو که هر کسی می نویسه حالا چه دروغ و چه راست خیلیها فقط با فحش دادن خودشون رو خالی می کنن و همین باعث می شد تا من از نوشتن خاطره خودم منصرف بشم ولی خوب وقتی آمار بازدید
داستانها رو میبینه که مثلا برای یه داستان 10 هزار نفر هست و فقط 20 نفر میان نظر می دن و فحش میدن همین معلوم میکنه که یه سری آدم ......ولش کن دوست ندارم منم مثل اونا فحش بدم

داستان سکسی:

من و زهرا خانوم روی پشت بوم

سلام.اسم من مصطفی.27ساله.192قد و 93 وزنمه.
چند سالی هست با زهرا اینا همسایه ایم.این داستان برمیگرده به تابستون امسال یعنی سال 91.
زهرا خانوم یه زن معمولی با یه اندام زنانه معمولیه.حدودا 40ساله و 65 یا 70کیلو.
2تا هم بچه داره.یه پسر و یه دختر که دخترشو تو سن پایین شوهر داد والان 3تایی با شوهر و پسرش زندگی میکنن.

داستان سکسی:

از تتو تا کردن زن همسایه

سلام این اولین داستانه منه که دارم مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد داستان کاملا واقعیه من الان حدود 2سال با شهوانی اشنا شدم و دوست داشتم داستانه خودمو براتون بگم مردونه اگر خوب بود بگید اگرم فکر میکنید ساختگیه مهم نیست.
داستان رو تقریبا به صورت خلاصه میگم که زیاد طولانی نشه اما قول میدم ارزش وقت گذاشتن و خوندن رو داره.

داستان سکسی:

مامان الناز

در همسايگي ما يه دختر كه اسمش الناز بود همراه مادرش زندگي مي كرد .يك روز داشتم مي رفتم بيرون كه كار هامو انجام بدم يك دفعه مامان الناز رو ديدم كه با يكي ا ز همسايه هاي ديگه داشت دم در حرف مي زد منو ميشناخت چون قبلا با مامانم چند باري سلام و عليك و اين لوس بازيا و اينا دم نون واي كرده بودند مامانم منو نشونش داده بود داشتم رد ميشدم با يه حالت شيطوني نگام كرد من فهميدم كه باس سلام كنم گفتم سلام خانوم فرهمند گفت سلام اقا سينا بفرما داخل گفتم نه منون بعدن ايشالا با خانوم بچه ها مزاحم ميشيم خنديدو باي داد من كه رسيدم سر كوچه يادم افتاد كه فلش مموريمو نياوردم اقا من زودي برگشتم از در خونه كه رد شد

داستان سکسی:

سکس با زن همسایه کوچه بغلی

سلام این خاطره واقعیه،کاملا واقعی. و جریان برمیگرده به سال 79 من 18 سالم بود و اماده رفتن به خدمت بودم.خونه ما جنوبیه و طبقه دوم زندگی میکردیم و ی پنجره پشت خونمون بود که از پذیرایی به حیاط دید داشت و پشت او حیاط خونه شمالی کوچه بغلی بود که سه تا خونه یک طبقه کنار هم بودند و روبروی این سه خونه خونه های جنوبی کوچه بغلی بود که توی طبقه سوم اون خونه کاملا از خونه ما معلوم بود . یک روز اواخر تابستون کنارخانواده نشسته بودم که یدفعه بابام با خنده به ما گفت اون خانمه از کوچه بغلی به من نگاه میکنه و پیرهنشو به نشونه گرمی هوا تکون میده .

داستان سکسی:

همسایه باحال من (1)

با سلام به دوستان عزیز شهوانی اسم من سیاوش 32 سالمه کرد هستم و بچه غرب کشور و خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به 4 سال پیش. داستان از اونجایی شروع شد که بدلیل شغلم (مهندسی عمران) مجبور شدم برای کار به جنوب کشور برم یه چند سالی رو تنها جنوب بودم و هر ماه میومدم به خانوادم سر میزدم تا جایی که از طرف شرکتی که براشون کار میکردم منتقل شدم به یکی از شهرهای بندری جنوب کشور، تو این مدتم بدلیل دوری خانواده ماهیانه فقط موقع مرخصی هام سکس داشتم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن همسایه