شما اینجا هستید

سکس در روستا

گاييدن زن دهاتي در طويله

سلام من فريد هستم. 31 سالمه و 2 ساله كه ازدواج كردم و زنم 24 سالشه. داستاني كه براتون مي گم مربوط به 20 روز پيش و اواخر آذر سال 93 است. ما براي مراسم فاتحه يكي از بستگان خانمم كه در روستا بود رفتم روستا. مراسم در روستا به صورت 2 روز پشت سر هم برگزار مي شه. ما در روز اول بعد از خاك سپاري رفتيم خانه پسر عموي باباي زنمم كه 2 دختر داشت و يك پسر. يكي از دختراش كه 2 سال بود عروسي كرده بود كه اسمش ثريا بود و 27 ساله و اون يكي قبل محرم و صفر عروسي كرده بود و 25 ساله و اسمش گلنار بود يه پسر 12 ساله هم داشت. همه تا ظهر با هم بوديم.

داستان سکسی:

لهو و لعب در روستا

سلام قبل از اینکه مطلبمو بخونید باید بگم که این داستان صرفا جهت سرگرمی و خواندن در سایت شهوانی نوشته می شود و شاید روزی در جایی اتفاق افتاده باشد پس اونایی که عادت دارن فحش بدن نخونن ولی خواهشن در مورد بد یا خوب بودن مطلب نظر بدید اما شروع داستان
سلام اينبار مي خوام داستاني رو براتون تعريف كنم اميدوارم كه خوشتون بياد
در يكي از روستاهاي خوش و آب و هواي شهرستان پدري ام باغ بزرگي خريده بودم و هر روز تعطيل در گرماي تابستان با دوستان به اونجا پناه مي برديم و حسابي خوشگذارني و حال ميكرديم

داستان سکسی:

همه چیز از کردن یک بز شروع شد

فقط 14 سال داشتم تازه به بلوغ رسیده بودم . آن زمان من در روستای مادریم زندگی می کردم. بیشتر روزهای جمعه از صبح به چوپانی میرفتم.
یکی از همین جمعه ها بود که گوسفندها را به صحرا که نسبتا از خانه ما دور بود بردم. داشت فکر های شهوتی به مغزم می آمد ناگهان کیرم شق شد مثل همیشه دست را تفی کردم تا جلق بزنم همین که اندکی جلق زدم به خودم گفتم شاید بتونیم یکی از این بزها را بکنم.

داستان سکسی:

از راهنمایی راه تا راهنمایی کیر به کوس

سلام دوستان من امیرعلی هستم ۲۲سال دارم میخوام یه داستان واقعی براتون تعریف کنم داستان این اینجا شروع میشه که من تابستونا میرم خونه پدربزرگ که یه روستایه بسیار زیبا و با کلی جایه گردشی خب داره از داستان خیلی دور نشیم مسیر روستا یه جوریه جاده اصلی ازش دوره باید یه کم ازجاده اصلیرو پاده بیایی تا به روستا برسی تابستمون امسال من همه تابستمو ن های دیگه میخواستم برم روستا سوار اتوبوس شدم رفتم بعد از اینکه از اتوبوس پیاده شدم باید یه کم جاده خاکیو طی میکردم تا به روستا برسم تو جاده خاکی داشتم راه میفرتم که دیدم یه ماشین مسیرشو از جاده اصلی عوض کرد و پیچیده تو جاده خاکی که روستا میرفت من خوشحال ش

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - سکس در روستا