شما اینجا هستید

سکس گروهی

فانتزی من با زنم که به واقعیت پیوست

سلام طبق روال همه داستانا منم خودمو معرفی میکنم،امیر علی 26 ساله هستم خانمم نرگس 24ساله ،یکمی از گذشته میگم و بعد بر میگردم سر اصل داستان

داستان سکسی:

اولین سکس وحشیانه من

سلام دوستان من یه دختره 18 ساله هستم و میخوام خاطره ی اولین سکسه وحشینامو وایستون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد.. اون روز ساعت 10 صبح بود که دوس پسرم بهم زنگ زدو گفت که یه مهمونیه کوچیک واسه شب ترتیب داده و دعوتم کرد..منم قبول کردم اول رفتم دوش گرفتمو یکم به خودم رسیدم بعد هم ناهار خوردمو کمی استراحت کردم ساعت 6بود که بیدار شدم تا آماده بشم رفتم سراغه کمدم و از بین لباسام یه تونیک مشکی تنگ که دکلته بود و تا روی باسنم بود رو انتخاب کردم و با یه جوراب شلواری نازک مشکی پوشیدمش.موهای لخت مشکیمو باز گزاشتم و یه رژه قرمزه خونی زدم که به پوسته سفیدم خیلی میومد خلاصه آماده شدم و رفتم

داستان سکسی:

بلایی و لذتی که تا عمر دارم یادم نمیره

سلام.من الهام هستم از تهران 31سالمه و دوسال از همسرم جدا شدم به خاطر اعتیادش.خودمم تو یک شرکت خصوصی کار میکنم وخانوادمم هم تو اراک هستن.منم از مهریه ای که از همسرم گرفتم تونستم یک آپارتمان تو غرب تهران بخرم و تنها زندگی کنم.از خودم اگر بگم نه خیلی خوشگلم نه بیریخت ولی هیکلم بد نیست قد180 و وزن75 با سینه85 و گندمی هستم.

داستان سکسی:

ماجراجویی نرگس و مهدی

از بعداز ازدواج بیشتر دنبال سکس های متفاوت بودم نرگس هم تا حدودی پایه بود ولی به روی خودش نمیاورد تا اینکه توی یه مهمونی دور همی یکی از دوستامون پویا پسرخالش مهدی رو اورده بود به محض اینکه چشم نرگس به مهدی افتاد حس کردم خوشش اومد ازش البته بجز نرگس زنه مسعود مریمم خیلی نگاش میکرد از نرگس زنم براتون بگم که قدش 170 سینه 85 سفید باریک با چشم و ابروی مشکی و خلاصه سکسی بعدا مریم به نرگس که باهم خیلی رفیق و ندارن گفته بود اونشب با دیدن مهدی خیلی حشری شده و خودشو خیس کرده آخه انصافا خوشگل بود و دختر پسند این مهدی پدرسگ. بگذریم ولی منم شک نداشتم که این حرف دل نرگس هم بود

داستان سکسی:

من،امیر و دختری که به فنا رفت

امیر رو که یادتونه؟؟؟؟عکاسم..همون که قبلا جرم داده بود...مدتی بود رابطمون خیلی بهتر شده بود...سعی میکرد بشه آدم ایده آلی که من می خوام.یه روز بهم زنگ زد گفت برم پیشش،گفت کارم داره.وقتی رسیدم فضای خونه غیر عادی به نظرم رسید،امیر هیج وقت انقدر مرتب نبود..هیچ وقت بار مخصوصش رو منتقل نمیکرد تو پذیرائی.دید خیلی کنجکاوم و قیافه ام شده شکل علامت سوال بغلم کرد و گفت:چند روز پیش مشتری داشتم،دختره شیش میزد...دعوتش کردم که جرش بدم..میخوام کمکم کنی.
- میدونی که مجانی این کارو نمیکنم.

داستان سکسی:

دریاکنار

سلام دوستان عزیز این خاطره مربوط به تابستون 91 اسمم پیامه با 3 تا از دوستام اکثرا میشینیم دور هم تو مجتمع دریاکنار نمیدونم اسمش و شنیدید یا نه خودم و دوستام اهل همون منطقه ائیم .تابستونا اونجا خیلی شلوغه .3 یا 4 تا ویلا اجاره میکنیم سالانه بعد خودمون واسش مسافر میگریم تو عید و تابستون .دوشنبه بود 2 -3 روزی تو ویلا تعمیرات داشتیم امین و علی مونده بودن بالا سر کار و من و هانی رفتیم خونه نهارمو خوردمو قرارشد برگشتنی هانی رو بردارم و با هم بریم جامونو با بچه ها عوض کنیم لباسمو پوشیدم وسوار ماشینم شدم اومدم تو شهر که برم هانی رو سوار کنم نرسیده به خونشون دیدم 2 تا دختر هی میان تو خیابون و دست

داستان سکسی:

من و پریسا و ملیحه

اونایی که خاطره قبلی من (ورود من و پریسا به سکس) رو خوندن میدونن که با پریسا دختر همسایمون که تو یه شهر دیگه دانشجو بودیم و اون خونه دانشجویی داشت رفت و اومد راه انداختیم و عاقبت سکس رو شروع کردیم و یه روز تو هفته که دوستاش کلاس داشتن تو خونه قرار سکس داشتیم تا یه روز که گرم کار بودیم ملیحه هم خونه ایش اومد تو و ما رو غافل گیر کرد.

داستان سکسی:

شیشه و سکس گروهی

سلام .من می خوام ی خاطره تعریف کنم اما قبلش ی مقدمه کوتاه باید بگم.اینکه من ی دختر 25 ساله ام. اهل تهران که اصفهان رفتم دانشگاه.از 17 سالگی سکس کردم از کون.از 18 سالگی هم هم کون دادم هم کس.با پسرای زیادی دوس بودم که به اکثرشونم دادم.البته واقعا شانس آوردم که همه شون آدم بودن.این از چیزاییه که تو زندگیم شکرگذارم.بگذیریم.اصفهان با امیر دوس شدم.21 سالم بود. اونم 30 سالش. شیشه میکشید اما واقعا تفریحی.چون اصن معلوم نبود.معتادش نبود.توضیح بیشترم باعث تبلیغ شیشه اصل میشه.و من نمیخوام کسی رو ترغیب کنم.

داستان سکسی:

ام ف ام من با زوج

سلام به تمامي دوست وحيد هستم ٣١ساله كه حدود ٤ماه پيش تو اين سايت با زوجي اشنا شدم ايدي يا هودادن و تو يا هو با هم در مورد ضربدري صحبت كرديم شماره دادن و با تل صحبت كرديم كه ايم اقا شون. ارش و اسم خانمشون فري بود خانم من هم مهسا من صحبت كردم و گوشي را دادم خانمم كه خواب بيداري بود الو گفت مطمن شدن كه زوج هستيم ولي اون شب بي خيال نشدن من تنهاي به سوي خونشون كشيدن ساعت ٣صبح بود رسيدم خونشون از نزديك ديدمشون خسته بودن ولي حشري تقريبا ٢٠دقيقه نشستم صحبت كردم برگشتم خونه كه رسيدم فري زنگ زد گفت من ميخوام چرا نموندي سكس كنيم گفتم اخه ارش ناراحت نميشد نبود مهسا گفت نه

داستان سکسی:

سکس سه نفره من و ممدی و سیمین

با عرض سلام ودرود به دوستان عزیز شهوانی،کوچیک شما مهرداد هستم و میخوام یکی از خاطرات شیرینم رو واستون بنویسم،هرچند نویسنده خوبی نیستم امیدوارم خوشتون بیاد،من اهل بندرلنگه هستم ویه دوست خیلی صمیمی دارم که معمولا ممدی صداش میکنم،داستان از اونجا شروع شد که پارسال من گوشی جدید گرفتم و ممدی برنامه ویچت واسم فرستاد،همون اواخر واسه سرگرمی و گروه زیاد مخاطب جمع میکردم تا اینکه با دختری به اسم سیمین آشنا شدم،به مرور رومون باز شده بود کم کم عکس سکسی میفرستادیم و آخرش توی چت به فرستادن عکس سکسی خودمون و سکسچت منتهی شد و استارتی شد واسه سکس واقعی،خیلی وقتا وقتی عکساشو نگاه میکردم واقعا شق درد میگرفتم،ی

داستان سکسی:

خونه خالی و سکس گروهی

در ابتدا باید عرض کنم که اگر مشکل نگارشی یا غلط املایی دیدین به بزرگی خودتون ببخشید این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم بر می گرده به 3 سال پیش یه زمانی برا خودم خیلی برو بیا داشتم اهل عشق وحال بودم اون زمان با یکی از دوستانم خیلی صمیمی بودم اسمش سامان بود مثل خودم اهل حال و البته باید بگم که تخصص خیلی خوبی تو مخ زدن داشت من از یه خانواده ی مرفه بودم خانواده سامان هم تقریبا مثل خانواده من تو یه رنج بودن .

داستان سکسی:

از اول ميگفتين ميبريم بكنيمت

اسمم نداس (فيك) .يه دختر با قد ١٦٩ و وزن ٦٧ .كونم توپوله و هميشه لنز ميزنم.موهامم هميشه بلونده متوسط رنگ ميكنم.اينارو گفتم تجسم بشه كردم. خيلي وقت بود با هيشكي نميپريدم حدود ٦ ماه..ولي يه روز وقتي بيرون بودم يه پسري اومد با هزار ادا اصول شماره داد.نميخوام بگم من پا نميدمو اين حرفاها ولي واقعا نميخواستم با كسي بحرفم يه چن وقت..مخصوصا نميخواستم با يه هم محله اي باشم.. خلاصه منو اين سه هفته اي حرفيديمو قرار گذاشتيم تا اينكه گف ميخواد بريم شمال...منم گفتم اگه خونرو حل كردم ميام..دختر آزاديم و سكس داشتم قبل اين ٦ ماه ولي بطور عجيبي اين ٦ ماه يني از قبل عيد نه دلم پسر ميخواس نه كير. ميگفتم...

داستان سکسی:

من ، ترانه ، نسترن ، سینا

با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار شدم. ساعت موبایل پنج ونیم صبح رو نشون میداد. معمولا راحت از خواب بیدار میشم حتی اگه بعد از یه شکش سنگین به خواب رفتم! اما دخترا برعکس. به هزار زحمت باید از تخت بلندشون کرد. ترانه و نسترن هنوز خواب بودن. یا شاید هم بیدار بودن ولی خودشونو میزدن به خواب. به هرحال باید بیدارشون میکردم. چون ساعت هشت سینا میرسید و ما باس میرفتیم دنبالش. اول رفتم سراغ نسترن. زود بیدار شد. با بیدار شدنش ترانه هم بیدار شد. چون رو دستش خوابیده بود.

داستان سکسی:

کون دادن یه پسر مفعول به زوج با محبت

سلام به تمام دوستان اسم من سامان هستش 27 سال دارم من ((مفعول هستم فقط برای زوجها (زن و شوهر))) شاید برا خیلی ها سوال باشه چطوری ممکنه؟؟ در ادامه هم تمایلات و حالتهای سکسی که زوجها درخواست دارن رو میگم و هم ماجرایی رو که برام با یه زوج خوب پیش اومده رو میگم. البته تو این مدت ماجراهای زیاد دیگه ای پیش اومد که بعداً براتون می نویسم من تو این مدت چند شهر رفتم و پیش چند زوج بودم.

داستان سکسی:

من و خواهرم جنده اش شدیم

سلام دوستان من ميلاد هستم و يک خواهرم دارم که 5 سال از خودم بزرگتر هستش و پدر مادرم هم شاغل اند و وضع مالی خیلی خوبی هم داریم و اصلا مذهبی نیستیم خواهرم هم که اسمش ارزوه و از هيکلش بگم که فوق العاده خوش هيکل 23 سالشه با کون خوش فرم و قد 160 و من 18 سالمه و اکثرا بهم ميگن قيافم شبيه دختر هاست و بايد از اول دختر ميشدم چون نه بدنم مو داره و کونم هم خيلي خوش فرم هستش لب هام هم عين لب دختراست کلا هیکلم هم شبیه دختراست.

داستان سکسی:

عجله کار شیطونه

با سلام خدمت همه بر وبچ شهوانی مدتی هست که دارم داستان میخونم تو شهوانی گفتم که بد نیست منم داستانمو بگم حقیقت من متاهلم 37 سال سنمه 177 قد و 70 وزن یک ادم کاملا معمولی ولی خیلی شهوتی من تو محل کارم وقت ازاد زیاد دارم و اکثر اوقات تو اینترنت وبگردی میکنمو بعضی وقتا هم چت روم میرم از طریق چت با خانومی دوست شدم که متاسفانه شانس من متاهل بود و فایده ای واسه من نداشت اون چون میدونست من وضع مالیم بد نیست بهم پیشنهاد داد که یکی از بستگانش رو که تو شهر ما زندگی میکنه و خانوم تنهایی هست ببینم و اگه پسندیدم صیغه کنم منم قبول کردم و با خانوم مورد نظر قرار ملاقات گذاشتم و مینا رو دیدمشن و از هم خوشمو

داستان سکسی:

سکس گروهی مجید با محمد و الهام

سلام من مجيدم وميخوام ازرابطه سکسي که دوباره با محمد داشتم وبراتون بگم قضيه ازاونجايي شروع شد که اگه يادتون باشه رفته بودم عکس بندازم وسي دي سوپربگيرم که اون جريانا پيش اومدوسي ديروجاگذاشتم.تقريبا4روز شده بود که رفتم عکسامو بگيرم.ديدم داخل مغازه ممد دو سه تامشتري هست که گفتم ممدعکس من آمادست گفت آره ولي بشين سرم خلوت بشه بهت بدم. گفتم باشه پس من ميرم سرت خلوت شد بزنگ بيام بگيرم گفت باشه حتما که حتما يجوره معنا داري گفت.

داستان سکسی:

خودم زنمو جنده كردم

سلام به همه دوستاي شهواني من اسمم مهرداد و خانومم پریسا من 32 سالمه و خانومم 26 سالشه 6 ساله ازدواج كرديم خانومم دختر خوشگل و خوشتيپ هست هر مردي ارزو داره حداقل يه بار باهاش سكس كنه اوايل زندگيمون هيچ علا قه اي به سكس نداشت و من كه خيلي حشري بودم برام تحملش سخت بود تا سال قبل كه ديدم اروم اروم تغير ميكنه و خيلي خوشحال شدم ولي نميدونستم چرا تا اينكه يه روز وقت سكس بهم گفت كه يه دوست تلفني داره و اون تونسته حشرش ببره بالا من اولش خيلي ناراحت شدم ولي بعدش ديدم كه به نفع من شده و همين فكر باعث شد كه اجازه بدم شب ها پيش خودم سكس تل كنه كم كم خودمم قاطي ميشدم و با پسره دوس شديم يه روز به پریسا

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - سکس گروهی