شما اینجا هستید

سکس گروهی

ام ف ام من با زوج

سلام به تمامي دوست وحيد هستم ٣١ساله كه حدود ٤ماه پيش تو اين سايت با زوجي اشنا شدم ايدي يا هودادن و تو يا هو با هم در مورد ضربدري صحبت كرديم شماره دادن و با تل صحبت كرديم كه ايم اقا شون. ارش و اسم خانمشون فري بود خانم من هم مهسا من صحبت كردم و گوشي را دادم خانمم كه خواب بيداري بود الو گفت مطمن شدن كه زوج هستيم ولي اون شب بي خيال نشدن من تنهاي به سوي خونشون كشيدن ساعت ٣صبح بود رسيدم خونشون از نزديك ديدمشون خسته بودن ولي حشري تقريبا ٢٠دقيقه نشستم صحبت كردم برگشتم خونه كه رسيدم فري زنگ زد گفت من ميخوام چرا نموندي سكس كنيم گفتم اخه ارش ناراحت نميشد نبود مهسا گفت نه

داستان سکسی:

سکس سه نفره من و ممدی و سیمین

با عرض سلام ودرود به دوستان عزیز شهوانی،کوچیک شما مهرداد هستم و میخوام یکی از خاطرات شیرینم رو واستون بنویسم،هرچند نویسنده خوبی نیستم امیدوارم خوشتون بیاد،من اهل بندرلنگه هستم ویه دوست خیلی صمیمی دارم که معمولا ممدی صداش میکنم،داستان از اونجا شروع شد که پارسال من گوشی جدید گرفتم و ممدی برنامه ویچت واسم فرستاد،همون اواخر واسه سرگرمی و گروه زیاد مخاطب جمع میکردم تا اینکه با دختری به اسم سیمین آشنا شدم،به مرور رومون باز شده بود کم کم عکس سکسی میفرستادیم و آخرش توی چت به فرستادن عکس سکسی خودمون و سکسچت منتهی شد و استارتی شد واسه سکس واقعی،خیلی وقتا وقتی عکساشو نگاه میکردم واقعا شق درد میگرفتم،ی

داستان سکسی:

خونه خالی و سکس گروهی

در ابتدا باید عرض کنم که اگر مشکل نگارشی یا غلط املایی دیدین به بزرگی خودتون ببخشید این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم بر می گرده به 3 سال پیش یه زمانی برا خودم خیلی برو بیا داشتم اهل عشق وحال بودم اون زمان با یکی از دوستانم خیلی صمیمی بودم اسمش سامان بود مثل خودم اهل حال و البته باید بگم که تخصص خیلی خوبی تو مخ زدن داشت من از یه خانواده ی مرفه بودم خانواده سامان هم تقریبا مثل خانواده من تو یه رنج بودن .

داستان سکسی:

از اول ميگفتين ميبريم بكنيمت

اسمم نداس (فيك) .يه دختر با قد ١٦٩ و وزن ٦٧ .كونم توپوله و هميشه لنز ميزنم.موهامم هميشه بلونده متوسط رنگ ميكنم.اينارو گفتم تجسم بشه كردم. خيلي وقت بود با هيشكي نميپريدم حدود ٦ ماه..ولي يه روز وقتي بيرون بودم يه پسري اومد با هزار ادا اصول شماره داد.نميخوام بگم من پا نميدمو اين حرفاها ولي واقعا نميخواستم با كسي بحرفم يه چن وقت..مخصوصا نميخواستم با يه هم محله اي باشم.. خلاصه منو اين سه هفته اي حرفيديمو قرار گذاشتيم تا اينكه گف ميخواد بريم شمال...منم گفتم اگه خونرو حل كردم ميام..دختر آزاديم و سكس داشتم قبل اين ٦ ماه ولي بطور عجيبي اين ٦ ماه يني از قبل عيد نه دلم پسر ميخواس نه كير. ميگفتم...

داستان سکسی:

من ، ترانه ، نسترن ، سینا

با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار شدم. ساعت موبایل پنج ونیم صبح رو نشون میداد. معمولا راحت از خواب بیدار میشم حتی اگه بعد از یه شکش سنگین به خواب رفتم! اما دخترا برعکس. به هزار زحمت باید از تخت بلندشون کرد. ترانه و نسترن هنوز خواب بودن. یا شاید هم بیدار بودن ولی خودشونو میزدن به خواب. به هرحال باید بیدارشون میکردم. چون ساعت هشت سینا میرسید و ما باس میرفتیم دنبالش. اول رفتم سراغ نسترن. زود بیدار شد. با بیدار شدنش ترانه هم بیدار شد. چون رو دستش خوابیده بود.

داستان سکسی:

کون دادن یه پسر مفعول به زوج با محبت

سلام به تمام دوستان اسم من سامان هستش 27 سال دارم من ((مفعول هستم فقط برای زوجها (زن و شوهر))) شاید برا خیلی ها سوال باشه چطوری ممکنه؟؟ در ادامه هم تمایلات و حالتهای سکسی که زوجها درخواست دارن رو میگم و هم ماجرایی رو که برام با یه زوج خوب پیش اومده رو میگم. البته تو این مدت ماجراهای زیاد دیگه ای پیش اومد که بعداً براتون می نویسم من تو این مدت چند شهر رفتم و پیش چند زوج بودم.

داستان سکسی:

من و خواهرم جنده اش شدیم

سلام دوستان من ميلاد هستم و يک خواهرم دارم که 5 سال از خودم بزرگتر هستش و پدر مادرم هم شاغل اند و وضع مالی خیلی خوبی هم داریم و اصلا مذهبی نیستیم خواهرم هم که اسمش ارزوه و از هيکلش بگم که فوق العاده خوش هيکل 23 سالشه با کون خوش فرم و قد 160 و من 18 سالمه و اکثرا بهم ميگن قيافم شبيه دختر هاست و بايد از اول دختر ميشدم چون نه بدنم مو داره و کونم هم خيلي خوش فرم هستش لب هام هم عين لب دختراست کلا هیکلم هم شبیه دختراست.

داستان سکسی:

عجله کار شیطونه

با سلام خدمت همه بر وبچ شهوانی مدتی هست که دارم داستان میخونم تو شهوانی گفتم که بد نیست منم داستانمو بگم حقیقت من متاهلم 37 سال سنمه 177 قد و 70 وزن یک ادم کاملا معمولی ولی خیلی شهوتی من تو محل کارم وقت ازاد زیاد دارم و اکثر اوقات تو اینترنت وبگردی میکنمو بعضی وقتا هم چت روم میرم از طریق چت با خانومی دوست شدم که متاسفانه شانس من متاهل بود و فایده ای واسه من نداشت اون چون میدونست من وضع مالیم بد نیست بهم پیشنهاد داد که یکی از بستگانش رو که تو شهر ما زندگی میکنه و خانوم تنهایی هست ببینم و اگه پسندیدم صیغه کنم منم قبول کردم و با خانوم مورد نظر قرار ملاقات گذاشتم و مینا رو دیدمشن و از هم خوشمو

داستان سکسی:

سکس گروهی مجید با محمد و الهام

سلام من مجيدم وميخوام ازرابطه سکسي که دوباره با محمد داشتم وبراتون بگم قضيه ازاونجايي شروع شد که اگه يادتون باشه رفته بودم عکس بندازم وسي دي سوپربگيرم که اون جريانا پيش اومدوسي ديروجاگذاشتم.تقريبا4روز شده بود که رفتم عکسامو بگيرم.ديدم داخل مغازه ممد دو سه تامشتري هست که گفتم ممدعکس من آمادست گفت آره ولي بشين سرم خلوت بشه بهت بدم. گفتم باشه پس من ميرم سرت خلوت شد بزنگ بيام بگيرم گفت باشه حتما که حتما يجوره معنا داري گفت.

داستان سکسی:

خودم زنمو جنده كردم

سلام به همه دوستاي شهواني من اسمم مهرداد و خانومم پریسا من 32 سالمه و خانومم 26 سالشه 6 ساله ازدواج كرديم خانومم دختر خوشگل و خوشتيپ هست هر مردي ارزو داره حداقل يه بار باهاش سكس كنه اوايل زندگيمون هيچ علا قه اي به سكس نداشت و من كه خيلي حشري بودم برام تحملش سخت بود تا سال قبل كه ديدم اروم اروم تغير ميكنه و خيلي خوشحال شدم ولي نميدونستم چرا تا اينكه يه روز وقت سكس بهم گفت كه يه دوست تلفني داره و اون تونسته حشرش ببره بالا من اولش خيلي ناراحت شدم ولي بعدش ديدم كه به نفع من شده و همين فكر باعث شد كه اجازه بدم شب ها پيش خودم سكس تل كنه كم كم خودمم قاطي ميشدم و با پسره دوس شديم يه روز به پریسا

داستان سکسی:

تريسام رويايي با مانا و مليكا

سلام آريا هستم و خاطره اي كه ميگم كاملا واقعي هست راستش من تا 2-3 سال پيش مثبت ترين بودم و معدلم هميشه بالاي 19 بود اما اتفاقهاي بد پشت سر هم باعث تغيير شديدم شد و منو تبديل كرد به يه آدم ديگه كه با اون آدم قبلي از همه لحاظ فرق داشت خاطره اي كه ميخوام بگم مال 1 ماه پيشه كه خونه يه شب خالي بود،قبل اين اتفاقم سكس داشتم اما هميشه دوست داشتم تريسام (سکس سه نفره) داشته باشم

داستان سکسی:

سکس شش نفره توی حموم

اول از همه به دوستانی که قراره به همراه خوندن متن با خودشون ور برن پیشنهاد می کنم نخونن چون شاید خاطره م زیاد شهوانی نباشه... این تنها خاطره ای هست که دارم و فکر کنم که همه خوششون بیاد. هم کسایی که میان و با خوندنش می زنن، و هم کسایی که واسشون قدرت نوشته و بیان مهمه. پاییز سردی بود و همه داشتن برای امتحان های میانترم دانشگاه آماده می شدن. بهترین فصل مشهد به نظرم پاییز هست، مخصوصا آذر. ترم اول بودم و تونستم با دختری که تازه 3ماه می دیدمش آشنا شم. دختر 18 ساله ی بوری که پاییزم رو دوست داشتنی تر کرده بود.

داستان سکسی:

سکس با زنم و دوستش

من شهرام 28 ساله و زنم 24 ساله هستیم من و زنم دو ساله که ازدواج کردیم و بچه نداریم بریم سر اصله مطلب زنم کمی تپل است وسینه گنده وباسن بزرگی دارد و خودم هم کمی لاغر اندام هستم ما با هم سکس های خوبی داشتیم حتی به روزی سه بار هم میرسید تا یک شب که داشتیم با هم حال میکردیم و حشرش زده بود بالا و من همین طورکسش میخوردم دیدم داره اسم کسی میاره ومیگه نازی که من گفتم نازی کیه گفت دوستم است که هر روز از من از سکسمان میپرسه و با خودش ور میره گفتم تو که بیرون نمیری گفت دختر همسایمان است که چندماهی است طلاق گرفته است و هر روز میاد اینجا با سکسهای ما که براش تعریف میکنم حشری میشه و با خودش ور میره تا ابش

داستان سکسی:

اولین سکسم با دو نفر

سلام به همه دوستان گلم داستانی رو که میخوام براتون بگم برمیگرده به عید93 .این اولین داستانی که براتون مینویسم امیدوارم بپسندید. داستان ازاونجا شروع شدکه من وهمسرم تصمیم گرفتیم سکس ضربدری رو تجربه کنیم.

داستان سکسی:

کیر کوچک نامزدم باعث شد جرم بدن

سلام دوستان این داستان واقعیه لطفا کسی فحش نده.من یه نامزد دارم به اسم کیوان که کیرش زیاد کلفت نیست و خیلی هم سکسی نیست اما آبش دیر میاد ولی اکثر مواقع خوب ارضا نمیشم.العان 2 ساله باهمیم اما نمیدونم با این مشکلش چیکار کنم!

داستان سکسی:

هنگامه ای بر پا بود

هنگامه آروم موهای زنم رو از عقب کشید. دهنش که به ناله خفیفی باز شد با اون یکی دستش دهن رو بازتر نگه داشت٬ آب دهنش رو جمع کرد و با یه تف غلیظ طولانی سرازیرش کرد توی دهن زنم. من کیرم راست شد. نبض رگ‌های کیرم چنان می‌زد که انگار الان بود منفجر بشه. دست هادی٬ شوهر هنگامه از پشت اومد و روی موهای سینه‌ام لغزید. فشار کیرش رو روی کونم احساس می‌کردم. دوست داشتم خم بشم تا اون کیر نازک و خوش‌تراش توی کونم فرو بره اما نمی‌خواستم صحنه روبروم رو هم از دست بدم: هنگامه حالا داشت سینه‌های نازنین رو می‌مالید. نوک سینه‌هاش رو نیشگون می‌گرفت و صورت زنم رو به شکل تحقیر آمیزی می‌لیسید.

داستان سکسی:

ممد از جون زن من چی میخواست؟

سلام بچه ها من علی هستم و یه پسر عمو دارم که یه سال از من کوچیکتره من از وقتی یادم میاد با اون بودم چه دوران بچگی مون چه الباقی دوران ها بزار اینجوری بگم هم باهم پوشکمون کردن هم باهم توپ بازی کردیم هم باهم رفتیم مدرسه هم باهم جغ زدیم هم باهم مشروب خوردیم و هم با هم زن گرفتیم و اون خیلی آدم کله شقیه یعنی وقتی پیششی یه کارایی میکنه که آدم فکر میکنه آدم بیشعوریه ولی در اصل یه آدم داناست که فقط به فکر منابع خودشه ولی خدایش تا حالا سرمن کلاه نزاشته خلاصه بگزریم منو اون تاحالا باهم قبل از اینکه زن بگیریم چند بار گی کرده بودیم تا اینکه زن گرفتیم البته او مغازه کیفو کفش زنانه داره منم مهندس عمرانم

داستان سکسی:

من و اصغر و فاطی

این داستان یه داستانه هر کس با واقعیت نزدیک تصورش کرد اونو واقعی بدونه و هر کس فکر کرد دور از تصوره تخیلی فرضش کنه هیچ اصراری بر واقعیت این داستان نیست. من و اصغر تو دوره دبیرستان با هم اشنا شدیم خلق و خوی خاصی داشت عین دخترا بود.

داستان سکسی:

مهتاب

نگاهم رو به اندام موزون افسانه انداختم که زیر لباس خواب توری منو به چالش میکشید. تا همینجا هم همین هیکل سکسی و صورت زیباش باعث شده بودبعد از ازدواج به هیچ زنی نگاه نکنم. از نظر من افسانه از هفتاد درصد زنهایی که میدیدم بهتر بود و اون سی درصد هم شاید انگشت کوچیکش میشدن. در حالیکه دستم رو دور کمرش مینداختم به سمت خودم کشیدمش تا تلافی این شب پر شرر رو سرش در بیارم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - سکس گروهی