شما اینجا هستید

شوهر عمه

شوهرعمه عوضی

سلام به همه دوستان سایت شهوان اسم من آرزو و سی و هفت سالمه و داستانم رو برای کسایی نوشتم که فکر میکنن کسایی که سنی ازش گذشته باشه فکر میکنن میشه بهشون اطمینان کرد.خانوادگی تصمیم گرفتیم که مسافرت بریم و من دوتا بچه دارم که هر دوشون بالای ده سال سن دارند.تصمیم گرفتیم مسافرت بریم به عمه ام یه سری بزنیم و چندروزی پیششون بمونیم حدود سه سالی بود که نرفته بودیم خانه شون .به خاطر همین وقتی که زنگ زدیم که میایم خانه تون کلی خوشحال شدن.عمه من و شوهرعمه ام هر دوتاشون بالای پنجاه سال سن داشتن.روز چهارشنبه بود که از دم خونه راه افتادیم و بعد از چندساعت تو راه بودن رسیدیم عمه من چهارتا بچه داشت که سه تا

داستان سکسی:

شوهر عمه مهربون

من تازه بااين سايت اشنا شدم ميخواستم ماجراي خودم رو براي شما تعريف كنم من وخواهرم با هم در در سال 88 در دانشگاه يكي در مشهد ومن در اصفهان قبول شديم ماجراي من از انجا شروع شد كه يك شب عمه باخانواده براي تبريك گفتن با يك جعبه شيريني به خونه ما آمدنند صحبت بر سر رفتن و ثبت نام در دانشگاه مشكل داشتيم چون پدرم با يكي از ما مي تونست بياد مادرم هم كارمند بود تازه اون زياد وارد هم نبود همين جور حرف ميزديم چه كنيم چه نكنيم عمم گفت اکبر آقا يكي از بچه ها را تو ببر ايشان گفت مشكلي نيست پدرم گفت نه مزاحم اکبر آقا نمي شويم خلاصه كنم بعداز كلي تعارف قرار شد من با اکبر آقا برم اصفهان وخواهرم با پدرم برن م

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - شوهر عمه