شما اینجا هستید

منشی

کون منشی سکسی من

ﺑﺎﺳﻠﺎﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺗﻴﺎﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺳﻢ ﻣﺴﺘﻌﺎﺭﻣﻪ .28ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭﺷﻐﻠﻢ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻳﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﺣﺸﺮﻯ ﻫﺴﺘﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﻳﻪ ﺑﺎﺳﺦ گوﻳﻰ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﻨﻬﺎ ﻭﻣﺸﺘﺮﻯ ﻫﺎ ﺍگهی تو ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻴﻠﻰ ﺍﺯ ﻣﻨﺸﻴﻬﺎﻡ ﺳﻜﺲ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﺎﻡ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻤﻮ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻢ .ﺭﻭﺯﻯ ﻛﻪ ﺍگهی ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﻭ ﺯﻧﻬﺎﻳ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺑﺮﺍی ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻣﻴﻮﻣﺪﻥ ﻭﻟﻰ ﻣﻦ ﺧﻴﻠﻴﻬﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻳﺒﺎ ﻳﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺳﻜﺴﻰ ﻭ ﺩﻟﺨﺎﻫﻢ ﻭ ﻳﺎ ﺳﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻪ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﺬﺭﺷﻮﻧﻮ ﻣﻴﺨﺎﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺩﺍﻳﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﺎﺳﺘﻤﻮ ﺑﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻯ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻪ ﺟﺸﻢ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻴﺮﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺑﺎ ﻫﻴﻜﻞ ﻓﻮﻕ ﺳﻜﻰ ﻛﻮﻥ ﺧﻴﻠﻰ ﺧﻮﺵ

داستان سکسی:

بخش تزریقات

سلام من مجتبی هستم 22سالم هست این داستانی که میخوام تعریف کنم قضیه دو ماه پیشه...راستش دیگه خسته شدم از کس شعر نوشتن خیلیا این داستان عین حقیقته باور کردنش به عهده خودتونه.یه خورده طولانیه ولی جالبه با توضیحات گفتم.

داستان سکسی:

بهرام و منشی شرکت

سلام به همه شهوانی ها چند ماهی بود تو یه شرکت صنعتی مشغول به کار شده بودم... پسرخاله ام و شوهر دختر عموم هم دو سه سالی بود تو این شرکت مشغول بکار بودن... اخلاقیات من جوری هست که تعارفی نیستم و نسبت به زنها احساس متفاوتی به نسبت مردها ندارم... یعنی بین زن و مرد فرقی نمیزارم... بنابراین خیلی زود با آدمهای اطراف چه مرد چه زن خودمونی میشم. همون اوایل فهمیدم که میونه منشی شرکت با پسرخاله ام خیلی خوبه... و همش با هم در حال پچ پج کردن هستن.... اوایل خیلی به چهره منشی دقت نکرده بودم... ولی بعداً که خوب دقیق شدم دیدم یجورایی جذابه و لبخند و کلام خیلی شیرینی داره..

داستان سکسی:

سکس با منشی شرکت تو ماشین

خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال 89 که من توی یه شرکتی فعالیت می کردم . رشته من کامپیوتر بود و یه جورایی با همه همکارا تو شرکت دوست بودم و یه صمیمیت خاصی بینمون بود.
اسم من علیرضا است و الان 34 سالم هست . منشی شرکت مون تازه استخدام شده بود تقریبا هم سن خودم بود از من قدش کوتاه تر ولی یه کم تپل بود . کلا هیکل خوبی داشت و از خودش خیلی خیلی تعریف می کرد اینو زمانی که باهاش راحت شدم و .... بهم گفت.

داستان سکسی:

از درد شهوت زیاد به دکتر رفتم

سلام دوستان این خاطره برای پارساله که از حشری بودنم خیلی عذاب میکشیدم طوری که هنوز هم روزی دوسه باری باید حموم دوش بگیرم تا کمی اروم بشم. رفته بودم پیش مشاور دیگه نمیدونستم چیکار کنم رفتم باهاش مشکلم رو مطرح کنم که چیکار کنم نه شب دارم نه روز از بس بدنم لای پام مور مور میشه همش سرکیرم خیشه از بس شهوتی ام.

داستان سکسی:

زهرا منشی کون گنده

با سلام خدمت تمام دوستانی که توی شهوانی چه داستان می نویسن چه می خونن چه فقط جق میزنن.
اسم من سعیده و این اولین داستان منه من الان 21 سالمه اون موقه که این اتفاق ها برام افتاد 16 سالم بود من اون سالو سکسی ترین سال زندگیم می دونم که براتون تمام خاطراطم رو می نویسم .
من توی یک شهر ساحلی توی مازندران زندگی میکنم و خانوادم وضع مالی خوبی دارن .اون موقع کلاس زبان معتبری می رفتم که اسمشو نمی گم .

داستان سکسی:

اولین سکس با زهرا منشی شرکت

سلام به همه دوستان.من نوید هستم و 27 سالمه.خاطره ای رو که براتون تعریف میکنم مربوط به 4 سال پیشه.زمانی که من 23 سالم بود.تازه خدمتم رو تموم کرده بودم و توی شرکت پدرم کار میکردم.منشی قبلی به دلایلی اخراج شده بود و دنبال منشی جدید میگشتیم.یه اطلاعیه چاپ کردم و داشتم تو چند نقطه شلوغ شهر میچسبوندم که یه مرتبه یه دختر چادری با مامانش اطلاعیه رو خوندن و ازم چندتا سوال در مورد شرکت و فعالیتش و حقوق و ...

داستان سکسی:

سکس من با منشی دکتر

سلام تا به امروز داستان های زیادی خوندم راستش با خودم گفتم چه فايده ادم وقت بذاره و خاطرش رو بنويسه و اخرش فحش بدن يا بگن دروغ بود ولي من چيزي كه مينويسم واقعيته دوس هم ندارم كسي به زور باورش كنه.

داستان سکسی:

چطور منشی ام رو تنبیه کردم

سلام به تمام دوستای شهوانی داستانیکه برادون مینویسم مربوط میشه به سه ماه قبل اوایل سال بود که تو معازهام که داخل پاساژ تو زیرزمین بود نشسته بودم که دیدم یه خانوم به نام خانوم.....

داستان سکسی:

منشی کون گنده من

سلام بر دوستان با حال شهواني
چند وقتيه كه خيلي از دوستان بزرگوار رو آوردن به داستان هاي تخمي تخيلي. مثلا يكي تو خيالش با مامانش سكس مي كنه، يكي در حالت مستي سكس مي كنه و بعد مياد لحظه به لحظه سكسشو مي نويسه، خيلي ها هم كه آبروي هرچي با سواده بردن، غلط املايي در حد لاليگا دارن. حالا بگذريم
مي خواستم قضيه سكس خودم با (نازي) دختري كه بعدها منشيم شد رو براتون بنويسم.

داستان سکسی:

سامان و منشی جدید

.سلام من سامانم البته مستعار.من کارم پیمانکاری بود تا اینکه دوست بابام برای بازسازی شرکت جدیدش بهم پیشنهاد داد.منم قبول کردم یک ماهی طول کشید و بعد از اتمام کار ازم خواست همونجا پیشش بمونم .منم راستش به خاطر بدی اوضاع کار قبول کردم.شدم مدیر داخلی شرکت.چند ماهی گذشت شرکت داشت تازه پا میگرفت و در هر حال افزایش نیرو بود.یه روز مدیر عامل اومد بهم گفت یه منشی میاد برای مصاحبه راهنماییش کن .مدیرشم خودتی ولی چون تجربه مصاحبه نداری خودم این کارو میکنم.اینم بگم که مدیرعاملمون آدم مذهبی هست.

داستان سکسی:

خودش اومد سراغم

همیشه یه جوری نگام می کرد. دختر سفید و خوشگلی بود ولی سنش از من بیشتر بود. منشی دفتر بابام بود. خانواده ام رفته بودند شمال و من به دلیل کلاسام نتونستم برم. بعد از ظهر روز دوم که تنها بودم گوشیم زنگ خورد خودش بود(منشی). گفتم اتفاقی افتاده؟ گفت نه فقط آقای .... (بابام) چند تا پرونده مهم رو جا گذاشتن خواستم بدونم اگه خونه هستید براتون بیارم.

داستان سکسی:

منشی من در کارخانه

مدیرکارخونه ای بودم که قبل از من ، مدیرمجرد کارخونه اونجا رو تبدیل کرده بود به جنده خونه. هر ماه یه جنده رو به اسم منشی میاورد و روزهای اول خودش می کرد و بعد با رعایت سلسله مراتب در اختیار سایر مدیران و رئیس ها و سرپرست ها قرار می داد و بعدش هم با یکی دیگه عوضشون می کرد. صاحب کارخونه هم بعد از اخراج اون مدیرکارخونه یه منشی مرد انتخاب کرده بود تا این مشکلات تمام بشه و حدود یک سال بعد به دلایلی اون منشی مرد هم اخراج شد و از بین کسانی که با مدرک لیسانس برای کارثبت نام کرده بودیم خانمی که لیسانس ادبیات فارسی داشت رو استخدام کردیم.

داستان سکسی:

سکس با منشی دور از چشم زنم

سلام به همه انشاالله که از این داستان واقعی خوشتون بیاد.من محسن هستم الان 32سالمه و متاهل هستم وبارها سکس و هم گی داشتم.این ماجرامربوطه به سال 1387مرحوم پدرم مغازه ای داشت که اجاره داده بود به کافی نت .دختری سبزه وچادری هم تو مغازه کارهای تایپ و...انجام میداد که به عنوان منشی مشغول به کار بود.واقعا نجیب بود.منو میشناخت وبه چشم پسرصاحب ملک احترام خاصی برام قاءل بود.منم توشرکت بازرگانی کارپرداز بودم.بیشتر اوقات ساعت 1ظهر ببعد چون میدونستم مغازه خلوته باشماره مغازه تماس میگرفتم وباهاش دردودل میکردم(ناگفته نمونه بیشتر حرفام درمورد اختلاف با زنم بود)چند وقتی ادامه داشت تا این که نفهمیدم که چطور

داستان سکسی:

منشی نه چندان زیبا ولی تودل برو

سلام برهمه دوستان دفتری داشتم که برای اجرای کاری دنبال سرمایه گذار بودم تا یه روزی یکی از دوستان یه خانمی معرفی کرد به میترا اومد دفتر شرایط کار با اون صحبت کردیم ودرصد پورسانت و این حرفا رفت یه چند روز دیگه امد و از نگاهاش فهمیدم طالب ما شده من 45 سالمه واون 30 سال خلاصه انروز شب دعوتش کردم شام و جاتون خالی غذایی خوردیم و رفت تا 2روز دیگه اومد گف برای هماهنگی کار ها احتیاج ببه یک خط تلفن و یک اطاق داره براش ردیف کردیمو مشغول شد تا یه شب گفت مهمان من بریم بیرون گفتم همسرتون ناراحت نمیشه گفت جدا شدم و از این جور داستان ها منم رو زن شوهر دار حساسم خلاصه با شک وتردید گفتم میشه طلاق نامتو بیاری

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - منشی