شما اینجا هستید

منشی

سکس با سحر منشی جنده

سلام من جلال هستم ودفه اولمه داستان مینویسم شغلم رستوران داریه داستانی که مینویسم مال دوماه پیشه باحسابدار رستورانم کاملا واقعی و بدون دروغ این منشی ما ازاول تابلو بودعشق کیرداره و شبابه بهانه های مختلف اس میداد و تا نصف شبا اس بازی میکردیم تا کم کم روش بازشد وحرفاش رک ترشد و ازکلمات صمیمی تراستفادهمیکرو مثلا کسخل دیوانه افلیج و اینا

داستان سکسی:

اولین سکس من و مهناز

این خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سکس اول من در سن 25 سالگی اول از آشناییم با مهناز میگم.که همکارم که تازه استخدام شده بود باهاش رفیق شده بودم.اون با خواهر مهناز رفیق بود و طرح دوستی من با مهناز رو اون داد.

داستان سکسی:

من و منشی اهل حال

سلام اسم من کوشان هست .دفتر دکوراسیون داخلی دارم .حدود 6ماه پیش آگهی استخدام منشی دادم .10 و12 نفر برای مصاحبه آمدن من دنبال یکی بودم که سر و زبان داشته باشه وخوشگل باشه .یکیو استخدام کردم خدایی هم خوشگل بود هم خوش بدن .چند روز گذشت منم کاملا جدی برخورد میکردم .بازار کار خوابیده بود یه جورایی بیکار مینشستیم .سر منشیم با لیست قیمتها وآمار گرفتن جنسها گرم بود اما معلوم بود حوصلش سر رفته ومنم که تو کفش بودم دلم میخواست بهش نزدیک بشم و....کنار میزم یه صندلی بود منشی یا خانم خاموشی میومد اینجا مینشست ومنم بالب تابم دنبال نگاه کردن یه سوژه برای مخ زدن خانم خاموشی بودم از کلیپ سرقت شروع کردم کم کم

داستان سکسی:

نگین زندگی من

داستان من سرنوشت جوانی است که بخاطر تربیت صحیح خانوادگی ، الوده مفاسد اجتماعی نشده ودر زندگی در حد معقول ارتباط سالم داشته است داستان من- روایتی است بلند وواقعی که در بعضی از صحنه ها از ذکر جزئیات صرفنظر نمودم وبجز اسامی که چاره ای جز تغییر آن نداشتم - داستان زندگی خودم را به تصویر میکشم - امیدوارم بخوانید ولذت ببرید . من مهران وتنها فرزند یک خانواده سه نفری هستم که پدرم صاحب یک کارخانه قطعه سازی در شهرک هشتگر است . درزمان نوشتن این داستان 21 ساله بودم با قد 180 ووزن 80 کیلو - پس از فراغت از تحصیل و گرفتن مدرک لیسانس - در کارخانه پدرم به عنوان مدیر اجرائی مشغول شدم .

داستان سکسی:

پشیمونم ولی هنوز میخام

سلام من امیدم سی سالمه داستانی که براتون میگم کاملا واقعیه شاید با نظراتتون اروم بشم . من کارم طراحی دکوراسیون داخلیه چهار سال پیش یه دفتر کار راه انداختم و کاسبیمو میکردم که احساس کردم به یه منشی نیاز دارم من یه پسر عمه دارم که دقیقا هم سن و سال خودمه خیلی هم با هم رفیقیم همیشم خونشون میریم برا فیلم و قلیون . این پسر عمه ما یه خانومی داره که واقعا خانومه الان بیستو شیش سالشه اسمش مریم است ظاهر خیلی خوبی داره مخصوصا چشماش . یه شب که خونشون بودم حرف منشی اوردنم شد که مریم خیلی اصرار کرد که بیاد بشه منشی ما چون تو خونه تنهاست و حوصلش و ازین حرفا ... ماهم قبول کردیم یه مدت امتحانی بیاد .

داستان سکسی:

کون منشی سکسی من

ﺑﺎﺳﻠﺎﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺗﻴﺎﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺳﻢ ﻣﺴﺘﻌﺎﺭﻣﻪ .28ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭﺷﻐﻠﻢ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻳﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﺣﺸﺮﻯ ﻫﺴﺘﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﻳﻪ ﺑﺎﺳﺦ گوﻳﻰ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﻨﻬﺎ ﻭﻣﺸﺘﺮﻯ ﻫﺎ ﺍگهی تو ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻴﻠﻰ ﺍﺯ ﻣﻨﺸﻴﻬﺎﻡ ﺳﻜﺲ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﺎﻡ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻤﻮ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻢ .ﺭﻭﺯﻯ ﻛﻪ ﺍگهی ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﻭ ﺯﻧﻬﺎﻳ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺑﺮﺍی ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﻣﻴﻮﻣﺪﻥ ﻭﻟﻰ ﻣﻦ ﺧﻴﻠﻴﻬﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻳﺒﺎ ﻳﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺳﻜﺴﻰ ﻭ ﺩﻟﺨﺎﻫﻢ ﻭ ﻳﺎ ﺳﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻪ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﺬﺭﺷﻮﻧﻮ ﻣﻴﺨﺎﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺩﺍﻳﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﺎﺳﺘﻤﻮ ﺑﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻯ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻪ ﺟﺸﻢ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻴﺮﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺑﺎ ﻫﻴﻜﻞ ﻓﻮﻕ ﺳﻜﻰ ﻛﻮﻥ ﺧﻴﻠﻰ ﺧﻮﺵ

داستان سکسی:

بخش تزریقات

سلام من مجتبی هستم 22سالم هست این داستانی که میخوام تعریف کنم قضیه دو ماه پیشه...راستش دیگه خسته شدم از کس شعر نوشتن خیلیا این داستان عین حقیقته باور کردنش به عهده خودتونه.یه خورده طولانیه ولی جالبه با توضیحات گفتم.

داستان سکسی:

بهرام و منشی شرکت

سلام به همه شهوانی ها چند ماهی بود تو یه شرکت صنعتی مشغول به کار شده بودم... پسرخاله ام و شوهر دختر عموم هم دو سه سالی بود تو این شرکت مشغول بکار بودن... اخلاقیات من جوری هست که تعارفی نیستم و نسبت به زنها احساس متفاوتی به نسبت مردها ندارم... یعنی بین زن و مرد فرقی نمیزارم... بنابراین خیلی زود با آدمهای اطراف چه مرد چه زن خودمونی میشم. همون اوایل فهمیدم که میونه منشی شرکت با پسرخاله ام خیلی خوبه... و همش با هم در حال پچ پج کردن هستن.... اوایل خیلی به چهره منشی دقت نکرده بودم... ولی بعداً که خوب دقیق شدم دیدم یجورایی جذابه و لبخند و کلام خیلی شیرینی داره..

داستان سکسی:

سکس با منشی شرکت تو ماشین

خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال 89 که من توی یه شرکتی فعالیت می کردم . رشته من کامپیوتر بود و یه جورایی با همه همکارا تو شرکت دوست بودم و یه صمیمیت خاصی بینمون بود.
اسم من علیرضا است و الان 34 سالم هست . منشی شرکت مون تازه استخدام شده بود تقریبا هم سن خودم بود از من قدش کوتاه تر ولی یه کم تپل بود . کلا هیکل خوبی داشت و از خودش خیلی خیلی تعریف می کرد اینو زمانی که باهاش راحت شدم و .... بهم گفت.

داستان سکسی:

از درد شهوت زیاد به دکتر رفتم

سلام دوستان این خاطره برای پارساله که از حشری بودنم خیلی عذاب میکشیدم طوری که هنوز هم روزی دوسه باری باید حموم دوش بگیرم تا کمی اروم بشم. رفته بودم پیش مشاور دیگه نمیدونستم چیکار کنم رفتم باهاش مشکلم رو مطرح کنم که چیکار کنم نه شب دارم نه روز از بس بدنم لای پام مور مور میشه همش سرکیرم خیشه از بس شهوتی ام.

داستان سکسی:

زهرا منشی کون گنده

با سلام خدمت تمام دوستانی که توی شهوانی چه داستان می نویسن چه می خونن چه فقط جق میزنن.
اسم من سعیده و این اولین داستان منه من الان 21 سالمه اون موقه که این اتفاق ها برام افتاد 16 سالم بود من اون سالو سکسی ترین سال زندگیم می دونم که براتون تمام خاطراطم رو می نویسم .
من توی یک شهر ساحلی توی مازندران زندگی میکنم و خانوادم وضع مالی خوبی دارن .اون موقع کلاس زبان معتبری می رفتم که اسمشو نمی گم .

داستان سکسی:

اولین سکس با زهرا منشی شرکت

سلام به همه دوستان.من نوید هستم و 27 سالمه.خاطره ای رو که براتون تعریف میکنم مربوط به 4 سال پیشه.زمانی که من 23 سالم بود.تازه خدمتم رو تموم کرده بودم و توی شرکت پدرم کار میکردم.منشی قبلی به دلایلی اخراج شده بود و دنبال منشی جدید میگشتیم.یه اطلاعیه چاپ کردم و داشتم تو چند نقطه شلوغ شهر میچسبوندم که یه مرتبه یه دختر چادری با مامانش اطلاعیه رو خوندن و ازم چندتا سوال در مورد شرکت و فعالیتش و حقوق و ...

داستان سکسی:

سکس من با منشی دکتر

سلام تا به امروز داستان های زیادی خوندم راستش با خودم گفتم چه فايده ادم وقت بذاره و خاطرش رو بنويسه و اخرش فحش بدن يا بگن دروغ بود ولي من چيزي كه مينويسم واقعيته دوس هم ندارم كسي به زور باورش كنه.

داستان سکسی:

چطور منشی ام رو تنبیه کردم

سلام به تمام دوستای شهوانی داستانیکه برادون مینویسم مربوط میشه به سه ماه قبل اوایل سال بود که تو معازهام که داخل پاساژ تو زیرزمین بود نشسته بودم که دیدم یه خانوم به نام خانوم.....

داستان سکسی:

منشی کون گنده من

سلام بر دوستان با حال شهواني
چند وقتيه كه خيلي از دوستان بزرگوار رو آوردن به داستان هاي تخمي تخيلي. مثلا يكي تو خيالش با مامانش سكس مي كنه، يكي در حالت مستي سكس مي كنه و بعد مياد لحظه به لحظه سكسشو مي نويسه، خيلي ها هم كه آبروي هرچي با سواده بردن، غلط املايي در حد لاليگا دارن. حالا بگذريم
مي خواستم قضيه سكس خودم با (نازي) دختري كه بعدها منشيم شد رو براتون بنويسم.

داستان سکسی:

سامان و منشی جدید

.سلام من سامانم البته مستعار.من کارم پیمانکاری بود تا اینکه دوست بابام برای بازسازی شرکت جدیدش بهم پیشنهاد داد.منم قبول کردم یک ماهی طول کشید و بعد از اتمام کار ازم خواست همونجا پیشش بمونم .منم راستش به خاطر بدی اوضاع کار قبول کردم.شدم مدیر داخلی شرکت.چند ماهی گذشت شرکت داشت تازه پا میگرفت و در هر حال افزایش نیرو بود.یه روز مدیر عامل اومد بهم گفت یه منشی میاد برای مصاحبه راهنماییش کن .مدیرشم خودتی ولی چون تجربه مصاحبه نداری خودم این کارو میکنم.اینم بگم که مدیرعاملمون آدم مذهبی هست.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - منشی