شما اینجا هستید

گی، تجاوز

صاحب کارم بزور منو کرد

سلام به دوستان این جریان داستان نیست واقعیته اسم من حامد 35 سالمه جریان من بر میگرده زمانی که 16ساله بودم توی یکی از نانواییهای شهرمون کار میکردم بدنی سفید وبری داشتم استیلم جوری بود جلبه توجه میکرد محل کارم از منزل ما چند کیلو متر فاصله داشت ومن محبور بودم شبها توی نانوایی بخوابم تا اون موقع من با سکس اشنایی چندانی نداشتم صاحب نانوای خیلی با من مهربون بود ومن فکر میکردم واسه زرنگی وبشت کارم بامن خوب رفتار میکنه یکی دو ماه اول خیلی با من صمیمی شد وغیر از دست مزدم بول اضافی بهم میداد ومنو خوشحال میکرد تا یواش یواش سر شوخی رو با من باز کرد ومن فقط میخندیدم چون اون سنش از من خیلی بی

داستان سکسی:

کون دادن زوری میلاد

سلام من میلاد هستم امیدوارم از این داستان لذت ببرین
از خودم بگم 20 سالمه و قدم 180 و وزنم 70 یجورایی از بچگی تو چشم بودم جایی هم که ما زندگی میکنیم همه تو کف پسرن تا دختر خلاصه سکس زیاد داشتم که اگه وقت داشتم واستون میزارم تا لذت ببرین
شهری که ما زندگی میکنیم کوچیک هست و بیشترا همو میشناسن منم چون قیافم خوب بوده و تیپم ایمو هست یجورایی همه منو میشناسن

داستان سکسی:

رفیقی که متجاوز از آب در اومد

سلام.سامانم 17 سالمه اهل تهرانم .خاطره ای که میخوام براتون بگم بر می گرده به دوسال پیش من بچه ای بودم خوشگل طوری که هرکی من رو می دید دوست داشت باهام رابطه برقرار کنه ,من اول دبیرستان دیگه بودم که بعد از دوماه از اون جا بنا به هر دلایلی ترک مکان کردم.روز اولی که وارد مدرسه شدم بایکی از بچه رفیق شدم به اسم احمد رضا در ضاهر بچه ی خوبی به نظر میومد و خوشگل هم بود روز اول من پیش اون نشستم و باهم صحبت هایی کردیم که حرفاش خیلی قشنگ منطقی و دلنشین بود اون بعد از یک هفته به من پیشنهاد داد تا بریم قلیونی رفتیم قلیونی و اونجا سیر دو سیب کشیدیم (جاتون خالی)بعد از حدودا یک ماه من اون رفتیم گیمنت و با ه

داستان سکسی:

کون دادن زوری میلاد

سلام من میلاد هستم امیدوارم از این داستان لذت ببرین
از خودم بگم 20 سالمه و قدم 180 و وزنم 70 یجورایی از بچگی تو چشم بودم جایی هم که ما زندگی میکنیم همه تو کف پسرن تا دختر خلاصه سکس زیاد داشتم که اگه وقت داشتم واستون میزارم تا لذت ببرین
شهری که ما زندگی میکنیم کوچیک هست و بیشترا همو میشناسن منم چون قیافم خوب بوده و تیپم ایمو هست یجورایی همه منو میشناسن

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - گی، تجاوز