شما اینجا هستید

زن مطلقه

ژاله کون هندونه

سلام من اسمم میثمه 24 سالمه ... این قضیه برام اتفاق افتاده دیگه اونش رو کار ندارم باور میکنید یا نه، بگذریم.... یه خواهر زاده دارم 5 سالشه من هر روز عصر که از سر کار میومدم اول میرفتم اینو از مهد کودک میاوردم بعد میرسوندمش خونه و خودمم میرفتم خونه، بچه های مهد یه مربی داشتن که همیشه تو کفش بودم بد جوری ... بهش میگفتن خاله ژاله، خاله ژاله یه هیکلی داشت که با نگاهم میشد باهاش سکس کنی... قد تقریبا متوسط حدودا 165 داشت .. یه هیکل نقلی ... سینهای گنده و کون قلمبه و خوردنی ...

داستان سکسی:

حالی که رعنا بهم داد

سلام اسم مستعار من امیر هست،24 سالمه و این داستانی که براتون می نویسم برمیگرده به تابستون سال 1393.
اولش بگم که من به غیر از داستان واقعی، داستان های فانتزیم رو هم مینویسم و به خاطر همین هروقت هم داستانم واقعی نباشه و فانتزی باشه اولش می گم، پس لطف کنید فحش های زیر این داستانو در مورد متنش و شیوه نوشتنش بدید، نه اصل قضیه، چون راسته!

داستان سکسی:

کس تپلم جر خورد

سلام من سانازم قبلا هم داستان فرستادم.امیدوارم از این داستان که اخرین مورد سکسمه خوشتون بیاد.واسه کسایی که اولین باره داستانمو میخونن یه بار دیگه خودمو معرفی میکنم .33سالمه مطلقه م قدم 172 وزنم 86وسایز سینه م هم 90 تهران خونه مجردی دارم و مستقلم از خانواده م دورم آقا بالا سر هم ندارم.سفید و خوشگلم و اینجور که میگن لوند و کردنی ، روی کسم هم خیلی تپل و برجسته س جوری که اکثرا مجبورم دامن بپوشم که از شلوار معلوم نشه.بگذریم .من نمیتونم مدت زیادی بدون سکس بمونم تو سکس خیلی هاتم و کسم خیلی تنگه ،بعد طلاقم دو سه تا دوست پسر داشتم که با هاشون سکس داشتم و خیلی هم با هم حال کردیم هنوز هم با یکیشون ه

داستان سکسی:

من و عشق مطلقه ام

اسمم سامان و 24 سالمه.خاطره من برمیگرده به دو ماه پیش که با خانومی از طریق چت آشنا شدم.اسمش مهناز بود و 35 سالش بود و تو ی آرایشگاه کار میکرد.بعد از ردو بدل کردن شماره دو روز بعد با هم قرار گذاشتیم تا همدیگه رو بببینیم.روز قرار زنگ زد که با ماشینش که یه 206 بود میاد دنبالم حوالی انقلاب.ساعت 5 بود که اونم رسید.بعد سوار شدن و دست دادن با هم رفتیم سفره خونه.همش محو زیباییش بودم اصلا بهش نمیخورد که 35 سالش باشه.ی آرایش ملیحی کرده بود که اصلا نمیتونستم چشم ازش بردارم.از هردری حرف زدیم شامم با هم خوردیم و به من گفت که ی دختر 10 ساله داره و سه ساله از شوهرش جدا شده.شب خوبی و با هم گذروندیم.ی هفته

داستان سکسی:

سفر با خانم مطلقه

داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به دوماه پیش که برنامه بیتاک رونصب کردم من سعید۳۰سالمه قدم۱۸۶وهیکلی نسبتاخوب دارم اون موقع وقتی که داشتم تو بیتاک میچرخیدم یکیو اد کردم که زده بود کاشت ناخن ساحل خلاصه سرتونو درد نیارم اون خانم اسمش طیبه بود قدش حدود۱۷۰هیکل بسیارعالی وسکسی داشت ازشوهرشم جداشده بوداولین قراری که باهم گذاشتیم رفتیم جاده چالوس وتو همون جلسه خیلی باهم صمیمی شدیم بعد یکی دوقراری که باهم گذاشتیم من بهش پیشنهادیه سفرو دادم وقرار شد شب بهم خبربده که شب بهم اس دادقراره فردا بره مشهد واسه انجام یه سری کارهای بیمش نمیتونه باهام بیادسفرمن ازش پرسیدم که تنها میخوادبره گفت آره

داستان سکسی:

آشنایی با خانم متشخص

سلام دوستان سعید هستم از رشت 24 سالمه پارسال از تهران با اتوبوس میومدم رشت که ما بین خانومی سوار شد متشخص که نگاش به سمت من بود که اومد در ردیف جلو سمت چپ اتوبوس نشست من در سمت راست بودم در مورب سمت چپ من هم خانومی چاق که انگار حقوق دان بود و ده ها بار گوشیش زنگ خورد دیگه همه داشتیم میخندیدیم اون خانوم که اسمش پریاست هم هر بار به بهونه خنده برمیگشت و در حال برگشت یه مکث بهم میکرد برمیگشت چندین بار اتفاق افتاد تا اونجا ک دیگه بهم خیره میموند منم نگاش میکردم رومو برمیگردوندم تا جایی که هر دو خیره میموندیم همو نگاه میکردیم صورتش نیم رخ خوده مهناز افشار بود من تو چشماش که نگاه میکردم با خودم

داستان سکسی:

ماجرای من و رعنا

سلام خدمت دوست و اشنایان عزیز اسمم امیر هستش عاشق سکسم افکارم روشن فکری و اروپاییه اهل ضربدری اینام تیپ و قیافم خوبه اما کمی خجالتی هستم .نصف دوران دانشجویی رو تبریز گذاراندم دوران نسبتا بدی نداشتم رفیق باز نبودم بیشتر با هم خونه ای که داشتم با اون پایه بودم سکس ضربدری شب نشینی مینی پارتی های ۴ ,۵نفره تا اینکه من اومدم شهرمون واسه خاطر مشکلاتی که پیش اومد و پدرم مریض شده بود نتونستم ادامه بدم خوش گذرونی هامو. بعد اومدنم یه دوست دختر از اشنا ها پیدا کردم یعنی بیشتر اون ازم خوشش میومد بعد خوشگذرونی هامون با هم که بعدن تعریف خواهم کرد ارتباطم باهاش تموم شد .

داستان سکسی:

الماسی در سرزمین خاکستری

دروغ به دور از ذات انسانیت می باشد و این صداقت هست که انسان بودن را معنا میکند. این داستان براساس تخیل نویسنده می باشد و شما مختار در خواندن یا نخواندن آن هستید.

داستان سکسی:

سکس با مریم زندایی سابقم

سلام دوستان . اسم من طاها هست و 25 سالمه با هیکل و قیافه ی خیلی معمولی یه زن دایی به اسم مریم داشتم که 4 سال پیش از داییم جدا شده بود.از اونجایی که من زن داییمو خیلی دوست داشتم دنبالش میگشتم که پیداش کنم البته اینم بگم که تا زمانی که زن داییم بود هیچ نظری روش نداشتم و فقط به خاطر خون گرم بودنش دوسش داشتم.اما هر کاری کردم نتونستم پیداش کنم.

داستان سکسی:

کلاس خصوصی زبان

سلام دوستان، کامران هستم، 23 سالمه و مهندسی عمران میخونم، بدن یا قیافه چندان شاخی ندارم، کیرمم عین همه دوستان که مانوئل فرارا هستن 30 سانت نیست، در کل از هر نظر عادی، راستش داستانم شاید باورش سخت باشه، ولی خب یه جاهایی هم آدما خوش شانسن من از اوایل دبیرستان کلاس زبان میرفتم و قبل از دانشگاه تونستم نسبتا به حدی برسم که بتونم تدریس کنم، دانشگاه یه شهر تقریباً دور قبول شدم و از سال سوم خونه گرفتم و گفتم واسه کمک خرج و سرگرمی برم موسسه‌ها واسه تدریس درخواست بدم، توی بیتاکم هم زدم اگه کسی مایله باهام تماس بگیره

داستان سکسی:

تازه از خارج اومده بود

مهرانم 24 سالم این سکس تو شهریور اتفاق افتاد چند خط اول اشنایی از این جور چیزاست میخواین اینا نخونید برید زیر خط ************ با یه خانومی تو چت روم دوست شدم که مقیم کشور خارجی بودش یک سال شب روز باهاش چت میکردم اهل سکس چت وب دادن نبود ولی خب عکساشو میداد منم میدیدم اسمش نازنین بود 27 ساله طلاق داده بود شوهرش شهریور اومده بود ایران دو روز تو تهران میگشتیم اماکن عمومی موزه اینور اونور فقط دستشو میگرفتم اسمش نازنین بود.

داستان سکسی:

سکس من با دوست دختر شمالیم

سلام علی هستم 20 ساله,دانشجوی اصفهان دفعه اولمه مینویسم اما خداییش داستانم راسته,این قضیه بر میگرده به 1 سال پیش که هنوز وی چت تو بورس بود و فیلتر نشده بود,اونجا با یه دختر اشنا شدم به اسم سپیده,تو عکسش خیلی خوشگل بود اونم زود پا داد,من از اونجایی که دفعه اولم بود ,دوست دختر داشتم زود عاشق شدم,اون از اولش به من دروغ گفته بود خیلی چیزارو,اما بعد از 2 ماه راستشو بهم گفت که شوهر داره و یه بچه,البته داشت از شوهرش جدا میشد و مدتی بود که ازش جدا زندگی میکرد,بعد یه مدت که خجالتمون ریخت باهم سکس چت میکردیم و من عکس کیرمو براش میفرستم,اونم عکس سینه ها و کس و بعضی وقتا به زور عکس کونشو میفرستاد برام,

داستان سکسی:

سکس با خواهر زنداییم

سلام من مجید هیجده سالمه و هیکل ورزشکاری و بدن سفید و کم مویی دارم تابستون رفته بودم خونه داییم کرج که به صورت اتفاقی خواهر زن داییم هم اونجا بود و میخواست چن روزی بمونه اون یه زن نزدیک به سی سال و سبزه با سینه های بزرگ بود که از شوهرش طلاق گرفته بود .

داستان سکسی:

من و نرگس خانم سکسی

سلام اسم من ارشه 24 سالمه این خاطره که مینویسم واقعیت داره دلیلی نداره کسی اینجا خیال پردازی کنه حداقل من اینجوری نیستم کسانی که فوش میدن شخصیت خودشونو نشون میدن .......

داستان سکسی:

نزديك بود گرفتار شم

سلام. من سعيد هستم. اول بگم انشام خوب نيست و به بزرگواري خودتون ببخشيد. سعيد هستم. الان 31 سالمه و ماجرا برميگرده به سال 85. برعكس خيلي از اونايي كه خاطراتشون رو مينويسن خوشگل نيستم و چاق هستم. اون سال من مجرد بودم و آژانس كار ميكردم. خانواده مذهبي دارم كه به محرم و نامحرم خيلي حساسن. واسه همين تا دبيرستان كير وكس و سكس و... رو نميدونستم چيه. بگذريم.

داستان سکسی:

سکس مسیح و فاطمه

با سلام این یک خاطره از خاطرات من است اگه بخوام از اول واستون تعریف کنم خیلی زیاده پس اگه خواستید بعد از این خاطره بگید واستون مینویسم من مسیح ۳۰ساله متاهل با تیپ و قیافه معمولی از بدنم هم بخوام بگم یه کیر ۱۶-۱۷ سانتی و کلفتی یه مقدار از حالت معمول بیشتر دارم ۱۷۰ قد و وزنم هم حدود ۷۸-۷۹ فاطمه که من فاطی میگم بهش یه زن متولد ۶۸ وزن حدود ۵۳-۵۴ کیلو کمی از من کوتاهتر یه دختر داره که امسال رفت امادگی از اندامش هم سینه هاش کوچیک و یه جوری که به دل نمیشینه اما در عوض یه کس تپل با چوچول های بزرگ و کون تقریبا گنده فاطی زن داداش داماد ما میشه و الان که این خاطره رو مینویسم طلاق گرفته اما پارسال که ی

داستان سکسی:

سفر زیارتی و مهماندار حشری

سلام يه راست ميرم سر اصل مطلب حدود سه سال پيش بود رفتم مشهد به همرا داداشمو دوتا از دوستانم يه سوئيت گرفتيم كه نزديك باشيم به حرم وقتي رفتيم تو يه خانم حدود 30 ساله براي دادن سوئيت اومدن پشت ميز با دادن مشخصات و كارت ملي و پول مورد نظر براي چهار روز خانم كليد اتاق به ما دادو با راهنمايش رفتيم تو اتاق دوروز از رفتنم گذشته بود سوئيتي كه به ما داده بود آخرين طبق بود كه يه اتاق بود و يه حياط بالاداشت كه كارهاي شستن ملافه و پهن كردنشونو انجام ميدادن

داستان سکسی:

اون همه ی دنیام بود

من مثل هر پسر دیگه ای تجربه ی دوستی یا چند مورد سکس یا معاشقه با چند تا دختر داشتم خب این بیشتر واسه ی نیاز عاطفیم بود تا سکس . ولی نمیدونم چطور شد که با دیدنش زندگیم زیرو رو شد ترانه رو میگم انگار توی اون مهمونی خصوصی هیچکس رو نمیدیدم فقط اون از جلوی چشام میومد و میرفت خشگلی وخوش هیکلیش یک طرف وقار ومتانتش یک طرف تاحالا ندیده بودمش چون وقتی خیلی زود ازدواج کردو واسه کار شوهرش رفته بودن یک شهر دیگه وحالا بعد ده سال برگشته بود

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن مطلقه