شما اینجا هستید

زن مطلقه

اولین سکس شیرین زندگیم با نسرین

من علی24 سالمه با ی قیافه ی خوب.خاطره ای که میخوام براتون بگم برای همین چند وفته پیشه.توی چت با ی خانومی آشنا شدم که 10 سال از خودم بزرگتره و اسمشه نسرینه.از شو هرش طلاق گرفته و ی دختره 6 ساله داره.رابطه ی من این خانوم در حد ی دوستی ساده بود تا اینکه ازم دعوت کرد که با هم بریم بیرون.با هم شام رفتیم بیرون.بعد از شام کمی تو بیرون چرخ زدیم تا اینکه به من پیشنهاد داد امشب با هم بریم خونش تویه آریا شهر.

داستان سکسی:

سوز میاد

از کجا بگم براتون طرف خیلی پرو بود.هروقت تو محلمون بالا پایین میکردم چشم تو چشم میکرد باهام .از خودم تعریف نمیکنم ولی خدایی بدک نیستم.تو محلمون ی جورایی همه آشنا و فامیلن ماهم الآن 20 سال تو محلیم جای ریسک ندارم ولی خدا وکیلی بچه پرو بود.خب حالا میرم سر اصل مطلب.اسمش فرزانه بود متولد سال 73ولی زود شوهر کرده بود و شوهرشم افتاده بود زتدان ولی اون غیابی طلاق گرفته بود.(زن شوهردار خط قرمز منه)مطمئن که شدم طلاق گرفته رفتم رو مخش ی روز که تو پارک نزدیک خونمون دیدمش شمارش ازش گرفتم.

داستان سکسی:

فریب خوردم

سلام
من زنی هستم 30 ساله 7 ساله جدا شدم وعهد کردم با کسی نباشم ونبودم چون عادت کرده بودم بچه هم نداشتم من هر گز دست به بدنم نمیزنم که ارضاع بشم چون بیسار حساسم وزود مریض میشم . قد 165 وزن 65 گندمی .باپسری دوست شدم که تو فیسبوک منو ادکرد من هرگز به این دوستی ها راغب نیستم نظرم اینه که از نزدیک همو ببینیم .به هر روی 2 ماه میشد که مخ منو میزد خیلی هات بود و همیشه از کلماتی استفاده میکرد که منو حشری کنه خودم قبلا خیلی حشری بودم اما در این چند سال بعلت افسردگی از فوت عزیزانم سرد شدم بگذریم من بهانه میاوردم که نمیشه وغیره ولی اون کارشو خوب بلد بود واین کاره بود منم از دنیا بیخبر .

داستان سکسی:

تمام تجربه نرگس با جنس مخالف

سلام داستان خاصی ندارم از سکس ک بنویسم میخوام تجربیات کلی مو تعریف کنم من 21سالمه 17سالگی ازدواج کردم با کسی که علاقه ای نداشتم و ازدواج من فقط از رو صلاح و نصیحتای دیگران بود . قبل ازدواج یکی دوبار خود ارضای کرده بودم وقتی تو زمان عقد بودیم چند دفعه نامزدم خودشو به من میمالوند و هردو ارضا میشدیم . شب اول عروسیمون ذوق خاصی نداشتم چون شوهرمو دوس نداشتم . شب اول ک پردمو پاره کرد خودشو مالید بهم و ترضا شد تا چند شب یکم کیرشو وارد کسم میکرد چون درد داشت نمیزاشتم بعد ی هفته دیگه راحت میتونست بکنه .

داستان سکسی:

آشنایی از طریق فیس بوک

داستان از اونجایی شروع شد که تو فیس بوک با دختری به نام نگار آشنا شدم و قرار گذاشتیم بیرون همو ببینیم بعد آشنایی فهمیدم نگار از شوهرش جدا شده و یه بچه هم داره اولش بهم گفت که اگه دنباله سکسی از فکره من بیا بیرون منم با اینکه کلی نا امید شدم گفتم نه بابا من اصلا دنباله سکس و این چیزا نیستم ولی می گفتم زمان بگذره راضی می شه بعدم یه زنه طلاق گرفته که مزشو چشیده چرا باید بگه بیخیال سکس باش خلاصه چند باری باهم بیرون رفتیمو یه خورده تو ماشین لب بازی می کردیم البته اون به اینم یه جوری انگار راضی نبود تا اینکه یه شب اس ام اس هامون سکسی شد و با اینکه انتظار نداشتم اونم تا آخرش همراهی کرد بعدم گفتم

داستان سکسی:

ماموریت با یاسمین

سلام به همه دوستان این داستان که الان میخوام براتون تعریف کنم مال چند ساعت قبل هستش هیچ اسراری هم ندارم کسی باور کنه ولی دروغ نیست و عین حقیقت و مینویسم من بار دومم هست که دارم داستان مینویسم که اولیش و خودم ندیدم تو این سایت بزارن تا بقیه بخونن ولی بازم اینو مینویسم به این امید که برای کاربرای عزیز گذاشته بشه . خوب بریم سر داستانی که میخوام بگم .
من 35 سالمه نه چاقم و نه لاغر چند وقت پیش با یه خانوم مطلقه 33 ساله توی یک چت روم اشنا شدم و اهل مشهد بود من هم خودم تهرانم و به اقتضای شغلم ماموریتم اکثرا و همه جا میرم .

داستان سکسی:

دوستت دارم لیلی

سلام دوستان. بی مقدمه برم سر سکس شانسی با لیلی جونم. آنشب بیخوابی به سرم زده بود.تاساعت پنج صبح تو سایتها و وبلاگهامشغول بودم.تازه چشام گرم خواب شده بودکه باصدای زنگ گوشی خواب از چشام رفت. گوشیو کنارگوشم گرفتم،
الو،
سلام ببخشید آقا درخصوص اطلاعیه استخدامتون مزاحم شدم.
آنطرف خط صدای خانم جوانی بودکه خواب ازچشمام ربود
من، باحالت خواب وبیداری گفتم خانم خدا خیرتان جای دیگه بده نمیشه دقت کنید.خواب صبح روز تعطیلمو خراب کردی.
خانم یکدفعه گفت آی دلم خوش بیدارتان کردم حالا دلم خنک شد.

داستان سکسی:

اولین سکسم با الهام

سلام... این یک خاطره ست... اسمم امیره و21 سالمه و دانشجوام... تعریف نباشه خوش قیافه ام و فیتنس کار میکنم و بدن تراشیده عضله ای و خوبی دارم پارسال بود که با دوست دخترم بهم زدم وخیلی ناراحت بودم ومیخواستم حتی واسه فراموشی اون با هر کی شده باشم...روزا گذشت و یکی از دوستام گفت میخواد منو با یکی آشنا کنه با دوست دخترش و دوستش من و دوستم رفتیم بیرون... دوستش ی خانم 23 ساله بود که تازه جدا شده بود و تقریبا شرایطی مثل من داشت کمی که با هم حرف زدیم ازهم خوشمون اومد پیش خودم گفتم زن خوبیه و میتونم باهاش باشم...

داستان سکسی:

من و شوهر مشتریم

سلام نسرین هستم و 33 سالمه. حدود سه ساله که طلاق گرفتم و با پدر و مادر زندگی میکنم البته اکثر وقتا تو آرایشگاه مشغولم و خیلی وقتا هم با دوستام هستم.

داستان سکسی:

اولین سکس من با پگاه

من محسنم واین اولین و اخرین داستانه منه و میخوام یه راست برم سراغ داستان که در اصل یه خاطره مربوط به 8 سال پیشه که من مجرد بودم و تو یه تاکسی تلفتی مشغول به کار بودم .

داستان سکسی:

دو ساعت کردم آخر آبم نیومد

سلام به دوستای شهوانیه خودم.خوبید عزیزا؟من علی 28 ساله کارشناس حسابداریمو در حال حاضر بیکار.قدم 190 و وزنمم 94 کیلو.هیکله خوبی دارم.بدنسازی کار میکنم در کل هیکل رو فرمو مانکنی دارم.قیافم در حد متوسط رو به بالاست ولی صدای بمی دارم و همین صدا باعث شده که خیلی از دخترا بیان طرفم.یجورایی عاشق صدامن.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه من و زهره

این خاطره که می نویسم مربوط به 5 سال پیش میشه تقریبا 23 سالم بود. تا اون موقع با کسی سکس کامل نکرده بودم چندتا دوست دوختر داشتم ولی به خاطر این که دختر بودن سکس باهاشون برام جذاب نبود. اینم بگم که اصلا علاقه ای به سکس از کون ندارم. سری اول که باهاش آشنا شدم به عنوان بازاریاب اومده بود شرکت. زن خیلی خوشکل و مهربونی بود و 29 سال بیشتر نداشت البته یه بچه 4 ساله هم داشت. چون شوهرش خلاف کار بود و تو زندان دنبال کارای طلاقش بود. و واسه اینکه رو پای خودش وایسه کار میکرد. همون اول احساس خاصی بهش داشتن نمی دونم به خاطر دلسوزی بود یا دوست داشتن.

داستان سکسی:

دختر عمه مطلقه

سلام نمیدونم اسم من امیر 28سالمه ویه قد وهیکل معمولی دارم یه دختر عمه دارم که اسمش روزیتاست من از کوچیکی عاشقش بودم ویه حس خاصی بهش داشتم وبا هم خیلی راحت بودیم طوری بود که از همه چی هم باخبر بودیم این روزیتا خانوم یه دختر تپل با کون برجسته وسینهای سایز 75 هستش وبسیار حشری همدیگه رو خیلی دوست داشتیم وقرار ازدواج گزاشته بودیم خلاصه من رفتم سربازی این فاصله به اجبار باباش با پسر عموش که یه ادم مفت خور بیکار بود ازدواج کرد من وقتی این خبرو شنیدم داغ کردم حتی تصمیم خودکشی گرفتم حالم خیلی گرفته بود احساس میکردم دیگه هیچ اینده ای ندارم افسرده شده بودم خلاصه سه سال طول کشید که بااین جریان کنار ا

داستان سکسی:

احمد و زن مطلقه

سلام به دوستان شهوانی امیدوارم همگی خوب باشید خاطره ای که میخوام براتون بگم دقیقا 1392/8/18برام اتفاق افتاد و باید بگم بهترین خاطره سکسی برام بود.(نا گفته نماند خیلی از چیزها هست که باورش سخته برای ادم من خودم وقتی تو این سایت داستان و خاطره میخوندم همیشه میگفتم نامردا خالی بندی میکنن ولی واقعا این موضوع برای خودم اتفاق افتاد میدونم باور کردنش سخته ولی دوست دارم لذت ببری و خواهشن فحش ندید دلیلی برای دروغ گفتن اونم تو این سایت ندارم فقط هدف لذت بردن )

داستان سکسی:

هیچ وقت اینجوری از سکس لذت نبردم

سلام دوستان عزیز..مدت هاست میخواستم خاطره ی تنها سکس به یاد موندنیم رو براتون بنویسم..امروز فرصت شد و شروع میکنم به نوشتن....اگه بد مینویسم ببخشید منو ...من مارال هستم..28 سالمه...الکی نمیخوام از قد و وزن و هیکلم تعریف کنم...قدم 160 و وزنم 60 ..توی سن 23 سالگی بعد از اتمام دانشگاه،به صورت کاملا سنتی ازدواج کردم...ولی خب به خاطر تفاهمی که نداشتیم( خصوصا تو سکس....من یه آدم فوق العاده هات هستم و همسر سابقم هیچ میلی به سکس نداشت ) در سن 25 سالگی از هم جدا شدیم....من سر کار میرفتم و بعد از جدایی هم برگشتم خونه ی پدر و مادرم و با اونا زندگی میکردم..یه برادر هم دارم که ازدواج کرده...من اون موقع ع

داستان سکسی:

سکس من با وکیلم

سلام به تموم برو بچه های شهوانی خاطره ای که میخوام براتون بگم الان به یه عشق بزرگ تبدیل شده اول یکم از خودم میگم من 29 سالمه ویک ساله از شوهرم جدا شدم قبلا شیراز زندگی میکردم ولی بعد از جدا شدنم برگشتم تهران پیش خانوادم من بچه اخری هستم و یکم لوس و از اول تمام توجه خانواده روی من بود و الان که این مشکل برام پیش امده همه یه جورایی هوامو دارن و با من همدردی میکنن من یه دختر 5 ساله هم دارم من 10 سال از خانواده و جمع صمیمیشون دور بودم چون شوهرم زیاد منو پیش خانوادم نمیاورد یه جورایی زندگی تو شیراز منو بزرگ بود دیگه اون مهدیس نازک و نارنجی نبودم چند وقتی بود دادگاه برای هذانت دخترم شروع شده بود

داستان سکسی:

سکس داغ و عجولانه

چند وقتی بود با یه زن مطلقه آشنا شده بودم که دو تا هم بچه داشت از صبح تا ظهر با هم بیرون میرفتیم اما ظهر که بچه هاش از مدرسه میومدن اونم میرفت خونه چندباری ازش درخواست سکس کردم اما باتوجه به اینکه تازه با هم آشنا شده بودیم میترسیدو میگفت که خونشون واسه این کار امن نیست تا اینکه یه روز صبح که رفته بودیم بیرون حدودای ساعت ده خودش ازم خواست که بریم خونشون یه آپارتمان کوچیک تو مرکز تهران خلاصه با کلی استرس سر کوچه پیادش کردمو بعد از پنج دقیقه خودمم رفتم در ورودی باز بود وقتی به طبقه دوم رسیدم در واحدشونو باز کردو من بدون معطلی با کفش رفتم تو داشتم از استرس و هیجان خفه میشدم بچه هاش ساعت دوازده

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن مطلقه