شما اینجا هستید

خواهرزن

سکس با خواهر کوچیک زنم

سلام
چند سالی هست با این سایت آشنا شدم یه بار هم این داستان رو نوشتم ولی مشکل نت باعث شد ارسال نشه و بیخیال شدم. شایان هستم و خاطره ی که تعریف میکنم واسه 5 سال پیشه و خیلی به یادش هنوز هم تو سکسام حال میکنم بخونید و حالشو ببرید البته حوصله ی تایپ ندارم خیلی خلاصه مینویسم ببخشید به کیر و کوس خودتون ببخشید کون گشادمو.

داستان سکسی:

سکس در مستی با خواهر زن

سلام دوستان این خاطره مال چند ماه پیش هست من ی خواهر زن دارم به اسم لیلا که 32سالش است ولی اصلا بهش نمیخوره.مشخصات این خانم قد170کمی اندام پر و سینه های با سایز85و بدنی با پوست سفید است.

داستان سکسی:

امیر و عشق خواهرزن

با سلام خدمت بچه های شهوانی داستانی که میخوام بگم داستان واقعی سکس من و خواهر زنمه . ولی از اونجایی که این داستان توی خانواده س و ممکنه یه روزی مشکل ساز بشه من از اسمهایی استفاده میکنم که واقعی نیستن. اسم خودمو میزارم امیر ، زنم مینا ، و خواهر زنم مهسا من 29 سالمه و حدود 3 سال که ازدواج کردم ، از ته دل عاشق زنم هستم و حاضر نیستم دنیا رو باهاش عوض کنم اما همیشه تنوع طلبی توی سکس داشتم. البته بعد از ازدواجم غیر از اینکه با خواهر زنم رابطه داشته باشم هیچوقت بهش خیانت نکردم . مهسا 33 سالس و 3 سال پیش از شوهر معتادش جدا شد. از روز اولی که من دیدمش به طرز عجیبی ازش خوشم میومد.

داستان سکسی:

ورود خواهر زنم به حریم

من ارمان 31 ساله قد 180 وزن 75 داستان از این قراره که من و مینا زنم قد 175 وزن 63 بسیار زیبا وخوس اندام اهل اهواز 5ساله ازدواج کردیم وفعلا نمیخواهیم بچه دارشیم تا از دنیا وجوانیمان لذت ببریم باهم قرارشدکه اون شد 23 اون موقع حامله بشه ما انقدر باهم خوب بودیم که همه فامیل من واون حسرت مارو میخوردن تا اینکه داستان از اینجا کلید خورد بدر زنم فوت کردو ما رفتیم اهواز بعداز مراسمات با مینا صحبت کردم که مادرت تنهاست کسیو نداره بیاد با ما تهران مینا قبول کرد وبه مادرش گفت اما مادرش قبول نکرد گفت عمری اینجابودم سختمه بزور قبولوندیم بش اونم باشرایط خواص 1 اپارتمان جداگانه براش گرفتم که زیر منت دام

داستان سکسی:

ماجرا با خواهر زنم مونا

من و خواهرزنم مونا
قبل از اینکه شروع کنم باید از همه‌تون عذرخواهی کنم. چون نه نویسنده قابلی هستم و نه تبحر داستان‌نویسی دارم. برای اولین باره که می‌نویسم و صرفاً دلم می‌خواد خاطره‌م رو براتون تعریف کنم.

داستان سکسی:

ختم پدرزن و برنامه با خواهرزن

من 40سالمه 15 ساله که ازدواج کردم. زنم را هم دوست دارم. چند ماه پیش که پدر خانمم فوت کرده بود یکی دو هفته درگیر ختم و ...بودیم. این را هم بگم که من خیلی حشری و شهوتی ام طوری که بدون اغراق روزی 2-3 بار کس بکنم سیرنمیشم. چند روزبعد از ختم پدر زنم ؛ یکی از خواهراش که 5سال از او کوچیکتره و کوس و کون و سینه های ردیفی هم داره و مدتی بود با شوهرشم مشکل پیداکرده بود (اسمش شیرینه) به من گفت منو تا خونه میرسانی که یک سری به خونه بزنم و چند تیکه لباس بردارم؟ منم راسیتش خیلی تو کف او بودم همه اش دلم میخواست یه روز تنها گیرش بیارم و بکنمش. گفتم باشه بریم.

داستان سکسی:

خواهرزن های حشری و نامزد سکسی

سلام دوستان امیرحسین ام۲۸سالمه من۲سال قبل با یه خانواده ای وصلت کردم که فک میکردم از لحاظ اجتماعی آدمای خوبین حداقل فک میکردم پدرمادرشون آدمای باآبروو با شخصیتین ، اماخوب......
فقط مثل اینکه فک میکرم،خلاصه بگم دوستان من قبل عقدم یه۲سالی هم بود که با مرجانه دوست بودم و دیگه تو این دوران هم راه براه وقت گیر میاوردم میتپوندم به درش و زارپ از کون میکردمش(اینم بگم من اون موقع توی یه شهر دیگه کار میکردم و در ماه۴ روز میومدم و تا قبل عقدمون هیچ موقع از جلو نکردمش)چون واقعا دوسش داشتم، نمیخواستم تا قبل عقدمون پرده برداری کنم...

داستان سکسی:

خواهرزن های تپل و بانمک

سلام خدمت بچه های شهوانی اسم من امیر 3 سال ازدواج کردم 28 سالم با بیوگرافی معمولی خواهر زنهای من یعنی ماندانا و مارال دختر های توپول و نمکی هستند ماندانا ابجی بزرگست و باسن بزرگی داره هر دو تاشون مجرد هستند و بزرگتر از زن من ماندانا 32 سالشه و من خیلی باهاش راحت بودم ولی هیچ فقط به مغزمم خطور نمی کرد که یک روز با هاش .... جریان از اونجا شروع شد که من سر بازی منچستر و بارسا پای تلوزیون خوابم برد مارال همیشه وقتی ما خونشونیم بیرون میخوابه ما هم اون روز پیش اونا بودیم چون مامان باباش رفته بودن مسافرت .

داستان سکسی:

من وخواهر زن دبیرستانی اما مستم

سلام من حسین هستم از یکی از شهرهای جنوب خراسان .اکنون که دارم این متن رو مینویسم 35 سالمه وموضوع مربوط میشه به سال 1386.ماجرا از اینجا شروع میشه که من سال 1380 بنا بر سنت شهرستانی ما در سن23 سالگی چون بلافاصله بعد از سربازی استخدام دولت شدم ازدواج کردم (اونم بخاطر شرارتهایی که بادخترا داشتم وهی به خاطر بی حیایی لو میرفتم پیش بابا).خانمم هم کارمند دولت و به قولی دوموتوره مث تراکتور کارمیکردیم وزندگی مرفهی داشتیم .(البته مرفه به سبک شهرستانی یعنی متوسط ).بگذریم درخانواده ای که ازدوا ج کردم به دلیل ازدواج مجدد مادرزن 2 دختر از شوهر جدید که جدا هم شده بودند داشت البته یکی دوم راهنمایی ودیگری 3د

داستان سکسی:

عذاب وجدان از سکس با خواهرزنم

با عرض سلام خدمت همه من آریا متاهل28 از قهرمانان ورزشی کشور من میخوام یه داستان واقعی واسه شما تعریف کنم که شاید یه عبرت یا شایدم از عذاب وجدان من کم بشه من 5ساله که متاهل شدم ولی چه متاهلی هیچ کوسی نبود که از زیر دست من در بره تا اینکه عاشق خواهر زنم شدم واقعا خوشگل و قد بلند خدایا هست من واقعا دوسش دارم حتی الان هم که کلا با خانوادش قطع رابطه کردم من و خواهر زنم خیلی رابطه خوبی داشتیم و با هم درد دل میکردیم وقتی اون از دست شوهرش عصبانی میشد به من زنگ میزد و من با حرفام و امید دادن بهش آرومش میکردم اینم بگم که خواهر زن من 32ساله دارای 2فرزند پسر ولی شوهرش از خودش15سال بزرگ تر هست یه روز به

داستان سکسی:

نیم تنه ی خواهرزن (1)

بيتا هميشه تو اسنپ چت همه جور عكسي ميفرستاد. از قليون كشيدن گرفته تا عكس پول پارتي. چون فضاي اسنپ چت جوري بود كه عكس رو نميشد ذخيره كرد، با فرستادن بيشتر عكسا مخالفتي نمسكردم. بعضي وقتا شرت و سوتين جديد كه ميخريدعكس ميگرفت ميفرستاد برا پسراي غير فاميل. بهش ميگفتم اومديم از عكسات عكس گرفتن نشون فاميل دادن. ميگفت ميدونم نميكنن، اگه هم بشه ميگم فتوشاپ بوده.! يه عكس نيم تنه داشت با يه لباس قرمز. ميگفت اون رو ميخواد بذاره تو اينستگرام. مثلا از من نظر ميخواست. منم ساكت موندم. سه چار تا عكسي كه از اون عكس لختي تر بود رو گذاشت تو اينستگرام. تا طرف شب شصت و سه تا لايك خورد. بيتا كيف كرده بود.

داستان سکسی:

سکس با خواهرزن فضول

این خاطره که می نویسم عین حقیقت است.علی هستم سی سالمه استان بوشهر زندگی میکنم.من ودخترخالم پنج سالی ازدواج کردیم هیج مشکلی نداریم.اوایل که نامزد بودیم خونشون میرفتم خواهرکوچکی داشت که دائم ما را می پایید ودوست داشت بدوند ماچطورباهم رابطه داریم.
تا اینکه یک روزمن به خونشون رفتم بی خبری سری به نامزدم بزنم یواشکی در باز بود واردشدم دیدم تو یکی ازاتاقها صدایی میاد
آرام کناردربه داخل نگاه کردم دیدم دختر خاله کوچکم چند عکس سکسی ازمن وخواهرش روی صفحه کامپیوتر آورده ونگاه میکنه وداره با خودش ور میره.من هم یواشکی موبایلم در آوردم وعکسی ازاون گرفتم که لخت بود.

داستان سکسی:

خواهرزن سابقم

سلام دوستان اسم من امیره سال هشتادو سه با دختر همسایمون ازدواج کردم زندگیمون بد نبود اما بعد از پنج سال که بچه دار نشدیم بطور توافقی جدا شدیم بریم سر اصل داستان خانمم ي خواهر داشت که اون موقع 17سالش بود اسمش نسیمه خیلی دختر مهربونیه در اصل همین نسیم باعث ازدواجمون شد که اون بماند خداییش با من خیلی راحت بود تو خونه اکثر اوقات با تاپ دامن میگشت اوایل اصلا اهمیت نمیدادم اما کم کم فکرم بهش مشغول شد دنبال ی موقعیت بودم تا بهش دست بزنم تا اینکه یشب با دوستام رفته بودیم شب نشینی نصف شب که اومدم تو حیاط دیدم شورت و سوتینش رو بنده چون قبلش خودم اوردمش کنار خواهرش تا تنها نمونه خلاصه کیرم همونجا راست

داستان سکسی:

کون خواهرزنم زهرا

سلام. اسم من مجید هست و میخوام داستان کردن کون خواهر زنم زهرا رو واستون بگم. قبلش بگم که این جریان واقعی هست و هیچ دروغی نمیگم. من 26 سالمه و بعد از این که ازدواج کردم علاقه شدیدی به خواهر زنم پیدا کردم. آخه زهرا همیشه جلو من راحت میگشت و زیاد خودشو نمیگرفت حتی بعضی وقتها میومد رو پاهام مینشست. زهرا یه دختر 18ساله وزنش حدود 45 کیلو قد160 و کون نرم و پهنی داره. خلاصه علاقه من به زهرا روز به روز بیشتر شد و بعضی وقتها خودمو به لباسای زیرش میرسوندم و باهاشون جق میزدم. یه روز رفتم خونه مادر زنم دیدم زهرا تنهاست و هیچکس خونه نیست.

داستان سکسی:

نسترن خواهر زنم

سلام ، من تازه عضو این سایت شدم 36 سالمه ، سکس زیاد داشتم چه داخل ایران چه خارج از ایران . معمولا آقایون خاطره سکسشون رو یه راز نگه میدارن پیش خودشون . اما برام خیلی جالب بود وقتی این سایت رو دیدم . جنسیت توش مهم نیست و آزادانه همه حرفاشونو میزنن و دوستان دیگه هم نظر میدن . کاری ندارم که راست میگن یا دروغ اما کلاٌ جالبه مخصوصاٌ تو ایران که عرف نیست این چیزا .... بگذریم .

داستان سکسی:

خواهر زن کون گنده من

سلام خدمت بچه های شهوانی اسم من امیر 3 سال ازدواج کردم 28 سالم با بیوگرافی معمولی خواهر زنهای من یعنی فرشته و مارال دختر های توپول و نمکی هستند فرشته ابجی بزرگست و باسن بزرگی داره هر دو تاشون مجرد هستند و بزرگتر از زن من فرشته 32 سالشه و من خیلی باهاش راحت بودم ولی هیچ فقط به مغزمم خطور نمی کرد که یک روز با هاش .... جریان از اونجا شروع شد که من سر بازی منچستر و بارسا پای تلوزیون خوابم برد مارال همیشه وقتی ما خونشونیم بیرون میخوابه ما هم اون روز پیش اونا بودیم چون مامان باباش رفته بودن مسافرت .

داستان سکسی:

سفر به شیراز و وصال خواهرزن

من فرزاد 34 ساله از بوشهر . خاطره ای که میخواهم براتون تعریف کنم واقعی است نه داستان ونه تخیلی .......

داستان از آنجا شروع میشه که من یه زن برادر همسری دارم بنام پریسا که خیلی ناز و حشری هست ومن از خیلی وقت پیش به

فکر سکس با او بودم ولی چون من در خانواده ای مذهبی بدنیا اومدم هیچکس فکرشو نمیکرد که من اهل این برنامه ها باشم .

حتی زمانی هم که کسی میومد خونه ما یا ما میرفتیم خونه کسی چه آشنا چه غریبه با پوشش کامل جلوی هم ظاهر

میشدیم.

من زیاد خونه برادر زنم رفت وآمد میکردم نه بخاطر اون بلکه همش تو کف زنش بودم تا جایی که هفته ای حداقل دو بار خونشون

داستان سکسی:

سکس با خواهرزن اروپایی

سلام. من روزبه هستم.39 سالمه و 4ساله ازدواج کردم. یه خواهرزن دارم که الان 35 سالشه و مقیم فرانسه هست اونجا دکترای جغرافی میخونه. موقع عروسیمون نتونست بیاد و همیشه از طریق اسکایپ با خانمم صحبت میکنه منم یه سلامی میدمو زیاد درگیر نمیشم. تا اینکه 4ماه پیش خانمم داشت زایمان میکرد که از 1ماه قبلش گفته بود حتما واسه تولد بچه میاد. 1هفته مونده به زایمان اومد و خانواده خانمم تو شهرستانن و شیوا(خواهر زنم) دیگه اومد تهران واسه اینکه پیش خواهرش باشه. رفتم فرودگاه دنبالش..... وای..... عجب دافی!!!

داستان سکسی:

شیطانی شدم

سلام پیمان هستم 29 ساله
چندروز پیش تو همین سایت 1 داستان خوندم که خیلی شبه بود به اتفاقی که 1سال پیش برا من افتاد
من 4سال پیش ازدواج کردم زنم 2تا خواهر بزرگتر از خودش داره که یکیش خیلی توپه ومن خیلی ازش خوشم میومد ولی چون میدونستم از نظر شرعی هرکی با خواهر زنش سکس کنه تا اخر عمرش زنش براش حرام میشه هیچوقت به سکس با هدا(خواهر زنم که 32 سالشه) فکر هم نمیکردم تا اینکه هدا با شوهرش اختلاف پیدا کرد و شوهرش بیخبر رفت امریکا و هدا تنها شد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خواهرزن