شما اینجا هستید

دید زدن

منو ببخش مینا

سلام اسم من محمد.اين داستان برا 5 سال بيشه من اون موقع 19سالم بود.من يك دختر خاله دارم به اسم مينا كه نميشه كفت خيلي منحصر به فرده ولي براي من كه با هيج دختري رابطه نداشته ,بهترين و سكسي ترين دختر دنياست.ولي مينا درست مخالف من بود و اصلا از من خوشش نميومد و با بهترين دوسته من يعني رضا رفيق بود و اونو خيلي دوست داشت.يك روز داشتم با رضا صحبت ميكردم كه از دهنش بريد كه مينا دعوتش كرده خونشون _مثل اين كه خالم خونه نبود _منم به روي خودم نياوردم .وقتي اومدم خونه بيش خودم كفتم حتما اين 2تا فردا يه شيطوني ميكنن تصميم كرفتم برم شايد بتونم مينا رو لخت ببينم.

داستان سکسی:

ماجرای خانه ی استاد

برای تحویل دادن پایان نامه ام داشتم حسابی کار میکردم و شبها تا دیروقت بیدار می موندم. حتی وقت نمی کردم با دوست پسرم قرار بزارم و ببینمش و استاد راهنمام حسابی ازم کار میکشید. دو سه ماه قبل از تاریخ دفاعیه ام بود که برای یه سری کارهای نهایی رفته بودم خونه ی همین استاد راهنمام که خیلی زن مهربون و خوبیه. تا دیروقت پشت میز نشسته بودیم و داشتیم کارهای نهایی رو انجام میدادیم. شام رو هم از بیرون پیتزا گرفته بودیم که زیاد وقتمون تلف نشه و همینطور مرتب کار میکردیم.

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - دید زدن