شما اینجا هستید

زن همسایه

مهسا جیگر همسایه خونگرم

سلام دوستان اسم من آرمین من 20 سال دارم تازگیها با این سایت ها آشنا شدم این داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم برای یک سال پیشه یعنی سال 90.

داستان سکسی:

فرشته زن خوشگل همسایه

سلام
اسم من عرفان هست و الان 21 سالمه خاطره ای رو که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال قبل
اولش قصد نداشتم خاطرم رو تعریف کنم چون هر داستانی رو که هر کسی می نویسه حالا چه دروغ و چه راست خیلیها فقط با فحش دادن خودشون رو خالی می کنن و همین باعث می شد تا من از نوشتن خاطره خودم منصرف بشم ولی خوب وقتی آمار بازدید
داستانها رو میبینه که مثلا برای یه داستان 10 هزار نفر هست و فقط 20 نفر میان نظر می دن و فحش میدن همین معلوم میکنه که یه سری آدم ......ولش کن دوست ندارم منم مثل اونا فحش بدم

داستان سکسی:

من و زهرا خانوم روی پشت بوم

سلام.اسم من مصطفی.27ساله.192قد و 93 وزنمه.
چند سالی هست با زهرا اینا همسایه ایم.این داستان برمیگرده به تابستون امسال یعنی سال 91.
زهرا خانوم یه زن معمولی با یه اندام زنانه معمولیه.حدودا 40ساله و 65 یا 70کیلو.
2تا هم بچه داره.یه پسر و یه دختر که دخترشو تو سن پایین شوهر داد والان 3تایی با شوهر و پسرش زندگی میکنن.

داستان سکسی:

از تتو تا کردن زن همسایه

سلام این اولین داستانه منه که دارم مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد داستان کاملا واقعیه من الان حدود 2سال با شهوانی اشنا شدم و دوست داشتم داستانه خودمو براتون بگم مردونه اگر خوب بود بگید اگرم فکر میکنید ساختگیه مهم نیست.
داستان رو تقریبا به صورت خلاصه میگم که زیاد طولانی نشه اما قول میدم ارزش وقت گذاشتن و خوندن رو داره.

داستان سکسی:

مامان الناز

در همسايگي ما يه دختر كه اسمش الناز بود همراه مادرش زندگي مي كرد .يك روز داشتم مي رفتم بيرون كه كار هامو انجام بدم يك دفعه مامان الناز رو ديدم كه با يكي ا ز همسايه هاي ديگه داشت دم در حرف مي زد منو ميشناخت چون قبلا با مامانم چند باري سلام و عليك و اين لوس بازيا و اينا دم نون واي كرده بودند مامانم منو نشونش داده بود داشتم رد ميشدم با يه حالت شيطوني نگام كرد من فهميدم كه باس سلام كنم گفتم سلام خانوم فرهمند گفت سلام اقا سينا بفرما داخل گفتم نه منون بعدن ايشالا با خانوم بچه ها مزاحم ميشيم خنديدو باي داد من كه رسيدم سر كوچه يادم افتاد كه فلش مموريمو نياوردم اقا من زودي برگشتم از در خونه كه رد شد

داستان سکسی:

سکس با زن همسایه کوچه بغلی

سلام این خاطره واقعیه،کاملا واقعی. و جریان برمیگرده به سال 79 من 18 سالم بود و اماده رفتن به خدمت بودم.خونه ما جنوبیه و طبقه دوم زندگی میکردیم و ی پنجره پشت خونمون بود که از پذیرایی به حیاط دید داشت و پشت او حیاط خونه شمالی کوچه بغلی بود که سه تا خونه یک طبقه کنار هم بودند و روبروی این سه خونه خونه های جنوبی کوچه بغلی بود که توی طبقه سوم اون خونه کاملا از خونه ما معلوم بود . یک روز اواخر تابستون کنارخانواده نشسته بودم که یدفعه بابام با خنده به ما گفت اون خانمه از کوچه بغلی به من نگاه میکنه و پیرهنشو به نشونه گرمی هوا تکون میده .

داستان سکسی:

همسایه باحال من (1)

با سلام به دوستان عزیز شهوانی اسم من سیاوش 32 سالمه کرد هستم و بچه غرب کشور و خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به 4 سال پیش. داستان از اونجایی شروع شد که بدلیل شغلم (مهندسی عمران) مجبور شدم برای کار به جنوب کشور برم یه چند سالی رو تنها جنوب بودم و هر ماه میومدم به خانوادم سر میزدم تا جایی که از طرف شرکتی که براشون کار میکردم منتقل شدم به یکی از شهرهای بندری جنوب کشور، تو این مدتم بدلیل دوری خانواده ماهیانه فقط موقع مرخصی هام سکس داشتم.

داستان سکسی:

نفس های داغ خانوم و وجدان درد من

ما خونمون دو طبقه داره و معمولا طبقه پایین رو اجاره میدیم یه بار یه زنه و شوهر اومدن خونمون که جوون بودن 3 تا بچه هم داشتن زنه کلا یه طوری بود یکسره کارهای خاصی میکرد میرفت تو حیاط جارو میزد خودشو خم میکرد و کونشو پهن میکرد . یه زن قد کوتاه باکون بزرگ و چشمای درشت . از وقتی اومده بودن آرامش نداشتیم یکسره می آمد یه چیزی میخواست مثلا جارو بدین میخ بدین فلان و... وخیلی هم پررو بود و روحیه گستاخی داشت این حرکاتش آدم رو تحریک میکرد.
شوهرش هم معلم بود ولی ادم کسخولی بود و همیشه با دوستاش بیرون میچرخید .

داستان سکسی:

قمبل زن همسایه

سلام من حامد هستم و 32 ساله مجرد می خوام یک خاطره از سکسم را برایتان تعریف کنم من در منطقه ای محروم در کرج زندگی می کنم ما در یک آپارتمان 4 طبقه با پدرم زندگی می کنیم همسایه های ما اکثرا جوان هستند چند وقت پیش یکی از همسایگان اثباب کشی کرد و رفت و یک زن و مرد نه چندان جوان جای آنها آمدن من هر وقت می خواستم بیرون بروم می دیدم دختر کوچکی میاد کنار بارکن خونه طبقه اول چند وقت این کار تکرار شد من فکر میکردم که کسی من را زیر نظر گرفته تا اینکه متوجه شدم زن همسایه یعنی مادر همان بچه من را از لای پرده می بیند یک روز من داشتم ماشینم را داخل پارکینگ پارک می کردم که دیدم آمد توی پارکینگ و به ی

داستان سکسی:

آرزو، زن کس تپل همسایه

سلام من مجتبی هستم یه پسر بسیار بسیارحشری که همیشه دنبال کس وکونه حتی تاقبل ازاین ماجرا کون پسرا رو میکردمو کیر کلفت میکردم قدم187 وزنم 80پوستم سبزه تعریف نکنم خوش قد وهیکلم وخوش ...خوب از وقتی بعضی از این داستان های تخمی روخوندم حالم گرفته وتصمیم گرفتم خودم بنویسم وکیر 20سانتیمو شق کنم بخاطر اون روز

داستان سکسی:

سکس کفتر باز (1)

اسم من علی 22 سالمه . داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به 1 سال پیش... ما یه همسایه داریم که اسمش فاطمه خانوم ،تقریبا 35 سالشه و یه شوهر معتاد رفیق باز داره که از صبح تا شب با رفیقاش دنبال خوش گذرونی خودشه ، دوتا دختر داره که میرن مدرسه و خودش که همیشه صبحا تو خونه تنهاست و خانداری میکنه ، البته مثل بیشتر زنای محل!! ...

داستان سکسی:

آقای ارشاد در طبقه پنجم

من و خانومم به اتفاق دو تا پسر دانشجوم در طبقه اول یه واحد مسکونی 5 طبقه 9 واحده زندگی می کردیم و می کنیم . من تازه چهل سالم تموم شده. کارمند یه اداره ای هستم و اسمم امید وفامیلی ام ارشاده . خیلی هم خوش صحبتم و با گفتارم ماررو از لونه اش می کشونم بیرون . هرچه گفتم بابا من نمی تونم مدیر آپارتمان شم انداختن گردنم . حوصله این دردسر ها رو نداشتم.. اون طبقه پنجمی ما خونه شو اجاره دادبه یه خانومی .. راستش من که اصلا ندیدمش . چون هر وقت خسته از سر کار میومدم اون بود تو خونه شون . شناختی هم ازش نداشتم . نیازی هم نبودکه بشناسمش . هنوزم فرصت نشده بود که جلسه ماهیانه ساکنینو بر گزار کنیم .

داستان سکسی:

سکس با زن همسایه بیوه

سلام.من سامان هستم اهل تهرانم و 18 سالمه و توی یه آپارتمان 4 طبقه همراه با خانوادم زندگی میکنم.توی هر طبقه 1واحد است.من یه خواهرم دارم که 6سال از خودم بزرگتره و 3ماهی میشه که ازدواج کرده.طبقه اول پدربزرگم و مادربزرگم زندگی میکنن.طبقه ی دوم ماییم و طبقه سوم نرگس خانومه که 2 سالی شوهرش به خاطره سرطان فوت کرده.طبقه چهارمم یه زن وشوهری هستن که تازه ازدواج کردن وتازه اومدن تو آپارتمان.

داستان سکسی:

آرزوم به خاطره تبدیل شد

سلام کوچیکتون امیرعلی 22سال دارم هیکلم رو فرمه قدم180 پوستمم تقریبآ سفیده.این اولین داستانمه اگر کم و کسری داشت به بزرگیه خودتون ببخشین دیگه.با اینکه میدونم اخره داستان کسایی که ادبو مرام ندارن فوش میدن اما خب اینو واسه اونایی میگم که درک و شعور دارن و کلا دمشون گرمه.ما ساکن اهوازیم از اون جایی که اهوازیا (و یا خوزستانی ها) به کیره بزرگشون و دخترای خوشکلو خوش اندام معروفن امیدوارم داستانم واستون جذاب باشه.سرتونو درنیارم برم سره اصل مطلب :

داستان سکسی:

زن خوشگل همسایه

سلام . من مدتیه که به این سایت میام و داستان های اون رو میخونم اما چند وقتی میشه که دیگه داستان ها اون جذابیت اول رو برام نداره برای همین تصمیم گرفتم بهترین داستان سکسی زندگیم رو براتون بزارم .

داستان سکسی:

او یک فرشته بود

دانشجو بودم و تابستان شده بود و اومده بودیم خونه. یه خونه جدید خریده بودیم و داشتیم تعمیر و تمیزش میکردیم و من شبها رو اونجا تنها میگذروندم. یه همسایه روبروی ما بود که قصه عجیبی داشت...
یه مرد 40 ساله و راننده ماشین سنگین زنش میمیره و از این فرهنگهای نکبتی قومی ... خواهر کوچکتر زن که سنش اندازه پسر خواهرش بود زن شوهر خواهرش میشه... (نمیخواستم حالتونو بگیرم اما لازم بود بگم) اون روزها 17 سالش بود و من حدود 22 سال داشتم.
بعد از چند روز و با اشاره های یواشکی تونستم خرش کنم و شماره شو داد.
چند روز تلفنی صحبت میکردیم و ...
قصه زندگیش رو گفت خیلی کیری بود...

داستان سکسی:

شهلا خشگله زن همسایه

باسلام خدمت دوستان
اسم مستعارمن میلاده.من 24سالمه ومیخوام قشنگترین سکس زندگیم البته ازنظرزیبایی وخوش اندامی طرفم رو واستون بنویسم.
اول خیلی کم ازخودم بگم.میلاد24 ساله عکاس وطراح تبلیغاتی.مجرد.ساکن لرستان.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن همسایه