شما اینجا هستید

زن همسایه

نفس های داغ خانوم و وجدان درد من

ما خونمون دو طبقه داره و معمولا طبقه پایین رو اجاره میدیم یه بار یه زنه و شوهر اومدن خونمون که جوون بودن 3 تا بچه هم داشتن زنه کلا یه طوری بود یکسره کارهای خاصی میکرد میرفت تو حیاط جارو میزد خودشو خم میکرد و کونشو پهن میکرد . یه زن قد کوتاه باکون بزرگ و چشمای درشت . از وقتی اومده بودن آرامش نداشتیم یکسره می آمد یه چیزی میخواست مثلا جارو بدین میخ بدین فلان و... وخیلی هم پررو بود و روحیه گستاخی داشت این حرکاتش آدم رو تحریک میکرد.
شوهرش هم معلم بود ولی ادم کسخولی بود و همیشه با دوستاش بیرون میچرخید .

داستان سکسی:

قمبل زن همسایه

سلام من حامد هستم و 32 ساله مجرد می خوام یک خاطره از سکسم را برایتان تعریف کنم من در منطقه ای محروم در کرج زندگی می کنم ما در یک آپارتمان 4 طبقه با پدرم زندگی می کنیم همسایه های ما اکثرا جوان هستند چند وقت پیش یکی از همسایگان اثباب کشی کرد و رفت و یک زن و مرد نه چندان جوان جای آنها آمدن من هر وقت می خواستم بیرون بروم می دیدم دختر کوچکی میاد کنار بارکن خونه طبقه اول چند وقت این کار تکرار شد من فکر میکردم که کسی من را زیر نظر گرفته تا اینکه متوجه شدم زن همسایه یعنی مادر همان بچه من را از لای پرده می بیند یک روز من داشتم ماشینم را داخل پارکینگ پارک می کردم که دیدم آمد توی پارکینگ و به ی

داستان سکسی:

آرزو، زن کس تپل همسایه

سلام من مجتبی هستم یه پسر بسیار بسیارحشری که همیشه دنبال کس وکونه حتی تاقبل ازاین ماجرا کون پسرا رو میکردمو کیر کلفت میکردم قدم187 وزنم 80پوستم سبزه تعریف نکنم خوش قد وهیکلم وخوش ...خوب از وقتی بعضی از این داستان های تخمی روخوندم حالم گرفته وتصمیم گرفتم خودم بنویسم وکیر 20سانتیمو شق کنم بخاطر اون روز

داستان سکسی:

سکس کفتر باز (1)

اسم من علی 22 سالمه . داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به 1 سال پیش... ما یه همسایه داریم که اسمش فاطمه خانوم ،تقریبا 35 سالشه و یه شوهر معتاد رفیق باز داره که از صبح تا شب با رفیقاش دنبال خوش گذرونی خودشه ، دوتا دختر داره که میرن مدرسه و خودش که همیشه صبحا تو خونه تنهاست و خانداری میکنه ، البته مثل بیشتر زنای محل!! ...

داستان سکسی:

آقای ارشاد در طبقه پنجم

من و خانومم به اتفاق دو تا پسر دانشجوم در طبقه اول یه واحد مسکونی 5 طبقه 9 واحده زندگی می کردیم و می کنیم . من تازه چهل سالم تموم شده. کارمند یه اداره ای هستم و اسمم امید وفامیلی ام ارشاده . خیلی هم خوش صحبتم و با گفتارم ماررو از لونه اش می کشونم بیرون . هرچه گفتم بابا من نمی تونم مدیر آپارتمان شم انداختن گردنم . حوصله این دردسر ها رو نداشتم.. اون طبقه پنجمی ما خونه شو اجاره دادبه یه خانومی .. راستش من که اصلا ندیدمش . چون هر وقت خسته از سر کار میومدم اون بود تو خونه شون . شناختی هم ازش نداشتم . نیازی هم نبودکه بشناسمش . هنوزم فرصت نشده بود که جلسه ماهیانه ساکنینو بر گزار کنیم .

داستان سکسی:

سکس با زن همسایه بیوه

سلام.من سامان هستم اهل تهرانم و 18 سالمه و توی یه آپارتمان 4 طبقه همراه با خانوادم زندگی میکنم.توی هر طبقه 1واحد است.من یه خواهرم دارم که 6سال از خودم بزرگتره و 3ماهی میشه که ازدواج کرده.طبقه اول پدربزرگم و مادربزرگم زندگی میکنن.طبقه ی دوم ماییم و طبقه سوم نرگس خانومه که 2 سالی شوهرش به خاطره سرطان فوت کرده.طبقه چهارمم یه زن وشوهری هستن که تازه ازدواج کردن وتازه اومدن تو آپارتمان.

داستان سکسی:

آرزوم به خاطره تبدیل شد

سلام کوچیکتون امیرعلی 22سال دارم هیکلم رو فرمه قدم180 پوستمم تقریبآ سفیده.این اولین داستانمه اگر کم و کسری داشت به بزرگیه خودتون ببخشین دیگه.با اینکه میدونم اخره داستان کسایی که ادبو مرام ندارن فوش میدن اما خب اینو واسه اونایی میگم که درک و شعور دارن و کلا دمشون گرمه.ما ساکن اهوازیم از اون جایی که اهوازیا (و یا خوزستانی ها) به کیره بزرگشون و دخترای خوشکلو خوش اندام معروفن امیدوارم داستانم واستون جذاب باشه.سرتونو درنیارم برم سره اصل مطلب :

داستان سکسی:

زن خوشگل همسایه

سلام . من مدتیه که به این سایت میام و داستان های اون رو میخونم اما چند وقتی میشه که دیگه داستان ها اون جذابیت اول رو برام نداره برای همین تصمیم گرفتم بهترین داستان سکسی زندگیم رو براتون بزارم .

داستان سکسی:

او یک فرشته بود

دانشجو بودم و تابستان شده بود و اومده بودیم خونه. یه خونه جدید خریده بودیم و داشتیم تعمیر و تمیزش میکردیم و من شبها رو اونجا تنها میگذروندم. یه همسایه روبروی ما بود که قصه عجیبی داشت...
یه مرد 40 ساله و راننده ماشین سنگین زنش میمیره و از این فرهنگهای نکبتی قومی ... خواهر کوچکتر زن که سنش اندازه پسر خواهرش بود زن شوهر خواهرش میشه... (نمیخواستم حالتونو بگیرم اما لازم بود بگم) اون روزها 17 سالش بود و من حدود 22 سال داشتم.
بعد از چند روز و با اشاره های یواشکی تونستم خرش کنم و شماره شو داد.
چند روز تلفنی صحبت میکردیم و ...
قصه زندگیش رو گفت خیلی کیری بود...

داستان سکسی:

شهلا خشگله زن همسایه

باسلام خدمت دوستان
اسم مستعارمن میلاده.من 24سالمه ومیخوام قشنگترین سکس زندگیم البته ازنظرزیبایی وخوش اندامی طرفم رو واستون بنویسم.
اول خیلی کم ازخودم بگم.میلاد24 ساله عکاس وطراح تبلیغاتی.مجرد.ساکن لرستان.

داستان سکسی:

مرجان زن اسمال آقا

این فقط یک داستان سکس نیست
((دوستای خوبم ممنون میشم آگر اصلا نظر ندید چون نه هیچکدام از مانه رمان نویسیم نه ویراستار که بدون عیب ونقص بنویسیم من فقط یک خاطره میگیم وبس ))

داستان سکسی:

نصب ماهواره و زن همسایه

سلام به همه بچه های سایت خوب شهوانی. من مهرانم .میخوام خاطره خوب سکس با زن همسایمونو واستون بفرستم.جریان برمیگرده به پاییز سال 89.رفته بودم پشت بوم واسه تنظیم دیش.البته مجبور بودم واسه دور دیش یه کم تیر تخته بذارم تا دید نداشته باشه.ساعت حدودا 4 بود.زنم رو برده بودم خونه آبجیش.مشغول بودم و یه کم سروصدا راه انداخته بودم.یهو جشمم افتاد به حیاط خونه روبرویی.یه زن قد کوتاه داشت برگها رو جارو میزد.

داستان سکسی:

معصومه زن همسایه

سلام من امیر علی20سال دارم این اولین داستانه منه اگر کمو کسری داشت به بزرگیه خودتون ببخشین دیگه با اینکه میدونم اخره داستان کسایی که فرهنگو ادب ندارن فوش میدن اما خب اینو واسه اونایی میگم که درکو شعور دارن در کل دمشون گرمه.ما ساکن اهوازیم از اون جایی که اهوازیا به کیره بزرگشون و دخترای خوشکلو خوش اندام معروفن امیدوارم داستانم واستون جذاب باشه سرتونو درنیارم برم سره اصل مطلب :

داستان سکسی:

عاطفه زن همسایه

این داستانی رو که می خواهم بنویسم یکی از بهترین خاطرات زندگی منه که برام خیلی جالب بود چون از یک ارزو به یک واقعیت تبدیل شد, مدتها بود که تو نخش بودم عاطفه رو می گم او زنی است تقریبا سی و چند ساله که در همسایگی ما زندگی می کنه از لحاظ اندام جنسی خیلی عالی به نظر می رسه .

داستان سکسی:

عیدی همسایه

سلام به همه دوستان عزيزم از تمام ايران زمين
من مهيارم ٣٤ سالمه از تهران , راجع به بقيه مشخصاتم هم رجوع كنيد به داستان قبلي كه نوشتم
بنابر دلايلي از جمله حضور مادر عزيزم و تعطيلات عيد و مهمون بازي هاي نوروزي كه ازشون تنفر دارم , و همجنين شب كاري خودم تو محل كارم تو ايام عيد ٢٠روزي ميشد كه با زنم سكس نداشتم و به اصطلاح شديد تو كف بودم .

داستان سکسی:

سکس با زن لوند همسایه

سلام بر همه دوستان
من با علم به اینکه برخی دوستان هستند که رسم ادب رو بجا نمی آورند و هر چیز که دوست دارند فکر میکنند و میگن اما بخاطر بعضی از دوستان که حالا حتی به کذب هم شده داستانی اراءه کرده اند تا سایرین لذت ببرند به این فکر افتادم که من هم یکی از داستانهای سکسی خودم رو با زن همسایه مان بنویسم باشد که مورد توجه دوستان قرار بگیرد تا شاید باقی رو هم به رشته تحریر در بیارم،این رو هم فقط بخاطر اینکه حق کسانی که برای من نوشته بودند و من خوندم من هم میبایست دینم رو به این سایت ادا میکردم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن همسایه