شما اینجا هستید

مغازه

سکس زیر شیروانی

يه روز ظهر تابستون ساعت دو و سه تو مغازه خواروبار فروشی مون؛ خودم تنها بودم، هوا هم خيلی گرم بود و پرنده هم تو خيابون پر نمي زد... در همین حین درحالی که پشت پیشخون حوصله ام سررفته بود؛ یهو يه خانوم حدودا سی و پنج ساله که بنظر معلول میومد؛ از اينها که يک پاشون آهن کشی شده و کج کج راه میرن؛ اومد تو مغازه که خريد کنه... از یک پا معلول بود؛ ولی خوشگل و سفید و تپل مپل و موهای مش کرده و یه مانتو مشکی و از گرما و اون سختی راه رفتن، عرق کرده ...

داستان سکسی:

عاطفه در بوتیک

سلام به همه بچهای شهوانی،میخوام یکی ازبهترین خاطره ی زندگیموبراتون بنویسم.اسمه من محسنه 23سالمه،واین موضوع برای تقریبا10ماه پیشه که من تازه ازخدمت مقدس سربازی خلاص شده بودم،نزدیکای هشت روزخونه بودم بعدبااسرارزیاده برادرم که ازم همش یه سال ازم بزرگتربود،اسمشم سعیده،سعید قفل کرده بودبه من که بیام پیشش که باهم کارکنیم،اون توی بازارکارمیکردیه مغازه اجاره کرده بود.کارش پوشاک اسپرت مردونه بودبه منم گفته بیادمه مغازه وایسافروشندگی کن،منم اصلاتجربه توی اینکارنداشتم،ولی بازبونم مارروازسوراخش میکشم بیرون،گفتم باشه،خلاصه بعده چندوقت قلقه کار اومد دستم،فکرکنم پنجشنبه بودداداشم سعید رفت بیرون ناهاربگیره

داستان سکسی:

کی تا حالا با 1500 تومن کس کرده؟

سلام به همه ...
ما یه مغازه داریم جنوب تهران. یه چیزی میفروشیم توش. بعد یه شاگرد داشتیم اسمش رو الکی میگیم جواد مثلا. اقا ما یه روز تو پستو مغازه خوابیده بودیم یهو جواد اومد گفت باقر بیدار شو گفتم چیه؟ گفت یه کسرو زدم زمین پشت ویترین با 10 تومن! چون مغازه مال بابای منه خایه نداشت منو بیدار کنه دختررو بیاره تو پستو با خیال راحت بکنه با کلی استرس پشت ویترین مغازه کردش...

داستان سکسی:

اولین سکس در مغازه

ا سلام من 27 سالمه تو مغازه پدری که خواربارفروشیه کار می کنم یه ساختمون سه طبقه روبروی مغازه ما هست که طبقه همکف اونرو اجاره میدن و چون بعد مدتی اجاره نشین ها برای خرید به مغازه ما میان منم که تیپ وقیافم بد نیست با یکم زبون بازی زود مخشونو می زنم از شانس من هم هرکی تا حالا اومده اونجا زناشون کلا باحال بودن منم بلااستسنا با هاشون دوست می شدم فقط در حدحرف زدن .چون نمی تونستم واقعا کاری بکنم . خلاصه روزگار گذشت یه اجاره نشین جدید اومد زنش یکبار موقعی که آشغالو رو می ذاشت دم در دیدمش زن خوش تیب و یکم چاق بود من بهش نگاه کردم و اونم زیر چشمی منو نگا کرد .

داستان سکسی:

کردن خانم فروشنده مغازه

سلام من محسن هستم 26 سالمه این موضوع برای 4 سال پیش هست خواهره من یه مغازه لباس زنانه زد چون خودش درگیره بچه هاش بود نمیتونست مدام دم مغازه باشه تا این که تصمیم گرفت که یک فروشنده بگیره چند روزی نرفتم مغازه تا این که خواهرم به من زنگ زدو گفت که برای تغییر دکور برم اونجا منم اماده شدم رفتم همین که وارده مغازه شدم کم مونده بود فکم بوخوره زمین یه خانوم خوش اندام با موهای طلای نمیدونید که چه جیگری بود اسمش شیوا بود تازه از شوهرش جدا شده بود من تاشب که اونجا بودم همش یواشکی اندامشو دید میزدم یکی دوبار متوجه شد با یه نیش خند رد میشود ازون روز دیگه چشام واز میشود میرفتم دم مغازه کم کم رابطه ام با

داستان سکسی:

واقعا پریود بود؟

سلام به همگی
قبل از اینکه داستانمو بگم اجازه بدین یه چند تا به اصطلاح نکته بگم:
من واقعا ناراحت میشم از بعضی آدمای ...
بذار نقطه چین رو کامل کنم آدمای کس کش و نفهم که میان یه سری کس شر راجع به محارمشون مینویسن.
بذار بگم بیناموس،لاشی،عوضی،بی شرف اینجا جای این کس شرا نیست.
دارم میگم چون تو نظرات سایت خوندم شاید بعضی ها فکر کنن داستان دروغ باشه ولی واس من اینجوری نیست!
لزومی نداره که دروغ بگم!

داستان سکسی:

سکــــس تو مغـــــازه عشقــم

من رهــا هستـــم 20 ساله خوش اندام. سفیــد.یه ماه پیش با یکی دوست شدم اسمش نیما هس
23سالشه مغـــازه آپاراتــــی داره خیلییی پسر خوبیه ... خوش اخلاق ومهربون.
یکی دوبار رفته بودیم بیرون باهم ..تااینکه دعوتم کرد مغازش شب قبلش بهم گفته بود چی بپوشم
منم پوشیدم شرت وسوتین مشکی...اون روز کلاسام تموم میشد خیلی ناراحت بود که بار آخره میبینتم

داستان سکسی:

شما جای من بودید می کردید

من یه مغازه دارم به دلیل شغل خواص من خانمها بیشتر با من سر کار دارن
یکی از این خانمها که اکثر اوقات برای هزینه کمتر شدن به هم اس می دادیم
یواش یواش اسها جوک داخلش اومد حرفهایی شبیه عزیزم فدات وغیره یه روز مغاره بودم کنار من رو صندلی نشسته با هم می حرفیدیم
که اتفاقی دستامون بهم خوردیه نگاهی کردیم یه دفعه هردو کنار کشیدیم
بعدش من شیطنت کردم دوباره تکرار کردم
اون گفت چه ته گفتم چیزی نیست انگار گلوم خشک شد گفت چیه قرمز چرا شدی گفتم نمی دونم دلم چرا تاپ تاپ می زنه
گفتم منم این طوریم
گفت نمی دونی چقد دوست دارم گفتم یه بار دیگه بگو

داستان سکسی:

مشتری هوسناک

اسم من سعید هست واین خاطره مربوط به چند سال قبل هست تا جائی که بشه سعی میکنم از زبان محاوره وساده استفاده کنم برای گفتن خاطره خودم فقط اینو هم بگویم که قدم یک و نود و هشت و پوست بدنم برنگ بزنزه هست و از فن بیان و چهره متوسط که از نظر دیگران آرامش بخشه و آدم احساس میکنه یک جائی دیده و آشنائی داشته و روابط عمومی قوی،

داستان سکسی:

سکس تو کافی شاپ

سلام به همه دوستان شهوانی گل اول ازهمه بگم اگه داستان من غلط املایی یا تایپی داره به بزرگ گواری خودتون ببخشید ؛ خب بریم سراغ داستان که بر میگرده به سال پیش تقریبأ همین موقع سال بود که رفتم داخل یه کافی شاپ ‏ coffe man بشم و شدم ؛ این مغازه

داستان سکسی:

پرده بکارتشو بردارم یا نه؟

سلام بر دوستان من 24 سالم الان اگه قرار باشه از گذشته بگم خیلی باید حرف بزنم خاطرات سکسی من جالب هستن!
از اواخر ماه بهمن 1391 میخوام بگم:
برادر من یک مغاز خدمات کامپیوتری داره که در اوخر بهمن ماه دنبال یک شاگرد برای باز کردن درب مغازه در صبح میگشت.گشتو گشتو گشت تا یک دختر رو پیدا کرد واسه این کار از جایی که من از مغازه واجناس و قیمت ها بیشتر سر درمیاوردم برای پاره ای از توضیحات یک روز بعداز اومدن اون دختر سر کار تو مغازه دیدمش.

داستان سکسی:

سکس با دختر قرمز پوش

سلام دوستان من 32 سالمه چند سال پیش اومدم بیرون10سالی تو بازار مغازه پوشاک زنانه مردانه داشتم خیلی سکس های جزابی داشتم ولی هیچ سکسی رو با زور انجام ندادم میخوام یه دونشو که با رضایت مادرش همراه بود رو تعریف کنم

داستان سکسی:

کون دادن به ٤ تا كير توی عروسك فروشي محل

سلام سارا هستم الان ٢٧ سالمه اما اين داستان مربوط به زماني كه من ٢٣،٢٤ سالم بود تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم و چون از دانشگاه برگشته بودم خونه ( دانشجو شهرستان بودم ) محدوديت هام برگشته بود ولي مزه انواع سكس زير زبونم بودو كليم تو كف سكس يه عروسك فروشي تازه باز شده بود تو محل زياد ميرفتم اونجا خريد چيزاي خاصي داشت هديه خريدنم كه من دوس داشتم يه روز از سر بي حوصلگي رفتم بيرون خريد حالم رو خوب ميكرد فروشنده مغازه يه پسر جون بود هميشه تنها بود تو مغازه اما اونروز ٤ تا پسر تو مغازه بودن من چون بيكار بودم و عجله اي نداشتم وقت زيادي تو مغازه بودم هي اين چنده انو از اون بالا بيار ببينم و

داستان سکسی:

کسمالی در اتاق پرو

این قضیه واقعیه و چند روز پیش اتفاق افتاد. رفته بودم خرید شلوار لی. چندجا گشتم و چیزی که مورد نظرم بود پیدا نکردم. خلاصه آخرای وقت بود یه شلوار پرو کردم و از اتاق به مغازه دار گفتم بزرگه و یه سایز کوچکتر بیاره. مغازه دار چون کوچکترش رو نداشت اصرار کرد شلوار رو توی پام ببینه. در اتاق پرو رو باز کردم از اون اصرار که شلوار اندازه اس از من انکار. یهو دیدم دستشو گذاشت رو خشتکم گفت فاقش که اندازه اس! بعد یکم فشار داد گفت الان کیپه! منم که غافلگیر شده بودم کس سستم سریع داغ کردو شل شدم. دروغ نگم دلم میخواست. کرمم گرفت پاهامو جفت کردمو دستش لای پام قفل شد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - مغازه