نظرات اخیر
-
دهه ی شصتی ها
به نسلهای بعد از ما بگین ما نه سر پیازیم نه ته پیاز ما خود پیازیم که هر کی دیدمون گریش گرفت
-
دخترای بکن
ماندانا خانم من حاضرم تماس بگیرteh_1391@yahoo.com
-
سایت شهوانی حیوانات راه اندازی شد
dastanet ro ba in ke na tajrobe ya alaghe va hata tasavori azash nadashtam dus dashtam ... have a fun

-
آیا سرعت سایت افت کرده و یا کند شده است؟
ادمین خصوصیتو چک کن مهمه
-
جنده ها و سکسی های خوزستان...
من از آبادان هستم مذکر هستم اگر دوست داری بفرما
-
دخترای بکن
شروین هستم.32
بکن و ماساژور حرفه ای.
باکمال میل درخدمتم.
shervinyekta2008@ya -
سایت شهوانی حیوانات راه اندازی شد
مدت زيادي است كه تصميم گرفتم تا داستانم را برايتان بگويم، من بيست سالم است و در حال تحصيل در رشته دامپزشكي در دانشگاه ميباشم و در مزرعه اي در شمال شهر زندگي ميكنم.
امسال تصميم گرفتم تا بازسازي سايه باني براي اصطبل چهار پايان را انجام دهم.
واز طرفي در كسب تجربه هاي جديد سكسي بسيار پرشورم و بسيار حشري ميباشم.
اولين باري كه به رابطه با سگ خودم "چارلي" فكر كردم از خودم بسيار خجالت كشيدم و از خودم متنفر بودم كه به سگ خودم علاقه مندم اما اكنون كه كمي بزرگتر شده ام ، در بسياري جاها خوانده و شنيده ام كه علاقه به حيوانات در جامعه روز به روزتر بيشتر و اين موضوع كم كم مقبول جامعه است و هيچ دليلي نيست تا از خودم خجالت بكشم .
مايلم تا كمي در مورد اولين رابطه ام با شما بگويم شايد بهتر مرا درك كنيد:
آنروز به مزرعه رفتم بودم ، تمام چهار پايان براي چريدن رها شده بودند ، سگم چارلي تنها حيواني بود كه با من بود: چارلي سگ شگفت انگيزي است ، با وفا ، بازيگوش، .... او يك سال دارد و بسيار گرم و يك توله بزرگ از نژاد LABRADOR ميباشدو سعي در پريدن به هر چيزي در اطراف دارد كه من بايد او را نهي كنم.
من ميدانستم او به چيزي نياز دارد تا خود را تخليه كند اما نميتوانستم او را ازاد كنم كه بيرون برود و از طرفي نميخواستم او را ببندم چون به يك سگ نگهبان مسلط و نترس نياز داشتم .
چارلي تاكنو ن سعي نكرده بود به من بپرد ( لا اقل تا امروز) زيرا ميدانست من دوست ندارم ( البته اكنون افكار من تغيير كرده است).
آنروز پس از كار سخت تغذيه اسب ها و نظافت كف اصطبل بسيار كثيف شده بودم تصميم گرفتم به خانه بروم ، چارلي را صدا زدم ولي او از پشت سر به من خوردو تعادلم را از دست دادم ، افتادم و دستهايم كثيف شد در حالي كه چهار دست و پا شده بودم چارلي به سمت من پريد و مثل بازي هاي هميشگي از پشت ميخواست سوار شود!!!
من نميتوانستم باور كنم سريع بلند شدم و ايستادم و چارلي از پشتم افتاد و شروع كرد به تكان دادن دمش جلوي من ، به او با صداي بلند و بسيار عصباني گفتم نه!
رفتم طبقه دوم كه دوشي بگيرم ، شير اب گرم را باز كردم تا بخار بلند شود و به اين فكر ميكردم كه چه اتفاقي افتاده است و در را روي چارلي بستم ولي صدايي از خودش در مياورد كه به من ميفهماند يعني مرا هم بشور.
غوطه ور در افكار خودم دستم را روي چاك بين دو پايم گذاشتم و يك انگشتم را داخل فرو بردم ، چه اتفاقي افتاده است؟ من خيس بودم!!! موتور من روشن شده بود!!
با خود تصور كردم او به سمت من ميدود تا مرا از پشت بغل كند و ان پاهاي بزرگش را بر روي شانه هايم گذاشته وچند بار با باسنش به من ضربه ميزند !!! دوباره انگشتم را درون خودم فرو بردم ، آب گرم از تمام بدنم سرازير بود و من بسار خيس تر از يك دقيقه قبل بودم!!! اما چه فكر لذت بخش و متنوع و هيجان انگيزي بود .
شستشو و آ بكشي موهايم تمام شد .چند لحظه اي را صبر كردم تا تمامي افكار پليدم از سر بيرون رود سپس حوله اي را پيچيدم و به اطاق خواب رفتم تا لباس بپوشم.
چارلي معمولا در رختخواب من ميخوابيد امابه مدت سه شب به او اجازه ندادم در رختخوابم بخوابد اما شب سوم : پس از خوابيدن چارلي دوباره آنروز را تصوركردم و با خودم ور رفتم تا اينكه فهميدم كاملا خيس شده ام.
اصلا متوجه بيدار شدنش در زماني كه غوطه ور در افكارم بودم نشدم و ميدانستم تحريك شدن مرا از خيسي اطراف كسم براحتي استشمام كرده است.
چوچوله ام بسيار متورم و داغ شده بود بطوري كه اگر كمي ديگر خودم رافشار ميدادم ،ميتوانستم ارضا شوم.
در اين لحظه چارلي سرش را بالا برد و مرا به طور خاصي نگاه كرد ، ميدانستم كه او دراين لحظه هيچ قصدي به من ندارد لذا بلند شدم و چهار دست و پا نشستم در حالي كه يك لباس خواب و شورت توري بر تن داشتم.در اين حال او را بسو ي خودم ميكشيدم ولي از انجام سر باز ميزد زيرا به خوبي ميدانست منظور من چيست !!! اصرار كردم و گونه هاي باسنم را چند بار به سمتش بردم ، دمش را به سرعت تكان ميداد اما همچنان بيميل بود.
در اين حالت من بسيار تحريك شده بودم بود و منتظر بودم تا اينكه باسنم را بو كشيد و سپس شروع كرد به ليسيدن گونه هاي باسنم ، لباسي كه داشتم به او اجازه ميداد به راحتي به همه جا دسترسي داشته باشد و بليسد .آه چه احساس خوبي!!!!
.من فكر ميكردم خيسم اما ليسيدن و حركت زبان او روي چوچوله از روي شورت و نفس گرم و تند مرا بسيار خيستر كرده بود......!!
افكار شهوت انگيزي را از ذهنم ميگذراندم و ميخواستم در اين احساس لذت بخش مرا آنقدر بليسد تا ارگاسم شوم.
در حالي كه كير قرمز او از غلافش در حال رشد بود ، خودم را بيشتر به زبان گرم و نرم او ميماليدم و باسنم را براي او تا حد ممكن باز مينمودم!!!
سپس به ياد دارم كه سگ بسيار بزرگ بر پشتم و باسن ها ي بزرگش دوباره به كونم ضربه ميزند و پاهاي بزرگش بر شانه هايم است و نفس گرمش را بر پشت گردنم احساس ميكنم.
ميتوانستم فشار كير لزج و داغش رادر پشت شورتم كه قبلا با زبانش به كناري رانده بود حس كنم
اكنون ميخواست مرا بكند!!! آه خداي من !! احساس كردم كه كيرش دوباره به گونه هاي باسنم فشار ميآورد .
چارلي از پاهاي بزرگش براي فشار آوردن من به كيرش استفاده ميكرد تا جاييكه ورودي مرا پيدا كرد براحتي همه اش را بداخلم فرو كرد.
من خيلي خيلي خيس بودم ، او فشار را بيشتر ميكرد تا عميق و عميق تر فرو رود.
.اكنون""KNOT كه همان گره بزرگ انتهايي آلت اوست به كسم فشار ميداد و خايه هايش به كسم ضربه ميزد.
ارضا شدم ، يك انفجاردروني و تركيدن و ارگاسم بي نظير كه تمام ماهيچه هاي بدنم را سخت كرده بود و مرا به سمت يك لرزش سراسري ميبرد .
چارلي همينطور نات (گره) قرمز و بزرگ خود را به كسم فشار ميداد و سعي ميكرد با قرار دادن آن در كسم با من قفل كند ، ميتوانستم احساس كنم بسيار بزرگ است و من ترسيده بودم كه مبادا صدمه ببينم !!!!
نات بزرگش بردهانه كسم فشار مياورد و تا ميتوانست خود را فشار ميداد تا بالاخره نات او وارد شد و احساس كردم در داخل كسم شروع به باد كردن ميكند .
سگ هاي نر در حين جفتگيري مكانيزم جالبي دارند : پس از ورود كير در قسمت انتهايي آن بخشي به نام نات (Knot) قرار دارد كه كلفتر ميباشد ، پس از ورود و تورم ، زماني كه به سايز نهايي ميرسد از طريق پر كردن فضا ي داخل كس بدليل بزرگي امكان خروج نداشته و اصطلاحا قفل ميشود. و پروسه جفت گيري تكميل ميشود .
من حس كردم كه نات كاملا كسم را پر كرده و آب از اطراف كسم تا زانو هايم در حال سرازير شدن است
او با من حدود ربع ساعت قفل بود و تمام اين مدت من در حال ارگاسم بودم، سر انجام ورم نات خوابيد و چارلي كير بزرگش را از كسم بيرون كشيد.
او دوباره به ليسيدن كسم شروع كرد ودر حالي كه لذت ميبردم تمام ماهيچه هايم منقبض شدند و دوباره احساس كردم ارضا شدم اما اين بار نرمتر و آرامتر . احساس خوبي دارم و دوباره اجازه خواهم داد اين اتفاق بيافتد.
چارلي نزديك من براي زمان تقريبا طولاني خوابيد وحالا سگم بهترين چيزي است كه دارم -
پسر های زیر 18 سال بیان تو
هرکی دوس داشت میل بزنه
gay_sex1996@live.com -
پسر های زیر 18 سال بیان تو
هرکی دوس داشت میل بزنه
gay_sex1996@live.com -
پسر های زیر 18 سال بیان تو
من 17 سالمه ازاول تابستان تهرانم
تولدم هم ممبارک 18/3/74 -
میسترس وسگش
man paayeye hamechi hastam.
-
میسترس وسگش
man paayeye hamechi hastam
fatman12456@yahoo.com -
ماساژور هیز
منم ميخوام بعدشم چقدر کير سواري ميچسبه
-
دخترای بکن
سلام.من تا حالا ندادم خيلي دوست دارم يه دختر با کيرش جرم بده اهل دروغ هم نيستم اگه کير داري و مايلي مثل يه مرد که زنشو ميکنه منو بکني واسم پيغام بزار در ضمن زنونه پوشم قول بهت ميدم بهت حال بدم طوري که منو زن خودت کني آب کيرت خشک ميکنم.دوست دارم
-
شاسی بلند
حال میده اینطوری سوراخ کونشو بلیسم !!!
سامان 36 شیراز
logitex20@yahoo.com -
مرکز دانلود کلیپ سکسی ایرانی 2011
من فرستادم لطفا بعد از تماشا ما را فراموش نکن
-
MAKULULAR
سلام.منم هستم تا دو تایی طنتو بکنیم.آی دی منtanha_m80@yahoo.com
-
هر کی میخواد دوست دختر برای سکس پیدا کنه بیاد تو !!!
وحید جان تو خودت میگی تا حالا تجربه نداشتی پس از کجا میدونی هاتی؟
-
رفع افسردگی با...
آخ که افسردگیم شدیدتر شد یکی بیاد خوبش کنه
اینم ایمیلم : blissdreamy@gmail.com -
اندام نمایی ایرانی با شرت و سوتین قرمز
اوووفینا ! !
امضا :
داستان های سکسی جدید
http://www.nazi-dastan.blogspot.com -
ماساژور هیز
dokhiya ki dost dare injori masajesh bedam
-
میسترس وسگش
من هم به دنبال یه میسترس می گردم، اگه کسی می شناسه لطفا به ما هم بگه
ممنون -
ماساژور هیز
manam bodam havas mikardam badane be in nazi har kasi ro mitone havasi kone
-
اندام نمایی ایرانی
Vagean Alist
dust dashti baram payam bede
blissdreamy@gmail.com -
رفع افسردگی با...
منم افسرده ها