شما اینجا هستید

آشنایی در سایت همسریابی

سلام دوستان
من لاله 22ساله از اهواز هستم
من زیاد نوشتن بلد نیستم اگه بد بود فحش ندین
خلاصه بریم سر اصل مطلب
من دانشحوم و یه روز داخل حیاط دانشگاه نشسته بودیم و تعریف میکردیم که حرف رفت رو سایت همسریابی و ازاین حرفا کلی حرف زدن و منم گفتم شاید هرکه بره داخل این سایت حتما برا ازدواج میره
خلاصه سرتون درد نیارم ما هم امدیم و عضو شدیم و با یکی دونفر تلفنی حرف زدیم و بالاخره به صلاح نرفتیم تا اینکه بعداز سه ما با یه پسره یاسوجی آشنا شدم و قرار گذاشتیم که بیاد ببینم همدیگرو میپسندیم یا نه خلاصه یه روز یکشنبه قرار گذاشتیم من صبح اون روزدانشگاه بودم تا ظهر اونم قرار بود تا ظهر خودش برسونه خلاصه خودش تا ساعت 2رسوند و گفت که بریم نهار بخوریم و منم که ازصبح کلاس بودم وحسابی گشنه بودم قبول کردم رفتیم و یه رستوران پیدا کردیم و جاتون خالی یه چیزی خوردیم و همون جا هم یه چیزهای درمورد زندگی و ازدواج گفتیم بعدش امدیم داخل ماشین و رفتیم یه جای دنج و حسابی حرف زدیم بقول خودش امده بود برا دیدن و ازدواج و ازاین حرفا ،بین حرفهاش هر از گاهی به صورتم دست میکشید و بعد مث ادم خجالتی ها دستش زودی بر میداشت
خلاصه منم یه چیزهای میخواستم از بازار و رفتیم خرید کردیم و گفتم دیگه برم خونه دیگه داشت عصر میشد
وگفت هوا داره تاریک میشه و میرسونمت
وقتی داشتیم میومدیم به سمت خونه هی دستش میکشید به پاهام و منم خجالت میکشیدم که یه دفه دستم گرفت و گذاشت رو کیرش من اول دستمازخجالت عقب کشیدم و دوباره خودش دستم گرفت و گذاشت رو کیرش وای کیرش اینقد کلفت شده بود که داشت شلوارش پاره میکرد
خودش شلوارش باز کرد و کیرش برام در اورد منم که اولین بارم بود کیر میدیدم با دقت نگاهش میکردم و هی بهم میگفت برام بمالش برام زود باش برام بمالش
منم دیگه ازون داشتم بدتر میشدم که باسرعت بیشتر براش بادستام میمالیدم و بالا پایینش میکردم
یه ربع ساعت کیرش تو دستم بود که رسیدیم سر کوچمون و زد کنار و گفت تا ابمو نیاری ول کنت نیستم
خلاصه منم تاحالا کیر نخورده بودم و بلد نبودم بخورم به کمک خودش کیرش تا اخر داخل دهنم کردم و براش حسابی ساک زدم و یه ان گفت ابم داره میاد
از دهنم بیرونش اوردم و بلافاصله ابش امد و چون داخل ماشین بودیم ریختش داخل یه دستمال و بی حال بی حال شد خیلی ترسیدم چون اولین بار بود یکی اینجور میدیدم بعداز اینکه یه کم اروم شد و صندلی ماشین خوابند و افتاد روم و شروع کرد به خوردن سینه هام و اه و اوهم در اومد و دستم بردم به کیرش که دوباره بلند وسفت شده بود خلاصه شلوارم بیرون اورد و رفت سراغ کسم و با تشنگی تمام کسمو میخورد ومنم هم کیرش میمالیدم که یه لحظه احساس کردم تنم میلرزه که یه دستمال گرفت جلو کسم و ابم و گرفت و نذاشت خیس بشم بعدشم یه بوس به کسم کرد و بلند شدو بعد چن دقیقه خودش دوباره ارضا شد و منم پیاده شدم و رفتم خونه و هنوزم باهاش رابطه دارم
ببخشید که طولانی بود

نوشته: لاله

داستان سکسی:

2.23077
نمره شما: هیچ میانگین 2.2 (13 votes)

نظرات

من بچه اهوازم!
میشه بگی دقیقا سر کدوم کوچه بی صاحاب شده این اتفاق افتاد که کسی ندید؟
من فک میکردم بیموه ها یا دخترای ترشیده تو این سایتا میچرخن تو از کدوم دسته ایی؟
طرف روش نمیشده بهش دست بزنه و بعد یهو آلت نشون میده1

برو از خدا بترس!

دیگه نبینمتا!