شما اینجا هستید

ارضا شدنم در ماشین پیرمرد مایه دار

ساعت 8 شب از کلاس زبان می اومدم خونه .یه ماشین بی ام و جلوم نگه داشت منم از سردی هوا کلافه شدم پریدم تو ماشین.کم کم سر صحبت و باهام باز کرد همش دست می کشید روی پاهام
از ظاهرش معلوم بود مرد مایه داریه .در داشبورد و باز کرد سه تا تراول صد تومنی گذاشت روی کنسول جلوی ماشین .گفت خواستی پیاده بشی برش دار.من هنوز ساکت بودم هم یه کم ترسیده بودم هم یه کم کنجکاو . اولین بار بود که کسی به بهانه ی سکس منو نوازش می کرد. هواسم به خاطراتم بود که من هنوز دخترم و باید خودمو برای شوهر اینده ام نگه دارم . ولی نمی دونم چجوری دست اون اقا از روی شلوار روی کسم اومد . یه حس خوبی گرفتم .گفت اجازه می دی دکمه های جینتو باز کنم . من سکوت کرده بودم و بی اختیار گفت سکوت علامت رضایت ِ.دکمه های شلوارمو باز کرد بهم گفت هوا تاریکه صندلی و بخوابون من یه کم با نازت بازی کنم . منم که ناخوداگاه خیس شده بودم صندلی ماشین و خوابوندم . دستشو تا گذاشت روی کسم با تعجب گفت دختر چقد خیس شدی و همینطور مدام دستش روی چوچول من بود و با چوچولم بازی می کرد .نفسم داشت بند می اومد تا حالا نمی دونستم چوچول چیه و بازی کردن با چوچول چه لذتی داره.بهش گفتم من دخترم گفت به پرده ات کاری ندارم انگشتم و نمی کنم تو کست فقط با چوچولت بازی می کنم. رفت تو یه کوچه ی خلوت اطراف شهران (تهرات)و ماشین و پارک کرد.گفت شلوارتو بیار پایین تر می خوام چوچولتو بخورم. منم که حالیم نبود شلوارمو نصفه کشیدم پایین .سرشو اورد تو کسم و شروع کرد میک زدن چوچولم .من داشتم تو هوا پرواز می کردم و اب کسم تموم صندلی ماشینشو پر کرده بود .نمی دونم چرا اون بیشتر من لذت میبرد .سرشو اورد بالا و با انگشتش شروع کرد به ادامه ی چوچول بازی انقدر چوچول منو تحریک کرد که یهو احساس کردم قلبم داره از کار می افته صدای نفسام بلند تر شده بود و من لذت بیشتری میبردم .حرکت انگشتشو رو چوچولم بیشتر کرد انقدر تکون داد چوچول منو که داشتم ارضاء می شدم .وقتی فهمید دارم ارضاء میشم سرشو اورد دوباره رو کسم و شروع کرد به خوردن چوچولم نمی دونم چی شد فقط یادمه که تمام ابِ کمرم از کسم اومد بیرون و ارضاء شدم تا ده دقیقه فقط نفس نفس می زدم .از اون به بعد هر شب از کلاس زبان که می اومدم خونه می دیدم ماشینش جلوی موسسه زبان پارکه منم با اشتیاق می رفتم سوار میشدم و هرشب منو با زبونش ارضاء می کرد .

نوشته: ستی

داستان سکسی:

2.69231
نمره شما: هیچ میانگین 2.7 (13 votes)

نظرات

اب کمرت زد بیرون بعد یه سوال اون پیرمرد مازوخیسم داشت که میومد کستو میخورد بهت پول میداد کیر گودزیلا تو کون ادم دروغگو میخوام فحش ندم میبینم نمیشه مجبورم کردی کیر بتمن تو کونت کیر شپش تو چشت کیر گاندی تو کونت کل شرکت بی ام و با تمام کارگراش و ماشیناش تو کونت

بالا
0 لایک

فک کنم خیلی تو کف یه شوهر یا دوست پسر پولداری جنده که داستان تخیلیتو با این گرایش نوشتی تو هر وقت تونستی در پراید باز کنی میتونی صندلی بی ام ورو هم بخوابونی و 300تومن پول یه جا ببینی

بالا
0 لایک

نگران نباش امكانات كوير لوت از خونه من بيشتره اونجا كلا پاكت سيگار هس بعدشم نميشه بموني مسءله نامحرم بودنت ما هم كه صيغه نداريم تو مسلكمون كارمون پيچ مي خوره فرداي قيامت تو جواب مي دي ؟

بالا
0 لایک

من خداييش كتك از خونواده نخوردم ولي تا دلتون بخواد از ناظماي مدرسه هام كتك خوردم اونم شيلنگ و تركه انار و كابل برق فشار قوي سيخ در جريانه شمال كلا رسمه دانش اموزا رو اب بندي مي كنن

بالا
0 لایک

آی قربونت لیدی اگه فهمید
تا ما یادمونه قبلنا دخترا بودن که ناز میکردن و عشوه میریختن
حالا یه دختر امروزی پیدا شده ناز شو میکشه فک کرده خبریه نه خیر آقا بنیامین خبری نیست
تا وقتی نازکش داری ناز کن نداری پاتو دراز کن
میرم اونوقت تو میمونیو سیخ خان و بروس :D
گی هم که شدی به سلامتی
بروس مواظب خودت باش Biggrin

بالا
0 لایک

غاقا من دیگه نیستم خسته شدم از این زندگی (با صدای بازیگرای فیلم فارسی بخون) خونتو که بشورم بسابم تازه ساعت 2 برم خونمون معتادم که هستی 115 کیلوام که وزنته رژیمم که نمیگیری و شبیه گوریل انگوری ام که هستی عمل زیباییم که انجام نمیدی جهودم که هستی پولم که خرج نمیکنی منو میخوای ببری اونور استریپ دنسم بکنم سنتم که فقط 2 سال از تخت جمشید کمتره مشکل دین و ادیانم که داریم باهم پس دیگه حرفی نمیمونه تازه واکسی رو یادم رفت

بالا
0 لایک

ببين مروآ جانم من هنوز نسبت به شرايط ايران اپديت نشدم ناز كشي بلد نيستم با عصاي مخصوص مي زنم از وسط دو نيم شيا اذيت نكن آقا من راضي شدم تو داري ناز مينمايي مي دمت دست موساد اونا ازين حرفا حاليشون نيستا زبون نفهمن حالا گفته باشم

بالا
0 لایک

نه لیدی جان نمیخواد به زحمت بندازی خودتو عوارض داره ما بد شمارو نمخوایم همون یه دفعه که من دچار شدم بسه
این لندهور هم وقتی رفت اونور دید هیچکی تحویلش نمیگیره خودش پشیمون میشه برمیگرده

بالا
0 لایک

مروآ من يه خواهر زاده دارم آلمان زندگى ميكنه، مهندس مكانيكه و براى شركت لوفتهانزا كار ميكنه، خواهرم ميخواد براش زن بگيره آيا به بنده وكالت ميدهيد شما را ..... اى واى اين كه مال الان نيست!!!

بالا
0 لایک

گرچه جمع ما بدون ميرزاست
شكر از آن جهت هنوز برپاست
يك سلام من به جمله ياران
از گرمي گپ، مكان هويداست
سر گشته شدم زير سمانه
داد من ز نت به آسمان هاست
أس(os)، بروس علي بخواب و دان كه
عشق ما به آن تيپپاي باباست
بنيامين شالوم، عرض ارادت
سر به سر نذار، سر تو كيپاست(!)
ور دار ببرش... برام چه سخته
چونكه چشم من پي مروآست
زانكه گفته بود طالب بنده است
اما جنس اون برام نه پيداست
اما ببرش كه جنس خوبي است
جنسش چو برنج فرد اعلاست
ليدي تو اگر پسر بداري؛
عشق من به تو ضربدر صدهاست!
بدبخت شود سان تو (your son)، زيرا
چون سيخك سر منم تو درساست...
اين درس امان ما بريده
قلب من ولي هنوز سرپاست!
يك ساعت پيش اين نوشتم
سند كردن آن لنگ ارورهاست!

بالا
0 لایک

صفحات