اولین، بهترین، آخرین سکسم تا حالا

سلام دوستان قبل از اینکه داستان رو بگم از همگی خواهش میکنم که فحش و دری وری نگید و هرکس نمیتونه خودش رو کنترل کنه لطفا نخونه.

از اونجا که من خودم همیشه از نویسنده ها گله دارم که راجع به خودشون اطلاعات نمیدن اول از خودم براتون میگم.
من نویدم 19 سالم هستش قد بلند و دانشجوی ترم دومم. این داستان مربوط میشه به چند ماه پیش وقتی ترم 1 بودم.
من و بابام اومده بودیم که خونه پدر بزرگم زندگی کنیم چون از بابا و مامانم جدا شده بودن. من یه عمه دارم که اونم سالها پیش از شوهرش جدا شده ویه دختر داره که 4-5 سالی از من بزرگ تره و اسمش سحر هستش. راستش من هیچوقت به سحر علاقه نداشتم حتی بعضی وقتها از حرکاتش بدم هم میومد. بعضی وقت ها از حرس دلم میخواست جرش بدم چون هی خودشو جلو بقیه لوس میکرد، اما اکثر اوقات هم باهم شوخی داشتیم و خیلی کلا صمیمی بودن طوری که تو فامیل میگفتن اینها مثل خواهر و برادرن اما من اصلا با این حرف حال نمیکردم و خوشم نمیومد. یه بار نشستم و فکر کردم: من اصلا سحر رو دوست ندارم (از لحاظ عاطفی) حتی بعضی وقتها از خوشم هم نمیاد پس چرا وقتی اینها میگن شما مثل خواهر و برادرین من بدم میاد؟
مدتها این فکر ذهن منو به خودش مشغول کرده بود. تا ابنکه یه روز قبل طلاق بابا و مامانم رفتیم خونشون (در واقع خونه پدر بزرگ) که سری بزنیم. خونه بابا بزرگم خیلی بزرگه طوری که اگه یکو گم کنی باید 2-3 دقیقه دنبالش بگردی. مامان بزرگ طبق معمول با چایی و شیرینی و ... داشت از ما پذیرایی میکرد که بهم گفت نوید جون سحر پایینه (طبقه پایین وسایل زندگی عمم اونجاست) بی زحمت برو صداش کن که اونم بیاد پیش ما.
خلاصه که من رفتم پایین و بدون اینکه خودم بخوام دیدم سحر داره لباس عوض میکنه فکر کنم تازه اومده بود خونه. منم که بخاطر شور جوونی و ... نامردی نکردم و چشمامو درویش نکردم هیچ بدتر چهارتاشون کردم که توی ذهنم بمونه، وقتی سینه هاشو دیدم که از زیر کرست بهم چشمک میزدن بیا مارو بمال تازه فهمیدم چرا وقتی بعضیا میگفتن شما مثل خواهر و برادرید من خوشم نمیومده. فهمیدم که توی ضمیر ناخودآگاهم دلم میخواد بکنمش، اما اصلا نمیدونستم که اون حسش نسبت به من چیه؟واسه همین سریع تصمیم گرفتم مثل گاو سرمو گرفتم پایین و بی مقدمه وارد شدم. بهش نگاه کردم ، هنوز منو ندیده بود داشت لباسشو میزد به چوب لباسی و بجز لباس های زیرش چیزی تنش نبود. یه جوری انگار که برام عادیه گفتم سحر. یهو بدون اینکه حتی برگرده رفت پشت چوب لباسی بعد مثل موش سرشو آورد بیرون و با تنه گفت: تق تق تق (یعنی اینجا طویله نیست گوساله انصافا خوب منظورشو رسوند) منم با تنه گفتم: حیف که سمعک گرون شده (چرا فحش میدین خوب همه بعضی وقتها کم میاریم دروغ میگیم) اونم گفت خوب نشنیدم. گفتم بیا بالا جمع همه جمعه مامان بزرگ گفت سحر کمه. گفت: خوبه برو الان میام گفتم باشه داشتم میرفتم و از اونجا که شوخی داشتیم یهو برگشتمو بهش پخ کردم اونم که از پشت چوب لباسی در اومده بود یه جیغ کشیده گفت برو دیگه دیوونه. من داشتم میخندیدم که صدای بابام از راهپله اومد: نوید اومدین؟
گفتم آره داریم میایم(نمیدونم برداشت بابا از جیغ سحر چی بود اما حرفی نزد)
از اون روز چند ماه گذشت تا اینکه بابا و مامان از هم جدا شدن و حالا رسیدیم به همون نقطه ای که داستان رو شروع کردم (فحش نده دیگه زمان عقب و جلو بشه هیجان میره بالا)
اصلا اون روز یادم نبود آخه انقدر ناراحت بودم که دیگه دلم نمیخواست حوری های بهشتی رو هم بکنم. مدتی گذشت تا یکم فکرم آزاد شد و همه چیز برام جا افتاده بود.تا اینکه یه روز داشتم بازی میکردم که اتفاقی یاد این جریانات افتادم. گفتم من که دیگه اینجام اونم که هست خونه هم انقدر دنگاله که کسی بویی نمیبره که ما پیش همیم پس ای کاش یکم بهش نزدیک بشم و دست مالیش کنم آخه دوست دخترمو خیلی دوسش داشتم و نمیخواستم خاطرات اینجوری از من تو ذهنش باشه از طرفی دلمم نمیخواست سحر رو بکنم فقط در حد دست مالی واسم کافی بود. از اون روز شوخی هامو باهاش بیشتر کردم تا بتونم به بهونه شوخی دست مالیش کنم حتی یک بار هم خیلی نزدیک شدم هیچکس خونه نبود و من از کلاس اومدم خونه چند تا داد زدم که ببینم کسی خونه نیست؟ اینور اونور پاین و بالا هیچکس نبود رفتم در یخچال یه لیوان نوشابه خوردم لباس عوض کردم و داشتم میرفتم دستشویی که دیدم صدای آب میاد از شیشه مات نگاه کردم دیدم هیکل و رنگ پوست دخترونست رفتم از پنجره حموم به نورگیر نگاه کردم فهمیدم سپیدست سعی کردم دیدش بزنم پشتش به من بود وبخار حموم هم مجالی واسه این کار نمیداد فهمیدم الان وقت شوخی چون یه لیوان بزرگ هم نوشابه خورده بودم دلم داشت میترکید چس یه آروغ خرکی (املاشو بلد نیستم) زدم که سحر پرید هوا و برگشت و کلی دری وری بارم کرد اما همه حرفاش راجع ترسیدنش بود، راجع به اینکه چرا نگام کردی هیچی نگفت پس فهمیدم که یک قدم نزدیک شدم و اونم بدش نمیاد. مدتی گذشت تا با عمم به مشکل خوردیم چون تو کار ما زیاد فضولی میکرد بخاطر همین کارش تو کارم جدی تر شدم چون دست مالی شدن سحر توسط من از نظرم ضربه ای بی صدا به اون بود.
یه شب خوابم نمیبرد رفتم یکم تو فیسبوک گشتم اما چون کسی نبود حوصلم سر رفت تا اینکه دیدم سحر آنه و فهمیدم که بیداره بهش پیام دادم: برو بخواب دختر این موقع اینجا چکار میکنی؟
- به تو چه؟
- به من همه چه؟
- اگه به ننت نگفتم
- میخوای واست بیدارش کنم
- داری چکار میکنی؟
- فیلم داره منم خوابم نمیبره دارم نگاه میکنم
- اتفاقا منم خوابم نمیبره الان میام پایین
- سر خر نمیخوام گوسفندارو بشمار خوابت میبره(میدونستم شوخیه)
- خواهش میکنم وظیفمه اگه این راه کار آمد بود خودت الان لالا بودی حاج خانوم
- اینم حرفیه

لپ تاب و شارژرشو برداشتم و با جعبه شیرینی که بابام خریده بود رفتم پایین
گفت تو از کجا فهمیدی من گرسنمه
گفتم از اونجا که تو همیشه گرسنته
خلاصه نشتم رو به روش و تو فیسبوک واسش پی ام دادم
چته چرا منو نگاه میکنی؟
- من تورو نگاه کردم؟ (همه اینها تو چت بود)
- آره چرا اونجوری نگاه میکنی؟
- برو بابا
- نه تو خجالت نمیکشی به یه پسر اینجوری نگاه میکنی؟ اصلا نکنه تو عاشق من شدی

تا اینو خوند زد زیر خنده و گفت من، تو. مگه مخ خر خوردم؟
گفتم چمیدونم گفتم شاید خورده باشی

یکم همینجوری باهاش شوخی کردم تا دیدم رفت توی رخت خوابش که جلوی تلویزیون پهن بود دراز شد.
هی داشتم فکر میکردم به چه بهانه ای برم کنارش تو جاش بخوابم
فکر کن نوید فکر کن
نخیر راه شوخی دیگه راه کارآمدی نبود پس زدم تریپ عاطفی
گفتم: میدونی خیلی احساس تنهایی میکنم انگار از وقتی اینا جدا شدن هیچکس منو آدم حساب نمیکنه دیدم با لبخند نگام کرد و هنوز از مود شوخی در نیومده بود
گفت: آخی، کوچولوی بیچاره
گفتم: جدی میگم همه دیگه به یه چشمی دیگه بهم نگاه میکنن
بازم به شوخی : میخوای واست تیتاب بخرم (تازه آهنگ بخاطر من یاس اومده بود چند روز بود)
گفتم: نه الاغ تربپ احساسیه یکم نوازش کن
گفت: آها خوب زودتر بگو بیا اینجا بیا
باورم نمیشد واقعا اینو گفت؟
از خدا خواسته رفتم وسرمو گذاشتم رو بالشش
گفت: ناراحت نباش اینها همه میگذره
من دیگه به چیزی که میخواستم رسیده بودم پس نیازی نبود ادامه بدم پس با یک بیخیال سر و تهش رو بهم آوردم.
مدتی ساکت بودیم ساعت نزدیک 3 بود و فیلم هم وسطهاش بود. لپ تاب هامون هم خاموش کرده بودیم.
بهترین موقعیت بود کونش هم جر میدادم وجیغ میزد هیچکس تو اون موقع نمیفهمید. اما دو دل بودم که نکنه دلش نخواد و آبروم بره تا اینکه دیدم چرتش برده
مهتابی بالا سرمون روشن بود تلویزیون داشت کار میکرد. دستمو گذاشتم رو دلش با خودم گفتم اگرم بدش اومد بهانه میتراشم که چرتم برده دستم خودش اومده. دیدم عکس العملی نداشت دستمو بردم بالا تر طرف سینش که دیدم پشتشو کرد بهم یکم بهش نزدیکتر شدم و همونطوری سینشو گرفتم. دیدم هیچی نگفت کم کم شروع کردم به مالیدن اولین بارم بود سینه دختر میومد تو دستم. شهوت درجش انقدر زده بود بالا که نفس کشیدن هم واسم سخت شده بود حالا سحر مدل شیطوری خوابیده بود دستمو از زیر شلوارش کردم داخل مالیدم به کسش که دیدم شرتش خیسه، فهمیدم بیداره یکم مالیدم و کیرمم چسبونده بودم به کونش با اون دستم هم با موهاش بازی میکردم. فکر کنم یه لحظه احساس گناه کرد به سمتم برگشت منم دستامو کشیدم گفت: نوید هنوز نخوابیدی؟
گفتم نه خوابم نمیبره. گفت: برم بالا و برگردم. همین که پاشد گفت: هروقت خوابت گرفت برو سر جات من خوابم برده بود(اینو گفت که من پر رو نشم منم تو دلم گفتم آره جون عمت. آخه خیلی خوشگل بود مخصوصا با اون پاهاش که همیشه دلم میخواست دیدشون بزنم) رفت بالا. منم که چون اولین بارم بود و تحمل نداشتم تا اون نبود یه جلقی زدم و کلی آب خالی کردم تو گلدون. دیگه تمایل جنسیم فرو کش کرده بود. که اون برگشت میخواستم بهش شب بخیر بگم و برم که تو دلم گفتم مگه چند بار این موقعیت پیش میاد؟
موندم
باز دراز کشید و این بار خیلی زودتر و بدون ترس همون حرکات رو تکرار کردم
اونم داشت لذت میبرد اینو از نفس هاش فهمیدم
جرات رو بیشتر کردم از پشت کرستش رو باز کردم و دست بردم به سینه هاش زمین تا آسمون با زمانی که تو کرست بود حالش فرق میکرد. میدونستم بیداره حالا دوباره شق کرده بودم که تو دلم گفتم باید حشری ترش کنی از یه جا شنیده بودم که گوش دخترها حساسه خودم هم دوست داشتم دهنمو به گوشش نزدیک کردم انگار نقطه ضعفش هم همین بود برگشت و تخت خوابید منم به لبهاش نزدیک شدم
انگار تحملش تموم شد دست برد و کیرمو گرفت.منم همونجا دستشو با دستم گرفتم من قبلا خیلی راجع به این مسائل مطلب خونده بودم تا اگه یه روز موقعیتش پیش اومد خرابکاری نکنم میدونستم دخترا دوست دارن اطراف کسشون رو دستمالی کنی نه دقیقا از همون اول بری سراغ کسش. درست هم بود با اون دستم اطراف کسش رو مالیدم در حالی که کیرم هنوز تو دستش بود. واسم جالب بود که بدون حرف داشتم باهاش این کارو میکردم. اول داستان گفتم که فقط دلم میخواست دستمالیش کنم اما حالا که تو موقعیت قرار گرفته بودم اوضاع فرق میکرد. داشت رون هاش میلرزید منم رفتم سراغ کسش. دیدم اینجوری فایده نداره لباسشو دادم بالا و سینشو شروع کردم لیسیدن. کم کم شلوار و شرت خیسش رو در آوردم اونم پاهاشو باز کرد و اینجا بود که زبونش هم باز شد: نوید کسی نفهمه؟
- نه خیالت راحت همه الان خوابن

نمیدونستم عکس العمل خودم نسبت به کس چیه سرمو نزدیک کسش کردم ببینم حالم بهم میخوره یا نه؟
خوب نه پس شروع کردم به لیسیدن اونم آخ اوخش شروع شده بود یکم گذشت و منم خوشم اومده بود وباز درجه شهوت زده بود بالا ساعت دیگه 4 بود. خودش دستشو برد و کیرمو بیرون آورد خودمم بقیه لباسامو در آوردم. یکم کیرمو خورد و من اولین بارم بود بعد خوابیدم کنارش و یک پاشو دادم بالا و سر کیرو گذاشتم در کونش یکم فشار دادم دیدم داره دردش میاد بهش گفتم یه چیز نداری لیز کنه. گفت: اصلا بیخیال شو درد داره. گفتم ترسو نباش بگو دیگه. گفت: تو اون کشو یه کرم آ.د هست. این کرم هم خیلی کرم لیزیه و خوراک این کاره. باز سر کیرو گذاشتم در کونش و فشار دادم باز دردش اومد ولی نه مثل قبل. چند ثانیه صبر کردم و بیشتر دادم داخلی یه جییغ کوچولو زد و کنار چشماش اشک دیدم یکم دلم واسش سوخت اما یاد حرکات بد بعضی وقتاش افتادم و تو دلم گفتم: سحر جون حقته اینم تلافی اون کارهات که خودتو لوس میکردی
ایندفعه بی هیچ ملاحظه ای تا ته کردمش داخل اینم بگم کیر من کوتاه اما فوق العاده کلفته. دیدم دهنش بازه دهنمو برم نزدیک و شروع کردم لب گرفتن در حالی که کیرم داخل بود یکم بیرون آوردم دوباره با فشار کردم تو در حالی که دهن به دهن بودیم صداش در اومد "مــــــــــــــم" این صدا دیونم کرد و شروع کردم تلمبه زدن دیگه کیرمو در نیاوردم و بردمش تو حالت سگی. بیشتر از هر چیزی صداش بهم حال میداد. الان که فکر میکنم میفهمم که اون شب خیلی وحشیانه تلمبه زدم. دیگه حسی واسش نمونده بود منم داشت آبم میومد همونجا خالیش کردم و همونجوری موندم بعد از چند ثانیه کیرمو کشیدم بیرون آبم داشت هی از کونش در میومد و با دستمال پاکش میکرد بهم نگاه کرد و گفت: دلم میخواست بخورم ببینم چطوریه؟ گفتم خوب بیا باز بخور، گفت نه نمیخوام تو کونم بوده دوست ندارم بدم میاد فقط آبشو میخواستم.
بهش گفتم خوب دیگه من برم ساعت 4 نیمه صبح کلاس دارم. بوسش کردم و رفتم خوابیدم احساس سبکی میکردم. راستش صبح هم از کلاس چیزی نفهمیدم آخه از خودم بدم میومد تا اینکه اومدم خونه و رفتم حموم و بعدش دیگه خوب بود.
از اون روز تا حالا هم انگار نه انگار که این اتفاق افتاده و ما مثل سابقیم. در آخر تشکر میکنم که وقت گذاشتید و خوندید. و هرچی بهم بگید چه حرف خوب چه حرف بد صد برابرشو از همینجا به خودتون تقدیم میکنم.

نوشته: نوید

3.70588
نمره شما: هیچ :میانگین 3.7 (51 رأی )

51 نظر

امروز برای بار سوم اول شدم

نوشته Aber11 در 11. August 2011 - 13:20

امروز برای بار سوم اول شدم Big Grin بخونم نظر ميدم

aber خواستم حالتو بگیرم نشد

نوشته ساینا جون4 در 11. August 2011 - 13:23

aber خواستم حالتو بگیرم نشد

dastanet khoob bood damet

نوشته Amir Bootick در 11. August 2011 - 13:44

dastanet khoob bood
damet garm

نمایشنامه نوشته قد بلند 19

نوشته eblis-koslis در 11. August 2011 - 13:52

نمایشنامه نوشته

قد بلند 19 ساله

به نظر من که کلا ادمای قد کوتاه یا کیر ندارن یا سکس بلد نیستن اخه خاطرات پربار همه مال قد بلنداس

کیر تو دهنت ساینا
اینو از من داشته باش

Ey val khub bud damet garm

نوشته Parsa atish در 11. August 2011 - 13:58

Ey val khub bud damet garm .khub mishod age nemizashti ashkash biad pain.dar kol khub bud.

اول برای ساینا جون...

نوشته Aber11 در 11. August 2011 - 14:16

اول برای ساینا جون... بی‌خیال، امروز روز من بود، رو شانس بودم، الان هم بلند میشم میرم بیرون شاید یه کس و کونی‌ چیزی گیرم اومد، امروز کلا رو شانسم... اگر اين زن طبقه بالائی بخوره به پستم تو راهرو ميدونم چيکارش کنم Big Grin

در مورد داستان هم بد نبود... ولی‌ یه سوتی خیلی‌ گنده داده بودی... اسم دختره سپیده اس، نه سحر... اونجا که تو حموم دیده بودیش از دستت در رفته بود... کسخل داستان رو اول چند بار بخون غلط "کیری" کن بد پابلیش کن...

بعدش هم فحشی که باید بخوری اینجاس: آخه کیرم تو اون سانتیمترهای قد ات، اینهمه سیاهه چت رو که تو یه داستان نمینویسن که، بجاش به داستان میپردازن.................... شوخی می‌کنم، داستانت خوب بود ‌ ولی‌ هنوز خیلی‌ باید بدی که بشی‌ داستان نویس، دمت گرم Applause

شايد واقعي باشه ! اما كس شعر

نوشته Ashkan013 در 11. August 2011 - 15:10

شايد واقعي باشه !
اما كس شعر هم قاطيش بود !
اما طرز نگارشت تو بعضي جاها جالب نبود !!!

بازم ميگم واقعي بود احتمالا

نوشته Arash M.I.S در 11. August 2011 - 16:24

بازم ميگم واقعي بود احتمالا ولي خيلي تغييرش داده بود تا به خيالش جذاب بشه...

ولي در كل بد نبود...
حوصله بيشتر از اين نقد كردن رو ندارم.. Wink

همه تونو دوست دارم فرزندان ايران زمين!!!

همه چي خوب ببود ولي اينكه بار

نوشته amir_marali در 11. August 2011 - 16:33

همه چي خوب ببود ولي اينكه بار اولت بود را خيلي كم گفتي من متوجه نشدم كه بار اول بوده اگه به اين هزار بار كه گفتي دوهزار بار ديگه ميگفتي عالي ميشد

احتمال میدم واقعی باشه اما

نوشته arash_sky در 11. August 2011 - 16:52

احتمال میدم واقعی باشه اما یکم زیادی کشش دادی و طولانی بود. آخراش خسته شدم دیگه... اما خوب بود

در باره دوست دخترت یه چیزی

نوشته سعید70 در 11. August 2011 - 17:08

در باره دوست دخترت یه چیزی گفتی که نفهمیدم منظورت چیه
ولی کلا می گم :برو بگیرش
باور کن کار درست همینه
خود دانی

در این بازار خراب داستان، خوب

نوشته sinaoo7 در 11. August 2011 - 17:49

در این بازار خراب داستان، خوب بود.

جالبه لطفا بخونیدش

نوشته shahvani1301 در 11. August 2011 - 18:06

Wave جالبه لطفا بخونیدش @@@@@@@@@
به اين جمله ايا تا به حال فكر كرده ايد (سكس خانوادگى)با شنيدن اين جمله شايد هزاران فكر به مغزتان خطور كند كه ……..اما واقعيت وحشتناكيست كه بايد پذيرفت , و متاسفانه روز به روز هم اين واقعيت رو به گسترش است ايا تا به حال به اين هم فكر كرده ايد كه ممكن است كه پدرى هم روى كره خاكى باشد كه با دختر خود زنا ميكند يا اينكه با پسر خود لواط ميكند ,يا اينكه زنى با پسر خود…..يا اينكه دخترى با برادرخود ……… يااينكه مردى با خواهر خود…..يا انكه كسى با دائى خود يا با عموى خود يا با خاله يا با عمه خود ……… بله شايد دور از ذهن باشد اما حقـــــــــــيقت دارد و تعداد اينجور ادمها هم كم نيست وقتى كه تحقيق را اغاز كردم اول بايد به سراغ قصه هايى مى رفتم كه خود اين افراد نوشته بودند و بايد ميدانستم كه انگيزه انها چه هست و يا اينكه اين كار شيطانى از كجا شروع شد ,يا اينكه چرا دست به اين عمل وحشيانه مى زنند ومنشا اين عمل از كجا اغاز شد همان طور شد كه از اول فكر مي كردم.تا حالت تهوع پيش رفتم,گاهى دست و پايم ميلرزيد,گاهى منصرف ميشدم از ادامه,گاهى ………. اما هيچكدام از اينها باعث نشد كه ادامه ندهم چون اين را وظيفه اى بر دوش خود ميدانستم كه اين كار را به اتمام برسانم و خدمتى به بشريت كنم.(هر چند كه نوشتن مقاله اى كوچك باشد) راستى با ديدن اين جملات به فكرفرو ميرويد يا حالتان به هم ميخورد يا كنجكاو ميشويد يا ………خب بهتر است ببنيم پسرى از خاله خود اينطور تعريف ميكرد و سرانجام داستان سكس خود با خاله و مادر خود تعريف كرد كه……… اينم بگم که خاله ميترا هيکل سکسي داره بدن جا افتاده سينه هاي گوشتي ……قلمبه و پاهاي تبل. خلاصه هر چيزي که براي حشري کردن يه مرد لازمه. ماجرايي رو که ميخوام براتون تعريف کنم برميگرده به 2 سال پيش وهمش ازاونجايي شروع شد که من بعضي وقتا با مامانم ميرفتم حموم……..ن يا خواهرى در مورد برادرش انطور ميگه هميجوري که رو زمين دراز کشيده بودم کم کم داشت خوابم ميبرد.نميدونم چي باعث شد که يهو از خواب پاشم.اصلا حال نداشتم حتي چشمامو باز کنم.تا اومدم اين دست اون دست شم يهو چشمم ناخوداگاه افتاد به داداشم که کنار من نشسته بود و داره با من………بله ديگه و ادامه داستان كه با هم سكس كرديم و…. و يا زنى در مورد برادرش چنين ميگويد اسم من ساناز است و 25 سالمه من يه زن بيوه هستم و خيلي حشري كه سكس كردن را خيلي دوست دارم و معشوق من داداشمه كه اسمش بهزاد است . بهزاد و من دوقلو هستيم و من ميخوام براي شما داستان آغاز سكسمونو بگم منو بهزاد تا حدود………. و خيلى داستاناى ديگه كه اگه بگم مطمئنا حالت تهوع بهتون دست ميده حالا بايد ديد منشا اين عمل از كجاست و چگونه اغاز ميشود:نكته اول اينكه به هر كه مى پرستيد فكر نكنيد كه اين مقاله را كسى مينويسد كه حوزوى است يا بسيجى يا زاهد يا………نه من يك جوان ساده با همان اعتتقادات مذهبى كه دوست داره ادم باشه نه هرزه…..منم يك جوان مثل همه جوانها كه عشق سينما پارك و تفريح دارن امـــــــــــــــا از اونچيزى كه به روحم لطمه بزنه فراريم چيزايى مثل شراب_زنا_دروغ_فحشاء و……..خب اين تا اينجا ببينيد بچه ها هميشه به يك دوران كه ميرسند چون دارند به سن بلوغ ميرسند يا اينكه يك مدت كه از دوران بلوغ انها ميگذرد فوق العاده شهوتى هستن و كوچكترين چيز ممكنه باعث شهوتى شدن اونها بشه در 80 در صد داستانها اين قضيه به وضوح ديده ميشد كه (خواهرم چون مثلا توى خونه با دامن بسيار كوتاه بود من خيلى شهوتى ميشدم يا اينكه چون مادرم با تاپ توى خونه ميگشت من شهوتى ميشدم و يا اينكه ……..)شايد اولين اعتراضى كه شما بزرگترها به اين مقاله من داشته باشيد اين باشه كه يعنى چه؟ يعنى شما ميفرماييد توى خونه هم بايد با چادر بود؟ ببينيد مادر و خواهر گرامى حتى دين شما به شما ميگه كه توى خونه راحت باشيد اما ايا اين بهانه اى نميشه كه شما با لباس زير جلوى اعضاى خانواده ظاهر بشيد يا اينكه يه دامن بپوشيد كه پوشيدن اون هيچ فرقى با نپوشيدن اون نكنه يا اينكه اين باعث بشه كه پسره شما كه مثلا 10 يا 12 سالش هست يا حتى بيشتر در حمام به جون شما كيسه بكشه؟ ……..بله و اينها يك به يك دست به دست همديگه ميتونن بدن و از پسر يا برادر شما يك جوان عقده اى بسازن كه تــــــــــــــــــــــمام فكر و ذكرش اين هست كه چطور خودشو ارضاء كنه دومين چيزى كه به ذهن شما ميرسد اين است كه ايا ادم حتى بايد به برادر و پسر خودش اعتماد نداشته باشه و جلوى اونها راحت نباشه؟ ببينيد مادر و خواهر گرامى حرف اعتماد نيست حرف راحتى نيست حرف اين است كه ما جوى را براى برادر يا پسر خود به وجود نياريم كه باعث اين بشويم كه طرف مقابلمان به مسئله شهوت فكر كند

بد نبود

نوشته eshqoolane در 11. August 2011 - 18:12

بد نبود

خوب بود یه خورده کیرم راست

نوشته کسرا خان در 11. August 2011 - 18:24

خوب بود یه خورده کیرم راست کرد

خوب بود یه خورده کیرم راست

نوشته کسرا خان در 11. August 2011 - 18:25

خوب بود یه خورده کیرم راست کرد

شهوانی1301 مطلبتو خوندم اولش

نوشته سعید70 در 11. August 2011 - 22:17

شهوانی1301
مطلبتو خوندم
اولش گفتی تحقیق
مطلب تموم شد و من هنوز نشانه ای از یک تحقیق ندیدم
شاید بخوای بقیه ی مقالتو بعدا بنویسی ولی باس بدونی که نصف این داستانایی که در این باره نوشته می شه خالی بندیه . حالا نویسنده هر نیتی می خواد واشته باشه . بنا بر این خوندن داستانا پایه خوبی برای یه تحقیق نمی سازه
راه بهتر ،مصاحبه شخصی با افرادیه که به صحت حرفاشون اعتماد داری
اینا در صورتیه که قصد تحقیق علمی و بی طرفو داشته باشی.
نتیجه گیری هایی هم که کردی به نظر می رسه اولین چیزهایی هستن که به فکر هر کسی می رسن و نیاز به تحقیق نداره
چیزایی که نوشتم در نقد تحقیقی بودن مقالته نه نقد موضوع
.
.
.
راستی مقالت درباره سکس با محارم بود ولی سوژه داستان جزو محارم محسوب نمی شه . بهتر بود اینارو پای یه داستان دیگه می نوشتی

اين آقای شهوانی که اومده

نوشته Aber11 در 11. August 2011 - 21:18

اين آقای شهوانی که اومده اينجا کسشعر درمورد سکس با محارم گفته و اسمشو گذاشته تحقيق، احتمال زياد از همون کس مغزهائی هست که دين و مذهب و قوانين "کيری ـ الهی" مغز نخوديش رو منحرف کردن
برای اينکه آفتابه بگيرم روی تحقيق ات و يا بهتر و کلی تر بگم روی اينجور طرز تفکر، بگو ببينم اين بقول شما "محارم" رو کی تعريف کرده؟ يه دين کيری، هزار سال قبل اومده و خواهر و مادر و عمه و خاله و دائی رو جمع کرده و ليبل محارم زده بهش و نسل در نسل تو اون کله پوک تو و جد و آبادت همينجور خونده تا رسيده به توی کس مغز! حالا اگر فرض کنيم همون روز اول اون طرف ميومد و کيرش رو راست ميکرد و ميگفت که زن همسايه هم جزو محارم هست، و اونهم همينجور تکرار ميشد تا امروز، امروز شما ميومدی داستانهای زن همسايه را هم گلچين ميکردی و ميکردی ضميمه اين تحقيق کيری

توی هر جامعه و فرهنگی "محرم" و از اين کسشعرها يه تعريفی داره و هرکس سنت و رسم خودش رو داره.. توی تبت زنها دوتا شوهر ميکنن، تو يه جای ديگه ملت با خواهرشون هم ازدواج ميکنن( کما اينکه تو همين ايران باستان هم همين رسم بوده) و هرجای دنيا يه چيزيه... سکس مگه چيه؟ همون دست دادن و بوس کردن و درآغوش گرفتن يه کم پيشرفته ترش.. بمب اتم که منفجر نميشه.. مهم اينه که هردوطرف رضايت داشته باشن و تجاوز و تعدی صورت نگيره.. تو يه اطاق با مادرت که تنها باشی و بکني ش و بيای بيرون همونقدر ممکنه تو نظم جهان اختلال پيش بياد که اگر دختر خاله ات يا دختر همسايه عمه ات اينا.. اين احساس گناه و اراجيفی که تو ازش اسم بردی هم حاصل همون دين و مذهب و عقايد کيری ای هست که تو باهاش بزرگ شدی و نسل در نسل تو گوشاتون خوندن
ماجرای اون آخونديه که طرف اومد بهش گفت ميشه آدم عمه اش رو بکنه، آخونده گفت: نه ه ه ه.ه... طرف که از قبل عمه اش رو کرده بود گفت: ما کرديم شد
يا بهتر بشنو اون شعر که حالا حوصله ندارم برات بگردم پيدا کنم، " رو سينه را هفت آب شوی از نميدونم چی چی، وانگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو...
اول برو اون مغز بيچاره رو با شراب آگاهی و خرد قشنگ شستشو بده، بعد بيا شفاف و باز و دلباز درمورد مسائل فکر کن
تو اين بی حوصلگی، چهار خط نوشتم، ارزيد به کل تحقيقات! کيری جنابعالی

(از فحش و اينائی که دادم ناراحت نشو، برای مزه اش بود، مغز کلام رو ببين.. فصلنامه انجمن ادبی نيست که)

shahvani1301 عزیز منم با

نوشته raha21888 در 11. August 2011 - 22:14

shahvani1301 عزیز
منم با نظرتون کاملا موافقم شهوت حیوانیت و ... درسته ولی نه اینکه به این بهانه مسائل انسانی رو زیر پا بذاری بعضیا واقعا شورشو در اوردن گاهی اوقات فکر میکنم اینا زائده افکار پلیدشونه
ولی دوستی داشتم که برام از دوستش تعریف میکرد که با عموش رابطه داشته تازه فهمیدم بعضیا واقعا انوقد کثیفنننن

دختر عمت چه راحت وا داد !!!

نوشته bokone ghavi در 11. August 2011 - 22:26

دختر عمت چه راحت وا داد !!!

خاک تو سرت با این داستانت

نوشته wiouna در 12. August 2011 - 0:50

خاک تو سرت با این داستانت

باز یه کونی اومد یه حرفی زد

نوشته 30k_2 در 12. August 2011 - 1:24

باز یه کونی اومد یه حرفی زد گیر دادی به دین و مذهب کون کش . لاشی این دینی که گفتی کیریه , اومده برا کس مخایی مثل تو یه مرزی تعریف کرده که گفته دور اینا رو خط بکش و اسمشون رو گذاشته محرم . میدونی چرا ؟ نه؟ پس زر زیادی نزن . الان تو که میگی خیلی متمدنی هیچ فرقی با عرب 1400 سال پیش نداری . بذار بهت بگم چرا اسلام بعضی ها رو محرم قرار داده و گفته با اینا سکس نداشته باشین . به خاطر جلوگیری از تولد بچه های ناقصی مثل تو . حاصل ازدواج فامیلی . کیرم تو مخت با این اعتقادات کیریت . دیوس .

ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﺭﮔﯿﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺳﭙﯿﺪﺳﺖ
سپيده كيه ؟ اسم واقه اي سحر ؟

چقدر نظر دادن. خواستم فحش

نوشته general arshia در 12. August 2011 - 1:50

چقدر نظر دادن. خواستم فحش بدم ولي فكر نكنم كسي به نظره من برسه. پس نافم تو چشمت با اين داستانت Angry

به 30k_2 آخه کسخل تو که تو

نوشته Aber11 در 12. August 2011 - 2:06

به 30k_2
آخه کسخل تو که تو که سوات! نداری و توی سه خط کامنت خودت می رينی به هيکل خودت، چرا گوز گوز زيادی ميکنی؟
خودت ميگی عرب ۱۴۰۰ سال پيش الاغ و نفهم بوده و تمدن نداشته( بطور ضمنی)؛ بعد از اسلامی دفاع ميکنی پيغمبر و امام و جد و آبادش از تو همون گه و تاپاله های همون اعراب اومدن بيرون، حالا اينو داشته باش
درثانی، يابوی دهاتی ای مثل تو که فرق سکس و ازدواج رو نميفهمه همون بهتر بدی خر کونش بزاره... کی گفت با محارم ازدواج کنی؟ مثلا من از کون مامان تو خوشم بياد و بخوام بکنمش حتما بايد ازدواج کنم باهاش؟ گرچه برای اونم راه چاره هست و علم پيشرفت کرده و ميشه آزمايشات پزشکی انجام داد قبلش
حالا بريم سر خط کشی هائی که گفتی دين کيري ت انجام داده.. اونا يه گهی خوردن ۱۴۰۰ سال پيش، تويه الاغ هم داری تو قرن ۲۱ اونو نشخوار ميکنی.. اگر هر گه ديگه ای خورده بودن هم باز تو الان همون رو تکرار ميکردی، اون مغز کيری ت رو بکار بنداز درست به دنيا نگاه کن
کيرم پس کله ات که همه اينها مثل ياسين تو گوش خر خوندنه.. ميدونم

اینی که میگم یاسین تو گوش خر،

نوشته Aber11 در 12. August 2011 - 2:26

اینی که میگم یاسین تو گوش خر، عین واقعیته.. میدونی‌، آدم‌های کس مغزی مثل تو چه کارشون به قرن ۲۱ و علم و آزمایش؟ شما باید برین همون طناب سبز بندازین گردنتون خودتون رو مثل خر ببندین به ضریح رضا کفتر باز تا شفا تون بده...

در ثانی‌، تو که خیلی‌ مسلمونی تو سایت سکسی چیکار میکنی‌؟ میدونی‌ همون دین کیری و مبلغ هاش اگر ببیننت چوب تو کونت می‌کنن؟ اومدی نشستی داستان سکسی رو تمام و کامل خوندی، نظراتش رو هم تا ته خوندی، بعد دم از اسلام میزنی‌؟ تو سایت سکسی، دستت تو شرتت، با زبون روزه... Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor
التماس دعا Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor

اقای نوینده نوشتت

نوشته gheisar در 12. August 2011 - 2:30

Sad
اقای نوینده نوشتت اییییییییییی بد نبود بهتر میتونی بنویسی ولی لب کلامم بااینهshahvani1301
ابله توهم مثه بقیه خشکه مذهبا فقط میگی چیکار نکنن اسگول اولا اینا داستانه و این نویسنده ها چون موضوع گیر نیوردن بند کردن به نمیدونم مححححححارمشون
واکنش جنسی اگه اموزش دیده باشه از طفولیت که دیگه نیازی به محار نداره تازه اون موقع غیر محارمش دم دستنو نیازی به مححححححارم نیست
اقا یا خانم Aber11 درست میگه فکرتونو اصلاح کنید جامعه اصلاح میشه اگه خواستید محیطو درست کنید تا فکرتون اصلاح بشه میشه ایران که زیر چادرم میدن و بچه های انقلاب محححححححارمو میکنن بعد از 33سال تلاش برای اصلاح جامعه
یه سری به افکارتون بزنید نه محیطتون
وهمیشه به یاد داشته باش پندار نیک گفتار نیک کردار نیک

بچه ها ساینا فکر میکنه صف

نوشته mehran007 در 12. August 2011 - 3:16

Rolling On The Floor Rolling On The Floor بچه ها ساینا فکر میکنه صف کیره میخواد اول همه بپره روش ایندفعه جا خالی داد فعلا پایه صندلی تو کونشه

سلام...بعضیاتون منو

نوشته paradisestar در 12. August 2011 - 3:24

سلام...بعضیاتون منو میشناسین...ولی به طور سطحی...من نمی خوام بگم با کی موافقم و با کی مخالف...اولا اقا یا خانم aber11 چه خوبه که همون طور که بقیه نظر میدن مثل1301 shahvani بیای از عقایدت که یا درست یا غلط دفاع کنی نه هتک حرمت به دینی کنی که 90 % افراد این سایت به اسم که حالا درست یا غلط پیروشن بکنی و بهش فحش بدی...به قول خودت الان قرن 21...اعتقادات هر کس محترمه...در مورد نظر و تحقیق اون اقا هم باید بگم با نظرش کاملا موافقم...چرا؟به چند دلیل...اول اینکه همون طور که ما سکس با محارم رو غلط میدونیم بقیه ادیان اصیل و کشورهای اروپاییم مثل ما فکر میکنن همون طور که gheisar گفت مثلا کفتار نیک رفتار نیک کردار نیک یه نگاه به دینی کنیم که اینو گفته و به مقام زن توی اون دین...دینی که اسلام نبود...دوم ابنکه علم ثابت کرده که ضرر های این نوع سکس چیه...شمایی که فکر میکنی اگه با مادرت سکس کنی فرقی نمیکنه اشتباه میکنی...اختلالات هورمونی...مشکلات مربوط به نحوه زایمان زن...مشکلات روانی و ...همه به همین مربوطه...اینا حرفایه دانشمنداست که مقالاتشون هنوز ترجمه نشده...پس یکم یاد بگیریم که به عقاید دیگران احترام بذاریم تا مجبور نباشیم حرفمون و با فحش و بی احترامی به طرف مقابل تحمیل کنیم...

سلام به همه داستانش زیاد هم

نوشته alireza dehkordi در 12. August 2011 - 3:25

سلام به همه داستانش زیاد هم بد نبود شماها همه داستان ها را میگید بدن alirezaf72@ymail.com

saharr ya sepideeee??????

نوشته mashadboy در 12. August 2011 - 4:29

saharr ya sepideeee?????? fekr konam gaf dadi esme vagheisho loo dadi azizam.

Jenabe aber... K khodto

نوشته malakeyechat_22 در 12. August 2011 - 5:02

Jenabe aber... K khodto roshanfekr miduni pas bizahmat khaharo madareto k kardi badsh bede pesaraye shahvani ham beknan.ham savab dare ham malum mishe roshanfkri dada

واسه اون عزیزی که فکر میکنه

نوشته koskh0l در 12. August 2011 - 6:46

واسه اون عزیزی که فکر میکنه محارم و این جور چیزها از اعراب به ما رسیده باید عرض کنم که ایرانیان از دوران قبل از هخامنشیان تا زمان اسلام ، دینی و اعتقاداتی داشتن که تقریبا با اسلام برابر بوده
و اگر که فکر میکنید عرب وحشی تونست ایرانیان رو با شمشیر مجبور به مسلمان شدن کنه کاملا در اشتباهید
کاری به اسلام ندارم ، ولی خودت یه خورده با خودت رو راست باش . آیا این کار زیباییه که با نزدیک ترین افردا زندگیت سکس داشته باشی فقط به این دلیل که حوس سکس کردی ؟
حتی افراد لاییک و بی دین نیز سکس با اقوام درجه 1 رو یک کار کثیف و زشت میدونن .
در مورد توهینت به دین اسلام هم باید بگم که اگر یه خورده به حرف ایرانیان اصیل اتقاد داری ، نباید این کار رو بکنی
همون طوری که دوستمون گفت : " گفتار نیک - پندار نیک - رفتار نیک "

ساینا جون تو هم وارد باز ی

نوشته 1Adame-mamoli در 12. August 2011 - 11:29

ساینا جون تو هم وارد باز ی اول، دوم شدی Surprise
نوید جون بلاخره اسم دختر عممت سحر بود یا سپیده شیطون Wink

آره راست میگی من بیسوادی رو

نوشته 30k_2 در 12. August 2011 - 11:51

آره راست میگی من بیسوادی رو بیشتر دوست دارم تا حروم زادگی . آقا با سوات تو راست میگی . سکس با محارم اشکالی نداره . از فردا به دایت بگو بابا . باشه ؟ چون اونا بودن توی حرومی رو پس انداختن . مامانتم بگیر بکن و شمارشم بده تا بچه های سایتم از خجالتش در بیان . به باباتم (پدرخوندت) بگو خواهرت رو بکنه . ازدواج نمیکنن که . دارن سکس میکنن . اون موقع میشی با فرهنگ !
کیر گاوای هند تو هفت جد و آبادت که سکس با محارم رو برا خودت تمدن میدونی . آخر سکس با محارم میشه یه تخم حرومی مثل تو . الاغ نفهم که ادعای تمدن میکنی به بابات بگو بعد این که کون خواهرت رو گایید , کیر انیش رو بکنه تو دهنت تا نتونی زر اضافی بزنی پفیوز .
کیر تو مخ این آخوندا که با این سیاستشون افکار مردم رو به جایی کشوندن که سکس با محارم رو برا خودشون فرهنگ و تمدن بدونن .
در ضمن بی ناموسی خودت رو با فحش دادن به عقاید دیگران به رخ نکش . حروم زاده

با سلام و تشکر از این که راجع

نوشته shahvani1301 در 12. August 2011 - 15:01

Wave با سلام و تشکر از این که راجع به نوشته های من نظر دادین به خصوص آقا یا خانم paradisestar که محترمانه و با منطق حرف زده ...جناب aber11 من واقعا برات متاسفم...که به جای حرف حساب فقط بلدی فحش بدی و به دین من و خیلی دیگه از دوستان احانت کنی...آره من خیلی آدم مذهبی نیستم که اگه بودم الان اینجا نبودم...منم مثل خیلیها میام عکسارو نگا میکنم...اما از داستان هایی که در باره سکس با محارم به ویژه خواهر باشه متنفرم...کثیفی و پلیدی این عمل ربطی به اسلام نداره...و بیشتر جاهای دنیا به همین شکله( و مجازات داره حتی تو آمریکا که آزادی جنسی دارن...میتونی تحقیق کنی )...تو هم تمدن رو با کثافت کاری اشتبا نگیر...و توهم روشن فکری بهت دست نده از این لینک هم دیدن کن:http://www.web.iran-forum.ir/entertainment-and-leisure/what-where/do-you-believe-or-not/12336-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-!!.html

سلام به اونایی که این رو

نوشته parsa shamshirbaz 23 در 12. August 2011 - 17:00

سلام به اونایی که این رو میخونن من در مورد نوشته این دوستمون تحقیق یا هر چیز دیگه باید بگم درست میگه ولی باید یجوری علمیش کنه فکر کنم با تحیقیق تو مقاله های رسمی تر از سایتهای داستان سکس بتونه این کارو بکنه . همون طور که گفتن با رواج بد حجابی بی حجابی در منزل یکی از علل رواج این عمل قبیح شده که جای تاسف داره. من خودم دوستانی داشتم گاه گاهی در مورد این نوع مسائل مشکل داشتند و نمی توانستند براحتی کنار بیایند. اگر تمامی این حرف ها بر فرض محال ناصواب باشند یعنی غلط نباید به اعتقادات کسی توهین کرد و پا را فرای شخصیت انسانی خودمان بگذاریم حداقل ریشه خود را فراموش نکنیم.

این حرف دوستان رو که میگن

نوشته 30k_2 در 12. August 2011 - 22:00

این حرف دوستان رو که میگن لباس های داخل خونه فرد رو تحریک میکنه رو فقط تا یه حدی میشه قبول کرد . با این حساب تو خارج از ایران که استخرا مختلط هستن و خونواده ها با هم میرن تو استخر باهاس با هم سکس کنن . بیشتر افکار سکس خانوادگی برمیگرده به جامعه و محیطی که طرف توش بزرگ شده . تو 99% داستانای سکس خانوادگی فرد اولین تجربه ی سکسیش رو با اعضای خانوادش میکنه . پس معضل اصلی جامعه و محیط هستش , نه طرز لباس پوشیدن اعضای خانواده .

اوووووو وه چه خبره من دو کلوم

نوشته سعید70 در 12. August 2011 - 22:04

اوووووو وه چه خبره
من دو کلوم گفتم مقاله تحقیقی نبود
آخه چرا می پرید به همو فحاشی می کنید
امید وارم آغازگر این هتاکیها من نبوده باشم
شاید حرفای یکی دیگه که اینجا وارد بحث شد -Paradisetar- جنبه علمی داشت که ازش ممنونم

داداش کس مغز من .کیرم تو

نوشته mahmood2222 در 12. August 2011 - 22:44

داداش کس مغز من .کیرم تو سوادت
اون کس کشای خارجی هم فهمیدن قران ما کس نمیگه ولی توی کس مغز داری کس بلغور میکنی
اگه رفته بودی رشته ی تجربی و یه خورده زیست خونده بودی اینقد گوه نمیخوردی

نه سعید70 جان شروع کننده ی

نوشته 30k_2 در 12. August 2011 - 23:44

نه سعید70 جان شروع کننده ی فحاشی ها یه اسکلی بود به نام aber11 که جوابش رو گرفت و گورش رو گم کرد .
با تشکر فراوان از دوستان عزیز که با هر زبونی که شده به این بی شعور فهموندن قضیه چیه و نشون دادن ایرونی جماعت هنوز اونقدرا هم بی فرهنگ نشده که یه بی اصل و نصب بیاد از طرف ایرونی ها نظر بده و گذشته ی خودش رو تمدن ایرانی معرفی کنه .

به ۳۰k نه الاغ .. جائی

نوشته Aber11 در 13. August 2011 - 2:13

به ۳۰k
نه الاغ .. جائی نرفتم
نظرات رو ميخونم و دنبال ميکنم
من حرفم رو همون اول زدم... ميدونستم هم که نخواهی فهميد، يادته گفتم برای تو توضيح دادن مثل ياسين تو گوش خر خوندن ه؟
حالا به حرفم رسيدی
( تو گوش تو بايد ريد.. حيف ياسين Smile )
Big Grin

1 ـ شنیع بودن سکس با محارم

نوشته sinaoo7 در 13. August 2011 - 1:25

1 ـ شنیع بودن سکس با محارم هیچ ارتباطی با دین و مذهب ندارد در میان اغلب جوامع، با باورها و مذاهب مختلف، عملی قبیح شمرده می‌شود. اگر در گوشه‌ای از جهان و در میان قوم و طایفه‌ای به دور از تمدن، این عمل صورت می‌گیرد (که هنوز کسی به طور مستدل و مستند این موضوع را تأیید نکرده و همۀ موارد در حد شنیده‌ها است)، دلیل بر درست بودن داشتن رابطۀ جنسی با اعضای خانواده نیست.
2 ـ امروزه در بسیاری از کشورهای آزاد جهان (نه همۀ آنها) که بسیاری از اعمال، از جمله ازدواج دو همجنس آزاد و قانونی است، دو چیز همچنان جرم تلقی می‌شود: یکی سکس با محارم و دیگری مواد مخدر.
3 ـ ممنوعیت سکس با محارم در این کشورها به‌هیچ وجه دلایل دینی ندارد، بلکه علت آن تأثیرات مخرب روانی است. شاید برخی از شما فیلم «هرگز به غریبه‌ها اعتماد نکن» را دیده باشید که داستان آن بر پایۀ حقیقت است: دختری که در نوجوانی از سوی پدرش مورد تجاوز قرار گرفته، در بزرگسالی دچار بیماری معروف چندشخصیتی (multiple personality disorder) می‌شود. نشانه‌هایی از این بیماری را در برخی از داستان‌نویس‌های این سایت می‌توان مشاهده کرد که اگر نیاز شد، به آنها اشاره خواهم کرد، یا اگر خودشان منصف باشند، این موضوع را تأیید می‌کنند.
4 ـ دوست عزیزی که مدعی شده در این باره تحقیق کرده، مستنداتش بر اساس چند داستان بوده که کسی از صحت و سقم آنها آگاه نیست و به طور کلی، کسی در این مورد آمار درست و دقیقی در دست ندارد. من نشانه‌ای از تحقیق واقعی در نوشته‌های او ندیدم. اگر به فرض قبول کنیم که انگیزۀ سکس با محارم نوع پوشش اهل خانواده است، پس دربارۀ پدری که به فرزند خردسالش (پسر یا دختر) تجاوز می‌کند، چه می‌توان گفت؟
5 ـ علاوه بر تأثیرات روان‌شناختی، برخلاف عرف بودن سکس با محارم هم از دیگر دلایل شنیع بودن این عمل است. جامعه این نوع رابطۀ جنسی را شنیع می‌داند و همین خود دلیل مهمی است. از اهمیت عرف نمی‌توان صرف نظر کرد و گفت که من با عرف مخالفم. هیچ‌یک از ما در میان جمع انگشت‌مان را در بینی‌مان نمی‌کنیم، در حالی که هیچ قانون یا دینی این عمل را منع نکرده است. ادرار کردن هم نه‌تنها کار بدی نیست، بلکه از نیازهای بدن است. اما ما هرگز در وسط خیابان یا محل کار یا دانشگاه شلوارمان را برای ادرار کردن پایین نمی‌کشیم! مهم‌ترین چیزی که ما را از این کارها برحذر می‌دارد، عرف و جامعه است. چون در فضای مجازی هویت افراد پنهان است و عرف مانع از آنها نمی‌شود، هر مطلبی را می‌نویسند و هر خیال کثیفی را با دیگران در میان می‌گذارند؛ و این همان بیماری چندشخصیتی است. در استادیوم‌ها هم، وقتی هویت‌مان در میان جمعیت گم می‌شود، شخصیت ثانویۀمان که با شخصیت اصلی‌مان در جامعه متفاوت است، رو می‌شود و هر ناسزایی را به تیم حریف می‌گوییم.
6 ـ بهتر است با سلاح دین به نفی سکس با محارم نپردازیم که این سلاح مدت‌هاست کُند شده و حرفش نمی‌بُرد و پیش نمی‌رود. از این گذشته، عدۀ بسیاری ـ به دلیل زخم‌های نابجایی که از این سلاح خورده‌اند ـ در برابر آن موضع‌گیری می‌کنند.
7 ـ به هرحال، کسانی که دست به عمل سکس با محارم می‌زنند، یا تنها در این باره خیال‌پردازی می‌کنند (فرقی نمی‌کند)، بیمارانی هستند که به دلایل مختلف، از جمله سرکوب نیازهای جنسی، مور تجاوز قرار گرفتن در کودکی، عدم دسترسی به شیوه‌های متعارف برای تخلیۀ جنسی، و غیره، دچار این وضع شده‌اند و باید به شدت تحت درمان قرار گیرند. این گونه افراد حتی می‌توانند برای دیگران، و به‌ویژه برای کودکان و نوجوانان خطرناک باشند و از آنها برای برآوردن نیازهای جنسی خود (چه به عنوان فاعل چه مفعول) استفاده کنند و به این ترتیب، یک قربانی دیگر به جامعه بیفزایند. قربانی‌ای که روزی خود دیگران را هدف خواسته‌هایش قرار خواهد داد؛ و این زنجیرۀ معیوب ادامه خواهد یافت . . . .

داستان خوبی بود خشم امد

نوشته naweed.tnha در 13. August 2011 - 2:49

داستان خوبی بود خشم امد

az bachehaie ke nazar dadan

نوشته paradisestar در 13. August 2011 - 3:10

az bachehaie ke nazar dadan mamnunam Big Hug Big Hug Big Hug Big Hug Big Hug Big Hug

داستانه قشنگی بود ولی یه سری

نوشته omid jon در 13. August 2011 - 3:51

داستانه قشنگی بود ولی یه سری ایراد داشت که باید اصلاحش میکردی..در کل قشنگ بود.
بابا چرا همش فهش نثار هم میکنید؟؟؟؟؟؟؟
باور کنید بدون فهش هم میشه انتقاد کرد.
در مورد تحقیق دوست عزیز شهوانی با احترام باید بگم با شما موافق نیستم.

khili kose sher bodesh 2 saat

نوشته hossein kos kon در 13. August 2011 - 10:48

khili kose sher bodesh 2 saat daran hal mikonan kasi nemifahme mage mishe

جنابsinaoo7 ممنون از نظرتون

نوشته gheisar در 13. August 2011 - 23:53

Applause
جنابsinaoo7 ممنون از نظرتون و متشکر از نگرشتون باحال نوشتی عمو جییییییییگرتو

Aber11 چرا تو بحث شرکت نمیکنی

نوشته 30k_2 در 14. August 2011 - 0:03

Aber11
چرا تو بحث شرکت نمیکنی گوزو ؟ نکنه داری با بابات سکس میکنی ؟ راستی دهن انیت رو پاک کردی ؟ با فرهنگ , متمدن , با سوات . D:

1-آقای sina007 مطالبتون خیلی

نوشته shahvani1301 در 14. August 2011 - 15:57

Applause 1-آقای sina007 مطالبتون خیلی خوب و صحیح بود تبریک میگم معلومه آدم عاقل و باسوادی هستی...2-آره حق با تو هست واقعا بعضیا تا اسم اسلام میاد وسط موضع میگیرن...3-خیلی خوشحال شدم که دیدم مخالفین با این عمل کثیف از موافقینش خیلی خیلی بیشتره اون تعداد کم هم فقط میشه گفت بیمار روانی هستن ...4-داداش قیصر تو معلومه موضعت چیه ؟ یه جا به من فحش میدی یه جا حرف یه بیشعوری مثل aber11 رو که میگه این کار هیچ ایرادی نداره تایید میکنی و یه جا هم از sina007 تشکر میکنی ؟؟؟؟؟ من با سینا کاملا موافقم فقط اون حرفشو از یه دیدگاه دیگه زده...4-omid jon این که گفتی با من مخالفی خیلی گنگه من علاقه مندم نظرتو کامل و واضح بگی و تو بحث شرکت کنی ( با تشکر )

بچه ها سلام. منم با نظر یکی

نوشته go0orge_biabo0on در 19. August 2011 - 8:44

بچه ها سلام. منم با نظر یکی از دوستان که گفتن به عقید همدیگه احترام بذارین موافقم. متاسفانه تو سایتایی که واسه خارج نشینای ایرانه میری فقط دارن توهین میکنن به بین دین و فلان کسوو . دو کتاب خوندن فکر کردن عقل کل شدن
ببینین در این که حجاب واسه ایرانیها بوده شکی نیست.حتا اعراب به تقلید از ایران با حجاب میشن یعنی از خودشون نساختن اینو
راجع به این که ایی اعراب اومدن غارت کردن ما رو از این حرفاااا:ببینین تمام ملل در طول تاریخ کشورگشایی میکردنو افتخار بوده واسشون.یه سریا میگن فرهنگ ما نابود شد اینم اشتباهه به نظرم فرهنگ ما کامل تر شد مخصوصا شیعه که یک ایدولوزی عالیه حالا میتونین یه قسمتشو قبول کنین یا نکنین ولی همین مذهب ساختگی شیعه ما کشور ما رو دوران صفوی نجات داد وگرنه الان چیزی باقی نمونده بود . هرکی صحبتی داشت خوشحال میشم