اولین باری که منو به زور کردن

سلام اولا اولین بارم خاطره مینویسم اگه مشکلی داشت به بزرگی خودتون ببخشید دوما نی وجود نداره
خاطره من بر میگرده به تقریبا 12 یا 13 سال پیش موقعی که اول راهنمایی بودم من توی شهری زندگی میکنم که اکثرشون سبزه هست ولی بدن من سفیده دیگه چیکارش کنیم دیگه قسمت ما هم این شد من اون زمان خیلی توی چشم بودم البته همین الان هم هستم دوستام وقتی منو میبینن و با من یک مدتی هستن قرار سکسی میزارن ولش کن از خاطره پرت شدیم اون زمان ها من با سکس اشنا نشده بودم فقط در سطح کشیدن پایین و لاپایی گذاشتن بودم خوب بیشتر توی مدرسه منو انگشت میزدن و هی سر کلاس ها کونمو مالش میدادن خوب منم چیزی نمیگفتم چون بد نمیدونستم یک روز من داشتم از مدرسه به خونمون میرفتم که وسط راه یکی از همکلاسی های بیشعور قلدرومون با یکی دیگه از رفیقاش اومدن پشت بازوی منو گرفتن من اول فکر کردم میخواد اذیت کنه و دعوا بهش گفتم اگه با من دعوا کنی فردا مادرمو میارم بیچارت کنه ولی اون توجهی نکرد گفت هیچی (ببخشید ها )گوهی نمیتونی بخوری من هی استقامت میکردم که باهاشون جایی نرم توی اون مسیر یک کوچه خلوت بود که یکدونه مسجد داشت همیشه دستشویی این مسجده باز بود منو تا اونجا بردن من با خودم گفتم اینا میخوان چکار کنن دیونه ها تا اون بیشعور رفت توی دستشویی من با رفیقش موندم اون رفیقش که اسمش ایمان بود منو حل داد توی دستشوی که دستشوی پله میخور میرفت پایین من از پله 5 پرت شدم پایین محکم داد زدم کثافت چرا حل میدی ببین افتادم شلوارم کثیف شد تا اومدم بالا ایمان درو بست از پشت من حالا من مونده بودم با این بیشعور قلدر که الهی بمیره اسمش فکر کنم حسین بود اقا ما تا چشممون افتاد به حسین فک مون افتاد اخه جلوی من لخت ایستاده بود من همینجوری مات مونده بودم که دیدم سمتم حمله کرد منم از خودم استقامت نشون دادم و گفتم به قران میرم به اقای ناظم میگم تا این حرفو زدم دو بار محکم به من سیلی زده خیلی دردم گرفت اینقدر بود که داشتم گریه میکردم با حالت گریه گفتم تورو هرکی که دوست داری ولم کن تا برم اما اون کثافت گفت بابد یک دست بدی تا ولت کنم بالخره به هر ضرب و زوری بود شلوارمو از تنم کند کیر اشغالشو خیس کرد و میخواست بزاره توی کونم منم اینقدر سفت گرفتم که نذاشتم تو بره برای اینکه من داشتم کمکم داد میزدم و خیلی هم استقامت کردم به لاپای راضی شد و توی الای پای من عقب جلو کرد که بالخره ابش اومد موقعی که رفت شلوارشو به پوشه با تمام قدرتم اولین فحش بدمو بهش گفتم (پدر سگ ) تا اینو گفتم دوباره بهم حمله کرد منم نامردی نکردم یکی محکم زدم توی سرش ولی اون باز منو زد منم سریع نشستم کنار تا ولم کنه بعد شلوارمو پوشیدم و با یک خاطره تلخ به ایندم خندیدم
بچه ها این خاطره واقعی بود البته یکم تلخ بود لطفا نطر بدید چون این خاطره برام خیلی تلخ و سخت بودکه بنویسم البته خاطره شیرین توی سکس زیاد دارم همشونم با پسر هاست اگه دوست داشتید و خوشتون اومد که باز دوباره خاطره بنویسم بگین تا ادامه بدم
قربان شما حمید اشکول
ای وای نباید میگفتم

2.444445
نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 (9 رأی )

42 نظر

مــــــــــــــــــــــرده

نوشته neda_1360 در 6. May 2012 - 2:49

مــــــــــــــــــــــرده شورتو ببرن با این داستانت
واقعا هم اشگولی
گوشکوبی
حــــــــــــــــــالم و بـــهم زدی
گــــوشکوب !

اگه عمت جدا جندست و دوست داري

نوشته pesarak.jaghii در 6. May 2012 - 2:52

اگه عمت جدا جندست و دوست داري فهش بش بديم ؟ ادامه بده Smile

چي بگم اخه فحش كيردار به ذهنم

نوشته rafighe NABAB در 6. May 2012 - 4:06

چي بگم اخه فحش كيردار به ذهنم مياد سگ خورد بذار توهم يه حالي بكني
ولي سولاخي يه گهي خوردي كه خيلي خنده داشت اون داشت ميبرد بكنتت تو بهش ميگي چرا شلوارمو خاكي كردي كثافت عوضي (با لحن محمدرضا گلزار) بيخيال مقاومت نكن سعي كن لذت ببري :
كيرخر بره تو كونت در بياد بره تو كونت دربياد بره توكونت دربياد ............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................باز بره تو كونت در بياد بره تو كونت در بياد ............................................................................................................................................... to be continued

اولش فکر کردم دختری!!! اما

نوشته born to sex در 6. May 2012 - 7:30

اولش فکر کردم دختری!!!
اما بعدش فهمیدم یه کونی بیشتر نیستی
ولی خوب خاطره تلخی هم برات نبوده هااااااااااااا
بهرحال یه راهی جلو پات گذاشته اون رفیقت
والا هیچ پخی نمیشدی
(از داستان نوشتنت معلومه)

............کیر خر بره تو

نوشته کفتار پیر در 6. May 2012 - 7:39

............کیر خر بره تو کونت در بیاد........
بره تو کونت در بیاد........
آخه بچه کونی
آخه لاشی
میخوای همه بچه های شهوانی یه جوری بکننت نتونی پاشی؟؟؟؟
این کس شعرا دیگه چیه
جعلل خالق
اونوقت توی مسجد پرنده هم پر نمیزد؟؟
اونم 13 سال پیش؟؟
کس کش اگه میگفتی الان توی مسجد پرنده پر نمیزنه برام قابل هضم تر بود تا 13 سال پیش
هرچند که همین الانم برادران سنگر اسلام رو خالی نمیکنن.
ولی عزیزم
از گی متنفرم پس دیگه ننویس
کسشعراتو برو واسه یکی دیگه تعریف کن
یا اینکه میتونی یه دفتر خاطرات بخری و کل خاطراتت رو توش بنویسی.
آدم که نمیاد جار بزنه کونی تشریف دارم
برو عمو جون
برو که حال و حوصله ی فحش دادن دیگه واسم نذاشتید
آهان داشت یادم میرفت
.........کیر خر بره تو کونت در بیاد......
کیر خر بره تو کونت در بیاد.......
.......ادامه دارد...

کونده بازی بود دیگه ننویس . .

نوشته takavarjoon در 6. May 2012 - 7:57

کونده بازی بود دیگه ننویس . . . . . . . . .
بچه کونی کیر بچه‌های شهوانی بره تو کونت در بیاد...
کیر بچه‌های شهوانی بره تو کونت در بیاد...
کیر بچه‌های شهوانی بره تو کونت در بیاد...
اینجا جای بچه کونی ها نیست. کله کیری حالمو بهم زدی هم از موضوع داستانت و هم از طرز نوشتنت. ظاهرا اینقدر کون دادی که سوادت هم نم کشیده. بیشرف دیگه ننویس. دیگه اینجا نیا. آشغال عوضی خاطراتت تو کونت دیگه ننویس. مناره مسجد تو کونت دیگه ننویس.
کیر بچه‌های شهوانی بره تو کونت در بیاد...
کیر بچه‌های شهوانی بره تو کونت در بیاد...
کیر بچه‌های شهوانی بره تو کونت در بیاد...
... ادامه دارد...

حمید اشکول اولین بار اسمتو تو

نوشته Derrick Mirza در 6. May 2012 - 8:08

حمید اشکول اولین بار اسمتو تو کامنتها دیدم .
الان مطمئن شدم واقعا اشکولی .
..... بره در بیاد ......
... ادامه دارد...

آخی چه پسر خوبی بودی تو مدرسه

نوشته sheytoneshabha در 6. May 2012 - 8:14

آخی چه پسر خوبی بودی تو مدرسه انگشتت میکردن و کونتو مالش میدادن بعد چیزی نمیگفتی .
کاش تو مدرسه ما بودی.

سلام به دوستان حشري

نوشته Dada saeed در 6. May 2012 - 8:52

سلام به دوستان حشري شهواني،متاسفانه هرچقدر كاربران بيشتر ميگن آقا اينا را ننويسيد انگار گوش شنوايي نيس،هركس كوچكترين آشنايي با اين سايت داشته باشه ميدونه با نوشتن اين مزخرفات ،بچه ها پايين و بالاشو با فحش يكي ميكنند و چون ميدونند و بازم مينويسند اين چرندياتو پس نتيجه ميگيريم كه خودشون خمار فحش تشريف دارند حالا كه خودت دلت فحش ميخواد پس به سبك بقيه.كير اسب ناپلئون بناپارت بره تو كونت ٠٠٠
دربياد٠٠٠
كير فيل موزامبيكي بره تو كونت٠٠٠
دربياد٠٠٠
ادامه را به بقيه بچه ها واگذار ميكنم پس ناراحت نشو ادامه دارد٠٠٠

کونی جون ازت ممنویم اگ

نوشته dookxxxxxxxx در 6. May 2012 - 10:08

کونی جون ازت ممنویم اگ هاینقدر به همه چی میخندی خواهرتو بیار بکنمش بعدش بخند

از گی فوف العاده حالم بهم

نوشته ashkan_3xy_boy در 6. May 2012 - 11:40

از گی فوف العاده حالم بهم میخوره اولش فک کردم دختر وقتی دیدم پسری پس نظرو بخون:آخه مادر جنده مگه خر کونت گذاشته که میای داستان مینویسی؟اول راهنمایی بودین و تو فکرو تجاوز بود؟؟پرتت کرد تو دستشویی بعد لاپایی زد آبش اومد؟چاقال کون نشور...

"منو هل ميداد ، من استقامت

نوشته doctor ernest در 6. May 2012 - 12:17

"منو هل ميداد ، من استقامت ميكردم "

آورين آورين ، جدا حال كردم با استقامتت Big Grin
بعضي لاشي ها ميگن مقاومت ، ولي اصلا خوتو ناراحت نكن Big Grin

من هیچی نمیگم بچه ها ریدن بهت

نوشته ZimZex در 6. May 2012 - 12:23

من هیچی نمیگم بچه ها ریدن بهت ولی کیر بیگ شو بره تو کونت و در بیاد.....
......بره و در بیاد.....
.......بره و در بیاد.....
......بره و در بیاد......
و این داستان ادامه دارد...

داستانت بیشتر از اینکه حس

نوشته sepideh58 در 6. May 2012 - 12:25

داستانت بیشتر از اینکه حس دلسوزی رو در خواننده ایجاد کنه حس خشم رو بوجود میاره خشم از اینکه چرا داستان به این مزخرفی رو میخونه که یه بیسواد اونو نوشته که مثلا ما عبرت بگیریم و زوری نکنیم یا در برابر سکس زوری مقاومت کنیم تا به لاپایی راضی بشه اون متجاوز
الان با خوندن این داستان ما باید چیکار کنیم؟داستانت هیچی نداشت از یه سکس نیمه تمام گی میگفت که هیچ جذابتی واسه خواننده نداشت کاش حداقل یکم داستان رو قشنگ نوشته بودی
در پایان ازت میخوام دیگه داستان ننویسی چون بشدت مشمئز کننده بود
از گی متنفرم

ارواح عمت آخه اين داستان بود

نوشته ahb_90 در 6. May 2012 - 13:25

ارواح عمت آخه اين
داستان بود نوشتي
برو برو عمو جان
ديگه اينورا نبينمتا
آخه بابا اگه دوست
داري كون بدي
مثل بچه ي آدم
بگو من كوني
هستم ديگه چرا الكي داستان كوس شعر
برامون مينويسي_
راستي اگه مامانتم كون ميده ماهستيما ازطرف من يه ماچ گنده روچوچولش بزن بگو امير دوست داره جرت بده
اين فحش دادنا ادامه دارد.....

الان کار دارم ولی ....... بره

نوشته hasan25 در 6. May 2012 - 13:42

الان کار دارم ولی ....... بره تو کونت دربیاد ....... با رعایت حق تقدم ادامه داره ...

از همه ممنونم که به من فحوش

نوشته حمید اشکول در 6. May 2012 - 15:05

از همه ممنونم که به من فحوش دادن ولی تا به حال فکر اینو کردی که چرا ما به خودمون اجازه میدیم که به دیگران توهین کنیم؟
در جواب دوستی که به من گفت تو ادمی هستی بیسواد و به هیچ جایی نمیرسی -من پارسال می خواستم تغییر رشته بدم برای همین فقط تونستم در مدت 25 روز این رشته جدیدو مطالعه کنم خوب شهر خودمونو اوردم و رتبه من هم شد 170 کشوری حالا میخواین باور کنین یا نه
ولی من همیشه به خودم میگم من میتونم توصیه میکنم که شما هم بگید راستشو بخواین من این داستان نوشتم و بعد از 5 روز اونو پاک کردم نمیدونم چرا به نمایش در اومد
به هر حال معذرت میخوام اگه باعث ناراحتی شما شدم

مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید

در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور

در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور

یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور

هرچی کیر بود رفت تو کونت در

نوشته motevahem در 6. May 2012 - 15:43

هرچی کیر بود رفت تو کونت در اومد
رفت تو کونت در اومد
رفت تو کونت در اومد
رفت تو کونت در اومد
پاره شدی...........
تمام.

حمید اشکول الان این شعر فروغ

نوشته کفتار پیر در 6. May 2012 - 17:33

حمید اشکول الان این شعر فروغ چه ربطی به داستانت داشت؟؟؟؟
میخوای ماهم ادامه اش رو بنویسیم ذوق زده بشی؟؟
درست گفتم دیگه؟
از فروغه؟
راستی
دسته ی صندلی بره تو کونت دربیاد بره تو کونت در بیاد....
نترس جانم
فحشای منو امشب بیا تلافی کن Sad
بره تو کونت دربیاد ....
دسته ی صندلی بره تو کونت در بیاد...
راستی
تو بیسواد نیستی
حداقل اینقد اعتماد بنفس داشتی که داستان نوشتی
بره تو کونت در بیاد ....
بره تو کونت در بیاد....
و اگه چند بار دیگه بنویسی قطعا یه نویسنده ی بزرگ میشی..
کیر گربه نره بره تو کونت در بیاد...
بره تو کونت در بیاد....
فقط خواهشا اون چنتا داستان اول رو نفرست
بزار دستت روان بشه بعد داستان بفرست
یه تفنگ بادی که فنر دیانا داره بره تو کونت در بیاد...
بره تو کونت در بیاد ... Wink

اتفاقا تفنگ بادی من هم دیانا

نوشته حمید اشکول در 6. May 2012 - 18:34

اتفاقا تفنگ بادی من هم دیانا هست ولی دیگه تو کار شکار نیستم از موقعی که یک یا کریمو زدم بیچاره خون از نوکش اومد مرد میدونم ربطی نداشت ولی گفتم بنویسم اخه خیلی با این شعر حال مکنم
در ضمن من از کسی ناراحت نیستم نمی خوام هم تلافی کنم مرسی

آخی منم زیاد زدم از گنجشک

نوشته کفتار پیر در 6. May 2012 - 19:24

آخی
منم زیاد زدم
از گنجشک بگیر تا یاکریم و ...
الانم تفنگمو بازنشسته کردم زدمش سینه ی دیوار
دیگه حس شکار کردن ندارم
نچ نچ
دوران خوبی بود ولی حیف...
زود گذشت
دیگه نمیگم بره تو کونت دربیاد...
بره تو کونت دربیاد...

man hazeram bokonamet pm bede

نوشته ma_jmaj در 6. May 2012 - 21:14

man hazeram bokonamet pm bede age khasti

یعنی کیر به کس خار مادرت

نوشته ramtinvahshi در 6. May 2012 - 21:39

یعنی کیر به کس خار مادرت بره
منم با ادبانه ترین فحش زندگیمو نثارت می کنم . کس ننت
آخه مادر جنده این کون دادنا تشویق شدن داره
می خوای دلداریت بدیم ؟
برو بابا کس کش

اون موقع ها هنوز با سکس آشنا

نوشته mohsen.bikas در 7. May 2012 - 0:09

اون موقع ها هنوز با سکس آشنا نشده بودی و فقط در حد کشیدن پایین و لاپایی و انگشت کردن و مالیدن کونت بود؟بازم خوبه آشنا نشده بودی،از اینا بگذریم تلخ ترین خاطرت یه لاپایی بود؟تو که قبلش لاپایی میدادی پس چرا برات تلخ شد؟
هواپیمای توپولوف بره تو کونت دیگه در نیاد........

الانم کون میدی ؟ السلام و

نوشته dol tala در 7. May 2012 - 1:48

الانم کون میدی ؟
السلام و علیکم و رحمته الله و برکاته
برای سلامتی علمای اسلام بلند صلوات

akhe kiram to aval ta akharet

نوشته soroush611 در 7. May 2012 - 3:01

akhe kiram to aval ta akharet bache koni che fekri pishe khodet kardi?ma hame gabol darim ke dastanet kamelan raste chon to yek koni bish nisti hamid koni.kiram to namoset age bazam benevisi madar jende

کیر تو این داستان تخمیت

نوشته gold_eagle در 7. May 2012 - 3:34

کیر تو این داستان تخمیت Plain Face

yani amsale toan k ridan be

نوشته ari.zed zan در 7. May 2012 - 15:48

yani amsale toan k ridan be in sit dg
akhe koooooooooooooooooooooooooooniiiiiiiii chera in kose sheraro minevisi ?!!
be nazaret in che jazabiati vase khanande dare joz inke halesho beham bezaneo kole on khandane tokhmito fosh kesh kone?
to goooooooooooooooooooooooooh mikhori baz bekhay dastan benevisiiii
ridiiiiiiiiiiiiii dadash

همه فوشو حرفارو گفتن من چی

نوشته mahsa_yaghi1 در 7. May 2012 - 16:37

همه فوشو حرفارو گفتن من چی بگم؟ دلم واسط سوخت اما از OBجماعت بدم میاد
اشکوللللللللللللللللللللل

فحش بد (پدر سگ)؟؟ حمید بازم

نوشته بهزاد20 در 7. May 2012 - 17:30

فحش بد (پدر سگ)؟؟
حمید بازم خوبه که اومدی سایت چار تا فحش هم یاد میگیری
والا

عزیزم من درکت میکنم

نوشته mobina_jojo در 8. May 2012 - 4:26

عزیزم من درکت میکنم

جووووووووووون قربون نبوق

نوشته mobina_jojo در 8. May 2012 - 4:34

جووووووووووون
قربون نبوق ویرایشی و تحلیل زبان فارسید برد خاجه نصر الدین طوسی

آقای باسواد :فحوش؟؟؟؟!!!!

نوشته kirtalae در 13. May 2012 - 12:05

آقای باسواد :فحوش؟؟؟؟!!!!

کیر رستم به کونت اینم داستان

نوشته 5324425 در 13. May 2012 - 20:59

کیر رستم به کونت اینم داستان بود لا پایی
ای کاش مدرسه ما بودی حوصلمون سر نمیرفت ودر ادامه کیر قاطر بره تو کونت در بیاد.........................بره در بیاد.................

عالی بود ادامه بده کاشکی منو

نوشته zanone_gay_bnd در 18. September 2012 - 4:19

عالی بود

ادامه بده

کاشکی منو زوری میبردن

از بندر

پیام خصوصی بدن آقایون بالای 35 سال

اه اه

نوشته armin1144 در 25. September 2012 - 20:11

اه اه

اه اه

نوشته armin1144 در 25. September 2012 - 20:13

اه اه

اه اه

نوشته armin1144 در 25. September 2012 - 20:14

اه اه

اصلا خوب نبود! آخه بچه گیر

نوشته ashkanirani در 22. November 2012 - 3:22

اصلا خوب نبود!
آخه بچه گیر آوردی اسکول!
پسری که اول راهنمایی باشه، آلتش به زور شق میشه اونوقت تو میگی آبش رو ریخت لای پام! اول راهنمایی یعتی 12 سال! من خودم 13 سالگی به سن بلوغ رسیدم و پشت لبم سبز شد و دکتر هورمون و غدد بهم گفت بلوغ زودرس برات پیش اومده! اونوقت تو میگی یه پسر 12ساله آبش رو ریخت روت؟!!
بعدش هم، تو میگی این همه داد و بیداد کردی و گریه کردی ولی هیچکس صدات رو نشنید!! مگه میشه توی مسجد کسی نباشه که بیاد کمکت؟! راستشو بگو نکنه همون خادم مسجد کردتت و نمیخوای بگی؟!! Smile

kon dadi tarifam mikoni

نوشته sote_dele_ashegh412 در 7. January 2013 - 11:19

kon dadi tarifam mikoni ?afarin be in bigeyratit

به منم میدی؟

نوشته kaveh.nike در 24. January 2013 - 11:02

به منم میدی؟