شما اینجا هستید

اولین بار که کونم رو نشون دادم

برای اینکه با روحیات من آشنا بشید و بدونید که چه مدل آدمی با چه روحیات سکسی هستم یه چند جمله می نویسم.

خوب، فکر کنید که از خانواده ای مردم دار با وضع مالی خوبی هستم که دورو بر ما آدم های زیادی بودند و به دلیل اینکه خونه بزرگی داشتیم همیشه میهمان های مختلفی از فک و فامیل گرفته تا دوست و آشنا تو خونه ما بودند. من هم از نظر درسی آدم نسبتا موفقی بودم و تو یه دانشگاهی در تهران در رشته الکترونیک قبول شده بودم. آدمی هم هستم که دوست داشتم به همه کمک کنم. آدمی مغرور هستم که همیشه قبل از حرف زدن جوانب رو می سنجم و بعد حرف اول و آخرم رو می زنم. قد و هیکل متوسطی دارم (176 سانت و وزن هشتاد اما تو پر) بدنم خوشبختانه کم مو و رنگش سفید هست.
تو دوران بچه گی خیلی ها دوست داشتند ترتیب من رو بدهند هم توی مدرسه هم افرادی که توی شرکت و کارخونه پدرم کار می کردند اما همیشه در می رفتم و با روحیات من سازگار نبود که بازیچه دست کسی باشم و از طرفی هم توی دبیرستان بچه های هم کلاسی یا توی اردوها کسانی بودند که دوست داشتند من بکنمشون اما این رو هم هیچ وقت موفق نشدند و من هم نشدم. راستش خیلی دوست داشتم به معلم زبان انگلیسی نزدیک بشم. همیشه تو فکرم و موقعی که جق می زدم به این فکر می کردم که اوون الان داره کیرش رو تف می زنه و لای باسن من می ذاره یا اینکه به این فکر می کردم که شلوار و شرت یکی از بچه های هم کلاسی رو پایین می کشم و کونش رو نیگاه می کردم. بزرگترین خلاف من تو زمان مدرسه این بود که تو مسافرت هایی که می رفتیم اگر فرصتی دست می داد کیرم رو به زن و دختر ها نشون بدم و اصولا از نشون دادن کیر به دختر ها لذت می برم ( این اتفاق سال گذشته وقتی تو یه هتل سنتی که در کشور دیگری بودم افتاد . معماری این هتل جوی هستش که در چهار طبقه مستطیل شکل همه روبروی هم هستند و یه استخر بزرگ وسط هتل طبقه هم کف بود و کس و کون هایی که شنا می کردند رو میشد دید زد. یکی از اتاق های روبرویی اتاق من زن و شوهر جوونی بودند (شاید هم دوست پسر و دختر) من دیدم دختره تنها داره به استخر نیگاه می کنه. بلافاصله من لخت شدم و پرده اتاق رو جوری نتظیم کردم که فقط اوون اگر می خواست و دقیق می شد بتونه داخل اتاق رو ببینه. چون داخل از بیرون تاریک تر بود چراغ مطالعه رو میز رو روشن کردم و با کیر شق رو بروی دختره وایستادم و بعد از چند بار خاموش و روشن کردن چراغ دیدم که خانوم داره دید می زنه و اوون هم رفت رو تختش کنار پنجره دراز کشید و با لپ تاپش ور می رفت و هر از گاهی یه نیگشاهی به کیر من می نداخت. تا اینکه یه دفعه از جا پرید و من فهمیدم که کیرش اوومده و من هم باید در جا بخوابم رو زمین. بعدش آروم رفتم پرده رو پشوندم).
خلاصه اینکه فکر به سکس در کنار چیز های دیگه ذهن من رو پر کرده بود. از طرفی ترس از این داشتم که آبروم بره لا اقل پیش خانواده و از طرفی شاید به خاطر قیافه غلط اندازم بود که دوستام همیشه فکر می کردند من آخر دختر بازی هستم و رو نمی کنم.

یه مدت فقط به این فکر می کردم که دوست دارم یکی کونم بذاره. زن های فامیل می گفتند که من جوون خوبی هستم و دنبال قر و فر و ولگردی و خشگذرونی مثل بعضی از بچه های خودشون نیستم. اما نمی دونستند که من فقط به کیر و بعدش به کون زن فکر می کنم.
سال دوم دانشگاه بودم که توی یکی از پروژه هایی که پدرم در اصفهان می ساخت یکی دو نفر از بچه های فامیل ( مثل پسر خاله های مادرم) کار می کردند. یکی از اینها کسی بودکه احساس دوستی خاصی با خانواده ما داشت و البته از نظر سنی هم هم سن بودیم و با اینکه از نظر مالی وضع خیلی خوبی نداشتند اما در مرام و خلق و خوی خاص خودش رو داشت جوری که هر وقت که من مجبور بودم از تهران چک یا سندی رو ببرم اصفهان با این دوست و فامیل هماهنگ می کردم که حتما در دسترس باشه و تا زمانی که من اصفهان می موندم اغلب اوقات با هم باشیم و هم گزارش ها رو ازش برای بابام بگیرم و هم اینکه گشتی بزنیم.
این پروژه جوری بود که من شاید سالی دو یا سه بار مجبور بودم واسه سه یا چهار روز برم اصفهان و بقیه موارد یا این پسر فامیل یا یکی از مدیران پروژه به دفتر تهران می آمدند و این قضیه شاید برای چهار پنج سال طول کشید که از بهترین دوران سکسی من هستش و با ده ها خاطره جور واجور که چگونگی شروع شدنش رو براتون می گم.

یه بار که رفتم خونه دیدم که پر از مهمون هستش و در جمع میهمانان عزیز این دوست ما هم از اصفهان اوومده بود تهران. پویا اصالتا نه تهرانی بود و نه اصفهانی ولی به خاطر کسب درآمد خیلی جاها کار کرده بود. خلاصه برای خرید میوه و این جور چیزا با پویا زدیم بیرون خونه وقتی از خرید بر می گشتیم هوا تقریبا تاریک شده بود و پویا با دیدن دخترا و زنهای در و همسایه به من گفت که خوش به حالت که هر روز این جیگر ها رو می بینی. بهش گفتم حالا شب به بهانه تنظیم دیش ماهواره می ریم بالا می تونی یه دید بزنی تو خونه های رو به رو و این دختر ها رو با لباس های توی خونه دید بزنی شاید هم خوش شانس باشییم و صحنه های زنده خوبی بینیم.

خلاصه ساعت ده یازده شب و مثلا برای صحبت کردن درباره کار و درس این چیزا رفتیم بالای پشت بام که هم نیمکتی بود برای نشستن و هم هوای دلنشینی بود واسه حرف زدن و شق کردن.

اولین چیزی که چشم پویا رو گرفت رخت و لباس های آویزون شده یکی از همسایه ها بود. پویا گفتش که بیا بریم اوونو بینیم چی آویزون کردند گفتم واسه چی خوب لباسه گفتش شرت هم توشون هست؟ گفتم نمی دونم. نیگاهی انداختیم یه شرت بودش آخر نفهمیدم زنونه بود یا مردونه ولی پویا گفت به نظرم مال زن همسایه هستش و بعدش مثل آدم های حشری بو کردش و گفت کاش می دونستم این شرت کیه. بهش گفتم دوست داری تف بمال بهش. خلاصه گفتش که حواست هستش کسی بالا نیاید یه دفعه . گفتم نه اگر هم کسی بخواد بیاد یا صدای آسانسور میادش یا صدای در وسطی و ما فرصت داریم که از طناب فاصله بگیریم.

تو همین جور حرف های چرت و پرت بودیم که یکی از دخترای ساختمان روبرو اوومدش لب بالکنی و یه چیزی رو برداشت و رفت تو خونه و چون پرده باز بود ما عوض کردن شلوارش رو دیدم.

شب موقع خوابیدن یه جوری برنامه ریزی کردم که پویا تو اتاق من بخوابه رو زمین و من روی تخت خودم. وقتی که ساعت نزدیکی های دو شده بود دیدم هنوز پویا بیداره بهش گفتم که چرا نخوابیدی گفت من تو کارگاه که هستم خیلی تو کف هستم و خوش به حالت که همیشه دورو برت این همه دختر هست.

خلاصه من داشتم با کیر شق شده خودم ور می رفتم و حرف می زدم که پویا گفت می خواد بره دستشویی حدس زدم می خواد جق بزنه. گفتم پویا بذار یه چند تا کلیپ و عکس ببینیم بعد برو دستشویی گفت باشه.

زیر در رو با لباس پوشوندم که نور نره بیرون کسی احیانا متوجه نشه و یه چیزی پشت در گذاشتم آروم ( نخواستم قفلش کنم).

رفتم زیر پتوی پویا و لپ تابم رو روشن کردم. خلاصه با دیدن چند تا صحنه بکن بکن به پویا گفتم زنه بیشتر حال می کنه یا مرده؟ گفتش مرده حال می کنه. من گفتم به نظرم زنه بیشتر ببین با چه لذتی کون می ده. گفتش من تا حالا کون زن نکردم. ولی تک و توک کس گیرش میاد.

تقریبا از صدای نفس کشیدن من و حرف زدن من فهمیده بود که امشب یه جور دیگه هستم باهاش. بین صحبت هام خودم رو بهش نزدیک می کردم و جوری که بتونم پاهاش رو لمس کنم. بعد آروم پام رو بلند کردم انداختم رو زانوش جوری که باسن من روی کشاله رونش افتاد و اینجا من شروع کردم به حرف زدن در مورد چیزای دیگه و خدا خدا می کردم که پاش رو بذاره همونجا. اولین بار که اینقدر به یه مرد نزدیک شده بودم.

بهم گفت حسام من عادت دارم یه بالش بذارم وسط پاهام موقع خواب. بهش گفتم خوب فکر کن که پای من بالش هستش به شوخی. تو این موقع من برگشتم و خودم رو از پشت چسبوندم بهش اوون اولش مکث کرد ولی بعدش خودش رو کنار کشید گفت داری چیکار می کنی؟ بهش گفتم که خیلی حشری هستم و دوست دارم از پشت بغلم کنی. گفت این کار گناهه می دونی یعنی چی. گفتم که می دونم ولی فقط رو شلواری و هی خودم رو بهش نزدیک کردم. اوون هم گفت باشه ولی فقط رو شلواری. وقتی چسبوند به پشتم کلفتی کیرش رو حس می کردم. خیلی حال می داد. بعد با هم باز هم حرف زدیم اما اینبار حرف های سکسی تر از پسر های خوشگل و کونی و اینکه از خاطرات مدرسه و این حرف ها .

به کمی خودم رو جابجا کردم بهش گفتم پویا شلوارمون رو دراریم و فقط با شرت باشیم که بعد از کلی کل انجار رفتن قبول کرد. بعد از چند دقیقه داشت سر کیرش رو جوری تنظیم می کرد که سیخ بخوره به وسر باسنم. من هم خیلی حال می کردم. یه چند دقیقه همینجوری بودیم گفتش می تونم دستم رو بذارم رو کونت؟ گفتم شرطش اینه که من شرتم رو درارم. گفت باشه. ( خدا لعنتت کنه که حشریم کردی) . بعد از چند دقیقه ور رفتن با کون و باسن من شروع کرد جابجا کردن کیرش زیر شرتش که بتونه حسابی بذاره لای پاهای من .
بهش گفتم شرتت رو درار. گفت اخه گناه داره و از این حرف ها ....

خلاصه گفت باشه. وقتی شرتش رو دراورد من دیگه داشتم عشق می کردم با خودم گفتم نباید کاری کنم که ناراحت بشه و دیگه پیش هم نخوابیم. باید بذارم خودش تصمیم بگیره که دوست داره بکنه تو یا نه هر چند هم که خودم تا اوونشب به کسی کون نداره بودن و اصلا کیری هم تو دست نگرفته بودم.

وقتی شرتش رو دراورد گفت دوست داره بذاره لای پا. وقتی گذاشتش لای پاهام فهمیدم که کیر خوبی داره. گفت که هیچ وقت فکر نمی کرده که کیر لای پاهای من بذاره یه روزی.

بهش گفتم که با انگشتش کونم رو و سوراخم رو بماله . اوون هم شروع کرد به مالوندن و یه دفعه گفت که کونم خیلی تمیزه و بدنم بوی خوبی می ده که بهش گفتم دوست داره با کونم چیکار کنه گفتش که دوست دارم آبم رو بریزم لای کونت. گفتم من امشب کونم رو در اختیار تو می ذارم هر کاری دوست داری باهاش بکن و بذار کیرت رو بگیرم تو دستم یه چند لحظه . که اوون هم گفت باشه وقتی خواستم برگردم دیدم نذاشت و گفت بازهم دوست داره که کیرش لای کونم باشه. بهش گفتم که پویا می خوام به کیرت تف بزنم. گفت نه. نه . نه. یه دفعه می ره تو. آخ کیرش رو سیخ رو سوراخ گذاشته بود و فشار می داد.

بهش گفتم پویا اگر الان کیرت چرب بود تا دسته می رفت تو . خلاصه بعد از ده بیست دقیقه راضی شد که تف بذاره لای کون من .
تا تف زد و کیرش رو در حالت قبلی گذاشت خودم باورم نمی شد که یه دفعه حس کردم که یه چیزی رفت تو کونم. گفت چی شد رفت تو؟ کیرش رو درآورد با حالتی که ناراحت بود گفت نمی خواست که بره تو و دوست نداره که گی بشه و این حرف ها. دوباره بعداز چند دقیقه که راضی شد و حرف زدیم گفت حسام تو تا حالا کون دادی؟ گفتم که نه ولی دوست دارم که گاییده بشم. و دوست دارم که تو امشب من رو بگایی. بهش گفتم که کیرت رو دوست دارم. خایه هات رو هم دوست دارم و می خوام که ببوسمشون.

گفت نباید کسی بفهمه گفتم خل شدی عمرا من به کسی بگم. خلاصه گفتش که دوست داره یه لحظه لامپ رو روشن کنه و سون و سوراخ من رو ببینه. من هم خیلی حال کردم و سریع پریدم با کون لخت چراغ رو روشن کردم و آروم خم شدم تا کونم رو ببینه و بعد از ده ثانیه خاموش کردم و اوومدم کیرش رو گذاشتم روی سوراخ گفتم پویا تف بزن و بکن تو . گفتش که دوست داره رو زانو باشم و اوون هم رو زانو باشه و کون من بذاره.

وقتی که کونم رو قمبل کردم به سمتش یه بوس کوچیک از لای باسنم کرد و دوباره تف زد و کیرش رو آروم آروم تا دسته کرد تو. یه دقیقه هم نشد که آب جفتمون اوومدش و من رو زمین ریختم و اوون تو کون من.

بعد از اوونشب تا مدت سه سال و سالی هم سه چهار بار کارمون این شده بود که هر وقت هم دیگر رو می دیدیم فقط دنبال یه جایی بودیم که بتونه من رو بکنه. در طول اوون چند سال فقط دو شب تونستیم تو خونه ای که خالی بود با هم باشیم و تا صبح حال کنیم. یکی از بهترین شب های سکسی من شبی بو د که جلوی وب کم به پویا کون دادم و هنوز هم کاملا ناشناس با خیلی از اوون بچه ها و خانوم هایی که سکس ما رو دیدند چت می کنیم و جالبه که هنوز یکی از اوون خانم ها که حالا شوهر و بچه هم داره هنوز باورش نشده که من واقعا به پویا کون دادم. آخه این خانم می گفت تو با این کیر کلفتت مگه می شه کونی باشی.... .

امیدوارم باز هم وقت بشه از سکس های دیگه هم بنویسم. مخصوصا با خانم هایی که خیلی شیطون بودند و شوهراشون براشون کافی نبود یا با پسر هایی که آرایششون کیر آدم رو شق می کنه.

نوشته: حسام از ملبورن

3.8
نمره شما: هیچ میانگین 3.8 (45 votes)

نظرات

گاییدمت
امروز عضو شدم فقط به عشق اینکه فحش بدم.راستش چند وقتیه میام با مبایل تو این سایت که اتفاقی پیداش کردم
امروز گفتم برم 4تا فحش بدم
خیلی خری
ریدم تو دهن همه این نویسنده های کونی
روزه ام وگرنه مادرتو می فحشیدم
ااااااااااااااه

اینکه میگن ایران صد یا فلان قدر سال از آمریکا عقبه واسه همین پست هاست!!!

صد سال طول میکشه تا یاد بگیرین به گرایش جنسیه دیگران احترام بذارین و سرکوفتشون نزنین!

با کسی که به طرز نوشتن داستان فش میده کاری ندارم ولی اونیکه به گرایش جنسیت توهین میکنه" هر چی

مینویسه لایق خودشو خونوادشه!!!

ey val yeki az behtarin dastanhaee bod ke ta hala shenideh bodam.ey khak to sare eenaee ke dark nemikonan in yek gerayeshe jensiyeh va rabti nadareh be poldari ya gheyreh. ye tamayole jensiyeh ke vaghti behet tajavoz mikonan bishtar hal mikoni ke mafool gharar gerefti vaghean be vaze mali va chizay digeh rabti ndareh
dostani ke baham movafeghan pm bedan ba ham dar ertebat bashim
ashkan002012@yahoo.com