اولین سکسم با خاله جونم

سلام من مهدی هستم ساکن کرج
25 سالمه حدودا 185 قد دارم و والیبالیست هم هستم
داستانی که میخونین مربوط به 3 سال پیشه موقعی که خونوادم رفته بودن مسافرت طرفای ارومیه و آذربایجان اما من چون ترم تابستون چند تا درس برداشته بودم و بنابراین نتونستم باهاشون برم.
این خاله که میخوام قضیه خودم و اونو براتون بگم اسمش مائده است الان حدودا 30 سال داره شوهرش حسابدار یه شرکت خصوصیه و خونشون دوتا محله با ما فاصله داره. خیلی خوشگل و خوش اندامه و کلا جلوی ما راحته مثلا یه بار یادمه اومده بودن خونه ما واسه جشن نامزدی داداشم. اومد تو اتاق من لباسش و عوض کنه من خواستم برم بیرون اما گفت عیبی نداره تو هم پسر خودمی و همونجا لباسشو جلوی من درآورد و عوض کرد.اون روز یه شورت و سوتین قرمز پوشیده بود که حسابی به پوست سفیدش میومد. یه نگاهی بهش کردم و گفتم خاله با این سوتین خوشگل شدیا. سرخ شد و گفت پررو نشو دیگه منم خندیدم و با کامپیوترم مشغول شدم.
حالا اصل قضیه:
دو سه روز بود خونواده رفته بودن مسافرت . صبح پاشدم رفتم یه چرخی تو خیابون زدم و واسه ناهار یه کم خرت و پرت خریدم داشتم برمیگشتم که خالم زنگ زد به گوشیم و گفت داره میاد اونجا چون تو خونه تنهایی حوصلش سررفته بود. اون موقع هنوز خدا بهش بچه نداده بود و شوهرش که سرکار میرفت تنها بود تو خونه.
بعد از نیم ساعت خالم اومد خونمون. من که داشتم با پی سی ور میرفتم اونم داشت ناهار درست میکرد.
اون روز خالم یه تاپ صورتی پوشیده بود که حسابی جذب بدنش بود و سینه هاش قلنبه خودنمایی میکرد با یه شلوار لی که اصلا انگار سفارشی دوخته بودن براش چون کاملا مناسب و اندازه پاها و باسنش بود
ناهار و خوردیم و خالم رفت تو اتاق مامان و بابا رو تخت دراز کشید و منم بعداز کمی چرخیدن تو نت رفتم پیشش رو تخت دراز شدم.
خالم گفت یه فیلم بذار تماشا کنیم از همینجا که داز کشیدیم. چون تو اتاق مامان و بابا یه تلویزیون و وی سی دی دارن.
رفتم کنترل و برداشتم و سی دی و تلویزیون وروشن کردم دیدم یه سی دی داخل وی سی دی هست اسمش به انگلیسی بود. همونو گذاشتم که ببینم چه فیلمی هست.
فیلم که شروع شد دیدم ای وای یه فیلم پورنو هست که حتما مامان و بابا شبایی که شیطونی میکردن اونو میدیدن و یادشون رفته برش دارن از توی وی سی دی.
هول شدم سی دی رو خاموش کردم که خالم گفت. مامان و بابات هم از این چیزا میبینن شیطونا! بعد اصرار کرد که بذار تماشا کنیم. من گفتم نه اومد کنترل و ازم گرفت گفت برو کنار. سی دی رو روشن کرد.
من رفتم بیرون از اتاق اما همش ذهنم درگیر این اتفاق ناخواسته بود.
10 دقیقه گذشت خالم صدام زد یه کم میوه یا چایی براش ببرم. منم سبد میوه رو برداشتم و رفتم سمت اتاق که از صدای آه و ناله زن و مردای فیلم داغ شدم و کیرم یه کم بلند شد. رفتم تو اتاق دیدم ای وای خالم لخت با یه شورت سفید افتاده رو تخت و داره از روی شورت با خودش ور میره. حسابی سرخ شدم. خالم گفت بیا خجالت نکش. میوه رو گذاشتم رو تخت و خواستم برم بیرون که خالم دستم و گرفت و گفت همینجا بمون. باهات کاردارم. عرق کرده بودم. خودم که خالمو تو اون حالت دیدم یه کم حشری شدم. نشست بغلم و دستش و از پشت انداخت دور گردنم. سینه هاش و چسبونده بود به پشتم سینه هاش باد کرده بود و حسابی بدنش داغ بود. بهم گفت از خاله پذیرایی کن. گفتم چی؟ یه هو دست انداخت و تی شرتم و گرفت و گفت بیا یه سکس اساسی بکنیم. سرخ شدم گفتم ولی من خجالت میکشم با تو اینکارو کنم. گفت خجالت نداره فقط خودمونیم. گفت حسابی خرابم نذار شهوتم بخوابه که دپرس بشم. منم دیدم انگار چاره ای نیست و خلاصه توفیق اجباریه! هرچند خودمم بدم نمیومد یه سکسی باهاش داشته باشم!
لباسم و دراوردم و با شورت نشستم پیشش که گفت اونم در یبار منم که حالا پررو شده بودم گفتم اول شورت خودت و درمیارم بعد تو شورت منو دربیار.
دست انداختم پشت شورتشو آروم کشیدمش پایین و اونم پاهاشو باز کرد و شورتش و کامل درآوردم. وای حالا خالم لخت مادرزاد جلوم بود. با اون سینه های خوشگل و کوسش که هنوز هیچ کوسی به قشنگی اون ندیدم.
اونم شورتمو در آورد. با کیرم ور رفت. بعد گفت برات ساک بزنم منم گفتم چرا که نه. اونم کارشو با استادی تمام شروع کرد بعد از دو سه دقیقه گفت بیا منو بمال و کوسمو لیس بزن منم گفت م چشم.
به پشت خوابید و منم از لب و گردنش شروع کردم به لبیسیدن و به سینه هاش که رسیدم حسابی مالوندمش و خوردمشون. حسابی لپاش گل انداخته بود. رفتم سراغ لای پاش و حسابی لیسیدم براش و زبونم و میکردم توش. دیگه هم اون دیوونه شده بود هم من. گفتم خاله شروع کنم؟ گفت اره ... دارم دیوونه میشم. بکن دیگه پسر عوضی!
منم کیرم و گرفتم و چند بار سرشو مالیدم دم کوسش و بعد آروم فرو کردم که دیدم یه آه ملایم کشید و خیره شدیم تو چشم هم دیگه.
گفت آفرین حالا حسابی از خالت پذیرایی کن. منم شروع کردم به تلنبه زدن و مدام سینه هاشو گاز میگرفتم و ازش لب میگرفتم. که گفت محکمتر بزن . منم یه کم تندش کردم کارمو که یهو خالم کسش داغ شد و یه جیغ کشید و همینجور که به من زل زده بود ارضا شد.
یه کم که آروم شد کیرم ودر اوردم و دوباره کسشو لیس زدم ایندفه چون ارضا شده بود یه مزه دیگه داشت که خیلی خوب بود. یه کم لیسیدم اونم مدام میگفت جون ... مهدی کارت حرف نداره!. دوباره کیرم و کردم تو کوسش و تلنبه زدن و شروع کردم. بعد دوسه دقیقه داشتم ارضا میشدم که دستش و انداخت دور کمرم و گفت همشو بریز همون تو. دوست دارم آب مردا تو کوسم بریزه!. آبم و خالی کردم تو کوسش و همونجا افتادم روش. نفسم که اومد سرجا با گوشه ملافه عرقم و خشک کردم و شروع کردم به بوسیدن خاله جونم.
ده دقیقه ای دراز کشیدیم همونجوری و همدیگه رو میبوسیدم. بهش گفتم خاله چطور بود؟ گفت حرف نداشت کارت ... خیلی حال کردم. ممنون!
بعد اون روز چندبار دیگه هم سکس داشتیم باهم اما اولین بارش یه مزه دیگه داشت!
این بود داستان من و خالم. ممنون که خوندین داستان ما رو

نوشته: مهدی

2.375
نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 (8 رأی )

29 نظر

عجب خاله جنده ای داری

نوشته پخش و پلا در 18. November 2012 - 8:05

عجب خاله جنده ای داری تو!
خیلی خب فهمیدیم تو سکس کارت حرف نداره!
هی همش از زبون خالت اینو تکرار میکنی که چی؟!!
ضمنا تو یه جلقی متوهم بیش نیستی

گفت عیبی نداره تو هم پسر

نوشته رباینده در 18. November 2012 - 9:17

گفت عیبی نداره تو هم پسر خودمی
اونوقت تو 25 سالته خاله جونت هم 30 سالشه به تو می گفت پسرم .!!!!!!!!... تازه سه سال پیش تو 22 اونم 27
خسته نباشی .. اونجای ادم دروغگو

mikham bedonam chera hame

نوشته fardfarhad201 در 18. November 2012 - 11:37

mikham bedonam chera hame migan maman babam raftan safar hich mighe nemigin bordamesh khone khali

mikham bedonam chera hame

نوشته fardfarhad201 در 18. November 2012 - 11:43

mikham bedonam chera hame migan maman babam raftan safar hich mighe nemigin bordamesh khone khali

من نمیدونم چرا همه اینا خاله

نوشته ASEMAN 90 در 18. November 2012 - 13:04

من نمیدونم چرا همه اینا خاله هاشونو میکنن

ادم بي غيرت برو بمير سكس اونم

نوشته ahadiarash107 در 18. November 2012 - 14:48

ادم بي غيرت برو بمير سكس اونم با محرم

محارم بود نخوندم ، اما نظرم

نوشته ابي آناكوندا در 18. November 2012 - 15:11

محارم بود نخوندم ، اما نظرم رو بهت میگم :
جفت پاهای عقبی خر تو کونت دیوث .
کس کش ، تو یا راست میگی و یک حروم زاده واقعی هستی که شک دارم (در مورد راست گفتنت ، وگرنه حروم زاده بودنت که مشخصه)
یا دروغ میگی و یک بچه جلقی و دیوثی . کیر خر تو دهنت .
دیگه ننویس کونده .
چقدر بگیم محارم ننویس ؟؟
خب اگه واقعا دلت فوحش میخواد بیا یک تاپیک بزن تا بچه ها ابادت کنن . دیگه چرا توهماتت رو مینویسی الاغ ؟؟
کیر گراز تو کون گشادت ابله .

دوستان اینقدر اعصاب مبارکتون

نوشته mohammad 1359 در 18. November 2012 - 16:39

دوستان اینقدر اعصاب مبارکتون رو کیر نفرمائید عزیزان این دوست در توهم بسر میبره چرا چونکه درسته شهوت زن بیشتر از مرده ولی باور کنید حیا ی یه زن جنده هم زیاده پس این کس شعرها را نخونید و همگی با هم کیر تو کس مامان دروغگو

جغ و اینجورس مینویسن یا

نوشته shahin shomal در 18. November 2012 - 17:04

جغ و اینجورس مینویسن یا اینجوری ؟ ( جق)

<>akhe heivune avazie kesafat

نوشته asemooni در 18. November 2012 - 17:18

Angry Angry Angry Angry Angry <>akhe heivune avazie kesafat bozghaleye nafahm... eftekhare khalato gaiidi? kooni? ashghal lotf kon dge az in kos sherat inja nanevis ahmagh sex ba maharem inja mamnue heivun

چی بهتون میدن سکس با محارمو

نوشته yasaman2024 در 18. November 2012 - 19:54

چی بهتون میدن سکس با محارمو تبلیغ میکنین خجالت داره والله

مهدی بیا تو اتاق میخام بهت کس

نوشته Shayanhidden در 18. November 2012 - 20:17

مهدی بیا تو اتاق میخام بهت کس بدم نه میوه بیار بعد کسمو بگا .کیرم تو ذهن خرابت مامان باباتو پیدا کنم هر دو تاشونو از کون میکنم کا حاصلشون شده تو دیوونه که به یاد خالت سوپر نیگا میکنی

کجایی ابجی سوگلی؟

نوشته tanha 24 در 18. November 2012 - 21:05

کجایی ابجی سوگلی؟

کجایی ابجی سوگلی؟

نوشته tanha 24 در 18. November 2012 - 21:06

کجایی ابجی سوگلی؟

عجب که خالت به گا رفت تازگیا

نوشته GONRASH در 18. November 2012 - 21:16

عجب که خالت به گا رفت تازگیا همه خاله ها جنده شدن!!!!!!!!!!

تو کف خالت موندی تخیلاتتو اومدی اینجا تراوش میکنی کس کش.....کی خر همه دهات کردستان تو کونت عوضی

ب مهدی گفته دوس دارم مردا

نوشته Aade در 18. November 2012 - 21:59

ب مهدی گفته دوس دارم مردا ابشون و بریزن تو کسم.

mellat ya koskholan ya maro

نوشته Feri-yakuza در 18. November 2012 - 22:45

mellat ya koskholan ya maro koskhol hesab mikonan,,mehdijan wase afkaret moteasefam

چی بگم که عقده ی سکسو

نوشته yeki mesle hichkas در 19. November 2012 - 1:09

چی بگم که عقده ی سکسو ترکوندیو از دستت که نقش خاله ی نداشته رو واست بازی میکرد،حسابی پذیرایی کردی،آخه کیر تو اون مغز فندقیت،اولا"جنده به جنده بودنش وقتی میخواد کس بده باید نازشو بکشی تا لخت بشه،اونوقت خالت یهو حشرش میزنه بالا و لخت میشه تا تو بیایی و بکنیش!؟ ثانیا" کم سوژه واسه خیالبافی ترکوندن عقده های سکسی وجود داره که حرومزاده هایی مثل تو میرن سراغ محارم!؟ثالثا" کیر همه ی پسرای حضرت آدم تو کونت تا چشات از کاسه درآد، ابنه ای جلقی متوهم.

من موندم هرکی که داستان

نوشته nima 98 در 19. November 2012 - 3:05

من موندم هرکی که داستان مینویسه دانشجویه تو کونی هنوز یادنداری خانواده رو درست بنویسی بعد عرعر میکنی 2-خالت همون روزی که مادر پدرت رفتن مسافرت فهمیده که تنهاست؟3 -این چه سری که انگار همه خاله ها عمه ها زن عمو ها بی کس و کارن از بوته به عمل اومدن اینقدر تنهان که میان سراغ این جلقی های توهم زده ی کس مغز4- همچی میگه تا حالا کس به این قشنگی ندیدم که انگار روزی 100 تا کس اززیر کیرش رد میشن کسکش برو خایمالی استادبکن که خربزه آبه

بچه ها جدیدن توجه کردین

نوشته golden-sex در 19. November 2012 - 3:48

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

بچه ها جدیدن توجه کردین

نوشته golden-sex در 19. November 2012 - 3:50

بچه ها جدیدن توجه کردین داستانا همه این جوری شده؟

دختره اومد التماس کرد و به جدو ابادم قسمم داد که بیا منو بکن،جرم بده،پردمو بزن

این بنده خدا ها هم هیچ کدوم اصلا به دختر فکر نمی کنن و بهشون رو نمیدن ؟

من یقین دارم که سکس

نوشته chick magnet در 22. December 2012 - 6:54

من یقین دارم که سکس داشتین
ولی خاله ات از پشت تو کرده با پستونش
نه ماه دیگه هم یه قالب پنیر به دنیا میاری
حرومزاده ، جنده هم موقع دادن این اراجیفی که تو گفتی رو نمیگه
جلقو ... تور والیبال با میله هاش تو کونت

خیلی جالب بود.داستان قشنگی

نوشته faghat_sen_bala در 23. December 2012 - 12:59

خیلی جالب بود.داستان قشنگی نوشتی.اگه دوست داری منم پایتم.راستی مطالب دیگه ای هم اگه داری واسم ایمیل کن
خیلییییییییییییییییی
faghat_sen_bala@yahoo.com
بهم ایمیل بده. چت هم درخدمتم.خوشحال میشم

جواب منم همینه

نوشته shalilsexy در 24. December 2012 - 11:53

جواب منم همینه Call Me Angry Angel Kiss Kiss

کیر میمون شب گرد افریقایی تو

نوشته Z A K H A R در 31. December 2012 - 1:00

کیر میمون شب گرد افریقایی تو کونت اخه کون بچه ی کوس بی بی ننه بابای تو حد اقل چهل پنجاه سالشونه اونوقت با فیلم سوپر حال میکنن باهم اخه کوس مخ میخوای کوس شعر بپرونی یکم تو اون مغزت که احتمالا از بس جق زدی چیزی ازش نمونده بر رسیش کن کون بچه ی کوس بی بی

کیر میمون شب گرد افریقایی تو

نوشته Z A K H A R در 31. December 2012 - 1:03

کیر میمون شب گرد افریقایی تو کونت اخه کون بچه ی کوس بی بی ننه بابای تو حد اقل چهل پنجاه سالشونه اونوقت با فیلم سوپر حال میکنن باهم اخه کوس مخ میخوای کوس شعر بپرونی یکم تو اون مغزت که احتمالا از بس جق زدی چیزی ازش نمونده بر رسیش کن کون بچه ی کوس بی بی

کیر میمون شب گرد افریقایی تو

نوشته Z A K H A R در 31. December 2012 - 1:05

کیر میمون شب گرد افریقایی تو کونت اخه کون بچه ی کوس بی بی ننه بابای تو حد اقل چهل پنجاه سالشونه اونوقت با فیلم سوپر حال میکنن باهم اخه کوس مخ میخوای کوس شعر بپرونی یکم تو اون مغزت که احتمالا از بس جق زدی چیزی ازش نمونده بر رسیش کن کون بچه ی کوس بی بی

آره بابا یک مشت آدم جلقو

نوشته a b c d e f g در 30. January 2013 - 2:06

آره بابا یک مشت آدم جلقو چلقوز دور هم جمع شدید سکس با خاله و..که چی؟ میخوای حرمزادگیت ثابت کنی؟؟

اه بابا خسته شدیم بسکه چرتو

نوشته rezapishro277@y... در 30. January 2013 - 2:43

اه بابا خسته شدیم بسکه چرتو چرند خوندیم تو همه داستان های سکسی خانواد تشریف میبرن سفر.
گمشو جقو!