شما اینجا هستید

اولین سکس با برادر بزرگتر

سلام اسم من هست شیرین هستش و می خوام خاطره اولین سکسم رو که با داداش بزرگم بود رو براتون تعریف کنم
من بچه دوم خونه هستم و دو تا بردار دارم رضا که از من 3 سال بزرگتره و اون یکی هم پارسا که از من 9 سال کوچیکتره
الان که دارم این داستان رو می نویسم 23 سالمه و دانشجو هستم و با دو تا از همکلاسی هام تو یک خونه که مال یکی از اقوام دوستمه زندگی میکنیم
بعضی مواقع با دوستام میریم تو اینترنت و از اونجایی که سرعت اینترنتمون پایینه بیشتر میاییم به این جور سایتها و این جور داستانها رو با هم میخونیم . این داستان رو هم که مربوط میشه به اولین سکس من و میخوام اون رو توی یک سایت بذارم که همه اون رو بخونن به خصوص خیلی دوست دارم دوستان خودم این داستان رو بخونند و ببینم نظر اونها در مورد این داستان و نویسنده اش چیه .

ماجرای من مربوط میشه به سال 85 که اون موقع من هنوز دانشجو نشده بودم و یه ریز داشتم تو خونه درس می خوندم که دانشگاه قبول بشم
داداش بزرگترم رضا اون موقع سرباز بود و به دلیل اینکه مادر و پدرم هر دو کارمند هستند ما بیشتر مواقع تو خونه تنها بودیم تقریبا ظهر ساعتهای یک بود و من تنها تو خونه داشتم برا خودم مطالعه می کردم که یک دفعه دیدم یک چیزی شبیه به سنگ خورد در خونمون خیلی ترسیدم و تقریبا حس و حال مطالعه از سرم پریده بود چادرم رو انداختم رو سرم و رفتم دم در خونه که دیدم پارسا و یک پسر دیگه که تقریبا هم سن و سال پارسا هستش روی زمین دارن همدیگه رو کتک کاری می کنن من رفتم تو کوچه و پارسا رو از اون پسره که بچه محل خودمون هم بود جدا کردم و آوردمش تو خونه . تمام بدنش خاکی شده بود و آرنجش هم خونی شده بود . بردمش توی حموم و ازش خواستم تمام لباسهاش رو در بیاره . حموم خونه ما طوری ساخته شده که اگه درب حموم باز باشه هر کسی که از جلوی حمام رد بشه میتونه داخل حموم رو ببینه . همینطور که پارسا داشت لباسهاش رو در میاورد من هم کمکش می کردم. پارسا تمام لباسهاش رو در آورده بود و فقط شرتش به پاش بود . من بهش گفتم شرتت رو هم در بیار تا یک دوش هم بگیری پارسا هم شرتش رو در آورد. ازش سوال کردم چرا همدیگه رو کتک میزدید پارسا گفت بهم فحش داد منم زدمش من بهش گفتم مگه چه فحشی داد ؟ پارسا گفت به تو و مامانی فحش داد . وقتی که پارسا این حرف رو زد من نشستم روی زانوهام و پارسا رو بوسیدم و گرفتمش تو بغلم و گفتم الهی قربون دادشی گل خودم برم که داره بزرگ میشه . وقتی من این حرف رو زدم یک چیزی رو روی شکم خودم احساس کردم . وقتی پارسا رو گرفتم عقب دیدم کیر پارسا بزرگ شده من که تقریبا خنده ام گرفته بود با دستم دو تا زدم بهش و گفتم این دیگه چیه ؟ پارسا همینطور که خودش رو می داد عقب و می خندید بهم می گفت این کیره . من هم همینطور که میخندیدم و با کیر پارسا بازی می کردم گفتم نه بابا راست می گی ؟ این کیر نیست این شومبوله . پارسا هم می خندید و میگفت نخیر این کیره
خلاصه بعد از چند ثانیه ای بلند شدم که برم برا پارسا حوله و لباس بیارم که دیدم رضا داداش بزرگم تو سالن وایساده و داره ما رو نگاه میکنه . خیلی جا خوردم اصلا متوجه نشدم که داداشم اومده مرخصی . رفتم جلو و بوسیدمش و گفتم کی اومدی من اصلا متوجه اومدنت نشدم . رضا گفت همین الان رسیدم . مامان و بابا هنوز نیومدن ؟ من گفتم نه ولی تا یک ساعت دیگه میرسن خونه . چیزی میخوری برات بیارم ؟ رضا گفت نه خودم میرم بر می دارم ولی اول می خوام برم یک دوش بگیرم . من گفتم الان پارسا رو بردم تو حموم . با یکی از دوستاش دعوا کرده تمام جونش خاکیه و میخوام پاسا رو ببرم حموم و بشورم تو تا یک چیزی میخوری و لباس عوض میکنی من هم پارسا رو می شورم و میارم بیرونرضا هم گفته ولی زیاد طولش ندی ها من حالی ندارم میخوام دوش بگریم بعد بخوابم .
خلاصه اون روز گذشت و صبح روز بعدش تقریبا ساعت حدود هفت بود . من هنوز می خواستم دو ساعتی دیگه بخوابم ولی صدای یک نفر که داشت تو اتاقم راه میرفت من رو بیدار کرد بدون اینکه تکون بخورم چشمام رو باز کردم و دیدم رضا داره تو اتاقم دنبال یک چیزی می گرده . میخواستم صدام رو بلند کنم و بگم که داری دنبال چیزی می گردی که دیدم اون چیزی رو که میخواست پیدا کرد اتو و میز اتو رو از تو اطاقم برداشت و رفت بیرون . من هم دوباره چشمام رو بستم . نمیدونم چقدر گذشته بود که دوباره حس کردم یکی اومده تو اتاقم . مامان و بابام رفته بودن سر کار و پارسا هم رفته بود مدرسه و فقط من و رضا تنها بودیم تو خونه و با اینکه حدس میزدم که رضا باشه ولی باز هم چشمام رو باز کردم و دیدم آره خود رضا هستش که اومده تو اتاقم که اتو و میز اتو رو بگذاره سر جاش . منم دوباره چشام رو بستم ولی هنوز بیدار بودم . بعد از چند ثانیه دیدم رضا نشست روی تختم . و با دستش شروع کرد به نوازش کردن من . قبلا هم این کار رو می کرد . یعنی وقتی که بچه تر بودیم و توی یک اتاق بودیم من خودم ازش میخواستم که من رو نوازش کنه آخه خیلی خوشم می اومد قتی رضا من رو نوازش می کرد . آخرین دفعه ای که من رو نوازش کرده بود زمانی بود که تازه سربازیش شروع شده بود و یک روز که می خواست بره پادگانشون من رو توی همین حالت که خواب بودم نوازش کرده بود و بوسیده بود و رفته بود . وقتی نوازش صورت و موهام تموم شد من منتظر این شدم که من رو ببوسه و از اتاق بره بیرون ولی دیدم دستش رفت روی کمرم و همینطور داشت میرفت پایین تر . من با اینکه بیدار بودم ولی چشمام رو بسه بودم و کنجکاو بودم که ببینم میخواد چیکار کنه و خودم رو زه بودم به خواب . دیدم همینطور داره دستش میره پایین تر و پایین تر و رفت روی کونم . باورم نمیشد که رضا داره کون من رو نوازش میکنه ولی واقعا داشت همچین کاری رو می کرد . خداییش نمی دونستم باید چیکار کنم . نمی دونستم باید بیدار بشم و عکس العملی نشون بدم و یا نه . همینطور توی فکر بودم که چیکار بکنم و چیکار نکنم که دیدم رضا بلند شد و از تو اتاقم رفت بیرون . چشمام رو باز کردم و دیدم رضا از اتاقم رفته بیرون ولی در اتاق هنوز بازه . دلم میخواست بلند بشم و در اتاق رو ببندم ولی از اونجایی که اگه بلند میشدم خواب از سرم می پرید بی خیال شدم و به خوابم ادامه دادم باز یکی دو دقیقه بیشتر نگذشته بود که متوجه شدم رضا برگشت تو اتاقم و دوباره نشست روی تخت من و سریعا شروع کرد به نوازش کون من . تا به اون روز هیچ داستان سکسی نخونده بودم و فقط ار بچه های دبیرستان و یک سری ماجراهای سکسی که مربوط میشد به خودشون و یا بقیه بچه های مدرسه رو شنیده بودم و حتی هیچ فیلم سکسی هم ندیده بودم .
همینطور که رضا داشت کون من رو نوازش می کرد من هم دو تا حس مختلف داشتم . یک حسش این بود که می ترسیدم از اینکه رضا میخواد با من چیکار کنه و حس دیگه اش هم این بود که از نوازش کونم توسط رضا حس خوب و خوشایندی داشتم . پس تصمیم گرفتم هیچ کاری نکنم و هیچ عکس العملی از خودم نشون ندم .
تقریا رضا یک دقیقه ای داشت کون من رو نوازش می کرد و من کاملا اون احساس ترسی رو که ابتدا داشتم رو فراموش کرده بودم و یه جورایی داشتم از نوازش رضا لذت می بردم که حس کردم رضا یک لحظه روی تخت جا به جا شد و با دو تا دسشت شروع کرد به پایین کشدین شلوارک من . در یک لحظه دوباره احساس لذت من با ترس عوض شد . ایندفعه رو دیگه واقعا نمی دونستم باید چیکار کنم . رضا شلوارک و شرت من رو با هم تا زیر باسنم پایین کشده بود و داشت با دو تا دستش با کون من بازی می کرد . قلبم داشت با سرعت خیلی زیاد میزد به طوری که خودم کاملا صدای تپش قلبم رو احساس می کردم .داشتم با خودم فکر می کردم که چیکار کنم و چه عکس العملی از خودم نشون بدم که رضا دیگه به کارش ادامه نده که تقریبا وجود یک مایعی رو روی کونم حس کردم و بعد رضا با انگشتش اون مایه رو روی خط کونم پخش کرد . و بعد زانوی سمت چپش رو گذاشت سمت چپ من و بعد با دو تا دستش کون من رو یه خورده از هم باز کرد و کیرش رو که یه جورایی گرمای خاصی هم داشت رو گذاشت بین کونم و بعد دو تا دستش رو دو طرف شونه های من قرار داد و خیلی آروم به طوری که مثلا من بیدار نشم کیرش رو گذاشت وسط پاهای من و آروم آروم کیرش رو عقب و جلو می کرد . چند دقیقه ای گذشته بود که رضا به برگشت عقب و بعد دوباره من اون مایه رو وسط پاهای خودم احساس کردم و بعد دوباره رضا اومد پایین و شروع کرد به عقب و جلو کردن کیرش بین پاهای من . نمی دونم چرا ولی یک حس خیلی خوبی داشتم . یک حسی که با هیچ کدوم از نوازشهای رضا قابل مقایسه نبود کم کم داشت حرکات رضا و نفس کشیدنش تند تر میشد تا جایی که یک دفعه وایساد و هیچ تکونی به خودش نمی داد و دقیقا همون لحظه بود که من احساس کردم بین پاهام و روی سوراخ کونم یه خورده گرمتر شد و احساس کردم یک چیز مایعی که مطمئنا گرمی خاص روی کونم از همون مایع بود داره به سمت پایین حرکت میکنه . من باز هم هیچ تکونی نخوردم و همچنان خودم رو به خواب زده بودم تا اینکه رضا از روی من بلند شد و با یک دستمال کاغذی بین پای من رو پاک کرد و شرت و شلوارک من رو کشید بالا و از تو اتاقم رفت بیرون . به کلی دیگه خواب از سرم پریده بود و خوابم نمی اومد ولی نمی خواستم تو اون لحظه از روی تختم پایین بیام که یه موقع رضا متوجه نشه من بیدار بودم . از بچه های دبیرستان یک سری داستان و ماجرا در مورد سکس شنیده بودم ولی این کاری که رضا با من کرد با اون چیزهایی که بچه ها تعریف کرده بودن خیلی فرق می کرد ولی هر چی که بود من خیلی ازش خوشم اومد و حاضر بودم باز هم رضا به جای نوازش کردن من از این کارها بکنه . و این بود اولین خاطره سکس من با برادرم رضا.

نوشته: شیرین

3.39326
نمره شما: هیچ میانگین 3.4 (89 votes)

نظرات

از همون خط اول مشکل داشتی اسم من هست شیرین هستش /چه افتخاری هم میکنه با داداشش سکس کرده بدبخت جنده هر چند این کاری که تو کردی سکس نبوده دست مالی بوده من به چه زبونی میگم دستمالی با سکس فرق داره ؟؟؟

داداش دیوث ات باید بره سرش رو بزاره زیر چرخ تریلی :دی
توی کسخل ِ کیر ندیده هم جای اینکه با دستمالی شدن توسط داداشت حالی به حالی بشی برو یه دوست پسری چیزی برا خودت دست و پا کن از این کف کیر بودن در بیای :دی

ریدی در کل..

حرفی نیست غیر از احساس غم برای سرباز و خواهر و یک علامت سوال بزرگ که چرا سکس با محارم؟ این خاطه منحصرا به رو کون متمرکز شده بود تمام عملیات دستمالی روی همین منطقه بود که واقعا شک کردم شاید یه مرد اینو نوشته.در هر صورت عقیدم اینه که جلق و سحق سگش شرف داره به این نوع سکس. که بی اغراق بگم واسه گی و لز یه توجیح به اسم اختلال روانی یا هورمونی وجود داره اما این نوع سکس نه! این فقط شهوت مطلق، سرگشتگی و عقده ای بودن و فشار محیط را نشون میده نه احساس محبت در سکس رو. ما چیزی بجز یه شهوترانی صرف رو نمیبینیم. پس......

داستان پسری که با هر دختری میخواست ازدواج کنه پدرش می گفت این خواهرته !ولی مادرش گفت عزیزم برو با هر کدام میخواهی ازدواج کن پدر تو شخص دیگری است را شنیدید؟
کسانی که با محارم خود ارتباط سکسی برقرار می کنند زیاد ناراحت نباشند!!!خود آنها هم حاصل کار دیگری هستند.!!!

درکت میکنم...چون تو اجتماع ما مشکل ارتباط جنسی بطریق به اصطلاح درست امکان پذیر نیست برای بخصوص جوانان و خیلی از اونا به خود و یا نزدیکان خود رو میارن...در نهایت اینرا هم باید گفت که سکس داشتن بین دو نفر آدم بالغ که رضایت دارن ، به کسی مربوط نمیشه ...و نبایداین موضوع به شکلی باشه که از لحاظ اجتماعی عواقب بد روحی و روانی ایجاد کنه برای طرفین...

مرده شور خودتو داداشتو ننه و باباتو با هم ببره که یه تخم حرومایی مثل شما رو پس انداختن که هیچ حرمتی قائل نیستید. اشغال با چه افتخاری میگه من حاضرم دوباره این کار تکرار بشه آخه خاک بر سر تو و اون داداش بی شرفت کنن شماها برید با سگ سکس کنید که شرف داره به سکس با محارم خودتون واقعا خجالت آوره

کس شعر میگه این یارو که گفته سکس تو جامععه ما سخته...
گاگول برو تا سر کوچه ببین سخته سکس یا نه آخه داداشه تو چیجوری بااین غیرتش رفته خدمت مطمئن باش اینکارو یکی تو خدمت با داداشت کرده اونم یاد گرفته...
کردنیها را باید کرد اما برای پاکدامنان نگهبانی امین باشید...

وقتی که ما سرباز بودیم باید ساعت 6 پادگان می بودیم.17 ماه خدمت که شدیم ساعت 7 می رفتیم
می شه بپرسم داداشت ساعت 8 صبح تو خونه چه گهی می خورده؟
در ضمن کس و شعر ترین داستان ها همین سکس با محارم هست.چون من تا حالا نشده هیچ کدوم رو باور کنم
دوستانت هم اگه این داستان رو خوندن بهشون پیشنهاد می کنم یه دسته بیل برای تو و داداشت پیدا کنن یه سرش رو بکنن تو کون تو که دیگه هیچ وقت هوس کیر داداشت رو نکنی یه سر دیگه اش رو هم بکنن تو کون داداشت که دیگه هوس سکس با خواهرش رو نکنه
جنده 2 زاری!!!

کسایی که میان زیرداستان سکس بامحارم کامنت میذارن و تو اون کامنت تأکید میکنن دیگه پای سکس بامحارم کامنت نمیذارن! میشه واسه من توضیح بدید که چراسکس بامحارم رو تقبیح میکنید امامثلا یکی میاد ازجنده بازی تعریف میکنه به به چه چه میکنید؟
اون یکی اشکال نداره؟ بنظرمن
تنهاخط قرمز توی سکس اینه که بارضایت دوطرف باشه واجباری توش نباشه.اگه دو نفر راضی باشن،نسبت بین اونا مانع مسخره ای بنظر میاد.
ضمنا اون آقا که اومدی فحش دادی،تو توی عقل خودت شک کن داداش،یکم به مخت فشاربیاری میفهمی تو خدمت چیزی وجودداره به اسم مرخصی.تازه نویسنده هم اینو تو داستانش گفته

سکس با محارم کاری هستش که خیلی از حیوان ها هم حتی انجامش نمی دن
می تونم براتون مثال بزنم چه حیوان هایی هستن که با بچه شون یا 2تا بچه از یک پدر و مادر با هم جفت گیری نمی کنن.شما که اینقدر دانا هستید بهتره در این مورد یه سرچ بکنید.مطالب جالبی به دست میارید
اگه از حیوان بگذریم و به انسان ها برسیم این نوع سکس در همه جای دنیا (دارم با قاطعیت تمام می گم) در بین مردم موضوعی ترد شده و غیر نرمال محسوب می شه
قسمت آخر کامنتتون رو هم پیشنهاد می کنم یک بار دیگه داستان رو بخونید و قسمتی رو که توش به مرخصی اشاره شده رو برای بنده کپی کنید که من هم بخونم و متوجه بشم!!!!

منم وقتی شهوتی میشم به اینجور کارا فکر میکنم ولی باور کنید این کارا آخر عاقبتی جز پشیمونی نداره

حالا اگر یه بار اتفاق افتاد اشکال نداره ولی تکرار کردنش پسندیده نیست

من خودم خواهر ندارم ولی با دختر بچه ی کوچک این کارو کردم وحالا پشیمونم چون گرفتار شهوت این کار شدم و نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که این کار رو تکرار نکنم پس چه بهتر که از اول این کار رو نمیکردم

ولی از طرفی به جونهای ایرانی حق میدم همچین رفتارهایی داشته باشند

چون بهشون داره ظلم میشه و اونا تو این موقعیت بد سیاسی و مذهبی و فرهنگی

که هیچ آزادی جنسی ای جز ازدواج پرخرج نیست گیر افتادن و هیچ راه نجاتی هم نیست!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سیما مجد عزیز تعریف جنده با زنی که حشرش زیاده و با خواهر مادر خیلی فرق داره : رن جنده فروشنده و مرد خریدار این یه معامله است و به خاطر پول انجام میشه و در اغلب موارد خالی از احساسات برای زن بوده و بالطبع مرد هم ارضای روحی نداره. قسمت دوم یه رابطه با رضایت طرفین برای لذت بردنه ولی بدون دادن هیچگونه تعهد. و قسمت سوم هم که لازم به توضیح نیست. جنده یازی هم چیزی نیست که داستان بشه چون فاقد بار دراماتیک و کنش و واکنشه شاید در حد یه خاطره نه بیشتر. به بهو چهچهی هم نداره اونچیزی که من تو قسمت نظرات دیدم اکثرن فحش بود.

اونجاکه داره پارسارومیشوره،بعد میره واسه ش لباس بیاره گفته:اصلامتوجه نشدم که داداشم اومده مرخصی.
ارزش بحث کردن نداری،کسیکه چیزیکه جلو چشمشه رو انکار میکنه قانع کردنش مثل سوارکردن خرتوقایقه!کاری تقریبامحال.
ضمنا منم میدونم اینکاربه اصطلاح شما قبیحه.اماسوال من اینه: جندگی قبیح نیست؟ تو خواب باکسی ور رفتن بدون اطلاع اون قبیح نیست؟ اگه قراره بکوبید همه رو بکوبید.

آقای فری ممنونم از توضیحاتت
اما من فرق جنده وزن حشری رو میدونم.معهذا منظورمن اون داستان بود که 1سرباز رفته بود تو باغ دوستش 1جنده رو کردن و...
برو نگاه کن ببین تو کامنتا چقدر دمت گرم و نوش جونت بش گفتن

دمت گرم که یه کون تر و تمیز به داداشت دادی و هر کس هر کیری دلش می خواد بخوره ولی من هم تو کف کونت گذاشتی بیشتر درباره ی سوراخ کونت توضیح می دادی اگر خواستی با کسی رابطه داشته باشی من هستم به جای داداشت این هم ایمیلمmahnazkarime@yahoo.comراستی من مرد هستم فکر نکنی ایمیلم زنونه هست خودمم زنم

جالبه واقعا
شما قضیه روز سکس رو گویا با قضیه دیروزش که بحث حموم بوده اشتباه گرفتی
شاید هم با نویسنده نسبتی داری و فهمیدی ایشون به مرخصی سالیانه رفته!!!
در هر صورت مهم نیست.خیلی ها مثل شما جای دقت به داستان ها فقط به نقطه سکس اون فکر می کنن و در فانتزی های خودشون با نویسنده یا شخص سوم داستان سکسی انجام می گیره که گاها باعث انزال خواننده می شه!
براشون هم اصلا اهمیت نداره که این اشخاص چه کسانی هستن و حتی چه نسبتی با هم دارن
نظر شخصی بنده اینه که شما هم جزو این دسته هستید.پس از شما خرده نمی گیرم و پیشنهاد می کنم به یافتن قسمت های سکسی داستان های جدید باشید

من تازه واردم اما حس میکنم این جور داستانها از یک سطح تشکیل شده که ما میبینیم و میخونیم و یه عمق که پنهان از ماست و ناشی از کلی دلایل ،عقده ها ،کمبودها احساسات طغیانگر و......میشه که شاید صرفا مربوط به سکس نباشه ،پیشنهادم اینه که اگر میخونید صرفا از لحاظ انشایی بهش توجه کنید نه محتوایی که باعث ناراحتتیون بشه ،چون منم اصلا موافقش نیستم و حتی نمیتونم تصور کنم این حرفهارو و نظرم غیر واقعی بودن این داستانهاست

سلام بر همگی ، من بعد از خواندن این مطلب لازم دیدم چند تا نکته بگم.
اولا کسی که خواهر نداره گوه میخوره در باره این داستان نظر بده.چرا ؟چون معلوم نیست که .....
2- اینکه نزدیکی با محارم چیه وچه ریشه ای داره واینکه آیا کسی که این کارو میکنه باید تنبیه بشه یا نه خارج از اطلاعات وحد و حدود های شما عزیزانه پس خواهشن واسه خودتون از سر احساس یه نظر تخمی ندین.
3-نمیشه به شخصیت این جور افراد توهین کرد،چون به تجربه ثابت شده در مواردی اصلا و عبدا مورد هیچ کدوم از طرفین شهوت (صرف) نبوده ولی به سکس کشیده شده، مثلا کنجکاوی که از سر نداستن بوده.
4 آقایونی که یجور بحث میکنید که انگار خیلی قیرت دارید، مفهوم غیرت فقط رو خواهر و مادر آدم نیست.یعنی مفهوم غیرت این نیست که آدم رو خواهر مادرش تعصب داشته باشه بعد هر جور که دلش میخواد در مورد ناموس دیگران فکر کنه یا صحبت کنه!!!
5 کسا ای که گیر میدین به این که تو ایران آزادی نیست
خاک بر سرتون کنن خلایق هرچی لایق این قدر بشینین بگین آزادی نیست تا جونتون درآد مگه آزادی رو کسی غیر از خود آدم میتونه بسازه؟؟؟؟؟؟؟
این همه مشکلی که هست در مورد ارتباط بین دختر و پسر رو ما خودمون درست میکنیم نه دیگران.....

سلام من جمال هستم 27 ساله از تبریز .من یه خواهر دارم که خیلی خیلی دوستش دارم و می خوام باهاش سکس کنم ولی نمیدونم چطوری بهش بگم و راضیش کنم دنباله یه خانم میگردم که باهم دوست بشیم و منم اونو با خواهرم دوستش کنم تا موخشو بزنه و راضیش کنه باهام سکس کنه در عوض هر چی بخواد بهش میدم و هر کاری هم دوست داشت و بگه واسش می کنم.اگر هم دوست داشت سه تایی باهم سکس می کنیم اگه کسی بود بهم خبر بده ایدی یاهوی من gal.sikishakh@yahoo.comلطفا اقایون مزاحم نشن به اقایون جواب نمیدم.. در ضمن هر کسی سکس با محارم و دوست نداره و از این کارا خوشش نمیاد پیام نده