اولین سکس دانشجویی

سلام به همه بچه های شهوانی, راستشو بخواین اصلا قصد داستان نوشتن نداشتم ولی این چند مدت انقدر اینجا داستانهای دروغ رو به اسم واقعیت نوشتن که دیگه از داستان خسته شدم, خودتون میدونید که حدود هشتاد درصد داستانها خالی بندیه. اما چون نویسنده ذهن خلاقی نداره نمیشه با شخصیت همزاد پنداری کرد, معمولا اکثر کسایی که سکس واقعی دارن زیاد تو سایتهای پورنو نمیان واسه همین خاطرات واقعی خیلی کم شده, منم که میبینین الان اینجام به خاطر اینه که بنا به دلایل شخصی چند وقته دنبال سکس نمیرم و مجبورم این جاها نیاز جنسیمو جبران کنم داستانی که مینویسم راست یا دروغش مهم نیست قصدم اینه که از خوندنش لذت ببرین...

ترم دوم دانشگاه بودم, تو یکی از شهرهای گیلان به اسم لاهیجان. دوران خوبی بود زیاد به فکر درس خوندن نبودیم همش با بچه ها بیرون و دور زدن با ماشین, شماره دادن به دخترا, که اگه مخشو میزدیم به زور تو ماشین یا سفره خونه یه دستمالی و لب بازی میکردم که کلی واسمون خر کیف میشدیم, شبا هم کارمون شده بود حکم و فیلم و همین کارا چهار تا دوست بودیم که تقریبا همش با هم میگذروندیم, رضا ,آرش, مهدی و خودم, رضا بین ما یه کم شیطون تر بود و قبلا مزه ی سکس رو چشیده بود البته دو سالی از ما بزرگتر بود بگذریم...

یه روز که منو رضا بعد کلاس داشتیم دور میزدیم به دو تا دختر شماره دادیم بعد یه هفته یکیشون زنگ زد گفت اسمش بهاره واونم اینجا دانشجویه و بعد کلی اس ام اس و زنگ باحاش قرار گذاشتم, تو سفره خونه اون گوشی منو گرفت منم گوشی اونو که یه کم باحاش ور بریم. خودتون میدونید که قرار اول چقدر خسته کنندست و حرفی واسه گفتن نیست, همین طور که گوشیش رو نگاه میکردم دیدم چند تا فیلم سکسی توشه , یه کم جا خوردم, شاید فکر نمیکردم که دخترا فیلم سوپر دوست داشته باشن. وقتی بهش گفتم خیلی ریلکس گفت, فیلمه دیگه همه نگاه میکنن. اون روز با شوخیو بدون حرکت اضافی گذشت از همون شب سکس تل ما شروع شد تقریبا هر شب با هم صحبتهای سکسی میکردیم و واسه کسی مثل من همونم عالمی داشت قضیه رو به رضا گفتم. اونم گفت خره بهش بگو.بیاد خونه دیگه. منم گفتم میترسم بپره, گفت نترس این پایست, منم شبش دلو زدم به دریا و بهش گفتم این سری بیا خونمون سفره خونه خطرناکه. گیره, راستی ما چهار تا خونه دانشجویی داشتیم تا بهش گفتم سری قاطی کرد و گفت تو راجع به من چی فکر کردی. منم ناراحت شدم و گفتم منظوری نداشتم و همون بیرون همو میبینیم اون روز تموم شدو فرداش بهار خودش به من زنگ زد و گفت امشب میان پیشت. من کلی جا خوردم اولا انتظار اومدنشو نداشتم بعدشم قرار بود شب بیاد. به رضا گفتم . کفت عالیه. ما میریم خونه ی یکی از بچه ها. تو راحت باش.

من چون بار اولم بود خیلی میترسیدم بهش گفتم تو شب پیش ما بمون که اگه مامور یا همسایه ها فهمیدن یه کاریش بکن بالاخره بهار اومد و منو رضا خونه بودیم. یه جو سنگینی بود که نگو یه نیم ساعت که گذشت رضا گفت منم میرم پیش بچه ها تو راحت باش دیگه امنه رضا که رفت اومدم یه قلیون گذاشتم نشستم پیش بهار, چند کام گرفتیم دستمو گذاشتم درو گردنش و کم کم خودمو بیشتر بهش چسبوندم اخ که اون لحظه چقدر داغ بودم گرمای بدن اونم احساس میکردم اصلا حرف نمیزدیم آروم رفتم سمت لباش . شروع کردم به خوردنشون. این حسو قبلا تجربه داشتم اما بازم واسم تازگی داشت, اصلا تمام هوسها همش تازگی داره, طعم رزلبشو دوست داشتم, همینطور که لبشو میخوردم از رو مانتو سینه هاشو مالوندم, تقریبا تو حال خودم نبودم, چون بار اولم بود زیاد به احساس اون توجه نداشتم, میخواستم این حس شهوتو آروم کنم اما راشو بلد نبودم. هر لحطوظه هریس تر میشدم شالشو برداشتم خواستم دکمه ی مانتوشپ باز کنم که نذاشت. گفت خجالت میکشم. ده بیا . خجالت چیه. اومدی خونه که لخت شی دیگه, اینا رو تو دلم گفتم, ازش خواستم. بازم قبول نکرد, گفتم بیا چشمامو ببند بعد لخت شو. خوشش اومد با شالش چشمامو بست بعد مانتوشو در آورد, حال با یه تاپ بود. نرمی و گرمیه سینه هاشو حس میکردم. وای چه حسی داشت. تا حالا چنین چیزی رو لمس نکرده بودم, با نرمیه هیچ چیز فابل قیاس نیست. انگار خدا جوری درستش کرده که باحاشون بهشتو تجربه کنی. خواستم چشامو باز کنم نذاشت. داشتم دیوونه میشدم, یه چیزی انقدر باحال باشه اما نبینیش. الکی تیریپ جدی برداشتم و یه کم ناراحت شدم و به زور شالشو کنار زدم, چی میدیدم, یه تاپ صورتی که تا ننصف سینه هاشو پوشونده بود و تا بالای نافش بود گردنشو بوس کردم و آروم میلیسدم نفساش تند تر شد دیگه زیاد مقاومت نمیکرد تاپشو کندم سریع سوتینم باز کردم, خیلی عجله داشتم میترسیدم شب خیلی زود صبح شه و من باز هم ناکام بمونم. سینه هایی که تا دیروز فقط تو عمس و فیلم دیده بودم الان جلوی چشام بود با حرص و ولع میخوردمش . نوکشو زبون میزدم هی فشارش میدادم , صدای نفساش بیشتر دیوونم میکرد هنوز رو مبل نشسته بودیم و من از سینه ها تا گردنو گوششو کاملا میلیسدم و میخوردم هر اوز گاهی یه لب کوچولو. واااییی خواستم بخوابونمش رو زمین گفت اینجوری نه. بزار خودمم بخوام گفتم چیکار کنم؟ گفت برو جای خواب رو آماده کن. تخت نداشتیم, یه تشک پهن کردم تو اتاق اومد برقو خاموش کرد دو تایی خوابیدیم کنار هم با کمک هم لخت شدیم. بغلش کردم چه گرمایی, چه لذتی از گردن تا نافشو میخوردن آروم شرتشو در آوردم خواستم کسشو بلیسم اما از بوش بدم اومد با یه لیس بیخیال شدم برشگردوندم و روی کونشو لیس میزدم, زبونمو میکشیدم اومدم رو.گودی کمرش با زبونم رو بدنش راه میرفتم از این کار خوشش میومد میخواستم برم سراغ کونش یه کاندوم کشیدم رو کیرم با چیزایی که شنیده بودم خواستم کارمو شروع کنم یه تف زدم به سوراخش یه انگشتمو کمی خیس کردم و دادم سمت کونش اما عجیب تنگ بود به زور انگشتم رفت توش که صداش در اومد,(از همینجا میگم اونایی که میگن بار اول کیرشو تا ته کردن تو کون بهشون تبریک میگم, قدر اون طرف رو بدونن یا شایدم کیرشون اندازه شومبوله) گفتم چی شد؟ خوب من چیکار کنم, دیدم میخنده, گفتم به حاله من میخندی, گفت آره, راه به این آسونی هست و تو داری خودتو خسته میکنی, تازه دوزاریم افتاد, گفتم مگه تو دختر نیستی, گفت حلقویم. اون موقع نمیدونستم حلقوی خیلی به ندرت پیدا میشه و داره منو خر میکنه با این حال با ترس اینکه نکنه پردشو پاره کنم! و به کمک خودش کیرمو کردم تو کسش لحظه موعود فرا رسید. دیگه تو نبودم هی تلمبه میزدم و اونم چنان آهی میکشید که دیوونم میکرد. سینه هاشو میمالوندم ازش لب میگرفتم. اون خوابیده بود و من روش بودم یه حس غروری بهم دست داده بود. شاید فکر میکردم دیگه مرد شدم هر بار که کیرمو تا ته کسش فشار میدادم یه آه بلند میکشید. چند باری گازم گرفت. کم کم آبم داشت میومد داغیه کسشو احساس میکردم. میخواستم کاندومو در بیارم اما از ایدز میترسیدم با این حال بازم دوست داشتم, وقتی تلمبه میزدم سینه هاش چه تکونی میخورد وای آبم که داشت میومد گفتم چیکارش کنم. گفت بریز تو دستمال بدم میاد روم بریزی. منم تو همون کاندوم خالیش کردم رفتم یه آبی خوردمو اومدم پیشش دیدم داره با تلفن حرف میزنه تازه اون موقع فهمیدم چه جنده ایه. اما خوب بلد بود به آدم حال بده اون شب یه بار دیگه باحاش سکس داشتم اما واقعا خسته کننده بود یعنی فقط سکس بود بدون دوست داشتن... اگه جایی اسمارو اشتباه گفتم به خاطر این بود که مستعار بودن اگه دوست داشتین بازم از خاطرات دانشجوییم میگم

نوشته: lion

1
نمره شما: هیچ :میانگین 1 (1 vote)

23 نظر

1

نوشته mahan shams در 26. March 2012 - 16:20

1

اونقد بد نبود که بخوام فحش

نوشته eliii_lover در 26. March 2012 - 16:32

اونقد بد نبود که بخوام فحش بدم

اين يكي از بقيه بهتره.دوستان

نوشته s70 در 26. March 2012 - 17:10

اين يكي از بقيه بهتره.دوستان يكم مراعاتشو كنيد

بعد از اون اراجيفات قبلي اين

نوشته parva joooon در 26. March 2012 - 18:03

بعد از اون اراجيفات قبلي اين واقعا غنيمت بود. هرچند جالب نبود اما از کس شعراي قبلي بهتر بود.

بنظرم خوب بود!!! نویسنده بی

نوشته ارغوان ♥ در 26. March 2012 - 19:39

بنظرم خوب بود!!! نویسنده بی طرف و بی ادعا بود. اونایی که میان اینجا داستان مینویسن انگار شاه کیرن و کس و کون طرفو دفع اول یکی کردن همونایی هستن که حتی تو زندگی واقعی یه زن لختم ندیدن و چششون دنبال پروپاچه خواهر، مادر و فک و فامیل میدوه... از این یکی خوشم اومد!
یاد فیلمی که دختره راه انداخته بود و خجالت میکشید مانتوشو در بیاره می افتم و خنده ام میگیره!!!
:bigsmile: :bigsmile: :bigsmile:

منم که امروز از بس خوشحالم

نوشته کفتار پیر در 26. March 2012 - 19:50

منم که امروز از بس خوشحالم زیاد تو مد فحش و این حرفا نیستم
حتی به اون کس شعرایی هم که دوستان میگن فحش ندادم Smile
وای که امروز چقدر باحاله
راستی بچه ها
من یه سوال دارم
دخترا از کجا میفهمن پردشون حلقویه یا نه؟؟؟
خواهشا جواب بدین
با داستانا که نمیشه حال کرد حداقل اطلاعات عمومیون بره بالا
کسی میدونه؟

هرکی میگه پرده ام حلقویه و

نوشته ارغوان ♥ در 26. March 2012 - 20:40

هرکی میگه پرده ام حلقویه و میتونم بدم حرف مفت میزنه، درست مثه اونایی که میگن پرده تو کلاس ژیمناستیک یا با فشار آب پاره شده یا تو حموم عمومی حامله شده! پرده یعنی یه حائل که مرد قشنگ میتونه موقع زدن حسش کنه (مگه شب زفاف طرفو سیاه مستش کنید!!!) بعضیها پردشون عقبتره و خونریزیشون کمه یا داخلیه و نشتی پس نمیده اما مرد میتونه وجود پرده رو حس کنه. بهرحال این نظر منه، و من نه متخصص زنانم نه رو کسی تفحص کردم ولی در پی کسب اطلاعات علمی تر و اساسی تر در این زمینه هستم...

الله و اکبر دخترا با آیینه

نوشته کفتار پیر در 26. March 2012 - 20:56

الله و اکبر
دخترا با آیینه دید میزنید و تا اعماق وجودتونو میبینید؟
به حق چیزای نشنیده
انواع پرده رو میدونم
ولی میخواستم بدونم از کجا یارو میفهمه حلقویه Smile
من که اگه کسی گفت پردم حلقویه حتما یه دکتر میبرمش ببینم کیر خورده یا نه Smile
آدمو بد بین میکنید دیگه
بچه میمردی بجا کسش بزاری تو کونش Smile

خوشم اومد.

نوشته hotphantom در 26. March 2012 - 21:46

خوشم اومد.

بر و بچه های کامنت گذار راستش

نوشته کفتار پیر در 26. March 2012 - 22:45

بر و بچه های کامنت گذار
راستش خیلی دوس دارم عکستونم ببینم
هر کی دوست داشت پیام شخصی بده
حالا یا با ایمیل عکس هم دیگه رو میبینم یا ام ام اس
خوشحال میشم اگه قبول کنید
مخلص همه ی بچه های بامرام
پژمان

راستی غزل خانوم دقت کن پسره

نوشته کفتار پیر در 26. March 2012 - 22:48

راستی غزل خانوم دقت کن
پسره گفته روی کونشو نه سوارخ کونشو
عزیزم به این نکته های کنکوری دقت کن
البته شما عزیز بنده نه بودین نه هستید و نه خواهید بود
داستانو با دقت بخون و لازم نیست گازشو بگیری تا زود به ته ش برسی

خوب توسیف نکرده بودی

نوشته maryam.m در 26. March 2012 - 22:52

خوب توسیف نکرده بودی H)

كفتار باكي صحبت ميكني?اين جا

نوشته ش.م.ر در 26. March 2012 - 23:31

كفتار باكي صحبت ميكني?اين جا كه غزل نداريم?توهم زدي نصفه شبي

خوب بود تا اونجایی که گفت

نوشته ariah در 26. March 2012 - 23:37

خوب بود تا اونجایی که گفت پردم حلقویه، اینجا رو خراب کردی و به نظرم واقعیت رو با تخیل قاطی کردی، البته این کارت بد نیست چون تعریف مو به مو واقعیت حوصله خواننده رو سر می بره، اما رویا پردازیت کلیشه ای بود. درست بعضی پرده ها حلقوی هستن اما اگر معاینه بشه قبل از ازدواج، مشخص میشه که طرف قبلا داده یا نه. البته هیچ کس تو ایران یا هیچ جای دنیا این کارو نمی کنه.

ش م ر به جون خودم یه کامنت

نوشته کفتار پیر در 26. March 2012 - 23:49

ش م ر
به جون خودم یه کامنت بود گفته بود یه سوال دارم
تو از بوی کسش بدت اومد اما کونشو خودری؟
منم جواب اونو دارم
حالا چرا حذفش کرده خدا میدونه
راستی تو نمیخوای چهرتو به ما نشون بدی؟
دوست داری بعضی بچه ها که کامنت ثابت میذارنو ببینم
مثل تو
محمد جون
محسن بیکس
مخصوصا مکس
البته کامنت درخواستمو به دلایلی زیر این داستان نذاشتم

باشه حاجي يه كاريش ميكنم فعلا

نوشته ش.م.ر در 27. March 2012 - 0:53

باشه حاجي يه كاريش ميكنم
فعلا دارم رو داستانم كار ميكنم تا كيرمو بكنم دهنه همه اين كس شعر نويسا

دمت گرم خوشم میاد وقت صرف

نوشته کفتار پیر در 28. March 2012 - 5:51

دمت گرم
خوشم میاد وقت صرف داستان میکنی ها Big Grin

سلام lionجان داستان خوبی بود

نوشته caspian lord در 28. March 2012 - 23:56

سلام lionجان
داستان خوبی بود مرسی

كفتار فقط بخاطر تو!! ببين فقط

نوشته Mammad javounak در 29. March 2012 - 4:46

كفتار فقط بخاطر تو!! ببين فقط بخاطر تو رفتم تو سايت چندتا دانشگاه و كلينيك و ويكيپديا انواع پرده رو پيدا كردم. فقط سه چهار نوع بيشتر نيست. نوع اولش اون نوعيه كه عمومي تره، يه سوراخ نسبتا كوچيك داره كه خون موقع عادت ماهانه ازش ميگذره (البته اين سوراخه اونقد نيست كه كير يه مرد واقعي رد بشه، شامل شوشول نميشه!!) يه نوع ديگه مدليه كه از وسط اين سوراخه يكمي ديگه پرده هم رد ميشه، در نتيجه ميشه دو سوراخه!!!(يا در موارد نادر، سه سوراخه حتي) كه اينو وقتي تشخيص بدن با يه عمل جراحي اون اضافاتشو بر ميدارن ميشه حالت عادي. نوع سوم اينه كه سوراخش خيلي كوچيكه، در حدي كه خون توي عادت ماهانه هم ازش نميگذره (و اينم در موارد نادر، سوراخه اينقد كوچيكه كه با ميكروسكوپ ديده ميشه!!) اينم با عمل جراحي يه سوراخي توش ميكنن وگرنه دختره درد شكم ميگيره، بعدش كمر درد، و در ادرار مشكل خواهد داشت، چون همينطوري خون پشت پردهه جمع ميشه، يا خيلي يواش مياد. نوع چهارم ديگه نو برشه!! اقا اين نوع چهارم ديگه تعارف نداره از تولد اين كل سوراخو گرفته و درمانش از همون نوع سومه. نا گفته نماند اين وسط يه جماعتي هستن كه بدون پرده هم به دنيا ميان. ديگه چي بگم. و تو اين سايتا توضيح ميدادن كه فقط تو سكس پرده پاره نميشه. ممكنه توي ورزش، دوچرخه سواري، ژيمناستيك، پريدن (يعني اونقد كه ديگه پاشو كامل از هم وا كنه) و... پاره ميشه
پس به يه نتيجه رسيديم: پرده ي حلقوي كس شر محضه، هركي اينو گفت ديگه بفهم داده
كفتار اينا همش براي تو پيدا كردم، البته به درد خودمم خورد!! 

Na haji intori ham darim.man

نوشته ش.م.ر در 29. March 2012 - 15:09

Na haji intori ham darim.man raftam saite iran salamat gashtam hamchin chizi hastesh ke moghe dadan,taraf kheili dard mikeshe va bayad bere 2ktor

نخوندم!

نوشته Hesam021 در 1. April 2012 - 10:23

نخوندم!

داستان نبود. کوس شعر بود.

نوشته takavarjoon در 7. April 2012 - 8:27

داستان نبود. کوس شعر بود. داستان باید منطقی باشه یعنی با واقعیت جور باشه. و نویسنده اطلاعات کافی از چیزی که مینویسه داشته باشه نه اینکه هر اراجیفی به ذهنش اومد سر هم کنه. همون اولش مینوشتی که این یک داستان تخمی تخیلیه اون وقت من کاریت نداشتم. تا کم آوردی زود رفتی با پرده حلقوی درستش کنی؟ آخه کله کیری تو که اطلاعات نداری مجبوری داستان بنویسی؟ اصلا تو عمرت کوس دیدی؟ دختره خجالت میکشید لخت بشه ولی بعدش بهت کوس داد؟ بچه کونی تو کره مریخ هم اینجوری کوس نمیدن کیرم تو خودت و داستانت و افکار تخمیت. دیگه ننویس.

اره بازم بگو از خاطراتت

نوشته قزوینی 1 در 14. May 2012 - 13:43

اره بازم بگو از خاطراتت Wink