شما اینجا هستید

اولین سکس راما

سلام دوستان
اين خاطرات تمام زندگي سكسي منه شايد براي خيلي ها پيش اومده باشه ولي من تمام ماجرائ زندگيم رو بي كم كاست ميگم شايد خيلي زياد باشه ولي عينه واقعيت
اولين باري كه فهميدم سكس چيه ١٢سالم بودم يه دوست داشتم تو همسايه گيمون به اسم محمد پسر خيلي خوبي بودش اون٣ سال از من بزرگتر بودم من نسبتا چهره خيلي جذابي دارم طوري كه هميشه يكي مواظبم بود از دايي گرفته تا عموهام و پسر عموهام هر كي كه به اصطلاح فاميل بود ،محمد تنها كسي بود كه هميشه ميتونستم برم خونشون چون مادرش پرستار بود و پدرش هم راننده كاميون بود اونم اكثرا تنها بود بعضي وقتا باهم كشتي ميگرفتيم بازي ميكرديم اون كاري ميكرد كه من هميشه بتونم تو كشتي خاكش كونم من تيله خيلي دوست داشتم اونم خيلي تيله داشت رفتيم با هم بازي كردن تمام تيله هام برد حتي تيله دستم رو اونايي كه تيله داشتن ميدونن يعني چي من خيلي عصبي بودم گفت ميخواهي تيله هات و بهت بدم گفتم چه جوري گفت كشتي ميگيريم اگه خاكم كردي تيله هات رو ميدم ، گفتم اگه باختم گفت هر چي گفتم قبول ميكني تيله هاتو ميدم ، گفتم باشه ميدونستم ميبرم ، ولي هر چي تلاش كردم نشد باختم ،،،،، گفت اينم كه باختي گفتم آره نميدونم گفت حالا هر چي بگم قبول گفتم چي گفت لخت بشيم بريم زير پتو بخوابيم ، گفتم كه چي بشه گفت خيلي خوبه من كه تا اون موقع نميدونستم چه حسي داره قبول كردم فقط بشرط اينكه شرتمون رو در نياريم قبول كرد لخت شديم لباسمون رو در آورديم رفتيم زير پتو يه حسه عجيبي بود تا حالا تجربه نكرده بودم از پشت بغلم كرد گردنمو بوس ميكرد ديدم خيلي خوشم مياد هيچي نميگفتم محمد يواش يواش دستشو برد تو شرتم دودولم رو گرفت تو دستش خواستم نزارم گفت اگه بدت اومد در ميارم گفتم باشه ديگه خيلي لذت بخش شده بود نميدونم چرا ولي اون حس رو ديگه نداشتم پتو شرتمو با دستش تا نصفه كشيده بود پايين پتو رو زدش كنار سرش رو برد سمت پاهام تا اومدم ببينم چه كار ميكنه دودولم رو كرد دهنش داشتم از شدت لذت ميمردم هيچي نميتونستم بگم شرتمو كامل در اوردش پاهامو داد بال شروع كرد سوراخ منو به ليسيدن ديگه هيچي حاليم نبود برعكس شد رو الان ميگن ٦٩ ولي من نميدونستن يعني چي گفت من ماله تو رو ميخورم تو هم ماله من رو من بلد نبود بدم ميومد ولي بعد از اينكه يه خوردشو كردم دهنم خوشم اومدش اون هم دودولم موخورد هم گه گاهي سوراخمو ميليسيد بعد شروع كرد با انگشت سوراخم رو باز كردن اول يه انگشت بعد با ٢انگشت خيلي خوب بود بهم گفت تا اينجا خوب بود خجالت ميكشيدم ازش گفتم آره گفت بخواب به پشت خوابيدم به پشتم پاهامو از جولو داد بالا كلي سوراخمو خيس كرد يه مقدلر هم كرم نيوا زد به كيرش سرش كرد تو ديدم دارم ميسوزم گفتم نكن ميسوزه گفت اولش يه زره صبر كن خوب ميشه ديگه فشار نداد موقعي كه حساب جا باز كرده بو اروم اروم كردش تو فكر كنم ٢ تا ٣ دقيقه طول كشيد تا همه كيرش رو كرد تو خيلي لذت بخش بود هم شهوت بود هم درد ولي دردش خيلي جالب بود شروع كرد آروم آروم عقب جلو كردن خيلي خوب بود ديگه نميسوختش فقط دردش تا ته ميكرد اذيت ميكردش من كه اصلا نميدونستم اخرش چي ميشه هي ميگفت چي ميشه محمد اخرش گفت صبر كن ميبيني تو همين لحظه ها ديدم خيلي احساس خوبي داره بهم دست ميده به محمد ميگفتم يه خورده تند تند بكن توش تو همين حرفا بودم ديدم دودولم داره تند تند ميزنه بي حس شدم كه محمد گفت داره مياد كيرشو در اورد يهو ديدم يه چيزه سفيد از كيرش ريخت بيرون رو دودولم و بوي وايتكس ميده گفتم اين چي بود گفت اب كير مردا هستش يه خورده ديگه بزرگ بشي تو هم داري اونروز خيلي برام جالب بود بعد از اون هر وقت وقت پيدا ميكردم با محمد سكس ميكردم تا اينكه پدر محمد تو جاده تصادف كردش و از دنيا رفت محمد و مادرش هم خونشونو اجاره دادن رفتن خونه مادر بزرگ محمد زندگي كنن من كه تازه مزه سكس رو فهميده بودم نميدونستن چه كار كنم كه بعد از مدتي تجربه ديگه برام پيش اومدش كه من رو خيلي سريع بزرگ كردش كه تو سن ١٨ سلگي ازدواج كردم دوست داشتين بدونيد بگيد براتون بنويسم .

با تشكر راما

داستان سکسی:

3.625
نمره شما: هیچ میانگین 3.6 (8 votes)

نظرات

ای داد...ای هوار...
یکی نیست یه داستان درست و حسابی بنویسه که لااقل کیرمون بیدار شه
از آخرین باری که یه داستان سکسی خوب خوندمو یادم نمیاد
ادمین سر در این خراب شده بزنی فقط زیر 18 سال وارد شود بهتره
چون در حال حاضر 90%مخاطبین و نویسندگان هنوز شاششون کف نکرده

آقای ادمیــــــــــــــــن اینا چیین؟من دوتا داستان واسط فرستادم یکیش طنزه یکی هم سکسی اما نمیزاریشون با اینکه مطمنم خوششون میاد مخصوصا طنزه(خونه مجردی) بابا خو بزارشون اینا چین آخه؟همش مزخرف میزاری
ممنون میشم برسی به فریادمون

LolLolBlum 3 مسابقه سرعت ابگیری مگه؟حالا تو هر سنی که اومده باش اون پسری که تو 13 سالگی ابش میاد لابد عربه که مثه دختراشون 9 سالگی شوهر میکنن 10 سالگی 2 تا شیکم زاییدن . ولی عجب داستان مسخره ای نوشتی حالم به هم خورد اخخخخخخخخ حیف که اول صبح حوصله فحش ندارم ولی خاک بر سر اون بدبختی که زن همچین بشری شده اه معلومه داستانت اخر تخمی بود 99% باید دختر باشی