اولین سکس من در ۱۳ سالگی

سلام من مها هستم میخوام اولین باری که سکس داشتم و براتون تعریف کنم ۱۳ سالم بود که به اجبار خانواده با پسر خالم که ۹ سال از من بزرگتر بود نامزد شدم چون سامان یه استان دیگه میرفت سر کار میخواستن جشن عروسی رو زود بگیرن منم که تو دنیای خودم بودم و دلم خوش بود سامان میاد و میکشونتم تو یه اتاق و بوسم میکنه دست میکنه تو شلوارم و کسم و میماله و هر از گاهی هم کیرشو میکشید رو کسم همین جور ادامه داشت تا شب عروسی وقتی تنها شدیم سامان مهلت نداد لباسم و عوض کنم افتاد به جونم همش میگفت خیلی وقته منتظر امشب بوده و لبام و میخورد کم کم لباسام در اورد منم خیلی خجالت میکشیدم و خودم جمع میکردم رفت به زور پاهام و از هم باز کردو شروع کرد کسم و خوردن منم نمیدونم ترسیده بودم یا داشتم لذت میبردم شروع کردم گریه کردن سامان وقتی دید دارم گریه میکنم اومد یه کم نازم کرد تا اروم شدم ولی وقتی لباساشو در اورد تا کیرشو دیدم دوباره زدم زیر گریه اخه کیرشو گذاشته بود رو کسم ولی هیچ وقت لخت لخت کیرشو ندیده بودم دوباره ارومم کردو شروع کرد با بدنم و سینه هام بازی کردن و خوردن سینه هام یه حالی شده بودم احساس میکردم یه چیزی از حلقم میخواد بیاد بیرون دلم میخواست سامان یه کاری کنه راحت بشم بهش گفتم اونم دوباره شروع کرد کسم و خوردن اینقدر خورد که یهو بدنم شروع کرد به لرزیدن انگار از اسمون اومدم رو زمین تو یه حس خوب بودم که احساس یه سوزش وحشتناک کردم نتونستم جلو خودم و بگیرم و شروع کردم جیغ زدن سامان جلو دهنم و گرفت و داشت کیرشو تو من عقب جلو میکرد و منم جیغ میزدم و گریه میکردم تا اینکه سامان یه اه بلند کشیدو اروم شد ولی من سوزشم بیشتر شد سامان کیرشو از تو کسم کشید بیرون و افتاد رو من اشکام و پاک کرد بوسم کرد یه کم خوابیدیم خیلی اروم شدم یه یک ساعتی که گذشت سامان بلندم کرد گفت بریم بشورمت وقتی بلند شدم دیدم تمام ملحفه پر از خونه سامان همه چیزو تمیز کردو اومد کنارم خوابید.......

نوشته:‌ مها

1.666665
نمره شما: هیچ :میانگین 1.7 (6 رأی )

17 نظر

حتما از اون به بعد جنده شدی

نوشته ashkan98 در 22. April 2012 - 9:02

حتما از اون به بعد جنده شدی

باشه بابا همه فهمیدیم تو از

نوشته Varparideh در 22. April 2012 - 9:58

باشه بابا همه فهمیدیم تو از 13 سالگی جنده شدی این که دیگه بوق و کرنا نداره
تو هم البته تقصیری نداری همش تقصیر اون سامان پفیوزه که اگه کیرش سیاه بود تو جنده نمیشدی

خب...نسرین سوم پاش واشد

نوشته holo0o در 22. April 2012 - 9:08

خب...نسرین سوم پاش واشد شهوانی
میخوای بنویسی حداقل طوری بنویس که ارزش خوندن داشته باشه
تو خو انگار یکی افتاده دنبالت ...
آروم ریلکس اول نکات مهم یه سکس خوب رو بنویس بعد شروع کن نوشتن... اول معرفی مختصر پارتنرها بعد معاشقه رو بعنوان مقدمه بیار... و حتما از آرایه های تحریک کننده استفاده کن ... درست توصیف کردن لخت شدن و شروع سکس بیشترین تاثیر رو روی خواننده داره...
اصلا یک فیلم سکسی رو که از نظر مدل به سکس یا تخیل سکسی تو نزدیکه تشریح کن..این میشه داستان

موفقتر باشی

قابل توجه نویسنده های داستان

نوشته mimikhanom در 22. April 2012 - 9:27

قابل توجه نویسنده های داستان

وقتی میخواهید فانتزی های جغ تون رو بنویسید ....وقایع رو سریع و بیمنطق پشت سر هم ردیف نگنید ....لطفا

داستانت ....فانتزی جخخخخخخخخ بود... بی خود و کس شعر

یک داستان دردناک از یک جنایت.

نوشته parvazi در 22. April 2012 - 9:29

یک داستان دردناک از یک جنایت. وقتی یک دختر 13 ساله رو به زور عروس می کنن نتیجه اش اینه.

امیدوارم حداقل تو زندگیت خوشبخت باشی.

سلام به همه دوستان،نميدونم

نوشته Dada saeed در 22. April 2012 - 9:42

سلام به همه دوستان،نميدونم الان چند سالته ولي دقيقا مثل يه بچه ده دوازده ساله كه ميخواد انشاء بنويسه با موضوع شب عروسي خود را توصيف كنيد،اينجوري نوشتى براى نوشتن داستان سكس بايد بسيار بخوني و كم بنويسي حالا حالاها بايد مطالعه كني عزيزجان

باباجون اگر بکارت برات عزیز و

نوشته kose_topol در 22. April 2012 - 9:56

باباجون اگر بکارت برات عزیز و محترمه که خب با آب و تاب تعریفش کن و وقت بزار برای داستانت.
اگرم برات مهم نیست اینطوری تعریف نکن اعصاب مارو خورد کردی.

واي كيرم توكوسه كوچولوت وكيرم

نوشته ahb_90 در 22. April 2012 - 10:17

واي كيرم توكوسه كوچولوت وكيرم توداستان تخميت_ميمي خانوم بيايه سكس فانتزي باهم بريم بعد داستانشوبزاريم بچه ها بفهمن داستان اينه

کیرم

نوشته Derrick Mirza در 22. April 2012 - 11:00

کیرم وییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییژ
آخ آخ ببخشید عجله کردم میخواستم حواله چشمات کنم سرعتم خیلی بالا بود رفت تو دماغت .

از داستانت فقط این رو فهمیدم

نوشته hasan25 در 22. April 2012 - 11:30

از داستانت فقط این رو فهمیدم که : اول تو لرزیدی بعد سامان لرزید , تو جیغ زدی , ملافه پر خون شد , خسته نباشی !!

خو راست میگن دیگه!مگه بابات

نوشته xxxi girl در 22. April 2012 - 16:08

خو راست میگن دیگه!مگه بابات بالا سرت بود که انقدر تند تند نوشتی؟راستی اون چیزی که داشت از حلقت میومد بیرون اخر اومد یا اون تو موند؟فک کنم کله ی الت اقاتون در حلق شما جا مانده بید!!

خو راست میگن دیگه!مگه بابات

نوشته xxxi girl در 22. April 2012 - 16:12

خو راست میگن دیگه!مگه بابات بالا سرت بود که انقدر تند تند نوشتی؟راستی اون چیزی که داشت از حلقت میومد بیرون اخر اومد یا اون تو موند؟فک کنم کله ی الت اقاتون در حلق شما جا مانده بید!!

نگو سیزده 12 1 خواهر هم سن

نوشته mohammad joon در 22. April 2012 - 23:20

نگو سیزده
12 1

خواهر هم سن نداری؟
چندماهه کفه هم سنو سالات شدم باز آخرینش بهمن پارسال بود.وای عاشق سینتم.

پسر کونی دیگه ننویس . . . . .

نوشته takavarjoon در 23. April 2012 - 11:25

پسر کونی دیگه ننویس . . . . . . .
تو داستان دیگه هم که نوشته بودی گفتم که پسر هستی. الان مطمئن شدم. بچه کونی اینجا جای تو که دهنت بوی کیر میده نیست. کونی شدی که شدی دیگه جار و جنجال نداره!!! برو جلق بزن و کون بده و اینجا نیا تا کاملا رشد کنی. فعلا ذهنت آماده نیست. عروسک بازی کن و گلهای قالی رو هم میتونی بشماری ولی دل به کار هم بده. دیگه نیا و ننویس پسر بچه کونی.

خوب بود ولی خیلی تند

نوشته آریایی در 23. April 2012 - 18:13

خوب بود ولی خیلی تند نوشتی

واقعی!

نوشته toghi912 در 24. April 2012 - 0:47

واقعی!

چه جامعه ایه ک دخترو تو 13

نوشته lordpunisher در 22. July 2012 - 16:01

چه جامعه ایه ک دخترو تو 13 سالگی شوهر میدن؟؟؟؟؟؟؟