شما اینجا هستید

اولین سکس یه دختر

سلام. اسم من آرزو است.من الان 29 سالمه و این خاطره ای که میخوام براتون بگم بر می گرده به 9 سال پیش زمانی ک من 20 سالم بود. ما 4 خواهر و 2 تا برادر هستیم و من کوچکترین بچه هستم. بزرگترین خواهرم دو تا بچه داره که پسر بزرگش محمد که بزرگترین خوهرزاده ام است و 1 سال از من کوچکتره. من میخوام خاطره سکس ام را با محمد تعریف کنم. راستش دوره دبیرستان من با این دوره کاملا فرق می کرد. اون زمان دخترا مخصوصا من زیاد ازادی نداشتیم و خیلی سخت میشد دختر پسری با هم دوست بشن چه برسه که برن خونه خالی. راستی خبری هم از موبایل نبود. من از دوره دبیرستان سکس و اصطلاحات سکسی اشنا شدم. و چندتا فیلم سکسی هم خونه یکی از دوستام که خیلی وارد بود تو این کارها دیدم. یواش یواش علاقه مند شدم با یه پسر حال کنم. و بعد از یه مدت این شده بود برای من یه ارزو.توی حمام که می رفتم خیلی با خودم ور می رفتم. من هم نمی توانستم به شخص غریبه ای اعتماد کنم و با اون دوست بشم راستش شرایط اون دوره خیلی با الان فرق می کرد.خلاصه امیدی به اینکه با یه پسر سکس داشته باشم نداشتم.تا یه روز خیلی توکف بودم محمد و مامانش اومدن خونمون و من یه دفعه فکر سکس با محمد امد تو ذهنم. راستش محمد زیاد پسر درستی نیست و خیلی پرو بود و گند زیاد بالا اورده. من یه بار دیدمش با حسین پسر اون یکی خواهرم که 10 سالشه ور می ره و خودشه می چسبونه بهش وباهاش حال می کنه و همین موضوع باعث شد که که به فکر سکس با اون بیفتم. راستش رو بخواید دور و بر من هم می پلکید ولی من تا قبل از اون روز به اون موضوع فکر نمی کردم.اون شب خیلی با خود فکر کردم و تصمیم گرفتم بهش چراغ سبز نشون بدم. وقتی میومد خونمون یه جوری به کیرش نگاه می کردم که متوجه بشه و اونم که پسر تیزیه تو این مسائل دوزاریش افتاد ویه روز که داشتم به کیرش نگاه می کردم دستشو گذاشت رو کیرش و زیر چشمی به من نگاه کرد منم یه نگاهی بهش کردم و لبخند زدم. دیگه محمد مطمئن بود که دوست دارم بهش بدم.

این مسائل یک یه سالی طول کشید من دیگه 20 سالم شده بود و محمد 19 سالش. یه روز رفتم خونه خواهرم(مادر محمد) دیدم به جز محمد کسی نیست خواهر کوچیکش مدرسه بود و خواهرم رفته بود خرید. من رفتم تو اتاق خواهرم لباسامو عوض کردم وبا لباس راحتی پوشیدم راستش با خودم گفتم که امروز بهترین موقعیته که با محمد حال کنم. راستش تواین مدت به هم دیگه فهمونده بودیم که از هم چی می خوایم فقط منتظر فرصت بودیم که اون هم جور شد . محمد داشت تو حال تلوزیون نگاه میکرد منم رفتم جفتش نشسم و خیلی تابلو به کیرش نگاه می کردم ولبخند می زدم . محمد وقتی دید که من چراغ سبزو نشونش دادم اروم دستش گذاشت روی رونم و اروم فشار می داد بعد دستشو از زیر تیشرتم کرد تو و روی شکمم گذاشت بهد از چند دقیقه پیراهن خودشو و شلوارشو در اورد گفت تا من میرم تشک بیارم تو هم لباساتو در بیار منم پیراهنم را داوردم ولی بعد ازاینکه پیراهنم را دراوردم احساس پشیمانی کردم راستش خواستم که پیراهنم را بپوشم و برم اما محمد امد و تشک را انداخت و گفت تو که هنوز لباساتو در نیاوردی بعد خودش شلوار و کرستمو دراورد و منو خوابوند روی تشک شروع کرد به بوسیدن و خوردنه سینه هام راستش خیلی داشتم حال میکردم ولی همچنان احساس ترس و پشیمانی در من بیشتر می شد و به محمد گفتم بسه دیگه من می خوام برم محمد هم با پرویی گفت تا یه دست درست نکنمت نمی زارم بری منم گفتم گمشو من فقط می خواستم یه خورده با هم ور بریم بعد یه خورده تلاش کردم که پاشم ولی زورم بش نرسید چون اون هیکلی و قوی بود. به خودم گفتم چته ارزو تو که همیشه ارزو داشتی با یکی سکس کنی بعد به خودم گفتم نباید این فرصتو از دست بدم یه خورده اروم شدم و دوباره خودمو سپردم دست محمد اونم بعد ازاینکه حسابی سینه هامو خورد شرتمو در اورد منم بهش گفتم تو هم شرتتو در بیار اونم این کارو کرد من بلاخره کیر خوشگل محمدو دیدم بعد کیرشو اورد نزدیک من. یه خورده باش ور رفتم خیلی حال می داد اولین باری بود که یکیرو توی دستام می گرفتم تو فیلمای سکسی دیده بودم که چطور زنه کیر مردرو با ولع می خوره به خاطر همین منم کیرشو خیی اروم کردم توی دهنم راستش از مزه اش خیلی خوشم امد محمد کیرشو هی تو دهنم عقب و جلو می کرد بعد از چند دقیقه بهم گفت رو دستو پاهات باست می خوام بکونمت منم اطاعت کردم بعد یه ژل مخصوص مالید به سوراخ کونم و کیر خودش. و اماده شد تا منو بکنه منم از همه جا بی خبر بودم که چقدر درد داره کونمو دادم سمتش و اون کیرشو یه کرد تو کونم درد وحشتناک و غیر قابل تصوریو احساس کردم و جیغ بلندی کشیدم خواستم خودمو بکشم جلو که کیرش در بیاد ولی اون پیشدستی کرد و همونطور که کیرش تو کونم بود منو خوابوند روی تشک و خودش خوابید روی من و دیگه هیچ کاری نمی تونستم انجام به جز التماس کردن به محمد .بهم گفت یه خورده بگذره عادت می کنم. منم گفتم تو رو خدا درش بیار خیلی درد داره دارم می میرم. بعد از چند دقیقه شروع کرد به عقب و جلو کردن دردش یه خورده کمتر شده بود ولی بازم خیلی درد داشت ولی چون لذت هم قاطیش شده بود می شد تحمل کرد بعد از چند دقیقه هم ابشو ریخت تو کونم و کیرشو در اورد من یه 5 دقیقه بی حال افتاده بودم روی تشک بعدش پاشدم رفتم دوش گرفتم و رفتم خونه. بعد ازین ماجرا به خودم گفم که این بار اخره که با محمد سکس می کنم. ولی سر قولم نموندم و چند باره دیگه با محمد سکس داشتم.

نوشته:‌ آرزو

داستان سکسی:

3
نمره شما: هیچ میانگین 3 (2 votes)

نظرات