اولین کون به پسرعمه

سلام دوستان من ساسان هستم و20 سالمه
قضیه اولین کون دادن خودمو میخواستم براتون بگم . من وپسر عمم از دوران بچگی خیلی صمیمی بودیم و وقتی میرفتیم شهرستان منو اون که اسمش سروش بود همیشه پیش هم بودیم واکثرا با هم میخوابیدیم . تو این خوابیدنها هم اکثرا به هم ور میرفتیم . البته هیچ وقت کار به سکس نکشید چون شوت تر از این حرفا بودیم . کارمون این بود که شلوار همو در میوردیم وبه کون وکیر وخایه هم ورمیرفتیم ومیمالیدیم . این بحتش ماله دوره راهنماییه . اما اصل قضیه بر میگرده به سال اول دبیرستان . سروش خیلی زودتر از من به بلوغ رسیده بود و کیرش حسابی گنده منده شده بود ووقتی راست میکرد 20 تایی میشد. تازه رفتاترشم نسبت به من عوض شده بود . من هنوز هیکلم پسرونه بود و بدنم اصلا مو نداشت . کلا هم نسبت به اون خوشکل تر و سفید تر و کونم برجسته وتپل بود . وقتی شلوار لی تنگ میپوشیدم این و توی نگاه بعضیا حس میکردم که حواسشون به کون منه وتو نهخ من هستن . بگذریم . یه شب توی تعطیلات عید که خونه سروش اینا بودیم . موقع خواب شد و من با سروش و داداش بزرگترش کنار هم خوابیدیم . برا همین دیگه دستمالی قضیش منتفی شد ومنم تخت گرفتم خوابیدم. غافل از اینکه پسر عمه بزرگترم با تماس دوستش میره خونه اونا ومن با سروش تنها میمونیم توی اتاق . نیمه های شب بود که حرکتای بدنم و تکونایی که میخورم منو از خواب بیدار کرد . بین خواب وبیداری حس کردم شلوارم وشرتم پایینه و یه چیز بین رونای پام و کپل کونم لول میخوره . منم که از همه جا بیخبر. خوابم که بیشتر پرید متوجه شدم که بله سروش شلوار وشرتمو تا زانوهام پایین داده و کیر گنده تف مالیشو داره لای رونام عقب جلو میکنه . یه لحظه نگاه کردم دیدم پسر عمه بزرگم هم نیستش . اولش خیلی بدم اومد وخواستم که جلوی کارشو بگیرم .چون ما همیشه هر کاری میکردیم مساوی بود .کسی مفعول مطلق نبود . ولی از همون لحظه بیدار شدن حس حشری خاصی داشتم که باعث شد خودمو زدم به خواب وحرکتی نکردم . یاد یه تیکه فیلم سوپر افتادم که طرف داشت کون زنه رو میکرد ومن شدیدا لذت میبردم . بعد یکم عقب جلو کردن کیرش لای پاهام حس کردم کیرشو چسپوند به سوراخم وقصد داشت بکنه تو سوراخم .ولی چون من به بغل خوابیده بودم هر چی سعی میکرد کیر تو سوراخ نمیرفت . با اینکه از دردش میترسیدم ولی اون لحظه حشر زده بود به چشام و چیزی حالیم نبود . به شکم خوابید وبه کمک پاهام شلوار وشورتمو از پام در اوردم .با این کار پسر عمم فهمید بیدارم وانگار که از شر احتیاط کردن راحت شده بود سریع افتاد رو کمرم وکیر گندشو وسوراخ منو پر تف کرد .سر کیرشو گذاشت رو سوراخم وشروع کرد به هل دادن .درد فوق العاده ای داشت ونزدیدک بود داد بزنم .دستمو از پشت انداختم وکیرشو گرفتم .اون کماکان داشت کیرشو میداد تو . تا اینکه سرش رفت توش .دردش بیشتر شد ومنم داشتم تحمل میکردم .چند دقیقه ای به همون حالت گذشت و انگار دردش کمتر وکمتر میشد . دستمو از کیرش ول کردم و اون دوباره هل داد که ایندفعه تا ته کیرش رفت تو کونم .اینو وقتی حس کردم که تخماش به لمبرای کونم خورد . شروع کرد به عقب جلو کردن و وتند تر وتند ترش کرد. لرزش لمبرای کونمو حس میکردم .فکر نمیکردم که اینقد وارد شده باشه . حقیقش منم داشتم لذت میبردم وحس بدی نداشتم در حالیکه قبلا از این کار متنفر بودم ولفظ کونی بدترین فحش برام بود . ولی الان خودمو یه کونی میدیدم که یه کیر کلفت تو کونم داره عقب جلو میره .تو آخرین لحظه کیرشو تا ته کرد تو وآبشو به شدت تو کونم خالی کرد که لذت خاصی داشت . بیحال شد و رو کمرم افتاد . بعدشم بلند شدیم یکی یکی رفتیم توالت .من حین راه رفتن همینطوری از سوراخم آبش بیرون میریخت و من کنترلی نداشتم وتوی دستشویی هم کلی اب از کونم بیرون ریخت . خلاصه اولین کون دادن تقریبا ناخواسته انجام شد. البته بعد از این قضیه چند باری هم بهش کون دادم البته رسمی وحرفه ای ویه بار هم من کردم البته لاپایی چون کیرم کوچیک بود وتو نمیرفت . الان کمتر با هم سرو کار داریم . ولی من از کون دادن لذت میبرم . واون خاطره هنوز منو حشری میکنه وخواستم شما هم حال کنید

نوشته:‌ ساسان

3.12121
نمره شما: هیچ :میانگین 3.1 (33 رأی )

19 نظر

Admin Emrooz Ekhtsasi Be Gay

نوشته dark_alone_man در 11. September 2011 - 7:49

Admin Emrooz Ekhtsasi Be Gay ha Pardakhte Smile)
.

ارزش خوندن نداره نخوندم !

نوشته sara sweet در 11. September 2011 - 7:59

ارزش خوندن نداره نخوندم ! بمیر لطفا

اینم که گی شد..با چه افتخاری

نوشته reza kosdust در 11. September 2011 - 9:02

اینم که گی شد..با چه افتخاری هم میاد کون دادنشو تعریف میکنه بچه کونی....اببببببببیییییییییی

دوره ابتدائی: با شومپولامون

نوشته feri151 در 11. September 2011 - 10:26

دوره ابتدائی:
با شومپولامون شمشیر بازی میکردیم. روزها خیلی سریع میگذشت. شومپولامون با هم دیگه رفیق بودن.
دوره راهنمائی:
با دودولامون و کونهامون به ترتیب معامله بهم میزدیم و دککون باز میکردیم
خوب روزائی بود همه چی یر به یر بود
دوره دبیرستان:
من هنوز دودول داشتم اما مال اون دیگه کیر بود نامرد نه گذاشت نه برداشت تا ته چپوند تو سولاخ ما
یادش به خیر قدیما .....
توضیح: این چپوند داخل مقعد من تصادفی بود واسه اولین بار
درسته که من بیدار شدم ولی خودمو بخواب زده بودم بازم درسته که با کمک پاهام شلوار و شورتمو پائین دادم ولی ناخواسته بود نمیخواستم کون بدم باور نمیکنین؟؟؟؟؟؟؟؟
خدائی یادش به خیر قدیما......

feri151شامپو جلق مناسب الان

نوشته mm6113mm در 11. September 2011 - 10:29

feri151شامپو جلق مناسب الان چیه تو بازار؟فکر کنم این چینیها خیلی توهم زا باشن.....راستی چرا عشق و نفرت رو پروندی رفتش؟الان این جلقی ها و کونیها سوالات ونظرراشون رو از کی بپرسن؟خود من،،در کودکی با یه شامپو که از دیار استکبار جهانی بودجلق زدم،اکنون حکمش چه میباشد؟ایا شما میتوانید این مسئلکم را تفسیر کنین؟هاااااااا؟
ای عشق و نفرت عزیز کیرهای ما در نبود تو دچار افسردگی حاد گشته و نیازمند یاری سبزتان میباشند..باشد که این جوانان جاهل و خام قدر و منزلت شما را بدانن...در این وادی مجازی شخصیتی همچون شما که سخنان بسی گهربار تراوش میکند نیست..باشد که فرمایشات شما با جوهری از آب کیر و کس نگاشته شود تا چراغ راهنمایی آیندگان باشد..
امید است که این جوان گستاخ فری برای عرض پوزش و یبخشش به پیش گاه شما اید و از دلتان(یا کونتان،کستان،دهنتان یا هر سوراخ موجود)به در اورد و مورد رحمت و بخشش والا مقامی چون شما قرار گیرد...
مرید شما مهران

داش مهران بعد از اون به قول

نوشته feri151 در 11. September 2011 - 10:43

داش مهران
بعد از اون به قول معروف اصلاحیه ای که زدم تو داستانت و نحوه برخوردت رو دیدم
خیلی تحت تاثیر مرامت قرار گرفتم
امروز تو تالار آئینه هستم خواستی بیا بیشتر آشنا شیم.

ارزش خوندن نداره

نوشته eSahand در 11. September 2011 - 10:45

ارزش خوندن نداره اصلاااااااااااااا

فری مرسی.به قول سارا برو

نوشته hess در 11. September 2011 - 13:24

فری مرسی.به قول سارا برو بمیرررررررر لطفا نداره دستوره

گی؟؟؟ نمیخونم!!!!

نوشته ReD_StAr در 11. September 2011 - 15:24

گی؟؟؟
نمیخونم!!!! Not Talking

سلام بر کونی ها وکوسو ها

نوشته pedram2000 در 11. September 2011 - 15:37

سلام بر کونی ها وکوسو ها وکیری ها
بدتون نیاد اینجا همه خارج از این سه تا نیستن خب.
داستانی بس کیری بود . بابا لامصب دادن ماله زن ودختراس خاک بر سرتون .حیوون نر دیدی کونی باشه نه دیدی . یعنی ز حیوون هم کمتری بشر! ای کیرم تو همه سوراخ سمبه هات!

اول از همه به پدرام بگم

نوشته bahar7080 در 11. September 2011 - 16:59

اول از همه به پدرام بگم بتوچه كه كي چجوري حال ميكنه دوما منم دفعه اول همچين حالتي برام پيش اومد از خواب بيدار شدم ديدم كير لايه پامه

اگه پایه دادنی یه ایمیل به من

نوشته midisal در 11. September 2011 - 17:49

اگه پایه دادنی یه ایمیل به من بزن midisal@yahoo.com
یادت باشه دادن به غریبه خیلی بهتره

من خودم چند بار از اين راه

نوشته imanrf در 11. September 2011 - 17:57

من خودم چند بار از اين راه كون كردم.خيلي باحال بود. بازم بنويس.كون لق اونايي كه كوس شعر ميگن.اونا چند تا بچه سوسول خوشكلن از ترس كونشون كوس شعر ميگن.هيچ چي تو دنيا مثل كردن كون بچه خوشكل جواب نميده. كير را بهر كون گرد ساختند گر بهر كوس بود تبر مي ساختند.

نکنه قراره کاب قهرمانی چیزی

نوشته بچه شهر در 11. September 2011 - 22:52

Nerd نکنه قراره کاب قهرمانی چیزی بدن که همه باهم کونی شدن؟

جدیدا کونی ها خیلی پورو شدن

نوشته amin arab در 12. September 2011 - 2:46

جدیدا کونی ها خیلی پورو شدن ... میپرن وسط میگن ما میدیم !!!

چشم بهار جونی هر چی تو بگی

نوشته pedram2000 در 12. September 2011 - 10:49

چشم بهار جونی هر چی تو بگی گلم .بووووووووس20

تخیلات مینویسی خب چرا دیگه

نوشته keyvanxafan در 13. September 2011 - 2:43

تخیلات مینویسی خب چرا دیگه گی؟
کیر بیس سانتی؟یهو همشو کرد تو؟

ساسان جان الان چندسالته اگه

نوشته kam.kam در 21. September 2011 - 17:05

ساسان جان الان چندسالته اگه مایلی این میل منه kam.ali52@yahoo.com بیاتامنم یه دورامتحانت کنم راستی سنم27قد185وساز کامی کوچکه 24سانت وخوش استیل

داستان قشنگی

نوشته asbn در 14. July 2012 - 22:55

داستان قشنگی بود

آفـــــــــــــــــــــــــــــــــــرین