اولین کون دادنم به صاحب بوتیک

سلام
اسم من روح الله است.
اهل اصفهانم
این خاطره صرفا برای بیان بخشی از بیوگرافی خودم که مربوط به سال 1379 می باشد را براتون تعریف میکنم. من اصولا ادم شاد و خندانی بودم و دارای روابط اجتماعی بالا.
یک روز رفتم پاساژ و برای اینکه یک شلواری بخرم و وارد یک مغازه شده ام.کمی با هم گفتگو کرده ایم . کلی حرف زدیم.طرف خیلی حرفه ای بود. اسمش علی بود. به من یک شلوار داد که بپوشم و تست بکنم بینم اندازمه یا نه.
خلاصه بعد از عوض کردن چنتا شلوار یه هو طرف اومدش داخل اون اطاقک مخصوص لباس عوض کردن و بهم گفت بپوش بینم بهت میاد یا نه منم پوشیدم . بعدش گفتش یه چرخی بزن ومنم چرخیدم یه هو لمبر های کونم را نوازش کرد و من خودمو کشیدم.چون اولین بارم بود و فکر نمیکردم این بخاد کار خاصی انجام بده.
خلاصه من با ناراحتی که اینکارو چرا باهام کردی اومدم بیرون از اطاقک و باهاش حرف زدم که چرا این کارو کردی؟
ولی اون بحثو عوض کرد و حرف از سکس میزد برام و میخواست منو حشری کنه.
خلاصه بعد ازم پرسید کیرت بزرگه منم گفتم بد نیست خلاصه در حالی که من تقریبا پشت میز کسب پیشش بودم کیرمو گرفت و باهاش بازی کرد.
کیرم راست شد وقتی دید کیرم راست شد و من خوشم اومده دوباره دست گذاشت در سوراخ کون من از رو شلوار منم حشری شده بودم و خوشم اومد از کارش.
خلاصه تقریبا مغازه های پاساژ داشتن می بستن برای ناهار ولی اون نقشه کون منو تو سر داشت.گذاشت همه مغازه ها بستند و بعد لومد و مانتو های بلند را جلو شیشه ویترین گذاشت که کسی نتونه داخل رو ببینه.بعد اینکه داخل کاملا امن شد اومد سراغ من. منم دیگه دوس داشت بهش بدستم.واقعا کیرم راست شده بود و تنها راهش این بود که کونمو قربانیش کنم.خلاصه من کیرشو تو دستم گرفتم گیر کلفت و زیبایی داشت.کله اش جوری پهن بود که اولش ترسیدم ولی اون ازم خواست که ساک بزنم منم تو دهن گرفتمش. جوری کلفت بود که توی دهنم خیلی سنگینی میکرد.بعد چند بار ساک زدن اون ازم خواست برگزدم کونمو اماده کنم.
من الان سر پا وایساده ام و اونم پشتم داشت کیرشو میمالید به سوراخ کونم جوری گرم شده بود در کونم که احساس خیلی خوبی بهم دست میداد.یه هو بدون اینکه خیس کنه فشار داد در سوراخ کونم و من جوری دردم گرفته بود که یه هو جلو کشیدم.خلاصه اون گفتش اروم تر باش این دفه خیس میکنم.تف مالید به کیرش و در سوراخ منو هم تف مالید خلاصه اهسته اون کیر کلفتشو کرد توی کونم. وقتی وارد کونم شد اون قدر درد داشتم حس میکردم که گفتم کاش زودتر تموم شه کارش و من رهایی یابم.ولی بعد دوسه بار تلمبه زدن چنان لذتی بردم که نگو.کیرش اونقدر کلفت بود که کونمو یه حال درست و حسابی بهش داد.
اون کیر کلفت کونمو بد جور داغ کرده بود.خیلی بهم حال میداد.اونقدر تلمبه زد که ابش اومد و ابشو ریخت توس کونم.وقتی اب ریخت تو کونم حس دیگه ای داشتم و خودمو بهش چسبونده بودم که کیرش تا ته بره تو کونم.خیلی از اون سکس لذت بردم.هر وقت یادش میفتم کلی حال میکنم.
بعد اون دو بار دیگه رفتم پیشش و باز منو کرد.خیلی از کیرش خوشم میومد.جوری بود که بهش عادت کرده بودم.هر وقت زنگش میزدم میگفت بیا پیشم. ومنم میرفتم پیشش و کلی براش ساک میزدم و بعدشم کون سفیدمو میدادم سمتش.بعد 5 بار که حسابی با کونم حال کرده بود.دیگه خبری ازش نشدو و منم در حسرت یک کیری کوتاه کلفت که ..............

نوشته: روح الله

2.76923
نمره شما: هیچ :میانگین 2.8 (13 رأی )

32 نظر

از اول کونی بودی یا از اون

نوشته koohyar.meshki posh در 27. January 2013 - 9:41

از اول کونی بودی یا از اون روز به بعد کونی شدی،این همه کونی داشتیم تو مملکتمون و خبر نداشتیم

امرو همه گي شدن! IMPISH

نوشته impish در 27. January 2013 - 9:43

امرو همه گي شدن!
IMPISH

بر پدر و مادر هرچی گی و گی

نوشته Pentagon U.S.A در 27. January 2013 - 9:44

بر پدر و مادر هرچی گی و گی نویسه لعنت
نخوندم چون گی بود! Sad

ای بابا!!!!!!! چرا گیر میدین

نوشته cindrela در 27. January 2013 - 9:59

ای بابا!!!!!!!
چرا گیر میدین خو !همونجور که شما با جنس مخالف موافقید اینا با هم جنسشون مخالفن
هرکسی یه جور سکس رو دوست داره

چرا خانوم ها با گی ها

نوشته bacheh shomal در 27. January 2013 - 10:28

چرا خانوم ها با گی ها موافقا؟؟ نکنه سکس اونا رو سکس نمی دونن!!

ki gofte ba gay ha moafeghan?

نوشته shiva naznazi در 27. January 2013 - 10:32

ki gofte ba gay ha moafeghan?

حیف اون اسمت

نوشته masoodjoon در 27. January 2013 - 10:44

حیف اون اسمت

كوني بودن تو خونته ادامه بده

نوشته darkness-01 در 27. January 2013 - 10:51

كوني بودن تو خونته ادامه بده كونتو نزار راحت بده

این انقلاب یه رهبرکونی داشت

نوشته hosaco1391 در 27. January 2013 - 11:32

این انقلاب یه رهبرکونی داشت که اونم اسمش روح الله بود....دوست دارم داستان اولین کون دادن اونو بدونم <)Smile

بیابروبمیر.مرتیکه سگ صفت.

نوشته reza2920 در 27. January 2013 - 12:00

بیابروبمیر.مرتیکه سگ صفت.

ميگن روح الله همه كوني بودن و

نوشته sorosh araki در 27. January 2013 - 12:08

ميگن روح الله همه كوني بودن و هستن(22 بهمن مباركت باشه)

خاک تو سرت با این داستان

نوشته رامین محشر در 27. January 2013 - 12:23

خاک تو سرت با این داستان نوشتن
میرفتم تو مغازه ش و بهش میدادم ....
بعد پنج بار دیگه خبری ازش نشد...!!!!!!
آخه اسگل گاگول میرفتی مغازه ش چطوری دیگه ازش خبری نشد!!!
حتما میخوای بگی بخاطرت مغازشو عوض کرد آره؟؟؟
گم شو بابا

نظرات بیانگر چرت بودن داستانه

نوشته آیت الله جونور در 27. January 2013 - 13:26

نظرات بیانگر چرت بودن داستانه

کس گفتی مومن فقط نوشتی که

نوشته صدای گیتار در 27. January 2013 - 14:00

کس گفتی مومن فقط نوشتی که فحشت بدیم. منم فحش نمیدم تا دق کنی

میگم روح الله این مغازه تو

نوشته CedriC.95 در 27. January 2013 - 14:28

میگم روح الله این مغازه تو علی اباد بود ک مشتری نداشت؟؟؟توام خیلی تخیلیش کردی دادا
در کل با گی مخالفم

حالا کونی ای اشکال نداره چون

نوشته 2doost در 27. January 2013 - 14:29

حالا کونی ای اشکال نداره چون لابد کونت میخاره(خاک تو گورت)؛فقط میخام بدونم ک تو پسری رفتی شلوار بخری بعدا تو بوتیک پسرونه مانتو بلند چیکار میکنه اخه اوبی اوشگول ابادی کون گلابی

خسته نباشید.. یه بار رفتم

نوشته تبعید آزاد در 27. January 2013 - 14:49

خسته نباشید..
یه بار رفتم پاساژ لباس انتخاب کنم به یه بوتیک که رفتم صاحب مغازه نبودش اما کارگرش که پسر خوشکل حدودآ 20 ساله بود وجلوی بوتیک ایستاده بود وقتی دید میزدم لباس ی ویترین رو ازم خواست لباسای بیشتری که داخلن رو بازدید و پرو کنم منم پذیرفتم و وارد شدم، چند نمونه آورد جلوم گذاشت منم یکی رو برداشتم رفتم اتاق پرو پوشیدم برگشتم دیدم ظاهرآ بهم میاد، یه شلوار جین ازش خواستم چندتا آورد وقتی رفتم واسه پرو دیدم اومد کنار درب اتاق پرو به بهونه ی تا زدن لباسایی که دیگه نیازی بهشون نداشتم، درز و شکاف درب اتاق پرو بحدی بود که دربش براحتی بسته نمیشد، شلوارو پوشیدم داشتم تو آیینه خودمو دید میزدم یه دفعه دیدم جلودر وایساده بقصد برانداز کردن من، نظرشو جویا شدم گفت عالیه و اومد جلو به خشتک و پشت کمرم دستی زد، منظورشو اول نگرفتم اما وقتی اومد جلوتر و دستی به کیرم زد حسابی جا خوردم، یه نگاه معنادار نثارش کردم اونم حالت عادی به خودش گرفت، وقتی دید چندان اعتراضی ندارم جرآت نشون داد و بیشتر کیرمو فشار داد منم نامردی نکردم به کونش دستی زدم گفتمش خوشت میاد که با چشمک اعلام رضایت کرد، گفتم حیف اینجا جاش نیست والا حالتو جا می آوردم، به ساعتش نگاهی کرد گفت صاحب مغازه تا یکساعت دیگه برنمی گرده بذار درب بوتیک و ببندم و بریم اتاقک طبقه بالا که ظاهرآ انبارمغازه بود، خلاصه با دلهره گفتم آبرومون نره؟! گفتش نترس از پله برو بالا من اوضاع رو آرام میکنم و میام، من واقعیتش از اندام و خوشکلیش خوشم اومد قبول کردم و رفتم بالا، روی صندلی نشستم ولی سخت استرس بر من حاکم شد بگونه ای که کیرم اصن حسی براش نموند، دید پس از لختی اومد بالا و گفتش زود باش لخت شو تا کسی نیومده، من من کردم که از خیر کردن گذشتم اونم اصرار کرد حداقل بذار ساک بزنم، بهرروی زیپمو باز کردم اونم جلوم زانو زد و کارشو شروع کرد، گرمای دهنش و ساک زدن حرفه ایش وادارم کرد شلوارمو سریع دربیارم و اونم سریع لخت شد، واااااااااای چه میدیدم، باور کنید کم مونده بود غش کنم از دیدن اندام این پسر، دوباره آغاز کرد ساک زدن رو و منم رفتم تو حس و ماسازش میدادم، شاید 2 دقیقه برام ساک زد که گفتم برگرد که تا کونتو جر بدم، وای تا برگشت انگار یه دختر جلو قنبل کرده، مهلت ندادم و شروع به انگشت کردنش کردم اول یه انگشت و سپس دو انگشتی بهش حال دادم تا خوب آمادش کرده باشم، اونم حرفه ای بود گفتم درست قنبل کن و بیارش بالا میخوام سرپایی بگامت، آماده ی عملیات شد و منم دیگه امانش ندادم و آروم کله ی کیرمو که حسابی خیسش کرده بودم با سوراخش تنظیم کرده و با یه فشار و آهی با ناز و عشوه اعلام آمادگی کرد و آروم آروم عقب و جلو کردم تا تمام کیرم داخل بره وقتی حس کردم تخمام به لمبه هاش برخورد میکنه فهمیدم تا ته کیرمو پذیرفته، تلمبه زدم و زدم . و زدم، پشت سر هم و تندترش کردم اونم داشت اساسی حال میکرد و با دستش پا و دستمو ماساژ میداد و خرکیف شده بود، منم تلمبه زدنو تندش کردم، دو بار در اثر حرکات تند من کیرم از کونش بیرون اومد ، حدودآ 6-7 دقیقه تلمبه زدم تا بالاخره آبمو اومد ، با موافقت اون همه رو تو کونش خالی کردم، دیگه پاهام شروع لرزش کرد وقتی آبمو خالی کردم 30 ثانیه ای کیرمو خارج نکردم چون اون علاقه داشت بذارم توش بمونه، کارمون که تمام شد ، بلادرنگ پوشیدیم من زودتر پریدم پایین و منتظرش موندم تا بیاد. خلاصه اومد و ماهم پول لباسارو حساب کردیم وقتی خواستم خداحافظی کنم اومد جلو و یه لب جانانه ازم گرفت، ازم خواست هرگاه گذرم اون ور افتاد بهش سربزنم، شماره ی همراهشو بهم داد و از هم خداحافظی کردیم. چندین بار دیگه کردمش ولی نه در محل کارش بلکه در منزل خودم.
ببخشید؛ خواستم خاطره ی مشابهم رو برای دوستان تعریف کرده باشم.
پاینده باشید

تخمی ترین داستان طول عمرم بود

نوشته mohammadsexilove در 27. January 2013 - 15:09

تخمی ترین داستان طول عمرم بود

والا تو که تو بوتیک کون دادی

نوشته mostoufi در 27. January 2013 - 16:04

والا تو که تو بوتیک کون دادی قبلش هم حتماً رزومه درخشانی داشتی. نامردم اگه تو مدرسه کون تپلت دستمایه بازی بچه های شیطون کلاس نبوده باشه. الان هم اینقدر کیر خوردی که اژدها هم دیگه جوابگوت نیست. میگی نه؟ پشت کن (این جمله آخر رو خیلی با اکراه گفتم واقعاً در آستانه اوغ هستم الان)

عزیزم ناراحتت شدم بگرد پیدا

نوشته EIS در 27. January 2013 - 17:43

عزیزم ناراحتت شدم
بگرد پیدا میکنی
جویینده ، یابنده س

پریروزم صاحب بوتیک تو محلمون

نوشته salar_super23 در 27. January 2013 - 17:55

پریروزم صاحب بوتیک تو محلمون داشت مامنمو میمالییید Love Struck Love Struck Drooling

تبریک میگم هم کون دادنت هم

نوشته mohammad 1359 در 27. January 2013 - 18:22

تبریک میگم هم کون دادنت هم آغاز دهه فجرت بامید روزی که تو هم مثل روح الله تو بشکه بری

عزیزم ناراحتت شدم بگرد پیدا

نوشته EIS در 27. January 2013 - 18:51

عزیزم ناراحتت شدم
بگرد پیدا میکنی
جویینده ، یابنده س

خاک برسرت روح الله خاک برسرت

نوشته acc_nzr در 27. January 2013 - 19:35

خاک برسرت روح الله
خاک برسرت

دوست داری کیر 25 سانتی منو هم

نوشته امیرعلی دهقان در 27. January 2013 - 19:48

دوست داری کیر 25 سانتی منو هم بخوری.

کس شعر ننویس

نوشته mehdi 32 در 27. January 2013 - 20:47

کس شعر ننویس

کس شعر ننویس

نوشته mehdi 32 در 27. January 2013 - 20:47

کس شعر ننویس

من خودم گی هستم و عاشق داستان

نوشته ramtin-alipor در 27. January 2013 - 21:41

من خودم گی هستم و عاشق داستان های گی هستم ولی این داستان فوق العاده تخمی بود
یعنی شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدید

جناب نسبتا محترم.شما حق نداری

نوشته gay-babolsar در 27. January 2013 - 23:52

جناب نسبتا محترم.شما حق نداری به پدر و مادر گی ها بی احترامی کنی.اینجا سایت سکسیه و کسی قانونی برای انتشار نوع سکسی که در داستان ها انجام میشه نزاشته.پس چون شما این نوع سکس رو نمی‌پسندی و گرایش جنسیت چیز دیگست دلیل نمیشه به بقیه فحش بدی.ضمنا شما با میل خودتون این داستان رو خوندین مثل من و بقیه ی کسانی که خوندن پس کسی دیگری رو مجبور نکرده به خوندن.
امیدوارم اطلاعاتتون رو درباره ی گرایش های جنسی بیشتر کنید و فقط از روی خوندن داستان های بعضا کثیف این سایت در مورد آدم ها و گرایششون قضاوت نکنید.
من ، شما و دیگران هر چقدر کثیف باشیم درست نیست که خانوادمون مورد توهین قرار بگیرن.

ترسوندیمون دیگه جرأت بوتیک

نوشته ramijoojoo در 28. January 2013 - 1:26

ترسوندیمون دیگه جرأت بوتیک رفتن نداریم، به روح الله رحم نکردن چه برسه ما...

جدیدا بوتیکاهم بگا رفتنو خبر

نوشته ma2ta biseda در 28. January 2013 - 3:52

جدیدا بوتیکاهم بگا رفتنو خبر نداشتیم
بچه ها بریم جنده خونه لباس بخریم واسه کردنم بریم بوتیک
والا بغران
خخخخخخخخ

اگه بوتیک مردونه بود پ مانتو

نوشته iman.boy.73 در 28. January 2013 - 4:36

اگه بوتیک مردونه بود پ مانتو چی میخاست اونجا حتما کس لاپاته ی موش رفته توسوراخت دمش افتاده بیرون فکرکردی کیره کیرم تو روحت توب ایت زودی کون دادی پس معلومه ک کونی تشریف داری دوس دارم فحشت بدم پس میدم کیرم تو کس مامانت وبابات ک اونام ازبدو تولد کونی بودن م3 تو تو کون دادن رو ب ارث بردی از طایفت کس کش با این داستان کیریت نمیخوندم بهتربود کیرم تو سلولای مغزه کیریت کونی